قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۳/۲۴

سایه جنگ بر توریسم تابستانی

دنیای‌ اقتصاد - نیلوفر ادیب‌نیا: بر اساس تازه‌ترین آمارهای ارائه‌شده از سوی سازمان گردشگری ملل متحد، در سه‌ماه نخست سال۲۰۲۶ میلادی، نزدیک به ۳۰۷‌میلیون گردشگر راهی سفرهای خارجی شدند؛ آماری که نشان‌دهنده افزایش حدود ۶‌میلیون نفری نسبت به بازه زمانی مشابه در سال گذشته است. هرچند سال نو با رونق و تداوم تقاضا برای سفر آغاز شد و در 2ماه نخست (ژانویه و فوریه) رشد انباشته 2.5درصدی را به ثبت رساند، اما با فرا رسیدن ماه مارس و وزش بادهای ناآرام درگیری در خاورمیانه، این شتاب تا حدودی فروکش کرد و رشد بازار به 0.4درصد محدود شد.
 سایه جنگ بر توریسم تابستانی



۲ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

امضای کارزار؛ محکومیت حمله به بیمارستان شهید بقایی ۲ اهواز / کادر درمان خوزستان خواستار اقدام فوری سازمان ملل برای حفاظت از نظام سلامت ایران شدند

به گزارش خبرنگار برنا از اهواز، جمعی از جامعه پزشکان و کادر درمان استان خوزستان با صدور بیانیه‌ای خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد، حمله به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی ۲ اهواز را به‌شدت محکوم کردند و خواستار اقدام فوری برای حفاظت از نظام سلامت ایران شدند.

در این بیانیه آمده است: مراکز درمانی، بیمارستان‌ها و تجهیزات امدادی و پرسنل آن‌ها در همه وضعیت‌ها، به‌ویژه در زمان تجاوز نظامی و مخاصمات مسلحانه، تحت مصونیت هستند و هیچ حمله‌ای به این مراکز و کادر درمان در آن‌ها تحت هیچ شرایطی توجیه‌پذیر نیست.

حمله به بیمارستان شهید بقایی ۲ و تخلیه ۲۱۱ کودک

کادر درمان خوزستان در ادامه بیانیه خود با اشاره به حمله ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی(۲) اهواز اعلام کردند: این مرکز، محل درمان بیماران مبتلا به سرطان و بیماری‌های خونی، به‌ویژه کودکان، است و در پی این حمله به‌طور کامل از چرخه خدمات‌رسانی خارج شد.

بر اساس این بیانیه، در جریان این اقدام، ۲۱۱ کودک مبتلا به سرطان که تحت شیمی‌درمانی بودند، در میان رنج و اضطراب فراوان به‌صورت اضطراری تخلیه شدند.

تاکید بر مصونیت مراکز درمانی

در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به اصول حقوق بشردوستانه آمده است: ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو تصریح می‌کند که مراکز درمانی غیرنظامی باید در تمامی شرایط مورد احترام قرار گیرند و هرگونه حمله به آن‌ها ممنوع است.

همچنین بر اساس ماده ۱۲ پروتکل الحاقی اول، حفاظت از تسهیلات درمانی غیرنظامی و کارکنان آن‌ها در همه شرایط باید تضمین شود.

کادر درمان استان خوزستان تاکید کردند: هدف‌گیری عمدی از تأسیسات بیمارستانی، نقض اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی است و مصداق بارز جنایت جنگی به‌شمار می‌آید.

در این بیانیه همچنین آمده است: چنین اقداماتی نه‌تنها با کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی در تضاد است، بلکه بر اساس ماده ۸ اساسنامه رم، در زمره جنایات جنگی قابل تعریف است.

حمله به مراکز درمانی؛ تهدیدی برای نظام سلامت

پزشکان و کادر درمان خوزستان در ادامه با تاکید بر اینکه حملات مذکور تهدیدی مستقیم برای بیماران و کادر درمان و ضربه‌ای به تمام نظام سلامت ایران و امنیت انسانی است، اعلام کردند: جامعه بین‌المللی و به‌ویژه سازمان ملل متحد مسئولیتی انکارناپذیر در حمایت از غیرنظامیان و احترام به قواعد بشردوستانه دارند.

در این بیانیه تاکید شده است: سکوت یا تعلل در برابر این اقدامات، نه‌تنها با اصول بنیادین حقوق بشر منافات دارد، بلکه عملاً به مشروعیت‌بخشی به این اقدامات و گریز عاملان آن از مسئولیت حقوقی دامن می‌زند.

درخواست از سازمان ملل برای تحقیق درباره حمله

کادر درمان خوزستان در پایان از دبیرکل سازمان ملل متحد و سایر نهادهای ذی‌صلاح این سازمان، از جمله شورای حقوق بشر، دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر و سازمان جهانی بهداشت، درخواست کردند حملات به بیمارستان تخصصی شهید بقایی اهواز و سایر مراکز درمانی ایران را محکوم کنند.

در این بیانیه همچنین خواسته شده است تحقیقات جامع و فوری پیرامون این حادثه برای بررسی حملات و شناسایی و مجازات عاملان آن در دستور کار قرار گیرد.

پزشکان و کادر درمان استان خوزستان همچنین خواستار فعال شدن سازوکارهای بین‌المللی برای حفاظت از نظام سلامت ایران و جلوگیری از تکرار چنین حملاتی شدند و از دبیرکل سازمان ملل متحد خواستند بر اساس منشور ملل متحد و اصول عدالت و انسانیت، اقدام قاطع و فوری به عمل آوردند.

 

Subject: Condemnation of the US attack on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and the violation of the right to health of patients 

By: The Physicians and Medical Staff of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz 

;Your Excellency 

We, a collective of physicians and medical staff of Shahid Baghaei Hospital, recalling the principle that medical centers, hospitals, relief equipment, and their personnel are immune under all circumstances, especially during military aggression and armed conflicts, and that no attack on these centers and medical staff is justifiable under any conditions, strongly condemn the aggressive attack by the United States on the premises of this hospital. We, as representatives of the physicians and medical staff, emphasizing the urgent need for action to protect Iran’s health system, present this statement to you: 

Following the aggressive attacks by the United States against the Iranian people, on July ۱۵, ۲۰۲۶ the premises of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz – which serves as a treatment center for cancer patients, especially children – were targeted. This attack completely disabled this medical center from the service cycle. During this aggressive act, 211 children suffering from cancer who were undergoing chemotherapy were emergently evacuated amid immense suffering and distress. 

These actions clearly violate the undeniable principles of international humanitarian law. Article ۱۸ of the Fourth Geneva Convention stipulates that civilian medical center must be respected under all circumstances and that any attack on them is prohibited. Furthermore, Article ۱۲ of Additional Protocol I explicitly states that the protection of civilian medical facilities and their personnel must be ensured under all conditions. Therefore, the deliberate targeting of this hospital is a flagrant violation of the principle of distinction between military and civilian objects and constitutes a clear war crime. Such actions not only contradict the Geneva Conventions and their Additional Protocols but are also definable as war crimes under Article ۸ of the Rome Statute. 

We, as physicians and medical staff, view the aforementioned attacks not only as a direct threat to patients and medical personnel but also as a blow to the entire health system of Iran and human security. Today, the international community, particularly the United Nations, bears an undeniable responsibility to protect civilians and uphold humanitarian rules. Silence or hesitation in the face of these crimes not only contradicts the fundamental principles of human rights but also effectively legitimizes these actions and enables the perpetrators to evade legal responsibility. 

Hereby, we urgently request you, as the Secretary-General of the United Nations, along with other competent UN bodies, including the Human Rights Council, the Office of the High Commissioner for Human Rights, and the World Health Organization, to formally condemn the attacks on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and other medical centers in Iran as a clear violation of the Geneva Conventions and a war crime. Furthermore, we call for the initiation of a comprehensive and immediate investigation into this incident to examine these attacks and to identify and punish the perpetrators. Additionally, we request that you activate international mechanisms to protect Iran’s health system and prevent the recurrence of such attacks. We urge you to take decisive and urgent action .based on the Charter of the United Nations and the principles of justice and humanity 

,Respectfully

برای امضای این کارزار، به این (آدرس) مراجعه کنید.

انتهای پیام/


۴ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

جانم سوخت ولی در مصیبتش صبر کردم

جوان آنلاین: فاطمه پورخلفی و همسرش «پاسدار شهید مهدی سهرابی» به عنوان دو جوان دهه هشتادی، تنها هشت ماه از ازدواج‌شان می‌گذشت که آقا مهدی به شهادت رسید. این دو یک زندگی ساده، اما پر از عشق و محبت را تجربه می‌کردند تا اینکه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در خردادماه ۱۴۰۴ آغاز شد و با شهادت مهدی، سرنوشت دیگری برای این خانواده رقم خورد. شهید سهرابی یکی از نیرو‌های جوان هوافضای سپاه بود که برای جنگ با شقی‌ترین دشمنان اسلام و بشریت یعنی صهیونیست‌ها، رخت رزم پوشید و هنگام مقابله با دشمن به شهادت رسید. در حالی که نزدیک به یک سال و دو ماه از شهادت آقا مهدی می‌گذرد، همسرش فاطمه پورخلفی راوی مجاهدت‌ها و خاطرات مردی می‌شود که در زندگی مشترک‌شان، دنیایی حرف و خاطره از خود برجای گذاشته است. 

چطور با شهید سهرابی آشنا شدید؟ ایشان موقع شهادت چند سال داشتند؟ 

ما در یک محله زندگی می‌کردیم و خانواده‌ها با یکدیگر آشنایی داشتند. البته خودم شهید را قبل از ازدواج ندیده بودم. پدرم شهید را می‌شناخت و پدر آقا مهدی بحث خواستگاری را مطرح کردند. آن موقع من کلاس دوازدهم بودم. سال ۱۴۰۰ بود. شهید که متولد ۴اسفند سال ۷۹ است (می‌توانیم بگوییم متولد ۸۰ است) فقط ۲۰ سال داشت. بعد از خواستگاری و مراسم اولیه، نهایتاً ۲۷ اسفند سال ۱۴۰۰ عقد کردیم. دو سال و هفت ماه عقد بودیم و هشت ماه قبل از شهادت آقا مهدی ازدواج کردیم. بعد از قریب به سه سال و سه ماه و چند روز زندگی مشترک، ۲۷ خرداد سال ۱۴۰۴ آقا مهدی که فقط ۲۴ سال داشت، مجروح شد و بعد از چهار روز و نیم که در کما بود، به شهادت رسید. 

پس زمان خواستگاری، ایشان پاسدار نبودند؟ 

نه، آن موقع دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد بود. البته ایشان برای استخدام سپاه اقدام کرده و مراحلی از گزینش را هم گذرانده بود. بعد از استخدام در سپاه، آقا مهدی از دانشگاه انصراف داد و به دانشکده افسری در تهران رفت. یعنی ازدواج‌مان با استخدام آقا مهدی تقریباً در یک زمان صورت گرفت. 

اولین نکته‌ای که از اخلاق ایشان درک کردید چه بود؟ 

حسن‌خلق مهدی و ادب و احترامی که برای افراد قائل می‌شد، طوری بود که اگر کسی حتی یک بار مهدی را می‌دید، متوجه ادب در کردار و گفتارش می‌شد. بسیار مسئولیت‌پذیر بود و هر کاری را به بهترین نحو ممکن به آخر می‌رساند. اهل کمک کردن بود. فرقی نمی‌کرد به غریبه‌ها در قالب اردو‌های جهادی بسیج باشد یا به دوست و آشنا و غریبه یا در کار‌های خانه به من که همسرش بودم. نماز اول وقت برایش در اولویت قرار داشت و دائم‌الوضو بود. خیلی خوش‌اخلاق و مهربان بود و در نهایتِ ادب، فردی شوخ‌طبع بود. 

ما در این سه سال و چند ماه لحظات نابی را با هم تجربه کردیم. با هم نماز جماعت می‌خواندیم، با هم پیتزا یا کیک می‌پختیم، گاهی با هم ظرف می‌شستیم و بهترین رفیق و همراه برای همدیگر بودیم. یکی از بهترین اوقات دونفره ما نیز وقت‌هایی بود که به گلستان شهدا می‌رفتیم و بین مزار شهدا راه می‌رفتیم و از شهدا صحبت می‌کردیم. 

در همان گلزار شهدا که می‌رفتید، ایشان به شهید خاصی توجه داشتند؟ 

دو شهید بزرگوار بودند که مهدی بیشتر از بقیه شهدا به آنها توجه داشت: شهید سید جعفر موسوی که از شهدای دفاع مقدس و دایی پدر آقا مهدی هستند و الان پیکر شهید مهدی در کنار همین شهید گرانقدر دفن شده است. من یک نکته‌ای را هم می‌خواهم اینجا برای اولین بار بگویم؛ قبلاً جایی نگفته‌ام. زمانی که آقا مهدی به دنبال کار‌های استخدام در سپاه بودند، به سردار شهید غلامرضا یزدانی خیلی متوسل شدند و موانع و مشکلاتی که در کار گزینش پیش آمده بود، کاملاً حل شده بود. به همین خاطر مهدی علاقه خاصی هم به این شهید گرانقدر داشت. در اصل، شهید یزدانی که از شهدای عرفه هستند و کنار شهید احمد کاظمی به شهادت رسیدند، جواب توسل‌های آقا مهدی را داد و واسطه استخدام مهدی در سپاه شد. 

خود آقا مهدی از احتمال شهادتش حرف می‌زد؟ 

قبلاً عرض کردم که ایشان خیلی شوخ‌طبع بود و هر وقت که می‌خواست از شهادتش بگوید، طوری در لفافه و شوخی می‌گفت که من خیلی جدی نمی‌گرفتم. بعضی وقت‌ها هم که با جدیت از شهادت حرف می‌زد، آخرش را با شوخی تمام می‌کردیم. راستش از اخلاق و منش ایشان که به قول شهید سلیمانی «شهیدانه» زندگی می‌کرد، می‌توانستم حدس بزنم که ایشان به شهادت می‌رسد. اما اصلاً فکرش را نمی‌کردم که به این زودی‌ها چنین اتفاقی بیفتد. وقتی مهدی با ذوق از شهادت در جوانی می‌گفت، من با شوخی می‌گفتم: «نه! الان خیلی زود است. تو باید مثل سردار حاجی‌زاده و شهید طهرانی‌مقدم شوی و بعد شهید شوی. اصلاً وقتی ۶۳سالت شد، شهید شو.» در جوابم می‌خندید و با همان لحن آرام می‌گفت: «در جوانی شهید شدن یک لذت دیگری دارد.» من هم حرفش را به حساب مزاح می‌گرفتم و ازش می‌گذشتم. 

یک خاطره هم یادم افتاد که تعریف کنم. یک بار که به گلزار شهدا رفته بودیم، به مزار یک زن و شوهری رسیدیم که از جمله شهدای هواپیمای اوکراینی بودند. این صحبت بین‌مان رخ داد که اگر ما هم مثل این دو نفر با هم شهید بشویم خوب است. اما آقا مهدی گفت: «من باید شهید بشوم و شما بمانی و از من روایت کنی.» آن موقع خیلی به حرفش توجه نکردم. ولی الان کاملاً متوجه شدم که آن روز چه منظوری داشت. 

در صحبت‌های‌تان به فعالیت‌های قرآنی خودتان اشاره کردید. در این زمینه چه فعالیت‌هایی داشتید؟ 

تقریباً از زمان بچگی این توفیق را داشتم که بخشی از زندگی‌ام به آموزش قرآن گره خورده بود. از ترتیل و قرائت و حفظ و بعد که بزرگ‌تر شدم، در کنار ترتیل و حفظ، به مفاهیم قرآن هم پرداختم. الان هم بخشی از قرآن را حفظ هستم و افتخار خادمی و مربی‌گری حفظ قرآن را دارم. 

به عنوان یک دختر مذهبی، زندگی با شهید سهرابی باعث ارتقای معنوی شما شد؟ 

امام شهید یک جمله‌ای دارند به این مضمون که آن زندگی مبارک است که زن و شوهر بتوانند همدیگر را از لحاظ معنوی ارتقا بدهند. من از شهید بردباری و گذشت را یاد گرفتم و چند نکته اخلاقی که ایشان در آن زمینه‌ها خیلی جلوتر از من بود. در زمینه رعایت مسائل دینی هم شهید سهرابی چند شاخصه در رفتارهایش داشت. مثلاً همیشه دائم‌الوضو بود. می‌گفت: «وقتی می‌خواهیم دست و روی‌مان را بشوریم، چه فرقی می‌کند وضو بگیریم که فضیلت هم دارد.» همچنین ایشان در هر شرایطی حتی وقتی عجله داشت، حتماً بعد از هر نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) را می‌خواند. شاید به همین دلیل هم بود که مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها به شهادت رسید. 

به شهادت آقا مهدی برسیم. آخرین دیدارتان چه زمانی بود؟ 

۲۳ خردادماه که بامدادش جنگ شروع شد، یک روز قبل از عید غدیر بود و ما آن شب (شامگاه ۲۲ خرداد) به مراسم جشنی به مناسبت عید غدیر رفته بودیم. خیلی هم خوش گذشت و واقعاً شب خاطره‌انگیزی بود. یک جور‌هایی انگار خدا می‌خواست آخرین لحظات درکنار هم بودن‌مان یک شب خاطره‌انگیز باشد. بعد از اینکه به خانه برگشتیم و شام خوردیم، یادم است گویا یمن یکی از کشتی‌های اسرائیلی را زده بود. من با دیدن این خبر زیر لب و با لحن خاصی شعر «ای لشکر حیدر کرار» را می‌خواندم. مهدی پرسید: «چه شده؟» گفتم: «یمن، کشتی صهیونیست‌ها را زده و خیلی خوشحالم که بالاخره در دنیا یک نفر جلوی اسرائیل ایستاده است.» 

تقریباً ساعت یک بامداد بود که با مهدی تماس گرفته شد. با اینکه خواب‌آلود بود، با عجله آماده شد. پرسیدم: «خبری شده؟!» گفت: «نه. این آماده‌باش هم مثل آماده‌باش‌های دیگر است. می‌روم و احتمالاً دو ساعت دیگر یا نهایتاً تا صبح برمی‌گردیم.» خلاصه آقا مهدی رفت و صبح تماس گرفت و کمی صحبت کرد و در آخر از من خواست که به خانه مادرم بروم. من گفتم: «چی شده؟» گفت: «چیزی نیست، نگران نباش. فقط اینکه من فعلاً نمی‌توانم به خانه بیایم. باز هم تماس می‌گیرم.» بعد یک‌شنبه مجدداً تماس گرفت و آخرین باری که با آقا مهدی صحبت کردم، دوشنبه شب بود. بعدازظهر ۲۷ خرداد من خیلی حالم بد بود. استرس و دل‌آشوبه داشتم. شب، پدر ایشان تماس گرفت و گفت که مهدی مجروح شده است. (عصر مهدی مجروح شده بود) اول فکر کردم احتمالاً پایش مجروح شده. اما نمی‌دانستم که اوضاع وخیم‌تر از تصورات من است. 

گویا شهید سهرابی بعد از مجروحیت چند روزی بستری بودند؟ 

بله. ایشان چهار روز و نیم بعد از مجروحیت به شهادت رسید و در این چند روز در کما بودند. آن شب وقتی پدر مهدی به دنبال من آمد، مرا به خانه خودشان برد. پرسیدم: «چرا بیمارستان نمی‌رویم؟» در جواب بهانه می‌آوردند و می‌گفتند: «الان امکان ملاقات نیست.» من خیلی بی‌قرار بودم و یک لحظه آرام نمی‌شدم. نهایتاً از زن عموی شهید پرسیدم و گفتم: «راستش را به من بگویید.» ایشان گفت که آقا مهدی سوخته است و سوختگی‌اش زیاد است. صبح زود به بیمارستان رفتیم. اول اجازه ملاقات نمی‌دادند و بعد از چند ساعت بالاخره اجازه دادند به صورت محدود و همراه با پروتکل‌های خاص به ملاقات همسرم برویم. وقتی مهدی را دیدم، حالم خیلی بد شد. من تحمل دیدن کوچک‌ترین زخمی روی دست مهدی را نداشتم ولی آن موقع، با بدنی روبه‌رو شدم که از سر تا پا باندپیچی بود و صورتش هم ورم داشت. از همان لحظه بی‌قراری من دوچندان شد. هر بار که به بیمارستان می‌رفتیم، انگار روضه جدیدی در ذهن‌مان مرور می‌شد؛ روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵ درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفتند که پشت سرش کاملاً باز شده و قفسه سینه‌اش هم شکسته و بدنش پر از ترکش است. همان روز اول وقتی به خانه رفتم، بلافاصله پدر و مادرم به بیمارستان رفتند. بعد از آمدنشان حس می‌کردم حال آنها حتی از حال من هم بدتر است. به جرئت می‌توانم بگویم که پدر و مادرم دامادشان را مثل فرزند خودشان دوست داشتند و برای او بی‌تابی می‌کردند. از سؤال‌هایی که از من درباره جراحات مهدی می‌پرسیدند، فهمیدم که شاید آنها چیز‌هایی می‌دانند که من از آن بی‌اطلاعم. بعد از یک روز فهمیدم که فرق سر مهدی شکافته شده. مادرم از دکتر پرسیده بود که چرا بالشت زیر سر مهدی خیس است؟ دکتر به مادرم گفته بود: «یک واقعیتی هست که باید در جریان باشید. ضربه شدیدی به سر ایشان وارد شده و فرق سرش شکافته شده...» 

در روز‌های بعد هم باز به ملاقات شهید رفتیم. ولی هر بار که به بخشی که مهدی آنجا بود می‌رفتم، به قدری گریه می‌کردم که ناچار می‌شدند من را از بخش بیرون کنند. تا یک روز قبل از شهادتش که انگار خدا به واسطه انسی که با قرآن داشتم، یک صبر عجیبی به من عطا کرد. 

این صبری که گفتید، چطور به قلب شما آرامش داد؟ 

قبلش عرض کنم که من در آن چهار روز یا برای ملاقات مهدی به بیمارستان می‌رفتم یا به خاطر اینکه اصلاً خواب و خوراک نداشتم و حالم خیلی بد بود، مرا به درمانگاه می‌رساندند و سرم می‌زدند. روز آخر در حیاط بیمارستان نشسته بودم و قرآنی که با آن کلام‌الله را حفظ می‌کردم در دست داشتم. کمی قرآن خواندم. بعد به خدا گفتم: «داغ مهدی هرچه باشد، در برابر مصائب حضرت زینب سلام‌الله‌علی‌ها در کربلا چیزی نیست. حضرت زینب (س) داغ امام و چندین نفر از خانواده‌شان را دیدند. ولی خدایا من مثل خانم حضرت زینب (س) صبور نیستم. اگر به این طاقت و صبر کم من باشد که نمی‌توانم تحمل کنم. پس خدایا از خودت کمک می‌خواهم. اگر قرار است او جانباز شود و من پرستاری‌اش را بکنم، خودت توان و طاقتش را به من عطا کن و اگر هم قرار است مهدی شهید شود، صبرش را بده.» این حرف‌ها و راز و نیاز‌ها با خدا انگار یک آرامش عجیبی به من داد. با دلی آرام و قدمی استوار جمله «السلام علی قلب زینب الصبور» را زمزمه می‌کردم و از حیاط به اتاق محل بستری مهدی می‌رفتم. 

این بار بالای سر مهدی ایستادم، با او صحبت کردم و قرار و مدار‌هایی با او بستم. کمی قرآن خواندم و بعد هم از زیر قرآن ردش کردم و مهدی را، دلم را و مسیر کل زندگی‌ام را به خدا سپردم و راضی شدم به همان چیزی که خدا به آن راضی بود. 

همان جا از خدا خواستم برای ادامه این راه، حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) را به کمکم بفرستد. بالاخره سخت بود در این سن و سال، در اوج خوشبختی و جوانی بخواهم چنین غم سنگینی را به دوش بکشم. 

بامداد یکم تیر، دوباره حالم دگرگون شد. حس می‌کردم که این حال بد برای این است که پشت و پناه زندگی‌ام، مهدی، یا به شهادت رسیده یا اینکه قرار است به زودی شهید شود. قرآنم را برداشتم و در آغوش گرفتم. گفتم: «خدایا تو بگو امشب چه اتفاقی افتاده یا قرار است چه بشود؟» 

قرآن را باز کردم. صفحه ۸۹ آمد و اولین آیه‌ای که چشمم به آن خورد، آیه ۶۹ سوره نساء بود: وَمَن یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم مِّنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا. آنجا بود که فهمیدم از این به بعد، شکل بودن همسرم تغییر کرده و بهترین رفیق و یار و یاورم که مورد فضل ویژه خدا قرار گرفته، بهترین رفیق دنیا و آخرتم شده است. همان شب حدود ساعت ۳ (قبل از اذان صبح) روح بلند مهدی پر کشید. 

پس صبر را در این مصیبت انتخاب کردید؟ 

بله، البته من آدمی نبودم که بتوانم در نبود مهدی صبوری کنم. ولی خدا لطف کرد و چنان صبری در وجودم قرار داد که بعد از شنیدن خبر شهادت همسرم، کمک حضرت زهرا و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیهما) را حس می‌کردم و از اول تا آخر مسیر تشییع را پشت تابوت شهیدم رفتم. 

این را هم بگویم که مهدی خیلی محب امام حسن مجتبی علیه‌السلام بودند و همیشه دوست داشتند خادم‌الحسن باشند. هر موقع مراسمی برای امام حسن (ع) گرفته می‌شد، مهدی با اشتیاق فراوانی در آن محفل خدمت می‌کرد و هر جایی که می‌توانست را مزین به نام ایشان می‌کرد؛ پروفایل‌های فضای مجازی، لباس پاسداری و... همیشه می‌گفت: «دوست دارم کاری کنم و کمی از غربت آقا امام حسن (ع) کم شود.» 

به نظر من عشق مهدی به امام حسن (ع) آنجا خیلی خودش را نشان داد که مثل پدر و مادر امام حسن (ع) به شهادت رسید. یعنی مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها پیکرش سوخت و مثل امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام فرق سرش شکافته شد و در سحرگاه به شهادت رسید. 

در همه مراسم مهدی، روضه امام حسن (ع) خوانده شد و مهدی را شهید امام‌حسنی خطاب می‌کنند. چه افتخاری بالاتر از اینها برای یک خادم اهل‌بیت وجود دارد؟ 

به عنوان کلام آخر باید بگویم که شهدا، افرادی هستند که مثل ما بودند و به واسطه انجام کار‌های کوچکی که در کنار هم باعث شد شهیدانه زندگی کنند، خدا به آنها عنایت ویژه‌ای کرده و آنها را با عنوان شهید از دنیا برده است. 

شهدا از جمله شهید مهدی سهرابی که قبل از شهادتش هم فردی بسیار مهربان و دلسوز و اهل کمک کردن بود، قطعاً حالا که محدودیت زمانی و مکانی ندارند، دستشان برای کمک بازتر است. اگر دلمان را به آنها گره بزنیم و آنها را واسطه خیر از جانب خدا کنیم، دستگیر ما هستند. چرا که خدا زنده بودن شهدا را تضمین کرده است.


۱ ساعت قبل / سایت برترینها

این نوشیدنی خطر سرطان را کاهش می‌دهد

همشهری: چای به تنهایی نمی‌تواند از سرطان جلوگیری کند یا خطر ابتلا به آن را کاهش دهد. با این حال می‌تواند یک افزودنی مغذی به عنوان یک الگوی غذایی سالم باشد.

دکتر آمار ریواری، رئیس بخش انکولوژی پرتودرمانی در «لومینیس هلت» می‌گوید: چای حاوی تعدادی از ترکیبات گیاهی است که خواص آنتی‌اکسیدانی و ضدالتهابی دارند و برخی مطالعات ارتباطی بین مصرف چای و کاهش خطر ابتلا به برخی سرطان‌ها پیدا کرده‌اند.

او در ادامه هشدار می‌دهد که شواهد انسانی متناقض است و ما نمی‌توانیم بگوییم نوشیدن چای به خودی خود از سرطان جلوگیری می‌کند.

به گفته ریواری، افزودن یک یا دو فنجان چای سبز به برنامه روزانه، احتمالا به‌تنهایی تغییر چشمگیری در خطر ابتلا به سرطان ایجاد نمی‌کند، اما می‌تواند انتخابی سالم برای نوشیدن باشد.

در این مطلب به آنچه درباره ارتباط احتمالی میان چای سبز و خطر سرطان وجود دارد، می‌پردازیم.

کمک به محافظت از سلول‌ها در برابر آسیب

پلی‌فنول‌های موجود در چای می‌توانند به عنوان آنتی‌اکسیدان عمل کنند و به خنثی‌سازی رادیکال‌های آزاد و محدود کردن تجمع گونه‌های فعال اکسیژن که می‌توانند به سلول‌ها آسیب برسانند، کمک کنند.

با گذشت زمان، آسیب DNA انباشته شده می‌تواند به ایجاد سرطان کمک کند. پلی‌فنول‌های چای با کمک به کاهش استرس اکسیداتیو و آسیب سلولی ناشی از آن، از نظر تئوری ممکن است به محافظت در برابر برخی از تغییراتی که در ایجاد سرطان نقش دارند، کمک کنند.

کمک به کاهش التهاب

پژوهش‌های آزمایشگاهی نشان می‌دهند که ترکیبات آنتی‌اکسیدانی مانند EGCG در چای سبز ممکن است با مهار مسیرهای التهابی و کاهش تولید مولکول‌های التهابی، بر برخی از فرایندهای ایجاد سرطان تأثیر بگذارند. EGCG با کمک به کنترل پیام‌رسانی التهابی، می‌تواند از نظر تئوری محیطی ایجاد کند که برای سرطان مساعد نباشد.

اختلال در رشد سلول‌های سرطانی

کاتچین‌های موجود در چای سبز ممکن است بر تکثیر سلولی یا همان فرآیندی که طی آن سلول‌ها رشد کرده و تکثیر می‌شوند تأثیر بگذارند. از آنجا که تقسیم کنترل‌نشده سلول‌ها یکی از ویژگی‌های بارز سرطان است، کند کردن روند تکثیر سلولی. ممکن است به پیشگیری از پیدایش یا پیشرفت سلول‌های سرطانی کمک کند.




 تلاطم بورس در مرز حساس
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تلاطم بورس در مرز حساس

بورس تهران پس از رشد 60درصدی از ابتدای سال، اکنون در آستانه ورود شاخص کل به کانال ۶‌میلیون واحدی با احتیاط بیشتری حرکت می‌کند. نزدیک شدن به این مرز روانی، از یک‌سو میل برخی معامله‌گران به شناسایی سود را افزایش داده و از سوی دیگر، بخشی از سرمایه‌گذاران همچنان به تداوم روند صعودی امیدوارند. همین وضعیت، بازار را در نقطه‌ای مردد قرار داده است. با وجود چهارمین هفته متوالی مثبت بورس، دو سناریو برای مسیر پیش‌روی بازار سهام مطرح است. در سناریوی نخست، عطش خریداران می‌تواند عرضه‌های ایجادشده در بازار را جذب کند و تداوم حضور ارزش معاملات در سطوح بالا نیز می‌تواند به عبور شاخص از مرز ۶‌میلیون واحد و رسیدن به ارتفاعات بالاتر منجر شود. اما در سناریوی دیگر، رشدهای اخیر زمینه شناسایی سود را فراهم می‌کند و کاهش قدرت تقاضا می‌تواند شاخص را وارد فصل جدیدی از نوسان و استراحت کند. کارشناسان معتقدند، واکنش بورس …

 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 چرا ترقی‌خواهان، دموکرات‌های سنتی را شکست می‌دهند؟
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا ترقی‌خواهان، دموکرات‌های سنتی را شکست می‌دهند؟

دنیای‌اقتصاد: تحلیلگران رسانه‌ای بارها با سردرگمی تلاش کرده‌اند بفهمند چرا نامزدهای مترقی در آمریکا با وجود بودجه‌های انتخاباتی بسیار کمتری که دارند، دموکرات‌های سنتی را در انتخابات مقدماتی شکست می‌دهند. پاسخ این معما چندان پیچیده نیست. مترقی‌ها برخلاف دموکرات‌های تشکیلات‌گرا درباره مشکلات واقعی خانواده‌های طبقه کارگر صحبت می‌کنند و برای آنها راه‌حل‌های عملی دارند. این مشکلات طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود که از فساد در نظام مالی انتخابات و نابرابری بی‌سابقه ثروت تا بحران سیستم درمان، تهدیدهای هوش مصنوعی و سیاست خارجی مخرب را دربرمی‌گیرد.

 محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس

آرمان امروز : هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم چهار سال حبس صادر شده است. هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم [ ]

 بالاترین نشان تاب‌آوری و مسئولیت‌پذیری در روزهای جنگ برای پتروشیمی تبریز
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

بالاترین نشان تاب‌آوری و مسئولیت‌پذیری در روزهای جنگ برای پتروشیمی تبریز

آرمان امروز : پتروشیمی تبریز در ششمین دوره جشنواره روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی و همایش «شرکت‌های پیشرو در زمینه مسئولیت اجتماعی ارتباط‌محور»، موفق به دریافت «نشان عالی مسئولیت اجتماعی» و عنوان «برند خوب» شد؛ موفقیتی که با توجه به ارزیابی عملکرد سازمان‌ها در شرایط جنگی و بحران، اهمیت ویژه‌ای دارد. ششمین دوره این جشنواره [ ]

 حکم نهایی نظام وظیفه بیرانوند اعلام شد
۲ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

حکم نهایی نظام وظیفه بیرانوند اعلام شد

سردار زاهدی، معاون نظام وظیفه عمومی اعلام کرد: علیرضا بیرانوند از مهرماه ۱۴۰۵ سرباز خواهد شد و دیگر امکان بازی برای تراکتور را نخواهد داشت.