
فروپاشی نامرئی

شوک جنگ رمضان به بازارهای آمریکا / سرمایه ها به سمت دلار و دارایی های امن حرکت کردند / سرنوشت بورس، طلا و نفت چه می شود؟
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر ؛در ماههای اخیر تحولات ژئوپلیتیک ناشی از جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا را در معرض یکی از جدیترین آزمونهای پس از همهگیری کرونا قرار داده است. آنچه این جنگ را از منظر اقتصادی متمایز میکند، ماهیت دوگانه پیامدهای آن است؛ از یکسو، شوک قیمت انرژی عمدتا به صورت فشار تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی نداشته و از سوی دیگر، اثرات آن بر بازار بدهی و نرخ بهره، تهدیدی پایدار و جدیتر برای آینده اقتصاد آمریکا محسوب میشود. تولید و رشد اقتصادی؛ تابآوری نسبی در برابر شوک عرضه
برخلاف انتظار اولیه مبنی بر کاهش شدید تولید، دادههای اقتصادی آمریکا در سهماهه ابتدایی جنگ، تصویر متفاوتی را نشان میدهد. رشد تولید ناخالص داخلی در بهار ۱۴۰۵ (فصل دوم میلادی) معادل ۲.۱ درصد (نرخ سالانه) به ثبت رسید که هرچند نسبت به پیشبینی ۳ درصدی پیش از جنگ و انتظار ۲.۳ درصدی بازارها ضعیفتر بود اما همچنان به میانگین تاریخی بلندمدت اقتصاد آمریکا نزدیک است و نشاندهنده وضعیت رکودی نیست.
شاخص تولیدات صنعتی نیز با وجود افت ۰.۳ درصدی در ماه مارس، در آوریل با رشد ۰.۹ درصدی جبران شد و در ماه مه به روند روبهرشد پیش از جنگ بازگشت؛ به طوری که در مجموع نسبت به ماه مه سال گذشته رشد ۱.۷ درصدی را ثبت کرد. با این حال پیشبینی فدرال رزرو آتلانتا از رشد تابستان، به ۱.۲ درصد کاهش پیدا که نشان از تضعیف تدریجی رشد اقتصادی دارد.
در بازار کار نیز نشانههای متناقضی مشاهده میشود. نظرسنجی خانوارها از ابتدای جنگ، کاهش ۶۴۸ هزار نفری تعداد شاغلان را نشان میدهد، در حالی که دادههای بنگاهها از افزایش ۵۴۸ هزار نفری اشتغال بخش غیرکشاورزی حکایت دارد. این اختلاف قابل توجه، تا حدی ناشی از بازنگریهای بعدی در دادههای بنگاههاست که در دورههای مشابه معمولا با کاهش همراه بوده است.
در تازهترین داده منتشرشده در ماه ژوئن، نظرسنجی خانوار کاهش شدید ۵۰۷ هزار نفری را ثبت کرده و دادههای کارفرمایان نیز افزایش تنها ۵۷ هزار شغل جدید را نشان میدهد که بسیار ضعیفتر از پیشبینی ۱۱۰ هزارتایی بازارها است. تورم؛ اصلیترین کانال انتقال شوک
انسداد تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت و فراوردههای نفتی، تاثیر عمیق و فوری خود را بر سطح عمومی قیمتها در آمریکا بر جای گذاشته است. نرخ تورم سالانه مصرفکننده از ۲.۴ درصد پیش از جنگ، در ماه مه به ۴.۲ درصد رسید که بالاترین سطح از بهار ۲۰۲۳ تاکنون محسوب میشود. شاخص مخارج مصرفی شخصی (PCE) که معیار ترجیحی فدرال رزرو محسوب میشود، از ۲.۹ درصد به ۴.۱ درصد افزایش پیدا کرد. در بخش تولیدکننده نیز وضعیت هشداردهندهتر است؛ تورم سالانه تولیدکننده از ۳.۹ درصد پیش از جنگ به ۶.۵ درصد در ماه مه جهش کرد که از زمان جنگ روسیه و اوکراین بیسابقه بوده است.
با این حال نشانههایی از تعدیل موقت در ماه ژوئن مشاهده شد. به دنبال امضای تفاهمنامه پایان جنگ و بازگشایی نسبی تنگه هرمز، قیمت نفت کاهشی شده و تورم ماهیانه مصرفکننده منفی شد و نرخ سالانه به ۳.۵ درصد کاهش پیدا کرد. تورم تولیدکننده نیز با کاهش به ۵.۵ درصد رسید. اما همچنان این سطوح بالاتر از ارقام پیش از جنگ است و آنچه نگرانکنندهتر به نظر میرسد، افزایش تورم هسته (بدون احتساب غذا و انرژی) است که بر اساس شاخص قیمت مصرفکننده از ۲.۵ درصد در فوریه به ۲.۹ درصد در مه رسیده و روند نزولی پیش از جنگ را متوقف کرده است. انتظارات تورمی یکساله دانشگاه میشیگان نیز از ۳.۴ درصد در فوریه به ۴.۸ درصد در مه افزایش پیدا کرد که شدیدترین جهش از زمان جنگ تعرفهای آمریکا با چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب میشود. فروش اوراق توسط خارجیها؛ فشار مضاعف بر بازار بدهی
یکی از ابعاد مهم بحران کنونی، فشار خارجی بر بازار بدهی آمریکاست. کشورهای واردکننده نفت که به دلیل انسداد تنگه هرمز با افزایش هزینههای واردات انرژی و فشار بر تراز تجاری مواجه شدهاند، برای تامین منابع ارزی و حمایت از پول ملی خود، ناچار به فروش اوراق بدهی دولتی آمریکا شدهاند. در نخستین ماه جنگ، خالص موجودی اوراق قرضه آمریکا نزد کشورهای خارجی حدود ۱۳۸ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد. ژاپن و چین به عنوان بزرگترین دارندگان این اوراق، فروش قابل توجهی انجام دادند. دادههای هفتگی فدرال رزرو نیز نشان میدهد ذخایر امانی کشورهای خارجی از اوراق بدهی آمریکا از ابتدای جنگ تا ۱۰ ژوئن بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار کمتر شده است. مداخله اخیر ژاپن در بازار ارز با فروش اوراق آمریکایی، نمونه عینی این فشار خارجی محسوب میشود. سیاست پولی در بنبست؛ پایان دوران کاهش نرخ بهره
پیش از جنگ، بازارهای مالی هیچ شانسی برای افزایش نرخ بهره سیاستی فدرال رزرو قائل نبودند اما شوک تورمی ناشی از جنگ نه فقط این روند را متوقف کرد، بلکه احتمال افزایش نرخ بهره را تا پایان سال ۲۰۲۶ به بیش از ۵۰ درصد رسانده است. بازارهای مالی هماکنون حداقل یک نوبت افزایش نرخ بهره را با احتمال بیش از ۵۰ درصد پیشبینی میکنند. این تغییر مسیر در سیاست پولی، به معنای افزایش هزینه تامین مالی برای دولت، بنگاهها و خانوارهای آمریکایی و تشدید فشار بر بودجه دولت است. در واقع جنگ با ایران، فرصت کاهش نرخ بهره و کاهش هزینه تامین مالی را از آمریکا سلب کرد و مسیر معکوسی را در پیش گرفته است. بازار سهام؛ بازیابی سریع اما نابرابر
بازار سهام آمریکا رفتاری کاملا وابسته به ریسکهای ژئوپلیتیک از خود نشان داده است. در ماه مارس و همزمان با اوجگیری تنشها، شاخص S&P ۵۰۰ افت ۷.۸ درصدی و نزدک افت ۷.۹ درصدی را تجربه کردند. شاخص نوسان (VIX) نیز تا سطح ۶۰ واحد افزایش یافت که بالاترین مقدار از زمان جنگ تعرفهای آمریکا و چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب میشود. اما با شروع مذاکرات و اعلام آتشبس، این شاخصها مسیر صعودی در پیش گرفتند و در بازه دو ماهه، S&P ۵۰۰ رشد ۱۹.۸ درصدی و نزدک رشد ۳۲.۹ درصدی را به ثبت رساندند و سقفهای تاریخی جدیدی را تجربه کردند.
نکته قابل تامل، نابرابری در بازیابی بخشهای مختلف بازار است. رشد سریع شاخص کل عمدتا ناشی از دو بخش مرتبط با فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی بوده؛ به گونهای که شاخص S&P ۵۰۰ بدون احتساب بخش تکنولوژی، حتی با گذشت سه ماه از جنگ نتوانسته به سطوح پیش از جنگ بازگردد. شاخص ارزشگذاری شیلر از ابتدای جنگ ۱۱ درصد رشد کرده و به بالاترین سطح پس از حباب داتکام رسیده و هماکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ قرار دارد که احتمال وجود حباب در بازار سهام را تقویت میکند.
براساس بررسیهای به عمل آمده، چهار راهکار سیاستی برای نظام حکمرانی ایران به شرح ذیل پیشنهاد میشود.
با توجه به اینکه اصلیترین فشار اقتصادی جنگ بر آمریکا از کانال بازار بدهی و افزایش نرخ بهره اعمال شده و این فشار برخلاف تورم، ماهیتی پایدار و غیرقابلبازگشت یافته، ایران باید بر تداوم استفاده از اهرم تنگه هرمز به عنوان ابزاری راهبردی در مذاکرات تاکید کند. تجربه نشان داده که حتی امضای تفاهمنامه نیز نتوانسته نرخ بهره اوراق ۲ ساله را به سطح پیش از جنگ برگرداند و همچنان ۰.۳۶ واحد درصد بالاتر از روز آتشبس باقی مانده است؛ بنابراین هرگونه عقبنشینی بدون اخذ امتیازات متناسب نه فقط دستاورد اقتصادی ندارد، بلکه موقعیت چانهزنی را تضعیف خواهد کرد.
از آنجایی که افزایش قیمت انرژی عمدتا به صورت شوک تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی آمریکا نداشته، تمرکز صرف بر افزایش قیمت نفت کافی نیست. تورم هسته که از ۲.۵ درصد به ۲.۹ درصد افزایش پیدا کرده، نشان از سرایت تدریجی شوک انرژی به سایر بخشها دارد. ایران باید به دنبال گسترش دامنه تحریمپذیری اقتصاد آمریکا از طریق هدفگیری سایر کالاهای راهبردی نظیر کودهای شیمیایی و محصولات پتروشیمی باشد تا فشار بر بخشهای گستردهتری از اقتصاد این کشور وارد شود.
فروش اوراق بدهی آمریکا توسط کشورهای واردکننده نفت، یکی از مهمترین عوامل فشار بر بازار بدهی این کشور بوده است. کاهش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق نزد کشورهای خارجی در نخستین ماه جنگ و کاهش بیش از ۱۴۰ میلیارد دلاری ذخایر امانی نزد فدرال رزرو، نشان از عزم جدی این کشورها برای تامین منابع ارزی دارد. ایران میتواند با تقویت همکاریهای اقتصادی با این کشورها و تسهیل تامین انرژی مورد نیاز آنها به صورت پایدار، زمینه تداوم این روند را فراهم کند و کشورهای مذکور را به کاهش هرچه بیشتر ذخایر اوراق خود ترغیب کند.
با عنایت به اینکه شاخص ارزشگذاری شیلر در بالاترین سطح پس از حباب داتکام قرار دارد و هماکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ است، احتمال وجود حباب در بازار سهام آمریکا قوت گرفته است. ایران میتواند با مدیریت هوشمندانه اخبار و سیگنالهای مرتبط با تنگه هرمز، نوسانات بازار را به نفع خود مدیریت کرده و از حساسیت بالای بازارهای مالی به تحولات ژئوپلیتیک برای اعمال فشار روانی و اقتصادی استفاده کند. تجربه نشان داده که حتی اخبار مذاکرات نیز توانسته مسیر نزولی بازار سهام را معکوس کند؛ بنابراین سیاستگذاری خبری در این حوزه از اهمیت راهبردی برخوردار است.
در پایان باید اظهار داشت، جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز اقتصاد آمریکا را در دو سطح متفاوت تحت تاثیر قرار داده است. در بخش واقعی اقتصاد، با وجود رشد ۲.۱ درصدی بهار و ثبت اشتغال ۵۷ هزار واحدی در ژوئن، تولید و بازار کار تابآوری نسبی نشان دادهاند اما در حوزه پولی و مالی شوک عمیقتر بوده؛ نرخ تورم مصرفکننده به ۴.۲ درصد و تورم تولیدکننده به ۶.۵ درصد رسیده و نرخ بهره اوراق ۲ساله ۰.۷۵ واحد درصد افزایش یافته است. فروش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق توسط خارجیها در نخستین ماه جنگ و افزایش حق بیمه به ۰.۲۱ درصد، فشار بدهی را پایدار کرده است. بازار سهام با رشد ۱۹.۸ درصدی S&P ۵۰۰ بهبود پیدا کرده اما شاخص شیلر با ۶۰ درصد بالاتر از بحران ۲۰۰۷، هشدار حباب را تقویت میکند. در مجموع، جنگ تاکنون به رکود منجر نشده اما تداوم آن میتواند از کانال افزایش هزینههای تامین مالی، بخش واقعی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
کارشناسی بازسازی پل B1 کرج/ ۳ همت برای بازسازی نیاز است
به گزارش آفتاب نیوز،
هوشنگ بازوند در گفتوگو با ایرنا در خصوص آخرین وضعیت پل B۱ کرج که در روز سیزدهم فروردینماه ۱۴۰۵ از سوی ائتلاف آمریکایی- صهیونی مورد اصابت قرار گرفت و دچار آسیبهای اساسی شد، اظهار داشت: در حال حاضر یک هیات فنی متشکل از حدود ۱۵ نفر از مشاوران و متخصصان برجسته سازه و پلسازی کشور، مسئولیت بررسی و ارزیابی ابعاد خسارت و نحوه بازسازی این پروژه را بر عهده دارند.
تعیین تکلیف نحوه اجرا: از مناقصه تا ترک تشریفات
مدیرعامل شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حملونقل کشور درباره نحوه واگذاری عملیات بازسازی به پیمانکاران افزود: در خصوص نحوه انتخاب مجری پروژه، منتظر خروجی نهایی این هیات ۱۵ نفره هستیم. اگر نظر مشاوران بر این باشد که پیچیدگیهای فنی و ضرورت فوریت در بازگشایی مسیر، ایجاب میکند که کار بهصورت ترک تشریفات به سازنده توانمند واگذار شود، به طور قطع با طی مراحل قانونی و اخذ مجوزهای لازم این مسیر را طی خواهیم کرد تا زمان را از دست ندهیم. در غیر این صورت، فرایند مناقصه طبق روال معمول برگزار خواهد شد.
جزئیات فنی تخریب و برآورد بودجه
بازوند با اشاره به ابعاد فنی عملیات پاکسازی تصریح کرد: استاندارد عملیاتی ما برای این پروژه کاملاً روشن است؛ در نقاطی که اصابت صورت گرفته، برای تضمین ایمنی سازه و پایداری پل، محدوده ۲۰ متری از هر طرف نقطه آسیبدیده، تخریب و پاکسازی خواهد شد تا زیربنایی مستحکم برای بازسازی ایجاد شود.
وی در پایان با اشاره به اعتبارات پیشبینیشده برای این پروژه بزرگ، خاطرنشان کرد: با توجه به حجم عملیات، برآوردهای اولیه نشان میدهد که عملیات تخریب بخشی از پل و بازسازی، نیازمند تخصیص بودجهای بین ۲۵۰۰ تا ۳ هزار میلیارد تومان است. همه تلاش ما این است که با بهرهگیری از توان تخصصی این تیم مشاور، بهترین و ایمنترین تصمیم را برای بازگشت این پل به مدار بهرهبرداری اتخاذ کنیم.
به گزارش ایرنا، در جنایت هولناک حمله ائتلاف آمریکایی- صهیونی به پل B۱ کرج در سیزدهم فروردین ماه ۱۴۰۵، ۱۳ نفر از شهروندان از ساکنان روستای بیلقان، پرسنل همکار پل، مسافران عبوری و خانوادههایی که برای روز طبیعت در اطراف این محدوده حضور داشتند، به شهادت رسیدند و ۹۵ نفر نیز مجروح شدند.
پل بزرگ خاورمیانه معروف به پل B۱ بر روی رودخانه «بیلقان» کرج یکی از پروژههایی بود که ساکنان پایتخت و استان البرز از مدتها پیش برای افتتاح آن لحظه شماری میکردند.
پروژهای عظیم به طول حدود یک کیلومتر و ارتفاع ۱۳۶ متر به عنوان پیچیده ترین شاهکار مهندسی ایرانی نام گرفت و چگونگی اجرای این پروژه با تحسین کارشناسان داخلی و خارجی همراه شد.
این پروژه عملیات احداث آن از سال ۱۳۹۵ که در امتداد آزاد راه شهید سلیمانی در شمال کلانشهر کرج آغاز شده بود، روزهای پایانی تکمیل خود را می گذارند و ساکنان استان های تهران و البرز و مسافران سایر استانها در انتظار افتتاح آن بودند که در ۱۳ فروردین در ۲ مرحله مورد حمله قرار گرفت.
ریپل جهش کرد؛ فاندینگ ریت XRP به اوج ۱۰ ماهه رسید
به گزارش شهر بورس، رشد قیمت ریپل (XRP) در بازار مشتقه بایننس با افزایش قابلتوجه تقاضای معاملهگران همراه شده است. فهرست عناوین افزایش قدرت خریداران در بازار فیوچرز عبور XRP از مقاومت ۱.۳۰ دلار خطر لانگ اسکوئیز برای ریپل چشمانداز قیمت XRP
فاندینگ ریت XRP در این صرافی به ۰.۰۱ رسیده که بالاترین سطح خود از اکتبر ۲۰۲۵ تاکنون محسوب میشود. این افزایش همزمان با جهش ۱۵ درصدی قیمت ریپل رخ داده است.شاخصمقداررشد روزانه XRP۱۵ درصدمقاومت شکستهشده۱.۳۰ دلارفاندینگ ریت در بایننس۰.۰۱رکورد فاندینگ ریتبالاترین سطح از اکتبر ۲۰۲۵افزایش قدرت خریداران در بازار فیوچرز
افزایش شدید فاندینگ ریت نشان میدهد معاملهگران برای حفظ موقعیتهای لانگ، حاضر به پرداخت کارمزد بیشتری به دارندگان موقعیتهای شورت هستند.
این وضعیت معمولاً بیانگر افزایش اعتماد معاملهگران به ادامه روند صعودی است و نشان میدهد تقاضا برای معاملات اهرمی XRP به شکل محسوسی افزایش یافته است.عبور XRP از مقاومت ۱.۳۰ دلار
جهش تقاضا در بازار مشتقه پس از آن شدت گرفت که XRP توانست سقف چند هفته اخیر خود را بشکند و از مقاومت مهم ۱.۳۰ دلار عبور کند.
همزمانی این شکست قیمتی با قرارگرفتن فاندینگ ریت بالاتر از میانگین متحرک ۳۰ روزه، از تغییر قابلتوجه احساسات معاملهگران نسبت به XRP حکایت دارد.خطر لانگ اسکوئیز برای ریپل
اگرچه افزایش فاندینگ ریت میتواند نشانهای صعودی باشد، تداوم بیش از حد آن در سطوح بالا، ریسک بازار را افزایش میدهد.
در صورت تغییر ناگهانی روند، حجم بالای موقعیتهای لانگ اهرمی میتواند به لیکوییدشدن گسترده و شکلگیری یک لانگ اسکوئیز شدید منجر شود.چشمانداز قیمت XRP
در شرایط فعلی، مهمترین سیگنالهای بازار ریپل عبارتاند از:رشد ۱۵ درصدی قیمت XRP؛شکست مقاومت ۱.۳۰ دلاری؛رسیدن فاندینگ ریت به بالاترین سطح از اکتبر ۲۰۲۵؛افزایش همزمان تقاضای اهرمی و ریسک اصلاح کوتاهمدت.
در مجموع، افزایش فاندینگ ریت نشاندهنده قدرت بالای خریداران و خوشبینی معاملهگران نسبت به ادامه رشد XRP است؛ با این حال، انباشت موقعیتهای لانگ میتواند در صورت برگشت قیمت، نوسانات نزولی شدیدی ایجاد کند.
منبع: رمزارزنیوز

بحران انرژی پس از جنگ ایران؛ زغالسنگ دوباره به سوخت محبوب آسیا تبدیل شد

تاریخ اقتصادهای شکست خورده؛ از یوگسلاوی تا ونزوئلا | 70 فروپاشی در 3 دهه | زمینهها و علل فروپاشی اقتصاد یک کشور چیست؟

چافست حاشیه سود ناخالص را هدف گرفت

بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد

رشد ۴۷ درصدی نرخ فروش دولومیت فافزا

