قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۳/۱۱

سواد رسانه‌ای، الفبای زیستن در قرن دیجیتال

سواد رسانه‌ای دیگر مهارتی جانبی نیست، بلکه ضرورتی برای زیستن در جهان دیجیتال برای کودک و بزرگسال است؛ جایی که توان تشخیص و تحلیل پیام‌ها، مرز میان آگاهی و سردرگمی را مشخص می‌کند.
 سواد رسانه‌ای، الفبای زیستن در قرن دیجیتال


رسانه‌ملی و آزمون اقناع

 رسانه‌ملی و آزمون اقناع
 خبرگزاری جام جم / ۵ دقیقه قبل
صداوسیما در هر نظام سیاسی، صرفا یک تریبون خبری یا ابزار اطلاع‌رسانی نیست‌؛ رسانه‌ملی در حقیقت آینه‌ای است که هم باید صدای مسئولان را به‌روشنی بازتاب دهد و هم...

با‌این‌حال، وقتی رسانه‌ای با وجود تلاش گسترده برای انعکاس اقدامات دولت و دستگاه‌های اجرایی، همچنان زیر شدیدترین هجمه‌ها و انتقادات قرار می‌گیرد، نباید مساله را فقط در سطح حمله و دفاع رسانه‌ای دید. پرسش اصلی و جدی‌تر این است که چرا میان روایت رسمی و پذیرش اجتماعی، این‌قدر فاصله افتاده و چرا هر اقدامی در جهت انعکاس عملکرد مسئولان، به‌جای ایجاد اعتماد، با واکنش منفی مخاطب روبه‌رو می‌شود. 

نکته روشن این است که صرف بازتاب‌دادن سخنان و برنامه‌های مسئولان، به‌تنهایی به‌معنای اثرگذاری رسانه‌ای نیست. رسانه زمانی موفق است که روایتش قابل اعتماد، منسجم و اقناع‌کننده باشد و بتواند ذهن مخاطب را با خود همراه کند. اگر مردم احساس کنند آنچه می‌شنوند بیشتر از جنس گزارش یک‌سویه و تبلیغ محض است تا روایت دقیق و متوازن، طبیعی است که اعتمادشان به رسانه آسیب ببیند و هر موج انتقادی، به‌سرعت دامنه پیدا کند. از همین زاویه، هجمه‌ها به صداوسیما فقط یک واکنش بیرونی یا توطئه‌ای از پیش طراحی‌شده نیست‌؛ بلکه نشانه‌ای است از یک چالش عمیق‌تر در شیوه روایت و در نسبت برقرارشده میان رسانه و جامعه. هر جا این نسبت بر پایه صداقت، شفافیت و بی‌طرفی واقعی بنا نشود، همان‌جا نقطه‌ای خواهد بود که اعتماد عمومی از آن سوراخ می‌شود. 

در عین حال، باید منصف بود و کارنامه صداوسیما را در بزنگاه‌های حساس کشور نادیده نگرفت. رسانه‌ملی در لحظات حساس و سرنوشت‌ساز، مانند دوران جنگ و بحران‌های بزرگ، وظیفه‌ای سنگین بر دوش داشته و در موارد متعددی ثابت کرده است که می‌تواند منبع موثق و قابل اتکایی برای خبر باشد. نمونه بارز آن، ایام جنگ و نبردهای اخیر است که بسیاری از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران خارجی نیز، حتی برای یافتن حقیقت درباره ادعاهای مقامات خارجی، به صداوسیمای ما مراجعه می‌کردند تا صحت‌و‌سقم اخبار را از منابع داخلی و موثق به‌دست آورند. آمارها نیز نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از مردم، اخبار موثق را از رسانه‌ملی دریافت می‌کردند و این، دستاوردی نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که رسانه‌ملی توانایی لازم برای تبدیل‌شدن به مرجع اعتماد را دارد‌ اما این توانایی، باید در همه شرایط و نه فقط در مواقع بحرانی، به‌کار گرفته شود. 

با این وجود، نمی‌توان از رسانه‌ملی انتظار داشت که بیرون از متن تحولات و خارج از شرایط بایستد و به‌گونه‌ای عمل کند که گویی در خلأ قرار دارد. اگر دولت‌ها و دستگاه‌های اجرایی می‌خواهند کارنامه‌شان به‌درستی دیده و قضاوت شود، باید بدانند که دیده‌شدن فقط با خبررسانی و اعلام رسمی اتفاق نمی‌افتد‌؛ بلکه با صداقت، دقت، تنوع دیدگاه و پرهیز از کلی‌گویی است که اعتماد ساخته می‌شود. رسانه‌ای که می‌خواهد مرجع بماند، ناگزیر است هم بازتاب‌دهنده باشد و هم پرسشگر‌؛ هم صدای مسئولان را به‌گوش مردم برساند و هم مطالبات و دغدغه‌های مردم را به مسئولان منتقل کند. رسانه‌ای که فقط یک‌طرفه سخن بگوید، خیلی‌زود از جایگاه مرجعیت فاصله می‌گیرد و به ابزار تبلیغ تنزل پیدا می‌کند. 

از همین جا می‌توان به ریشه اصلی مساله رسید: صداوسیما زمانی می‌تواند از زیر فشار هجمه‌ها و انتقادات بیرون بیاید که از صرف بازتاب‌دهی عبور کند و به سطح اقناع برسد. اقناع، محصول تزئین واقعیت یا پنهان‌کردن نارسایی‌ها نیست‌؛ اقناع، نتیجه روایت درست و صادقانه از واقعیت است. هرچه فاصله میان زبان رسانه و تجربه زیسته مردم بیشتر شود، میدان برای حمله و به‌حاشیه‌راندن رسانه بازتر می‌شود. و برعکس، هرجا رسانه بتواند میان دستگاه اجرایی، منطق حاکمیت و ذهن مخاطب پل بزند، هم اعتبار خود را حفظ می‌کند و هم نقش ملی و تاریخی‌اش را به‌درستی ایفا می‌کند. این پل‌زنی مستلزم آن است که رسانه نه‌فقط در میانه بحران، بلکه در همه زمان‌ها، روایت اول را به‌موقع، دقیق و شفاف ارائه کند. تاخیر در بیان روایت، هر‌چند ناشی از هماهنگی‌های نهادی و ملاحظات سازمانی باشد، در ذهن مخاطب به ضعف و فرصت‌سوزی تعبیر می‌شود و به‌جای آن‌که میدان را برای رسانه‌ملی نگه دارد، میدان را به دیگران واگذار می‌کند تا هرچه می‌خواهند بگویند. 

در نهایت، مساله صداوسیما فقط یک بحث رسانه‌ای یا یک مناقشه حرفه‌ای نیست‌؛ بخشی از مساله حکمرانی و نسبت میان قدرت و جامعه است. رسانه‌ای که نتواند میان عملکرد دولت و داوری افکار عمومی پیوندی عمیق و قابل اعتماد برقرار کند، ناخواسته به میدان منازعه تبدیل می‌شود و به‌جای آن‌که نقش‌آفرین باشد، نقشِ هدفِ انتقاد را بر‌عهده می‌گیرد. راه برون‌رفت از این وضعیت، نه در انفعال و سکوت است و نه در تبلیغ صرف و یک‌سویه، بلکه در بازسازی اعتماد از مسیر روایت حرفه‌ای، شفاف، صادقانه و مسئولانه است. رسانه‌ای که بتواند این مسیر را بپیماید، نه فقط از هجمه‌ها در امان می‌ماند، بلکه به‌عنوان مرجع اصلی و معتمد افکار عمومی، جایگاه واقعی خود را در ساختار اجتماعی و سیاسی کشور تثبیت می‌کند. 



بازتاب جهانی دستاوردهای پدافندی ایران | جهان نیوز

 بازتاب جهانی دستاوردهای پدافندی ایران | جهان نیوز
 سایت جهان نیوز / ۱۹ دقیقه قبل
نمایش قطعات به‌جامانده از پهپادها و جنگنده‌های سرنگون‌شده در جریان درگیری‌ها، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشته و برخی رسانه‌ها این مجموعه را «نمایشگاه غنایم جنگی ایران» توصیف کرده‌اند

نمایش قطعات به‌جامانده از پهپادها و جنگنده‌های سرنگون‌شده در جریان درگیری‌ها، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشته و برخی رسانه‌ها این مجموعه را «نمایشگاه غنایم جنگی ایران» توصیف کرده‌اند



مسجدی که جای جوان‌ها را به صندلی‌ها داد!

 مسجدی که جای جوان‌ها را به صندلی‌ها داد!
 سایت جوان آنلاین / ۴۹ دقیقه قبل
‌می‌توان برای کودکان فضای مشخصی در نظر گرفت. می‌توان برنامه‌های متناسب با سن کودک و نوجوان طراحی کرد. می‌توان خادمان و فعالان مسجد را برای مواجهه درست با خان...

جوان آنلاین: وقتی دخترم نوزاد بود او را همراه خودم برای نماز به مسجد می‌بردم. بچه‌های کمی بزرگ‌تر دورش جمع می‌شدند، با او بازی می‌کردند و از خنده‌های دخترم ذوق‌زده می‌شدند. صحنه، صحنه‌ای زیبا بود. کودکی در آغوش مادر و چند کودک دیگر که با شوق دور او جمع شده بودند، اما در کنار این تصویر شیرین، یک نگرانی هم همیشه وجود داشت. بچه‌ها باید مراقب نگاه‌های حاج‌خانم‌های مسن می‌بودند تا مبادا صدای بازی و خنده‌شان آرامش نمازگزاران را برهم بزند. گاهی حضور کودک در مسجد، بیشتر به عنوان مزاحمت دیده می‌شد تا فرصتی برای تربیت. با این حال، آن روز‌ها مسجد هنوز پر از جوان بود. جوان‌هایی که روی زمین نماز می‌خواندند، بدون صندلی و امکانات خاص، اما با شور و انرژی. مادر‌ها فرزندانشان را همراه خود می‌آوردند و کودکان، حتی اگر چیزی از نماز و آداب مسجد نمی‌فهمیدند، کم‌کم با فضای مسجد، جمع مؤمنانه و سبک زندگی دینی آشنا می‌شدند. 

 

 سال‌ها بعد، مسجدی دیگر 

سال‌ها گذشت تا اینکه چندی پیش دوباره به همان مسجد رفتم، اما این بار برای پیدا کردن جایی برای نماز، به‌سختی توانستم خودم را میان صندلی‌ها جا کنم. چیزی که بیشتر از کمبود جا توجهم را جلب کرد، نه صندلی‌ها که غیبت جوانان و نوجوانان بود. مسجدی که روزی حضور جوان و نوجوان در آن پررنگ بود، حالا پر شده بود از صندلی‌هایی که برای نماز سالخوردگان چیده شده بود، اما خبری از نسل‌هایی که قرار است آینده مسجد و جامعه را بسازند، نبود. همین صحنه ساده، یک سؤال در ذهنم ساخت و اینکه آیا فقط باید از جوانانی که به مسجد نمی‌آیند گلایه کنیم یا باید از خودمان هم بپرسیم که مسجد را تا چه اندازه برای حضور نسل جدید آماده کرده‌ایم؟ 

 وقتی نبودن نسل جدید را فقط گردن خودش می‌اندازیم 

مسئله فقط یک مسجد یا یک محله نیست. این صحنه می‌تواند نشانه یک مسئله بزرگ‌تر در نسبت میان خانواده، مسجد و تربیت نسل آینده باشد. اگر قرار است مسجد در جامعه دینی فقط محل اقامه نماز نباشد و نقش تربیتی و اجتماعی خود را نیز ایفا کند باید بتواند خانواده را با خود همراه کند. کودکی که امروز همراه مادرش وارد مسجد می‌شود، ممکن است فردا نوجوان، جوان، مربی، خادم و فعال اجتماعی همان مسجد باشد، اما این اتفاق به خودی خود رخ نمی‌دهد. کودکی که نخستین تجربه‌هایش از مسجد با تذکر، اخم، نگاه‌های سنگین و این احساس همراه باشد که «اینجا جای تو نیست»، ممکن است خیلی زود مسجد را از دایره تجربه‌های زندگی‌اش حذف کند. در مقابل، مسجدی که بتواند حضور کودک را به یک تجربه شیرین تبدیل کند، به او خاطره‌ای مثبت می‌دهد. خاطره‌ای که می‌تواند سال‌ها بعد او را دوباره به مسجد برگرداند و حتی باعث شود فرزند خودش را نیز با خود همراه کند. این‌جاست که مسئله مسجد، به مسئله سبک زندگی گره می‌خورد. 

 سبک زندگی دینی، در محیط زندگی شکل می‌گیرد 

سبک زندگی دینی فقط با توصیه و آموزش شکل نمی‌گیرد. انسان باید ارزش‌ها را در محیط زندگی خود تجربه کند. خانواده، مدرسه، محله، هیئت و مسجد، هر کدام بخشی از این زیست تربیتی را می‌سازند. اگر مسجد از زندگی خانواده حذف شود، یکی از مهم‌ترین محیط‌های تجربه اجتماعی دین نیز از دست می‌رود. کودکی که مسجد را فقط در قالب یک ساختمان و محل اقامه نماز می‌شناسد، با کودکی که در مسجد دوست پیدا کرده، بازی کرده، در برنامه‌ای شرکت کرده، کنار خانواده‌اش نشسته و بعد‌ها مسئولیتی برعهده گرفته، تجربه یکسانی از مسجد ندارد. البته حفظ حرمت نماز، آرامش عبادت و نظم مسجد ضروری است. هیچ‌کس نمی‌گوید مسجد باید به محل بی‌نظمی تبدیل شود. مسئله، انتخاب میان نظم و حضور خانواده نیست، مسئله این است که می‌توان برای هر دو راه‌حلی پیدا کرد. 

 تغییر از یک نگاه ساده شروع شود 

می‌توان برای کودکان فضای مشخصی در نظر گرفت. می‌توان برنامه‌های متناسب با سن کودک و نوجوان طراحی کرد. می‌توان خادمان و فعالان مسجد را برای مواجهه درست با خانواده‌ها آموزش داد. می‌توان مادران را به حضور در مسجد تشویق کرد و حتی در معماری، چیدمان و امکانات مسجد، نیاز‌های خانواده‌ها را دید. گاهی برای جذب نسل جدید، لازم نیست کار عجیب و پرهزینه‌ای انجام دهیم. شاید اولین قدم این باشد که کودکی که وارد مسجد می‌شود، احساس نکند حضورش مزاحمت است. شاید لازم باشد به جای اینکه همیشه از کودک بخواهیم خودش را با مسجد تطبیق دهد، کمی هم از مسجد بخواهیم خودش را با نیاز‌های کودک و خانواده هماهنگ کند. 

 مسجد آینده، مسجد خانواده است 

در نگاه آینده‌نگرانه به جامعه اسلامی، جوان فقط مخاطب برنامه‌های فرهنگی نیست، صاحب آینده و یکی از سازندگان آن است. اگر قرار است نسل جدید در ساخت آینده جامعه نقش‌آفرین باشد، باید از کودکی فرصت حضور، تجربه و مشارکت پیدا کند. مسجد نیز اگر می‌خواهد در این آینده سهمی داشته باشد، نمی‌تواند فقط منتظر جوانی باشد که از قبل با مسجد پیوند خورده است. باید خودش زمینه این پیوند را از سال‌های کودکی فراهم کند و باید از سال‌های کودکی آغاز کرد. باید مادر را با کودک پذیرفت، کودک را با نوجوان پیوند داد، نوجوان را به میدان مسئولیت آورد و به جوان فرصت نقش‌آفرینی داد. در این نگاه، مسجد صرفاً یک ساختمان برای اقامه نماز نیست، یک محیط تربیتی و اجتماعی است. محیطی که می‌تواند خانواده‌ها را به هم پیوند دهد، سرمایه اجتماعی ایجاد کند، مسئولیت‌پذیری را تمرین دهد و نسل جدید را با معنای مشارکت و زندگی مؤمنانه آشنا کند. 

شاید روزی دوباره به همان مسجد بروم و این‌بار، پیش از آنکه صندلی‌های پرشمار را ببینم، چشمم به نوجوان‌ها و جوان‌هایی بیفتد که در کنار خانواده‌هایشان نشسته‌اند، کودکانی که دیگر لازم نیست از نگاه سنگین کسی بترسند و جوان‌هایی که مسجد را نه یک فضای متعلق به نسل‌های گذشته، که بخشی از زندگی خودشان می‌دانند. 

*فعال فرهنگی و پژوهشگر خانواده



هفت‌سنگ از کجا آمد؟ راز بازی محبوب بچه‌های قدیم

 هفت‌سنگ از کجا آمد؟ راز بازی محبوب بچه‌های قدیم
 سایت فرتاک / ۱ ساعت قبل
هفت‌سنگ یکی از بازی‌های سنتی و گروهی ایران است که سال‌ها در کوچه‌ها و محله‌های کشور رواج داشت؛ اما ریشه این بازی و فلسفه نام‌گذاری آن چیست؟

به گزارش فرتاک نیوز،

بازی‌های بومی و سنتی ایران تنها سرگرمی‌های ساده دوران کودکی نبودند؛ بسیاری از آن‌ها بخشی از فرهنگ شفاهی و سبک زندگی نسل‌های گذشته به شمار می‌رفتند. هفت‌سنگ یکی از همین بازی‌های قدیمی است که سال‌ها در کوچه‌ها و محله‌های شهرهای مختلف ایران انجام می‌شد و در کنار هیجان و رقابت، مفاهیمی مانند همکاری، دقت، سرعت و مسئولیت‌پذیری را به کودکان می‌آموخت. اما این بازی از کجا آمده، چرا «هفت‌سنگ» نام گرفته و آیا شیوه انجام آن در همه نقاط ایران یکسان بوده است؟ بررسی ریشه‌های این بازی می‌تواند بخشی از تاریخ کمتر دیده‌شده بازی‌های سنتی ایرانی را روایت کند. هفت‌سنگ؛ بازی ساده‌ای با یک تاریخ قدیمی

هفت‌سنگ را بسیاری از ایرانی‌ها با خاطرات کودکی، کوچه‌های خاکی و جمع شدن چند کودک دور هم به یاد می‌آورند؛ بازی‌ای که بدون نیاز به امکانات خاص، تنها با چند تکه سنگ و یک توپ انجام می‌شد. سادگی همین ابزارها باعث شده بود هفت‌سنگ در میان کودکان مناطق مختلف ایران محبوبیت زیادی پیدا کند.

در شکل رایج بازی، هفت قطعه سنگ روی یکدیگر قرار می‌گرفت و دو گروه در مقابل هم قرار می‌گرفتند. بازیکنان یک گروه تلاش می‌کردند با توپ سنگ‌ها را بریزند و سپس دوباره آنها را روی هم بچینند، در حالی که گروه مقابل باید با توپ مانع انجام این کار می‌شد. چرا اسمش «هفت‌سنگ» است؟

نام بازی مستقیماً از مهم‌ترین عنصر آن یعنی هفت سنگی که روی یکدیگر چیده می‌شوند گرفته شده است. عدد هفت نیز در فرهنگ ایرانی و بسیاری از سنت‌های منطقه‌ای جایگاه نمادین دارد، اما نمی‌توان با اطمینان گفت که انتخاب عدد هفت در این بازی الزاماً ریشه آیینی یا مذهبی داشته است.

به همین دلیل بهتر است میان قدمت عدد هفت در فرهنگ ایرانی و دلیل انتخاب هفت سنگ در این بازی تفاوت قائل شویم. آنچه در شیوه سنتی بازی اهمیت دارد، ساختن یک برج کوچک از سنگ‌ها و تلاش برای بازسازی آن پس از برخورد توپ است.

هفت‌سنگ در شهرهای مختلف ایران

هفت‌سنگ در مناطق مختلف ایران با تفاوت‌هایی در قوانین اجرا می‌شد. تعداد بازیکنان، فاصله پرتاب توپ، جنس توپ، نحوه انتخاب تیم‌ها و حتی تعداد دفعاتی که بازیکنان می‌توانستند برای بازسازی سنگ‌ها تلاش کنند، ممکن بود از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت باشد.

در برخی مناطق، بازی با توپ‌های دست‌ساز یا توپ‌های پلاستیکی انجام می‌شد و در بعضی محله‌ها نیز قوانین محلی خاصی برای تعیین برنده وجود داشت. همین ویژگی نشان می‌دهد که هفت‌سنگ بیشتر از آنکه یک بازی با قوانین کاملاً یکسان باشد، بخشی از فرهنگ بازی‌های محلی ایران بوده است. بازی‌ای که فقط سرگرمی نبود

هفت‌سنگ علاوه بر سرگرمی، مجموعه‌ای از مهارت‌ها را نیز در کودکان تقویت می‌کرد؛ از دقت در پرتاب توپ و سرعت عمل گرفته تا همکاری گروهی و تصمیم‌گیری در شرایط فشار.

شاید مهم‌ترین ویژگی هفت‌سنگ همین جمعی بودن آن بود. کودکان برای انجام بازی باید با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند، تیم تشکیل می‌دادند و برای رسیدن به یک هدف مشترک همکاری می‌کردند؛ چیزی که بازی‌های دیجیتال امروزی کمتر به آن نیاز دارند. هفت‌سنگ؛ خاطره‌ای از کوچه‌های قدیم

با گسترش شهرنشینی، کاهش فضاهای بازی و تغییر سبک زندگی کودکان، هفت‌سنگ نیز مانند بسیاری از بازی‌های سنتی دیگر کم‌کم از کوچه‌ها فاصله گرفت. با این حال هنوز در مدارس، جشنواره‌های بازی‌های بومی و محلی و برخی برنامه‌های فرهنگی اجرا می‌شود.

هفت‌سنگ را می‌توان بخشی از میراث ناملموس بازی‌های عامیانه ایران دانست؛ بازی‌ای که برای انجام آن نه کنسول لازم بود، نه تلفن همراه و نه امکانات گران‌قیمت؛ هفت سنگ، یک توپ و چند کودک کافی بود تا یک کوچه برای ساعت‌ها به زمین بازی تبدیل شود. حتما بخوانید: اصول صحیح نوشیدن آب در فصل گرما؛ جرعه‌جرعه بنوشید پف و تیرگی زیر چشم؛ دلایل و راهکارهای ساده برای داشتن چشم‌هایی شاداب قیمت ارز امروز ۲۸ مرداد؛ دلار و یورو چند شد؟



انتقاد هاشمی‌طبا از طرح جنجالی مجلس

 انتقاد هاشمی‌طبا از طرح جنجالی مجلس
 سایت افکارنیوز / ۱ ساعت قبل
یک تحلیلگر سیاسی با انتقاد از کلیات طرح مقابله با نفوذ بیگانگان، معتقد است که محدود کردن ارتباطات علمی، رسانه‌ای و اجتماعی مردم با جهان برای شناسایی تعداد محدودی از جاسوسان، اقدامی نادرست است.

کلیات طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهاد‌های بیگانه در کشور» روز یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ (۱۶ اوت ۲۰۲۶) با ۱۸۳ رأی موافق، چهار رأی مخالف و پنج رأی ممتنع از مجموع ۲۵۸ نماینده حاضر در مجلس تصویب شد.

 این طرح در جریان بررسی کلیات، موضوعاتی مانند نحوه مواجهه با ارتباط اشخاص با نهاد‌ها و اتباع خارجی، همکاری‌های علمی با مراکز خارج از کشور و ارتباط رسانه‌ای با رسانه‌های خارجی را مطرح کرده است؛ موضوعاتی که بحث درباره مرز میان «مقابله با نفوذ» و «محدود کردن ارتباطات عادی جامعه» را داغ کرده‌اند.

با این حال، جزئیات و مواد طرح هنوز به تصویب نهایی مجلس نرسیده است و برخی مطالب منتشرشده درباره مجازات‌های مشخص، مربوط به متن پیشنهادی و مراحل بررسی طرح است، نه قانون لازم‌الاجرا.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از متن پیشنهادی، ارتباط با رسانه‌های آمریکایی یا اسرائیلی و رسانه‌هایی که از سوی آمریکا یا اسرائیل تأمین مالی می‌شوند، ممکن است مشمول ممنوعیت و مجازات حبس شش ماه تا دو سال شود. همچنین مصاحبه با سایر رسانه‌های خارجی، ارتباط با برخی نهاد‌های غیرایرانی و همکاری علمی با مراکز خارجی خارج از فهرست مجاز، در متن پیشنهادی با محدودیت‌هایی مواجه شده است؛ اما این موارد هنوز قانون نهایی محسوب نمی‌شوند.

مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی، در گفت‌و‌گو با فرارو با انتقاد از رویکرد این طرح می‌گوید: «این طرح در واقع متهم کردن مردم به جاسوسی است، نه طرح پیدا کردن جاسوس‌ها.» او تأکید می‌کند که در شرایطی که روش‌های نفوذ و جاسوسی بسیار پیچیده‌تر از گذشته شده است، نمی‌توان با محدود کردن روابط علمی، اجتماعی و حرفه‌ای مردم با جهان، به جنگ شبکه‌های اطلاعاتی رفت و هم‌زمان انتظار داشت اعتماد عمومی نیز حفظ شود.

این طرح به جای جاسوس‌ها، مردم را هدف گرفته است

مصطفی هاشمی‌طبا درباره طرح جدید مجلس برای مقابله با نفوذ گفت: «این طرح در واقع متهم کردن مردم به جاسوسی است، نه طرح پیدا کردن جاسوس‌ها. در این طرح حتی استادان دانشگاه از ارتباطات علمی منع شده‌اند. این، نشانه بی‌اعتمادی به مردم است.»

او تاکید کرد: «این روز‌ها جاسوسی از این طریق انجام نمی‌شود. جاسوسی این نیست که یک نفر را با مو‌های بور به کشور دیگری بفرستند و به او بگویند برو جاسوسی کن. جاسوس در لباس دوستان و افراد موجه ظاهر می‌شود و ابزار‌های جاسوسی نیز بسیار پیچیده‌تر از اینهاست. مردم نباید تحت فشار و در قفس قرار بگیرند و شرایط لازم برای زندگی عادی را از دست بدهند.»

وی افزود: «وقتی استاد دانشگاه برای همکاری علمی با یک دانشگاه خارجی، پژوهشگر برای ارتباط با یک مرکز علمی یا فردی برای گفت‌وگوی حرفه‌ای با یک رسانه خارجی احساس کند که ممکن است متهم شود، در واقع مرز میان ارتباط عادی و جاسوسی را از بین برده‌ایم. ارتباط علمی با جهان یک امر طبیعی است.»

هاشمی طبا ادامه داد: «دانشگاه بدون ارتباط با دانشگاه‌های دیگر نمی‌تواند رشد کند. پژوهشگر باید مقاله بفرستد، در کنفرانس شرکت کند، با استاد خارجی گفت‌و‌گو داشته باشد و تبادل علمی انجام دهد. اگر قرار باشد با همه این ارتباطات از سر سوءظن برخورد شود، نتیجه آن پیشرفت علمی نیست، بلکه بسته شدن فضای علمی کشور است.»

این فعال سیاسی گفت: «من اصلاً نمی‌گویم با جاسوسی و نفوذ مقابله نکنیم؛ اتفاقاً باید با جاسوس واقعی بسیار جدی برخورد کرد. اما باید جاسوس را از آدم عادی تشخیص داد. نمی‌شود برای پیدا کردن چند جاسوس، میلیون‌ها نفر را تحت فشار قرار داد و ارتباطات طبیعی مردم را محدود کرد.»

جاسوس واقعی با محدود کردن ارتباطات پیدا نمی‌شود

هاشمی طبا درباره نقش دولت در چنین طرح‌هایی گفت: «اصلاً دولت قادر نیست به این شکل مردم را پایش کند. از دید من، این روش، روش خوبی نیست. این روز‌ها در سراسر جهان فناوری‌های جاسوسی بسیار پیشرفته شده‌اند و بعید است بتوان با چنین طرح‌هایی جاسوسان را پیدا کرد.»

او ادامه داد: «با این نوع طرح‌ها، به جای اینکه بتوانیم جاسوس واقعی را شناسایی کنیم، در واقع به نارضایتی مردم دامن می‌زنیم. امروز جاسوسی شکل بسیار پیچیده‌ای پیدا کرده است. دیگر مسئله این نیست که یک نفر را به کشور دیگری بفرستند و به او بگویند اطلاعات جمع کن. شبکه‌های اطلاعاتی، فناوری‌های ارتباطی، روش‌های جمع‌آوری داده و ابزار‌های جدید بسیار پیچیده شده‌اند؛ بنابراین اگر تصور کنیم با ممنوع کردن چند نوع ارتباط می‌توانیم مسئله نفوذ را حل کنیم، تصور درستی نیست.»

وی افزود: «اگر کسی واقعاً تحت هدایت یک سرویس اطلاعاتی خارجی فعالیت می‌کند، باید دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی با ابزار‌های تخصصی خودشان او را شناسایی کنند. این کار با وضع یک قانون عمومی برای همه مردم انجام نمی‌شود.

اگر قرار باشد هر شهروندی که با یک خارجی ارتباط دارد، هر استادی که با یک دانشگاه خارجی همکاری می‌کند یا هر روزنامه‌نگاری که با یک رسانه خارجی صحبت می‌کند، در مظان اتهام قرار بگیرد، دیگر تشخیص جاسوس واقعی بسیار دشوار می‌شود.»

نمی‌شود مردم را در قفس گذاشت

این تحلیلگر سیاسی با اشاره به تأثیر چنین طرح‌هایی بر مردم گفت: «مردم نباید تحت فشار قرار بگیرند و در قفس گذاشته شوند؛ به‌گونه‌ای که شرایط لازم برای زندگی عادی را از دست بدهند. مردم باید بتوانند زندگی کنند، کار کنند، درس بخوانند، با دنیا ارتباط داشته باشند و فعالیت اجتماعی و علمی انجام دهند.»

هاشمی طبا تاکید کرد: «اگر همه اینها به موضوعی امنیتی تبدیل شود، جامعه خسته می‌شود. ما نباید تصور کنیم هر ارتباطی با خارج از کشور به معنای نفوذ است. کشور‌ها با یکدیگر ارتباط دارند؛ دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، اقتصاد و فرهنگ نیز بدون ارتباط با جهان نمی‌توانند پیشرفت کنند.»

اگر این ارتباطات را محدود کنیم، خودمان را از امکاناتی که دنیا در اختیار دارد محروم کرده‌ایم.»

وی ادامه داد: «اینکه یک استاد دانشگاه با دانشگاهی در خارج از کشور ارتباط داشته باشد، به‌خودی‌خود جاسوسی نیست. ممکن است کسی از این ارتباط سوءاستفاده کند، اما باید همان مورد مشخص بررسی شود. نمی‌توان اصل ارتباط را جرم دانست و بعد انتظار داشت جامعه علمی کشور با دنیا ارتباط داشته باشد.»

این طرح هم مانند طرح حجاب نتیجه معکوس می‌دهد

هاشمی‌طبا درباره تبعات چنین طرحی گفت: «این طرح نیز مانند سایر طرح‌هایی که باعث نارضایتی و دلخوری مردم شدند و سپس کارایی نداشتند، عملاً مضر است. مدتی پیش طرح حجاب به راه افتاد و به جای اینکه بتواند مردم را به سمت حجاب متمایل کند، آنان را از این موضوع دور و دورتر کرد. اکنون نیز در کشور با وضعیتی مواجهیم که بی‌حجابی به‌طور گسترده دیده می‌شود.»

او گفت: «در آن طرح نیز به جای اینکه برای آقایان و خانم‌ها کار فرهنگی انجام شود، تصمیم گرفته شد اقدامات سلبی مانند بستن، زدن و گرفتن انجام شود. این نوع رفتار‌ها کاملاً نتیجه معکوس می‌دهد.»

وی افزود: «در مسائل اجتماعی، این مسئله را بار‌ها دیده‌ایم. در موضوع نفوذ نیز اگر مردم احساس کنند هر ارتباطی می‌تواند برای آنها دردسر ایجاد کند، به جای اینکه احساس امنیت کنند، احساس ناامنی خواهند داشت. این برای کشور خوب نیست. امنیت باید به مردم آرامش بدهد، نه اینکه مردم دائماً نگران باشند مبادا یک ارتباط عادی برای آنها پرونده ایجاد کند.»

حتی دولت هم در اجرای طرح‌های ضربتی عاجز می‌ماند

این فعال سیاسی تأکید کرد: «وقتی طرح‌های ضربتی و بدون منطق در کشور اجرا می‌شوند، حتی دولت هم از اجرای آنها عاجز می‌ماند. اتفاقاً اگر این نوع طرح‌ها وجود نداشته باشند، سوءاستفاده بیگانگان نیز می‌تواند به حداقل برسد.»

هاشمی طبا گفت: «قانون باید قابل اجرا باشد. نمی‌شود قانونی تصویب کرد که دامنه آن آن‌قدر گسترده باشد که دولت، دستگاه قضایی و دستگاه‌های نظارتی نتوانند آن را به‌طور دقیق اجرا کنند. وقتی قانون بیش از اندازه کلی باشد، ممکن است تفسیر‌های مختلفی از آن صورت بگیرد و این مسئله خود مشکل‌ساز شود.»

وی ادامه داد: «برای مقابله با نفوذ باید سراغ نفوذ واقعی رفت. باید ابزار‌های اطلاعاتی قوی داشت، شبکه‌های جاسوسی را شناخت و کسانی را که واقعاً با سرویس‌های بیگانه همکاری می‌کنند، شناسایی کرد.»

این تحلیلگر تاکید کرد: «اگر به جای این کار، مردم، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و ارتباطات عادی جامعه با جهان را محدود کنیم، نتیجه‌ای که به دست می‌آوریم ممکن است دقیقاً خلاف چیزی باشد که می‌خواهیم. کشور برای مقابله با دشمن به اعتماد مردم نیاز دارد.

بنابراین، من معتقدم مقابله با نفوذ باید به‌گونه‌ای باشد که هم امنیت کشور حفظ شود و هم زندگی عادی مردم مختل نشود. نمی‌توان برای پیدا کردن جاسوس، همه مردم را در جایگاه متهم قرار داد.»



 چین تنگه هرمز را دور زد؛ مسیرهای کم‌ریسک‌تر جایگزین شدند | نفتکش‌ها از خارج خلیج‌فارس نفت می‌گیرند و از گلوگاه‌ها دوری می‌کنند

چین تنگه هرمز را دور زد؛ مسیرهای کم‌ریسک‌تر جایگزین شدند | نفتکش‌ها از خارج خلیج‌فارس نفت می‌گیرند و از گلوگاه‌ها دوری می‌کنند

اقتصادنیوز: دو غول کشتیرانی دولتی چین در بحبوحه تداوم تنش‌های منطقه‌ای، عبور نفتکش‌های خود از تنگه هرمز و باب‌المندب را متوقف کرده‌اند؛ تصمیمی که حالا انتقال کشتی‌به‌کشتی نفت در خارج از خلیج فارس را به گزینه‌ای مهم برای تأمین نفت چین تبدیل کرده است.

 چاه تنگوی قشم؛ سورپرایزی که زیر بمب سنگرشکن خاک شد | آخرین خبر

چاه تنگوی قشم؛ سورپرایزی که زیر بمب سنگرشکن خاک شد | آخرین خبر

اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست بیش از ۶۰ خانه در حمله به چاه‌تنگوی قشم آسیب دیدند براساس اعلام نیویورک‌تایمز ارتش ایالات متحده یک خانه مسکونی را در محله «چاه تنگو» شهر قشم هدف یک بمب سنگرشکن 2 هزار پوندی قرار داده است نیره خادمی| چند روز پیش از آن س

 آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

تصویری قدیمی از یک آرایشگر زن را در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان و در دوره قاجار می‌بینید.

 مسجد بهترین پاتوق برای دورهمی سالم و سازنده نسل جوان است

مسجد بهترین پاتوق برای دورهمی سالم و سازنده نسل جوان است

جوان امروز میل دارد در ساختن فضا و برنامه‌ای که به او مربوط است، سهم واقعی داشته باشد. اگر تنها دریافت‌کننده پیام باشد، ارتباط او محدود و موقتی می‌شود، اما ا...

 افشای شبکه فساد در دولت زلنسکی

افشای شبکه فساد در دولت زلنسکی

زمزمه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری قوت گرفت

 در روز سی و نهم جنگ سوم چه گذشت؟/ سی‌ان‌ان: احتمالا یکی از اهداف پشت پرده دعوت عراق از قالیباف این بوده که بغداد خود را به‌عنوان یک میانجی بالقوه میان آمریکا و ایران مطرح کند/تماس تلفنی عراقچی با فرمانده ارتش پاکستان/پزشکیان: مذاکره به معنای تسلیم نیست/ادعای ترامپ: شاید در مقطعی مذاکرات با ایران را از سر بگیریم، اما در حال حاضر وضعیت خیلی خوب است، ولی شاید در مقطعی [این کار را انجام دهیم]

در روز سی و نهم جنگ سوم چه گذشت؟/ سی‌ان‌ان: احتمالا یکی از اهداف پشت پرده دعوت عراق از قالیباف این بوده که بغداد خود را به‌عنوان یک میانجی بالقوه میان آمریکا و ایران مطرح کند/تماس تلفنی عراقچی با فرمانده …

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز سی و نهم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۴ روز می‌گذرد، ترامپ مدعی شده هیچ مذاکره‌ای...

 خیابان؛ میدان انسجام یا اختلاف؟

خیابان؛ میدان انسجام یا اختلاف؟

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، روز سه‌شنبه و در بخش مهمی از نطق پیش از دستور جلسه علنی مجلس، با اشاره به شرایط جنگی کشور، بر ضرورت حفظ انسجام ملی، هماهنگی میان میدان نظامی و دیپلماسی و مقابله با فشارهای اقتصادی و جنگ شناختی تأکید و تصریح کرد‌: «خیابان، محل میتینگ‌های انتخاباتی نیست، بلکه باید محل بروز اتحاد مقدس و حضور همه مردم باشد».

 نفت ونزوئلا در پالایشگاه‌های آمریکا

نفت ونزوئلا در پالایشگاه‌های آمریکا

دنیای اقتصاد: معاون وزارت انرژی آمریکا اعلام کرد اکنون نزدیک به نیمی از تولید نفت ونزوئلا به پالایشگاه‌های آمریکایی صادر می‌شود؛ پالایشگاه‌هایی که به‌طور خاص برای پردازش همین نوع نفت خام سنگین طراحی شده‌اند.