قیمت طلا امروز




 سایت فرارو / ۱۴۰۵/۰۴/۰۴

شاپور رحیمی درگذشت

او از چهره‌های باسابقه موسیقی ایرانی و سال‌ها مدرس دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی موسیقی بود.
 شاپور رحیمی درگذشت



۶ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

از آدم نبی تا موعود؛ نبرد تاریخ مقدس و زنجیره‌ی نامقدس تداوم دارد - تسنیم

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، صرفاً موضوعی برای مناسبت‌های مذهبی نیست؛ بلکه مسئله‌ای بنیادین در فهم مسیر زندگی انسان و نسبت او با آینده تاریخ است. با این حال، مهدویت در فضای فرهنگی و رسانه‌ای ما گاه به موضوعی مناسبتی تقلیل یافته است؛ موضوعی که در نیمه شعبان یا آغاز امامت حضرت مطرح می‌شود و پس از پایان مناسبت، دوباره به حاشیه می‌رود. نتیجه چنین رویکردی، فاصله گرفتن از معرفتی است که می‌تواند نسبت انسان با امام، جامعه و مسیر تاریخی خود را دگرگون کند.

برای فهم این مسئله باید از سطح مناسک و مناسبت‌ها فراتر رفت و پرسید اساساً امام را چگونه می‌شناسیم و چه نسبتی میان معرفت امام و حیات حقیقی انسان وجود دارد؟ آیا مهدویت صرفاً بخشی از تاریخ تشیع است یا حلقه‌ای از یک جریان مستمر هدایت الهی که از آغاز خلقت تا ظهور امتداد یافته است؟ در این گفت‌وگو، تلاش کرده‌ایم از همین منظر به موانع معرفت حقیقی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، نسبت مهدویت با تاریخ مقدس و نقش رسانه و فرهنگ در ترویج این معرفت بپردازیم؛ در گفت‌وگو با اسماعیل شفیعی سروستانی، مدیر مؤسسه موعود.

در بخش دوم این گفت‌وگو، گذری نیز به مفهوم منجی در یهودیت و جریان صهیونیسم مسیحی خواهیم داشت و برخی از تاریخ و رویدادهای معاصر را از منظر شکل‌گیری و امتداد پروژه‌های صهیونیستی، چه در بستر یهودی و چه در بستر صهیونیسم مسیحی، مورد بررسی و تحلیل قرار خواهیم داد.

معرفت امام عصر با مهدویتِ مناسبتی شکل نمی‌گیرد

* شما بارها بر این نکته تأکید کرده‌اید که مسئله اصلی جامعه منتظر، «شناخت امام زمان» است؛ به نظر شما امروز مهم‌ترین موانع معرفت حقیقی نسبت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟

گفت‌وگویی که امروز به مناسبت آغاز امامت و نه ربیع‌الاول آغاز کرده‌ایم، خود یکی از نخستین نشانه‌های مانعی است که در همه سال‌های گذشته سبب شده حق مطلب در موضوع مهدویت آن‌گونه که باید ادا نشود. منظورم، برخورد مناسبتی با این موضوع است؛ به‌ویژه آنکه رسانه‌های مختلف نیز در مقاطعی همچون ربیع‌الاول و نیمه شعبان به سراغ موضوع مهدویت می‌روند، گفت‌وگویی مناسبتی تهیه می‌کنند و با پایان یافتن این مناسبت‌ها، این دفتر نیز بسته می‌شود تا سال آینده.

برخورد مناسبتی با موضوع مهدویت، یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف معنا و محتوای این حقیقت و نیز ضرورت معرفت امام عصر علیه السلام است. اگر بخواهیم رویکردهای موجود در حوزه فرهنگ را در چند طبقه بررسی کنیم، باید بگوییم مهدویت مانند اقیانوسی است که از گستره‌ای بسیار وسیع و ژرفایی بسیار عمیق برخوردار است؛ به‌گونه‌ای که عقول بشر نه می‌توانند تمام پهنای این جغرافیای گسترده را درک کنند و نه هیچ غواصی می‌تواند به ژرفای واقعی معرفت آن دست یابد.

نخستین رویکردی که به آن عادت کرده‌ایم، همین رویکرد مناسبتی است. این رویکرد به کسی می‌ماند که در کنار ساحل نشسته و از دور به دریا نگاه می‌کند. روشن است کسی که در ساحل نشسته، چه شناختی از وسعت و ژرفای این دریا دارد و چه بهره‌ای از آن می‌برد؟ جز آنکه نسیمی از این دریا به چهره و اندام او می‌وزد و چشمانش صرفاً نظاره‌گر دریاست، بهره بزرگی از ملاقات با دریا نمی‌برد.

نکته لطیف آن است که در مقاطع مختلف، ما تنها هنگامی که در پی رفع حاجات خود هستیم، به سراغ این دریا می‌رویم. مانند آنکه برای بهره‌مندی از ماهی این دریا، از ماهیگیران ماهی طلب کنیم و در حقیقت، تنها طالب بهره مادی این دریا باشیم؛ بهره‌ای که در هیئت ماهی به دست ما می‌رسد و شکم ما را سیر می‌کند. این در واقع یک رویکرد یک‌طرفه است؛ رویکردی که در آن امام و این دریا را تنها برای رفع نیازهای خود می‌خواهیم.

امام را به مثابه صندوق قرض‌الحسنه نبینیم

می‌گوییم: «یا بن الحسن، کجایی؟ ما گرفتار هستیم؛ جهیزیه دخترمان به تأخیر افتاده، بدهکاری داریم، اکنون نمی‌توانیم اقساط وام خود را بپردازیم، بیماری داریم.» در واقع، گاهی امام را به مثابه یک بیمارستان، یک صندوق قرض‌الحسنه یا مواردی از این دست می‌نگریم. این نوع نگاه، رفتاری یک‌سویه است و همین رفتار یک‌سویه نشان می‌دهد که ما خود امام را، برای خود امام، طلب نمی‌کنیم؛ طالب خود آن دریا نیستیم. تنها سهمی از نیازها و احتیاجات خود را از طریق این دریا، یعنی امام، برطرف می‌کنیم و پس از آن پشت می‌کنیم و می‌رویم.

اگر این رویکرد سطحی اولیه بخواهد یک گام ژرف‌تر شود، مانند آن است که به جای آنکه تنها از ساحل به دریا نگاه کنیم، تصمیم بگیریم وارد دریا شویم و در آن شنا کنیم. قطعاً سهم و شناختی که یک شناگر از دریا پیدا می‌کند، بسیار متفاوت از شناخت کسی است که تنها در ساحل نشسته است؛ زیرا شناگر آب را لمس کرده و دریا را تجربه کرده است.

ما در این سطح بعدی یا در سطحی ژرف‌تر، ممکن است به مناسبات اجتماعی و سیاسی پیرامون خود از منظر مهدویت نگاه کنیم؛ یعنی وارد لایه‌ای عمیق‌تر شویم.

حیات انسان در نسبت با معرفت امام معنا پیدا می‌کند

* در اینجا ممکن است این پرسش مطرح شود که رسانه ملی نیز در این زمینه چه نقشی دارد؟ بالاخره اکنون در طول ایام سال، غیر از نیمه شعبان، ماه ربیع و برخی ایام خاص، بحث امام زمان علیه السلام چندان پررنگ نیست و اساساً دیده نمی‌شود. چرا باید به وضعیتی دچار شویم که حتی رسانه ملی نیز برنامه‌ای درخور و متناسب با این موضوع نداشته باشد و سینمای ما نیز آن‌گونه که باید به این مسئله نپردازد؟ این آسیب از کدام بخش زنجیره ناشی می‌شود؟

همه رویکردهای مختلفی که درباره موضوع مهدویت شکل می‌گیرد، در نهایت به میزان شناختی بازمی‌گردد که آن فرد، آن محقق یا آن نظاره‌گرِ کنار ساحل از دریا دارد؛ یعنی از امام دارد. میان رویکرد و عملکرد درباره یک موضوع، نسبتی مستقیم وجود دارد. هرچه رویکرد انسان نسبت به آن موضوع یا آن شخص وسیع‌تر و ژرف‌تر باشد، عملکرد او نیز در برابر آن متفاوت‌تر و عمیق‌تر خواهد بود.

کسی که کنار ساحل نشسته، رویکردش به دریا بسیار ساده است. او کاری با آب ندارد و فقط تماشاگر دریاست. طبیعتاً عملکردش نیز متناسب با همین رویکرد است؛ می‌نشیند، به دریا نگاه می‌کند و تنفس می‌کند. میان رویکرد انسان به یک موضوع و عملکرد او نسبت وجود دارد. وقتی این رویکرد ژرف‌تر شود، یعنی بر میزان شناخت فرد افزوده شود، عملکرد او نیز متفاوت خواهد شد.

شما از کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله این مطلب را دارید که می‌فرمایند: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً»؛ یعنی هر کس که امام زمان خود را نشناسد، مرگ او مرگ جاهلی است. پس تا اینجا رسول خدا صلی الله علیه و آله میان حیات انسان و معرفت امام نسبت برقرار کرده‌اند. حیات انسان، به معنای حقیقی آن، در نسبت با معرفت امام معنا پیدا می‌کند.

حالا نگاه کنید که افراد مختلف چه دریافت و چه تعریفی از حیات دارند. گاهی انسان، حیات را صرفاً حیات حیوانی می‌بیند؛ یعنی خوردن، خوابیدن، خشم و شهوت. گاهی از حیات، حیات روحانی را می‌فهمد؛ حیاتی که در محدوده رفع نیازهای جسم و روح و نیازهای زمانی و دنیوی تعریف می‌شود. اما گاهی انسان به حیات، با معنایی بلندمدت، اخروی، قیامتی و ابدی نگاه می‌کند.

به عبارت دیگر، وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله میان حیات حقیقی انسان و معرفت امام نسبت برقرار می‌کنند، مسئله بازمی‌گردد به اینکه مستمع، گوینده، سخنران یا حتی رسانه ملی، خود چه تعریفی از حیات دارد و چه تعریفی از امام. تعریف آنان از امام و تعریفشان از حیات است که باعث می‌شود نوع رویکردشان به مهدویت و معرفت امام شکل بگیرد.

در لایه دوم،‌ انسان با امام و معرفت امام معنا می‌یابد

رویکرد مناسبتی، یک مرتبه از آشنایی و معرفت است. اما گاهی انسان وارد لایه‌ای بالاتر می‌شود؛ مانند شناگری که در داخل دریا شنا می‌کند. در این مرحله، انسان در لایه‌ای بالاتر با مهدویت، با امام و با معرفت امام نسبت پیدا می‌کند.

این مرحله چه زمانی اتفاق می‌افتد؟ زمانی که انسان، مثلاً از منظر کلامی یا از منظر تاریخی، به موضوع مهدویت نگاه می‌کند و مباحث تاریخی و کلامی مربوط به آن را می‌شناسد و معرفی می‌کند. این رویکرد نیز نسبت به رویکرد مناسبتی بهتر و ژرف‌تر است؛ زیرا رویکرد مناسبتی گاهی فقط می‌خواهد کیک و ساندیس و جشن آن روز را ببیند یا مثلاً از صدا و سیما یک فیلم سینمایی تماشا کند.

اما وقتی انسان به مرحله‌ای بالاتر می‌آید، در واقع نوعی معرفت عقلانی پیدا می‌کند. یعنی چه؟ یعنی از منظر اهل کلام، از منظر حیثیت تاریخی یا از منظر اینکه در زمان امام معصوم علیه السلام چه حاکمیت سیاسی برقرار بوده است، به موضوع نگاه می‌کند و با آن ارتباطی عقلانی برقرار می‌سازد.

لایه‌ سوم: مهدویت چراغ نقد مناسبات سیاسی و اجتماعی

اما یک مرتبه دیگر، اگر کسی به مرتبه‌ای از معرفت برسد، می‌آید بررسی می‌کند که در گستره معارف مهدوی چه سطحی از دانش‌ها و چه سطحی از معارف وجود دارد و این دانش‌ها و معارف چگونه می‌توانند بر مناسبات سیاسی و اجتماعی امروز او نورافکن بیندازند و به او خط بدهند که برای اصلاح مناسبات امروز، بر اساس دریافت مهدوی، چگونه باید عمل کند.

آنچه امروز رایج است، نوعی مواجهه دانشیِ پراکنده و آشفته و برخوردی مناسبتی با مهدویت است؛ گاهی نیز رویکردی حاجتمندانه و گداصفتانه به مهدویت پیدا می‌کنیم. البته در مرتبه‌ای بالاتر، توسط برخی سخنرانان و بعضی از فضلا، رویکرد ما فراتر می‌رود و نگاه کلامی، تاریخی و سیاسی به مهدویت پیدا می‌کنیم. اما در سطحی وسیع‌تر، مهدویت به ما مدد می‌دهد که با تکیه بر مهدویت و معارف مهدوی، وضع امروز را نقد کنیم؛ مناسبات فرهنگی و تمدنی امروز خود را به چالش بکشیم، آنها را با معیارهای امامت و ولایت امام عصر علیه السلام مورد نقد جدی قرار دهیم و از لابه‌لای این معارف، برای فردا و اصلاح مناسبات خود بهره بگیریم.

این نیز یک لایه دیگر است. من خیلی جمع‌وجور عرض می‌کنم که معارف مهدوی و مهدویت، لایه‌لایه قرار گرفته و لایه‌لایه وسعت پیدا می‌کند. شاید از این منظر بتوان به بسیاری از آیات قرآن نیز نگاه کرد. خداوند در قرآن، تاریخ و تمدن را از منظر مهدویت نیز مورد توجه قرار داده است؛ چه در تاریخ انبیا و چه در نتیجه‌گیری‌هایی که از تاریخ انبیا ارائه می‌دهد؛ مانند حضرت شعیب و حضرت یوسف علیه السلام. جالب آنکه به این نکات در احادیث نیز اشاره شده است؛ به‌ویژه درباره مشابهت‌هایی که امام عصر عجل الله تعالی فرجه با انبیا دارند و شیخ صدوق نیز در روایات به آن اشاره کرده است.

از این منظر، می‌توان گفت مهدویت تنها یک موضوع سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه مهدویت بر تمام جریان‌های تمدنی تاریخ بشریت حاکم است.

* شما می‌خواهید بگویید متفکران ما هنوز این نسبت را پیدا نکرده‌اند و مهدویت را صرفاً مناسکی می‌بینند یا تنها به لایه تاریخی ماجرا توجه می‌کنند.

بله، نگاه کنید، ما با دو جریان مهم تاریخی روبه‌رو هستیم.

از بدو خلقت آدم علیه السلام و هبوط او بر زمین، یک زنجیره مهم در تاریخ شکل گرفته است که من از آن با عنوان «زنجیره مقدس» یا «تاریخ مقدس» یاد می‌کنم. نقطه آغازین این تاریخ مقدس، هبوط آدم علیه السلام است؛ آدم علیه السلام خود نبی و خلیفه‌الله است و مأموریت او هدایت انسان‌هاست. از حضرت آدم علیه السلام یک زنجیره شکل گرفته و حلقه‌های این زنجیره بلند ادامه پیدا کرده است؛ از حضرت آدم علیه السلام تا حضرت خاتم‌الانبیا صلی الله علیه و آله و پس از آن نیز از حضرت خاتم‌الانبیا، از مسیر سلسله اوصیا و امامت، این زنجیره مقدس ادامه یافته است تا به آخرین حلقه خود، یعنی امام عصر عجل الله تعالی فرجه برسد.

در کنار این زنجیره، ما زنجیره دیگری نیز داریم که به موازات آن حرکت کرده است؛ زنجیره تاریخ نامقدس. کسانی که در تاریخ مقدس قرار دارند، در واقع مرزهای الهی را مراعات می‌کنند، آن را می‌شناسند و در مسیر بندگی خداوند حرکت می‌کنند. اما زنجیره نامقدس، از همان آغاز آفرینش با ابلیس و سپس با قابیل آغاز می‌شود؛ هنگامی که قابیل هابیل را به شهادت رساند. از قابیل به بنی‌قابیل و سپس در امت‌ها و جریان‌های مختلف تاریخی، از جمله بنی‌اسرائیل، خلفا، امپراتوران و سلاطین، زنجیره‌ای شکل گرفته که به موازات تاریخ مقدس ادامه پیدا کرده است.

این زنجیره، با خودکامگی خلفا، سلاطین و امپراتوران و با نادیده گرفتن مرزهای الهی ادامه یافته و امروز نیز همچنان استمرار دارد؛ تا برسد به آخرین رویارویی. در طول هزاران سال گذشته، همواره نمایندگان تاریخ مقدس با نمایندگان تاریخ نامقدس روبه‌رو بوده‌اند.

ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام در برابر نماینده تاریخ نامقدس، یعنی نمرود، قرار گرفت. موسی بن عمران علیه السلام با نماینده تاریخ نامقدس عصر خود، یعنی فرعون، رویاروی شد. در واقع، نمایندگان انبیا و اوصیا که در تاریخ مقدس مستقر بودند، همواره با نمایندگان تاریخ نامقدس در تعامل، تضاد و کشمکش بوده‌اند.

اما یکی بر اساس مرزهای الهی حرکت می‌کرده و دیگری می‌خواسته با خودکامگی، خودرأیی و طغیانگری خود تصمیم بگیرد و مرزهای الهی را نادیده بگیرد. این جریان همچنان ادامه دارد.

می‌خواهم بگویم نگاه به گذشته، به تاریخ انبیا و تاریخ اوصیا، اگر یک نگاه نقطه‌ای باشد، از غلط‌ترین و انحرافی‌ترین نگاه‌هاست. باید نگاه ما جریانی و زنجیره‌ای باشد و نمایندگان دو جریان، یعنی الهیات طاغوتی و الهیات دینیِ انبیا و اوصیا را بشناسیم.

از این منظر، می‌توانیم ببینیم که این تعامل و تضاد چگونه در طول تاریخ اتفاق افتاده است، رشته‌های این جریان را دریابیم و نسبت میان حوادث را بشناسیم. نخستین نتیجه ساده این نگاه آن است که بتوانیم جایگاه خود را نیز پیدا کنیم؛ یعنی ببینیم در کدام مقطع از این جریان تاریخی قرار گرفته‌ایم، نمایندگان تاریخ نامقدس و طاغوت در زمان ما چه کسانی هستند و آیا عمل و نظر خود را با نمایندگان طاغوت زمان خویش تنظیم می‌کنیم یا بر اساس مبانی و الهیات نمایندگان تاریخ مقدس، یعنی اولیای الهی، راه خود را تعیین می‌کنیم. از مهدویت شیعی تا ماشیح یهودی؛ دو قرائت متفاوت از منجی‌گرایی

* در این صورت، تکلیف ما روشن می‌شود و با این آگاهی درمی‌یابیم که این سیر همچنان ادامه دارد؛ تا آخرین حلقه از زنجیره تاریخ مقدس در برابر آخرین حلقه از زنجیره تاریخ نامقدس قرار گیرد و در آن رویارویی نهایی، تکلیف بشر برای همیشه معلوم شود .

دو نکته مهم را باید در این نگاه به «تاریخ مقدس» مورد توجه قرار دهیم؛ یا به تعبیر دقیق‌تر، این نگاه چند تذکر جدی به ما می‌دهد. نخست اینکه حرکت انسان باید بر اساس حکمت خلقت عالم و آدم تنظیم شود. ما باید ببینیم بر اساس منابع وحیانی، چه حکمتی برای خلقت آدم وجود داشته است و حرکت‌های خود را متناسب با این پشتوانه عمیق، یعنی حکمت خلقت عالم و آدم، تنظیم کنیم. در غیر این صورت، ممکن است به زنجیره تاریخ نامقدس بغلتیم و در مسیر خودکامگی قرار بگیریم.

نکته نخست، کشف حکمت تاریخ و حکمت خلقت است؛ اینکه بدانیم این عالم و انسان برای چه آفریده شده‌اند. نکته دوم، توجه به پایانی است که تصویر شده، نهایتی که تعریف شده و غایتی که خالق هستی برای این حرکت تعیین کرده است. همه انبیا و اوصیا در سیر خود، در مجاهدت‌هایشان و با شریعتی که برای هدایت بشر آورده‌اند، متوجه این دو مسئله بوده‌اند: نخست، اینکه خداوند متعال چه حکمتی برای خلقت عالم و آدم دارد و دوم، اینکه به سوی کدام مقصد در حرکت‌اند. آنان پایان راه را می‌دیدند و حرکت خود را بر اساس این مبدأ و مقصد تنظیم می‌کردند.

به همین دلیل می‌توان گفت انبیا و اوصیا، نه در عمل و نه در نظر و نه در مسیر شریعت، از یکدیگر منفصل و بریده نبوده‌اند، بلکه همگی در یک جریان پیوسته قرار داشته‌اند. آن جریان پیوسته نیز یک جمله بیشتر نیست: «هدایت»

اساساً خلقت عالم و آدم برای هدایت است؛ جعل انسان و خلیفه‌الله برای هدایت است، ارسال انبیا برای هدایت است و انزال کتاب‌ها برای هدایت است. قرآن می‌فرماید: «الم * ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً...»؛ این کتاب برای هدایت است. آدم علیه السلام نیامد مگر برای هدایت، ابراهیم خلیل علیه السلام نیامد مگر برای هدایت، انجیل نازل نشد مگر برای هدایت و تورات نازل نشد مگر برای هدایت. این زنجیره، از آغاز تا انجام، زنجیره هدایت است.

بنابراین بشر باید خود را در این زنجیره تاریخ مقدس و در مسیر هدایت مستقر کند. از همین‌جا باید مهدویت را نیز تعریف کنیم و به معنای نام خود حضرت توجه داشته باشیم. «مهدی» چه نسبتی با این جریان دارد؟ مهدی، یعنی کسی که با هدایت نسبت دارد. اما هدایت برای چیست؟ هدایت در کدام تاریخ و در کدام جاده و مسیر؟

ما در اینجا همه چیز را با یکدیگر خلط کرده‌ایم. هدایت چیزی جز این نیست که بشر از ضلالت و گمراهی جدا شود و در مسیر خواست الهی قرار گیرد تا به نورانیت برسد. این همان حقیقتی است که در «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً...» نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

اگر اصل هدایت را رها کنیم و تنها به صورت بیرونی و تاریخی مسائل نگاه کنیم، از حقیقت مهدویت فاصله گرفته‌ایم. در مهدویت، منظور اصلی هدایت است؛ امام، مأمور به هدایت است و مسئله اساسی برای ما نیز این است که در شرایطی که به سر می‌بریم، خود را چگونه تنظیم کنیم تا در این مسیر قرار بگیریم.

تا اینجا می‌خواستم عرض کنم که رویکردهای مختلفی در عرصه مهدویت وجود دارد و این رویکردها به میزان معرفت ما نسبت به موضوع امامت و هدایت بازمی‌گردد. همچنین خواستم عرض کنم که بنا بر فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله، باید امام زمان خود را بشناسیم تا از مرگ جاهلی رهایی پیدا کنیم.

دو جریان تاریخ مقدس و تاریخ نامقدس را نیز به اجمال توصیف کردم؛ دو جریانی که در طول تاریخ در برابر یکدیگر قرار داشته‌اند و یکی در مسیر هدایت و مرزهای الهی حرکت کرده و دیگری در مسیر خودکامگی، طغیان و فاصله گرفتن از خواست الهی قرار گرفته است.

بشر استعداد ندارد خودش مستقیماً به کانون خورشید نزدیک شود

* موضوع هدایت را مطرح کردید و اینکه هدف انبیا، هدایت انسان به سوی نور بوده است. در اینجا نکته‌ای وجود دارد و آن اینکه می‌توان گفت هدایت به سوی مهدویت و منجی نیز یکی از مصادیق مهم هدایت انبیا بوده است. برای مثال، در کتب مقدس، یکی از محوری‌ترین مباحث، بحث هدایت و منجی است. در قرآن کریم نیز خداوند به این مسئله توجه داده و در بخش‌هایی از انجیل نیز مباحث مربوط به آخرالزمان و منجی مطرح شده است. در بسیاری از ادیان نیز می‌توان هدایت به سوی منجی را یکی از مصادیق مهم هدایت دانست .

یکی از مصادیق هدایت، هدایت برای طی طریق در جاده نور است؛ همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». انسان باید در جاده‌ای که نورانی است و به سوی نور می‌رود، طی طریق کند. اما نکته این است که استقرار در این جاده نورانی، سیر به سمت نور و نورانی شدن، نیازمند اسباب و لوازمی است. انسان نیازمند بلد راه راست است؛ نیازمند شخصی است که خودش هادی و مهدی است، خودش نور است و خودش به نور رسیده است.

به عبارتی می‌خواهم بگویم موضوع هدایت، موضوع نورانی شدن، استقرار در جاده نور و سیر و سلوک به سوی نور، الزاماً از مسیر توسل و تمسک به ساحت مقدس امام نور و امام هدایت ممکن است.

علت این مسئله بسیار ساده است. بشر محدود به مجموعه‌ای از حصرها، ناتوانی‌ها و فرصت‌های اندک است. جسم و عقل او در قید زمان و مکان گرفتار است، عمر محدودی دارد و تشخیص او نیز ممکن است دچار خطا شود و انسان را به چپ و راست بکشاند و از جاده خارج کند. بنابراین، نیازمند بلد راه و نیازمند شخصی نورانی، هدایت‌یافته و دستگیر است.

خداوند می‌فرماید: «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ»؛ برای خود وسیله بجویید و به وسیله تمسک کنید. بشر این استعداد را ندارد که خودش مستقیماً به کانون خورشید نزدیک شود و وارد مدار آن شود. برای برخورداری بیشتر از منبع نور و گرما، ضرورتاً از حجاب، موانع و لنزهایی استفاده می‌کند تا هم محفوظ بماند و هم از نور برخوردار شود.

مجموعه ناتوانی‌های بشر و عمر محدود او باعث شده است که خداوند متعال، از روی لطف و رحمت، شخص یا اشخاصی را مأمور کند که در گستره زمین، در گستره تاریخ و در گستره حیات انسان‌ها حضور داشته باشند و به عنوان دستگیر انسان و بلد راه او، او را در جاده مستقر کنند و به سرمنزل مقصود برسانند.

موضوع امامت و موضوع رسالت، در یک کلام، همین است: انسانِ ناتوان و ضعیف، از روی لطف، کرم و رحمت خداوند متعال مورد عنایت قرار گرفته است تا پیش از آنکه فرصت‌هایش از دست برود، به هدایت و نورانیت برسد.

این موضوع را چه چیزی حمایت می‌کند؟ از آنجا که در نگاه اسلامی، بشر با ابدیت نسبت دارد و باید به سوی ابدیت حرکت کند، دنیا برای او محل گذر است و به تعبیر حدیث، مزرعه است. این انسان باید از این جاده و مزرعه، یعنی از دنیا، عبور کند و به ابدیت برسد؛ وارد عالم برزخ و قیامت شود، در حالی که درباره آن عوالم ناپیدا، آگاهی کامل، دانش کامل و معرفت لازم را ندارد.

بنابراین، باز هم از مسیر هدایت الهی، به مهدویت، به مهدی و به امام نیازمند است تا بتواند خود را به ابدیت پیوند بزند و به فلاح و رستگاری لازم برسد. جان او باید به نورانیت برسد؛ زیرا مقصود اصلی هدایت، چیزی جز این نیست که جان آدمی از ظلمات رهایی پیدا کند و به نورانیت برسد.

بخش دوم ابن گفت و گو به زودی در خبرگزاری تسنیم منتشر می‌شود.

انتهای‌پیام/  


۳۲ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

با تو در عهدیم تا صبح ظهور

سروشکل صاحبان عزا پس از چهل روز از درگذشت عزیزانشان، هیچ شباهتی به روز خاک سپاری ندارد. همه در لباس‌های آراسته و ظاهری مرتب، میزبان مراسمی آرام‌اند. دیگر خبری از آن شیون‌های دردناک نیست. دیگر خبری از آن اشک‌های بی اختیار نیست.

دیگر کسی به اندازه روز‌های اول با نشستن کنار مزار عزیزش، خود را به خاک‌ها نمی‌اندازد. بالأخص اگر آن که از دنیا رفته، سنی و سالی از او گذشته باشد. نوه داشته باشد. نتیجه داشته باشد. فصل‌های زیادی را دیده باشد. لذت دنیا را برده باشد. میوه اش را از فراز‌های مختلف زندگی چیده باشد.

ما، اما امروز، صاحبان عزایی هستیم که حتی پس از چهل روز، هنوز با ملاقات مزار عزیزمان بی اختیار گریه می‌کنیم. هنوز باور نکرده‌ایم. هنوز با خودمان می‌گوییم این چه خاکی است که سرد نمی‌شود. هنوز کمر راست نکرده‌ایم. به سنگ مزارش نگاه می‌کنیم و هنوز خیلی هایمان باور نمی‌کنیم. ما میزبان چهلمین روز از تدفین آقایی هستیم که میزبان و میهمان، همه عزادارند. همه دست روی شانه‌های هم گذاشته‌اند.

از بلندگو‌ها صدای تلاوت قرآن می‌آید و انگار هنوز کسی روی دست‌های جمعیت در حال حرکت است. ما فقط توی این چهل روز، از در به دری و سردرگمی نجات پیدا کردیم و هربار دلمان گرفت، آمدیم رواق دارالذکر. وگرنه دل همان دل است. دلتنگ. بی قرار. مبهوت و خشمناک. کسی باید به صورت‌های نمناک اشک آلود، گلاب بپاشد. صورت‌هایی که اغلب آفتاب سوخته پیاده روی‌های اربعین و مشهد است.

در ادامه حتما بخوانید چند روز پس از چهل و هشتم

صورت‌هایی که روزی ناباورانه به تیتر قرمز خبرفوری صفحه تلویزیون خیره مانده بود و پلک نمی‌زد و فکر می‌کرد این خبر به زودی تکذیب می‌شود. اما حالا روز‌ها از اعلام آن خبر بزرگ می‌گذرد و ما هنوز زنده‌ایم. هنوز با مشت‌های گره کرده در میدان‌ها حاضریم. پیراهن هایمان دیگر سیاه نیست، اما بیرق سرخ یالثاراتمان زمین نیفتاده.

ما آن میزبان‌های آراسته، اما داغ داریم که شیون هایمان، شعار شد. ما گریه هایمان را پس از روز تدفین، بدرقه راه آقای شهید کردیم و به خانه برگشتیم و حالا در چهلمین روز از موعد خاک سپاری، به رواق دارالذکر برگشته‌ایم. رواقی که ذکر روی لب‌های زوارش، نقش روی پوستر چهلمین روز تشییع و تدفین رهبر شهید است؛ «با تو در عهدیم تا صبح ظهور» ذکری از رواق دارالذکر تا تمام شهر‌های ایران.




 ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟
۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟

بخشی از وسایل شخصی زنده‌یاد اکبر عبدی برای نگه‌داری به یک موزه‌ در اردبیل سپرده شده است.

 آبگوشت خوردن بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه کارگردان ایرانی
۴۴ دقیقه قبل / سایت تابناک

آبگوشت خوردن بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه کارگردان ایرانی

تصویری از آبگوشت خوردن ژولیت بینوش بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه عباس کیارستمی در تهران؛ فروردین ۱۳۸۵ را مشاهده می‌نمایید.

 شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...
۲ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

ماجرای بنزین این روزها حسابی سر زبان‌ها افتاده و مردم را نگران کرده است. امروز در همین راستا سخنگوی دولت تاکید بر شفاف‌سازی داشت.

 کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان
۱۹ ساعت قبل / سایت تابناک

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

استوری نورا هاشمی فرزند مهدی هاشمی و گلاب آدینه، در نکوهش ملیکا پارسادوست، شاکی پرونده پژمان جمشیدی در ساعات اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

 بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ
۶ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

اختصاص نشست عصر یکشنبۀ بخارا به کتاب «فعان ز جنگ» بهانه ای برای این یادآوری است که وقتی پزشکی می‌نویسد اولا در کار خود هم ذوقی دارد و ثانیا در رشتۀ تخصصی خود...

 عطر خوشبوی شهدا در شمال ایران جایی حوالی زادگاه نیمایوشیج - تسنیم
۲۴ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

عطر خوشبوی شهدا در شمال ایران جایی حوالی زادگاه نیمایوشیج - تسنیم

گزارش تسنیم از بیست و چهارمین یادواره 23 شهید روستای پیل نور.