
موجود ریزی که نابغه مهندسی و معماری است

پیمان مکه؛ معماری امنیتی جدید در خاورمیانه و چالش ژئوپلیتیکی ایران
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ سید محمد رضا حسینی، در تاریخ ۷ اوت ۲۰۲۶، پیمان دفاعی مشترکی میان سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در شهر مکه به امضا رسید که به سرعت به «پیمان مکه» شهرت یافت. این رویداد مهم سیاسی-نظامی در شرایطی رخ داد که خاورمیانه درگیر جنگی تمامعیار میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر است و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز به طور مستقیم در این مناقشه درگیر شدهاند.
امضای این پیمان، معماری امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله تازهای کرده و پرسشهای اساسی را درباره آینده نظم امنیتی منطقه و جایگاه ایران در آن برانگیخته است. برای درک بهتر این تحول، باید به بسترهای شکلگیری آن توجه کرد که مهمترین آنها، بحران فزاینده اعتماد به آمریکا است. جنگ جاری ایران و آمریکا به روشنی نشان داده که اتکای صرف به ایالات متحده دیگر راهگشا نیست و کشورهای عربی منطقه را به سمت ائتلافهای نظامی تازه با رویکرد منطقهای سوق داده است.
علاوه بر این، تجربه تاریخی پیمانهای امنیتی در خاورمیانه - از پیمان سعدآباد و بغداد گرفته تا سنتو و ناتوی عربی - نشان میدهد که این توافقات عمدتاً با چالشهایی نظیر فقدان درک مشترک از تهدید و ضعف مشروعیت سیاسی مواجه بودهاند؛ بهگونهای که به تعبیر جعفر حقپناه، استاد دانشگاه، «خاورمیانه گورستان پیمانهای امنیتی بسیار زیادی» محسوب میشود. با این حال، تحولات اخیر نشان از تغییر الگوی این پیمانها دارد و پیمان مکه نیز در چنین بستری و با ایفای نقش میانجیگرانه پاکستان در جریان جنگ آمریکا و ایران شکل گرفته که به تقویت موقعیت اسلامآباد در معادلات منطقهای کمک شایانی کرده است.
پیمان مکه چگونه شکل گرفته است؟
پیمان مکه در واقع یک پیمان دفاعی متقابل سهجانبه است که بر اساس توافقنامه راهبردی دفاع متقابل دوجانبه میان عربستان و پاکستان، امضاشده در سپتامبر ۲۰۲۵، بنا شده و آن را به یک سازوکار سهجانبه گسترش میدهد.
ماده اصلی این پیمان بر اساس اصل دفاع جمعی استوار است و صراحتاً اعلام میکند که حمله به هر یک از این سه کشور، به منزله حمله به تمام آنها تلقی خواهد شد و هدف آن «تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه» اعلام شده است.
ترکیب سه کشور امضاکننده نیز پیامی راهبردی و منحصربهفرد دارد؛ عربستان با جایگاه مذهبی و اقتصادی خود نقش محوری در بازار جهانی انرژی ایفا میکند، ترکیه به عنوان دارنده بزرگترین ارتش ناتو، پس از آمریکا، از توانمندیهای صنعتی و نظامی گستردهای برخوردار است و پاکستان نیز به عنوان تنها قدرت اسلامی دارای سلاح اتمی شناخته میشود.
به بیان اسامه بنجاوید، خبرنگار الجزیره، این پیمان «اساساً سه کشور از بزرگترین جمعیتهای مسلمان را در کنار هم قرار میدهد» و آغاز «معماری امنیتی متفاوتی» در منطقه به شمار میرود. همچنین این سه کشور در سه حوزه جغرافیایی متمایز از جغرافیای امنیتی جهان اسلام قرار دارند که این ویژگی، پیمان مکه را از یک توافق صرفاً منطقهای فراتر برده و به آن بُعد فرامنطقهای و تأثیرگذاری در سطوح بالاتر میبخشد.
نسبت پیمان مکه با ایران؛ تهدید یا فرصت؟
اما سوال کلیدی اینجاست که نسبت پیمان مکه با ایران چیست و آیا این توافق را باید تهدیدی جدی برای تهران تلقی کرد یا فرصتی در افق تحولات؟
پاسخ به این پرسش به طرز عجیبی دوگانه است، چرا که پیمان مکه هم میتواند علیه ایران باشد و هم علیه اسرائیل.
از یک سو، امضای این پیمان در شرایطی که تنش و رویارویی میان آمریکا و ایران ادامه دارد، اهمیت راهبردی آن را برای معادلات امنیتی کنونی آشکار میسازد و ایرانیها از هماکنون آن را «نوعی تلاش برای ایجاد بازدارندگی بالقوه علیه قدرت نظامی منطقهای خودشان» میدانند.
از سوی دیگر، مقامات عربستان و ترکیه تصریح کردهاند که این پیمان علیه هیچ کشوری در منطقه نیست و صرفاً جنبه دفاعی دارد؛ هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، نیز تأکید کرده که ایران هدف این پیمان نیست و ناصر هادیان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، معتقد است که در کوتاهمدت ممکن است این پیمان علیه ایران به نظر آید ولی در بلندمدت چنین نیست.
با این حال، تحلیلگران بر این نکته اتفاق نظر دارند که خطر اصلی پیمان مکه برای ایران، انزوای سیاسی است، نه تهدید نظامی مستقیم.
به گفته جعفر حقپناه، آنچه بیش از همه ایران را نگران میکند، ظهور ائتلافهای دفاعی منطقهای بدون حضور ایران است؛ چیزی که به تدریج ایران را در حاشیه ترتیبات امنیتی منطقهای قرار میدهد و خطر انزوای سیاسی تهران را جدیتر میکند.
همچنین برخی تحلیلگران احتمال دادهاند که ایران در آینده به این پیمان بپیوندد، اما این امر در شرایط فعلی تقریباً غیرممکن است، چرا که ایران اکنون درگیر جنگ با آمریکا و اسرائیل است و عضویت در این پیمان به معنای کشاندن ترکیه، عربستان و پاکستان به قلب این میدان پرمخاطره است؛ در حالی که هر سه کشور، با وجود اختلافات با اسرائیل، نه به دنبال جنگ با آن هستند و نه آمادگی ورود به چنین جنگی را دارند.
چالشهای ساختاری پیمان مکه
با تمام این تفاسیر، پیمان مکه با چالشها و موانع ساختاری جدی نیز روبروست که میتواند آینده آن را با ابهام مواجه سازد.
مهمترین این موانع، پایداری رقابتهای درونی میان اعضا به ویژه عربستان و ترکیه در مسائل منطقهای است؛ این دو کشور در موضوعاتی، چون عراق، سوریه، شامات، فلسطین و مسائل خلیج فارس همچنان با یکدیگر رقیب هستند و برای مثال، ترکیه همراهی کامل با قطر دارد که همچنان با عربستان در تنش است.
علاوه بر این، یک فاصله معنادار میان اعلام تعهد امنیتی و اجرای عملی آن وجود دارد و بازدارندگی تنها زمانی معتبر است که دشمن باور کند که اعضا در صورت لزوم هزینههای ناشی از ایفای تعهدات خود را متقبل میشوند.
در حالی که در خاورمیانه، پیمانهای امنیتی موفق مانند ناتو در مجموعههایی شکل گرفتهاند که بیشترین شباهتها و پیوندهای مکمل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را داشتهاند، اما در منطقه ما چنین پیوندهای مکملی وجود ندارد و به عبارت دقیقتر، «هیچکدام از پیمانهای پیشین عملاً با پیوندهای مکمل اقتصادی و سیاسی همراهی پیدا نکردهاند».
پیمان مکه و آینده نظم امنیتی خاورمیانه
در نهایت، پیمان مکه را باید در چارچوب گذار از نظم امنیتی وابسته به قدرتهای فرامنطقهای به سوی نظم امنیتی شبکهای و چندلایه در خاورمیانه تحلیل کرد.
این پیمان هرچند با چالشهای جدی مواجه است، اما نشاندهنده یک واقعیت انکارناپذیر است که کشورهای منطقه به دنبال الگوهای جدیدی برای تأمین امنیت جمعی خود هستند.
برای ایران، پیمان مکه بیش از آنکه یک تهدید نظامی فوری باشد، یک چالش ژئوپلیتیک و دیپلماتیک محسوب میشود که روند انزوای سیاسی تهران را سرعت میبخشد؛ هرچند سابقه تاریخی پیمانهای دفاعی در خاورمیانه نشان میدهد که این توافقات اغلب با موانع ساختاری و ارادههای متضاد بازیگران منطقهای مواجه میشوند و آزمون واقعی پیمان مکه نه در متن آن، که در هنگام وقوع بحرانهای نظامی آینده رقم خواهد خورد.
سید محمد رضا حسینی، دبیر انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه یزد
انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است.
مهاجرت «فارغالتحصیلان مهندسی» و پیامدهای آن برای توسعه
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ نیروی انسانی متخصص در هر کشوری یکی از پایههای اصلی پیشرفت به شمار میآید. در میان گروههای مختلف تخصصی، فارغالتحصیلان مهندسی جایگاهی ویژه دارند، زیرا مهندسان در طراحی، ساخت، حل مسئله و پیشبرد پروژههای فنی و زیرساختی نقش مستقیم ایفا میکنند. به همین دلیل، حضور یا خروج این گروه از نیروی انسانی میتواند بر توان اجرایی، صنعتی و حتی آینده توسعه کشور اثر بگذارد. در سالهای اخیر، مسئله مهاجرت متخصصان در بسیاری از کشورها به یک نگرانی جدی تبدیل شده است، بهویژه در کشورهای در حال توسعه که برای آموزش و تربیت نیروی ماهر هزینههای فراوانی صرف میکنند، اما بخشی از این نیروها در نهایت جذب بازار کار کشورهای دیگر میشوند. همین موضوع باعث شده مهاجرت نخبگان و متخصصان، دیگر فقط یک مسئله فردی تلقی نشود و به موضوعی اجتماعی، اقتصادی و راهبردی تبدیل شود.
در این میان، مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا این گروه نه تنها دانش فنی دارند، بلکه در شکل دادن به آینده صنعتی و فناوری کشور نیز مؤثرند. در سالهای اخیر از یک سو مهاجرت مهندسان از برخی کشورهای توسعهیافته کاهش یافته، اما از سوی دیگر این روند در کشورهای در حال توسعه افزایش پیدا کرده است. در ایران نیز این موضوع سابقهای طولانی دارد و در سالهای اخیر شدت بیشتری یافته است. با این حال، فقط دانستن اینکه مهاجرت در حال افزایش است کافی نیست. پرسش مهمتر این است که مهندسان چگونه به این تصمیم میرسند، چه عواملی آنان را به رفتن سوق میدهد و چه شرایطی باعث میشود میان ماندن و رفتن، گزینه مهاجرت را انتخاب کنند. اهمیت این تحقیق نیز دقیقا از همینجا ناشی میشود؛ یعنی تلاش برای فهم لایههای پنهانتر این تصمیم و روشن کردن الگوهای ذهنی و شرایطی که پشت آن قرار دارد.
در پژوهشی با همین موضوعیت، زهرا صنعتی، محقق مدیریت آموزشی در گروه علوم تربیتی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه، به همراه یک همکار دانشگاهی و با همراهی پژوهشکده مواد و انرژی، کوشیدهاند پدیده مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی را از زاویهای تحلیلی و عمیق بررسی کنند و نشان دهند که چه مجموعهای از عوامل فردی، آموزشی، شغلی و ساختاری در شکلگیری این روند نقش دارند. تمرکز اصلی این کار بر تبیین چرایی و چگونگی شکلگیری میل به مهاجرت در میان دانشآموختگان مهندسی بوده است.
این تحقیق با روش کیفی و با استفاده از رویکرد «نظریه دادهبنیاد» انجام شده است. نظریه دادهبنیاد روشی پژوهشی است که در آن محقق به جای آنکه از ابتدا یک پاسخ آماده داشته باشد، تلاش میکند از دل دادهها و گفتههای افراد، الگوها و مفاهیم اصلی را استخراج کند. در این مطالعه، شرکتکنندگان شامل استادان مهندسی و جامعهشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، همچنین متخصصان و مدیران حوزه مهندسی بودند که از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته، اطلاعات مورد نیاز پژوهشگران را فراهم آوردند.
یافتههای این تحقیق نشان میدهند که مهاجرت فارغالتحصیلان مهندسی حاصل یک عامل واحد نیست، بلکه نتیجه ترکیب چند دسته عامل است. در بخش شرایط علّی، دو گروه از عوامل بیش از همه دیده شدهاند: عوامل دافعه در مبدأ و عوامل جاذبه در مقصد. به بیان ساده، بخشی از ماجرا به مشکلات و کاستیهای داخل کشور مربوط میشود و بخش دیگر به فرصتها و امتیازهایی که کشورهای دیگر ارائه میکنند. همچنین در شرایط زمینهای، عواملی شناسایی شدهاند که مهاجرت را تسهیل میکنند؛ یعنی شرایطی که تصمیم به رفتن را آسانتر یا عملیتر میسازند. در کنار این موارد، عوامل حمایتی مهاجرت نیز به عنوان شرایط مداخلهگر مطرح شدهاند؛ عواملی که اثر سایر متغیرها را تقویت میکنند.
نتیجه نهایی این روند، از نگاه پژوهشگران، تضعیف ظرفیتهای فنی و توسعهای کشور است. بر اساس اطلاعات تکمیلی پژوهش، این تضعیف در چند محور اصلی خود را نشان میدهد: کاهش ذخیره دانش مهندسی، افزایش وابستگی کشور، محرومیت از نیروی متخصص و فنی، عقبماندگی در مسیر توسعه و کاهش توان رقابتپذیری در بازارهای جهانی.
شرکتکنندگان در این پژوهش همچنین تأکید کردهاند که تمایل به مهاجرت در میان دانشجویان جوان مهندسی، بهویژه در مقطع کارشناسی، بالاست. بسیاری از آنان از همان دوره دانشجویی به دنبال همکاری با استادانی هستند که بتوانند برای ادامه تحصیل یا اشتغال در خارج از کشور برایشان توصیهنامه فراهم کنند. این مسئله نشان میدهد که فکر مهاجرت در برخی موارد، از همان سالهای نخست آموزش دانشگاهی شکل میگیرد.
طبق یافتهها، محدود بودن فرصتهای شغلی در داخل کشور، یکی از عوامل مهم تقویتکننده انگیزه مهاجرت است. از سوی دیگر، مهندسان شاغل نیز پس از فارغالتحصیلی و ورود به بازار کار، به دلیل ناکافی بودن سطح حقوق در مقایسه با تورم و هزینههای زندگی، به فکر رفتن میافتند. به این ترتیب، مهاجرت فقط به دانشجویان محدود نمیشود و بخشی از نیروهای فعال و آموزشدیده بازار کار را نیز در بر میگیرد. کشورهای مقصد اصلی در این روند شامل ایالات متحده، کانادا، استرالیا، انگلستان و آلمان عنوان شدهاند، هرچند با سختتر شدن قوانین مهاجرتی این کشورها، برخی مقاصد دیگر مانند کشورهای حوزه خلیج فارس، ژاپن، فنلاند و بلژیک نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
اهمیت این یافتهها در آن است که نشان میدهند مهاجرت مهندسان، صرفا نتیجه جذابیت بیرون از کشور نیست، بلکه به ضعفهای درونی نیز گره خورده است. این وضعیت بیانگر وجود ضعف در سیاستگذاری و زیرساختهای مربوط به جذب و نگهداشت نیروی متخصص است.
همچنین بر نقش دانشگاهها و مؤسسههای تحقیقاتی در ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش، همکاری بیشتر میان دانشگاه و صنعت، اصلاح برنامههای درسی و تقویت مهارتهای کاربردی تأکید شده است. در کنار این موارد، بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی و ایجاد فرصتهای شغلی پایدار نیز از عوامل مهمی دانسته شده که میتواند در مدیریت این روند و کاهش تمایل به مهاجرت مؤثر باشد.
قابل ذکر است این نتایج بااهمیت در فصلنامه «مطالعات میانرشتهای در علوم انسانی» منتشر شدهاند؛ نشریهای که وابسته به مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات است.
شهادت مدیر سابق متا علیه زاکربرگ: فرهنگ این شرکت ایمنی کودکان را قربانی سود کرد
به گزارش شهرآرانیوز؛ یک مدیر سابق مهندسی شرکت متا شهادت داد مارک زاکربرگ، مدیرعامل متا، فرهنگی را در این شرکت ایجاد کرده بود که ممکن است باعث شده باشد این شرکت از مسئولیت خود برای محافظت از کودکانی که از پلتفرمهای فیسبوک و اینستاگرام استفاده میکنند در برابر آسیبها شانه خالی کند.
به گفته آرتورو بژار (Arturo Bejar)، منتقد سرسخت عملکرد متا در زمینه ایمنی که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ میلادی درشرکت و از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ میلادی به عنوان پیمانکار آن فعالیت میکرد، زاکربرگ از نزدیک در بخش اعظم تصمیم گیری شرکت داشت و از سوی دیگر فرهنگ از بالا به پایین شرکت نیز تضمین میکند تغییرات طراحی محصول فقط در صورت دستور وی انجام میشد.
وی در این باره گفت: اگر زاکربرگ چیزی را اولویت قرار دهد شرکت میتواند در عرض چند ماه تغییرات بسیار بزرگ و اساسی ایجاد کند.
بژار نخستین شاهد در این دادگاهی تاریخی است که برای بررسی ادعاهای چند ایالت برگزار شده است. آنها متا را به طراحی پلتفرم برای معتاد کردن کاربران جوان و جمع آوری غیرقانونی دادههای کودکان زیر ۱۳ سال متهم کردهاند.
کالیفرنیا، کلورادو، کنتاکی و نیوجرسی متا را متهم کردهاند فیس بوک و اینستاگرام را طوری طراحی کرده تا کاربران جوان را به دام بیندازد، به اضطراب، افسردگی و حتی خودکشی منجر شود. همچنین این شرکت کاربران را درباره ایمنی پلتفرمش گمراه کرده است.
۲۵ ایالت دیگر نیز متا را متهم کردهاند با جمع آوری نامتناسب دادهها و استفاده از اطلاعات خصوصی کودکان، قانون فدرال را نقض کرده است.
این درحالی است که شرکت متا اتهامات را رد و ادعا میکند عقاید بژار فراتر از حوزه فعالیتش بوده است. پیش بینی میشود این دادگاه شش هفته طول بکشد و انتظار میرود مارک زاکربرگ نیز در آن شهادت بدهد.
در ادامه حتما بخوانید چرا مدیران فناوری همچنان بیانیههای مفصل درباره هوش مصنوعی منتشر میکنند؟
بژار بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱، بهعنوان بخشی از تیمی که وضعیت سلامت و رفاه کاربران اینستاگرام را بررسی میکرد، در اجرای نظرسنجیهایی درباره تجربه نوجوانان در اینستاگرام همکاری داشت.
او از منتقدان صریح عملکرد متا در زمینه ایمنی کودکان بوده است. بژار در سال ۲۰۲۳ نیز در برابر یکی از کمیتههای سنای آمریکا شهادت داد که متا از آزار و اذیت و آسیبهای دیگری که نوجوانان در پلتفرمهای این شرکت با آن مواجه بودند، اطلاع داشت، اما برای رسیدگی به این مشکلات اقدامی نکرد.
بژار در شهادت روز چهارشنبه گفت متا از معیارهایی مانند «تعاملات اجتماعی معنادار» و «کاربران فعال روزانه» برای ارزیابی و پاداش دادن به کارکنان استفاده میکرد. در نتیجه، شرکت بهجای ایمنی، اولویت را به افزایش تعامل کاربران و کسب سود میداد.
منبع: مهر

تویوتا RAV۴ جدید؛ شاسیبلندی که در ۵.۴ ثانیه بهسرعت ۱۰۰ کیلومتر میرسد

