
پیشبینی حضور چهار هزار تبعه افغانستانی در مراسم وداع با رهبر شهید در مشهد

غزلی که به انتخاب رهبر شهید انقلابدر حرم رضوی ماندگار شد - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،محمدجواد غفورزاده، متخلص به «شفق»، شاعر آیینی کشورمان، در برنامه «امین ایران» که به مناسبت چهلمین روز تدفین «امام شهید» برگزار شد از روند شکلگیری یکی از کتیبههای حرم مطهر رضوی و ارادتش به مقام معظم رهبری سخن گفت و با اشاره به فضای حرم مطهر در ایام کرونا اظهارکرد: در پایینپای حرم مطهر، کتیبههایی از جنس سنگ وجود دارد که در آن مقطع فاقد شعر و کتیبهنویسی بود. ما تعدادی از آثار و اشعار خود را به همراه یک قطعه کتیبه برای مقام معظم رهبری ارسال کردیم. پس از اینکه ایشان آثار را مشاهده فرمودند، دستور دادند که برای پیگیری موضوع به فرد مشخصی در مشهد مراجعه کنیم.
شفق ادامه داد: در آن ایام که تقریباً تمام صحنهای حرم مطهر به دلیل شرایط کرونا تعطیل بود و هیچکس حضور نداشت، ما در خدمت ایشان در محل روضه منوره حاضر شدیم. در آن جلسه، محل نصب کتیبه را مشخص کردیم و درباره ابعاد، تعداد متراژ و نحوه نگارش آن به بحث و تبادل نظر پرداختیم. پس از بازدید میدانی از محل، به تهران بازگشتم و چند روز بعد چهار نفر را خدمت ایشان معرفی کردم تا آثار را به مقام معظم رهبری تقدیم کنند.
این شاعر آیینی با اشاره به انتخاب چهار غزل برای کتیبههای مختلف حرم مطهر گفت:چهار غزل را برای کتیبههای مختلف انتخاب کرده بودم. غزل اول با مطلع «دوباره آمدهام تا دوباره پر بزنم / کبوترانه در این آستانه پر بزنم» آغاز میشد. غزل دوم با این بیت شروع میشد: «این حریم کیست با نور و جلال آمیخته / جلوهاش چون باغ جنت با جمال آمیخته». غزل سوم این بود: «سلام آمدهام تا به من امان بدهید / دلی به روشنی رنگ آسمان بدهید» و غزل چهارم با مطلع «این بهشت است غمی نیست در اینجا / حق را به جز این در حرمی نیست در اینجا» همراه بود.»
وی افزود: این چهار غزل را به همراه نامهای تقدیم مقام معظم رهبری کردم. پس از گذشت حدود دو تا سه هفته، با من تماس گرفته شد و اعلام کردند که مقام معظم رهبری فرمودهاند غزل چهارم یعنی «این بهشت است غمی نیست در اینجا» برای کتیبه انتخاب شود. این اثر با عنایت تولیت آستان قدس رضوی، از پایینپا تا ورودی حرم مطهر به طور کامل با خط طلایی و خوشرنگ نقش بسته است.
شفق با ابراز افتخار از این اتفاق گفت: این افتخار برای من آنقدر ارزشمند است که فکر نمیکنم اصلاً قابل قیمتگذاری باشد و هرگز نمیتوانم آن را با هیچ چیز دیگری مقایسه کنم. این اثر به مناسبت ایام خاصی تقدیم شده است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تقدیم یک قطعه شعر دیگر در همان ایام اشاره کرد و گفت:در تاریخ دهم اسفند موفق شدم این چند متر شعر را تقدیم کنم. امیدوارم خداوند به برکت دعای خیر همه ما را به خیر برساند.
شفق خاطرنشان کرد: این افتخار برای من بسیار ارزشمند است و امیدوارم بتوانم همچنان در مسیر خدمت به اهل بیت علیهم السلام گام بردارم.
متن کامل غزل چهارم را که بر کتیبه حرم مطهر نقش بسته است:
گلزار بهشت است غمی نیست در اینجا
حق را به جز این در حرمی نیست در اینجا
فرمود نبی روضهای از باغ بهشت است
در سایه گلفار غمی نیست در اینجا
در این حرم عقدهگشا شکفد گل
چون غنچه دل سر به همی نیست در اینجا
این صحن و سلام مطبع خورشید وجود است
پیداست که گرد عدمی نیست در اینجا
از خود به خدا میرسد اینجا دل عارف
ای همسفران پیش و خمی نیست در اینجا
پوشیده شد از بال ملک این همه غسل
آن عر که جای قدمی نیست در اینجا
آن دم که دلت قفل ببندد به ضریحش
شیرینتر از آن لحظه دمی نیست در اینجا
سوگند به آیینه جانش به جوادش
جانسوزتر از این قسمی نیست در اینجا
این بارگه از شمع هدایت متجلی است
پروانه شدن کار کمی نیست در اینجا
پروانه شدن کار کمی نیست در اینجا»
انتهای پیام/282/.
روایتی از گرهگشایی در نشستهای مردمی تولیت آستان قدس رضوی/ قصههایی که به مقصد رسیدند
به گزارش گروه استانهای خبرگزاری دانشجو.
در حال و هوای چهلمین روز تدفین رهبر شهید ملت ایران به پناهگاه عاشقان و خاک مطهر حرم مطهر رضوی پا میگذارم، امروز، اما پس از زیارت به اتاق ملاقاتهای مردمی تولیت آستان قدس رضوی میروم. اتاقی که شاهد روایتی دیگر از جنس کرامت بود؛ جایی که دیوانسالاری اداری رنگ میبازد و درد انسانها، بیواسطه به درمان تبدیل میشود. در این نشست، نه فقط نامهها که رنجهای انباشته سالیان، یکی پس از دیگری به دستهای گرهگشای خادمالرضا سپرده شدند. برای درک این تجربه آنچه در ادامه میآید مفید است.
از اضطراب تا آرامش؛ وقتی رنج، بیواسطه درمان میشود
راهرو انتظار، شلوغ است. هر کسی با قصهای در گلو، گوشهای نشسته؛ زنی با چادر گرهخورده دور کمر، مردی که پاهایش را روی هم انداخته و با انگشتانش بازی میکند و دختری که با اضطراب به لبه مقنعهاش چنگ میزند. اینجا، زمان کش میآید.
وقتی نامها خوانده میشود و صدای باز شدن در میآید، انتظار به پایان میرسد. با ورود به اتاق، نخستین چیزی که در چشمان مراجعان میبینم، ناباوری است. آنها روی صندلیهای نزدیک به آیتالله مروی مینشینند و خیلی زود، وقتی صدای آرام تولیت را میشنوند که گره از کلاف سردرگم زندگیشان باز میکند، آن بغض کهنه فرو میریزد.
صحنهای که هرگز فراموش نمیکنم، ورود مادر و دختری بود که پرونده بدهی میلیونیشان مثل بختک روی زندگیشان افتاده بود. مادر، هنوز جملهاش را تمام نکرده بود؛ میخواست بگوید که چطور با وجود همه تخفیفها، باز هم زیر بار بدهی کمر خم کردهاند که نگاه خادمالرضا را دید. آن نگاه، نگاه کسی بود که میخواست درد را بشناسد. تولیت محترم آستان قدس بلافاصله گفت: نمیخواهد پرداخت کنید؛ بخشیده شد. تماشای چهره آن زن، در آن لحظه، دیدنی بود. ترکیبی از حیرت، اشک و خندهای که بر لبانش شکفت.
مادر برای هر فرزندی عزیز است. این را حتماً شما هم تجربه کردهاید؛ حالا فکر کنید که مادرتان بدهکار باشد، حتماً برای فرزند این بار سنگینی است. از بهترین لحظات این دیدار وقتی بود که پسر جوانی که آمده بود تا بدهی مادرش را مطرح کند و زمانی که با بخشش بیقید و شرط روبهرو شد، انگار کوهی از روی دوشش برداشته شد. نه تنها او که باری از دل من هم برداشته شد.
این قسمت از دیدار امروز مربوط به افرادی بود که در زمینهای آستان قدس خانه داشتند و اجاره بهای زمینشان را پرداخت نکرده بودند یا افرادی که تقاضای خرید زمین را داشتند و مساعده میخواستند.
در ادامه حتما بخوانید برگزاری محفل قرآنی ویژه مراسم چهلم تدفین رهبر شهید انقلاب در مشهد
دیدن آن مادر یا آن فرزند، اما تنها خاطره خوش من از قسمت اول دیدار مردمی نبود؛ بلکه نهیبهای آرام، اما محکم تولیت محترم به مسئولان مربوط بود که مرا شاد کرد. اشاره تولیت محترم به اینکه مردم را برای این ارقام کوچک، اذیت نکنید، در واقع درسی بود برای جاری شدن انسانیت در دل ساختارهای سفت و سخت اداری.
بازگشت به زندگی؛ قصههایی که به مقصد رسیدند
بخش دیگر ملاقات، متعلق به آدمهایی بود که از بودن بریده و به آغوش امام هشتم (ع) پناه آورده بودند. دختری را دیدم که مرگ مادر، او را آواره حرم کرده بود؛ کسی که شبهایش را در آغوش حرم به صبح میرساند. وقتی تولیت محترم دستور داد مسکن و وسایل اولیه زندگیاش فراهم شود، این فقط یک کمک مالی نبود؛ بازگرداندن حرمت به دختری بود که سقف بالای سرش را از دست داده بود.
روایت بعدی، روایتی از دلتنگی بود. مادری که در یک رستوران ظرف میشست و در همان جا هم میخوابید. خانوادهاش از هم پاشیده بود؛ فرزندانش در خانه اقوام بودند؛ وقتی این زن از بغض گلوگیرش برای جمع شدن دوباره خانواده زیر یک سقف گفت، صدایش لرزید. اما نگاه تولیت محترم، آن بغض را به اشک شوق بدل کرد. وقتی شنید قرار است وسیلهای برای کار و سرپناهی برای خانوادهاش فراهم شود، آن مادر زحمتکش لبخندی زد که انگار تمام خستگی سالیان را با خود شست. در آخرین دقایق، شاهد امضای دستور جهیزیه چند نوعروس بودم.
گویی اینجا، امروز روز گرهگشایی است و هیچ کسی نباید با گرهی در دل، از این اتاق بیرون برود. وقتی از اتاق خارج شدم و به اطراف نگاه کردم، به این فکر میکردم که چطور در پناه امام رضا (ع)، آدمها نه با پروندههایشان، که با حقیقت وجودشان دیده میشوند. این ملاقاتها، تنها حل مشکلات مالی نیست؛ تجدید عهد با کرامت انسانی است.
برگزاری مراسم چهلمین روز تدفین رهبر شهید انقلاب در حرم مطهر رضوی + فیلم
خبرنگار SNNTV از حرم مطهر رضوی گزارش داد: مراسم چهلمین روز تدفین رهبر شهید انقلاب، امام شهید خامنهای، در حرم مطهر رضوی در حال برگزاری است.
این مراسم با حضور خانواده معظم شهید امام خامنهای، زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی برگزار میشود. کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی

ساختار معیوب آگاهی! | آخرین خبر

تحریمهای تازه آمریکا علیه افراد و نهادهای مرتبط با ایران اعلام شد

درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیجفارس | الجزیره: نبرد پهپادها و موشکهای ارزان با پدافندهای میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد

رسمی؛ رونالدینیو بعد از ۱۱ سال به فوتبال برگشت!

جشن وزیر اسرائیلی برای تخریب دههزارمین خانه فلسطینیها (زیرنویس فارسی) | آخرین خبر

