ژوئن سال گذشته ستونی نوشتم با عنوان «راهنمای مقدماتی ارزشگذاری سهام». در آن مطلب حتی لینکی به یک ابزار ساده ارزشگذاری هم ارائه کردم که بهقدری آسان بود که همه میتوانستند از آن بهره ببرند. اما مدلهای تنزیل جریان نقدی (DCF) یک مشکل دارند: برای اینکه بتوان ارزش یک شرکت را محاسبه کرد، باید جریان خالص پول ورودی و خروجی آن مثبت باشد. به همین دلیل، چند سال پس از آنکه در اواسط دهه ۱۹۹۰ کارم را بهعنوان مدیر پرتفو آغاز کردم، تحلیلگرانی که تلاش میکردند سهام شرکتهای داتکام را به سرمایهگذاران بفروشند، شروع به استفاده از نسبت «قیمت به فروش» کردند. وقتی آن معیار هم مضحک به نظر رسید، معیارهای تازهای مثل «قیمت به تعداد کلیک» یا «قیمت به تعداد چشمهایی که به سایت نگاه میکنند» اختراع کردند و همه میدانیم آن داستان چگونه پایان یافت. جای تعجب نیست که سرمایهگذاران هنوز هم افسانههای ارزشگذاری مبتنی …