
تشکیل ۲۰۰ پرونده علیه جنایتکاران جنگ علیه ایران

اخراج سردبیر نشریه آمریکایی پس از افشای بحران در ناو آبراهام لینکلن
به گزارش تجارت نیوز، پنتاگون «اریک اسلاوین» سردبیر روزنامه نظامی «استارز اند استرایپس» را به همراه «لارا کورت» خبرنگار حوزه خاورمیانه و «مک لدرر» ناشر این نشریه اخراج کرده است؛ اقدامی که درست پس از انتشار گزارشهای انتقادی این رسانه درباره شرایط فاجعهبار ملوانان ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن صورت میگیرد.
این ناو آمریکایی که از نوامبر گذشته در طولانیترین مأموریت تاریخ ناوهای هواپیمابر این کشور در منطقه غرب آسیا مستقر شده، در هفتههای اخیر به کانون رسوایی ارتش آمریکا تبدیل شده است. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که شرایط پرسنل نظامی مستقر در این ناو به دنبال این ماموریت طولانی مدت وخیم شده و شماری از ملوانان این ناو اقدام به خودکشی کرده یا تلاش کردهاند خود را از عرشه به دریا بیندازند.
روزنامه استارز اند استرایپس در گزارشهای خود ضمن افشای ابراز تمایل ملوانان به خودکشی، فشار خانوادههای خدمه بر «هونگ کائو» مقام ارشد غیرنظامی نیروی دریایی آمریکا را نیز پوشش داده بود. با این حال، دولت ترامپ این گزارشها را «اغراقآمیز و غیرصادقانه» خوانده و به جای رسیدگی به بحران، به سرکوب رسانههای افشاگر روی آورده است.
اسلاوین سردبیر اخراجشده این نشریه تأکید کرده که برکناری وی اقدامی تلافیجویانه به دلیل دفاع از استقلال تحریریه و اعلام این موضع بوده که «سانسور اخبار برای نیروهای نظامی خط قرمز است».
این سرکوب رسانهای در حالی تشدید میشود که «شان پارنل» سخنگوی پنتاگون پیشتر اعلام کرده بود وزارت جنگ محتوای این نشریه را از «حواشی منحرفکننده» پاکسازی خواهد کرد و آن را به مأموریت «گزارشدهی برای نیروهای رزمی» محدود میسازد؛ رویکردی که ناقدان آن را تلاشی آشکار برای خفه کردن صدای منتقدان در ارتش آمریکا میدانند.
در واکنش به این اقدام، سه سناتور دموکرات با ارسال نامهای به «پیت هگست» وزیر جنگ آمریکا خواستار پاسخگویی درباره «تضعیف استقلال» این روزنامه شدند و هشدار دادند اعتماد نیروهای نظامی به این نشریه مستلزم حفظ مرز میان روزنامهنگاری مستقل و دستگاه تبلیغاتی پنتاگون است.
گفتنی است بحران در ناو آبراهام لینکلن در حالی علنی شده که آمریکا در ماههای اخیر با تشدید تنشآفرینی در منطقه غرب آسیا، این ناو را به بهانه عملیات نظامی در منطقه نگه داشته و خدمه آن را در شرایط فرسایشی طولانیمدت قرار داد. کارشناسان معتقدند فرسودگی نیروها و افزایش نارضایتیها در صفوف ارتش آمریکا، نشانهای از پیامدهای سیاستهای جنگافروزانه واشنگتن در منطقه است.
منبع: ایسنا
پشتیبانی خیلی خوب دولت از نیروهای مسلح/ جنگ اخیر بیداری ژئوپلیتیکی ایرانیان را بدنبال داشت
به گزارش تجارت نیوز، سرتیپ محمد اکرمینیا سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران درباره پشتیبانی دولت از نیروهای مسلح اظهار کرد: یکی از وظایف دولت حمایت و پشتیبانی از نیروهای مسلح است که این موضوع همواره در طول دهههای گذشته وجود داشته و دولتهای مختلف بر حسب شرایط و وضعیت بودجه ای خود از نیروهای مسلح حمایت و پشتیبانی داشتهاند.
وی افزود: دولت چهاردهم در جنگ اخیر خیلی خوب از نیروهای مسلح حمایت و پشتیبانی کرد و نیازمندیهای نیروهای مسلح به بودجه و اعتبارات را تأمین کرد. امروز هم روابط خوب و تعاملات خوبی میان دولت و نیروهای مسلح وجود دارد.
سخنگوی ارتش با اشاره به شرایط اقتصادی کشور و مشکلات دولت گفت: با توجه به شرایط اقتصادی کشور و مشکلاتی که برای دولت وجود دارد و البته از سالهای قبل هم این مشکلات وجود داشت، وضعیت دولت را درک میکنیم و مجموع این روابط خیلی خوب همچنان برقرار است و حمایتها و پشتیبانی دولت به خوبی در حال انجام است. تقویت وحدت و انسجام ملی از مهمترین دستاوردهای جنگ
سرتیپ اکرمینیا در پاسخ به پرسشی درباره عمدهترین دستاوردهای جنگ گفت: دستاوردهای جنگ را به شکلهای مختلف میتوانیم دستهبندی کنیم، ولی اجمالاً یکی از دستاوردهای بزرگ این جنگ، تقویت وحدت و انسجام ملی بوده است.
وی ادامه داد: مردم ایران حول محور رهبری، انقلاب و نظام و سرزمین ایران، وحدت و هماهنگی و در واقع یکپارچگیشان تقویت شده و این یک دستاورد بسیار بزرگی است. بیداری ژئوپلیتیکی ایرانیان از دستاوردهای جنگ اخیر بود
سخنگوی ارتش، بیداری ژئوپلیتیکی ایرانیان را از دیگر دستاوردهای جنگ دانست و گفت: ایرانیان به یک ظرفیت ژئوپلیتیکی که از گذشته وجود داشته و این ظرفیت فعال نشده بود، امروز پی بردند. تنگه هرمز با ظرفیت عظیمی که در اختیار مردم ایران قرار داده، امروز میتواند در پیشبرد اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تعیینکننده باشد و یک تأثیر ژئوپلیتیکی بسیار گسترده و عمیق را به همراه داشته باشد.
سرتیپ اکرمینیا همچنین تجربیات نیروهای مسلح را از دیگر دستاوردهای جنگ عنوان کرد و افزود: یکی دستاوردهای این جنگ، تجربیاتی است که نیروهای مسلح از جنگ به دست آوردند. هم این جنگ جاری و هم جنگ ۱۲ روزه که ما به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی با ارتشهای سران کفر وارد جنگ شدیم، تجربیات بسیار خوبی را در اختیار ما قرار داده است.
وی گفت: نیروهای مسلح ما امروز از اعتمادبهنفس بسیار بالاتری نسبت به گذشته برخوردار شدهاند و این تجربیات در آینده حتماً بیش از زمان فعلی و گذشته به کار خواهد آمد و میتواند نهایتا موجب ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران و قدرت ملی ایران شود. جنگ ماهیت پلید دشمنان را برای جهانیان آشکارتر کرد
سخنگوی ارتش یکی از دستاوردهای بینالمللی جنگ را آگاهی جهانیان از «ماهیت استکباری، جنایتکارانه و تجاوزطلبانه دشمنان» عنوان کرد و گفت: آمریکاییها با تهاجم وحشیانه به ایران و به مدرسه شجره طیبه و به شهادت رساندن ۱۶۸ کودک ایرانی، به شهادت رساندن تعدادی از هموطنان در لامرد و نقاط دیگر، در واقع آن ماهیت پلید جنایتکارانه خودشان را نشان دادند.
وی افزود: مردم جهان امروز بیش از گذشته با ماهیت واقعی آمریکا و رژیم صهیونیستی آشنا شدند و این واقعیتی است که امروز برای مردم ایران یک دستاورد محسوب میشود که خیلی حائز اهمیت است. نشانههای افول آمریکا آشکارتر شده است
سرتیپ اکرمینیا با اشاره به تحولات منطقهای گفت: از سالها قبل به تعبیر امام شهیدمان، ما با پیچ بزرگ تاریخی با دنیا و منطقه مواجه بوده ایم. در سال ۱۳۹۳ امام شهیدمان به این موضوع اشاره فرمودند و نشانگانی از افول قدرت آمریکا را برشمردند. این آثار امروز نمایانتر شده و ما به خوبی و به وضوح میتوانیم نشانههای افول آمریکا را در سطح منطقه و نظام بینالملل شاهد باشیم. آمریکا از نظر بین المللی دیگر وجاهتی ندارد
وی ادامه داد: آمریکاییها وجاهت خودشان را به عنوان یک قدرت بینالمللی بزرگ از دست دادهاند. آمریکاییها به عنوان یک قدرت ناظر بر مسائل حقوق بشری، مسائل صلح و امنیت منطقهای و جهانی دیگر وجاهتی ندارند.
سخنگوی ارتش افزود: حتی ما در سطح منطقه شاهد افول به شدت زیاد آمریکا در منطقه بودیم و شاهد بودیم که سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان یک سازوکار امنیتی دفاعی مستقل از آمریکا ایجاد کردند. خود این سازوکار امنیتی دفاعی، فارغ از اینکه چقدر در آینده اثربخش باشد، در همین مرحله نشاندهنده افول جایگاه آمریکا در منطقه است و اولین سازوکار دفاعی امنیتی در منطقه بدون حضور آمریکاست.
اکرمینیا گفت: اینها همه از پیامدهای این جنگ و دستاوردهایی است که مردم ایران بر اثر مقاومت خودشان در این جنگ به دست آوردند. البته دستاوردهای بسیار زیاد دیگری هم وجود دارد که میشود از آشنایی بیشتر مردم دنیا با مردم ایران یاد کرد.
وی افزود: مردم دنیا امروز بیش از گذشته انقلاب اسلامی ایران، مردم ایران و اساساً جمهوری اسلامی ایران را میشناسند و مردم ایران به عنوان مردمی شجاع، بصیر و مقاوم نزد افکار عمومی دنیا شناخته میشوند. اینها هم در واقع موضوعات بسیار مهمی است که به نظر بنده از دستاوردها و پیامدهای جنگ جاری است. تغییر دکترین نظامی ایران از تدافعی به تهاجمی
سخنگوی ارتش درباره تغییرات راهبرد نظامی کشور در فرایند دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه گفت: دکترین نظامی کشورمان در گذشته، دفاعی بود اما به تدریج در طول این دو جنگ شاهد این بودیم که دکترین نظامی کشور از حالت تدافعی به سمت تهاجمی در حرکت بوده است.
وی تأکید کرد: تهاجمی بودن دکترین نظامی الزاماً به معنای انجام عملیات پیشدستانه نیست، که البته ما در این جنگ در یک مقطعی در حمله به پایگاه آمریکا در اردن، در واقع رویکرد پیشدستانه را از خودمان نشان دادیم و قبل از اینکه دشمن وارد جنگی شود، ما پایگاه دشمن را در کشور اردن مورد هدف قرار داده و آنجا آسیبهای جدی به تجهیزات و امکانات و نیروی انسانی آمریکاییها وارد شد.
سرتیپ اکرمینیا ادامه داد: این یک بُعد مفهوم دکترین نظامی تهاجمی است، ولی ابعاد دیگری دارد از جمله اینکه حتماً هر اقدام تجاوزکارانهای بلافاصله پاسخ داده خواهد شد و حتماً پاسخ میتواند گستردهتر از عمل تجاوزکارانه باشد. اینها در واقع ابعاد و نشانههای رویکرد تهاجمی جمهوری اسلامی ایران است که در این جنگ نمایان شده است.
وی افزود: دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران از یک دکترین کاملاً تدافعی به سمت یک دکترین تهاجمی در حال حرکت بوده در این جنگ که ما آثار و شواهدش را در پاسخگویی سریع، در پاسخگویی گسترده به اقدامات تجاوزکارانه دشمن و همچنین انجام عملیاتهای پیشدستانه شاهد بودیم. انتصابات جدید فرماندهان نشاندهنده جدیت نظام برای دفاع از کشور است
سرتیپ اکرمینیا درباره انتصابات جدید فرماندهان نیروهای مسلح از سوی فرمانده معظم کل قوا گفت: این انتصابات نشاندهنده جدیت کشور و نظام برای دفاع از انقلاب، نظام و کشور و تمامیت ارضی است.
وی افزود: این انتصابات با توجه به اینکه منصوبان همه دارای سوابق درخشان دفاعی و حضور و فعالیت در عرصههای دفاع از کشور هستند و چهرههایی هستند که کاملاً برای ملت ایران شناخته شدهاند، نشان میدهد که رهبر انقلاب اسلامی هوشمندانه با انتخاب این افراد میخواهند این پیام را به هم مردم داخل ایران و هم دشمنان در خارج از کشور بدهند که جمهوری اسلامی ایران بر سر دفاع از کشور و نظام و مردم کاملاً جدی است.
سخنگوی ارتش ادامه داد: انتصاب این افراد، که همانطور که گفتم از سوابق بسیار درخشانی در دفاع از کشور برخوردار هستند، تضمینکننده عملکرد خوب و اثربخش آنها برای دفاع از کشور در آینده خواهد بود و جدیت نظام را نشان میدهد.
وی ابراز امیدواری کرد: این افراد هم بتوانند در جایگاهی که منصوب شدند، مثل گذشته از انقلاب و نظام و کشور به خوبی حراست و پاسداری کنند. ارتش آمادگی خود را برای مقابله با تهدیدات افزایش داده است
سخنگوی ارتش درباره آمادگی ارتش جمهوری اسلامی ایران گفت: همانطور که بارها اعلام کردیم، ما از زمانی که در وضعیت سکوت و آتشبس قرار گرفته ایم، تلاش کرده ایم لحظهای را از دست ندهیم؛ به این دلیل که به هیچ وجه به دشمنان اعتماد نداریم. استفاده از فرصت آتش بس برای ارتقای توان رزم ارتش
وی افزود: دشمنان در حالی که ما در حال مذاکره بودیم، به مذاکرات و به دیپلماسی خیانت کردند و کشور ما را به مورد حمله نظامی قرار دادند. بنابراین ما هیچ اعتمادی به دشمن نخواهیم داشت و از فرصتها برای ارتقای توان رزم ارتش جمهوری اسلامی ایران استفاده کردیم.
سرتیپ اکرمینیا ادامه داد: در این مدت هم سامانههایی را که در جنگ آسیب دیده بودند بازسازی و بهینه کردیم و هم سامانههای جدیدی را در حوزههای مختلف وارد سازمان رزم ارتش جمهوری اسلامی ایران کردیم.
وی گفت: به لحاظ نرمافزاری نیز امروز بیش از گذشته کارکنان ارتش جمهوری اسلامی ایران، رزمندگان غیور نیروهای چهارگانه ارتش جمهوری اسلامی ایران اعم از زمینی، پدافند هوایی، نیروی هوایی و دریایی، از روحیه و انگیزه بسیار بالاتری برای دفاع از کشور برخوردار هستند.
سخنگوی ارتش افزود: تلاش کردیم در این راستا آموزشهای نیروهای خودمان را بهروز کنیم، آموزشها را بهینه کنیم و به صورت کاربردی تجربیات دو جنگ اخیر و درسآموختههای دو جنگ اخیر را برای آینده به کار بگیریم تا بیش از گذشته آمادهتر شویم.
اکرمینیا اظهار کرد: این وضعیتی است که امروز وجود دارد و ما با اتکا به توان بومی صنعت دفاعی در وزارت دفاع و توانمندیهایی که در خود ارتش جمهوری اسلامی ایران به لحاظ تجهیزات و فناوری وجود دارد، روزبهروز تلاش کردیم تا توان رزم ارتش جمهوری اسلامی ایران را ارتقا ببخشیم.
وی گفت: امروز میتوانیم ادعا کنیم که بسیار بسیار بیش از گذشته هم دارای انگیزهای بالاتر، هم دارای اعتمادبهنفس بالاتر و هم دارای تجهیزات مورد نیاز برای دفاع از کشور هستیم و هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد. با قدرت در حال تلاش بیشتر و مستمر هستیم برای اینکه اگر دشمن مجدداً دچار خطای محاسباتی بشود، بتوانیم پاسخ کوبندهتر از گذشته به دشمن بدهیم. ادغام قرارگاه الانبیا با ستاد کل برای چابکسازی نیروهای مسلح
سخنگوی ارتش درباره تغییرات در سازمان رزم نیروهای مسلح نیز گفت: تغییرات در سازمان رزم نیروهای مسلح، امر عادی است و در همه جای دنیا بنا بر اقتضائات این تصمیمات گرفته میشود. وضعیت ساختاری نیروهای مسلح هم در دهههای گذشته مرتب در حال اصلاح و بهبود بوده است.
وی درباره ادغام قرارگاه الانبیا با ستاد کل نیروهای مسلح اظهار کرد: تغییرات اخیری که ایجاد شد یعنی ادغام قرارگاه الانبیا با ستاد کل نیروهای مسلح، به دلیل چابکتر کردن نیروهای مسلح، وحدت رویه، تصمیمگیری سریع و واکنش سریع در مقابل دشمن انجام شده که آثار و برکات بسیار زیادی در آینده خواهد داشت و توان دفاعی کشور مقابل تهدیدات دشمنان حتماً ارتقا خواهد بخشید.
سرتیپ اکرمینیا افزود: محاسن بسیار زیادی این ادغام میتواند به همراه داشته باشد؛ از جمله وحدت فرماندهی، یکنواختی و همافزایی در عمل نیروهای مسلح، سرعت عمل در پاسخگویی به تهدیدات و محاسن و مزایای دیگری که این ادغام میتواند به دنبال داشته باشد.
وی گفت: با توجه به شرایط جنگی فعلی، یکی از ضرورتهای مهمی بوده که رقم خورده و نیروهای مسلح به سمت یکپارچگی بیشتر، وحدت فرماندهی و اثربخشی بیشتر پیش میروند. پیگیری وضعیت سه خلبان سوخو از طریق مجاری حقوقی و دیپلماتیک
سخنگوی ارتش درباره وضعیت سه خلبان هواپیمای سوخو ۲۴ ارتش جمهوری اسلامی ایران گفت: همانطور که قبلاً هم اعلام کردیم، ما به طور جدی خواهان روشن شدن وضعیت این خلبانان عزیزمان هستیم.
وی افزود: یکی از چهار خلبانی که پایگاه آمریکا در قطر را مورد هدف قرار دادند، سرتیپ دوم مجید کاظمی بود که به شهادت رسیدند و پیکر پاکشان در ایران تشییع و در شیراز به خاک سپرده شدند، اما وضعیت سه خلبان دیگر را قطر برای ما روشن نکرد.
سرتیپ اکرمینیا ادامه داد: اقدامات حقوقی از طریق وزارت امور خارجه، از طریق ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران با طرفهای قطری و طرفهای بینالمللی انجام شده و این اقدامات در حال پیگیری است.
وی اظهار امیدواری کرد: هرچه سریعتر هم ارتش و هم وزارت امور خارجه قطر در یک رویکرد مسئولیتپذیرانه بیشتر و با اهتمام جدیتر نسبت به روشن شدن وضعیت خلبانان عزیز ما، برابر با کنوانسیونهای بینالمللی اقدام کنند. تشریح طرح اعلامشده درباره پاداش برای مقابله با متجاوزان
سخنگوی ارتش در رابطه با طرح اعلامشده از سوی سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران درباره جایزه پنج میلیارد تومانی برای افرادی که متجاوزان آمریکایی را اسیر کنند یا به هلاکت برسانند گفت: در ماههای گذشته افرادی به ارتش جمهوری اسلامی ایران مراجعه کردند که توانایی شرکت در جنگ را به لحاظ جسمی ندارند، اما آمادگی دارند که در قالب یک جهاد مالی در این جنگ از این جنگ حمایت کنند و پشتیبانی کنند.
وی افزود: این اقدام باعث شد که پس از مشورتهایی در ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، طرحی ناظر بر اینکه هر فردی از نیروهای مسلح یا غیر نیروهای مسلح از مردم عزیزمان که دارای سلاح شکاری مجاز هستند، در صورت تجاوز زمینی نیروهای آمریکایی به خاک کشورمان، این متجاوزین را به هلاکت برسانند یا اسیر کنند، مبلغ ۵ میلیارد تومان پاداش دریافت خواهند کرد.
اکرمینیا ادامه داد: همانطور که امیر فرمانده کل ارتش اعلام کرد، اگر این اقدام توسط زنان غیور سرزمین مان انجام شود، این پاداش مبلغش دو برابر خواهد بود، یعنی ۱۰ میلیارد تومان.
وی گفت: این پاداش شامل هر شهروند ایرانی میشود که توفیق داشته باشد این اقدام را در مقابله با جنایتکاران متجاوز انجام بدهد.
سخنگوی ارتش همچنین درباره بخش دیگری از این طرح گفت: اقدام دیگر این است که سلاح این افراد با دو برابر قیمت خریداری خواهد شد و در موزهای که ارتش تدارک دیده، نگهداری خواهد شد؛ برای همیشه در طول تاریخ، به عنوان یک افتخار، با نام دارنده آن سلاح، این سلاح در موزه نگهداری خواهد شد و یک سلاح مشابه از طرف ارتش اهدا خواهد شد.
وی افزود: این هم به دلیل اینکه در واقع این افتخار بزرگی است برای همه ایرانیان که با متجاوزین به سرزمین، به آب و خاک ایران برخورد کنند و نامشان باید در تاریخ این کشور ثبت شود و به همین دلیل این طرح تنظیم شده و اجرا خواهد شد.
منبع: ایرنا
ترامپ از جنگ به نتیجه نرسید و میز را در خطر دید و به اقتصاد ایران حمله کرد!
ترامپ پس از آنکه در میدان نظامی به پیروزی سریع و قاطع دست نیافت و راه مذاکره با تهران نیز به گشایشی نرسید، اکنون ظاهرا به جبههای قدیمی، اما با شدتی تازه و در عین حال بیسابقه پناه برده است؛ جنگ اقتصادی علیه ایران که رئیسجمهور آمریکا از آن بهعنوان روز «دی» اقتصادی (D-Day) علیه ایران یاد میکند.
به گزارش روز نو «D-Day» یا روز «دی» اقتصادی، تعبیر استعاری ترامپ برای بزرگنمایی طرح تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران است. اصطلاح D-Day ریشهای نظامی دارد و بیش از همه به ششم ژوئن ۱۹۴۴، روز آغاز عملیات بزرگ متفقین در نرماندی، اشاره میکند؛ روزی که سرآغاز یک عملیات گسترده و تعیینکننده بود. از اینرو، منظور ترامپ از «Economic D-Day» آغاز کارزاری فراگیر برای افزایش تحریم، فشار و انزوای اقتصادی ایران است که به بیان سادهتر میتوان از تعابیری همچون «روز سرنوشتساز اقتصادی»، «عملیات بزرگ اقتصادی» یا «روز آغاز جنگ تمامعیار اقتصادی» استفاده کرد.
با این حال، مسئله اساسی آن است که تحریم علیه ایران ابزار تازهای نیست و در دهههای گذشته بخش بزرگی از اقتصاد و تجارت کشور در معرض اشکال گوناگون محدودیتهای آمریکا قرار داشته است. از همین رو، تشدید تحریمها را نباید صرفا با این پیشفرض تحلیل کرد که فشار بیشتر الزاما نتیجه سیاسی بیشتری به همراه میآورد. در عین حال، نباید خطرات این سیاست را نیز کوچک شمرد؛ زیرا هر موج تازه فشار میتواند بر منابع ارزی، تجارت، بازار انرژی و زندگی مردم آثار درخور توجهی بر جای بگذارد. بنابراین، مواجهه واقعبینانه با سیاست جدید واشینگتن، در کنار تأکید بر ناکامی تاریخی فشار برای تحمیل خواست سیاسی، مستلزم شناخت دقیق آسیبپذیریهای اقتصادی و تقویت ظرفیتهای داخلی برای کاهش هزینههاست.
آغاز مرحلهای تازه از فشار یا تکرار یک سیاست قدیمی؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، روز چهارشنبه هفته گذشته به وقت محلی، در پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال مدعی شد پس از آنچه «فرصتهای متعدد» برای توافق با جمهوری اسلامی ایران خواند، اکنون زمان آغاز «خردکنندهترین عملیات اقتصادی» علیه ایران فرا رسیده است. او این اقدام را «جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بیسابقه» توصیف کرد و کوشید آن را بهعنوان مرحلهای تازه و تعیینکننده در سیاست واشینگتن علیه تهران معرفی کند.
ترامپ در بخش دیگری از پیام خود، با تکرار ادعاهای پیشین درباره وضعیت توان نظامی و اقتصادی ایران، مدعی شد «زیرساختهای نظامی ایران آسیب دیده و اقتصاد کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد». او همچنین تهدید کرد «هر کشوری به مؤسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد به هر شکل از ایران حمایت کنند، با پیامدهای شدید اقتصادی روبهرو خواهد شد». ترامپ در ادامه نیز از قاچاق نفت، خطوط اعتباری، انتقالهای نقدی، صرافیها، ثبت کشتیها و شرکتهای پوششی نام برد و خواستار توقف این سازوکارها شد.
رئیسجمهور ایالات متحده حتی برای برجستهسازی طرح خود، از تعبیر «روز دی اقتصادی» (D-Day) استفاده کرد و با ارجاع به ادبیات جنگی، از متحدان آمریکا خواست برای منزویکردن ایران در کنار واشینگتن قرار گیرند. این ادبیات نشان میدهد کاخ سفید درصدد است که فشار اقتصادی را نه صرفا مجموعهای از تحریمهای اداری و حقوقی، بلکه بخشی از یک کارزار فراگیر سیاسی، مالی و بینالمللی علیه ایران تعریف کند.
در همین چارچوب، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز از ورود واشینگتن به «مرحله جدیدی» در اعمال فشار علیه ایران سخن گفت. او در گفتوگویی تلویزیونی با کانال نیوزمکس، فشار اقتصادی را مؤثرترین ابزار آمریکا برای رسیدن به اهدافش دانست، اما در عین حال پذیرفت که این مسیر یکطرفه نیست. به گفته ونس، در حالی که آمریکا تلاش میکند فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد، تهران نیز ممکن است برای واردکردن هزینه به طرف مقابل، دست به اقدامات تلافیجویانه بزند.
ونس در توصیف این وضعیت از «مرز باریک» و «رقصی ظریف» سخن گفت؛ عبارتی که خود نشاندهنده دشواری محاسبات واشینگتن است. آمریکا از یک سو میخواهد با محدودکردن درآمدهای ایران، بهویژه در حوزه انرژی، محاسبات تهران را تغییر دهد و از سوی دیگر نگران آن است که تشدید تنش، هزینههایی برای اقتصاد آمریکا و بازار جهانی انرژی ایجاد کند. معاون ترامپ در همین زمینه افزایش تولید و صادرات نفت و گاز آمریکا را ابزاری برای کاهش قیمت انرژی در داخل و همزمان افزایش فشار بر ایران معرفی کرد. با این همه، اعتراف ونس به اینکه ایران همچنان توان اقدامات تلافیجویانه دارد و اهرم مهمی همچون موقعیت راهبردی تنگه هرمز در معادلات منطقهای و انرژی جهانی در اختیار دارد، بخش مهمی از محدودیتهای سیاست جدید آمریکا را آشکار میکند. فشار اقتصادی علیه ایران در خلأ اعمال نمیشود و هر تصمیم برای گسترش آن میتواند بر بازار نفت، امنیت مسیرهای دریایی و هزینههای انرژی در نقاط مختلف جهان اثر بگذارد.
از این منظر، اعلام «شدیدترین عملیات اقتصادی» بیش از هر چیز باید در بستر بنبست موجود در دیگر عرصهها تحلیل شود. واشینگتن میکوشد با انتقال مرکز ثقل فشار از میدان نظامی به اقتصاد و تجارت، معادلات را به نفع خود تغییر دهد. اما پرسش مهم همچنان باقی است؛ اینکه آیا افزایش شدت همان ابزارهایی که سالها علیه ایران به کار گرفته شدهاند، میتواند نتیجهای متفاوت ایجاد کند یا آنچه «مرحله جدید» نامیده میشود، در عمل نسخه تشدیدشده همان سیاست قدیمی خواهد بود؟
واکنش تهران؛ از محکومیت «تروریسم اقتصادی» تا هشدار درباره پیچیدگی شرایط اقتصادی
واکنش ایران به اعلام سیاست جدید آمریکا، ترکیبی از موضعگیری سیاسی و دیپلماتیک و در عین حال طرح واقعیتهای موجود در اقتصاد کشور بوده است. وزارت امور خارجه ایران در بیانیهای، تحریمهای تازه آمریکا را در امتداد سیاست خصمانه واشینگتن علیه ملت ایران توصیف و آن را محکوم کرد. در این بیانیه تأکید شده است تحریمهایی که زندگی و حقوق بنیادین شهروندان ایرانی را تحت تأثیر قرار میدهد، از نگاه تهران مصداق «تروریسم اقتصادی» است و آمریکا مسئول پیامدهای انسانی و اقتصادی چنین سیاستی خواهد بود. وزارت خارجه همچنین تحریم و فشار اقتصادی را روی دیگر سکه جنگ و تجاوز نظامی دانست و اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران در دفاع از امنیت و منافع ملی خود و مقابله با فشارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و روانی آمریکا مصمم خواهد بود. در این موضعگیری، سیاست تازه واشینگتن نه اقدامی جدا از گذشته، بلکه ادامه زنجیرهای از فشارهای چنددههای علیه ایران ارزیابی شده است؛ سیاستی که به باور دستگاه دیپلماسی ایران، پیشتر نیز آزموده شده و نتوانسته به هدف اعلامی آمریکا برای تغییر اراده و رفتار جمهوری اسلامی دست یابد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان نیز در واکنش به تهدید ترامپ برای آغاز «عملیات اقتصادی» علیه ایران، این اقدام را تلاشی برای انحراف افکار عمومی آمریکا از بحرانهای مالی داخلی آن کشور دانست. او با اشاره به بدهیهای سنگین و افزایش هزینههای مالی در آمریکا، تأکید کرد «تروریسم اقتصادی آمریکا» تنها ایران را هدف نمیگیرد، بلکه اقتصاد جهانی و حاکمیت ملی کشورهای مختلف را نیز تهدید میکند. عراقچی همچنین با انتشار تصاویری درباره عبور بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار و طرح موسوم به «D-Day»، تلاش کرد میان سیاست فشار خارجی واشینگتن و چالشهای داخلی اقتصاد آمریکا ارتباط برقرار کند.
در سطح اقتصادی، اظهارات عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، تصویری متفاوت، اما مکمل از شرایط موجود ارائه میدهد. او پیشتر تأکید کرده بود که شرایط کنونی اقتصاد ایران نسبت به سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ پیچیدهتر شده است. همتی از تأثیر محدودیتهای آمریکا بر درآمدهای نفتی، مالیاتی و دیگر منابع دولت سخن گفته و یادآور شده بود که مسدودسازی بخشی از ذخایر ارزی و محدودیت صادرات نفت، فشارهای قابل توجهی بر اقتصاد کشور وارد کرده است. اهمیت این اظهارات در آن است که مواجهه با تحریم نباید صرفا در سطح شعارهای سیاسی تحلیل شود. هرچند تهران بر توان مقاومت و اداره کشور تأکید دارد، اما کاهش درآمدها، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و دشوارترشدن تجارت خارجی واقعیتهایی هستند که میتوانند بر همه بخشهای اقتصاد اثر بگذارند. همتی در عین حال گفته بود دولت و بانک مرکزی برای مدیریت وضعیت تدابیری در نظر گرفتهاند و با وجود فشارها، اداره امور کشور ادامه دارد.
در واقع، نقطه تلاقی مواضع سیاسی و اقتصادی ایران در اینجاست که «تهران از یک سو سیاست تحریمی آمریکا را غیرقانونی و شکستخورده میداند و بر عدم تسلیم در برابر فشار تأکید میکند و از سوی دیگر، واقعیت هزینههای اقتصادی این فشارها را نادیده نمیگیرد». این رویکرد میتواند مبنای یک آسیبشناسی جدیتر باشد؛ اینکه مقاومت در برابر فشار خارجی، در کنار ایستادگی سیاسی، نیازمند کاهش گلوگاههای اقتصادی، تقویت منابع درآمدی، مدیریت بازار ارز و توسعه مسیرهای تجاری متنوع است. به بیان دیگر، سیاست واشنگتن هرچند ممکن است به هدف سیاسی مورد ادعای خود دست نیابد، اما این به معنای بیهزینهبودن آن نیست. از همین رو، مهمترین پاسخ به فشارهای تازه، علاوه بر اقدامات دیپلماتیک و حقوقی، میتواند تمرکز بر کاهش آسیبپذیریهایی باشد که دشمن میکوشد از آنها بهعنوان اهرم فشار علیه اقتصاد و معیشت مردم استفاده کند.
تردید تحلیلگران؛ فشار بیشتر، بحران بزرگتر؟
واکنشها به سیاست تازه ترامپ تنها به تهران محدود نمانده و شماری از مقامات و تحلیلگران خارجی نیز نسبت به پیامدها و کارآمدی این راهبرد ابراز تردید کردهاند. استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل متحد، در واکنش به افزایش فشار اقتصادی آمریکا تأکید کرد که جهان هماکنون نیز آثار درگیری در منطقه را بر اقتصاد جهانی مشاهده میکند. او به محدودیت آزادی حملونقل در تنگه هرمز و گسترش مشکلات دریانوردی در بابالمندب و خلیج عدن اشاره کرد و خواستار بازگشت جدی طرفها به مسیر مذاکرات شد. از نگاه سازمان ملل، افزایش همزمان فعالیتهای نظامی و درگیری اقتصادی، چشمانداز مثبتی برای اقتصاد جهانی ایجاد نمیکند.
رابرت مالی، مذاکرهکننده پیشین آمریکا در توافق برجام، از جمله چهرههایی است که مستقیم منطق افزایش فشار اقتصادی را زیر سؤال برده است. او هشدار داد این تصور که میتوان شکست فشار اقتصادی را با فشار اقتصادی بیشتر جبران کرد، «مغالطهآمیز» است. به باور مالی، تهران ممکن است تلاش کند فشار را تحمل کند یا در برابر آن واکنشی تند نشان دهد و هزینهها را گسترش دهد، اما در هر دو سناریو احتمال رنج بیشتر مردم وجود دارد، بدون آنکه لزوما نتیجه مطلوب واشینگتن، یعنی تسلیم ایران، محقق شود. بنا بر راویت مهر، شبکه چینی CGTN نیز در تحلیل خود بر همین نکته دست گذاشته و سیاست تازه ترامپ را بیش از آنکه یک ابزار کاملا جدید بداند، تشدید استفاده از سازوکارهای پیشین تحریم ارزیابی کرده است. ایران طی دهههای گذشته در شرایط محدودیت، شبکهها و مسیرهایی برای مدیریت تجارت و مقابله با انسدادهای مالی ایجاد کرده و از این رو، صرف صدور تحریمهای جدید الزاما به معنای دستیابی به یک اهرم کاملا تازه نیست. مسئله اصلی، چگونگی اجرای واقعی این تحریمها و میزان همراهی بازیگران بزرگ اقتصادی جهان با واشینگتن است.
در این میان، مسئله چین یکی از مهمترین آزمونهای راهبرد ترامپ به شمار میرود. برخی تحلیلگران، از جمله آرنولد برنارد، نسبت به توان واقعی آمریکا برای تحمیل کامل سیاست تحریمی خود به پکن تردید کردهاند. هدف قراردادن بازیگران کوچک یک چیز است، اما اگر واشینگتن بخواهد برای قطع روابط اقتصادی با ایران، مؤسسات مالی بزرگ چین را نیز بهطور جدی تحت فشار قرار دهد، موضوع میتواند از سطح «تحریم ایران» فراتر رفته و به تنشی گستردهتر میان دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شود. لورا روزن نیز این احتمال را مطرح کرده است که بخشی از تشدید تحریمها، تلاشی برای نشاندادن فعالبودن واشینگتن در شرایطی باشد که آمریکا نمیخواهد بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند. اگر چنین تحلیلی درست باشد، «جنگ اقتصادی» را باید تا حدی تلاشی برای مدیریت یک بنبست دانست؛ بنبستی که در آن دستیابی سریع به اهداف سیاسی و نظامی ممکن نشده و فشار اقتصادی به گزینهای کمهزینهتر از جنگ مستقیم تبدیل شده است، هرچند این گزینه نیز بدون هزینه نیست.
برخی دیگر از مقامات آمریکایی نیز نسبت به واکنش ایران و آثار منطقهای فشار بیشتر هشدار دادهاند. جک رید، سناتور دموکرات، بر نقش ایران در معادلات انرژی تأکید کرده و یادآور شده است که فشار شدید میتواند واکنشهای متقابلی در پی داشته باشد. یک دیپلمات پیشین آمریکایی نیز تهدیدهای ترامپ را تا حدی «جوسازی و توخالی» دانسته و گفته است استفاده واقعی از ابزارهای موجود میتواند مستلزم پذیرش اقدامات تلافیجویانه و هزینههای جدید برای آمریکا و شرکایش باشد. در نهایت، تحلیل CNN نیز تصویری از یک نبرد فرسایشی ارائه میدهد؛ اینکه موفقیت فشار اقتصادی علیه ایران، حتی بر اساس برآوردهای حامیان این سیاست، نیازمند ماهها یا سالها تداوم فشار و همراهی چین، اروپا و کشورهای منطقه است. این نکته فاصله میان وعده یک تغییر سریع و واقعیت یک روند طولانی و پیچیده را نشان میدهد.
از بین خطوط این واکنشها چنین برمیآید که تحریم بیشتر لزوما به معنای نتیجه سیاسی بیشتر نیست. آمریکا میتواند هزینههای اقتصادی جدیدی بر ایران تحمیل کند و این واقعیتی است که باید با جدیت مورد توجه قرار گیرد؛ اما تبدیل فشار اقتصادی به پیروزی سیاسی، به متغیرهای بسیار بیشتری وابسته است. اگر سیاست نظامی نتوانسته به نتیجه مورد انتظار واشینگتن برسد، تضمینی وجود ندارد که نسخه شدیدتر تحریم بتواند همان هدف را محقق کند. در مقابل، تشدید این مسیر ممکن است علاوه بر فشار بر اقتصاد ایران، بازار انرژی، تجارت جهانی و روابط میان قدرتهای بزرگ را نیز وارد مرحلهای تازه از بیثباتی کند.

آفریقای جنوبی میتواند دروازه ورود ایران به بازار گردشگری آفریقا باشد

ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرتهای بیگانه، قوی شدن است

ببینید| ابلاغ پیام مقام معظم رهبری به مردم عراق در سفر هیات پارلمانی ایران

افتتاح حدود ۳۶ هزار پروژه عمرانی در هفته دولت، با بیش از ۷۳۴ همت اعتبار

آیین یادبود مرحوم علامه محمدرضا حکیمی

