
پشت پرده لغو نشست سوئیس / واشنگتن آماده مذاکره بود، تهران به دلیل نقض تعهدات دست نگه داشت / لبنان همچنان گره اصلی پایان جنگ است

رایزنی عراق و سوئیس برای کاهش تنش ایران و آمریکا
نورنیوز-گروه بین الملل: «فواد حسین»، وزیر خارجه عراق تلفنی با «ایگنازیو کاسیس» همتای سوئیسی خود گفتگو و در جریان این تماس روابط دوجانبه میان عراق و سوئیس و راههای توسعه آن را مورد رایزنی قرار داد.
طبق بیانیه وزارت خارجه عراق، طرفین در این گفتگوی تلفنی علاوه بر موضوع انتصاب سفیران جدید دو کشور در بغداد و برن، درباره تحولات منطقه و تاثیر درگیری میان آمریکا و ایران بر ثبات منطقه ای نیز گفتگو کردند.
فواد حسین در این تماس تلفنی به نقش مثبت سوئیس در نزدیک کردن دیدگاههای ایران و آمریکا اشاره کرد.
همچنین طرفین بر اهمیت آغاز ابتکارهای بین المللی برای کمک به توقف درگیری و بازگشت دوباره طرفها به میز مذاکرات تاکید کردند که می تواند فرصت دست یابی به راه حل های صلح آمیز و دیپلماتیک را افزایش دهد.
در بیانیه وزارت خارجه عراق آمده است: طرفین در پایان بر تداوم هماهنگی و رایزنی میان عراق و سوئیس درباره موضوعات بین المللی مورد اهتمام مشترک توافق کردند.
جنگ در منطقه خاکستری؛ چه کسی اول پلک میزند؟
به گزارش اینتیتر، هفتههاست میان ایران و آمریکا نه پیشرفت دیپلماتیکی دیده میشود و نه جنگی تمامعیار در جریان است. دو طرف در وضعیتی میانه و ناپایدار قرار گرفتهاند؛ هرکدام تصور میکند میتواند فشار بیشتری را نسبت به طرف مقابل تحمل کند. اما این بنبست میتواند در نهایت یا به بازگشت درگیریها منجر شود یا به یک بنبست سخت و طولانیمدت تبدیل شود.
این را نیویورکتایمز مینویسد و در ادامه میگوید: در مرکز این وضعیت، محاسباتی قرار دارد که ممکن است به خطای محاسباتی تبدیل شود. تحلیلگران میگویند مقامهای ایرانی تصور میکنند با تحمل فشار اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، دستاورد بیشتری نسبت به پذیرش امتیازات بزرگ در یک توافق خواهند داشت. در مقابل، آمریکا روی این حساب کرده که تشدید فشار اقتصادی علیه ایران، کاری را انجام دهد که حملات نظامی نتوانستهاند انجام دهند.
با این حال، تاکنون هیچکدام به هدف خود نرسیدهاند.
دو ماه پیش، دو کشور با برقراری آتشبس قرار بود طی ۶۰ روز به سمت توافقی گستردهتر حرکت کنند؛ توافقی که برنامه هستهای ایران و لغو تحریمهای آمریکا را شامل میشد. اما این مهلت این هفته به پایان رسید و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه اعلام کرد که هیچ مذاکره یا گفتوگویی در جریان نیست و برنامهای هم برای آن وجود ندارد.
نیکول گراجوسکی، استاد مرکز مطالعات بینالمللی در دانشگاه ساینسپو پاریس، وضعیت کنونی را نوعی «بلاتکلیفی دائمی» توصیف میکند؛ شرایطی که در ماههای اخیر تغییر اساسی نکرده، جز اینکه موضع ایران سختتر شده و تلاشهای آمریکا برای یافتن راه خروج تاکنون نتیجه نداده است. تنگه هرمز؛ برگ برنده تهران
ایران در ماه جاری فهرستی از شروط خود برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرد؛ مسیری حیاتی که بخش بزرگی از نفت جهان از آن عبور میکند.
این شروط شامل لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پرداخت غرامت جنگی بود. برخی از این موارد پیشتر نیز در قالب تفاهم احتمالی میان دو طرف مطرح شده بودند؛ تفاهمی که در ماه ژوئن شکل گرفت اما خیلی زود از هم پاشید.
همزمان، تهران با عمان درباره آینده مدیریت تنگه مذاکره کرده است. اما شروط ایران نشان میدهد حتی در صورت دستیابی به توافق، نیروهای ایرانی ممکن است همچنان امکان تهدید یا حمله به کشتیهای عبوری را حفظ کنند. در روزهای اخیر دستکم دو کشتی در تنگه مورد حمله قرار گرفتهاند.
مهرزاد بروجردی رئیس دانشکده هنر، علوم و آموزش دانشگاه علوم و فناوری میزوری میگوید: تهران پس از پشت سر گذاشتن شوک اولیه جنگ، اکنون مصمم است قدرت خود را به نمایش بگذارد. به گفته او، استفاده ایران از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار و مواضع سخت در مذاکرات با آمریکا و عمان باید در همین چارچوب دیده شود. ترامپ؛ بین تهدید و مذاکره
مواضع ترامپ طی ماههای گذشته بین تهدید به نابودی و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است.
اگر هدف این رویکرد ترساندن مقامهای ایرانی برای پذیرش امتیاز بوده، به نظر میرسد نتیجه معکوس داشته است. مقامهای ایران ظاهراً به این نتیجه رسیدهاند که ترامپ حاضر نیست جنگی را که میتواند قیمت نفت را بالا ببرد و در میان افکار عمومی آمریکا محبوب نیست، دوباره بهطور کامل آغاز کند؛ آن هم در آستانه انتخابات میاندورهای.
الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه، میگوید ایران احتمالاً تصور میکند آمریکا در نهایت از یک رویارویی پرهزینه و نامحدود خسته خواهد شد.
در مقابل، واشنگتن تمرکز خود را روی فشار اقتصادی گذاشته است. جرد کوشنر، داماد و فرستاده ترامپ، اخیراً گفت مقامهای ایرانی علاقهای به انجام کاری که از نظر آمریکا منطقی باشد نشان نمیدهند. او در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت مذاکرات، به محاصره دریایی آمریکا اشاره کرد که هدف آن تشدید فشار بر اقتصاد ایران است.
ترامپ نیز گفته این محاصره همچنان بهطور کامل برقرار است، هرچند مقامهای دریایی از حملات اخیر به کشتیها خبر دادهاند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز گفته است واشنگتن قصد دارد اقداماتی را علیه ایران اجرا کند که به گفته او در تاریخ فشار اقتصادی علیه یک کشور بیسابقه خواهد بود. هزینه این بنبست را چه کسی میدهد؟
حکومت ایران پیشتر نیز فشارهای اقتصادی بینالمللی را پشت سر گذاشته است. با این حال، در سال ۲۰۱۵، پس از افزایش تحریمها در دوره باراک اوباما، تهران در برنامه هستهای خود امتیازاتی داد.
اما این بار، با توجه به مواضع فعلی تهران، هزینه فوری تحریمها احتمالاً بیش از همه بر دوش مردم ایران خواهد بود؛ مردمی که همین حالا نیز با تورم بسیار بالا و دشواری تأمین کالاهای اساسی روبهرو هستند.
از سوی دیگر، رهبر ایران، آیتالله مجتبی خامنهای سمتهای کلیدی نظامی منصوب کرده؛ اقدامی که نشان میدهد تهران قصد دارد کشور را در وضعیت آمادهباش جنگی نگه دارد.
به گفته واتانکا، در صورت آغاز دوباره جنگ، احتمال کشیدهشدن درگیری به زیرساختهای انرژی منطقه، پایگاههای آمریکا در خاورمیانه و کشتیرانی تجاری وجود دارد. بنبستی که سختتر میشود
فعلاً به نظر میرسد ادامه همین وضعیت، یعنی نه جنگ و نه مذاکره جدی، محتملترین سناریو باشد؛ در حالی که مسائل اصلی همچنان حلنشده باقی ماندهاند: برنامه هستهای ایران و آینده تنگه هرمز.
گراجوسکی هشدار میدهد هرچه این بلاتکلیفی طولانیتر شود، مواضع دو طرف بیشتر تثبیت خواهد شد و پیدا کردن راه خروج دشوارتر میشود؛ زیرا هر توافقی ممکن است از سوی یکی از طرفین بهعنوان عقبنشینی و امتیازدهی تعبیر شود.
در نهایت، سؤال اصلی همچنان پابرجاست: ایران حاضر است فشار اقتصادی بیشتری را تحمل کند یا آمریکا از هزینههای ادامه این رویارویی خسته خواهد شد؟
پشت پرده سقوط سخنگوی ترامپ؛ پنج روز تحقیق و یک مظنون اصلی
نورنیوز- گروه بین الملل: در ادامه گزارش قبلی نورنیوز درباره دلایل واقعی برکناری کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، (https://nournews.ir/n/338197)اطلاعات جدیدی از منابع مطلع رسانهای در واشنگتن به دست آمده که روایت رسمی درباره استعفای وی را با تردیدهای جدی مواجه میکند. بر اساس این اطلاعات، ماجرای خروج سخنگوی کاخ سفید ارتباطی با تمایل لویت برای اختصاص وقت بیشتر به خانواده نداشته، بلکه بخشی از یک جنگ قدرت در حلقه نزدیک دونالد ترامپ بوده که با افشای اطلاعات محرمانه درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران شدت گرفته است.
یکی از خبرنگاران ارشد شبکه NBC که به دلیل حساسیت موضوع نخواسته نامش فاش شود، در گفتوگویی با اشاره به گزارش قبلی نورنیوز تأکید کرده است که اطلاعات منتشرشده از سوی منابع ایرانی درباره علت خروج لویت «دقیق» بوده است. به گفته این خبرنگار، لویت پیش از این نیز چندین بار با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درگیر شده بود و روبیو از مدتها قبل به دنبال فرصتی برای تسویهحساب با او بود.
بر اساس این روایت، نقطه عطف ماجرا زمانی بود که اطلاعات مربوط به کمبود تسلیحات آمریکا و میزان خسارات ناشی از جنگ با ایران به بیرون درز کرد. پس از افشای این اطلاعات، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هیأتی را برای شناسایی عامل یا عوامل افشای اطلاعات تشکیل داد؛ هیأتی که روبیو نیز در آن عضویت داشت.
تحقیقات این هیأت تنها پنج روز به طول انجامید و در پایان، سه نفر از مقامهای ارشد دولت که یا عضو کابینه بودند یا دسترسی مشابه اعضای کابینه به اطلاعات طبقهبندیشده داشتند، به عنوان مظنون معرفی شدند.
یکی از این سه نفر کلی لوفلر، یکی از ۲۲ عضو کابینه ترامپ و وزیر امور کسبوکارهای کوچک آمریکا بود؛ فردی که به دلیل بیاحتیاطی در برخورد با اطلاعات طبقهبندیشده و آنچه در واشنگتن به عنوان «دهنلقی» او توصیف میشود، پیش از این نیز مورد توجه قرار گرفته بود.
دو مظنون دیگر، یکی از دستیاران ارشد پیت هگست و کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، بودند. اهمیت قرار گرفتن نام لویت در این فهرست از آنجا بیشتر میشد که او و دستیار ارشد هگست در جلسهای حضور داشتند که در آن براد کوپر درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران گزارش داده بود؛ بنابراین، هر دو به اطلاعاتی دسترسی داشتند که بعدها بخشهایی از آن به بیرون درز کرد.
اما اختلاف اصلی در داخل دولت ترامپ از نحوه برخورد با نتیجه این تحقیقات آغاز شد. با وجود تأکید روبیو بر اینکه نتیجه تحقیقات ابتدا باید در اختیار او و هگست قرار گیرد، رئیس هیأت تحقیق گزارش را مستقیماً به جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، ارائه کرد.
ونس اما نتیجه تحقیقات را معتبر ندانست. او معتقد بود احتمال دارد منشأ افشای اطلاعات، یکی از دستیاران روبیو باشد و به همین دلیل خواستار تحقیقات مجدد توسط اداره بازرسی کاخ سفید شد. این موضع عملاً نتیجه تحقیقات پنجروزه را زیر سؤال میبرد و نشان میداد که در بالاترین سطوح دولت ترامپ نیز درباره عامل افشای اطلاعات اتفاق نظر وجود ندارد.
با وجود مخالفت ونس، روبیو گزارش را مستقیماً به ترامپ منتقل کرد. روز بعد، ترامپ در جلسهای محدود با حضور ونس، روبیو و هگست، موضوع سه مظنون را مطرح کرد و از روبیو و هگست پرسید که از میان این سه نفر، کدامیک را مظنون اصلی میدانند.
پاسخ هر دو یکسان بود: کارولین لویت.
ترامپ در آن جلسه واکنش فوری نشان نداد و دستور اقدامی علیه سخنگوی خود صادر نکرد. او از روبیو و هگست خواست در این خصوص اقدامی نکنند و تأکید کرد که تصمیم نهایی را شخصاً خواهد گرفت.
با این حال، از همان مقطع رفتار ترامپ با لویت به شکل محسوسی تغییر کرد. به گفته منابع مطلع، برخوردهای رئیسجمهور با سخنگوی کاخ سفید در چند نوبت تند و تحقیرآمیز شد؛ رفتاری که برای لویت این پیام را داشت که حمایت ترامپ از او دیگر مانند گذشته نیست.
یکی از این موارد به دوم ژوئیه، چند روز پیش از سفر ترامپ به ترکیه برای اجلاس ناتو، مربوط میشود. در آن جلسه خانم لویت به دلیل آنکه سه دقیقه به یک نشست مشورتی با حضور ترامپ دیر رسید، مورد طعنه و سرزنش وی قرار گرفت.
ترامپ در حضور چند نفر از دستیاران خانم لویت، از جمله استیون چونگ مدیر ارتباطات کاخ سفید و آنا کلی معاون خانم لویت، وی را مخاطب قرار داده و به وی میگوید: فکر میکنی وظیفه سخنگویی کاخ سفید با نقش تو به عنوان زنی که باید پوشک بچهات را عوض کنی سازگاری دارد؟! یکی از خبرنگاران ارشد سی ان ان از جیسون میلر دستیار ارشد امور پیامهای راهبردی کاخ سفید نقل کرده که "خانم لویت را هیچوقت آنقدر عصبانی و تحقیرشده ندیده بودم".
لویت از اواخر ژوئن حدس زده بود که روبیو و هگست در حال زمینهسازی برای تخریب او نزد ترامپ هستند. با این حال، در ابتدا تصور میکرد با افزایش حمایت و تمجید از ترامپ میتواند اعتماد رئیسجمهور را حفظ کند. اما پس از برخورد دوم ژوئیه، به این نتیجه رسید که قربانی قطعی جنگ قدرت در حلقه نزدیک ترامپ شده و احتمال دارد رئیسجمهور در آیندهای نزدیک او را به شکلی تحقیرآمیز برکنار کند.
از این مقطع، مسئله دیگر برای لویت فقط حفظ سمت نبود؛ بلکه چگونگی خروج از کاخ سفید اهمیت پیدا کرده بود. بر اساس روایت منابع، او به دنبال فرصتی بود تا پیش از آنکه ترامپ بتواند او را برکنار و تحقیر کند، خودش استعفا دهد و کنترل نحوه خروجش را در دست بگیرد.
نشانههای پایان کار لویت حتی در میان کارکنان دفتر او نیز آشکار شده بود. دستیاران او تقریباً مطمئن بودند که برکناریاش نزدیک است و حتی رقابتی محسوس میان آنا کلی و استیون چونگ برای جانشینی او شکل گرفته بود.
این وضعیت در پنجم ژوئیه، در ضیافتی دوستانه با حضور تعدادی از خبرنگاران کاخ سفید، به شکل علنیتری خود را نشان داد. استیون چونگ، که از نزدیکترین دستیاران ترامپ محسوب میشود، با لحنی کنایهآمیز گفته بود لویت ترجیح میدهد به امور خانهداری بپردازد و احتمالاً ترامپ نیز با این انتخاب مخالفت نخواهد کرد.
این اظهارنظر از یک جهت اهمیت زیادی داشت: در ساختار اداری آمریکا، کارکنان معمولاً حتی در صورت اختلاف با مقام مافوق، از بیان علنی چنین سخنانی درباره او پرهیز میکنند. بنابراین، چنین کنایهای میتوانست برای خبرنگاران حاضر نشانهای روشن باشد که اقتدار اداری لویت تا حد زیادی از بین رفته و اطرافیان او دیگر نگرانی چندانی از زیر سؤال بردن جایگاهش ندارند.
اما مهمترین بخش ماجرا به روایت رسمی درباره علت خروج لویت بازمیگردد؛ روایتی که اطلاعات جدید نشان میدهد ممکن است وارونه واقعیت باشد.
پس از خروج لویت، برخی خبرهای غیر رسمی که احتمالا روایت پوششی برای افشا نشدن دلیل اصلی برکناری او بوده است استعفای لویت را به دلیل ناراحتی از رفتار ترامپ در جریان جابهجایی هواپیمای ریاستجمهوری عنوان کرده بود. در این روایت، ناراحتی او از اینکه ترامپ وی را در هواپیمای ریاستجمهوری رها کرده و خود با یک هواپیمای باری ادامه مسیر داده، به عنوان عامل نهایی استعفا مطرح شد.
اما بر اساس اطلاعات جدید، واقعیت دقیقاً عکس این روایت بوده است.
لویت خود عامل درز خبر مربوط به استفاده ترامپ از هواپیمای باری بوده است.
در این صورت، ماجرای هواپیما نه علت خروج لویت، بلکه بخشی از اقدامی بوده که به افشای یک موضوع حساس درباره رئیسجمهور آمریکا منجر شده است. خبری که از نظر سیاسی برای ترامپ بسیار هزینهزا بود و تصویری از نگرانی، آسیبپذیری و شرایط غیرعادی رئیسجمهور آمریکا در میانه جنگ با ایران ارائه میکرد.
بر اساس این روایت، لویت با افشای این خبر عملاً آخرین ضربه خود را به ترامپ وارد کرد؛ اما میدانست که این اقدام میتواند بهانهای برای برکناری او فراهم کند. به همین دلیل، پیش از آنکه ترامپ فرصت پیدا کند او را به شیوهای تحقیرآمیز از کاخ سفید کنار بگذارد، خودش استعفا داد.
به این ترتیب، روایت «استعفا به دلیل خانواده» یا «ناراحتی از تعویض هواپیما» میتواند پوششی برای واقعیتی پیچیدهتر باشد: لویت پس از آنکه در جنگ قدرت میان روبیو و هگست از یک سو و حلقه نزدیک به ترامپ از سوی دیگر قرار گرفت، دریافت که ادامه حضورش در کاخ سفید امکانپذیر نیست. او در عین حال، با افشای خبر هواپیمای باری تلاش کرد هزینه سیاسی این درگیری را برای رئیسجمهور افزایش دهد.
از این منظر، برکناری لویت را نباید یک جابهجایی معمول در کاخ سفید دانست. این رخداد، آخرین مرحله یک زنجیره درگیری است که از اختلافات شخصی و سیاسی لویت با روبیو آغاز شد، با افشای اطلاعات درباره کمبود تسلیحات و خسارات جنگ با ایران وارد مرحله امنیتی شد، با تحقیقات پنجروزه و معرفی سه مظنون به جنگ قدرت درون دولت کشیده شد و در نهایت به حذف یکی از نزدیکترین چهرههای رسانهای ترامپ انجامید.
اما اهمیت اصلی این پرونده فراتر از سرنوشت یک سخنگو است. آنچه در داخل دولت ترامپ درباره وضعیت تسلیحات، خسارات جنگ و میزان واقعی آسیبپذیری آمریکا در جریان جنگ با ایران وجود داشته، آنقدر حساس بوده که افشای آن به یک بحران امنیتی و سیاسی در بالاترین سطوح دولت تبدیل شده است.
در واقع، پرسش اصلی اکنون این نیست که چرا کارولین لویت استعفا داد؟ پرسش مهمتر این است که چه اطلاعاتی درباره وضعیت واقعی توان نظامی آمریکا و خسارات جنگ با ایران در داخل دولت ترامپ وجود داشته که افشای آن، چنین جنگ قدرتی را در کاخ سفید به راه انداخته است؟
در این چارچوب، لویت اگرچه پیش از آنکه قربانی رسمی این تسویهحساب شود کاخ سفید را ترک کرد، اما خروج او صرفاً یک استعفا نبود؛ بلکه پایان یک درگیری داخلی بر سر کنترل اطلاعات، روایت رسمی جنگ با ایران و میزان واقعی آسیبپذیری دولت ترامپ بود.
نورنیوز

معاریو: کلید مهار تنش میان ترکیه و اسرائیل در دست کاخ سفید است

غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین

تصادف هوایی مرگبار در فرودگاه پنسیلوانیا

انتقاد کرملین از مشارکت مستقیم انگلیس در جنگ اوکراین

الجزیره: برای ترامپ اجرای «پیامدهای اقتصادی» علیه کشورهایی که با ایران تجارت میکنند، بسیار دشوار خواهد بود

