
وقتی ترامپ زلف ملونی را ول نمیکند!

ترامپ و معضل قیمت نفت؛ آمارهای رسمی دروغهای کاخ سفید درباره هرمز را آشکار میکنند
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ ترامپ در ۱۱ اوت مدعی شد که آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد و گفت: «ما مالک آن هستیم.» این اظهارات در شرایطی مطرح شد که تردد کشتیها در این آبراه بهشدت کاهش یافته بود و تهران نیز ادعای واشنگتن درباره کنترل هرمز را رد میکرد.
اما واقعیت بازار جای دیگری است.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، نفت برنت به ۹۳.۹۸ دلار در هر بشکه رسید و نفت خام WTI نیز ۸۶.۹۰ دلار معامله شد. برنت طی یک هفته بیش از ۶.۱ درصد و WTI حدود ۵.۳ درصد افزایش یافته بودند. Reuters این افزایش را به تشدید فشار آمریکا علیه ایران، تهدید به تحریمهای شدیدتر، کاهش صادرات نفت ایران و نگرانی از تداوم اختلال در تردد از تنگه هرمز مرتبط دانست.
این ارقام بهتنهایی ثابت نمیکنند که هر سخن مقام آمریکایی «دروغ» است؛ اما یک سؤال جدی ایجاد میکنند:
اگر بحران واقعاً تحت «کنترل کامل» است، چرا بازار نفت همچنان برای اختلالات جدید قیمتگذاری میکند؟
هرمز؛ جایی که روایت کاخ سفید به دیوار آمار برخورد میکند
۷ کشتی؛ عددی که روایت ترامپ درباره هرمز را فرو ریخت
شاید هیچ شاخصی به اندازه میزان تردد کشتیها برای ارزیابی وضعیت واقعی هرمز قابل استفاده نباشد.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، بر اساس دادههای شرکت ردیابی کشتی Kpler، تنها هفت کشتی تجاری حامل کالا در روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کردند؛ چهار کشتی وارد و سه کشتی خارج شدند. مهمتر اینکه در میان این هفت کشتی، هیچ نفتکش بزرگ حامل نفت خام یا LNG وجود نداشت.
این عدد البته یک داده روزانه است و نباید مستقیماً با میانگینهای ماهانه یا فصلی مقایسه شود. اهمیت آن در جای دیگری است: این داده نشان میدهد که در همان روز، جریان عادی کشتیرانی انرژی از هرمز برقرار نبوده است.
به گزارش Reuters، تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان بود و حدود یکپنجم جریان جهانی نفت خام و LNG از این مسیر عبور میکرد.
از سوی دیگر، Reuters در ۱۹ اوت گزارش داده بود که تنها شش کشتی تجاری از هرمز عبور کردهاند؛ رقمی که پایینتر از میانگین اخیر ۱۱ کشتی در روز بود. در آن روز نیز یک نفتکش بسیار بزرگ وارد تنگه شده بود، اما مجموع تردد همچنان بسیار پایین باقی مانده بود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که آیا یک کشتی میتواند از هرمز عبور کند یا خیر.
مسئله این است که آیا هرمز به یک مسیر تجاری عادی و قابل اتکا برای انتقال انرژی بازگشته است یا نه.
دادههای فعلی پاسخ روشنی به این پرسش نمیدهند.
یک نکته مهم نیز باید در نظر گرفته شود: Kpler بر اساس دادههای ردیابی کشتیها فعالیت میکند و Reuters تصریح کرده که کشتیهایی که فرستندههای خود را خاموش میکنند ممکن است در این دادهها دیده نشوند؛ بنابراین عدد هفت را نباید بهعنوان شمارش مطلق تمام شناورها تلقی کرد؛ اما حتی با این محدودیت، کاهش شدید تردد ثبتشده یک نشانه مهم از اختلال در تجارت دریایی است.
در نتیجه پرسش ساده باقی میماند:
اگر هرمز واقعاً تحت «کنترل کامل» و در وضعیت عادی قرار دارد، چرا ترافیک انرژی آن هنوز به وضعیت پیش از جنگ بازنگشته است؟
حتی نهاد رسمی دولت آمریکا هم از «عادیشدن سریع» سخن نمیگوید
برای زیر سؤال بردن روایت واشنگتن حتی نیازی نیست به رسانههای منتقد آمریکا استناد کنیم.
به گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در ۱۱ اوت ۲۰۲۶، این نهاد در گزارش Short-Term Energy Outlook خود محدودیتهای شدید عبور از تنگه هرمز را همچنان در مفروضات بازار لحاظ کرده است. این گزارش نشان میدهد اختلال در جریان انرژی از هرمز همچنان یکی از عوامل اصلی وضعیت بازار جهانی نفت است.
اهمیت این مسئله در آن است که EIA یک نهاد رسمی آماری دولت آمریکاست؛ بنابراین برای نشان دادن فاصله میان روایت سیاسی و ارزیابی کارشناسی بازار انرژی، الزاماً نیازی به استناد به رسانههای مخالف واشنگتن وجود ندارد.
در واقع، حتی برآورد رسمی آمریکا نیز از بازگشت فوری بازار انرژی به شرایط پیش از جنگ سخن نمیگوید.
۷۷ درصد سقوط؛ عددی که نمیتوان با بیانیه سیاسی پنهانش کرد
مهمترین عدد شاید همین باشد.
طبق دادههای رسمی EIA در گزارش امنیت انرژی منتشرشده همراه با STEO اوت ۲۰۲۶، حجم کل نفت عبوری از تنگه هرمز در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود.
این رقم در سهماهه اول ۲۰۲۶ به ۱۴.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و در سهماهه دوم به تنها ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسید.
به این ترتیب، جریان کل نفت از هرمز در مقایسه میان سهماهه چهارم ۲۰۲۵ و سهماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۷۷ درصد کاهش داشته است.
دادههای تفصیلی EIA نشان میدهد کاهش فقط مربوط به نفت خام نبوده است. جریان نفت خام و میعانات از ۱۵.۹ میلیون بشکه در روز در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ به ۳.۷ میلیون بشکه در روز در سهماهه دوم ۲۰۲۶ رسید؛ جریان فرآوردههای نفتی نیز از ۵.۷ میلیون بشکه به ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. حتی جریان LNG از ۱۰.۵ میلیارد فوت مکعب در روز به ۰.۸ میلیارد فوت مکعب در روز سقوط کرد.
البته این ارقام میانگینهای فصلی هستند و با عدد هفت کشتی در یک روز مشخص قابل مقایسه مستقیم نیستند.
اما هر دو مجموعه داده یک واقعیت واحد را نشان میدهند:
جریان انرژی از هرمز بهشدت از وضعیت پیش از جنگ فاصله گرفته است.
این دیگر مسئله تفسیر یک توییت یا سخنرانی نیست.
این نفتی است که از یک گلوگاه حیاتی عبور نکرده است.
IEA؛ بحران فقط در قیمت نفت نیست، میلیونها بشکه تولید هنوز متوقف است
تصویری که آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در گزارش Oil Market Report مورخ ۱۲ اوت ۲۰۲۶ ارائه کرده نیز با روایت «بازگشت سریع به شرایط عادی» فاصله دارد.
طبق گزارش IEA، تولید جهانی نفت در ژوئیه به ۱۰۱.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافت، اما همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز پایینتر از یک سال قبل بود. در همان زمان، تولید نفت خلیج فارس به ۲۳.۹ میلیون بشکه در روز رسید، اما همچنان ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار داشت.
همچنین IEA برآورد عرضه نفت در سهماهه سوم ۲۰۲۶ را نسبت به گزارش قبلی خود ۱.۷ میلیون بشکه در روز کاهش داد و پیشبینی کرد عرضه جهانی نفت در کل سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط ۴.۳ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند؛ بنابراین بحران فقط یک مسئله رسانهای نیست.
بخشی از ظرفیت واقعی تولید نفت از مدار خارج شده است.
وقتی میلیونها بشکه تولید در منطقه متوقف مانده و مسیرهای اصلی انتقال انرژی نیز با اختلال روبهرو هستند، اینکه قیمت نفت هنوز به سناریوهای افراطی ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار نرسیده، به معنای نبود بحران نیست.
چرا نفت ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نشده است؟
اینجا دقیقاً جایی است که باید از تحلیلهای شعاری فاصله گرفت.
ممکن است دولت ترامپ استدلال کند که، چون نفت به ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نرسیده، پس بحران تحت کنترل است.
اما این استدلال از نظر اقتصاد انرژی ناقص است.
قیمت نفت فقط تابع عرضه نیست. تقاضا، ذخایر، تولید کشورهای خارج از منطقه، مسیرهای جایگزین، سیاستهای مصرفی، رفتار پالایشگاهها و وضعیت اقتصاد جهانی نیز در تعیین قیمت نقش دارند.
به گزارش IEA در ۱۲ اوت، تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت؛ آژانس بخشی از این کاهش را به ادامه بستهبودن هرمز و افزایش قیمت سوخت مرتبط دانسته است.
یعنی بخشی از شوک عرضه از طریق کاهش مصرف جذب شده است.
از طرف دیگر، تولیدکنندگان خارج از منطقه نیز بخشی از فشار را جبران کردهاند. IEA در همان گزارش پیشبینی کرده بود افزایش تولید در قاره آمریکا بخشی از کاهش تولید خاورمیانه و روسیه را جبران کند؛ بنابراین پایینتر بودن قیمت نفت از ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار الزاماً به معنای موفقیت سیاست واشنگتن نیست.
این میتواند نشانه آن باشد که بازار جهانی تاکنون بخشی از شوک را از طریق کاهش تقاضا، تغییر مسیر تجارت و استفاده از ذخایر جذب کرده است.
ذخایر نفتی؛ بازار دارد هزینه بحران را از جیب ذخایر میدهد
یکی از مهمترین بخشهای گزارش IEA مربوط به ذخایر جهانی است.
به گزارش IEA در گزارش اوت ۲۰۲۶، ذخایر مشاهدهشده نفت جهان در ژوئیه حدود ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافت.
همچنین مجموع کاهش ذخایر مشاهدهشده از پایان فوریه تا پایان ژوئیه به حدود ۴۱۰ میلیون بشکه رسید.
این رقم اهمیت زیادی دارد.
زیرا بخشی از شکاف ایجادشده در عرضه، به جای اینکه تماماً در قیمت نفت منعکس شود، از طریق مصرف ذخایر موجود جبران شده است.
اما ذخایر نیز نامحدود نیستند.
به همین دلیل، سؤال اصلی بازار فقط این نیست که:
«نفت امروز چند دلار است؟»
سؤال مهمتر این است:
«اگر اختلال ادامه پیدا کند، بازار تا چه زمانی میتواند این شکاف عرضه را با ذخایر و مسیرهای جایگزین جبران کند؟»
خود IEA نیز هشدار داده است که با کاهش سریع حاشیه ذخایر موجود، فوریت بازگشایی هرمز افزایش یافته است.
ایران؛ فشار واشنگتن مستقیماً به بازار نفت منتقل شده است
در همین شرایط، سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه صادرات نفت ایران نیز آثار مستقیمی بر بازار گذاشته است.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، پیشنهادهای نفت ایران به خریداران چینی بهشدت کاهش یافته و ورود نفت ایران به چین در ماه اوت تاکنون حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز برآورد شده است؛ این رقم در مقایسه با میانگین حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ کاهش قابل توجهی نشان میدهد.
Reuters همچنین گزارش داده است که از اواسط ژوئیه، هیچ عبور قابل مشاهدهای از ابرنفتکشهای حامل نفت خام ایران از هرمز ثبت نشده است؛ البته این رسانه تأکید کرده که خاموشکردن فرستندههای موقعیتیابی میتواند بخشی از تردد واقعی را از دید دادههای ردیابی خارج کند.
بر اساس همین گزارش، پالایشگاههای مستقل چین که بخش مهمی از نفت تحریمی ایران را خریداری میکنند، در حال جستوجوی منابع جایگزین از جمله نفت برزیل و عراق هستند.
اینجا یک تناقض جدی در سیاست واشنگتن آشکار میشود.
از یک سو آمریکا تلاش میکند صادرات نفت ایران را محدود کند؛ از سوی دیگر، این کاهش عرضه در شرایطی اتفاق افتاده که بازار جهانی همزمان با اختلال در یکی از اصلیترین مسیرهای انتقال انرژی روبهروست؛ بنابراین تحریم نفت ایران فقط یک ابزار فشار علیه تهران نیست؛ در شرایط بحران، مستقیماً بخشی از معادله عرضه جهانی نفت نیز محسوب میشود.
چین هم رفتار خود را تغییر داده است
یکی دیگر از نشانههای ملموس بحران، رفتار شرکتهای بزرگ کشتیرانی چین است.
به گزارش Reuters در ۱۸ اوت، دو شرکت بزرگ دولتی چین، COSCO Shipping Energy Transportation و China Merchants Energy Shipping (CMES)، از اواخر ژوئیه عبور از گلوگاههای هرمز و بابالمندب را متوقف کردهاند.
این شرکتها برای ادامه واردات نفت، به استفاده از انتقال کشتیبهکشتی در خارج از خلیج فارس، بهویژه اطراف فجیره و بنادر عمان، روی آوردهاند.
Reuters همچنین گزارش داده است که نرخ حمل نفت از عمان به چین به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز برای هر کشتی رسیده که تقریباً چهار برابر سطح پیشین بوده است.
این یعنی بحران فقط در نمودار قیمت نفت دیده نمیشود.
کشتیها مسیرشان را تغییر میدهند؛ حملونقل گرانتر میشود؛ پالایشگاهها منابع جایگزین پیدا میکنند و زنجیره تأمین جهانی هزینه بیشتری میپردازد.
این همان هزینهای است که در روایتهای ساده سیاسی معمولاً دیده نمیشود.
بازار نفت به «خبردرمانی» پاسخ کوتاه میدهد، نه دائمی
بازار نفت به اخبار سیاسی بسیار حساس است.
به گزارش IEA در اوت ۲۰۲۶، قیمت نفت در ژوئیه در دامنهای نزدیک به ۴۰ دلار در هر بشکه نوسان کرد و تحولات ژئوپلیتیکی نقش مهمی در این نوسانات داشتند.
طبق همین گزارش، امید به پیشرفت دیپلماتیک در مقاطعی باعث کاهش شدید قیمتها شد، اما بازگشت درگیریها دوباره قیمت نفت را بالا برد؛ نفت شاخص North Sea Dated در ۲۳ ژوئیه به حدود ۱۰۵ دلار رسید و در پایان ژوئیه در سطح ۹۶.۸۰ دلار قرار داشت.
EIA نیز در گزارش اوت خود نشان میدهد که جریان نفت از هرمز همزمان با تشدید اختلالات و حملات دریایی بهشدت کاهش یافته است. دادههای رسمی EIA بر پایه ردیابی نفتکشها نشان میدهد جریان کل نفت از هرمز از ۱۴.۹ میلیون بشکه در روز در سهماهه اول ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه در روز در سهماهه دوم رسیده است.
این رفتار بازار یک پیام روشن دارد:
خبر میتواند انتظارات را تغییر دهد؛ اما خبر نمیتواند نفتکش تولید کند.
میتواند قیمت را موقتاً پایین بیاورد؛ اما نمیتواند چند میلیون بشکه ظرفیت تولید متوقفشده را به بازار بازگرداند.
میتواند معاملهگران را امیدوار کند؛ اما نمیتواند شرکتهای کشتیرانی را مجبور کند در یک مسیر پرریسک حرکت کنند.
واقعیت تلخ برای واشنگتن
شاید بزرگترین تناقض سیاست آمریکا همینجا شکل گرفته باشد.
واشنگتن میخواهد با فشار اقتصادی علیه ایران، صادرات نفت این کشور را محدود و هزینه سنگینی بر تهران تحمیل کند؛ اما همزمان با کاهش عرضه نفت، اختلال در مسیرهای حملونقل و افزایش هزینههای تجارت انرژی مواجه شده است.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، افزایش قیمت نفت در هفته جاری در شرایطی رخ داد که آمریکا فشار خود علیه ایران را افزایش داده، تهدید به تحریمهای شدیدتر کرده و اختلال در جریان نفت از خاورمیانه همچنان ادامه داشته است.
در نتیجه، فشار بر ایران لزوماً بدون هزینه برای بازار جهانی نفت نیست.
این همان نقطهای است که ژئوپلیتیک و اقتصاد انرژی به یکدیگر گره میخورند.
تحریم میتواند صادرات یک کشور را کاهش دهد؛ اما اگر این کاهش عرضه همزمان با اختلال در یک گلوگاه جهانی رخ دهد، بخشی از هزینه آن به کل بازار منتقل میشود.
دولت ترامپ میتواند بحران را «کنترلشده» توصیف کند و رئیسجمهور آمریکا میتواند بگوید واشنگتن «کنترل کامل» هرمز را در اختیار دارد.
اما دادهها تصویر بسیار پیچیدهتری ارائه میکنند.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، تنها ۷ کشتی تجاری در آن روز از هرمز عبور کردند و هیچ نفتکش بزرگ حامل نفت خام یا LNG در میان آنها نبود.
به گزارش EIA در ۱۱ اوت، میانگین کل جریان نفت از هرمز در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسید؛ در حالی که این رقم در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود.
به گزارش IEA در ۱۲ اوت، تولید جهانی نفت همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز پایینتر از سال قبل بود و تولید خلیج فارس نیز ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار داشت.
به گزارش همین نهاد، ذخایر مشاهدهشده جهانی در ژوئیه ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافت و مجموع کاهش ذخایر از پایان فوریه تا پایان ژوئیه به حدود ۴۱۰ میلیون بشکه رسید.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، ورود نفت ایران به چین در ماه اوت تاکنون حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز بوده؛ در حالی که میانگین خرید چین از ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود؛ و به گزارش Reuters در ۱۸ اوت، شرکتهای بزرگ کشتیرانی دولتی چین برای کاهش ریسک، عبور از هرمز و بابالمندب را متوقف کرده و به مسیرهای جایگزین و انتقال کشتیبهکشتی روی آوردهاند؛ در همین حال نرخ حمل عمان–چین به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز برای هر کشتی افزایش یافته است.
این مجموعه دادهها یک نتیجه روشن دارد:
هرمز شاید از نظر فیزیکی کاملاً مسدود نباشد، اما از نظر تجاری و انرژی هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است؛ و این دقیقاً همان جایی است که ادعای «کنترل کامل» ترامپ با واقعیت بازار اصطکاک پیدا میکند.
اگر «کنترل کامل» به معنای بازگشت جریان عادی انرژی باشد، دادههای EIA، IEA و Kpler هنوز چنین چیزی را نشان نمیدهند.
واشنگتن میتواند روایت سیاسی خود را تکرار کند؛ اما نفتکشها، ذخایر، بشکههای نفت و دادههای رسمی انرژی را نمیتوان با یک سخنرانی تغییر داد.
در نهایت، شاید مسئله اصلی همین باشد:
کاخ سفید میتواند روایت بحران را مدیریت کند؛ اما نمیتواند آمار نفت را مجبور کند چیزی را نشان دهد که در واقعیت وجود ندارد.
کارولین لیویت پس از خروج از کاخ سفید به سوپرپک وابسته به ترامپ میپیوندد
کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، اعلام کرد پس از ترک سمت خود در کاخ سفید، برای سوپرپک رئیسجمهور دونالد ترامپ، «مگا اینک.»، کار خواهد کرد.
لیویت ۲۸ ساله، شامگاه جمعه در هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا به خبرنگاران گفت که به کار در این سوپرپک بازمیگردد؛ نهادی که پیش از پیوستن به کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴، سخنگوی آن بود. با این حال، او عنوان شغلی جدید خود را مشخص نکرد.
«مگا اینک.» بلافاصله به درخواست برای اظهارنظر درباره نقش جدید لیویت پاسخ نداد.
لیویت پیش از پرواز، در گفتوگویی کوتاه در بخش خبرنگاران هواپیما، به خبرنگاران گفت که دلتنگ این شغل خواهد شد، «اما فرزندانم را حتی بیشتر دوست دارم». او افزود که خود و خانوادهاش برای مدتی در واشنگتن خواهند ماند و به خبرنگاران گفت: «شما همچنان همیشه مرا خواهید دید.»
او به خبرنگاران گفت پرواز روز جمعه به کارولینای جنوبی برای شرکت در تجمعی در حمایت از سناتور دارلین گراهام، آخرین سفر او در مقام سخنگوی مطبوعاتی خواهد بود؛ اما برای همایش میاندورهای کمیته ملی جمهوریخواهان که برای ۹ و ۱۰ سپتامبر برنامهریزی شده است، دوباره در هواپیمای ریاستجمهوری حضور خواهد داشت.
لیویت که با پیوستن به دومین دولت ترامپ به جوانترین سخنگوی مطبوعاتی تاریخ تبدیل شد، ۱۲ اوت خروج خود از کاخ سفید را اعلام کرده بود.
ترامپ همان روز در پیامی در تروث سوشال نوشت که لیویت برای «صرف زمان بیشتر با فرزندان خردسال زیبایش و خانوادهاش» از سمت خود کنارهگیری میکند.
رئیسجمهور افزود که لیویت «اکنون یکی از مشاوران ارشد بیرونی من و صدایی اثرگذار در درون حزب جمهوریخواه خواهد بود؛ در حالی که تلاش میکنیم خلاف روند تاریخ حرکت کنیم و بهطور قاطع در انتخابات میاندورهای پیروز شویم.»
لیویت که در ماه مه دومین فرزند خود را به دنیا آورد و ۱۶ ژوئیه از مرخصی زایمان بازگشت، در پیام خود در ۱۲ اوت نوشته بود که «در قلبم احساس کردم نمیتوانم همزمان با اختصاص زمان، انرژی و توجه دائمی مورد نیازِ سمت سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، بهترین مادری باشم که دو فرزند خردسالم شایسته آن هستند.»
لیویت در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، دستیار سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید بود و پس از آن، مدیر ارتباطات الیز استفانیک، نماینده جمهوریخواه نیویورک، شد.
او سپس در نیوهمپشایر نامزد کنگره شد، اما در سال ۲۰۲۲ از کریس پاپاس، نماینده دموکرات، شکست خورد. لیویت پس از آن بهعنوان سخنگوی «مگا اینک.» مشغول به کار شد.
لیویت پس از پیوستن به کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴، نخستین فرزند خود را به دنیا آورد و در پی سوءقصد به ترامپ در یک تجمع انتخاباتی در باتلرِ پنسیلوانیا، تنها چهار روز پس از آغاز مرخصی زایمانش به کار بازگشت.
لیویت با ترک این سمت پس از ۱۸ ماه فعالیت، پس از سارا هاکبی سندرز، فرماندار کنونی آرکانزاس، به دومین سخنگوی مطبوعاتی با طولانیترین دوره خدمت در دولت ترامپ تبدیل خواهد شد. سندرز در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نزدیک به دو سال این سمت را بر عهده داشت.
معاون وزیر جنگ آمریکا کناره گیری میکند
به گزارش مشرق ، روزنامه والاستریت ژورنال روز جمعه به وقت محلی گزارش داد که انتظار میرود دریسکول پیش از پایان سال از سمت خود کنارهگیری کند و حتی ممکن است زودتر از آن این سمت را ترک کند. بر اساس این گزارش، کنارهگیری احتمالی او، تحول دیگری را به تغییرات اخیر در سطوح ارشد ارتش آمریکا اضافه خواهد کرد.
وزیر جنگ آمریکا در ماه آوریل، ژنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش، را بهطور ناگهانی برکنار کرد و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، هنوز نامزدی را برای جایگزینی دائمی او معرفی نکرده است.
ژنرال کریستوفر لانیو، که پیشتر دستیار ارشد نظامی وزیر جنگ بود، در حال حاضر بهصورت موقت وظایف رئیس ستاد را انجام میدهد. به نوشته این روزنامه، یکی از نشانههای آشکار اینکه دریسکول از هماکنون خود را برای کنارهگیری آماده میکند، تابستان امسال ظاهر شد؛ زمانی که او و خانوادهاش محل اقامت رسمی اختصاصیافته به وزیر ارتش در پایگاه مشترک مایر-هندرسون هال را تخلیه کردند.
با وجود گزارشها درباره تنش میان دریسکول و هگسث، ترامپ تنها ماه گذشته حمایت علنی خود را از دریسکول نشان داد؛ زمانی که رئیسجمهوری آمریکا در جریان یک کنفرانس دفاعی در پنسیلوانیا درباره او گفت: «لبخند زیبایی دارد، اما در واقع یک قاتل است.» روزنامه نیویورک پست در ماه آوریل در گزارشی گفته بود که وزیر جنگ آمریکا بهطور فزایندهای گرفتار «پارانویا» شده بود؛ بهدلیل احتمال اینکه خودش از سمتش کنار گذاشته شود و دریسکول جایگزین او شود.
این گزارش، به نقل از مقامهای فعلی و پیشین دولت آمریکا، میگفت نگرانی وزیر جنگ درباره جایگاه دریسکول در حلقه نزدیکان ترامپ، در کنار عوامل دیگر، به برکناری جورج و همچنین اخراج ژنرال دیوید هودن و سرلشکر ویلیام گرین کمک کرده است. در آن زمان، یک منبع به این روزنامه گفته بود: به وزیر جنگ از سوی کاخ سفید گفته شده که نمیتواند دریسکول را برکنار کند، دستکم در حال حاضر.»
این منبع گفته بود: «بنابراین کاری که وزیر جنگ انجام داده این است که هر کسی را که تصور میکند به دریسکول نزدیک است، هدف قرار دهد و به سراغ آنها برود.»

آغاز روند انتخاب دبیرکل سازمان ملل

پنجاه و هفتمین سالروز آتشزدن مسجد الاقصی؛ جنایتی که تکرار میشود - تسنیم

پنتاگون: ادعاهای مطرحشده درباره کمبود مهمات آمریکا صحت ندارد

چین؛ مانع بزرگ محاصره اقتصادی ایران

«نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورکتایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز

