
فوتوبال؛ بیرو- تونل- گابریل

تابشفر: داوری دقیق و حرفهای از ارکان اصلی توسعه ورزش است
به گزارش خبرگزاری برنا از اصفهان، محسن تابشفر در آیین رونمایی از البسه داوران هیئت فوتبال استان اصفهان، با اشاره به اهمیت برنامههای آموزشی در حوزه ورزش اظهار کرد: یکی از سؤالات مشترکی که در نشستهای تخصصی با هیئتهای ورزشی مطرح میکنیم، موضوع آموزش است و اینکه سرمایههای انسانی ورزش چگونه باید آموزش ببینند و در مسیر رشد و پیشرفت قرار بگیرند.
وی با تأکید بر جایگاه مربیان و داوران در توسعه ورزش افزود: همانطور که برای شناسایی و پرورش استعدادهای ورزشی برنامهریزی میکنیم، باید برای آموزش و ارتقای مربیان و داوران نیز اهمیت ویژهای قائل باشیم.
معاون ورزش قهرمانی اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان ادامه داد: ممکن است بهترین امکانات را در اختیار داشته باشیم و بهترین استعدادها را شناسایی و پرورش دهیم، اما اگر در بستر قضاوت و داوری، آنچه شایسته و بایسته هر رشته ورزشی است به درستی انجام نشود، قطعاً در نقطهای متضرر خواهیم شد.
تابشفر خاطرنشان کرد: در ورزش، یک جا بحث برد مطرح است، یک جا باخت و در نقطهای نیز ثبت رکورد اهمیت پیدا میکند؛ بنابراین قضاوت دقیق، عادلانه و حرفهای بخش مهمی از فرآیند برگزاری رقابتهای ورزشی است.
وی با اشاره به اهمیت جایگاه داوران در فوتبال گفت: داوران باید از دانش، آموزش و آمادگی لازم برخوردار باشند تا بتوانند وظیفه خود را با دقت و عدالت انجام دهند و زمینه برگزاری مسابقاتی سالم و باکیفیت را فراهم کنند.
معاون ورزش قهرمانی اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان در پایان با تقدیر از اقدامات هیئت فوتبال استان در حوزه داوری، بر تداوم برنامههای آموزشی و حمایتی برای ارتقای جایگاه داوران تأکید کرد.
انتهای پیام
شروع رویایی شهاب زاهدی در مالزی
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو؛ فصل جدید فوتبال مالزی با قهرمانی جوهور دارالتعظیم در سوپرجام آغاز شد؛ تیمی که عصر امروز با درخشش و گلزنی شهاب زاهدی در دیدار مقابل کوچینگ سیتی با نتیجه ۳ بر صفر به برتری رسید و نخستین جام فصل را از آن خود کرد.
در این مسابقه، جوهور از همان ابتدا کنترل بازی را در اختیار داشت و در دقیقه ۱۱ با گل مارکوس گیلرمه پیش افتاد. برتری یکگله این تیم تا پایان نیمه نخست حفظ شد و در نیمه دوم نیز فشار شاگردان جوهور ادامه پیدا کرد. آریبا اوز در دقیقه ۵۵ گل دوم را به ثمر رساند تا تیم میزبان با حاشیه امنیت بیشتری به کار ادامه دهد که ورود شهاب زاهدی به زمین و نمایش فوقالعاده او برتریشان را قطعی کرد.
شهاب زاهدی که در نخستین بازی رسمی خود برای جوهور دارالتعظیم از روی نیمکت کار را آغاز کرده بود، در ادامه مسابقه فرصت حضور در زمین را به دست آورد و در دقایق پایانی، نقش مهمی در تکمیل برد تیمش ایفا کرد.
ستاره ایرانی در دقیقه ۸۶ روی یک فرار سریع از میانه زمین صاحب موقعیت شد و در شرایط تکبهتک با دروازهبان کوچینگ سیتی قرار گرفت که ضربه نخست زاهدی با واکنش تماشایی گلر حریف دفع شد، اما شهاب در ادامه صحنه بهخوبی خودش را به توپ برگشتی رساند و با یک ضربه پای چپ دقیق و قدرتمند، گل سوم جوهور را به ثمر رساند.
این گل، نخستین گل رسمی شهاب زاهدی با پیراهن جوهور دارالتعظیم بود؛ گلی که در اولین حضور رسمی او برای این تیم و در مسیر کسب نخستین جامش در فوتبال مالزی به ثمر رسید.
جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی
فرید بازدار
فعال رسانه
توســعه همواره با کمبود پول و اعتبار متوقف نمی شود. گاهی بودجه هست، پروژه هم تعریف شــده، مدیر هم پشت میز نشســته، اما کار آن طور که باید پیش نمیرود. علت را باید جایی بیرون از جدول اعتبارات جســتوجو کرد. جایی که مرز مسئولیت ها آرام آرام کمرنگ می شود و در کنار ساختار رسمی اداره کشور، مناسباتی شکل میگیرد که در شرح وظایف نیست ، امادر تصمیم ها اثر دارد.
در حوزه هــای انتخابیهای که چند نماینده دارند، تقسیم کار برای پیگیری بهتر امور نه عجیب است و نه لزومًًا نادرست. یک نماینده ممکن اســت مسائل یک شهرستان را بیشتر دنبال کند و دیگری بر موضوعی تخصصی تمرکز داشته باشــد.
اتفاقًًا هماهنگی میان نمایندگان می تواند به سود منطقه تمام شــود. نگرانی از جایی آغاز می شود که این تقسیم کار، از پیگیری امور عبور کند و به تقسیم حوزه نفوذ برسد. یعنی کم کم چنین تصوری شکل بگیرد که فالن منطقه، اداره یا حتی مدیر،به سهم سیاسی این یا آن فرد تعلق دارد.اکنون دیگر بحث بر سر یک توافق گذرا میان چند سیاستمدار نیست. پای کیفیت حکمرانی در میان است.
مدیری را تصور کنید که باید هم به وزارتخانه و اســتانداری پاسخ بدهد و هم نگران رضایت کسی باشد که تصور می کند در ماندن یا رفتنش نقش تعیین کننده دارد.از چنین مدیری چقدر می توان انتظار اســتقالل حرفهای داشــت. حتی اگر فردی ســالم و متخصص باشــد، نفس وجود دو مرکز قدرت، تصمیمگیری را دشوار می کند. به مرور ممکن است تخصص در کنار مالحظات سیاسی بنشیند و گاهی نیز جای خود را به آن بدهد.مشــکل فقط به انتصاب مدیران ختم نمی شود.
توسعه یک منطقه را نمی توان مانند نقشهایروی میز گذاشت و با خط کش میان افراد تقسیم کرد. آب از مرز حوزه انتخابیه عبور می کند،جاده چند شهرستان را به هم پیوند میدهد، آلودگی هوا پشت تابلو ورودی یک شهر متوقف نمی شود و اشتغال نیز مسئله یک بخش یا یک اداره نیست. توسعه، ذاتًًا به هم پیوسته است. اگر این واقعیت را بپذیریم، یک پرســش جدی پیش روی ما قرار میگیرد. وقتی هر بخش از یک منطقه در ذهن سیاســتمداران به قلمروی جداگانه تبدیل شود، چه کسی تصویر بزرگ تر را خواهد دید. همین جا یکی از پیچیده ترین مشــکالت حکمرانی پدیدار می شود.
موفقیت معمو ًلا صاحبان زیادی پیدا می کند، اما شکســت نه. اگر پروژهای افتتاح شود، افراد متعددی می توانند از سهم خود در تحقق آن سخن بگویند. اما وقتی همان پروژه سال ها متوقف بماند، مردم با زنجیرهای از پاسخ ها روبهرو می شوند. مدیر از محدودیت اختیار می گوید، دستگاه باالدستی از مشکالت اجرایی و نماینده از پیگیری هایی که انجام داده اســت. در نهایت، مردم می مانند و مسئلهای که هنوز حل نشده است.این ابهام، اگر ادامه پیدا کند، آرام آرام به سیاست هم سرایت می کند.
انتخابات قرار است میدان مقایسه برنامه ها، کارنامه ها و توان نمایندگی باشد. اما وقتی دسترسی به مدیران و امکانات به بخشی از قدرت سیاسی تبدیل شود، رقابت نیز ممکن است از برنامه محوری فاصله بگیرد. آن وقت به جای اینکه پرسیده شود چه کسی برای آینده منطقه برنامه بهتری دارد، این پرسش اهمیت پیدا می کند که چه کسی نفوذ بیشتری دارد.شــاید برای تشخیص مسیر درست، کافی باشد از انتهای راه به ماجرا نگاه کنیم. اگر ده سال دیگر منطقهای توسعه یافته می خواهیم، چه چیزی باید از امروز باقی بماند.
مدیران وابسته به افراد، یا نهادهایی که با تغییر افراد همچنان درست کار می کنند. پروژه های حاصل از چانهزنی، یا برنامهای که اولویت هایش برای همه روشــن است. پاسخ تقریبًًا معلوم است. توسعه زمانی ریشه میگیرد که نهاد از فرد قدرتمندتر باشد.ایــن نگاه به معنای کمرنگ کردن نقش نمایندگان نیســت. برعکس، مجلس به نمایندگان قدرتمند نیاز دارد. اما قدرت نماینده در تعیین مدیر یک اداره خالصه نمی شود. نمایندهای که بتواند وزیر را پاســخگو کند، بودجه یک پروژه اســاسی را به منطقه بیاورد، مانع یک تصمیم نادرست شود و مسئلهای محلی را به مطالبهای ملی تبدیل کند، در جایگاهی بسیار اثرگذارتر ایستاده است.
در نهایت، مسئله بر سر چند اداره و چند انتصاب نیست. بحث بر سر این است که منطقه را با قانون اداره کنیم یا با مرزهای نانوشته نفوذ.جغرافیــای سیاسی را می توان روی نقشــه دید، اما جغرافیای نفوذ روی هیچ نقشــهای ثبت نمی شود. خطر درست از همین جا آغاز می شود. جایی که قدرت دیده نمی شود، اما اثر می گذارد و مســئولیت وجود دارد، اما صاحب آن به آسانی پیدا نمی شود. توسعه در چنین زمینی دشوار است. توسعه به قلمروهای بیشتر نیاز ندارد، به مسئولیت های روشن تر نیاز دارد.

مچاندازی ارزی در امارات

خطونشان تلآویو برای آنکارا

تلاش بانک مرکزی اتیوپی برای حفظ ارزش پول ملی

رشته «بازیسازی» وارد دانشگاهها شد

آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»

