قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۳/۳۰

تجارت پس از ریزش دیوار تحریم‌ها

دنیای اقتصاد: اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته با مجموعه‌ای از چالش‌های ساختاری مواجه بوده که آثار آن در حوزه‌های تجارت، تولید و فعالیت‌های اقتصادی به‌وضوح قابل مشاهده است. بخش قابل‌توجهی از این مشکلات، حاصل تداوم تحریم‌های بین‌المللی و محدودیت در تعاملات سازنده اقتصادی با جهان بوده است. در این دوره، تجارت خارجی کشور با روندی از توسعه‌نیافتگی مواجه شده، تولید داخلی تحت فشار قرار گرفته، نظام بانکی از استانداردهای نوین جهانی فاصله گرفته و توان جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی نیز تضعیف شده است. مجموع این تحولات، رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط اقتصادی با جهان را به یکی از مهم‌ترین مطالبات فعالان اقتصادی تبدیل کرده است.
 تجارت پس از ریزش دیوار تحریم‌ها



۴ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

سیاست‌های تورم‌زا اقتصاد ایران را از درون تهی کرده است

به گزارش تجارت نیوز، فرشاد مومنی در همایش «انرژی، معیشت، امنیت ملی» با اشاره به شرایط اقتصادی کشور اظهار کرد: تک‌تک ما باید با توجه به شرایط کنونی کشور، یکدیگر را دعوت کنیم که مسائل را با دقت و از زوایای مختلف ببینیم. آنجایی که مسائل ما ریشه معرفتی دارد، باید با ابزارهای متناسب با همان حوزه به آن نگاه کنیم و آنجایی که مسائل ریشه در فساد دارد، ابزارها متفاوت است.

وی با انتقاد از آنچه طی سال‌های گذشته تحت عنوان بازارگرایی در ایران دنبال شده است، گفت: در این دوره، رویکردی به نام بازارگرایی مطرح شد که به قیمت ایجاد فقر و نابرابری‌های گسترده برای بخش‌های مهمی از جمعیت کشور تمام شده است. در عین حال باید آن نظریه‌ای را که با ابزار دستکاری‌شده‌ای به نام بازار، این وضعیت را توجیه کرده است، مورد بازخواست قرار دهیم.

مومنی افزود: در تمام این دوره، نهادی وجود داشته که باید اسلامیت، انطباق با قانون اساسی و قواعد حاکم بر کشور را ارزیابی می‌کرد. باید پرسید با چه رویکردی از اسلام گفته شد که این سیاست‌ها نه اشکال شرعی دارند و نه اشکال قانون اساسی، در حالی که از دل آن‌ها این حجم از فقر، فساد، نابرابری و وابستگی پدید آمده است.

این اقتصاددان ادامه داد: نگرش‌هایی به جای نگرش‌های افرادی مانند شهید بهشتی و طالقانی، مبنای اسلامی بودن قرار گرفته است. دکتر سبحانی نیز چندین سال پیش این مسئله را مطرح کرد، اما کسی به آن اعتنا نکرد. شورای نگهبان برای اینکه خیال خود را راحت کند، از رویکردی تحت عنوان «عدم مغایرت» استفاده کرده است، با تعریفی که از عدم مغایرت ارائه شده است.

وی با بیان اینکه مسائل کشور باید به اندازه پیچیدگی آن‌ها مورد توجه قرار گیرد، اظهار کرد: مدت‌هاست بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌های کلیدی کشور فراتر از مجلس و دولت و در چارچوب مصوبه‌های خاص انجام می‌شود. از همان زمانی که اختیارات غیرعادی به برخی بخش‌ها داده شد، افرادی به‌صراحت هشدار دادند که این روند اوضاع را بدتر خواهد کرد. امروز نیز دیده‌ایم که دور زدن مجلس، صرف‌نظر از کیفیت مجلس، کیفیت سیاست‌گذاری در ایران را بسیار فاجعه‌آمیزتر کرده است.

مومنی با تأکید بر ضرورت بازنگری اساسی در سیاست‌های اقتصادی گفت: وقتی تحت سیطره نهادهایی هستیم که مناسبات آن‌ها بر فقیر و ذلیل کردن اکثریت جمعیت و تقویت مافیاها استوار است، جابه‌جایی افراد، چه بین دولت‌ها و چه در درون دولت‌ها، در بهترین حالت آثار کوتاه‌مدت خواهد داشت.

وی افزود: مسئله حیاتی این است که باید با نظام تصمیم‌گیری اساسی کشور صحبت کنیم و بگوییم رویکردی را انتخاب کرده‌اید که اصالت را به مدل‌های لحظه‌ای و آنچه بازارگرایی نامیده می‌شود، می‌دهد؛ اما این رویکرد را در کشوری به کار می‌برید که با عدم تعادل‌های ساختاری مزمن مواجه است.

رئیس موسسه دین و اقتصاد با اشاره به اینکه طی دهه‌های گذشته منتقدان این سیاست‌ها با واکنش‌هایی مواجه شده‌اند، گفت: از روز اول، نقدهایی که به این رویه وجود داشت یا تجزیه و تحلیل نمی‌شد، یا معترضان را می‌ترساندند و تنبیه می‌کردند و مسائل را از امروز به فردا می‌رساندند. اکنون نزدیک به چهار دهه گذشته است و داده‌هایی که نهادهای رسمی خودشان منتشر کرده‌اند، دیگر امکان تکذیب و انکار مسئله را باقی نمی‌گذارد.

وی ادامه داد: برای آن بخش از ساختار قدرت که بقای خودش، معیشت مردم و امنیت کشور برایش اهمیت دارد، خوب است بررسی کند که در این چهار دهه چه تصوراتی داشته و چه اتفاقی افتاده است. دیگر نمی‌توان با برگزاری جلساتی که در آن‌ها به قول خودشان خالص‌سازی می‌کردند تا صدای دیگری شنیده نشود، مسئله را حل کرد.

مومنی گفت: مسئله حیاتی دیگر، عجز حکومت در اصلاح رویه‌هایی است که خودش نیز قبول دارد غلط است. علت این عجز آن است که در پرتو مجموعه سیاست‌هایی که ما آن را ساختاری می‌نامیم، حکومت به دست خود از حاکمیت بر بخش‌هایی از اقتصاد تهی شده است.

وی افزود: بخش‌های بزرگی از بازار پول، بازار ارز، بازار سرمایه و بازار کالا دیگر تحت اراده حکومت نیست و مطلقاً از سیاست‌های حکومت تبعیت نمی‌کند. در میان این بازارها، اسفبارترین وضعیت مربوط به بازار کار است. خود دولت گزارش می‌دهد که نزدیک به دو سوم بازار کار ایران غیررسمی است؛ یعنی اراده سیاست‌گذار به بخش بزرگی از این بازار اصابت نمی‌کند و حقوق قانونی نیروی کار نیز به این شاغلان تعلق نمی‌گیرد.

این اقتصاددان با بیان اینکه شغل در ایران قادر به رفع فقر نیست، اظهار کرد: این مسئله به صدها شکل در گزارش‌های رسمی منعکس شده است. تحت نهادهای بهره‌کش و این مناسبات، همه‌چیز به سمتی می‌رود که منافع حکومت و تولیدکنندگان در مرکز قرار گیرد و عامه مردم در حاشیه باشند.

مومنی با اشاره به وضعیت پنج بازار اصلی گفت: پنج بازاری که درباره آن‌ها صحبت کردم، میان‌تهی و از کار افتاده شده‌اند و باید برای این مسئله فکری کرد. در بازار سرمایه ایران، تقریباً ۸۵ درصد آن در کنترل… است. در بازار پول نیز کسانی که از خلق پول از هیچ، به دنبال ثروت‌اندوزی‌های غیرعادی هستند، نقش قابل توجهی پیدا کرده‌اند.

وی افزود: بر اساس گزارش‌های رسمی، به ازای هر یک واحدی که نقش رسمی کشور در خلق نقدینگی دارد، بانک‌های عمدتاً خصوصی سهمی بیش از شش واحد دارند. با این حال، وقتی با اتفاقی که در بازار پول رخ می‌دهد مواجه می‌شویم، به جای اصلاح سیاست غلطی که حکومت را از حاکمیت تهی کرده است، رئیس بانک مرکزی را جابه‌جا می‌کنیم.

مومنی با بیان اینکه مسئله اقتصادی کشور به موضوع امنیت ملی نیز ارتباط پیدا کرده است، گفت: در یک افق بلندمدت، ما با نظمی مواجه شده‌ایم که به خارج متکی است و خانواده‌های بسیاری را در اسارت فقر و نابرابری قرار داده است.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم تصور کنیم که نظام حکومتی ما به‌کلی میان‌تهی شده است، باید به گزارش‌های رسمی مراجعه کنیم. در این گزارش‌ها، وقتی درباره علت شرایط موجود صحبت می‌شود، همه از بی‌ثباتی، ناامنی و بحران سخن می‌گویند؛ اما باید پرسید این بی‌ثباتی چه کاری انجام می‌دهد.

رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: یکی از استدلال‌هایی که مطرح می‌شود این است که انحصارگران مافیایی از قدرت قیمت‌گذاری دلبخواه استفاده می‌کنند و به سیاست‌ها تن نمی‌دهند و در نتیجه، فشارها را از طریق سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی به مردم منتقل کنیم.

وی افزود: استدلال دیگر این است که بخش بزرگی از صادرکنندگان، با وجود قوانین، ارزهای صادراتی خود را برنمی‌گردانند و نتیجه‌ای که از آن گرفته می‌شود این است که باید فشار را بر مردم و تولیدکنندگان وارد کرد.

مومنی تصریح کرد: از همه تکان‌دهنده‌تر این است که گفته می‌شود چون به سیاست‌های تورم‌زا معتاد شده‌ایم و نمی‌توانیم از آن اجتناب کنیم، چاره‌ای جز وارد کردن شوک‌های پی‌درپی به نرخ ارز نداریم. این یعنی به زبان بی‌زبانی، اصلاح رفتار و منافع الیگارشی‌ها به حاشیه رفته و هزینه اصلاحات بر مردم و تولیدکنندگان تحمیل می‌شود.

وی با بیان اینکه در یک نگرش بلندمدت، زمان از دست می‌رود، اظهار کرد: سیاستی اجرا می‌شود که شاید از صد بار، صد بار شکست بخورد و دوباره صورتک‌هایی را می‌بینیم، در حالی که اصل ماجرا در جای دیگری است. باید هرچه زودتر به دنبال راهکار باشیم تا مسیر برای اصلاحات واقعی باز شود.

مومنی با اشاره به محدودیت منابع ارزی کشور گفت: باید پرسید منابع ارزی محدود را به واردات خودرو اختصاص دهیم یا به واردات دارو و نیازهای اساسی مردم؟ برای پاسخ به این پرسش، به سطح بالاتری از تفکر و تصمیم‌گیری نیاز داریم.

وی افزود: بنیان‌های نظری این رویکردها و سازوکارهای عملیاتی کردن آن‌ها برای ایران نیز مورد توجه قرار گرفته بود، اما در اینجا از ورود به آن بحث صرف‌نظر می‌کنم و فقط می‌خواهم به یکی دو نکته اشاره کنم که نشان می‌دهد مسئله دیگر فقط بخش کشاورزی یا صنعت نیست، بلکه مسئله امنیت است.

این اقتصاددان ادامه داد: چرا تصور می‌کنیم اگر بعد از ماجرای تنگه هرمز، کشور تحت محاصره قرار گیرد، با فشارهای غیرعادی مواجه خواهیم شد؟ زیرا در پرتو نهادهای بهره‌کش، شیره جان کشاورز و صنعتگر کشور را کشیده و تقدیم مافیاها کرده‌ایم. تا زمانی که این مناسبات متوقف نشود، امکان ندارد بتوانیم در همه عرصه‌های حیات اقتصادی و اجتماعی ایران کار جدی انجام دهیم.

مومنی تأکید کرد: از این زاویه، آسیب‌پذیری ما برای حفظ تمامیت ارضی کشور بسیار بالاست و در این زمینه هیچ تعارفی وجود ندارد. اگر اوضاع و احوال به‌گونه‌ای بود که توصیه‌های منطقی و این مسائل دیگر کارساز نبود، باید رمان بنویسند و تئاتر اجرا کنند. در قرن بیست‌ویکم، در ربع یا نیمه نخست این قرن، اینکه یک مقام کلیدی کشور بگوید اگر من … ارزی ایجاد نمی‌کردم، کشور…، بسیار تأسف‌بار و حتی شرم‌آور است.

وی با اشاره به پیامدهای سیاست‌های تورم‌زا گفت: اساساً سیاست‌های تورم‌زا و اشتغال‌زدا در تمام دنیا و حتی در همان متونی که خود دولت منتشر می‌کند، به‌عنوان سیاست‌هایی شناخته می‌شوند که از طریق کمیابی مصنوعی، قحطی را به بخش بزرگی از جمعیت تحمیل می‌کنند.

مومنی افزود: این سیاست‌ها متوقف نمی‌شوند، زیرا بسیاری از متقاضیان نه به دلیل اینکه کالا وجود ندارد، بلکه به دلیل اینکه قدرت خرید ندارند، از گردونه تقاضا خارج می‌شوند. در این شرایط، این همه محرومیت و قحطی‌زدگی به جمعیت تحمیل می‌شود و حتی بابت اینکه عرضه ارزاق با مشکل مواجه نشده است، منت نیز گذاشته می‌شود.

وی در پایان گفت: وقتی اقتصاد به سمت یک بحران فراگیر در تقاضای مؤثر می‌رود، مشکل کشور دسترسی به کالا نیست؛ مشکل این است که اکثریت قاطع فقرا اصلاً قادر به اعمال تقاضا نیستند.

منبع: ایسنا


۹ دقیقه قبل / روزنامه تعادل

قصه یک گیمر خسته در یک شب معمولی نیست

بيشتر از آنكه سرگرم ‌ كننده باشد، اضطراب ‌ آور است. به سراغ يخچال مي ‌ رود و با كويري روبرو مي ‌ شود كه پيش ‌ تر نمونه ‌ اش را فقط در بازي «رد دد» ( Red Dead Redemption ) ديده بود. دوباره روي كاناپه برمي ‌ گردد و موبايل را برمي ‌ دارد. با هزار مكافات راهي براي دور زدن محدوديت ‌ ها پيدا مي ‌ كند و به اينستاگرام مي ‌ رسد. چند دقيقه ‌ اي ميان اينترنت كند و محتواهاي «برين ‌ رات» ( Brain rot ) مي ‌ چرخد تا چشمش به پست يك استريمر خارجي مي ‌ افتد؛ پستي درباره همان بازي آنلايني كه زماني ساعت ‌ ها سرگرمش مي ‌ كرد اما در دوران قطعي اينترنت آنقدر از آن دور مانده كه تقريبا فراموشش كرده بود. لپ ‌ تاپ را روشن مي ‌ كند و با اميدي نه چندان زياد وارد بازي مي ‌ شود؛ اما خيلي زود با خطاي دسترسي روبرو مي ‌ شود. يادش مي ‌ آيد پيش از جنگ از يك سرويس رفع تحريم و DNS استفاده مي ‌ كرد. سرويس قديمي ديگر مثل گذشته كار نمي ‌ كند. كمي جست ‌ وجو مي ‌ كند، تبليغ سرويس ديگري را كه قبلا در يك كانال تلگرامي ديده بود پيدا مي ‌ كند و اشتراك مي ‌ خرد. اين ‌ بار بازي بالا مي ‌ آيد. براي مدتي كوتاه مي ‌ تواند از دنياي بيرون فاصله بگيرد و به سرگرمي ‌ اي برگردد كه يادآور روزهاي عادي ‌ تر است. اما اين حال چندان دوام نمي ‌ آورد. ابتدا اينترنت كند مي ‌ شود و كمي بعد ارتباط كاملا از دست مي ‌ رود. بازي را مي ‌ بندد. از نيمه شب گذشته و بايد به رخت ‌ خواب برود؛ اما يك سوال همچنان باقي مانده است: مشكل وصل نشدن بازي دقيقا كجاست و چرا دسترسي به يك سرگرمي آنلاين بايد اينقدر دشوار باشد؟ اين فقط قصه يك گيمر خسته در يك شب معمولي نيست. تجربه گيمينگ آنلاين براي بسياري از كاربران ايراني به چرخه ‌ اي از اتصال، اختلال، تغيير DNS ، افزايش پينگ، قطع شدن و تلاش دوباره تبديل شده است. از جنگ و از دسترس خارج شدن برخي سرورهاي منطقه ‌ اي بازي ‌ ها تا حدود ۸۰ روز قطعي و اختلال اينترنت، مجموعه ‌ اي از اتفاق ‌ ها باعث شده سرويس ‌ هاي رفع تحريم و كاهش پينگ گيمينگ نيز يكي از دشوارترين دوره ‌ هاي فعاليت خود را پشت سر بگذارند.

 

     از دوبي به اروپا؛ پينگ بالاي ۱۰۰

يكي از تغييراتي كه پس از جنگ مستقيما روي تجربه گيمرها اثر گذاشت، اختلال در اتصال به سرورهاي منطقه ‌ اي دوبي و امارات بود. كاربران برخي بازي ‌ هاي محبوب مانند كانتر استرايك ديگر نمي ‌ توانند مانند گذشته به سرورهاي دوبي متصل شوند و ناچارند سرورهاي اروپايي را انتخاب كنند. نتيجه، افزايش پينگ است كه در مواردي به بيش از ۱۰۰ ميلي ‌ ثانيه مي ‌ رسد. اما دورتر شدن سرور بازي تنها بخشي از مشكل است. اميرعباس كنعاني، مديرعامل الكترو نيز بخش مهمي از اختلال ‌ هاي فعلي را به محدودسازي يا اختلال روي پروتكل ‌ هايي مانند UDP مرتبط مي ‌ داند؛ پروتكلي كه بخش مهمي از ارتباط لحظه ‌ اي در بازي ‌ هاي آنلاين بر بستر آن انجام مي ‌ شود. در بسياري از بازي ‌ ها كاربر مي ‌ تواند بدون مشكل وارد محيط اوليه شود، زيرا احراز هويت و اتصال اوليه از طريق TCP انجام مي ‌ شود. دردسر از زماني آغاز مي ‌ شود كه كاربر وارد مرحله يافتن حريف يا همان مچ ‌ ميكينگ مي ‌ شود؛ جايي كه ارتباط لحظه ‌ اي بازي بيشتر به UDP وابسته است. در اين مرحله ممكن است اتصال با تاخير انجام شود، كاربر از صف خارج شود يا اساسا نتواند به سرور بازي برسد.

 

     تحريم يك طرف، فيلترينگ طرف ديگر

در تحريم خارجي، معمولا IP كاربر ايراني مسدود است و در بسياري از موارد مي ‌ توان با تغيير مسير يا استفاده از DNS مناسب اين محدوديت را پشت سر گذاشت. اما زماني كه خود IP هاي سرويس رفع تحريم در داخل فيلتر مي ‌ شوند، ماجرا پيچيده ‌ تر مي ‌ شود. شدت فيلتر شدن IP ها باعث شده شلتر براي حفظ سرويس به ‌ جاي حدود ۱۰۰ IP ، گاهي مجبور به تهيه ۳۰۰ IP شود. به گفته او، فقط هزينه يك سرور مي ‌ تواند ماهانه حدود ۱۰ ميليون تومان باشد و هزينه تعويض IP ها در طول سال براي اين مجموعه به صدها ميليون تومان برسد. فيلتر شدن ناگهاني و بدون اطلاع قبلي IP سرورها، تيم فني را ناگهان با سرويسي از دسترس خارج ‌ شده و كاربراني مواجه مي ‌ كند كه انتظار دارند مشكل در كوتاه ‌ ترين زمان برطرف شود. اين محدوديت ‌ ها حتي به درگاه پرداخت رسيده است. به همه اينها بايد قطعي برق را نيز اضافه كرد. خاموشي ‌ هاي منطقه ‌ اي گاهي تجهيزات مخابراتي را نيز از مدار خارج مي ‌ كند و كيفيت اينترنت كاربران تا سطح شبكه 3 G كاهش مي ‌ يابد.

 

     DNS قرار نيست اينترنت را تعمير كند

در اين چرخه، كاربر معمولا يك مقصر در دسترس دارد، سرويس DNS يا رفع تحريمي كه بابت آن پول پرداخت كرده است. وقتي بازي قطع مي ‌ شود، پينگ بالا مي ‌ رود يا كاربر از سرور بيرون ميفتد، اولين تصور اين است كه سرويس خريداري ‌ شده كار نمي ‌ كند. اين تصور از كاركرد DNS دقيق نيست. در بسياري از بازي ‌ ها DNS عمدتا در مرحله ابتدايي اتصال و براي ترجمه دامنه به IP يا عبور از محدوديت جغرافيايي نقش دارد. پس از آن، ارتباط بازي مستقيما با سرور برقرار مي ‌ شود. بنابراين اگر اينترنت پايه كاربر با پكت ‌ لاس، نوسان يا قطعي روبرو باشد، DNS نمي ‌ تواند آن را برطرف كند. به بيان ساده، سرويس رفع تحريم مي ‌ تواند يك مانع را از مسير بردارد، اما قرار نيست تمام مشكلات مسير را حل كند. در ماه ‌ هاي گذشته دلايل ديگري مانند نوع NAT ، قرار داشتن كاربران پشت CGNAT يا غيرفعال بودن IPv 6 نيز به عنوان علت اختلال بازي ‌ ها مطرح شده است. بررسي ‌ هاي شلتر اما نشان مي ‌ دهد CGNAT را نمي ‌ توان عامل اصلي مشكلات مچ ‌ ميكينگ در بازي ‌ هايي دانست كه سرور اختصاصي دارند. فعال شدن IPv 6 نيز تا زماني كه محدوديت روي مسير ارتباطي و UDP باقي باشد، به ‌ تنهايي مشكل را برطرف نمي ‌ كند. اثر اين وضعيت بيشتر در بازي ‌ هايي ديده مي ‌ شود كه به ارتباط لحظه ‌ اي و پايدار حساس ‌ اند؛ از كال ‌ آف ‌ ديوتي ( Call Of Duty ) پابجي ( Pubg ) و ايپكس لجندز ( Apex Legends ) گرفته تا فورتنايت ( Fortnite ) و بخش آنلاين سري FC . در چنين بازي ‌ هايي چند لحظه ناپايداري شبكه مي ‌ تواند نتيجه يك مسابقه را تغيير دهد يا اساسا كاربر را از بازي بيرون بيندازد.

 

     سوالي كه جوابي برايش نيست

حالا مي ‌ توان دوباره به همان گيمر ابتداي گزارش برگشت. مشكل او دقيقا كجاست؟ جواب در يك كلمه خلاصه نمي ‌ شود بلكه زنجيره ‌ اي از مشكلات است كه تجربه نامطلوبي براي او مي ‌ سازد. ممكن است سرور منطقه ‌ اي بازي ديگر در دسترس نباشد و اتصال او به اروپا هدايت شود. ممكن است مسير UDP با اختلال روبرو باشد. ممكن است IP سرويس رفع تحريم فيلتر شده باشد، كيفيت اينترنت پايه افت كرده باشد يا حتي خاموشي، تجهيزات مخابراتي يا سرور داخلي را از مدار خارج كرده باشد. در سمت ديگر نيز همچنان تحريم شركت ‌ هاي خارجي وجود دارد. همين تعدد عوامل، گيمر ايراني را وارد چرخه ‌ اي كرده كه پيدا كردن مقصر در آن آسان نيست. سرويس ‌ هايي كه زماني قرار بود تنها مانع تحريم خارجي را كنار بزنند، حالا خودشان بايد از ميان فيلترينگ IP ، اختلال پروتكل ‌ ها، قطعي اينترنت و برق راهي براي رسيدن كاربر به سرور بازي پيدا كنند. براي كاربري كه نيمه ‌ شب فقط مي ‌ خواهد چند دست بازي كند، البته اين تفكيك چندان اهميتي ندارد. او نه UDP مي ‌ بيند، نه مسير روتينگ و نه IP فيلترشده؛ فقط دكمه ‌ اي را مي ‌ زند كه بايد او را وارد بازي كند كه نمي ‌ كند. شايد همين، ساده ‌ ترين توضيح براي پيچيدگي وضعيت امروز باشد: رسيدن به يك سرگرمي آنلاين ساده، به عبور از زنجيره ‌ اي از محدوديت ‌ ها وابسته شده است. تا زماني كه اين زنجيره كوتاه نشود، آن سوال هم هر شب همراه گيمر به تخت برمي ‌ گردد: «اين ‌ بار مشكل دقيقا كجاست؟»

 


۳۵ دقیقه قبل / روزنامه تعادل

جنگ اقتصادی بعد از شکست نظامی

بهمن اکبری|اعلام «عمليات اقتصادي خردكننده» را از سوي ترامپ نبايد تنها تكرار سياست تحريم‌هاي اقتصادي عليه ايران دانست. آنچه در اظهارات اخير رييس‌جمهور امريكا، وزير خزانه‌داري و معاون او برجسته شده، نشانه حركت واشنگتن از تحريم مستقيم ايران به سوي فشار بر شبكه اقتصادي پيرامون ايران است؛ يعني هدف قرار دادن بانك‌ها، شركت‌هاي كشتيراني، خريداران نفت، واسطه‌هاي مالي و كشورهايي كه همچنان حاضرند با تهران تجارت كنند.اگر تحريم‌هاي پيشين عمدتا بر «قطع دسترسي ايران» متمركز بود، مرحله جديد مي‌كوشد هزينه «تعامل با ايران» را براي ديگران افزايش دهد. به تعبير دقيق‌تر، امريكا مي‌خواهد ايران را نه تنها از بازارهاي جهاني، بلكه از شبكه‌هاي رسمي و نيمه‌رسمي مبادلات بين‌المللي نيز منزوي كند. اين تغيير رويكرد، از يك واقعيت مهم نيز حكايت دارد: فشار نظامي به‌تنهايي نتوانسته اهداف سياسي مورد نظر واشنگتن را محقق سازد و اكنون اقتصاد به ميدان اصلي منازعه تبديل شده است.

    ۱. مساله اصلي؛ تحريم بيشتر يا معماري جديد فشار؟: ايران نزديك به پنج دهه تجربه مواجهه با تحريم‌هاي امريكا را پشت سر گذاشته است. تحريم براي اقتصاد ايران پديده‌اي تازه نيست، بلكه به بخشي از محيط راهبردي آن تبديل شده است.از اين‌رو، پرسش درست اين نيست كه «آيا تحريم‌هاي جديد به ايران آسيب مي‌زند؟» پاسخ روشن است: بله، فشار اقتصادي مي‌تواند هزينه‌هاي قابل توجهي ايجاد كند.پرسش اساسي‌تر اين است: آيا تحريم‌هاي جديد قادر خواهند بود رفتار راهبردي ايران را تغيير دهند؟ اين دو مساله نبايد با يكديگر خلط شود. تحريم مي‌تواند رشد اقتصادي را كاهش دهد، هزينه مبادلات را افزايش دهد، درآمدهاي نفتي را محدود كند، نرخ سرمايه‌گذاري را پايين آورد و فشار بر معيشت را تشديد كند؛ اما تبديل اين آسيب اقتصادي به امتياز سياسي و تغيير رفتار راهبردي مساله‌اي است كاملا متفاوت.تجربه چند دهه گذشته نشان داده است كه ميان «تحريم موثر» و «تحريم موفق» فاصله وجود دارد.

    ۲. ويژگي مهم دوره جديد؛ هدف گرفتن كشورهاي ثالث: بر اساس گزارش بي‌بي‌سي، اسكات بسنت، وزير خزانه‌داري امريكا تهديد كرده است كه هر كشوري كه با ايران تجارت كند، از جمله در حوزه انتقال پول، خريد نفت يا حمل‌ونقل دريايي، ممكن است با تحريم مواجه شود.اين همان نقطه‌اي است كه دوره جديد را از تحريم‌هاي كلاسيك متمايز مي‌كند.واشنگتن مي‌خواهد محاسبه هزينه - فايده كشورهاي ثالث را تغيير دهد. اگر يك بانك چيني، شركت تركيه‌اي، شبكه تجاري عراقي يا شركت كشتيراني منطقه‌اي احساس كند كه همكاري با ايران مي‌تواند دسترسي آن به دلار، نظام مالي امريكا يا بازارهاي غربي را تهديد كند، ممكن است حتي بدون موافقت سياسي با واشنگتن، از همكاري با تهران عقب‌نشيني كند.در نتيجه، ميدان واقعي جنگ اقتصادي ديگر فقط ايران نيست، بلكه شبكه روابط اقتصادي ايران با جهان است.

    ۳. نقطه قوت امريكا؛ دلار، شبكه مالي و تحريم ثانويه: مهم‌ترين مزيت ساختاري امريكا در اين جنگ، حجم تجارت دوجانبه امريكا و ايران نيست، بلكه قدرت شبكه‌اي اقتصاد امريكاست.امريكا از سه اهرم برخوردار است: نخست، نقش دلار در تجارت و ذخاير جهاني؛ دوم، جايگاه نظام مالي امريكا و دسترسي به شبكه‌هاي بانكي بين‌المللي؛ سوم، توانايي اعمال تحريم ثانويه عليه شركت‌ها و موسسات خارجي.از اين‌رو ممكن است واشنگتن بتواند بدون محاصره كامل ايران، هزينه تجارت با ايران را افزايش دهد.اما همين جا يك محدوديت مهم نيز وجود دارد: هر چه امريكا از تحريم به عنوان ابزار فراگيرتر استفاده كند، انگيزه ساير كشورها براي كاهش وابستگي به دلار و ايجاد مسيرهاي مالي مستقل نيز افزايش مي‌يابد.بنابراين تحريم همزمان مي‌تواند يك ابزار فشار كوتاه‌مدت و عاملي براي فرسايش تدريجي قدرت شبكه‌اي امريكا در بلندمدت باشد.

    ۴. ايران چرا هنوز ظرفيت مقاومت اقتصادي دارد؟: يكي از نكات مهم گزارش اين است كه ايران طي سال‌هاي گذشته توانسته سازوكارهاي متعددي براي كاهش اثر تحريم ايجاد كند.«ناوگان سايه»، واسطه‌هاي تجاري، شركت‌هاي پوششي، مسيرهاي مالي غيرمستقيم، شبكه‌هاي تهاتري، ارزهاي غيردلاري و استفاده از روابط اقتصادي با كشورهاي غيرغربي، بخشي از اين سازوكارها است.اما نبايد در اين زمينه نيز دچار اغراق شد.دور زدن تحريم به معناي بي‌اثر شدن تحريم نيست. معمولا هر چه شبكه تحريم پيچيده‌تر شود، هزينه مبادله، تخفيف فروش، هزينه حمل‌ونقل، ريسك بيمه و هزينه انتقال پول افزايش مي‌يابد. بنابراين ايران ممكن است بتواند نفت بفروشد، اما الزاما نمي‌تواند آن را با همان قيمت، همان سرعت و همان هزينه‌اي كه در شرايط عادي انجام مي‌داد، به بازار عرضه كند. از اين‌رو، هدف تحريم الزاما «صفر كردن صادرات ايران» نيست، بلكه مي‌تواند گران‌تر، پرريسك‌تر و دشوارتر كردن تجارت ايران باشد.

    ۵. حلقه تعيين‌كننده؛ چين: در ميان كشورهاي ثالث، چين مهم‌ترين متغير معادله است.اگر امريكا بتواند كشورهاي منطقه و شركت‌هاي كوچك‌تر را تحت فشار قرار دهد، اما چين همچنان بخش قابل توجهي از نفت ايران را خريداري كند و مسيرهاي مالي و تجاري جايگزين را حفظ كند، عمليات اقتصادي امريكا با محدوديت جدي روبه‌رو خواهد شد.چين تنها يك خريدار نفت نيست، بلكه بخشي از معماري در حال شكل‌گيري اقتصاد غيرغربي است.پكن از يك سو نمي‌خواهد درگير رويارويي مستقيم با امريكا شود و از سوي ديگر، بعيد است به ‌سادگي اجازه دهد واشنگتن قواعد تجارت ميان چين و ايران را تعيين كند. از اين نگاه، جنگ اقتصادي عليه ايران به‌طور غيرمستقيم به آزموني براي روابط چين و امريكا نيز تبديل مي‌شود.

    ۶. تنگه هرمز؛ مهم‌ترين نقطه اتصال اقتصاد و امنيت: پيوند دادن فشار اقتصادي با حمل‌ونقل دريايي، اهميت تنگه هرمز را دوچندان مي‌كند.هرگونه افزايش فشار بر صادرات نفت، كشتيراني يا بنادر ايران مي‌تواند اثرات فراتر از مرزهاي ايران داشته باشد، زيرا بازار انرژي جهان، كشورهاي آسيايي و حتي اقتصادهاي اروپايي به ثبات جريان انرژي در خليج‌فارس حساسند. بنابراين اگر عمليات اقتصادي امريكا به گونه‌اي طراحي شود كه امنيت كشتيراني در خليج‌فارس را تحت اأثير قرار دهد، واشنگتن با يك تناقض راهبردي روبه‌رو خواهد شد: فشار بر ايران ممكن است همزمان هزينه انرژي و حمل‌ونقل جهاني را افزايش دهد.در چنين شرايطي، بخشي از هزينه تحريم از ايران به اقتصاد جهاني منتقل مي‌شود.

    ۷. آسيب‌پذيري واقعي ايران كجاست؟: با وجود ظرفيت سازگاري ايران، نبايد آسيب‌پذيري‌هاي اقتصاد كشور را دست‌كم گرفت.مهم‌ترين نقاط آسيب عبارتند از: كاهش درآمد ارزي؛ دشوارتر شدن انتقال منابع مالي؛ افزايش هزينه تجارت خارجي؛ كاهش سرمايه‌گذاري خارجي و داخلي؛ افزايش نااطميناني اقتصادي؛ فشار بر ارزش پول ملي؛ افزايش هزينه واردات كالاهاي واسطه‌اي و سرمايه‌اي؛ تشديد فشار تورمي؛ كاهش قدرت خريد خانوارها و افزايش هزينه‌هاي مبادله براي بخش خصوصي. از اين رو، بزرگ‌ترين خطر «فروپاشي ناگهاني اقتصاد» نيست، بلكه فرسايش تدريجي ظرفيت توليد و رفاه اجتماعي است.اقتصاد تحريم‌زده ممكن است به حيات خود ادامه دهد، اما با رشد پايين‌تر، سرمايه‌گذاري كمتر و هزينه اجتماعي بيشتر.

    ۸. جنگ اقتصادي جديد، جنگ تاب‌آوري است: به نظر مي‌رسد منطق جديد واشنگتن بر اين فرض استوار است كه ايران از نظر اقتصادي بيش از امريكا آسيب‌پذير است و بنابراين، ادامه فشار مي‌تواند تهران را به نقطه‌اي برساند كه هزينه مقاومت از هزينه توافق بيشتر شود.اما اين محاسبه تنها زماني درست است كه طرف مقابل نتواند سازوكارهاي جايگزين ايجاد كند.در مقابل، ايران نيز بايد از منطق «مقاومت منفعل» به «مقاومت فعال» عبور كند.تحريم را نمي‌توان فقط با فروش نفت بيشتر يا ايجاد چند مسير مالي جديد خنثي كرد. پاسخ موثر، نيازمند بازآرايي ساختار اقتصاد خارجي ايران است.در اين چارچوب، پنج محور اهميت ويژه دارد: 

يكم؛ تنوع‌بخشي واقعي به شركاي اقتصادي و كاهش وابستگي به چند بازار محدود.

دوم؛ توسعه تجارت با ارزهاي محلي و سازوكارهاي تسويه غيردلاري.

سوم؛ تقويت كريدورهاي زميني و دريايي منطقه‌اي براي كاهش آسيب‌پذيري تجارت.

چهارم؛ كاهش هزينه‌هاي داخلي اقتصاد، زيرا نمي‌توان همه ناكارآمدي‌هاي داخلي را به تحريم نسبت داد.

پنجم؛ تبديل ديپلماسي اقتصادي به بخشي از راهبرد امنيت ملي. در جنگ اقتصادي، سفارتخانه و رايزني اقتصادي تنها نهادهاي تشريفاتي نيستند، بلكه بخشي از «شبكه تاب‌آوري اقتصادي» كشورند.

    ۹. پارادوكس تحريم حداكثري: امريكا با گسترش تحريم‌ها ممكن است در كوتاه‌مدت فشار بيشتري ايجاد كند، اما همزمان با يك پارادوكس مواجه است: هر چه تحريم‌ها فراگيرتر شوند، انگيزه ايران و شركاي آن براي ساختن شبكه‌هاي جايگزين بيشتر مي‌شود.در جهان پساجنگ اوكراين، رقابت چين و امريكا و گسترش بريكس، اين مساله اهميت بيشتري يافته است.  

بسياري از كشورها ديگر نمي‌خواهند تمام مبادلات خارجي خود را به يك شبكه مالي وابسته كنند.بنابراين، تحريم‌هاي جديد مي‌تواند ناخواسته به شتاب‌دهنده «چندقطبي ‌شدن اقتصاد جهان» تبديل شود.البته اين روند به معناي پايان هژموني دلار نيست، اما مي‌تواند به تدريج از انحصار آن در برخي مبادلات بكاهد.

    ۱۰. آيا عمليات اقتصادي ترامپ موفق خواهد شد؟: بايد به اين پرسش پاسخ مشروط داد. اگر هدف امريكا افزايش هزينه‌هاي اقتصادي ايران باشد، احتمالا اين عمليات مي‌تواند موفقيت قابل توجهي داشته باشد. اگر هدف كاهش درآمدهاي نفتي و محدود كردن دسترسي ايران به شبكه مالي بين‌المللي باشد، موفقيت نيز محتمل است، هرچند نه مطلق. اما اگر هدف نهايي وادار كردن ايران به تغيير رفتار راهبردي يا پذيرش توافق مطلوب واشنگتن باشد، مساله بسيار پيچيده‌تر، زيرا موفقيت تحريم به سه متغير بستگي دارد: «ظرفيت تحمل ايران»، «ميزان همكاري كشورهاي ثالث» و «هزينه‌اي كه اقتصاد جهاني حاضر است براي اجراي سياست امريكا بپردازد».در اين ميان، چين، كشورهاي خليج‌فارس، تركيه، عراق، هند و شبكه‌هاي تجاري آسيايي نقش تعيين‌كننده‌اي خواهند داشت.

     از تحريم ايران به جنگ بر سر شبكه‌ها

آنچه اكنون در حال شكل‌گيري است، تنها «تحريم بيشتر» نيست، بلكه نوعي است از «جنگ اقتصادي شبكه‌اي».امريكا مي‌كوشد ايران را از شبكه مالي، انرژي و حمل‌ونقل جهاني دورتر كند و همزمان هزينه همكاري ديگران با ايران را افزايش دهد. ايران نيز تلاش خواهد كرد شبكه‌هاي جايگزين خود را گسترش دهد.در چنين شرايطي، برنده الزاما كشوري نيست كه بيشترين تحريم را وضع مي‌كند يا بيشترين تحريم را تحمل مي‌كند، بلكه كشوري است كه بتواند شبكه اقتصادي مقاوم‌تر، متنوع‌تر و كم‌هزينه‌تري ايجاد كند.از اين نگاه، عمليات اقتصادي جديد ترامپ را بايد نه تنها يك اقدام عليه ايران، بلكه آزموني براي معماري اقتصاد جهاني در حال گذار از نظم تك‌مركزي به نظم چندمركزي دانست.امريكا هنوز از قدرتمندترين اهرم‌هاي مالي جهان برخوردار است؛ اما ايران نيز ديگر ايرانِ پيش از تحريم‌هاي چند دهه اخير نيست. تهران تجربه، شبكه و سازوكارهاي سازگاري انباشته‌اي در اختيار دارد.مساله نهايي بنابراين چنين صورت‌بندي مي‌شود: آيا فشار اقتصادي جديد مي‌تواند ظرفيت اقتصادي ايران را بشكند يا تنها آن را به سمت يك اقتصاد بسته‌تر، غيررسمي‌تر و شرقي‌تر سوق خواهد داد؟پاسخ اين پرسش بيش از آنكه در تعداد تحريم‌هاي جديد امريكا نهفته باشد، به كيفيت حكمراني اقتصادي ايران، ميزان انسجام شركاي خارجي و توان تهران براي تبديل «اقتصاد تحريم» به «اقتصاد تاب‌آور و رقابت‌پذير» بستگي دارد.سرانجام، خطر اصلي براي ايران نه تحريم به‌تنهايي، بلكه تركيب تحريم خارجي با ناكارآمدي داخلي است، گزاره‌اي كه دولت چهاردهم به دنبال رفع و بهبود آن است و فرصت اصلي نيز نه در انكار اثر تحريم، بلكه در تبديل فشار خارجي به محركي براي اصلاح ساختار اقتصادي، تنوع‌بخشي به روابط خارجي و بازتعريف جايگاه ايران در شبكه‌هاي نوظهور اقتصاد جهاني قرار دارد.




 انتقام روس‌ها از مهد غلّه | باز هم پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟
۸ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

انتقام روس‌ها از مهد غلّه | باز هم پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟

اقتصادنیوز: قحطی ۱۹۳۳ شوروی نتیجه سیاست‌های اشتراکی‌سازی اجباری بود که برداشت معمولی را به فاجعه تبدیل کرد. در آن میان اوکراینی‌ها هدف شدیدترین اشتراکی‌سازی و بالاترین نرخ مرگ‌ومیر بودند.

 روایت‌هایی از تاثیر محدود قطع مبادلات تجاری کشور با ابوظبی: فروش املاک ایرانیان مقیم امارات مشروط شد
۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

روایت‌هایی از تاثیر محدود قطع مبادلات تجاری کشور با ابوظبی: فروش املاک ایرانیان مقیم امارات مشروط شد

عضو اتاق بازرگانی با اشاره به تاثیر محدود قطع مبادلات تجاری کشور با امارات، گفت: پس از جنگ اخیر و شرایط خاص تنگه هرمز، امارات نقش هاب تجاری‌اش برای ایران را از دست داده و دیگر مبدایی برای ورود و خروج کالا‌های ما در جنگ نبوده است.

 خبرخوش برای دارندگان سهام عدالت
۶ ساعت قبل / سایت اقتصاد ایرانی

خبرخوش برای دارندگان سهام عدالت

اقتصادایرانی: زمان‌بندی توزیع سود سهام عدالت در دو مرحله و در آستانه «هفته دولت» نهایی شد.

 الگویی از سودآوری، توسعه پایدار و مدیریت اثربخش -/کارنامه موفق؛پتروشیمی تبریز از رکوردهای مالی تا پیشبرد پروژه‌های راهبردی
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

الگویی از سودآوری، توسعه پایدار و مدیریت اثربخش -/کارنامه موفق؛پتروشیمی تبریز از رکوردهای مالی تا پیشبرد پروژه‌های راهبردی

آرمان امروز : شرکت پتروشیمی تبریز؛ به عنوان یکی از بازیگران کلیدی صنعت پتروشیمی ایران، در تیر ماه سال جاری مجموعه‌ای از اقدامات و موفقیت‌ها را به ثبت رساند که بیانگر یک استراتژی منسجم در ابعاد مالی، عملیاتی و توسعه‌ای است. تیر ماه ۱۴۰۵ برای پتروشیمی تبریز، ماهی سرشار از رویدادهای شاخص و گواهی بر [ ]

 راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است
۲ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است

حسین راغفر معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

 بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد
۹ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد

اقتصادنیوز: بازار ارز در هفته پایانی مرداد، با وجود نوسانات رفت‌وبرگشتی و عقب‌نشینی دلار از سقف ۱۹۱ هزار تومان، در نهایت هفته‌ای سبز را پشت سر گذاشت؛ هفته‌ای که یورو با بیشترین بازدهی، صدرنشین بازار شد.