
ترامپ: کنار آمدن با نتانیاهو بسیار دشوار است

تهدیدهای ترامپ علیه عمان؛ چرا مسقط دیگر واشنگتن را جدی نمیگیرد؟
صفحه سیاست-
سایت «المانیتور» در گزارشی اعلام کرد تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر حمله به عمان، موجب حیرت، تعجب و ناخرسندی در مسقط شده است؛ هرچند مقامهای عمانی تلاش دارند این تهدیدها را بیش از اندازه جدی نگیرند.
بر اساس این گزارش، مقامهای عمانی اعلام کردهاند که نخستین تهدید ترامپ برای بمباران این کشور برای آنها «شوکآور» بوده، اما تکرار چنین تهدیدهایی اکنون بیش از هر چیز با نارضایتی مواجه شده است.
یک منبع عمانی در اینباره گفته است که مقامهای مسقط «در واقع این موضوع را جدی نمیگیرند». یک دیپلمات عمانی نیز تأکید کرده است که این کشور بهتدریج به تکرار تهدیدهای ترامپ عادت کرده و بارها چنین اظهاراتی را شنیده است.
این واکنش نشان میدهد که تهدیدهای واشنگتن، دستکم در نگاه بخشی از محافل سیاسی عمان، دیگر الزاماً بهعنوان یک ابزار مؤثر برای تغییر رفتار مسقط تلقی نمیشود. واشنگتنپست؛ ترامپ از بنبست منطقهای خشمگین است
همزمان، روزنامه «واشنگتنپست» در تحلیلی، لحن اخیر ترامپ علیه عمان و برخی دیگر از شرکای آمریکا را نشانه افزایش خشم و سرخوردگی رئیسجمهور این کشور دانسته است.
بر اساس این تحلیل، ترامپ که در وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای واشنگتن با دشواری مواجه شده، به نظر میرسد بخشی از فشار و نارضایتی خود را متوجه شرکای منطقهای آمریکا کرده است.
تهدید علیه عمان در این چارچوب اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه مسقط طی سالهای گذشته یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی میان ایران و غرب بوده و در مقاطع مختلف برای کاهش تنشها و انتقال پیام میان طرفهای درگیر نقشآفرینی کرده است. تنگه هرمز؛ نقطه اصلی اختلاف
یکی از مهمترین محورهای این تحولات، مسئله تنگه هرمز است. تحلیلگران معتقدند نگرانی واشنگتن تنها به مواضع عمان محدود نمیشود، بلکه احتمال شکلگیری ترتیبات منطقهای برای مدیریت و بازگشایی تردد در تنگه هرمز بدون پذیرش کامل خواستههای آمریکا، یکی از عوامل افزایش فشارهای ترامپ است.
در چنین شرایطی، هرگونه توافق یا تفاهم میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس میتواند بخشی از محاسبات واشنگتن را تغییر دهد؛ زیرا آمریکا تلاش دارد مدیریت امنیت و تردد دریایی در منطقه را در چارچوب ترتیبات مورد نظر خود حفظ کند.
آلن ایر، دیپلمات پیشین آمریکا و عضو تیم مذاکرهکننده این کشور در مذاکرات منتهی به برجام، نیز در همین زمینه گفته است که اظهارات اخیر ترامپ نشاندهنده سرخوردگی او از ناتوانی در دستیابی به حداقل هدف خود، یعنی بازگشت رفتوآمد در تنگه هرمز به وضعیت عادی، است. چرا عمان برای آمریکا اهمیت دارد؟
اهمیت عمان برای واشنگتن تنها به موقعیت جغرافیایی این کشور محدود نیست. مسقط طی دهههای گذشته سیاست خارجی متفاوتی را در پیش گرفته و تلاش کرده است روابط خود را با طیفهای مختلف منطقهای و بینالمللی حفظ کند.
همین رویکرد باعث شده عمان در بسیاری از بحرانهای منطقهای به کانالی برای گفتوگو تبدیل شود. بنابراین فشار مستقیم بر مسقط میتواند با یک تناقض جدی روبهرو شود؛ آمریکا از یک سو به کانالهای ارتباطی عمان نیاز دارد و از سوی دیگر، تهدید این کشور میتواند ظرفیت میانجیگری و اعتماد متقابل را تضعیف کند.
از این منظر، تهدید علیه عمان ممکن است بیش از آنکه یک ابزار فشار مؤثر باشد، به محدود شدن یکی از مسیرهای دیپلماتیک واشنگتن در منطقه منجر شود. تهدید یا نشانه ضعف در برابر بنبست؟
نکته قابل توجه در تحولات اخیر، فاصله میان ادبیات تهدیدآمیز ترامپ و واقعیتهای میدانی و دیپلماتیک منطقه است. اگرچه واشنگتن همچنان از ابزارهای نظامی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است، اما تکرار تهدید علیه متحدان و شرکای منطقهای میتواند نشانه دشوارتر شدن مسیر دستیابی به اهداف آمریکا باشد.
در مقابل، واکنش عمان نیز نشان میدهد که کشورهای منطقه الزاماً حاضر نیستند سیاستهای خود را صرفاً بر اساس تهدیدهای واشنگتن تنظیم کنند. مسقط تلاش دارد ضمن حفظ روابط خود با آمریکا، کانالهای ارتباطی خود با ایران و دیگر بازیگران منطقهای را نیز حفظ کند. معادله جدید در خلیج فارس
مجموع این تحولات را میتوان نشانهای از تغییر در معادلات امنیتی خلیج فارس دانست؛ جایی که کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال مدیریت مستقیم بحرانها و حفظ کانالهای ارتباطی خود هستند.
در چنین شرایطی، تداوم تهدیدهای ترامپ علیه عمان ممکن است نتیجهای متفاوت با هدف اولیه واشنگتن داشته باشد. به جای وادار کردن مسقط به عقبنشینی، این رویکرد میتواند کشورهای منطقه را به سمت افزایش هماهنگی برای کاهش وابستگی به تصمیمات آمریکا سوق دهد.
از این منظر، مسئله اصلی تنها تهدید ترامپ علیه عمان نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که آیا واشنگتن همچنان قادر است با اتکا به فشار و تهدید، معادلات منطقهای را مطابق خواست خود شکل دهد یا آنکه کشورهای خلیج فارس به سمت ترتیبات مستقلتری برای مدیریت بحران، امنیت دریایی و مسئله تنگه هرمز حرکت خواهند کرد.
ترکیه برای نتانیاهو اعلان قرمز اینترپل خواست؛ فشار حقوقی بر اسرائیل وارد مرحله تازهای شد
صفحه سیاست-
وزیر دادگستری ترکیه اعلام کرد آنکارا در چارچوب پیگرد قضایی جاری علیه بنیامین نتانیاهو به اتهام نسلکشی، از پلیس بینالملل (اینترپل) درخواست کرده است برای نخستوزیر رژیم صهیونیستی اعلان قرمز صادر کند.
«آکین گورلک» وزیر دادگستری ترکیه با اعلام این خبر تأکید کرد که درخواست آنکارا در ارتباط با پرونده قضایی تشکیلشده علیه نتانیاهو مطرح شده است.
بر اساس این گزارش، ترکیه همچنین درخواست مشابهی را درباره یکی دیگر از مقامهای رژیم صهیونیستی به دلیل اتهامات مرتبط با جنایات علیه فعالان «ناوگان جهانی صمود» مطرح کرده است. پرونده نتانیاهو؛ از دادگاه بینالمللی تا پیگیری ترکیه
اقدام جدید ترکیه را باید در چارچوب روندی گستردهتر برای پیگیری حقوقی عملکرد مقامهای رژیم صهیونیستی در جنگ غزه ارزیابی کرد. دیوان کیفری بینالمللی در نوامبر ۲۰۲۴ حکم بازداشت بینالمللی بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت، وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی، را به اتهام ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در ارتباط با جنگ غزه صادر کرده بود.
صدور این حکم اگرچه با واکنش شدید مقامهای اسرائیلی و متحدان این رژیم روبهرو شد، اما از منظر حقوقی نشان داد که پیگیری مسئولیت مقامهای ارشد اسرائیلی از سطح مواضع سیاسی فراتر رفته و وارد مسیرهای قضایی بینالمللی شده است. اعلان قرمز اینترپل برای نتانیاهو چه معنایی دارد؟
اعلان قرمز اینترپل به معنای درخواست برای شناسایی و بازداشت موقت یک فرد تحت تعقیب با هدف استرداد یا اقدام قضایی بر اساس قوانین کشور عضو است و بهخودیخود حکم بازداشت جهانی محسوب نمیشود.
با این حال، طرح چنین درخواستی علیه نخستوزیر رژیم صهیونیستی از سوی ترکیه دارای اهمیت سیاسی و حقوقی قابل توجهی است. آنکارا با این اقدام تلاش میکند پرونده جنایات منتسب به مقامهای اسرائیلی را در سطح نهادهای بینالمللی و سازوکارهای حقوقی کشورهای مختلف برجستهتر کند. چرا اقدام ترکیه علیه نتانیاهو مهم است؟
اهمیت این اقدام صرفاً به سرنوشت درخواست ترکیه از اینترپل محدود نمیشود. این پرونده میتواند به افزایش فشار حقوقی بر مقامهای اسرائیلی در سفرهای خارجی و همچنین تشدید بحثها درباره اجرای احکام و درخواستهای قضایی بینالمللی منجر شود.
ترکیه در سالهای اخیر مواضع تندی علیه عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در غزه اتخاذ کرده و بارها خواستار پاسخگویی مقامهای اسرائیلی در قبال وضعیت انسانی و تلفات غیرنظامیان شده است. بنابراین، درخواست اعلان قرمز را میتوان بخشی از سیاست گستردهتر آنکارا برای تبدیل اعتراض سیاسی به پیگیری حقوقی دانست. فشار حقوقی بر اسرائیل در حال گسترش است
در شرایطی که جنگ غزه همچنان یکی از اصلیترین کانونهای بحران در غرب آسیا محسوب میشود، پروندههای قضایی علیه مقامهای اسرائیلی میتواند به یکی از ابزارهای مهم فشار بینالمللی تبدیل شود.
در این میان، اقدام ترکیه علیه نتانیاهو بیش از آنکه صرفاً یک درخواست قضایی باشد، حامل پیامی سیاسی نیز هست؛ اینکه برخی دولتها تلاش دارند موضوع مسئولیت مقامهای اسرائیلی را از سطح محکومیتهای دیپلماتیک به مسیرهای حقوقی و قضایی بینالمللی منتقل کنند.
اگرچه نتیجه درخواست ترکیه از اینترپل و نحوه برخورد نهادهای بینالمللی با آن هنوز مشخص نیست، اما نفس طرح چنین درخواستی نشان میدهد که فشار حقوقی علیه مقامهای ارشد رژیم صهیونیستی همچنان در حال افزایش است و پرونده جنگ غزه میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نظامی و عرصه دیپلماتیک برای تلآویو ایجاد کند.
ترامپ میان جنگ و تحریم؛ چرا واشنگتن از بازگشت به درگیری نظامی با ایران پرهیز میکند؟
صفحه سیاست-
دولت آمریکا در هفتههای اخیر از تشدید فشار اقتصادی علیه ایران سخن گفته است؛ اما همزمان مقامهای آمریکایی بر این نکته تأکید دارند که استفاده گستردهتر از تحریمها میتواند نیاز به اقدام نظامی جدید را کاهش دهد.
از این منظر، انتخاب تحریم به جای حمله نظامی را میتوان بخشی از تلاش واشنگتن برای حفظ فشار بر تهران بدون باز کردن جبههای جدید دانست. جنگی که هزینههای آن برای آمریکا در میدان و داخل این کشور افزایش یافته و دست دولت ترامپ را برای تصمیمگیری محدودتر کرده است. ایران پیام واشنگتن را چگونه دریافت کرده است؟
یکی از نکات مهم تحلیل نیویورکتایمز، برداشت تهران از رفتار دولت ترامپ است. به گفته دنیس راس، ایران اکنون ترامپ را رئیسجمهوری میداند که تمایل چندانی به تشدید دوباره درگیری نظامی ندارد.
این برداشت میتواند یک پیامد مهم داشته باشد؛ اینکه تهران ممکن است سطح تهدیدپذیری خود را پایینتر ارزیابی کرده و در مقابل، آمادگی بیشتری برای اعمال فشار متقابل نشان دهد. در چنین شرایطی، تهدیدهای اقتصادی آمریکا لزوماً به معنای افزایش قدرت بازدارندگی واشنگتن نیست و حتی ممکن است از سوی ایران به عنوان نشانهای از محدود شدن گزینههای آمریکا تفسیر شود. هزینه جنگ برای آمریکا؛ از تلفات نظامی تا فشار بر اقتصاد
یکی از عوامل مهم در محاسبات واشنگتن، هزینههایی است که درگیری با ایران برای آمریکا ایجاد کرده است. افزایش قیمت بنزین، کشته شدن شماری از نظامیان آمریکایی، آسیب دیدن برخی پایگاههای این کشور در منطقه و کاهش ذخایر مهمات، بخشی از هزینههایی است که ادامه درگیری میتواند بر دوش دولت ترامپ بگذارد.
بنابراین، مسئله فقط تصمیمگیری درباره توانایی نظامی آمریکا نیست؛ بلکه بحث اصلی این است که آیا واشنگتن حاضر است هزینههای اقتصادی، نظامی و سیاسی یک جنگ طولانی دیگر را نیز بپردازد یا خیر. تنگه هرمز؛ اهرم فشاری که محاسبات آمریکا را تغییر داد
در این میان، نقش تنگه هرمز در معادلات جدید اهمیت ویژهای دارد. ایران با استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود در منطقه توانسته بخشی از هزینههای درگیری را به طرف مقابل منتقل کند.
اهمیت هرمز فقط به حوزه نظامی محدود نمیشود. هرگونه اختلال در مسیر انتقال انرژی میتواند مستقیماً بر بازار جهانی نفت و در ادامه بر قیمت سوخت در آمریکا اثر بگذارد. افزایش قیمت بنزین نیز برای دولت ترامپ یک مسئله سیاسی جدی محسوب میشود؛ زیرا فشار اقتصادی ناشی از جنگ میتواند به داخل آمریکا منتقل شود. چین؛ بزرگترین محدودیت برای جنگ اقتصادی ترامپ
یکی از دشوارترین بخشهای راهبرد تحریمی آمریکا، مسئله چین است. تشدید واقعی فشار اقتصادی بر ایران بدون هدف قرار دادن خریداران اصلی نفت ایران دشوار خواهد بود و چین در این میان جایگاه ویژهای دارد.
اما واشنگتن همزمان به دنبال مدیریت روابط خود با پکن است. بنابراین، اعمال فشار حداکثری بر صادرات نفت ایران میتواند آمریکا را وارد یک تقابل اقتصادی گستردهتر با چین کند؛ تقابلی که ترامپ در شرایط فعلی لزوماً خواهان آن نیست.
به همین دلیل، چین را میتوان یکی از مهمترین محدودیتهای راهبرد فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران دانست. واشنگتن نمیتواند بدون در نظر گرفتن واکنش پکن، تحریمهای نفتی علیه ایران را تا هر سطحی تشدید کند. دولت ترامپ در جستوجوی «گام بعدی»
مشکل دیگر آمریکا، نبود یک مسیر روشن برای مرحله بعدی بحران است. یکی از مذاکرهکنندگان پیشین آمریکا معتقد است دولت ترامپ در این بحران بیش از آنکه دارای یک راهبرد بلندمدت باشد، درگیر تصمیمگیری درباره گام بعدی است.
توصیف وضعیت به عنوان «بازی چکرز به جای شطرنج» نیز از همین منظر اهمیت دارد؛ واشنگتن ممکن است برای هر مرحله تصمیمی فوری اتخاذ کند، اما هنوز مشخص نیست این اقدامات چگونه باید به یک راهبرد پایدار برای پایان دادن به بحران منتهی شوند. ترامپ میان سه گزینه دشوار گرفتار شده است
در نهایت، دولت ترامپ با سه مسیر اصلی روبهروست؛ بازگشت به جنگ و پذیرش هزینههای سنگین آن، حرکت به سمت توافقی که احتمالاً مستلزم امتیازدهی است، یا ادامه فشار اقتصادی و تحریمها با هدف وادار کردن ایران به عقبنشینی.
مشکل اینجاست که هیچیک از این گزینهها تضمینکننده موفقیت نیست. بازگشت به جنگ میتواند هزینههای نظامی و اقتصادی سنگینی به آمریکا تحمیل کند، توافق نیازمند پذیرش امتیازاتی از سوی واشنگتن است و تحریم نیز در شرایطی که ایران راههای مقابله با فشار اقتصادی را توسعه داده و چین همچنان یک بازیگر کلیدی است، با محدودیتهایی جدی روبهروست. تحریم به جای جنگ؛ نشانه قدرت یا محدودیت آمریکا؟
برآیند تحلیل نیویورکتایمز این است که تهدیدهای اقتصادی اخیر ترامپ را نباید صرفاً نشانه قدرت مطلق واشنگتن دانست. بازگشت به تحریمها میتواند همزمان نشانه تلاش آمریکا برای حفظ اهرم فشار و پرهیز از ورود مجدد به جنگ باشد.
در واقع، واشنگتن اکنون باید میان افزایش فشار و جلوگیری از تبدیل بحران به یک جنگ فراگیر تعادل برقرار کند. همین تناقض، فضای تصمیمگیری دولت ترامپ را پیچیده کرده است؛ زیرا هرچه فشار اقتصادی بیشتر شود، احتمال واکنش متقابل ایران و درگیر شدن آمریکا با پیامدهای منطقهای آن نیز افزایش مییابد.
از این منظر، «جنگ اقتصادی» ممکن است برای ترامپ راهی برای ادامه فشار بر ایران بدون ورود مستقیم به میدان نظامی باشد؛ اما اینکه این راهبرد بتواند تهران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند، همچنان یک پرسش باز است. مهمتر اینکه اگر فشار اقتصادی نتواند نتیجه مورد انتظار آمریکا را ایجاد کند، گزینه بعدی ترامپ چه خواهد بود؛ پرسشی که به نظر میرسد هنوز پاسخ روشنی در واشنگتن ندارد.

پیروزی یک زنِ افغانتبارِ ضداسرائیلی در انتخابات کنگره آمریکا | این زن نخستین افغانی است که به کنگره راه یافت + عکس

آزمایش موشکی بیسابقه روسیه

زن مرموز کنار ترامپ کیست؟/ این زن مسئول پوشک ترامپ است! + عکس و فیلم

سرلشکر عبداللهی: پاسخ ایران به تهدیدات نوین دشمن ویرانگر است

علمالهدی: آمریکا یک جریان تمامیتخواه است که همه چیز ما را میخواهد

