
ادامه رایزنیها در بورگناشتوک/آیا میانجیها روند دیپلماتیک را به ریل باز می گردانند؟

غولهای هوش مصنوعی جهان چند میارزند؟ / آنتروپیک و اوپناِیآی در صدر رقابت میلیارددلاری
صفحه اقتصاد -
بر اساس فهرستی که توسط گروه تحقیقاتی رند آمریکا منتشر شده، شرکتهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی به یکی از ارزشمندترین داراییهای اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل شدهاند. این رتبهبندی که بر مبنای آخرین ارزشگذاریهای بازار خصوصی تا ژوئیه ۲۰۲۶ تهیه شده، نشان میدهد فاصله میان شرکتهای پیشتاز با سایر فعالان این صنعت بسیار قابل توجه است.
در صدر این فهرست، شرکت آنتروپیک (Anthropic) با ارزشگذاری حدود ۹۶۵ میلیارد دلار قرار دارد. این شرکت که توسعهدهنده مدلهای هوش مصنوعی مولد و رقیب جدی دیگر بازیگران بزرگ این حوزه محسوب میشود، توانسته جایگاه نخست بازار خصوصی هوش مصنوعی را به دست آورد.
پس از آن، اوپناِیآی (OpenAI) با ارزش تقریبی ۸۵۲ میلیارد دلار در رتبه دوم قرار گرفته است. رشد سریع تقاضا برای ابزارهای هوش مصنوعی مولد، استفاده گسترده از مدلهای زبانی بزرگ و سرمایهگذاری سنگین شرکتهای فناوری از مهمترین عوامل افزایش ارزش این شرکتها عنوان میشود.
در رتبه سوم، شرکت دیتابریکس (Databricks) با ارزش حدود ۱۸۸ میلیارد دلار قرار دارد؛ شرکتی که در حوزه تحلیل داده، زیرساختهای هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات فعالیت میکند و نقش مهمی در اتصال دادههای سازمانی به سامانههای هوشمند دارد.
در ادامه این فهرست، شرکت چینی دیپسیک (DeepSeek) با ارزشگذاری حدود ۵۰ میلیارد دلار قرار گرفته و پس از آن شرکتهای دیگری مانند Moonshot AI با ۳۰ میلیارد دلار، Scale AI با ۳۰ میلیارد دلار، Reflection AI با ۲۸ میلیارد دلار، Cognition AI با ۲۶ میلیارد دلار، Mistral AI فرانسه با ۲۳ میلیارد دلار و Perplexity با ۲۰ میلیارد دلار جای گرفتهاند.
بررسی این رتبهبندی نشان میدهد آمریکا با حضور چندین شرکت بزرگ، همچنان مرکز اصلی توسعه و سرمایهگذاری در هوش مصنوعی جهان است؛ با این حال، ظهور شرکتهای چینی مانند DeepSeek و Moonshot AI نشان میدهد رقابت فناوری میان واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی وارد مرحله تازهای شده است.
رشد ارزش این شرکتها تنها به دلیل فناوری نیست؛ سرمایهگذاران جهانی هوش مصنوعی را زیرساخت نسل آینده اقتصاد میدانند؛ حوزهای که میتواند صنایع مختلف از خدمات مالی و پزشکی گرفته تا تولید، آموزش و حملونقل را متحول کند. به همین دلیل، رقابت برای ساخت مدلهای قدرتمندتر و جذب سرمایه بیشتر، به یکی از مهمترین نبردهای اقتصادی قرن بیستویکم تبدیل شده است. مطالعه بیشتر: جزئیات اختلال گسترده جهانی در چتجیپیتی اعلام شد اخبار مرتبط circle ساعت بازی فرانسه و مراکش امروز پنجشنبه ۱۸ تیر (جام جهانی ۲۰۲۶) circle ادعای دانمارک درباره مشارکت در ماموریت اروپایی در تنگه هرمز circle زمان پخش زنده والیبال ایران و آمریکا در مرحله مقدماتی لیگ ملت های ۲۰۲۶ امروز پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ circle رقابتهای عجیب هفته دوم لیگ ملتهای والیبال 2026 پیشنهاد سردبیر circle تغییر محاسبات دشمنان در برابر توان دفاعی ملت ایران circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟
اختلاف بر سر مذاکره بالا گرفت؛ نبویان صلح در شرایط فعلی را به چالش کشید
صفحه سیاست-
سید محمود نبویان ساعتی پس از سخنرانی مسعود پزشکیان درباره ضرورت پایان جنگ در شرایطی که ایران دست برتر را دارد، در واکنش به این اظهارات نوشت: عدهای که متأسفانه خطای محاسباتی نیز دارند، برای پیشبرد مقاصد خود به دیگران تهمت جنگطلبی میزنند.
وی افزود: مگر ما جنگ را شروع کردیم؟ جنگ به ما تحمیل شد، آن هم در شرایطی که در حال مذاکره بودیم. ما اکنون در حال دفاع هستیم.
نبویان تصریح کرد: منظور کسانی که در این شرایط از صلح صحبت میکنند، تسلیم شدن است.
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
سخنان اخیر آقای خاتمی مثل همیشه حمایت حامیان او و مخالفت منتقدانش را داشت. ولی ندیدم کسی بگوید استدلال این سخن چیست؟ ضرورت آن کدام است؟ و مخاطب اصلی چه کسی است؟!
وقتی مخاطب معلوم نباشد، یا ضعیف باشد، ضرورت سخن معلوم نمیشود و گوینده ناگزیر خطبهای بیثمر میخواند و استدلالی به میان نمیآورد. فلذا کل سخن یا بیهوده بهنظر میرسد یا فقط یک مخالفخوانی یا یک سخنرانی دلسوزانه!
خاتمی میگوید: «بعضیها میگویند ما حیاتمان در جنگ است. من این را خودم شنیدم! میگویند اول پدر امریکا را در اینجا درمیآوریم بعد میرویم در قلب امریکا با او میجنگیم. آخر با کدام واقعیتها».
اکنون هم رئیس تیم مذاکرهکننده، هم سپاه و هم دیگر مراجع رسمی مثل دولت و شعام میگویند «امریکا باید به تفاهم بازگردد تا تنگه با ترتیبات ایرانی باز شود». یعنی سیاست رسمی این است. پس انتظار میرود اگر احساس نیاز به سخنرانی کردید، در همین حدود سیاست رسمی و اعلامی سخن بگویید. ممکن است ایشان راست بگوید و از یک فرد در خیابان چیزی را شنیده باشد ولی لیدر یک جریان سیاسی پرطرفدار اگر سیاست رسمی را رها کند و از یک نقلقول کاملاً غیررسمی، خطابه بسازد، باید دید چه چیزی در ذهن دارد؟! چون منطقاً ما میتوانیم بگوییم «پاسخدادن به یک حرف شخصی از فرد غیررسمی» ضرورت ندارد و لابد بهانهکردن آن نیت دیگری دارد.
پس دنبال چه هستند؟ سخنان یک فرد ناشناس را بهانه میکنند تا به مسئولان کشور که همه دنبال صلح و کندن بنیان جنگ هستند، سفارش صلح کنند: «باید تفاهمنامه نقض نشود. البته از طرف هیچیک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یکطرف آشکارتر و بزرگتر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».
بسیار گفتهاند که اصلاحطلبان دنبال «صلح به هر قیمتی، حتی تسلیم» هستند و اسم آن را هم «صلح شرافتمندانه» میگذارند. میتوان چنین ادعایی نداشت ولی پرسید چرا در سخنان خاتمی روی اصلی سخن با مسئولان ایرانی است؟! مگر ما ناقض تفاهمنامه یا آغازگر جنگ بودیم؟ مگر ما تنش را افزایش میدهیم؟ ایران نشان داده برای صلح، دنبال مسیری است که چند صباح دیگر دوباره به جنگ منتهی نشود. پس باید گمان برد خاتمی تمام آن حرفها را میزند که همین جملهی اخیر را بگوید و مانند پدری مهربان که روزگاری دنبال گفتوگوی تمدنها بود، ایران و امریکا را با ادبیات یکسان به نقضنکردن تفاهمنامه سفارش کند.
این بخش اصلی سخن ایشان ولی استدلالی ضعیف دارد، چون اساساً چرا ایران باید دنبال نقض تفاهمی باشد که همه از جمله خود خاتمی میگویند تمامی بندها به نفع ایران بوده است؟! پس این ضعف سخن، و نیز اینکه امریکاییها قرار نیست به ایشان بگویند «باشه چشم!»، یک نتیجه بیشتر ندارد: خاتمی مانند بسیاری از تحلیلگران اصلاحطلب که آشکارا میگویند «باید به هر طریقی صلح کرد»، دقیقاً همین را میخواهد ولی با کلیگویی و احتیاط. او آنقدر عاقل است که مثل حسین مرعشی که میگوید «مردم میخواهند زندگی کنند و دیگر اولویت آنان شهادت نیست»، چنین چیزی را در سخن انشا نکند، چون نحوست و فساد آن سخن را درک میکند ولی نتیجه یکی است.
وقتی اصلیترین بخش سخن ضعیفترین استدلال باشد، دیگر باقی بخشها که بگویید «جنگ شر مطلق و صلح خیر برتر است» یا استدلال در تعریف از تفاهمنامه یا اذعان به «افزایش اعتبار جهانی ایران پس از دو جنگ»، نمیتواند کمکی به حرف اصلی کند. یعنی شما با ملت صادق نیستید و عقلانیتی هم بهکار نمیبرید. استدلال نباید زنجیری باشد که از ضعیفترین حلقهاش قویتر نباشد، بلکه باید همچون ریسمان ضخیمی باشد که رشتههای آن حتی اگر بسیار باریک باشند به قدرکافی پرشمار و تنگاتنگ به هم متصل باشند. باید در سخن از دادههایی استفاده کنید که بتوان آنها را دقیقاً بررسی کرد و ابطالپذیر باشد. تکیه بر پیشفرض مبهم یا بدیهیات نقدناپذیر، سخن را به بیراهه میبرد. سخن باید شبکهای از دلایل مختلف باشد که یکدیگر را تقویت کنند، نه زنجیری از ادعاهای منفرد و آسیبپذیر.
خاتمی میگوید «من هم احساساتم جریحهدار شد وقتی رهبرم را کشتند. از چشمان آدم خون میبارد ولی مسئله مدیریت جامعه نباید با احساسات باشد»؛ و سپس توصیه به صلح شرافتمندانه میکند. آیا با رژیمی که شهادت رهبر و مردم و فرماندهان ایران بزرگ را در کارنامه دارد، و همچنان تهدید به نابودی تمدنی میکند، میتوان صلح پایدار برقرار کرد؟ صلح ناپایدار چه؟ شرافتمندانه است؟! وانگهی اگر چشمانتان خونبار است، چرا این حس خوب را در سی سال گذشته به حامیان خود تزریق نکردید؟! من سی سال است با اصلاحطلبان و پیروان شما ارتباط رسانهای دارم. نمیگویم شما دروغ میگویید، ولی مدعی هستم چنان رفتار کردید که کینهی عوام و بلکه بسا افراد از خواص حامی خود را با نظام و رهبری شعلهور ساختید. پس اجازه بدهید نپذیریم که شما اگر از صلح میگویید بیتوجه به شهادت رهبری نیستید.
صلح شرافتمندانه دو سوی شریف میخواهد. سی سال است اصلاحطلبان میگویند «دشمن، دشمن»کردن توهم بود و امریکا با ما دوستی و صلح میخواهد. یعنی در شرافت طرف امریکایی کمتر تردید داشتند. نکند وقتی از صلح شرافتمندانه میگویید و مخاطب شما هم نظام ایران است، در اینسو شک دارید؟!

ترامپ و روز «دی» اقتصادی علیه ایران

قیمت چای نسبت به ماههای اخیر نوسانی نداشته است

برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده

سخنگوی وزارت دفاع: تولید تجهیزات دفاعی کشور در یک سال گذشته دو برابر شده است

انهدام خط لوله ۶ کیلومتری قاچاقچیان سوخت در میناب

