
خاورمیانه جدید

جنجال جدید حجت الله عبدالملکی؛ بازی با ریاضی یا فرار از کارنامهای که سفرهها را کوچک کرد؟/ تئوریهای عجیب و نادر وزیر کار دولت رئیسی کی تمام میشود؟
مردی که روزگاری مدعی بود با یک میلیون تومان میتوان کارآفرینی کرد و با کوچک کردن درب پارکینگ منازل میتوان خودروسازی غرب را زمینگیر ساخت، بار دیگر به صحنه برگشته تا یکی از شاذترین گزارههای تاریخ اقتصاد معاصر ایران را صادر کند.
حجتالله عبدالملکی، وزیر ناکارآمد دولت سیزدهم، در تازهترین اظهارنظر جنجالی خود، جنگ، محاصره اقتصادی و شوکهای ارزی ناشی از تنشهای اخیر را از دادگاه گرانیها تبرئه کرده و با قاطعیتی شگفتانگیز مدعی شده که این فاکتورها «حتی یک درصد» هم در تورم و تنگتر شدن دست مردم نقش نداشتهاند. این ادعای حیرتانگیز نه یک تحلیل کارشناسی با سنجههای اقتصادی، بلکه یک مانور سیاسی ناشیانه برای پاک کردن ردپای تفکری است که خود، از معماران اصلی سیاهی این روزگار اقتصادی و سقوط قدرت خرید جامعه بوده است.
وقتی یک مدیر سابق که کارنامهاش لبریز از تصمیمات هزینهساز و شعارهای بیپشتوانه است، چشم بر بدیهیات ملموس بازار میبندد، مسئله دیگر صرفاً یک اختلافنظر علمی نیست؛ بلکه توهین آشکار به شعور عمومی و سفرههایی است که تحت مدیریت همین نگاه، روزبهروز کوچکتر و خالیتر شدند. انکار خط آتش در بازار ارز و کالا
ادعای «صفر درصدی» عبدالملکی درباره بیاثری تنشهای نظامی و محاصره اقتصادی، در واقع سوءاستفاده از آمار و پاک کردن خشنترین واقعیتهای میدانی است. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که مسئولان ارشد اجرایی و سیاستگذاران پولی کشور، خلاف این رویاپردازیهای سیاسی، ابعاد هولناک شوکهای بیرونی را بارها به مردم گزارش دادهاند. شخص رئیسجمهور صراحتاً تاکید کرده که هیچ ناظر منصفی نمیتواند آثار تخریبی جنگ، تحریمهای فلجکننده و محاصره تجاری را از تحلیل تورم جدا کند.
عبدالناصر همتی نیز در مقام مدیریت ارشد بانک مرکزی، پرده از افت شدید مبادلات ارزی، انسداد مسیرهای تجاری، جهش چندبرابری هزینههای ترانزیت کالا و شکلگیری انتظارات سنگین تورمی برداشته است. وقتی مسیرهای بینالمللی توزیع کالا ناامن میشوند، هزینه تامین مواد اولیه جهش یافته و درآمد ارزی کشور تحت شعاع اختلال در صادرات نفت قرار میگیرد، صادر کردن حکم تبرئه برای عوامل خارجی، رسماً چشمبستن بر آتشسوزی در بازار است. چگونه میتوان جهش قیمت کالاهای اساسی و فشار بر بازار ارز را دید و باز هم ادعا کرد که شوکهای جنگی حتی یک درصد هم بر این بازار اثر نداشتهاند؟ این نوع ریاضیات سفارشی، تنها از اتاق فکر جریانهایی بیرون میآید که نان خود را در کتمان واقعیت میجویند. رژه تئوریهای شاذ؛ از رویای شغل یک میلیونی تا ماجرای لامبورگینی!
برای آنکه بفهمیم ادعای جدید عبدالملکی از چه جنس است، باید به عقب بازگشت و پازل فکری این چهره حاشیهساز را دوباره مرور کرد. جامعه ایران پیش از این نیز بارها تاوان تئوریهای آزمایشگاهی و مضحک او را پرداخته است. سالها پیش، زمانی که هزینههای ایجاد یک شغل پایدار در کشور سر به فلک میزد، او با ادبیاتی قاطع مدعی شد که با یک میلیون تومان میتوان شغل ایجاد کرد؛ ادعایی که پایش حتی به رسانه ملی باز شد و تا مدتها سوژه طنز فعالان اقتصادی بود، اما او با سرسختی بر آن پافشاری کرد.
سخن از فردی است که در تحلیلی جنجالی، علت موفقیت صنعت خودروسازی در کره جنوبی را به کوچک بودن درب پارکینگ منازل کرهایها ربط داد تا نشان دهد مردم آن کشور مجبور به خرید خودروی کوچک داخلی شدهاند! تولید «لامبورگینی ایرانی» در کارگاههای خانگی توسط چند جوان و ارائه تعاریف عجیب از فضای کسبوکارهای بینالمللی، بخشهای دیگری از شاهکارهای فکری کسی است که بعدتر کلید یکی از حیاتیترین و اجتماعیترین وزارتخانههای کشور، یعنی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به او سپرده شد.
یکی از سطحیترین خطاهای تئوریسینهای ساختگی، محدود کردن آثار جنگ به نرخ روزانه چند کالای مصرفی است کارنامه زرد در مسند قدرت
تراژدی واقعی، اما زمانی رقم خورد که این ایدههای شاذ از فضای مجازی و برنامههای تلویزیونی به صحنه واقعی مدیریت اجرایی کشور تزریق شد. عبدالملکی بر صندلی وزارتی نشست که با معیشت میلیونها بازنشسته، کارگر و اقشار آسیبپذیر گره خورده بود. خروجی آن نگاه شعاری و بیارتباط با واقعیتهای ساختاری، در زمان تصدی او خیلی زود آشکار شد. اتخاذ تصمیمات هیجانی در حوزه صندوقهای بازنشستگی، اختلال شدید در روابط کارگری و برهم زدن توازن مالی بخش کارگری، به نارضایتیهای گسترده و تجمعات بیسابقه اعتراضی منجر شد.
ناتوانی عبدالملکی در اداره امور واقعی و فروپاشی نسخههای یکمیلیونیاش، در نهایت وی را به نخستین وزیر مستعفی آن دولت تبدیل کرد؛ خروجی تلخی که نشان داد مدیریت اقتصادی یک کشور را نمیتوان با جملات قصار و شعارهای کلیکخور اداره کرد. با این حال، شگفتانگیز است که چنین کارنامه مردود و پرهزینهای، بهجای سکوت و پاسخگویی، بار دیگر در نقش مدعی ظاهر میشود و به دولت و نهادهای رسمی درس اقتصاد میدهد.
پشتپرده یک ادعای سیاسی؛ جابهجایی متهم و شانه خالی کردن از مسئولیت
پشت این انکارهای بیپروا، یک تاکتیک نخنماشده سیاسی نهفته است؛ تسویهحسابهای جناحی به قیمت تحریف رنجهای مردم. اگر پذیرفته شود که تنشهای منطقهای، تحریم و محاصره اقتصادی، شوکهای جبرانناپذیری به بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی وارد کردهاند، آنگاه تفکر حامی عبدالملکی باید بپذیرد که نسخههای عزلتگرایانه و شعارهای ضدتوسعهای آنها چه هزینههای سنگینی بر دوش مردم بار کرده است. اما اگر با یک مانور رسانهای، اثر جنگ و محاصره «صفر» جلوه داده شود، تمام بار مشکلات به تصمیمات جاری دولت منتقل شده و بانیان وضعیت موجود از زیر بار پاسخگویی شانه خالی میکنند.
این یک بازی دوبردی برای جریانهای تندرو است؛ از یکسو ریشه اصلی تحریمها و فشارهای خارجی را نادیده میگیرند و از سوی دیگر، تنگتر شدن دست مردم را بهانهای برای حملات بیشتر سیاسی میسازند. اما سوال اصلی اینجاست که اگر فشارهای بینالمللی هیچ اثری در اقتصاد ندارند، چرا در دوران مدیریت همفکران همین آقایان، تورم به کانالهای بیسابقه رسید و رکورد اختلال در صادرات نفت و عجز در تامین کالاهای اساسی شکسته شد؟ هزینه جنگ فقط روی برچسب قیمتها نیست
یکی از سطحیترین خطاهای تئوریسینهای ساختگی، محدود کردن آثار جنگ به نرخ روزانه چند کالای مصرفی است. آسیبهای اقتصادی ناشی از تنشهای نظامی و محاصره، بسیار عمیقتر از قیمتهای لحظهای در بازار است. بر اساس مطالعات متعددی که بر روی اقتصادهای درگیر جنگ انجام شده، شوکهای نظامی تا سالها ریشههای رشد اقتصادی را میسوزانند، فرار سرمایه را تسریع میکنند، اعتماد فعالان بخش خصوصی را نابود میسازند و فرصتهای تجاری و بینالمللی را به صفر میرسانند. حتی پس از پایان درگیریها، هزینههای پنهان جنگ در قالب رشد ازدسترفته و ناترازیهای تعویقافتاده خود را نشان میدهند.
انکار اثر جنگ، یعنی نادیده گرفتن تعطیلی صنایع، جهش نرخ ریسک سرمایهگذاری و نابودی فرصتهای شغلآفرینی. عبدالملکی و همفکرانش با تقلیل دادن این ابربحرانها به یک گزاره انکاری «یک درصدی»، در واقع عمق خسارتهایی که بر پیکر تولید ملی وارد شده را پنهان میکنند تا معادله سادهانگارانه خود را به افکار عمومی تحمیل کنند. بازی با اعصاب جامعه؛ مردم کدام روایت را باور میکنند؟
امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری از تحلیلهای فضایی، آمارسازیهای سفارشی و فرار از واقعیت خسته و بیزار است. مردم اثرات جنگ و محاصره اقتصادی را نه در لابلای توییتها و سخنرانیهای عبدالملکی، بلکه با تمام وجود در بازارها، در تعمیرگاهها، در داروخانهها و در سفرههای روزمره خود لمس میکنند. آنها خیلی خوب میدانند که اقتصاد، نیازمند عقلانیت، تعامل با جهان و نگاه واقعبینانه است، نه نسخههای خیالی و ادعاهای تند. وقتی روایتهای رسمی کشور از زبان رئیسجمهور و بانک مرکزی، سخن از فشار مضاعف محاصره و جنگ میگوید، ادعای شاذ یک مسئول سابق مستعفی بیش از آنکه یک تحلیل اقتصادی باشد، به یک طنز تلخ و موضعگیری جناحی شبیه است. مردم نیازمند پاسخهای صادقانه هستند؛ پاسخهایی که هم سهم مشکلات ساختاری و سوءمدیریتهای گذشته را شفاف کند و هم تاوان سنگینی که شوکهای خارجی به معیشتشان تحمیل کرده را شجاعانه بپذیرد. وقت حسابرسی است، نه تئوریپردازی دوباره!
در نهایت، سخن گفتن از بیاثری کامل جنگ و محاصره اقتصادی، چیزی جز پاک کردن صورتمسئله و فرار از حقیقت نیست. حجتالله عبدالملکی و همفکران او، بهجای صادر کردن گزارههای شاذ و خطونشان کشیدن برای سیاستگذاران فعلی، باید بابت سالها آزمایش و خطای نسخههای ویرانگر خود به افکار عمومی پاسخ دهند. آنها باید بگویند فرمولهای جادوییشان برای اشتغال و اداره بازار چه گرهی از کار مردم گشود که امروز دوباره در مقام مدعیالعموم اقتصادی ظاهر شدهاند؟
واقعیت روشن است که جنگ و تحریم، اقتصاد ایران را سکته دادهاند و انکار آن از سوی آقای تئوریسین، تنها ثابت میکند که برخی چهرهها چقدر از نبض جامعه و واقعیتهای عینی معیشت مردم فاصله دارند. وقت آن رسیده که بازار تحلیلهای شعاری تعطیل شود و بانیان سیاهی این روزگار، مسئولیت عملکرد و اظهارات خود را بر عهده بگیرند.
سرلشکر عبداللهی: خطای محاسباتی دشمن با پاسخ ویرانگر مواجه میشود
به گزارش اقتصاد معاصر؛ رئیس ستادکل نیروهای مسلح در پیامی به سرپرست وزارت دفاع به مناسبت 31 مرداد، روز صنعت دفاعی هشدار داد: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با آمادگی همهجانبه هوشمند و روزآمد در تمامی عرصههای زمینی، دریایی، هوایی، پدافندی، فضایی و سایبری، هرگونه خطای محاسباتی و تهدیدات متعارف و نوین دشمنان را با پاسخ های انقلابی، کوبنده، پشیمان کننده و ویرانگر مواجه خواهند ساخت.
متن پیام رئیس ستادکل نیروهای مسلح به سرپرست وزارت دفاع به مناسبت 31 مرداد، روز صنعت دفاعی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر ارجمند سردار سرتیپ پاسدار سید مجید ابنالرضا
سرپرست محترم وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
سلام علیکم
سی و یکم مردادماه، روز صنعت دفاعی، تجلیگاه شکوه قدرت بومی و بازدارنده ایران مقتدر در برابر تحریمهای ظالمانه و صفبندی استکبار کودک کش است. این روز، یادآور مجاهدتهای خستگیناپذیر جهادگران، متخصصان و کارکنان مؤمن وزارت دفاع، به ویژه شهدای والامقامی است که با اتکا به ایمان و دانش، بازدارندگی دفاعی کشور را به اوج بالندگی رساندهاند.
صنعت دفاعی به عنوان رکنی بیبدیل از «قدرت ملی»، نقشی محوری در تحکیم امنیت و عزت ایران اسلامی دارد. آنچه در سالهای اخیر در این وزارتخانه رقم خورده، فراتر از تولید تجهیزات نظامی، یک «انقلاب صنعتی دفاعی بازدارنده» است؛ تحولی راهبردی که طراحی، مدیریت فناوری، اقتصاد دفاع، زنجیره دانشبنیان و الگوی تولید هوشمند و تضمین گر موفقیت میدان ، را دربرگرفته و پاسخی هوشمندانه به پیچیدگیهای جنگهای امروز و آینده محسوب میشود.
بیگمان، این بالندگی شکوهمند مرهون خلق باور و اراده خوداتکایی توسط معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، و هدایتهای حکیمانه امام شهید انقلاب (قدس سره الشریف) است که با ترسیم افقهای قدرت بازدارنده و تأکید بر خودکفایی علمی، زمینهساز ظهور ظرفیتهای عظیم دفاعی و تهاجمی در حوزه نظامی کشور شدند و امروز ثمره آن در عرصههای منطقهای و فرامنطقهای و در میدان دفاع مقدس دوم و سوم برابر جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونی ؛ آشکارا عزتآفریده است.
اینجانب با گرامیداشت یاد، نام و مجاهدتهای شهدای حوزه صنعت دفاعی کشور، به ویژه شهیدان والامقام نصیرزاده، فخریزاده و نامجو، تأکید میکنم: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با آمادگی همهجانبه هوشمند و روزآمد در تمامی عرصههای زمینی، دریایی، هوایی، پدافندی، فضایی و سایبری، هرگونه خطای محاسباتی و تهدیدات متعارف و نوین دشمنان را با پاسخ های انقلابی، کوبنده، پشیمان کننده و ویرانگر مواجه خواهند ساخت.
فرارسیدن این روز فرخنده را به جنابعالی و آحاد مسئولان، متخصصان و کارکنان غیور وزارت دفاع تبریک گفته و توفیق روزافزون همگان را در سایه عنایات سرورمان حضرت ولیعصر (عج) و رهنمودهای مقام عظمای ولایت و رهبری و فرماندهی کل قوا حضرت آیتالله امام سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) از درگاه خداوند متعال مسئلت مینمایم.
رئیس ستادکل نیروهای مسلح
سرلشکر پاسدار خلبان علی عبداللهی/تسنیم
ونس: در مرحله جدیدی از جنگ هستیم/ فشار اقتصادی «موثرترین ابزار» ایالات متحده علیه ایران است
بورس24 : جی.دی ونس معاون ترامپ در مصاحبهای با کانال تلویزیونی نیوزمکس در پاسخ به اینکه به نظر او ایران تا چه مدت قادر به تحمل فشار اقتصادی خواهد بود، گفت: «میدانید، پیشبینی این موضوع همیشه دشوار است و صادقانه بگویم، تمرکز ما روی این موضوع نیست.»
ونس گفت: «ما اکنون تقریباً در مرحله جدیدی هستیم که در آن مؤثرترین ابزار، فشار اقتصادی است که ما بر آنها وارد میکنیم و این یک مرز باریک است زیرا در حالی که ما بر آنها فشار اقتصادی وارد میکنیم، آنها سعی خواهند کرد بر ما فشار اقتصادی وارد کنند.»
معاون رئیس جمهور آمریکادر ادامه ادعاهایش افزود: «آنها (ایران) تحت فشار زیادی هستند. این فشار برای هدف ما که اطمینان از نداشتن سلاح هستهای است، مفید است، چه بتوانند چند هفته یا چند ماه یا احتمالا بیشتر دوام بیاورند.»
پیش از این، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا آغاز «خردکنندهترین عملیات اقتصادی» علیه ایران را اعلام کرده بود. او همچنین هشدار داد کشورهایی که موسسات مالی، مشاغل، فرودگاهها یا نهادهای دولتی آنها از تهران حمایت میکنند، با عواقب اقتصادی جدی از سوی ایالات متحده روبهرو خواهند شد. به گفته ترامپ، واشنگتن به همه متحدان خود نیاز دارد تا در کنار ایالات متحده باشند.
معاون رئیس جمهور آمریکا در ادامه اعلام کرد واشنگتن در حال ورود به مرحله جدیدی از اعمال فشار اقتصادی بر ایران است و آن را موثرترین ابزار برای دستیابی به اهداف آمریکا میداند.
این اظهارات در حالی مطرح شد که وزارت خزانهداری تحریمهای جدیدی را اعمال کرده و دولت وعده انزوای اقتصادی بیسابقهای را داده است.
ایالات متحده استراتژی خود را در قبال تهران تغییر داده و وارد چیزی شده است که به ادعای ونس، «مرحله جدیدی» است که در آن اجبار اقتصادی نقش محوری دارد.
معاون ترامپ همچنین در اظهاراتی واهی افزود که اهرم مالی اکنون مکانیسم اصلی واشنگتن برای تغییر اجباری رفتار ایران است و این نشان دهنده فاصله گرفتن از رویکردهای قبلی است.
صادرات انرژی به عنوان اهرم
ونس تاکید کرد که افزایش تولید انرژی ایالات متحده میتواند دو هدف را دنبال کند یکی کاهش هزینههای سوخت داخلی و همزمان تشدید فشار بر اقتصاد ایران و مدعی شد: «اگر بتوانیم نفت و گاز کافی صادر کنیم تا به برخی از آمریکاییها کمی در پمپ بنزین و کمی در قیمت انرژی سهولت دهیم، این امر فشار اقتصادی زیادی بر تهران نیز وارد میکند و محاسبات استراتژیک آن را تغییر میدهد.»
او در ادامه به این مساله اعتراف کرد که ایران همچنان میتواند دست به اقدامات تلافی جویانه بزند.
معاون رئیس جمهور ایالات متحده در بخش دیگری از صحبتهایش فشار اقتصادی علیه ایران را به «یک رقص ظریف» توصیف کرد و مدعی شد چنین اقدامی «موثرترین ابزار» ایالات متحده علیه ایران است.
ونس در ادامه اعتراف کرد که اهرم اصلی ایران دسترسی به تنگه هرمز است و افزود: «اگر بتوانیم، حتی این وضعیت را به جایی که قبلا بود برنگردانیم و بتوانیم نفت و گاز کافی خارج کنیم تا برای برخی از آمریکاییها در پمپها کمی سهولت ایجاد کنیم، قیمت انرژی کمی کاهش مییابد.»

کاهش بیسابقه تردد در تنگه هرمز/ تنش در آبراه استراتژیک بالا گرفت؟

افزایش اجارهبها بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد شد - سرمایه و بورس

مس؛ برنده بزرگ موج سرمایهگذاری جهانی در هوش مصنوعی | سود شرکت BHP به ۳۳ میلیارد دلار رسید | اثر جنگ ایران بر بازار فلزات

تکذیب شایعه بنزین ۸۰ هزار تومانی

پزشکیان: چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟ - سرمایه و بورس

