
۱۵ سال از ثبت جهانی تعزیه گذشت اما ...

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
به گزارش آفتاب نیوز،
سیودومین جشنواره فیلم سارایوو طبق اعلام پیشین خود با جایزه قلب افتخاری از اصغر فرهادی تقدیر کرد.
فرهادی پس از دریافت این جایزه گفت: «از کشف این جشنواره بسیار خوشحال شدم و خوشحالم که میبینم جشنواره فیلم سارایوو در طول سالهای گذشته چگونه شکل گرفته است؛ این یک هویت سینمایی ویژه است.»
در این جشنواره به پاس سهم برجستهاش در هنر سینما، جایزه «قلب افتخاری سارایوو» (Honorary Heart of Sarajevo) در تئاتر ملی سارایوو به اصغر فرهادی اهدا شد. یووان مارجانوویچ، مدیر جشنواره فیلم سارایوو، این جایزه را به یکی از تحسینشدهترین فیلمسازان ایران تقدیم کرد.
یووان مارجانوویچ، مدیر جشنواره سارایوو گفت: «فیلمسازانی هستند که سینمای خود را حول رویدادهای خارقالعاده میسازند. اصغر فرهادی کاری انجام میدهد که شاید حتی دشوارتر باشد. او درام خارقالعاده را در دل زندگی عادی پیدا میکند. یک ازدواج، یک خانواده، یک سوءتفاهم، تصمیمی که در ابتدا کوچک به نظر میرسد، و ناگهان خود را در موقعیتی مییابیم که هر انتخابی پیامد دارد، هر شخصی قابلدرک است و هیچکس کاملاً بیگناه نیست. اصغر فرهادی بدنهای منحصربهفرد از آثار را خلق کرده است.»
او ادامه داد: «فیلمهای او به طرز باورنکردنی دقیق هستند، آنها با مردم و زندگی روزمرهشان آغاز میشوند و به تدریج به پرسشهای بسیار بزرگتری درباره حقیقت، مسئولیت، کرامت، خانواده و انتخابهایی که وقتی هیچ انتخاب کاملی وجود ندارد، انجام میدهیم، بسط مییابد.
مارجانوویچ در ادامه گفت: «روش بسیار خاص شما در فیلمسازی، شما را به یکی از فیلمسازان تعیینکننده سینمای معاصر جهان تبدیل کرده است. فیلمهای شما از زبانها، فرهنگها و مرزها عبور کردهاند، در حالی که همیشه عمیقا در زندگی و جوامعی که از آنها برخاستهاند، ریشه داشتهاند. امسال، از طریق برنامه بزرگداشت، این امتیاز را داشتهایم که به این بدنه قابلتوجه از آثار با شما در سارایوو نگاه کنیم. شما پیش از این با این جشنواره سابقه دارید. در سال ۲۰۱۸ رییس هیات داوران بخش مسابقه فیلم بلند ما بودید، و دیدن دوباره شما در کنار ما فوقالعاده است. اما امشب به خاطر فیلمهای شماست و درباره آنچه به سینما بخشیدهاید، و به جای اینکه بیشتر درباره آنها بگویم، بیایید به آنها نگاهی بیندازیم. فیلمهای شما مخاطبان را در سراسر جهان به نگاه دقیقتر به مردم، و شاید به خودشان، واداشته است. مفتخرم که قلب افتخاری سارایوو را به شما تقدیم کنم.»
اصغر فرهادی نیز در تئاتر ملی با مخاطبان صحبت کرد وگفت: «دریافت این جایزه یکعمر دستاورد، لحظهای بزرگ برای من است. این جایزهای پرمعناست و از جشنواره فیلم سارایوو برای دریافت آن سپاسگزارم. این دومین بار است که به شهر سارایوو میآیم. بار قبل، بخشی از هیات داوران بودم. از تمام فضای این شهر خوشم میآید. امشب میخواهم اشاره کنم که تعداد زیادی از مخاطبان به اینجا میآیند. در اینجا یک اکران داشتم و هزاران نفر فیلم مرا در اینجا تماشا کردند. از کشف این جشنواره بسیار خوشحال شدم و خوشحالم که میبینم جشنواره فیلم سارایوو در طول سالهای گذشته چگونه شکل گرفته است؛ این یک هویت سینمایی ویژه است.»
اصغر فرهادی قرار است در مرکز جشنواره (مرکز فرهنگی بوسنی) یک مسترکلاس نیز برگزار کند.
بزرگداشت فرهادی با اکران ویژه فیلم «جدایی (نادر از سیمین)» که یکی از مشهورترین و پرافتخارترین شاهکارهای اوست، به پایان رسید.
نادر فلاح در مصاحبهی جنجالی تازهی خود چه گفت؟ | انصاف نیوز
نادر فلاح، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، در گفتوگویی تازه از وضعیت کاری خود و آنچه بیمهری و فراموششدن در سینمای ایران میداند، گلایه کرد؛ اظهاراتی که بهخصوص با اشارهی مستقیم او به داوود میرباقری و حسن فتحی، خبرساز شده است.
فلاح در این گفتوگو با اشاره به سابقهی چندینسالهی خود در بازیگری، خطاب به میرباقری دربارهی سریال «سلمان فارسی» گلایه کرد و مضمون حرفش این بود که با وجود سابقهی همکاری و فعالیتش، در این پروژه جایی برای او در نظر گرفته نشده است. او با لحنی گلایهآمیز گفت: «آقای میرباقری، من در سریال سلمان شما جایی ندارم؟» و از این گفت که احساس میکند برخی از کارگردانان او را فراموش کردهاند.
فلاح در ادامه نام حسن فتحی را نیز مطرح کرد و گلایهای مشابه دربارهی او داشت؛ حرفهایی که نشان میدهد ناراحتی بازیگر فقط به یک پروژه یا یک کارگردان محدود نیست و او از روند انتخاب بازیگران در سینمای ایران دلخور است.
بخش دیگری از صحبتهای آقای فلاح در رسانهی تصویری «آن» به مناسبات تولید و انتخاب بازیگران مربوط میشد.
او معتقد است تهیهکنندگان در شرایط فعلی کمتر حاضر به ریسک هستند و بیشتر روی تعدادی بازیگر مشخص سرمایهگذاری میکنند؛ موضوعی که باعث میشود بخشی از بازیگران باتجربه کمتر فرصت حضور در پروژههای مهم را پیدا کنند. این بخش از صحبتهای او نیز در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتاب پیدا کرده است.
نادر فلاح همچنین دربارهی جشنوارهی فیلم فجر با لحنی تندتر صحبت کرد. یکی از ویدئوهای منتشرشده از این گفتوگو با تیتر «گلایه شدید نادر فلاح به جشنواره فجر؛ لطفاً به من سیمرغ ندهید!» منتشر شده است.
این اظهارات در حالی مطرح شده که فلاح در جشنوارهی فیلم فجر امسال نیز برای بازی در فیلم «کوچ» در جمع نامزدهای بخش بهترین بازیگر مکمل مرد قرار داشت.
در مجموع، آنچه گفتوگوی تازهی نادر فلاح را جنجالی کرده، صرفاً انتقاد او از کمکاری یا کمدیدهشدن نیست؛ بلکه او این بار با نام بردن از چهرههایی مانند میرباقری و فتحی، گلایهی خود را شخصیتر و صریحتر مطرح کرده و از فراموششدن خود در پروژههای مهم سخن گفته است.
انتهای پیام
حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟
به گزارش تابناک به نقل از عصرایران؛ حکم چهار سال حبس برای هیوا سیفیزاده، خواننده موسیقی ایرانی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» با انتقادهایی همراه شده است؛ او میگوید تنها چند بیت از اشعار سعدی را به سبک آواز ایرانی اجرا کرده و حالا پرسش اصلی این است که چگونه چنین اجرایی میتواند مصداق این اتهام باشد. در ادامه، برشی از یادداشت جعفر محمدی را میخوانید:
آن طور که "هیوا سیفی زاده" میگوید این خواننده آواز ایرانی به چهار سال حبس محکوم شده است. او در ۹ اسفند ۱۴۰۳ در عمارت "روبهرو" دقایقی آواز خواند و به همین دلیل بازداشت شد، به دادگاه رفت و حالا خبر رسیده که دادگاه بدوی برایش چهار سال زندان در نظر گرفته است! به چه جرمی؟ خودش میگوید به جرم" تشویق به فسا و فحشا"!
در این باره نکات زیر قابل توجه است:
۱ - اساساً خوانندگی زنان، حتی در حضور مردان، در نظر بسیاری از فقها از جمله رهبر شهید - آیت الله سیدعلی خامنهای - اشکال شرعی ندارد و حلال است.
فتوای رهبر شهید در این باره را بخوانید:
اگر صداى زن (چه به صورت تک خوانی و یا همخوانی با زنان و یا با مردان) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده اى هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد، اگر مفسده داشته باشد و یا تحریک شهوت بکند، جایز نیست.
آیت الله سیستانی که از بزرگترین مراجع تاریخ شیعهاند نیز در این باره چنین فتوا دادهاند:
آواز خواندن زن حرام نیست؛ مگر اینکه مشتمل بر ترقیق و تحسین که عادت مهیج شهوت شنونده باشد. در این صورت بر مردان هم حرام است و منظور از آن سخن باطلی است که با آوازی خوانده میشود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد.
آیت الله تبریزى و آیت الله نورى همدانی نیز چنین گفتهاند:
گوش دادن به آواز زن اگر غنا نباشد و باعث التذاذ جنسى و تهییج شهوت نشود و مفسده اى بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد.
همان طور که میبینید، حرام بودن خوانندگی منوط به غنایی بودن آن و مفسده برانگیز و شهوانی بودنش است و این، البته منحصر به صدای زنان نیست و در مورد خوانندگی مردان هم صادق است و شگفتا که برغم مباح بودن خوانندگی زنان، سال هاست که هم زنان هنرمند و هم جامعه هنر دوست ایرانی از هنر خوانندگی حلال زنان محروم ماندهاند!
درباره پرونده هیوا سیفی زاده هم تا به این جای کار باید گفت که او، کار خلاف شرع مرتکب نشده است چرا که چند بیت از سعدی را به سبک آواز سنتی ایرانی خوانده است که نه محتوا و نه سبک و سیاق اجرا، مفسده برانگیز و شهوانی نبوده است و او میتواند به فتوای فقهای فوق الذکر استناد کند.
به علاوه، خوانندگی او حتی خلاف قانون هم نبوده است، زیرا قانون، ارتکاب خلاف شرع را جرم انگاری کرده است و حالا که اساساً چیزی خلاف دین رخ نداده، جرمی هم شکل نگرفته است.
۲ - طبق اظهارات این خانم خواننده، جرمی که به او نسبت دادهاند این است که با خوانندگی اش، مردم را به فساد و فحشا تشویق کرده است.
اگر واقعاً چنین باشد، صادر کننده حکم یا نمیداند خوانندگی چیست، یا معنای فساد و فحشا را نمیفهمد و یا معنای تشویق را نمیداند و یا همه این ها!
اشعار سعدی مدام در این کشور چاپ و منتشر میشوند و در همین جمهوری اسلامی، اول اردیبهشت هر سال را به "روز سعدی" نام گذاری کردهاند؛ اگر خواندن اشعار او تشویق به فساد باشد، چه چیزی تشویق به فساد و فحشا نیست؟!
انشاء کننده حکمی که ابعادی چنین اجتماعی دارد، باید به جامعه توضیح دهد که شعر سعدی، چه با خوانندگی زنان و چه با صدای مردان، اساساً چطور میتواند مردم را به فساد و فحشا تشویق کند؟ و در پرونده حاضر، قاضی چگونه احراز کرده است که خواننده با خواندن این چند بیت، مشوق فساد و فحشا بوده است؟
در فرهنگهای لغت، فساد به معنای "تباه شدن، متلاشی شدن، از بین رفتن، فتنه، آشوب، لهو و لعب و ... " آمده و در معنای فحشا نیز نوشتهاند: "زنا، لواط، فسق و فجور، روسپیگری، هرزگی و ... "؛ حال این سوال مطرح است که خواندن چند بیت از سعدی توسط یک خانم آن هم در سبک آواز ایرانی، چگونه میتواند انسانها را به فتنه و لهو و لعب و زنا و لواط و روسپیگری و امثال اینها تشویق کند؟!
راستی آن کسانی که بعد از شنیدن صدای این خانم و اشعار سعدی، به کارهای زشت و شنیع فوق تشویق شدهاند کجا هستند؟! نمیشود که چیزی را به جامعه نسبت دهند و بر اساس آن رأی صادر کنند ولی آن چیز مصداق خارجی نداشته باشد.
آیا از نظر قاضی صادر کننده رأی، جامعه ایران به حد سست عنصر و مبتذل است که با خواندن اشعار سعدی توسط یک خانم، ترغیب به فساد و فحشا شود؟ این توهین به مردم نیست؟
در میان حقوقدانها این جمله بسیار معروف است که واژههای حقوقی را باید مانند الماس وزن کرد و با ظرافت به کار برد ولی گاه میبینیم که نه مانند الماس که به مثابه چیزی مانند زغال با آنها رفتار میشود!
بد نیست بدانید اگر این شخص به جای خوانندگی اشعار سعدی، قمارخانه دایر میکرد، با چاقو یا اسلحه قلدری و تهدید به اخاذی میکرد، زن شوهردار را عالماً به عقد کس دیگری در میآورد، جعل سند میکرد، مرتکب سقط جنین زنی دیگر میشد و نظایر این ها، طبق قانون به نصف این چهار سال زندان و حتی کمتر از آن محکوم میشد.
طبق قانون مجازات اسلامی، جرائم زیر بین دو تا پنج سال حبس دارند که چهار سال حبس این خواننده در همین محدوده است: دادن اسلحه به زندانی برای فرار، تبانی دو یا چند نفر برای اقدام ضد امنیت ملی اگر مصداق محاربه نباشد، ضرب و جرح عمدی افراد به طوری که موجب نقص عضو یا از کار افتادن دائمی یکی از اعضای بدن یا بیماری دائمی یا زوال عقل قربانی شود، آتش زدن عمدی هواپیما، کشتی، خانه، جنگل و مزرعه، غارت اموال از طرف جماعتی بیش از سه نفر به نحو قهر و غلبه و جرائم دیگر.
حال انصاف دهید یک کار هنری که حرمت شرعی هم ندارد، شایسته تشویق و حمایت است یا مستوجب مجازاتی سختتر از جرائمی که فقط بخشی از آنها را خواندید.
۳ - آرای قضات باید به حدی مستحکم و مستند باشد که هر کدام از آنها یک واحد درسی حقوقی باشند. مع الاسف، برخی قضات آرایی صادر میکنند که نه تنها از نظر حقوقی قابل خدشهاند که آثار ناگوار اجتماعی و سیاسی هم دارند. همین پرونده هیوا سیفی زاده را بنگرید! اگر قضیه همین باشد که خودش گفته و به صرف خوانندگی متهم شده به تشویق به فساد و فحشا و محکوم شده به چهار سال حبس، آیا قاضی صادر کننده، مردم، کشور و نظام سیاسی را با یک جنجال بیهوده و هزینه زا مواجه نکرده است؟
به راستی، این که در داخل و خارج بگویند دادگاه ایران میخواهد یک زن را به جرم (!) خوانندگی چهار سال به زندان بیندازد، برای جمهوری اسلامی، هزینه زا و حیثیت زدا نیست؟
به نظر میرسد برخی قضات، نه در جامعهای واقعی که در خلأ مطلق و خیالی رأی میدهند و حتی به دستور و توصیه رئیس شان نیز وقعی نمینهند. چندی پیش حجه الاسلام محسنی اژهای درباره این قضات و آرای آنها گفته بود: "بعضاً اقدامات و آرای قضات علاوه بر جنبههای حقوقی و قضائی، جنبههای اجتماعی نیز پیدا میکنند؛ ولو آنکه ما نخواهیم و اراده ما نباشد، اما جریانات مختلف سیاسی و اجتماعی از این اقدامات و آرای ما، هر کدام بهرهبرداریهای خود را میکنند؛ لذا خطاب به کلیه مراجع قضائی به ویژه دیوان عالی، دیوان عدالت اداری، رؤسای دادگستریها و دادستانها در سراسر کشور تاکید میکنم که نسبت به آن دسته از آراء و تصمیماتی که جنبههایی غیر از ابعاد حقوقی و قضائی پیدا میکنند و حتی در ابعاد حقوقی و قضائی، آثار بیرونی و بینالمللی بر آنها مترتب میشود، نهایت دقت و توجه را داشته باشند و تصمیمات و آرای خود را مُنضَم به پیوست رسانهای کنند و پیش از صدور آنها، هماهنگیهای لازم را با مرکز رسانه قوه قضائیه به عمل آورند. باید توجه کنید که ممکن است پس از صدور یک قرار یا حکم یا ابلاغ، نتوان پیوست رسانهای مناسبی در قبال آنها تدوین کرد؛ لذا در قبال مسائل و موضوعات قابل پیشبینی، قبل از اقدام، با هماهنگی مرکز رسانه، برای جلوگیری از وقوع آسیب و تبعات، پیوست رسانهای مناسب را تدوین کنید. "
واقعیت این است که این گونه آرا، علاوه بر تبعاتی که رئیس قوه به درستی به آنها اشاره کرده، حیثیت دستگاه قضا و اعتبار قضاتی که آرای متقن و عادلانه صادر میکنند را نیز خدشه دار میکند و لازم است دستگاه قضایی، فراتر از تاکید و توصیه رئیس اش، در این باره چاره اندیشی کند و ساز و کار عملیاتی داشته باشد.
۴ - از همه مهمتر این که به نظر میرسد در این پرونده - بر اساس آنچه محکوم گفته و تا کنون تکذیب نشده - رأی عادلانهای صادر نشده است. اگر به جای یک خانم خواننده، یک سیاستمدار به حبس محکوم میشد، الان در همه رسانهها له یا علیه او سخن میگفتند چرا که منافع سیاسی و حزبی چنین ایجاب میکرد.
این خلاف مروت است که رسانه به چهرههای معروف سیاسی بپردازد و از کنار شهروندان عادی که به احتمالاً به آنها ظلم شده، با بی اعتنایی بگذرد. از این رو، چند سطر فوق نوشته شد تا اولاً به بهانه پرونده حاضر، موضوع حقوق هنرمندان زن ایرانی که در عرصه هنر آواز فعالیت میکنند، مطرح شود، ثانیاً لزوم تدوین ساز و کار مناسب در قوه قضائیه برای رسیدگی به پروندههایی با ابعاد اجتماعی و سیاسی یادآور شود و در نهایت و مهمتر از همه، از ظلمی پیشگیری شود که ممکن است به اسم عدالت روا شود.

هیچوقت فکر نمیکنم که تمام واقعیت در دستان من است

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم

