قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایلنا / ۱۴۰۵/۰۳/۱۳

پهپاد انتحاری ایران در آسمان کویت + فیلم

محل استقرار نظامیان آمریکایی در کشورهای کویت،‌ بحرین، امارات عربی متحده، عربستان سعودی و همچنین مقر تجزیه‌طلب‌های ضد ایرانی در أربیل، بامداد چهارشنبه هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتند.
 پهپاد انتحاری ایران در آسمان کویت + فیلم



۲۲ دقیقه قبل / سایت آوش

جنگ اقتصادی ترامپ و بازتولید فشار مرحله‌ای

اعتماد

ابراهیم متقی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: بررسی رسانه‌های سیاسی، دفاعی و امنیتی امریکا بیانگر این واقعیت است که تداوم جنگ و کنش متقارن امریکا علیه ایران نمی‌تواند به نتایج مطلوب عملیاتی منجر شود. علت اصلی چنین فرآیندی را می‌توان «بازتولید مقاومت» در اندیشه راهبردی ایران دانست. هویت مقاومت محور اصلی کنش سیاسی ایران در فضای جنگ و صلح هست. در روند تهاجم نظامی امریکا و اسراییل علیه ایران، اگرچه بخش قابل‌توجهی از تاسیسات نظامی، اقتصادی و صنعتی جمهوری اسلامی درگیر جنگ و منازعه شد، اما امریکا نتوانست به اهداف تاکتیکی خود برای محدودسازی قدرت ایران نایل شود.  نظریه‌پردازان مسائل ایران از جمله «گراهام فولر» به این موضوع اشاره داشته‌اند که فرهنگ سیاسی ایران مبتنی بر نشانه‌هایی از «قیامت‌‌گرایی انقلابی» است. آنچه در مفهوم شهادت و آموزه کربلا برای ساخت سیاسی و اجتماعی ایران به ودیعه گذاشته شده را می‌توان زیربنای اندیشه مقاومت در برابر تهدیدات قدرت‌های بزرگ و بازیگران فرادستی دانست که صرفا از ابزار قدرت برای غلبه، نابودی و محدودسازی بازیگران رقیب بهره می‌گیرند.   ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به این موضوع توجه و اشاره داشته که هیچ‌گونه کنش تعاملی با نظام سلطه و قدرت‌های استکباری نخواهد داشت. راهبرد ایران در دوران جنگ با عراق و سال‌های پس از دفاع‌ مقدس مبتنی بر بهینه‌سازی جبهه مقاومت و بازتولید کنش هویتی به عنوان مزیت نسبی ژئوپلیتیکی بوده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران نه تنها منجر به تسلیم نخواهد شد، بلکه انگاره مقاومت و انتقام را در افکار عمومی جامعه ایران بازتولید خواهد کرد.  واقعیت‌های راهبردی بیانگر آن است که مقاومت ایران زمینه تغییر در الگوی کنش تاکتیکی و راهبردی ایالات‌متحده را به وجود آورده است. امریکا به این موضوع واقف هست که هرگونه کنش تاکتیکی علیه منابع اقتصادی و نظامی ایران با واکنش متقابل و نامتقارن ایران روبه‌رو می‌شود. 

در چنین شرایطی، نه تنها امریکا نقش نظامی و راهبردی خود برای حفاظت از «امنیت انرژی» در «اقتصاد سیاسی جهانی» را از دست می‌دهد، بلکه بی‌اعتمادی کشورهای منطقه‌ای به جایگاه و موقعیت امریکا برای دفاع از آنان را بازتولید می‌کند.

1. مقاومت ایرانی و ناکامی تاکتیکی امریکا - تغییر در الگوی رفتاری و سیاست امریکا نسبت به ایران، تابعی از موازنه کنش نظامی و عملیاتی کشورهایی است که درگیر جنگ بوده‌اند. ایران در روند دفاع از حوزه سرزمینی، اجتماعی و ساختاری خود به ناچار از سازوکارهای کنش نامتقارن بهره گرفت. کشورهایی که در فضای موازنه قدرت تاکتیکی قرار ندارند، اما اراده خود را برای کنش متقابل به کار می‌گیرند، طبیعی است که سازوکارهای مقاومت و جنگ نامتقارن برای منصرف‌سازی اقدامات دشمن را مورد استفاده قرار می‌دهند.  تجدیدنظر در سیاست نظامی و الگوی کنش راهبردی امریکا از اواسط آگوست 2026 در دستور کار برنامه‌ریزان راهبردی کاخ سفید قرار گرفت. در چنین شرایطی بود که امریکا ادامه جنگ و عملیات نظامی با ایران را به عنوان کنش مطلوب و موثر تلقی نکرده و در نتیجه درصدد برآمد تا شکل جدیدی از سیاست و الگوی کنش راهبردی را در دستور کار قرار دهد. تغییر در الگوی کنش تاکتیکی امریکا انعکاس مقاومت و کنش متقابل نامتقارن ایران در برابر اقدامات تهاجمی ایالات‌متحده بوده است. اهداف جدید امریکا در شرایطی حاصل می‌شود که روند محدودسازی قدرت ایران از طریق کشورهای منطقه‌ای و حلقه محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی انجام پذیرد. واقعیت‌های کنش دیپلماتیک و راهبردی امریکا بیانگر آن است که فشار اقتصادی ایالات‌متحده علیه ایران در حال افزایش است. اگر چنین راهبردی منجر به کاهش درآمدهای نفتی، محدود شدن ذخایر ارزی و افزایش فشارهای اقتصادی علیه ایران شود، در آن شرایط جمهوری اسلامی نیز از سازوکارهای کنش متقابل نامتقارن برای مقابله با کشورهای مرجع فشار و تحریم اقتصادی ایران بهره می‌گیرد.  شورای آتلانتیک در بررسی‌ وضعیت ایران و مساله جنگ امریکا علیه جمهوری اسلامی به این موضوع می‌پردازد که جنگ نه تنها میزان انسجام داخلی ایران را کاهش داده، بلکه مشروعیت ساختاری جمهوری اسلامی را نیز بازتولید کرده است. در دوران قبل از جنگ، نشانه‌هایی از اعتراض سیاسی و فشار افکار عمومی علیه حکومت وجود داشت. جنگ به عنوان نقطه پایانی برای گذار مسالمت‌آمیز جامعه و حکومت از شرایط بحرانی محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، طبیعی است که اولا اراده ساخت سیاسی برای کنش نظامی و امنیتی افزایش می‌یابد. ثانیا گروه‌های اجتماعی در شرایطی که واقعیت‌های کنش تهاجمی بازیگر مهاجم خارجی را لمس می‌کنند، ترجیح می‌دهند تا از «سیاست سکوت و امید» برای گذار مرحله‌ای از دوران بحران استفاده نمایند. در فضای کنش نظامی امریکا، به دلیل بهره‌گیری ایران از سازوکارهای مقاومت و اقدام نامتقارن، نه تنها ساخت اجتماعی در فضای مقابله و رویارویی با ساختار سیاسی واقع نشد، بلکه حمایت دوفاکتو و فراگیر خود را برای مقاومت در برابر تهدیدات خارجی منعکس ساخت.

2. الهام‌پذیری تاکتیکی ترامپ از نگرش نفیو - براساس چنین نشانه‌ها و شاخص‌هایی است که «ریچارد نفیو» عضو تیم مذاکره‌کننده وزارت خزانه‌داری امریکا با ایران که قبلا کتاب «هنر تحریم» را به نگارش درآورده بود، با انتشار مقاله‌ای در «نشریه فارن‌افرز» به این موضوع اشاره دارد که ترامپ بدترین راهبرد را در برابر ایران به کار گرفته است. «نفیو» نگرش خود برای محدودسازی قدرت و قابلیت سیاسی و ساختاری ایران را باز تحلیل نموده و بیان می‌دارد که جنگ منجر به بسیج افکار عمومی و ارتقای روح ناسیونالیسم ایرانی گردیده است.  در نگرش ریچارد نفیو، چنین فرآیندی بیشترین مازاد سیاسی و امنیتی را برای جمهوری اسلامی به وجود آورده است. نفیو به دولت ترامپ توصیه می‌کند که جنگ نظامی و کنش عملیاتی علیه ایران را پایان داده و

در ازای آن، از سازوکارهایی استفاده نماید که منجر به «فشار تدریجی» و «محدودیت‌های ژئوپلیتیکی» علیه ایران خواهد شد. اندیشه نفیو تاثیر قابل‌توجهی بر سیاست و انگاره کنش تاکتیکی دونالد ترامپ برای به‌کارگیری راهبرد جنگ اقتصادی علیه ایران به‌جا گذاشته است. نفیو به این موضوع اشاره دارد که وقتی دونالد ترامپ جنگ با ایران را آغاز کرد، در ابتدا از مردم ایران خواست که علیه نظام سیاسی قیام نمایند و دولت خود را پس از پایان جنگ به دست گیرند. ترامپ جنگ علیه ایران را «تنها فرصت موثر برای گروه‌های نسلی» دانست. مقاومت ایران در برابر حملات نظامی امریکا و اسراییل منجر به تغییر در مواضع سیاسی ترامپ شد. نبردهای نظامی با اهداف سیاسی پیوند درهم‌تنیده‌ای داشته و روند جنگ، زمینه تغییر در مواضع کشورها را به وجود می‌آورد.

3. ضرورت‌های راهبردی تجدیدنظر در کنش عملیاتی ترامپ- مقاومت ایران در روند جنگ امریکا و اسراییل منجر به تغییر مواضع امریکا شد. «ونس» و «هگست» در روزهای پس از جنگ به این موضوع اشاره داشتند که هدف امریکا از منازعه علیه ایران، جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای توسط جمهوری اسلامی بوده است. توضیح آنکه ترامپ پس از آن به این موضوع اشاره داشت که با ترور علی خامنه‌ای و فرماندهان نظامی حکومت، عملا تغییر رژیم رخ داده و رهبران جدید ایران از آموزه‌ها و الگوهای بسیار منطقی‌تری بهره‌ می‌گیرند.  نفیو اشاره دارد که ارزیابی ترامپ کاملا اشتباه بوده، زیرا رهبران جدید ایران که عمدتا ژنرال‌های سپاه پاسداران هستند، دارای رویکرد افراطی‌تری نسبت به رهبران سیاسی گذشته می‌باشند. تجربه تاریخی بیانگر آن است که تغییر رژیم از طریق جنگ تاریخی و بمباران کاری بسیار دشوار و اغلب دارای عواقب فاجعه‌باری مانند آنچه در عراق و لیبی رخ داد را به همراه دارد. وظیفه اصلی هرگونه تغییر حکومت برعهده مردم ایران است. ایرانی‌ها طی پنج سال گذشته بارها با اعتراضات گسترده علیه سرکوب، فساد و سوءمدیریت اقتصادی حاکمیت به خیابان‌ها آمدند و پتانسیل ادامه این اعتراضات را دارند. ترامپ باید در مذاکرات صلح بسیار دقیق و انتخابگر باشد. هرگونه توافق جامع که شامل رفع گسترده تحریم‌ها شود، حتی اگر محدودیت‌هایی را در برنامه هسته‌ای موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی داشته باشد، منجر به تقویت نظام سیاسی شده و به حکومت موجود جان تازه‌ای می‌دهد. هرگونه حمایت مالی از ایران، نهادهای نظامی و انتظامی ایران را قدرت می‌بخشد. در این شرایط نظام سیاسی از بقا و اقتدار بیشتری برخوردار می‌شود تا قدرت خود را تثبیت نموده، اقتصاد را تحت کنترل قرار گرفته و فشار مردمی را کاهش دهد، بنابراین لازم است تا امریکا از توافق‌های بزرگ که منجر به آزادسازی اقتصادی یا افزایش درآمد عمومی دولت می‌شود، خودداری نماید.

نتیجه - راهبرد جنگ اقتصادی دونالد ترامپ را می‌توان ادامه کنش رفتاری دانست که نئولیبرال‌های وزارت خزانه‌داری امریکا در دوران جو بایدن به آن پایبند بودند. گذار از تحریم اقتصادی و انجام عملیات نظامی پردامنه علیه ایران، چالش‌های جدیدی را اجتناب‌ناپذیر می‌ساخت.   ضرورت‌های راهبردی ایجاب می‌کند که امریکا به جای توافق جامع، از توافق محدود و واقع‌بینانه استقبال به عمل آورد؛ توافقی که دربرگیرنده آتش‌بس، بازگشایی تنگه هرمز، توقف حملات مستقیم و نیابتی ایران علیه امریکا، اسراییل و کشورهای حوزه خلیج‌فارس باشد. ممکن است این توافق شکننده باشد و مساله هسته‌ای را حل نکند، اما منجر به پیشگیری از اختلال در تجارت جهانی شده و ازسوی دیگر، قدرت اقتصادی حکومت ایران را در حداقل ممکن حفظ می‌نماید.       

 


۵۲ دقیقه قبل / سایت آوش

صلح‌ با امضای عزت

شرق

روزنامه شرق در گزارشی نوشت:

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمحمد خاتمی، در دیدار روز یکشنبه گذشته با جمعی از اصحاب رسانه، به تشریح و ارزیابی شرایط و تحولات جاری در عرصه سیاست خارجی و مسائل داخلی ایران پرداخت و دیدگاه‌های خود را درباره مهم‌ترین چالش‌ها و چشم‌اندازهای پیش‌روی کشور بیان کرد. رئیس‌جمهور اسبق، ابتدا به ساکن اذعان کرد: «وضعیت کنونی ایران پس از انقلاب، یکی از خطیرترین و تعیین‌کننده‌ترین مقاطع تاریخ کشور است».

به گفته او: «انقلاب اسلامی از ابتدا معادلات قدرت در منطقه را برهم زد و همین امر، دشمنی و تلاش قدرت‌های بزرگ برای مهار یا تضعیف ایران را در پی داشت؛ از جنگ هشت‌ساله تا فشارهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و تحریم‌ها و سپس جنگ‌های اخیر». با این حال، رئیس دولت اصلاحات‌ تأکید کرد:‌ «تهدیدهای خارجی تنها عامل مشکلات نبوده‌اند؛ خطاهای راهبردی و راهکاری، مشکلات ساختاری و ناکارآمدی‌ها در داخل نیز به افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت انجامیده است. گسترش نارضایتی، ناامیدی از آینده، فشارهای شدید اقتصادی و معیشتی، گرانی، بیکاری و عقب‌ماندگی از توسعه، کشور را در وضعیتی دشوار قرار داده و دشمن نیز کوشیده از این شکاف‌ها بهره‌برداری کند».

با وجود آسیب‌های سنگین انسانی و مادی جنگ، از‌جمله جان‌باختن مسئولان، نیروهای نظامی و مردم عادی، خاتمی معتقد است:‌ «مقاومت نیروهای مسلح و حضور مردم، حتی ناراضیان از وضعیت سیاسی و اقتصادی در دفاع از ایران، مانع تحقق اهداف دشمن شد‌». این تجربه، از منظر رئیس‌جمهور اسبق کشورمان، نشان داد: «جمهوری اسلامی با تهاجم خارجی از میان نمی‌رود، اما ادامه و استحکام آن در گروی توانایی حکمرانی برای اصلاح نقص‌ها و کاهش فاصله ایجادشده میان مردم و حکومت است». خاتمی در فراز دیگر از ارزیابی خود، به فرصت ممتاز برای خروج از وضعیت ناگوار پرداخت و اعتقاد دارد:‌ «پس از جنگ، فرصتی مهم برای کشور پدید آمده که نمونه آن را در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد‌ است». در همین زمینه، رئیس دولت اصلاحات از مسئولان، شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان، رئیس‌جمهور و تأیید رهبری برای رسیدن به این تصمیم قدردانی و شجاعت رئیس‌جمهور در پذیرش مسئولیت این تصمیم را ستایش می‌کند. به نظر او: «این تفاهم‌نامه در شرایطی امضا شده که ایران توانسته موجودیت و توان دفاعی خود را تثبیت کند و دشمن در رسیدن به اهدافش ناکام مانده است». او با اشاره به امتیازات و تعهدات دو طرف، خاطرنشان کرد: ‌«در هر توافقی امتیازی داده و امتیازی گرفته می‌شود و باید با سنجش منافع، دیپلماسی و مذاکره، مسیر را پیش برد». خاتمی با این حال هشدار داد: «نقض توافق از سوی هر طرف یا هر اقدامی که تنش را افزایش دهد، می‌تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد‌». همچنین، رئیس‌جمهور پیشین عبور از بحران خارجی را پایان کار نمی‌داند، بلکه معتقد است پس از آن، وظیفه دشوارتر حاکمیت، اصلاح رابطه با جهان و همسایگان و نیز اصلاحات ساختاری، راهبردی و رویکردی در داخل است. او حل مشکلات تولید، اقتصاد، گرانی، معیشت و بیکاری را بدون حضور و مشارکت مردم و تدبیر درست ممکن نمی‌داند. خاتمی در ادامه سخنان خود به دفاع از صلح شرافتمندانه پرداخت و تصریح کرد: «صلح یکی از بزرگ‌ترین خیرهای اجتماعی و جنگ از بزرگ‌ترین شرور است». او مقاومت در برابر تجاوز را ضروری و ارزشمند ‌شمرد، اما تأکید کرد: «مقاومت برای رهایی از جنگ است، نه جنگ برای جنگ‌». به اعتقاد رئیس دولت اصلاحات: «اکنون که ایران توانسته موجودیت و بقای خود را به دشمن تحمیل کند، باید از موقعیت نسبی عزت برای کاهش تنش و تأمین منافع عمومی، عزت ایران و آینده کشور بهره ببرد». از نظر او: «صلح شرافتمندانه‌‌ یعنی گشودن راه زندگی بهتر برای مردمی که زیر فشارهای گوناگون قرار دارند، بدون چشم‌پوشی از عزت و استقلال ایران‌». خاتمی گفت:‌ «با جنگ نمی‌توان زندگی و کشور را اداره کرد و باید با وجود بی‌اعتمادی به آمریکا و کارشکنی‌های احتمالی اسرائیل، با تدبیر از ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» جلوگیری کرد‌». خاتمی گریزی هم به مقوله اینترت زد و تأکید کرد:‌ ‌«محدودیت اینترنت در شرایط جنگی‌ تا حدی قابل فهم است»، اما ادامه آن را «زیان‌بار و حتی ناممکن» تلقی می‌کند‌. به گفته او: «زندگی و کار بسیاری از خبرنگاران، فعالان رسانه‌ای، پژوهشگران، اندیشمندان، کارفرمایان و مردم عادی به اینترنت وابسته است. گسترش استفاده از وی‌پی‌ان و ابزارهایی مانند استارلینک نیز نشان می‌دهد بستن کامل راه دسترسی مردم عملا ممکن نیست». لذا رئیس‌جمهور پیشین هشدار می‌دهد: «محدودیت گسترده، هم میل به دور‌زدن قانون را افزایش می‌دهد و هم بیکاری و خسارت اقتصادی ایجاد می‌کند، در حالی که سود آن نصیب واسطه‌ها و سوداگران می‌شود». خاتمی در پایان از مسعود پزشکیان می‌خواهد با همان شجاعت و صراحتی که در تصمیم‌های دیگر نشان داده، برای حل این مسئله نیز اقدام کند‌.

 رسول منتجب‌نیا: چهره‌هایی همچون خاتمی در شرایط کنونی کشور نمی‌توانند سکوت کنند

پیرو ارزیابی سخنان خاتمی، رسول منتجب‌نیا در گفت‌وگو با ‌«شرق»، با دفاع از حق و ضرورت اظهارنظر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط حساس کشور و تفاهم‌نامه اخیر، تأکید کرد:‌ «سرمایه‌های کشور فقط نفت، طلا، معادن و ذخایر مادی نیستند، بلکه شخصیت‌های ملی، محبوب و باتجربه از سرمایه‌هایی هستند که به‌سادگی قابل جایگزینی نیستند». دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی، در این‌باره که چرا اکنون خاتمی لب به سخن گشوده نیز باور دارد:‌ «وقتی شخصیتی با تجربه طولانی و شناخت از مصالح و منافع کشور نظیر سیدمحمد خاتمی در شرایطی حساس فعلی حضور دارد، سکوت او نه‌تنها مطلوب نیست، بلکه باید انتظار داشت دیدگاه خود را درباره آنچه به سود ملت و کشور می‌داند، بیان کند‌». از همین منظر است که این نماینده اداور مجلس، اظهارنظر خاتمی درباره تحولات اخیر و دفاع او از تفاهم را اقدامی طبیعی و قابل دفاع ارزیابی کرد‌. مشاور رئیس دولت اصلاحات در توضیح فرایند تصمیم‌گیری درباره صلح و جنگ و تفاهم اخیر، بر این نکته تأکید کرد: «این تصمیم، مسیر قانونی و رسمی خود را طی کرده و در نهایت‌ به تفاهم‌نامه ایران و آمریکا رسید‌». بنابراین، منتجب‌نیا با اشاره به نقش نهادهای تصمیم‌گیر و تأیید نهایی رهبری و امضای رئیس‌جمهور، یادآور شد: «وقتی چنین فرایندی طی می‌شود، اصل تصمیم باید مورد حمایت قرار گیرد، حتی اگر افراد درباره جزئیات آن نقد یا نظر متفاوتی داشته باشند‌». به اعتقاد این مدرس دانشگاه: «بدعهدی احتمالی طرف مقابل نیز لزوما به معنای نادرست‌بودن اصل تفاهم نیست، بلکه تفاوتی میان عقلانی و قانونی‌بودن یک توافق و احتمال عمل‌نکردن طرف مقابل وجود دارد». عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، مهم‌ترین بخش از سخنان خاتمی را طرح صلح دانست و با اشاره به موضع او (خاتمی) در ستایش «صلح شرافتمندانه» گفت:‌ «این تعبیر به معنای تسلیم یا رفاقت با طرف مقابل، با ترامپ و آمریکا نیست، بلکه ناظر بر پایان‌دادن به جنگ با حفظ عزت، سربلندی، تمامیت و منافع کشور است‌». قائم‌مقام سابق و از اعضای مؤسس حزب اعتماد ملی معتقد است: «تفاهمی که خاتمی از آن دفاع کرده، در صورت اجرای کامل، می‌تواند هم سایه جنگ را دور و هم منافع ایران را تأمین کند‌». از نگاه منتجب‌نیا: «انتقاد از هر توافقی ممکن است و هیچ نظر سیاسی «وحی منزل» نیست، اما باید میان نقد و تخریب تفاوت گذاشت»؛ همان‌گونه که خود او نیز تأکید می‌کند: «ممکن است حتی میان افراد نزدیک و هم‌فکر‌ درباره برخی مسائل اختلاف‌نظر وجود داشته باشد». این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ‌ادامه گپ‌و‌گفتش با «شرق»‌ را به انتقاد از شیوه برخورد برخی برنامه‌های صداوسیما با مواضع خاتمی اختصاص داد و با اشاره به برنامه‌هایی که به گفته او پس از امضای تفاهم‌نامه و سپس پس از انتشار مواضع خاتمی پخش شده، این پرسش را مطرح کرد: «چگونه ممکن است تصمیمی که مراحل رسمی خود را طی کرده و به تأیید رهبری و شعام رسیده، در رسانه‌ای که از بودجه عمومی استفاده می‌کند، بلافاصله با مجموعه‌ای از حملات و ایرادهای یک‌طرفه مواجه شود؟». به تعبیر دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی: «چنین رویکردی افکار عمومی را با این پرسش روبه‌رو می‌کند که مبنای این حملات چیست و چرا به‌جای گفت‌وگوی کارشناسی، فضای رسانه‌ای به سمت تخریب و تسویه‌حساب سیاسی می‌رود؟». عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز به‌ویژه از لحن برخی اظهارنظرها درباره خاتمی انتقاد و تصریح کرد: «مخالفت با یک شخصیت سیاسی نباید به توهین، تمسخر یا متهم‌کردن او به رفتارهای خلاف مصالح کشور تبدیل شود». منتجب‌نیا با یادآوری تجربه و سابقه طولانی خاتمی در مسئولیت‌های مختلف، از مجلس و وزارت تا ریاست‌جمهوری، خاطرنشان کرد: «نمی‌توان از شخصیت‌هایی با چنین سابقه‌ای انتظار داشت در شرایطی که به تعبیر او «هستی کشور» در معرض تهدید و بحران قرار دارد، سکوت کنند». به باور این استاد دانشگاه: «حتی اگر کسی با بخشی از مواضع خاتمی مخالف باشد، حق ندارد سرمایه‌ای ملی را با حملات بی‌محابا بی‌اعتبار کند»؛ چرا‌که از دید منتجب‌نیا: «تخریب یک چهره ملی در واقع چوب حراج زدن به سرمایه‌های کشور است؛ سرمایه‌هایی که برخلاف بسیاری از منابع مادی، به‌آسانی جایگزین نمی‌شوند».

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه‌ انتقاد خود از صداوسیما را فراتر از موضوع خاتمی دانست و به گفته او: «مشکل اصلی، غلبه یک نگاه جناحی بر رسانه‌ای است که باید ملی و متعلق به همه مردم باشد». نماینده اسبق مجلس، «از یک‌طرفه‌بودن ترکیب برخی کارشناسان و کم‌رنگ‌بودن حضور دیدگاه‌های متفاوت» انتقاد کرد و خواستار آن شد: «نخبگان و صاحب‌نظران با گرایش‌های مختلف امکان حضور و گفت‌وگو در رسانه ملی داشته باشند». از نگاه مشاور رئیس دولت اصلاحات: «اگر صداوسیما واقعا مدافع آزادی و گفت‌وگوی عمومی است، باید به‌جای دعوت از یک طیف محدود و تکرار مواضع همسو، امکان بحث میان دیدگاه‌های متفاوت را فراهم کند». منتجب‌نیا در ادامه‌ مجددا به ارزیابی سخنان خاتمی باز‌می‌گردد و به گفته او: «مواضع خاتمی بر سه محور استوار است. نخست، ضرورت شنیده‌شدن صدای شخصیت‌های باتجربه و ملی در شرایط بحرانی؛ دوم، دفاع از امکان دستیابی به صلحی که به معنای حفظ عزت و منافع ایران باشد؛ و سوم، مخالفت با تخریب شخصیت‌ها و محدودکردن گفت‌وگوی سیاسی و رسانه‌ای‌». عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون تأکید دارد: «مواضع خاتمی را می‌توان نقد کرد، اما تبدیل نقد به تخریب و انتقام‌گیری سیاسی، نه به سود کشور است و نه به تقویت انسجام ملی کمک می‌کند». در شرایطی که کشور با مسائل مهمی همچون خطر جنگ و ضرورت تصمیم‌گیری‌های حساس روبه‌رو است، منتجب‌نیا «راه‌حل» را در «گفت‌وگوی واقعی، حضور صداهای مختلف و حفظ سرمایه‌های انسانی و سیاسی کشور» می‌داند؛ سرمایه‌هایی که به اعتقاد او، نباید قربانی منازعات جناحی شوند.

 غلامرضا ظریفیان: خاتمی مقاومت را دستاوردی برای رسیدن به صلح شرافتمندانه می‌داند

غلامرضا ظریفیان هم به ‌عنوان دیگر چهره سیاسی در گپ‌و‌گفت خود با «شرق» در مورد تحلیل مواضع اخیر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط کشور، این باور را دارد که محور اصلی سخنان رئیس‌جمهور اسبق، توجه به «فرصت استثنائی» ایجادشده پس از جنگ و ضرورت تبدیل دستاورد مقاومت به فرصتی برای کاهش تنش، تقویت دیپلماسی، بهبود وضعیت داخلی و ترمیم رابطه دولت و جامعه است‌. به تعبیر این استاد دانشگاه: «خاتمی در تحلیل خود، هم بر استفاده از موقعیت جدید در عرصه بین‌المللی تأکید دارد و هم معتقد است این شرایط می‌تواند فرصتی برای بازنگری در سیاست‌های داخلی و کاهش شکاف‌های اجتماعی باشد».

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به اهمیت تحلیل خاتمی از وضعیت خطیر کشور می‌گوید: «پس از دو جنگی که ایران با آن روبه‌رو بوده، شرایط تازه‌ای پدید آمده که نباید از دست برود». به تعبیر معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات: «انسجامی که در جامعه در برابر تهدید خارجی شکل گرفت، می‌تواند زمینه‌ای برای یک نگاه جدید به تحولات جهانی و نیز نیازها و شکاف‌های داخلی باشد و این فرصت، از نظر خاتمی، باید به تصمیم‌هایی منجر شود که از یک‌ سو ایران را در برابر تهدیدها و تهاجم‌های خارجی مصون‌تر کند و از سوی دیگر، در داخل به کاهش فاصله‌ها و شکاف‌های موجود در جامعه یاری رساند». ‌به گفته این عضو جمعیت توحید و تعاون: «یکی از مهم‌ترین محورهای سخنان خاتمی، دفاع از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است». ظریفیان‌ این تفاهم را در نوع خود در مناسبات آمریکا با کشورهایی که با آن اختلاف داشته‌اند، کم‌نظیر می‌داند و می‌گوید: «تحلیل بسیاری از کارشناسان و ناظران در آمریکا، اروپا و عرصه سیاست خارجی این است که این تفاهم در مجموع در راستای منافع ملی ایران قرار دارد». به گفته این مدرس دانشگاه: «امضای رئیس‌جمهور آمریکا پای سندی که در برابر افکار عمومی جهان ثبت شده، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ هرچند فراز و نشیب‌ها و بی‌اعتمادی‌های موجود نسبت به رفتار آمریکا، ضرورت مراقبت از اجرای تعهدات را از میان نمی‌برد». این فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است: «تفاهم‌نامه مورد اشاره، از منظر جامعیت و توجه به بخشی از خواسته‌های ایران، سند مهمی است و می‌تواند پایه‌ای برای شکل‌گیری مناسبات جدید باشد‌». او البته تأکید می‌کند: «در هیچ توافقی نمی‌توان انتظار داشت همه خواسته‌های یک طرف به‌طور کامل تأمین شود، اما از نگاه خاتمی، باید مجموع منافع و دستاوردهای یک توافق را دید. به همین دلیل، دفاع خاتمی از این تفاهم، در واقع دفاع از فرصتی است که می‌تواند در صورت تحقق و پایبندی طرف‌ها، مسیر جدیدی در روابط ایران با آمریکا و به تبع آن با بخش مهمی از نظام بین‌الملل بگشاید». این استاد دانشگاه در عین حال می‌گوید: «چنین مسیری با موانع مختلفی روبه‌روست؛ از کارشکنی‌های احتمالی اسرائیل و فشارهای موجود در آمریکا تا مخالفت‌هایی که در داخل کشور از سوی بخشی از اقلیت سیاسی مطرح می‌شود». با این همه و به باور ظریفیان: «شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور ایجاب می‌کند این فرصت با دقت دنبال شود. چراکه جامعه ایران با مشکلات اقتصادی، فشارهای معیشتی، مسائل اشتغال و کسب‌وکار و شکاف‌های اجتماعی روبه‌روست و مردم نیازمند آن هستند که نسبت به آینده خود در عرصه‌های مختلف احساس اطمینان بیشتری داشته باشند‌». معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات تصریح کرد: «خاتمی با تکیه بر تجربه سیاسی و به‌ویژه تجربه دوره ریاست‌جمهوری خود در عرصه روابط بین‌الملل، بر این باور است که باید از چنین فرصتی حمایت کرد و هم‌زمان برای جلوگیری از نقض آن و مقابله با کارشکنی‌ها تلاش کرد».

ظریفیان همچنین تفاهم اخیر را از دستاوردهای مهم دیپلماسی در دولت مسعود پزشکیان می‌داند و از دیدگاه او: «دولت پزشکیان فعالیت خود را در شرایطی آغاز کرد که به‌سرعت با بحران‌های سخت امنیتی و معیشتی و سپس جنگ روبه‌رو شد و ازاین‌رو، ناچار شد بخش مهمی از توان خود را صرف مدیریت بحران کند». در چنین شرایطی، دستیابی به تفاهمی که به گفته او در داخل و خارج از کشور به‌ عنوان یک دستاورد مهم دیپلماتیک مورد توجه قرار گرفته، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. نکته مهم دیگر در تحلیل خاتمی، به باور ظریفیان، این است که «تفاهم و مذاکره از موضع ضعف مطرح نشده است». او تأکید دارد: «ایران در شرایطی به سمت مسیر تفاهم و مذاکره رفته که با حمله مواجه شده، اما مردم ایستادگی کرده‌اند و نیروهای نظامی و دولت نیز توانسته‌اند در برابر تلاشی که موجودیت و بقای کشور را هدف گرفته بود، مقاومت کنند. بنابراین، ورود به میدان دیپلماسی پس از این تجربه، از نگاه خاتمی، باید ادامه همان ایستادگی و از موضع اقتدار باشد». عضو جمعیت توحید و تعاون این را هم یادآور می‌شود: «خاتمی به همین دلیل از تصمیم اتخاذشده و نیز از رئیس‌جمهور، مسئولان، فرماندهان و رهبری که به این تصمیم رسیده‌اند، تقدیر کرده و در عین حال بر ضرورت مراقبت از اجرای تفاهم‌نامه و پرهیز از اقداماتی که تنش را افزایش می‌دهد، تأکید داشته و در این چارچوب است که مفهوم صلح شرافتمندانه جایگاه محوری در تحلیل خاتمی دارد». با چنین برداشتی، ظریفیان بیان می‌دارد: «نباید این تعبیر خاتمی را به معنای تسلیم دانست. چون صلح شرافتمندانه از نظر خاتمی، صلحی است که با حفظ عزت ایران، تأمین مصالح عمومی و گشودن افق زندگی بهتر برای مردمی دنبال شود که زیر فشار مشکلات معیشتی و ناامیدی قرار گرفته‌اند». به گفته این استاد دانشگاه: «خاتمی بر این باور است که اداره کشور نباید بر پایه احساسات و واکنش‌های هیجانی باشد، بلکه باید با محاسبه دقیق منافع ملی و درک واقعیت‌های داخلی و بین‌المللی، راه مذاکره، کاهش تنش و دیپلماسی را ادامه داد». ظریفیان، بخش دیگری از تحلیل خاتمی را معطوف به رابطه «دولت و جامعه» می‌داند و به تعبیر او: «کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان جامعه و حاکمیت، یکی از آسیب‌های مهم سال‌های گذشته است و فرصتی که پس از جنگ پدید آمده، می‌تواند برای ترمیم این رابطه مورد استفاده قرار گیرد. این ترمیم، از نظر خاتمی، بدون اعتمادسازی، گفت‌وگو و شنیدن جامعه ممکن نیست. خطر اصلی زمانی پدید می‌آید که حکمرانی نتواند نارسایی‌ها و عواملی را که موجب فاصله‌گرفتن بخش‌هایی از جامعه شده، به‌درستی شناسایی و درمان کند». جمع‌بندی ظریفیان از مواضع خاتمی این است که «دستاورد مقاومت باید به یک فرصت تبدیل شود؛ فرصتی برای صلحی که از موضع حفظ موجودیت، عزت و منافع ایران شکل می‌گیرد؛ فرصتی برای ادامه مذاکره و کاهش تنش؛ و فرصتی برای بهبود معیشت مردم و بازسازی اعتماد میان دولت و ملت». از نگاه او: «پیام اصلی خاتمی این است که مقاومت و ایستادگی، زمانی به نتیجه کامل می‌رسد که بتوان دستاورد آن را در خدمت آینده‌ای امن‌تر، جامعه‌ای امیدوارتر و رابطه‌ای ترمیم‌شده میان حکومت و مردم قرار داد».

جواد امام: سخنان خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و یک دعوت به تصمیم درست و عاجل است

دیگر چهره سیاسی که به ارزیابی سخنان خاتمی پرداخت، جواد امام بود که در گفت‌وگو با «شرق» عنوان کرد «به نظر من سخنان اخیر آقای خاتمی را باید در یک منظومه واحد دید؛ چهار محوری که ایشان مطرح کردند، در واقع اجزای یک نگرانی و در عین حال یک پیشنهاد برای عبور از وضعیت موجود است؛ هشدار نسبت به شرایط خطیر کشور، تأکید بر وجود یک فرصت مهم برای تغییر مسیر، دفاع از صلح شرافتمندانه و توجه به ضرورت بازگشت اینترنت و ارتباط آزاد جامعه». به باور سخنگوی جبهه اصلاحات، «از میان این محورهای آقای خاتمی، برای من تأکید ایشان بر «فرصت ممتاز» و «صلح شرافتمندانه» اهمیت بیشتری دارد. چراکه وقتی از وضعیت خطیر کشور و ضرورت تقویت دیپلماسی و حمایت از تفاهم‌نامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا سخن می‌گوییم، اگر تنها به توصیف بحران بسنده کنیم، نتیجه‌ای جز نگرانی و انفعال نخواهد داشت. لذا اهمیت سخن آقای خاتمی در این است که در کنار هشدار نسبت به شرایط، بر وجود یک فرصت تاریخی برای رهایی از وضعیت ناگوار و تحقق این تفاهم تأکید می‌کند و این یعنی هنوز معتقدیم کشور در نقطه‌ای قرار نگرفته که راه اصلاح و تغییر مسیر کاملا بسته شده باشد». دبیر کل حزب مجمع ایثارگران خاطرنشان کرد که «اتفاقا در چنین شرایطی باید از هر فرصتی برای کاهش تنش، حفظ منافع ملی، بازگشت به مردم، ترمیم اعتماد عمومی و فراهم‌کردن زمینه برای انسجام و تفاهم ملی استفاده کرد و تعبیر «صلح شرافتمندانه» نیز از همین منظر بسیار مهم است». چون از دید جواد امام، «صلح به معنای تسلیم یا نادیده‌گرفتن حقوق و منافع ملی نیست؛ همان‌گونه که جنگ نیز لزوما به معنای عزت و پیروزی نیست. لذا می‌توان هم از استقلال و منافع ملی دفاع کرد و هم از جنگ و تشدید تنش پرهیز کرد». این فعال سیاسی اصلاح‌طلب متذکر شد که «امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان «مقاومت برای حفظ منافع ملی و ورود به چرخه‌ای از تنش و فرسایش که هزینه اصلی آن را مردم می‌پردازند تفاوت قائل شد». لذا به اعتقاد وی، «آقای خاتمی از سر نگرانی نسبت به آینده کشور سخن گفته است؛ اما این نگرانی به معنای ناامیدی نیست. چون اتفاقا در سخنان ایشان یک پیام روشن وجود دارد، اینکه شرایط خطیر است، اما هنوز فرصت داریم». با این ارزیابی، جواد امام خاطرنشان کرد که «نگرانی اصلی شاید این باشد که این فرصت نیز مانند فرصت‌های گذشته از دست برود و کشور دوباره وارد چرخه‌ای از تنش خارجی، فشار اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت شود». از دیدگاه سخنگوی جبهه اصلاحات، «در چنین شرایطی، اشاره آقای خاتمی به موضوع اینترنت نیز صرفا یک موضوع فنی، ارتباطی یا اقتصادی نیست، چون اینترنت امروز بخشی از زندگی، اقتصاد، آموزش و ارتباطات جامعه است و فراتر از یک ابزار ارتباطی، با اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و امکان بهره‌گیری از ظرفیت ارزشمند ایرانیان داخل و خارج از کشور پیوند خورده است». به گفته دبیر کل حزب مجمع ایثارگران، «محدودکردن ارتباط مردم با جهان، در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند اعتماد، هم‌گرایی ملی و استفاده از همه فرصت‌ها، ظرفیت‌ها و استعدادهای انسانی خود است، می‌تواند به افزایش بی‌اعتمادی و تعمیق شکاف اجتماعی منجر شود.». از این حیث جواد امام خاطرنشان کرد که «اگر می‌خواهیم از این شرایط عبور کنیم، باید هم‌زمان دو مسیر را دنبال کنیم؛ کاهش تنش در سیاست خارجی و ترمیم رابطه دولت و جامعه در داخل؛ و البته فراهم‌کردن امکان ارتباط و همکاری با همه کسانی که دل در گرو ایران داشته و دارند». ‌ از این منظر و به زعم جواد امام، «سخنان اخیر آقای خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و در عین حال یک دعوت به تصمیم درست و عاجل، تقویت انسجام و هماهنگی میان همه ارکان و قوای سیاسی و نظامی کشور و عبور از اختلافات فرساینده است. چون ایشان به‌روشنی می‌گوید که کشور در شرایط حساسی قرار دارد، اما هنوز امکان انتخاب وجود دارد؛ انتخاب میان ادامه فرسایش و تشدید تنش، یا آغاز مسیری برای صلح، تفاهم، اصلاح حکمرانی و بازسازی اعتماد عمومی؛ مسیری که مستلزم تغییر نگاه سیاسی و اصلاح رویکردهای امنیتی، به‌ویژه عبور از نگاه گزینشی و دوگانه خودی و غیرخودی است». سخنگوی جبهه اصلاحات ادامه داد که «اگر سؤال این باشد که آیا آقای خاتمی از وضعیت فعلی و آینده کشور بیم دارد، پاسخ من این است که بله؛ نگرانی در سخنان ایشان کاملا مشهود و جدی است. اما این نگرانی از جنس ناامیدی نیست؛ از جنس احساس مسئولیت نسبت به آینده ایران و نگرانی برای ازدست‌رفتن فرصت‌هاست. ‌این فعال سیاسی هشدار داد که «امروز بیش از هر چیز به عقلانیت، شجاعت در تصمیم‌گیری، صلح شرافتمندانه، گفت‌وگوی ملی، بازسازی اعتماد میان مردم و حاکمیت و مهم‌تر از همه، جلوگیری از فرصت‌سوزی و پرهیز از تندروی و افراط نیاز داریم. ایران بیش از آنکه نیازمند پیروزشدن یک جریان بر جریان دیگر باشد، نیازمند آن است که همه نیروهای دلسوز کشور بر سر یک اصل به تفاهم برسند؛ نجات ایران، حفظ منافع ملی و جلوگیری از فرصت‌سوزی باید بر هر ملاحظه جناحی و سیاسی مقدم باشد».

 


۱ ساعت قبل / سایت آوش

«جنگ اقتصادی» ؛ اسم رمزعقب‌نشینی از «تقابل سخت»

آرمان امروز

آرمان امروز در گزارشی نوشت:

جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران نه یک سیاست ساده تحریم و فشار حداکثری، بلکه برنامه‌ای حساب‌شده و چندلایه از فریب استراتژیک است که از همان آغاز با دو هدف اصلی طراحی شده است.

هدف نخست گریز از درگیری مستقیم نظامی و جنگ سخت با ایران است؛ جنگی که هزینه‌های انسانی، مالی و سیاسی آن برای آمریکا بسیار سنگین و غیرقابل پیش‌بینی بود.

هدف دوم ایجاد فشار اقتصادی پایدار و فرسایشی بر ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران است تا دولت را ناگزیر از بازگشت به میز مذاکره کند. این دو منظور در ظاهر متناقض به نظر می‌رسند اما در عمل مکمل یکدیگرند و به آمریکا امکان می‌دهند بدون پرداخت بهای جنگ تمام‌عیار، همچنان ابتکار عمل را در دست داشته باشد و ایران را در موضع ضعف نگه دارد.

از منظر استراتژیک، رویارویی مستقیم نظامی با ایران برای ایالات متحده همواره گزینه‌ای پرریسک بوده است. ایران کشوری با جمعیت زیاد، جغرافیای پیچیده، شبکه‌های نیابتی گسترده در منطقه و توانمندی‌های نامتقارن قابل توجه است.

هرگونه حمله نظامی گسترده مجدد می‌تواند به جنگ فرسایشی طولانی، افزایش قیمت جهانی نفت، درگیری‌های نیابتی در خلیج فارس و حتی گسترش درگیری به متحدان آمریکا منجر شود. ترامپ و تیم سیاست خارجی او این واقعیت را به‌خوبی درک می‌کردند. بنابراین به‌جای انتخاب مسیر نظامی پرهزینه، مسیر اقتصادی را برگزیدند که در ظاهر تهاجمی و قاطع به نظر می‌رسد اما در باطن راهی برای اجتناب از درگیری سخت است. تحریم‌های گسترده، قطع دسترسی ایران به سیستم مالی بین‌المللی، محدود کردن فروش نفت و بستن راه‌های واردات کالاهای حیاتی، همگی ابزاری بودند تا فشار را بدون شلیک گلوله اعمال کنند. این رویکرد به آمریکا اجازه می‌داد ادعا کند که «حداکثر فشار» را به کار گرفته، در حالی که عملاً از میدان نبرد مستقیم فاصله گرفته بود.

هدف دوم این برنامه فریب، وادار کردن ایران به مذاکره مجدد است. فشار اقتصادی شدید بر زندگی روزمره مردم، کاهش درآمدهای نفتی، تورم افسارگسیخته و مشکلات معیشتی، همگی ابزاری برای ایجاد نارضایتی داخلی و تضعیف موقعیت چانه‌زنی حکومت ایران محسوب می‌شدند. طراحان این سیاست معتقد بودند که وقتی هزینه مقاومت اقتصادی برای تهران بیش از حد سنگین شود، ناچار خواهد شد برای کاهش فشارها به میز مذاکره بازگردد و امتیازاتی بدهد. این منطق دقیقاً همان چیزی است که در ادبیات سیاست خارجی آمریکا به عنوان «دیپلماسی از موضع قدرت» شناخته می‌شود. جنگ اقتصادی در این چارچوب نه هدف نهایی، بلکه وسیله‌ای برای تغییر رفتار طرف مقابل و بازگرداندن او به مذاکرات است. حتی پس از خروج از برجام، پیام‌های مکرر ترامپ درباره آمادگی برای گفت‌وگو نشان می‌داد که فشار اقتصادی در نهایت باید به مذاکره ختم شود، نه به جنگ.

نکته مهم این است که این جنگ اقتصادی به شکلی ضمنی و عملی از سوی هر دو طرف پذیرفته شده است. ایران ترجیح داده به‌جای پاسخ نظامی مستقیم و پرهزینه، از ابزارهای اقتصادی و انرژی برای ایجاد فشار متقابل استفاده کند. افزایش تنش‌ها در تنگه هرمز، تأثیرگذاری بر قیمت جهانی نفت و بهره‌گیری از نوسانات بازار انرژی، همگی بخشی از استراتژی ایران برای انتقال هزینه تحریم‌ها به اقتصاد آمریکا و متحدانش بوده است. تهران با این روش نشان داده که می‌تواند بدون ورود به جنگ کلاسیک، هزینه سیاست فشار حداکثری را برای واشنگتن بالا ببرد. از سوی دیگر، آمریکا نیز با بستن مسیرهای صادرات و واردات ایران، تحریم‌های ثانویه و فشار بر خریداران نفت ایرانی، عملاً این میدان اقتصادی را به عنوان عرصه اصلی رقابت پذیرفته است. هر دو طرف دریافته‌اند که جنگ اقتصادی نسبت به جنگ نظامی، کنترل‌پذیرتر، کم‌هزینه‌تر و قابل مدیریت‌تر است. ایران می‌تواند با ابزارهای نامتقارن اقتصادی و منطقه‌ای پاسخ دهد و آمریکا می‌تواند بدون درگیر شدن مستقیم نیروهایش، فشار را حفظ کند.

این پذیرش متقابل باعث شده جنگ اقتصادی به نوعی «جنگ سرد اقتصادی» تبدیل شود که هر دو طرف در آن قواعد نانوشته‌ای را رعایت می‌کنند. نه آمریکا آماده پرداخت بهای یک جنگ تمام‌عیار است و نه ایران تمایل دارد با پاسخ نظامی مستقیم، بهانه‌ای برای تشدید درگیری فراهم کند. در نتیجه، هر دو طرف در میدان اقتصاد و انرژی با یکدیگر رقابت می‌کنند. یکی با تحریم و بستن راه‌های تجاری و دیگری با تأثیرگذاری بر قیمت نفت و ایجاد اختلال در جریان انرژی. این وضعیت به ظاهر پرتنش، در واقع نوعی تعادل ناپایدار اما قابل تحمل برای هر دو طرف ایجاد کرده است. آمریکا می‌تواند ادعا کند که فشار حداکثری را اعمال کرده و از جنگ مستقیم گریخته است و ایران نیز می‌تواند بگوید که با ابزارهای خود هزینه این فشار را به طرف مقابل منتقل کرده است.

برنامه فریب ترامپ در جنگ اقتصادی علیه ایران به ظاهر موفق شد دو هدف را همزمان پیش ببرد. اجتناب از درگیری نظامی سخت و حفظ اهرم فشار برای کشاندن ایران به مذاکرات. این استراتژی نه تنها هزینه‌های جنگ مستقیم را از دوش آمریکا برداشت، بلکه فضای مانور دیپلماتیک را نیز باز نگه داشت. پذیرش ضمنی این میدان از سوی هر دو طرف نشان می‌دهد که جنگ اقتصادی، برخلاف تصور اولیه، نه یک بن‌بست بلکه یک عرصه مشترک رقابت کنترل‌شده است که در آن هر طرف ابزارهای خود را به کار می‌گیرد. تا زمانی که این تعادل حفظ شود، جنگ مستقیم نظامی همچنان گزینه‌ای دور و پرهزینه باقی خواهد ماند و فشار اقتصادی به عنوان ابزار اصلی تعامل میان دو کشور ادامه خواهد یافت. این واقعیت، ماهیت فریب‌آمیز و چندلایه سیاست فشار حداکثری را آشکار می‌سازد؛ سیاستی که در ظاهر تهاجمی است اما در باطن راهی برای مدیریت تنش بدون پرداخت بهای کامل جنگ است.

ونس نیز با صحبت های خود به صورت ضمنی مهر تاییدی بر این گذاشت که جنگ اقتصادی به مراتب برای آمریکا کم هزینه تر از یک تقابل سخت خواهد بود.

 




 رگبار باران در ۶ استان نوار شمالی در آخرین روز مرداد
۱ ساعت قبل / خبرگزاری ایرنا

رگبار باران در ۶ استان نوار شمالی در آخرین روز مرداد

تهران- ایرنا- سازمان هواشناسی امروز (شنبه) برای ۶ استان واقع در نوار شمالی کشور و همچنین چهار استان وارد منطقه جنوب و جنوب شرق کشور رگبار باران با رعد و برق پیش‌بینی کرد.

 شوک صبحگاهی به بازار؛ سکه ۲۰۰ میلیونی شد، طلا رکورد زد!
۳۲ دقیقه قبل / سایت جهان صنعت نیوز

شوک صبحگاهی به بازار؛ سکه ۲۰۰ میلیونی شد، طلا رکورد زد!

در این گزارش جدیدترین قیمت انواع طلا، سکه و حباب سکه در بازار امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ را بخوانید.

 آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس هشتاد و دو
۵۱ دقیقه قبل / سایت عصرایران

آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس هشتاد و دو

ما در عصر ایران طرحی پیاده کرده ایم که به ساده ترین، آسان ترین و کم زمان بر ترین روش ممکن شما را در مسیر یادگیری زبان قرار می دهد. حتی اگر در حد الفبا، انگلی...

 سرمقاله همشهری/ آخرین برگ ترامپ و چه باید کرد؟ | آخرین خبر
۲۴ دقیقه قبل / سایت آخرین خبر

سرمقاله همشهری/ آخرین برگ ترامپ و چه باید کرد؟ | آخرین خبر

همشهری/ «آخرین برگ ترامپ و چه باید کرد؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه همشهری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: ترامپ از «تحریم‌های سخت و شکننده اقتصادی» علیه ایران گفته است. این یعنی چه؟ بازگشت از میدان به اقتصاد. شکست مطلق در میدان و دیپلماسی و حالا دوباره به همان ابزاری برگشته که پیش از ج

 میگنا - خطاهای رایج در تشخیص «شوخی» با «تمسخر»/ تاثیر شوخی بر شخصیت کودکان
۲ ساعت قبل / سایت میگنا

میگنا - خطاهای رایج در تشخیص «شوخی» با «تمسخر»/ تاثیر شوخی بر شخصیت کودکان

سبک شوخی در محیط خانواده، نه تنها بر فضای خانه تأثیر می‌گذارد، بلکه شخصیت و شیوه‌های ارتباطی کودک را در آینده شکل می‌دهد و والدین نقش کلیدی در آموزش قواعد احترام، شوخ‌طبعی و مرزهای ارتباطی به فرزندان دارند.

 وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند
۱ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند

وال استریت ژورنال نوشت: دَن دریِسکال، وزیر ارتش آمریکا، انتظار می‌رود تا پایان سال از سمت خود کناره‌گیری کند؛ این تصمیم پس از ماه‌ها تنش با پیت هگست، وزیر دفاع، مطرح شده است.