بیت کوین به تاج دلار میرسد؟

بدهی ملی آمریکا برای اولین بار از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفت

به گزارش ایسنا، هزینههای فزاینده برنامههای شبکه تأمین اجتماعی و پرداختهای بهره از درآمدها که با کاهش مالیات کاهش یافتهاند، پیشی میگیرد.
تازهترین بیانیه وزارت خزانهداری از ماندههای نقدی و بدهی نشان داد که کل بدهی عمومی معوقه روز سهشنبه به ۴۰.۰۴۷ تریلیون دلار رسیده است. این رقم شامل ۳۲.۲۶۶ تریلیون دلار اوراق بهادار خزانهداری در اختیار عموم و ۷.۷۸۲ تریلیون دلار بدهی دولتی در اختیار سازمانهای آن است.
بدهی فدرال اکنون در کمتر از ۱۰ سال، از ۱۹.۹۵ تریلیون دلار زمانی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، برای اولین بار در ژانویه ۲۰۱۷ به قدرت رسید، بیش از دو برابر شده است.
تقریباً یکسوم از این افزایش در طول دو سال استقراض دیوانهوار دولت برای تأمین مالی اقدامات مقابله با بیماری همهگیر کووید-۱۹ که توسط ترامپ و جانشین او، جو بایدن، اجرا شد، رخ داده است. بقیه به انتخابهای سیاستهای مالی هر دو رئیس جمهور، همراه با ناترازی درازمدت در مالیات و هزینهها نسبت داده میشود.
از زمان روی کار آمدن دوباره ترامپ در ژانویه 2025، بار بدهی ایالات متحده ۳.۸ تریلیون دلار افزایش یافته است و کل افزایش در طول دو دوره ریاستجمهوری او را به ۱۱.۶ تریلیون دلار رسانده است.
بدهی کلی در طول ریاست جمهوری بایدن ۸.۴ تریلیون دلار افزایش یافته است که با هزینههای قابل توجهی برای رهایی از پاندمی کووید-۱۹ نیز مشخص شده است اما این افزایش همچنین ناشی از هزینههای قابل توجه در سرمایهگذاری در زیرساختها، انرژی پاک و سایر اولویتهای مورد حمایت حزب دموکرات او بوده است.
تخمینهای کمیسیون غیرحزبی بودجه فدرال مسئول نشان داد که انتخابهای سیاسی ترامپ و بایدن، مسیر بدهی فدرال را فراتر از آنچه تحت قوانین هزینههای موجود در زمان روی کار آمدن هر یک از آنها انباشته میشد، افزایش داده است.
انتهای پیام
بدهی کل آمریکا رکورد زد | جهان نیوز

بدهی کل آمریکا برای نخستین بار در تاریخ از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است.
نقشه مقاومسازی ارزی

فائزه پوزش: پس از یک دوره پرتنش و تشدید تنشهای ژئوپلیتیک، نحوه مدیریت منابع ارزی به یکی از مسائل مهم اقتصاد ایران تبدیل شده است. در این شرایط، سیاستگذار به سمت مقاومسازی منابع ارزی حرکت کرده و تلاش دارد با افزایش دسترسی به منابع و مدیریت آنها، حاشیه امن بیشتری برای بازار ارز ایجاد کند. در همین حال، گزارشها حاکی از آن است که 7.5میلیارد دلار درآمد ارزی حاصل از فروش نفت طی چهار ماه نخست سال در اختیار بانک مرکزی قرار گرفته، که 1.5برابر درآمد نفتی در مدت مشابه سال گذشته است. از سوی دیگر، باید به تلاشهای بانک مرکزی در راستای وصول مطالبات ارزی نیز اشاره کرد.
در همین بازه زمانی، بانک مرکزی برای دسترسی به منابع ارزی ایران در عراق با مقامات این کشور رایزنی کرده است؛ طبق گزارشها، ایران در سال گذشته حدود ۱۲میلیارد دلار به عراق صادرات داشته و تعیین تکلیف منابع حاصل از این تجارت میتواند بر منابع ارزی کشور تاثیر بگذارد. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که فاصله میان نرخ رسمی و آزاد حول نرخ 20 درصد در نوسان است و در مقابل، سیاستگذار با مساله مدیریت عرضه ارز جهت پاسخ به نیازهای جاری و در عین حال، حفظ بخشی از منابع برای ماههای آینده روبهرو است. به این ترتیب، پرسش اصلی این است که بانک مرکزی با منابع ارزی جدید کدام مسیر سیاستی را در پیش میگیرد؟ آیا افزایش منابع در اختیار این نهاد میتواند به مدیریت شکاف نرخ ارز یاری برساند و همزمان تامین ارز کالاهای اساسی و مواد اولیه را در ماههای پیشرو تضمین کند؟ دخل و خرج ارزی ایران
اعداد و ارقام تجارت خارجی در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که اقتصاد ایران در این سال حدود ۱۱۰میلیارد دلار تجارت خارجی داشته است. از این رقم، ۵۱میلیارد و ۶۵۷میلیون دلار مربوط به صادرات غیرنفتی و ۵۸میلیارد و ۱۶میلیون دلار مربوط به واردات بوده است. به این ترتیب، ارزش واردات حدود 6.4میلیارد دلار بیشتر از صادرات غیرنفتی بوده و تراز تجاری غیرنفتی کشور در سال ۱۴۰۴ همچنان کسری داشته است. این ارقام البته تمام جریان ورودی و خروجی ارز اقتصاد ایران را نشان نمیدهد، زیرا درآمدهای نفتی خارج از آمار صادرات غیرنفتی گمرک قرار میگیرد و بخشی از نیاز ارزی واردات نیز از محل درآمدهای نفتی و سایر منابع تامین میشود.بنا به گزارشها، در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵، 7.5میلیارد دلار ارز حاصل از فروش نفت در اختیار بانک مرکزی قرار گرفته است. نحوه مدیریت این منابع میتواند در ماههای پیشرو، بر تصمیمهای ارزی سیاستگذار تاثیر بگذارد. با این حال، لزوما قرار نیست همه این منابع وارد بازار شود و با توجه به شرایط اقتصاد و چشمانداز ماههای آینده، بخشی از آن میتواند جهت تقویت ذخایر ارزی کشور مورد استفاده قرار بگیرد.
برای مثال، طی جنگهای اخیر، سیاستگذار ارزی معادل ۴.۵میلیارد دلار ذخیرهسازی ارزی انجام داده است. در نتیجه، برای ارزیابی وضعیت بازار ارز، تنها میزان درآمدهای ارزی مطرح نیست و نحوه تخصیص و زمان عرضه این منابع نیز اهمیت دارد. در سال ۱۴۰۵ نیز با توجه به تداوم تنشهای ژئوپلیتیک، محدودیتهای تجاری و حملونقل و نامشخص بودن مسیر مذاکرات، برآورد میزان صادرات و درآمدهای ارزی با عدمقطعیت بالایی همراه است، با این حال، کارشناسان برای درآمدهای ارزی ایران در سال ۱۴۰۵، سه سناریوی متفاوت را ترسیم کردهاند. این سناریوها میتوانند بسته به شرایطی سیاسی آینده درآمدهای ارزی را تعیین کنند.
در حالی که مقامات آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، رئیسجمهور و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در حال تشدید فشارهای اقتصادی و ارزی بر ایران هستند، در مقابل، مقامات اقتصادی ایران معتقدند اقتصاد کشور از منابع ارزی لازم برای مدیریت شرایط در ۱۰ ماه نخست سال برخوردار است. بر این اساس، افزایش فشارهای آمریکا در کوتاهمدت لزوما به معنای بروز شوک جدی در اقتصاد ایران نخواهد بود؛ هرچند تداوم و تشدید محدودیتها میتواند هزینههای تامین ارز و مدیریت اقتصاد را افزایش دهد. از سوی دیگر، مسوولان اقتصادی در پاسخ به محدود کردن معاملات اقتصادی به این نکته اشاره کردند که تلاش برای اختلال در تجارت و جریان انرژی در یکی از مهمترین مناطق اقتصادی جهان، اقدامی بدون هزینه برای اقتصاد جهانی نیست. سه سناریو درآمدهای نفتی
با توجه به ابهام موجود درباره مسیر صادرات نفت در سال ۱۴۰۵، میتوان درآمد نفتی کشور را در سه سناریو بررسی کرد. در این محاسبه، قیمت نفت ۸۰ دلار به ازای هر بشکه در نظر گرفته شده است و فرض بر این است که ایران بهطور میانگین روزانه ۵۰۰ هزار، یکمیلیون یا ۱.5میلیون بشکه نفت صادر کند. این ارقام سناریوهای محاسباتی هستند و به معنای پیشبینی قطعی درآمد نفتی نیستند.
در سناریوی نخست، صادرات روزانه ۵۰۰ هزار بشکه، درآمد ناخالص سالانهای حدود 14.6میلیارد دلار ایجاد میکند. در سناریوی دوم، با صادرات روزانه یکمیلیون بشکه، درآمد نفتی به حدود 29.2میلیارد دلار میرسد. اگر صادرات به 1.5میلیون بشکه در روز افزایش یابد، درآمد ناخالص سالانه میتواند به حدود 43.8میلیارد دلار برسد. برخی از اقتصاددانان و کارشناسان بر این باورند که حجم صادرات نفت ایران در سال جاری به شرایط سیاسی، محدودیتهای تجاری و امکان جابهجایی و وصول درآمدهای نفتی وابسته است. در چنین شرایطی، حتی تغییر ۵۰۰ هزار بشکهای در صادرات روزانه میتواند درآمد سالانه نفت را حدود 14.6میلیارد دلار تغییر دهد و در نتیجه بر منابع ارزی کشور اثر قابلتوجهی بگذارد.
البته درآمد ناخالص نفت با منابعی که در نهایت در اختیار دولت یا بانک مرکزی قرار میگیرد یکسان نیست. تخفیفهای فروش، هزینههای حملونقل و انتقال پول، محدودیتهای بانکی و نحوه وصول درآمدها میتواند رقم نهایی را تغییر دهد. بنابراین سه سناریوی فوق بیشتر برای ترسیم دامنه احتمالی درآمد نفتی کشور در سال ۱۴۰۵ کاربرد دارند. در این میان، سناریوی ۵۰۰ هزار بشکهای را میتوان حالت فشار، سناریوی یکمیلیون بشکهای را وضعیت میانه و سناریوی 1.5میلیون بشکهای را حالت بهبود صادرات در نظر گرفت. اقتصاددانان معتقدند که اقتصاد ایران برای تامین حداقل معاش نیاز به صادرات 500 هزار بشکهای در روز را دارد. به نظر میرسد که با توجه به ذخایر ارزی کنونی، اقتصاد ایران تاب آوری لازم برای 10 ماه نخست را دارد. از سوی دیگر، بانک مرکزی در تلاش است که با کاهش نوسانات قیمت دلار، شرایط را برای بازگشت ارزهای صادراتی در ماههای آتی تسهیل کند.
راز ۸۱ میلیارد دلار ارز صادراتی
بازگشت ارز حاصل از صادرات یکی از محورهای اصلی سیاست ارزی کشور است. با این حال، آمار مربوط به ارز بازنگشته به معنای خروج این منابع از اقتصاد ایران نیست. از ابتدای سال ۱۳۹۷ تا ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، حدود 130.7میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات غیرنفتی به چرخه رسمی بازنگشته بود که 81.8میلیارد دلار آن مربوط به تعهدات ارزی سررسیدشده و ایفا نشده است. این ارقام در حالی مطرح میشود که بخشی از ارز صادرکنندگان میتواند از مسیرهایی خارج از سازوکار تعیینشده توسط سیاستگذار وارد چرخه اقتصادی شده باشد.
در همین زمینه، مهدی دارابی، دستیار ارزی بانک مرکزی، تاکید کرده است که رقم ۸۱میلیارد دلار به معنای آن نیست که این منابع به کشور بازنگشتهاند. به گفته او، بخشی از این ارزها از مسیرهایی مانند واردات بدون انتقال ارز، واردات از محل سپرده، ترخیص درصدی، واردات طلا و اسکناس ارز وارد چرخه اقتصاد شدهاند. در این میان، واردات بدون انتقال ارز یکی از مسیرهایی است که در آن بانک مرکزی ارز واردکننده را تامین نمیکند و خود واردکننده ارز مورد نیاز را فراهم میکند.
دارابی همچنین تاکید کرده است که حتی اگر صادرکننده ارز خود را وارد چرخه اقتصادی کند، استفاده از مسیری خارج از چارچوب تعیینشده نیز در آمار عدم ایفای تعهد ارزی قرار میگیرد. از سوی دیگر، بخشی از این منابع ممکن است به واردات غیر رسمی، خرید دارایی در خارج از کشور یا نگهداری ارز و طلا اختصاص یافته باشد. به گفته او، افزایش نااطمینانیهای سیاسی و اجتماعی و همچنین جذاب نبودن برخی مسیرهای رسمی به دلیل نرخهای دستوری ارز و محدودیتهای موجود، از عوامل کاهش نرخ بازگشت ارز از سال ۱۴۰۱ بوده است. در نتیجه، رقم 81.8میلیارد دلار را نمیتوان بهسادگی معادل ارز از دسترفته یا ارز خارجشده از کشور دانست. مساله اصلی، تفاوت میان بازگشت ارز به اقتصاد و بازگشت ارز از مسیر مورد تایید سیاستگذار است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد
لژیونرهای ایرانی در اکانتهای عربی

این پارادوکس زمانی بهتر جا میافتد که پای بازیکنان حرفهای به میان میآید. ایران بازیکنانی داشته که در بالاترین سطح مسابقات جهانی به قهرمانی رسیدهاند، اما حتی برای بخشی از بازیکنان سطح بالای کشور، درآمد ثابت ماهانه از ورزشهای الکترونیکی وجود ندارد. به تعبیر یکی از فعالان این حوزه، مشکل ما در ایران کمبود استعداد نیست. مشکل اینجا است که هنوز بین استعداد و درآمد، یک مسیر حرفهای نساختهایم.
مساله البته فقط به نبود مسابقه یا گرانی تجهیزات ختم نمیشود. گاهی یک گیمر حرفهای برای ورود به این بازار باید هزینههایی متاثر از ارز بپردازد، درحالیکه درآمدش ریالی است. او برای رقابت جهانی نیز به اینترنت پایدار، دسترسی به پلتفرمها و امکان حضور در مسیرهای رسمی نیاز دارد. وقتی این زنجیره ناقص باشد، مهارتی که میتوانست در یک بازار رسمی به درآمد تبدیل شود، ممکن است سر از استریم و تبلیغات درآورد، به آموزش و اسپانسرینگ متکی شود یا حتی وارد بازارهای غیررسمی مانند بوستینگ اکانت شود.
پرسشی که تا بهامروز بارها مطرح شده و احتمالا این بار هم بار آخر نخواهد بود، به این موضوع میپردازد آیا ارزش صنعت گیم شناخته نشده و ظرفیت اقتصادی آن بهدرستی درک نشده یا درک شده و اهمیت آن در اولویتها نمیگنجد و تنظیم و تهیه ملزومات آن خارج از دستور است. اصلا گیمرها چگونه تامین میشوند و آنها که بهاصطلاح حرفهای شدهاند و روزانه ساعتها از وقت خود را اینگونه پر میکنند چطور مایحتاج خود را بهدست میآورند؟ فرق درآمد داشتن و شغل داشتن
در یک کلام زیست اقتصادی گیمرهای ایرانی هنوز صورت مشخصی ندارد. اساسا پایداری در آن نیست و نمیتوان به آن شغل گفت. در نتیجه صحبت از درآمد کمی اشکال منطقی در خود دارد.
میان تعداد کسانی که بازی میکنند و تعداد کسانی که میتوانند از بازی درآمد داشته باشند، فاصله زیادی وجود دارد. جامعه گیمرهای ایران اگرچه بزرگ است، اما بخش کوچکی از آن وارد فضای حرفهای میشود. آرین کردی، فعال حوزه گیم، در توضیح این شکاف میگوید: «اول باید بین گیمر بودن و از گیم درآمد داشتن تفاوت قائل باشیم. ما در ایران تعداد خیلی زیادی گیمر داریم، ولی درصد کمی از این جامعه وارد فضای حرفهای و درآمدزایی میشوند».
به گفته کردی، درآمدزایی در این بازار نیز یک مسیر مشخص و واحد ندارد. شرکت در مسابقات و دریافت جایزه، قرارداد با تیمها، تولید محتوا و استریم، تبلیغات و اسپانسرینگ، آموزش و مربیگری و در کنار آنها بازار غیررسمی میان گیمرها، مسیرهایی هستند که یک بازیکن میتواند از طریق آنها درآمد کسب کند. با این حال، میان درآمد داشتن و شغل داشتن تفاوت مهمی وجود دارد.
کردی درباره همین تفاوت میگوید: «اگر بخواهیم درباره شغل پایدار حرف بزنیم، فقط مسابقه دادن کافی نیست. ممکن است یک بازیکن یک مسابقه را ببرد و به جایزه خوبی هم برسد ولی چند ماه بعد هیچ درآمدی نداشته باشد».
بنابراین، جایزه مسابقات اگرچه میتواند درآمد قابلتوجهی ایجاد کند، اما بهتنهایی پایه مناسبی برای یک شغل مستمر نیست.
کردی نیز مدل مطلوب خود را بر همین مبنای چندجریانی توضیح میدهد: «به نظرم مدل پایدار زمانی شکل میگیرد که بازیکن فقط بازیکن نباشد. مسابقه بدهد، برای خودش اعتبار و مخاطب بسازد، محتوا تولید کند، اسپانسر جذب کند و اگر ظرفیتش را دارد آموزش هم بدهد. یعنی چند جریان درآمدی کنار هم داشته باشد. مشکل ما در ایران کمبود استعداد نیست. مشکل اینجا است که هنوز بین استعداد و درآمد، یک مسیر حرفهای نساختهایم».
موانع اقتصادی بر سر راه حرفهایگری
اما ساختن این مسیر از جایی آغاز میشود که بسیاری از بازیکنان ایرانی پیش از رسیدن به آن با یک مانع اقتصادی مواجهاند: هزینه حرفهایشدن.
کردی درباره ساختار این هزینهها میگوید: «هزینه یک گیمر حرفهای فقط خرید پلیاستیشن یا کامپیوتر نیست.» به گفته او، کنسول یا PC، مانیتور مناسب، کنترلر، اینترنت، خرید بازی، اشتراکها، تعمیر و تعویض تجهیزات و همچنین هزینه شرکت در مسابقات، رفتوآمد و گاهی اقامت، همگی بخشی از هزینههای یک بازیکن حرفهای هستند. اگر بازیکن در کنار رقابت، تولید محتوا را نیز دنبال کند، تجهیزات ضبط، میکروفن، سیستم مناسب و سایر هزینههای تولید محتوا نیز به این سبد اضافه میشود.
مشکل زمانی جدیتر میشود که ساختار هزینههای این حرفه با ساختار درآمدی بازیکن ایرانی مقایسه شود. کردی میگوید: «مساله مهم این است که بخش بزرگی از این هزینهها مستقیم یا غیرمستقیم دلاری است، ولی درآمد بازیکن ایرانی ریالی است».
این مساله برای بازیکنان جوان اهمیت بیشتری دارد. کردی درباره این گروه میگوید: «برای یک نوجوان بااستعداد، این موضوع بسیار جدی است. ممکن است مهارت بسیار بالایی داشته باشد، اما خانواده او نتواند بهطور دائم هزینه تجهیزات، کنترلر، سفر و مسابقاتش را تامین کند. یعنی بعضی استعدادها پیش از اینکه اصلا فرصت حرفهایشدن پیدا کنند، با مانع اقتصادی مواجه میشوند». گیمرهای ایرانی میانگین درآمد ندارند
البته حتی برای کسانی که از این مرحله عبور میکنند، اندازه درآمد بازار روشن نیست. یکی از دلایل آن، نبود داده جامع درباره وضعیت اقتصادی گیمرهاست. کردی درباره ارائه یک نسبت مشخص از گیمرهای درآمدزا میگوید: «من ترجیح میدهم اینجا درصد مشخصی اعلام نکنم، چون آمار جامع و قابل اتکایی که دقیقا درآمد گیمرهای ایرانی را اندازهگیری کرده باشد، نداریم».
با این حال، تجربه او از فضای رقابتی تصویری کلی ارائه میکند. کردی میگوید: «اما چیزی که ما در فضای رقابتی از نزدیک میبینیم این است که نسبت کسانی که از گیم درآمد دارند به کل جامعه گیمرها بسیار کم است و کسانی که واقعا میتوانند تمام هزینه زندگی خود را فقط از گیم تامین کنند، بسیار کمتر هستند.» حتی در سطح حرفهای نیز درآمد ثابت تضمینشده نیست. به گفته او، «حتی بسیاری از بازیکنان سطح بالای کشور درآمد ثابت ماهانه از ایاسپرتز (esports) ندارند. ممکن است قهرمان مسابقه شوند، جایزه بگیرند یا بهصورت مقطعی با یک برند همکاری کنند، اما این با داشتن یک شغل پایدار تفاوت دارد». شاید بسیاری ندانند که رقابت ایرانیان در مسابقات بینالمللی در چه سطحی از کیفیت تعریف میشود. کردی در تشریح بیشتر بازیهای فوتبالی با اشاره به همین موضوع به اسامی کمترشناختهشدهای اشاره میکند که غفلت و ابهام همان عده پرشمار را پاسخ میدهد: «این موضوع در بازیهای فوتبالی حتی جالبتر است. ما نمونههای واقعی از بازیکن ایرانی داریم که در بالاترین سطح جهان نتیجه گرفتهاند. در ایفوتبال (eFootbal) حسن پاجانی را داریم که چند عنوان جهانی گرفته است. در فیفا (Fifa) هم نوید برهانی را داشتیم که در ESWC پاریس قهرمان جهان شد».
همین موضوع باعث میشود ارائه یک میانگین درآمد گیمر ایرانی چندان معنایی نداشته باشد. کردی میگوید: «به نظرم گفتن یک عدد بهعنوان میانگین درآمد گیمر ایرانی گمراهکننده است.» از نگاه او، یک نفر ممکن است هیچ درآمدی نداشته باشد، فرد دیگری چند مسابقه در سال جایزه بگیرد و بازیکن دیگری از آموزش، تولید محتوا یا تبلیغات درآمد کسب کند.
اینترنت ضعیف و تحریمها
سایه تحریمها بر زندگی همه ایرانیان افتاده و گیمرها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. دسترسی یک گیمر به اینترنت و زیرساخت بینالمللی از یک طرف، سلب امکان حضور در رویدادهای جهانی از طرفی دیگر. اطرافی که محل درآمد او از مهارتش است.
کردی میگوید: «من چون سالها با بازیکنان سطح بالای فیفا و افسی (FC) ایران کار کردهام و مسابقه برگزار کردهام، اعتقادم این است که چند نفر از بهترین بازیکنان ایران از نظر فنی واقعا ظرفیت رقابت با بازیکنان سطح بالای جهان را دارند. حتی معتقدم هشت بازیکن برتر مسابقات سطح بالای خصوصی ایران میتوانند از نظر مهارت با جمع بزرگی از بازیکنان حرفهای بینالمللی رقابت کنند».
به گفته او، مشکل دیگر اینترنت است؛ ابزاری که برای گیمرها بخشی از ابزار کار محسوب میشود. «پینگ، قطعی و ناپایداری بهطور مستقیم روی تمرین و نتیجه بازیکن تاثیر میگذارد. در نتیجه، گیمر ایرانی از یک طرف هزینه بیشتری برای حرفهایشدن پرداخت میکند و از طرف دیگر دسترسی کمتری به بازار جهانی دارد». یک اقتصاد پنهان در جریان است
بخشی از این محدودیتها در نهایت به شکلگیری یک اقتصاد غیررسمی میان گیمرها منجر شده است. بازاری که بخشی از آن در بازیهای فوتبالی شکل گرفته و بیرون از جامعه گیمرها کمتر دیده میشود. کردی این مساله را چنین شرح میدهد: «مثلا در بازی فیفا، یک بازیکن در کشور دیگری ممکن است پول زیادی داخل بازی خرج کرده باشد و تیم بسیار گرانقیمتی داشته باشد، اما مهارت کافی برای گرفتن رتبه بالا را نداشته باشد. اینجاست که یک بازیکن حرفهای وارد میشود. اکانت آن شخص را میگیرد و با آن بازی میکند تا رتبه یا نتیجه موردنظر را برای او به دست بیاورد. اصطلاحا به این کار تقویت حساب کاربری (Boosting) اکانت گفته میشود». به ادعای کردی، گیمرهای ایرانی برای برخی بازیکنان عربی که فاقد مهارت لازم هستند، بازی میکنند. در این شرایط یک گیمر ایرانی وارد اکانت یک گیمر عرب میشود و برای او بازی میکند. به گفته کردی دستکم 50 گیمر ایرانی، رنک یک هستند که به دلیل تحریمها نمیتوانند به مراحل بعدی بازی بروند و این روش میتواند یک راه مطمئن برای کسب درآمد باشد.
این دسته از گیمرها هر هفته در مسابقات فیفا به رتبههای برتر میرسند و از طریق کانالهای واسط، وارد اکانت گیمر فاقد مهارت میشوند که عمدتا فاقد مهارت هستند و 80 تا 100 دلار بابت آن پول دریافت میکنند اما نکته مهم این است که این کانالهای تلگرامی واسط نیز سهمی از آن برای خود برمیدارد. گیمرهای ایرانی باید بتوانند با اکانت گیمرهای عربی رنک یک مسابقه شوند تا بتوانند 100 دلار درآمد کسب کنند. این ریسک هم وجود دارد، با توجه به اینکه این مسیر رسمی نیست، پول گیمرهای ایرانی هم خورده شود، چرا که این پول را ادمینهای کانالهای تلگرامی در اختیار گیمرها قرار میدهند.
به گفته کردی، قیمت این خدمات بسته به کاری که باید انجام شود متفاوت است و معمولا به دلار تعیین میشود. ارتباط نیز اغلب بهطور مستقیم میان گیمرها شکل میگیرد و پس از ارائه سابقه و نتایج، بر سر مبلغ توافق میکنند. البته او تاکید دارد که این فعالیت را نمیتوان یک مسیر شغلی رسمی دانست، زیرا اشتراکگذاری حساب کاربری (Account Sharing) یا بوستینگ ممکن است برخلاف مقررات بازی یا پلتفرم باشد و حتی به بستهشدن حساب منجر شود.
با این حال، کردی این بازار را نشانهای از یک خلأ اقتصادی میداند: «وقتی یک بازیکن مهارت قابل فروش دارد، ولی مسیر رسمی درآمدزایی برایش بسته است، بخشی از این استعداد وارد بازار غیررسمی میشود».
ریشه مشکل را باید فراتر از بازیکن جستوجو کرد. ایران با وجود جامعه بزرگ گیمرها هنوز نتوانسته یک اکوسیستم حرفهای و مستمر برای مسابقات ایاسپرتز ایجاد کند. به گفته کردی، در برخی مسابقات، گیمرها از شهرهای مختلف با هزینه شخصی شرکت میکنند، اما مشکلات اجرایی، برنامهریزی، تجهیزات، ضعف فنی و حتی تاخیر در پرداخت جوایز، کیفیت تجربه حرفهای آنها را تحتتاثیر قرار میدهد. یک بازار بالغ
لازم است آنچه که بلوغ یک بازار حوزه گیم تلقی میشود را بهتر یا بیشتر باز کرد. طبق دادههایEsports Earnings و Esports Insider، چرخهای اقتصادی که در آن متوسط درآمد سالانه یک گیمر حرفهای در سال ۲۰۲۵ به ۱۳۸ هزار دلار رسیده است.
در مقایسه شاخصهای کلیدی صنعت گیمینگ، دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهند جمعیت گیمرها در جهان بین 3.5تا 3.6میلیارد نفر برآورد شده است. از نظر ارزش مالی، اندازه بازار بازیهای ویدئویی در سطح جهانی در ۲۰۲۵ به 201.6میلیارد دلار رسیده است، اما در ایران برآوردهای صنعتی برای ۲۰۲۳ ارزش بازار را حدود ۶۲۵میلیون دلار نشان میدهند. در بُعد درآمد حرفهای، میانگین درآمد سالانه گیمرهای حرفهای در جهان در ۲۰۲۵ حدود ۱۳۸هزار دلار برآورد شده است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد

اعلام زمان آغاز ثبتنام مسکن استیجاری

ملاحظات اطلاعرسانی

انقلاب خاموش در صنعت الفین

انگلیس کاردار رژیم صهیونیستی را احضار کرد

معمای خوانندگی «ایرج» در فیلمفارسی

آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

اینجا کسی برای مذاکره غش نمیکند | آخرین خبر

