
پوتین: غرب برای جنگ با روسیه آماده میشود

قادر باستانی: نظام اسلامی به یک تصمیم و تفاهم بزرگ نیاز دارد
یک استاد ارتباطات اجتماعی گفت: «ماههای سختی پیش روست و تصمیمهای پیشرو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بیتصمیمی از هر دو بدتر است. »
به گزارش عصر ایران، قادر باستانی تبریزی در یادداشتی با عنوان "جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی" که در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد نوشت:
- نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهمنامه اسلامآباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود.
- توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها میتواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمیگیرد. اکنون منافع ملی در معرض مخاطرهای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چارهاندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.
- خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بیصدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساختهای کشور را مستهلک کند. در برابر تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبهرو باشد،نه با روزمرگی، تناقض و بیتصمیمی.بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را میترساند.
- مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی میتوان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمیتوان تصمیمهای سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی درحال رخ دادن است، چه گزینههایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
- برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بیش از گذشته مصلحتمحور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بینالمللی، کشور را از امکان مانور محروم میکند. حقوق بینالملل مهم است، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینههای دشوار، کمهزینهترین راه را انتخاب کند.
متن کامل یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.
قادر باستانی تبریزی
روزنامه جمهوری اسلامی جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی
آمریکا دیگر پنهان نمیکند که هدفش از فشار بر ایران، تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره نیست. سخن از جنگ اقتصادی سخت، فرسایش توان ملی و حتی تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی به میان آمده است. دشمن رذیلانه برای یک نبرد فرسایشی، عزم خود را جزم کرده و ظاهراً میداند کجا و چگونه باید فشار را بیشتر کند. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز میتواندکشور را آسیبپذیر کند، روزمرگی، چندصدایی و بیتصمیمی در داخل است. ایران به نقشهای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخنگفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینههایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد.
امروز جامعه بیش از هر چیز به یک صدای معتبر، مسئول و باورپذیر نیاز دارد که مردم بدانند اختیار سخن گفتن و تصمیم گرفتن دارد و حرفش فردا با سخن دیگری نقض نمیشود. در جنگ هشتساله، مردم میدانستند وقتی آیتالله هاشمی رفسنجانی در خطبههای جمعه سخن میگوید، سخنش نظر یک فرد نیست و جامعه آن را تصمیم نظام و موضع امام تلقی میکرد. مردم امروز تشنه شنیدن هستند. تشنه دانستن اینکه کشور به کجا میرود و چه کسی مسئول عبور از این گردنه سخت است.
صداوسیما در چند هفته اخیر نشانههایی از تغییر مثبت از خود نشان داد، اما مسئله اصلی همچنان در برونداد است که در جامعه دیده میشود. تغییر در ساختار و برنامهها، وقتی به تغییر در ارتباط با مردم منجر نشود، کافی نیست. هنوز بخش قابل توجهی از تولیدات رسانه ملی برای همان مخاطب محدود و همیشگی ساخته میشود درحالی که جامعه بزرگتری بیرون از این دایره، تشنه شنیدن، گفتوگو و دریافت تصویری روشن از آینده است.
ماههای سختی پیش روست و تصمیمهای پیشرو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بیتصمیمی از هر دو بدتر است. کشور نمیتواند همزمان زیر فشار جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدید خارجی قرار داشته باشد و همچنان در انتظار روشن شدن همه شرایط بماند. اصلاحات اقتصادی، هرچند ضروری، باید همزمان با اصلاح مسیر سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود. اگر امکان مذاکره و توافق وجود دارد، نباید فرصتها را به امید آیندهای نامعلوم از دست داد و اگر قرار است مقاومت کنیم باید مردم را شریک این مقاومت بدانیم نه صرفاً پرداختکننده هزینههای آن.
نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهمنامه اسلامآباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود. توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها میتواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمیگیرد. اکنون منافع ملی در معرض مخاطرهای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چارهاندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.
خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بیصدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساختهای کشور را مستهلک کند. در برابر تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبهرو باشد،نه با روزمرگی، تناقض و بیتصمیمی.بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را میترساند.
آمریکای جنایتکار، یک جنگ اقتصادی عمیق و هوشمندانه طراحی کرده که به جای ضربههای کوتاهمدت، بر فرسایش تدریجی اقتصاد و توان اجتماعی ایران متمرکز شود. اگر این فشار در یک مدت ششماهه تشدید شود و همزمان مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی کشور محدودتر شود، نمیتوان با تصمیمهای روزمره با آن مقابله کرد. دشمن، فارغ از اینکه نیت و محاسباتش درست یا غلط باشد، برای فشار آوردن برنامه دارد. ما نیز باید برنامه داشته باشیم.
منابع دولت برای مقابله با این فرسایش محدود است. وقتی درآمدهای نفتی محدود شده و امکان جذب سرمایه خارجی به شدت کاهش یافته، انرژی و خدمات عمومی به منابع مهم باقیمانده تبدیل میشوند. اصلاح قیمت بنزین، گاز و خدمات عمومی ممکن است برای افزایش تابآوری ضروری باشد، اما باید درباره هزینه اجتماعی آن واقعیت رابه مردم گفت. هر اصلاح قیمتی، اگر بدون جبران مؤثر انجام شود، سفره مردم را کوچکتر میکند و میتواند اعتراض و نارضایتی به دنبال داشته باشد. کالابرگ و سیاستهای حمایتی میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد، اما مسئله را حل نمیکند.
بنابراین مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی میتوان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمیتوان تصمیمهای سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی درحال رخ دادن است، چه گزینههایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بیش از گذشته مصلحتمحور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بینالمللی، کشور را از امکان مانور محروم میکند. حقوق بینالملل مهم است، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینههای دشوار، کمهزینهترین راه را انتخاب کند.
مسئله امروز این نیست که آمریکا چه میکند. این است که ما برای آنچه آمریکا میکند، چه تصمیمی داریم. جنگ اقتصادی را نمیتوان با روزمرگی اداره کرد و جامعه را نمیتوان با سکوت و ابهام در کنار خود نگه داشت. در این شرایط، بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است. باید با مردم صادقانه سخن گفت، راههای دیپلماسی را باز گذاشت، فرصت توافق را از دست نداد و اگر قرار است هزینهای برای مقاومت پرداخت شود، این هزینه عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تقویم روز نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : «تأمین حقوق قانونی مردم» شرط اصلی پیروزی بر جنگ روانی دشمن است بیشتر بخوانید: نقشه ونس برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران؛ محدودیت های امارات گامبهگام خواهد بود ادعای وزیر خزانه داری آمریکا: سختترین تحریمهای تاریخ علیه ایران اعمال خواهد شد محسن رضایی: اگر محاصره دریایی فراتر از بازه زمانی معینی ادامه یابد، حمله خواهیم کرد نبویان: محاصره دریایی ایران یک شوخی است تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
نقش مرموز این زن در کاخ سفید ؛ «تو ترامپ برای من همهچیز هستی» + عکس
رابطه نزدیک این دستیار جوان جنجالی با ترامپ در روزهای اخیر، بهویژه به دلیل نقش گسترده او در حلقه اطراف رئیسجمهوری آمریکا و میزان نفوذش بر ارتباطات و امور روزمره او در کاخ سفید، خبرساز است. رسانه های آمریکایی می گویند: مقامهای کاخ سفید نیز اذعان کردهاند که افزایش حملات و انتقادها علیه این دستیار، برخلاف انتظار، توجه عمومی را بیش از گذشته به رابطه نزدیک او با ترامپ معطوف کرده است.
شبکه خبری سیانان روز جمعه به وقت محلی، در گزارشی با اشاره به نقش پررنگ هارپ در حلقه نزدیک ترامپ، از رابطه بیش از حد صمیمانه میان این دستیار و رئیسجمهوری آمریکا پرده برداشته است.
در این گزارش آمده است: نامههای ناتالی هارپ، دستیار نزدیک ترامپ، نشان میدهند که رابطه نزدیک میان آن دو تا چه اندازه عمیق است.
هارپ در دستکم دو نامه خطاب به رئیسجمهوری آمریکا، نهایت وفاداری خود به او را ابراز کرده است. این نامهها ابتدا از سوی «دیلی بیست» منتشر شدند؛ آن هم در شرایطی که رابطه نزدیک هارپ با ترامپ بیش از پیش زیر ذرهبین قرار گرفته است.
هارپ در یکی از نامهها که چاپ و امضا شده بود، نوشت: «میخواهم همیشه همهچیز میان ما خوب باشد.» این نامه با عبارت «جناب آقای رئیسجمهور» آغاز شده و با این جمله به پایان رسیده بود: «با تمام قلبم، ناتالی.»
حضور مستمر هارپ در کنار ترامپ، این هفته پس از آن در کانون توجه قرار گرفت که «جان اوسوف»، سناتور دموکرات ایالت جورجیا، در سخنانی که بهسرعت در فضای مجازی فراگیر شد و در آن به ترامپ حمله کرد، نام او را بر زبان آورد.
این سناتور، رئیسجمهوری آمریکا را به دلیل «سفر با ناتالی در آن هواپیمای بسیار مجللی که امیر قطر به او هدیه داده است» مورد طعنه قرار داد.
این اظهارات به همراهی هارپ با ترامپ، در کنار گروه بسیار محدودی از دستیاران، هنگام خروج مخفیانه ترامپ از ترکیه با یک هواپیمای کوچکتر در ماه ژوئیه با ادعای تهدید ایران انجام شد.
سی ان ان در این گزارش آورده است: هارپ در نامهای مربوط به سال ۲۰۲۳ همچنین نوشته است«من هرگز نمیخواهم چیزی جز شادی برای تو به ارمغان بیاورم. متأسفم که تمرکزم را از دست دادم. تو برای من همهچیز هستی. نمیخواهم هرگز ناامیدت کنم. از تو سپاسگزارم که در این زندگی سرپرست و محافظ من هستی.»
هارپ در نامه دیگری از رابطهشان زمانی که مجری شبکه خبری محافظهکار «وان آمریکا» بود، یاد کرد. هارپ نوشت: «دلم برای روزهایی تنگ شده است که در دوران اجرای برنامه گفتوگوییام با من تماس میگرفتی و درباره همهچیز و هیچچیز صحبت میکردیم. میخواهم به همان هماهنگی برگردیم. نباید همیشه درباره کار صحبت کنیم!»
هارپ در همان نامه افزود: «و لطفا، وقتی شکست میخورم، به من بگو. اگر لازم بود و زمانی که مستحقش هستم، کاملا حق داری سرزنشم کنی چون هیچکس به اندازه تو مرا نمیشناسد و به اندازه تو به من اهمیت نمیدهد.»
اشبکه خبری سیانان در ادامه آورده است: این شبکه خبری بهطور مستقل تایید نکرده است که هارپ این نامهها را در سال ۲۰۲۳ نوشته یا برای ترامپ ارسال کرده باشد. «دیلی بیست» اعلام کرده است که «مایکل ولف»، نویسنده، این نامهها را زمانی به دست آورده که مشغول نگارش کتابی درباره کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ بوده است.
«دِیویس اینگل»، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای که در اختیار سیانان قرار داده است، از هارپ دفاع کرده و گفته است او «یکی از وفادارترین و سختکوشترین دستیاران در تیم رئیسجمهور ترامپ» است.
با این حال، مقامهای کاخ سفید در روزهای اخیر در محافل خصوصی اذعان کردهاند که حملات گستردهتر و تندتر علیه هارپ، برخلاف انتظار، نتیجهای معکوس داشته و موجب جلب توجه بیشتر به رابطه او با ترامپ شده است.
سیان ان می گوید: نزدیکی هارپ به ترامپ تا حدی است که او در اکتبر ۲۰۲۳ برای همراهی با رئیسجمهوری در جلسه دادگاه در شهر نیویورک، یکبار در صندوق عقب یک خودروی شاسیبلند نشست. جایی برای او در خودرو وجود نداشت، اما هارپ اصرار داشت که ترامپ شخصا از او خواسته است در این جلسه حضور داشته باشد و مصمم بود که از همراهی با او بازنماند.
مقامهایی که با نقش هارپ آشنا هستند به سیانان گفتهاند که او تقریباً همهجا در حلقه اطراف ترامپ حضور دارد. اما برخلاف منشیها شخصی و دستیاران پیشین رئیسجمهوری از جمله «مادلین وسترهاوت»، دبیر شخصی سابق ترامپ که در دوره نخست ریاستجمهوری او نیز بهطور مشابه نقش دروازهبان اطلاعات رئیسجمهور را ایفا میکرد، هارپ خارج از دفتر بیضیشکل نمینشیند، بلکه در داخل آن حضور دارد. هارپ بخش زیادی از روز را در کنار ترامپ سپری میکند، در نشستها حضور دارد و دائما با او در ارتباط است.
به گفته این مقامها، هارپ تا دیروقت شب با ترامپ درباره مطالبی که قرار است در شبکههای اجتماعی منتشر شود گفتوگو میکند. هارپ همچنین کانالی برای رهبران خارجی است که میکوشند با رئیسجمهوری آمریکا ارتباط برقرار کنند و مامور تماس با افرادی است که ترامپ آنها را در تلویزیون میبیند. هنگامی که ترامپ نمیخواهد شخصا با فردی تماس بگیرد، از هارپ میخواهد برای او یادداشت ارسال کند.
سی ان ان افزود: مقامات گفتند که رابطه کاری آنها به دلیل وفاداری کامل هارپ به رئیس جمهوری بسیار موثر است.
با این حال، بر اساس گفته چندین منبع که رابطه هارپ و ترامپ را توصیف کردهاند، شیوه عملکرد او موجب ناراحتی برخی از دستیاران ارشد شده و در مقاطعی تلاشهایی برای کنار گذاشتن او از حلقه نزدیک رئیسجمهور صورت گرفته است.
این مجری سابق تلویزیون پس از آنکه نجات جان خود را مرهون ترامپ دانست، همکاری با او را آغاز کرد.
هارپ به یکی از اصلیترین کانالهای ارتباطی میان ترامپ و دنیای بیرون تبدیل شده است؛ او پیامهای متحدان را منتقل میکند، دیدارها را ترتیب میدهد، مطالب منتشرشده در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» را برای ترامپ تایپ میکند و نسخههای چاپی مقالاتی را که از رئیسجمهور تمجید کردهاند با خود حمل میکند؛ آن هم در حالی که در تمام ساعات روز در فاصلهای نزدیک از ترامپ باقی میماند.
دستیار جنجالی ترامپ به «چاپگر انسانی» معروف است؛ عنوانی که هارپ در یکی از نامههایش نیز به آن اشاره کرده و گفته است ترامپ در جریان سفری به اسکاتلند و ایرلند او را «مجبور کرد از کار و ارتباطات دیجیتال فاصله بگیرد.»
هارپ نوشت: لازم نبود «چاپگر انسانی» باشم. میتوانستم زمانی را برای لذت بردن از یک گفتوگوی خوب اختصاص دهم و در عین حال، در پایان روز همه کارهایم را انجام داده باشم. در واقع، حتی وقت داشتم صبحها و عصرها پیادهرویهای طولانی داشته باشم و از هر طلوع و غروب آفتاب لذت ببرم؛ هرچند یادم میرفت غذا بخورم و بخوابم!
مردی که با اختراع یک آدمک، جان میلیونها انسان را نجات داد
، در این گزارش قصد داریم با ساموئل دبلیو آلدرسون، مخترع یکی از مهمترین اختراعات در تاریخ صنعت خودروسازی یعنی آدمک آزمایش تصادف آشنا شویم. وسیلهای که تا نیمه دوم قرن بیستم به طور گسترده برای آزمایش استحکام کمربندهای ایمنی و ارزیابی سایر الزامات و تجهیزات ایمنی خودرو مورد استفاده قرار میگرفت.
آلدرسون در روز ۲۱ اکتبر سال ۱۹۱۴ در کلیولند، ایالت اوهایو، متولد شد و در کالیفرنیا بزرگ شد. پدرش، که مهاجری متولد رومانی بود، صاحب یک کارگاه ساخت قطعات فلزی سفارشی و تابلوهای تبلیغاتی بود. آلدرسون در ۱۵سالگی دبیرستان را به پایان رساند و در مقاطع مختلف در چند کالج تحصیل کرد که از جمله آنها میتوان به کالج موسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) و دانشگاه کالیفرنیا در برکلی اشاره کرد.
تحصیلات او به دلیل دورههایی که در کسبوکار خانوادگی ساخت قطعات فلزی کار میکرد، چند بار متوقف شد. آلدرسون در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، زیر نظر جی. رابرت اوپنهایمر و ارنست او. لارنس در رشته فیزیک برای دریافت مدرک دکتری تحصیل کرد، اما هرگز پایاننامه خود را تکمیل نکرد.
در عوض، او در جریان جنگ جهانی دوم موتورهای الکتریکی کوچکی برای سامانههای هدایت موشک توسعه داد و پس از آن به شرکت IBM پیوست. تحقیقات او در IBM شامل طراحی یک دست مصنوعی مجهز به موتور نیز میشد.
آلدرسون بر اساس این تجربه، در سال ۱۹۵۲ شرکت خود را تاسیس کرد و قراردادی برای طراحی یک آدمک آزمایشی دریافت کرد که قرار بود برای آزمایش ایمنی صندلیهای پرتاب شونده هواپیما مورد استفاده قرار گیرد. صنعت خودروسازی نیز به چنین آدمکی علاقهمند بود، زیرا تعداد تلفات ناشی از تصادفات رانندگی همچنان در حال افزایش بود.
پس از تصویب قانون ملی ایمنی ترافیک و وسایل نقلیه موتوری، نیاز به ساخت یک آدمک آزمایشی که بتواند رفتار بدن انسان را به طور دقیق شبیهسازی کند، به شدت افزایش یافت. آغاز علم بیومکانیک
رشته بیومکانیک در آن زمان هنوز بسیار جدید بود و اطلاعات قابلاعتمادی درباره تاثیر نیروهای ناگهانی و شدید بر بدن انسان وجود نداشت. همچنین ابزار مناسبی برای اندازهگیری چنین ضربههایی در دسترس نبود.
پژوهشگران دانشگاه وین استیت در دیترویت آزمایشهایی را با استفاده از اجساد دانشکده پزشکی این دانشگاه آغاز کردند که معمولا متعلق به مردان سفیدپوست سالمند بود. آنها شتابسنجهایی را روی اجساد قرار میدادند و آنها را داخل خودرو میبستند تا تاثیر برخوردهای شدید، از جمله تصادفات از روبهرو و واژگونی خودرو بر بدن را بررسی کنند.
در اواخر دهه ۱۹۴۰، تعدادی از افراد شجاع نیز داوطلب شدند تا بهعنوان آدمک آزمایش تصادف زنده عمل کنند. آنها خود را به سورتمههای موشکی میبستند تا اثر کاهش سرعت شدید بر بدن را آزمایش کنند، اجازه میدادند اجسام سنگین به قفسه سینهشان برخورد کند و حتی با شیشههای خردشده مورد آزمایش قرار میگرفتند.
از جمله این افراد سرهنگ جان استپ بود که گردهمایی سالانه آزمایشکنندگان تصادفات خودرو به نام او نامگذاری شده است. لارنس پاتریک، استاد دانشگاه وین استیت نیز در این آزمایشها شرکت داشت. پاتریک معتقد بود این آزمایشها، اگرچه دردناک بودند، برای توسعه نخستین مدلهای ریاضی مورد استفاده در این حوزه ضروری بودند. استفاده از حیوانات در آزمایش تصادف
بعدها از حیوانات زنده نیز برای جمعآوری اطلاعات درباره میزان زنده ماندن در تصادفات استفاده شد. خوکها برای این کار گزینه مناسبی بودند، زیرا ساختار داخلی بدن آنها شباهت زیادی به بدن انسان داشت و میتوانستند در حالت نشسته داخل خودرو قرار بگیرند.
این آزمایشها، اگرچه بحثبرانگیز بودند، مدلهای آناتومیکی لازم برای طراحی نخستین آدمکهای آزمایش تصادف را فراهم کردند و همچنین به تغییراتی در طراحی خودروها منجر شدند که جان هزاران نفر را نجات داده است.
آلبرت کینگ در مقالهای که در سال ۱۹۹۵ در مقالهای تخمین زد که چنین تحقیقاتی هر سال جان حدود ۸۵۰۰ نفر را نجات میدهد. در واقع، به ازای هر جسدی که در این تحقیقات مورد استفاده قرار گرفت، تقریبا ۳۰۰ نفر از تصادفهایی که در غیر این صورت مرگبار بودند، جان سالم به در بردند.
با این حال، مدلهای اولیه مشکلاتی داشتند؛ بخشی از این مشکلات به این دلیل بود که هیچ دو جسدی کاملا شبیه یکدیگر نبودند و همین موضوع جمعآوری دادههای قابلاعتماد و قابلمقایسه را دشوار میکرد.
یک آدمک آزمایشی که بتوان آن را به تعداد زیاد تولید کرد و بارها مورد آزمایش و آزمایش مجدد قرار داد، میتوانست این نقص اساسی را برطرف کند.
این همان وظیفهای بود که آلدرسون هنگام تاسیس شرکت خود بر عهده گرفت.
آلبرت کینگ در مقالهای که در سال ۱۹۹۵ در مقالهای تخمین زد که چنین تحقیقاتی هر سال جان حدود ۸۵۰۰ نفر را نجات میدهد
تولد «سیِرا سام»
نخستین آدمک از این نوع «سیِرا سام» (Sierra Sam) نام داشت و در سال ۱۹۴۹ برای آزمایش صندلیهای پرتابشونده هواپیما، کلاههای خلبانی و کمربندهای ایمنی خلبانان معرفی شد.
در سال ۱۹۶۸، آلدرسون مدل ویآیپی را تولید کرد که برای آزمایشهای خودرویی طراحی شده بود. این آدمک دارای قفسه سینه فولادی، مفاصل متحرک و گردنی انعطافپذیر بود و در قسمتهای مختلف آن حفرههایی برای نصب تجهیزات اندازهگیری در نظر گرفته شده بود.
ویآیپی بهگونهای طراحی شده بود که ویژگیهای مربوط به شتاب و توزیع وزن یک مرد متوسط را شبیهسازی کند.
فعالیتهای او در نهایت به توسعه خانواده هیبرید (Hybrid) از آدمکهای آزمایش تصادف منجر شد؛ آدمکهایی که در اوایل قرن بیستویکم به استاندارد صنعت برای آزمایشهای ایمنی تبدیل شدند.
تولد خانواده هیبرید
در دهه ۱۹۷۰، دانشمندان شرکت جنرال موتورز نیز وارد این حوزه شدند و هیبرید یک را معرفی کردند. این مدل ترکیبی از ویژگیهای طراحی اولیه آلدرسون و طراحی شرکت مهندسی رقیب به نام Sierra Engineering بود.
پس از آن، مدلهای هیبرید دو و سه معرفی شدند که انعطافپذیری بهتر گردن و قابلیت چرخش سر بیشتری داشتند تا حرکات بدن انسان را با دقت بیشتری شبیهسازی کنند.
هیبرید چهار از زمان معرفی در سال ۱۹۷۷ به استاندارد صنعت تبدیل شده است. این استاندارد بعدها از یک آدمک شبیهساز مرد متوسط فراتر رفت و به یک «خانواده» کامل از آدمکها گسترش یافت.
این آدمکها چندین حسگر را در نقاط کلیدی «بدن» خود در اختیار دارند تا مواردی مانند گشتاور وارد شده به گردن در اثر تصادف یا میزان فشرده شدن قفسه سینه توسط کمربند ایمنی را اندازهگیری کنند. آدمکهایی برای انواع مختلف تصادف
خانواده هیبرید بهطور ویژه برای تصادفات از روبهرو طراحی شده بود؛ بنابراین مدلهای دیگری از آدمکهای آزمایش تصادف نیز برای اندازهگیری اثر انواع دیگر تصادفات توسعه یافتند.
از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
آدمک اسآیدی برای اندازهگیری اثر برخوردهای جانبی بر دندهها، ستون فقرات و اندامهای داخلی.
آدمک بایورید برای بررسی اثر تصادفهای از عقب، بهویژه آسیبهای ناشی از حرکت ناگهانی گردن.
آدمک CRABI برای بررسی میزان اثربخشی کمربندهای ایمنی و کیسههای هوا در محافظت از کودکان.
یکی از پیشرفتهترین آدمکهای آزمایش تصادف تا به امروز WorldSID است که میتواند در یک آزمایش تصادف، ۲۵۸ اندازهگیری مجزا را ثبت کند.
با این حال، تولیدکنندگان همچنان در حال بهبود این فناوری هستند. برای مثال، RibEye نمونه اولیهای از شرکت Denton ATD است که روی هر یک از ۱۲ دنده آدمک، چراغهای الایدی قرار دارد. این چراغها توسط حسگرهای زاویه نور ردیابی میشوند و به این ترتیب امکان اندازهگیری حرکت دندهها در هر سه بُعد فراهم میشود. فعالیتهای آلدرسون خارج از صنعت خودرو
آلدرسون بعدها پیکرههای انساننمایی به نام شبیهسازهای پزشکی را ساخت که برای اندازهگیری میزان قرارگیری در معرض تابش پرتوها طراحی شده بودند.
او همچنین زخمهای مصنوعی ساخت که سربازان در جریان تمرینهای آموزشی آنها را میپوشیدند. این زخمها حتی میتوانستند خون مصنوعی ترشح کنند تا شرایط آموزش به وضعیت واقعی نزدیکتر شود.
او همچنین بعدها آدمکهایی ساخت که برای آزمایش بخش مخروطی فضاپیمای آپولو هنگام فرود در آب مورد استفاده قرار گرفتند.
با این حال، مهمترین میراث آلدرسون همچنان سهم او در ایمنی خودروها و اختراع آدمک آزمایش تصادف است؛ اختراعی که جان انسانهای بسیاری را نجات داده و به یکی از نمادهای شناخته شده فرهنگ عامه تبدیل شده است.
ساموئل آلدرسون در روز ۱۱ فوریه سال ۲۰۰۵ در خانه خود در لسآنجلس، در آرامش و در سن ۹۰ سالگی درگذشت.

آرسنال 3-0 کاونتری: وحشت از قهرمان در انگلیس

فیلترینگ، برق یا دکل؛ مقصر افت کیفیت اینترنت کدام است؟ | گلایه کاربران سه اپراتور اصلی از اختلالات و ناپایداری اینترنت

چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ

سرمقاله شرق/ محاصره شدید اقتصادی بدون راهبرد و دیپلماسی؟ | آخرین خبر

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمتهای پایینتر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

