
همسرکشی هولناک در دانشگاه

دانشگاه، نهادسازی و مسئولیت اجتماعی دانشآموختگان
علی ربیعی دستیار امور اجتماعی رئیسجمهور در این باره می نویسد: یکی از آرزوهای دیرین فارغ التحصیلان دانشگاه علامه، تشکیل انجمنی از فارغالتحصیلان دور و نزدیک این دانشگاه بود. به همین منظور و با همت رئیس دانشگاه، جلسهای در این هفته تشکیل شد. هر کدام از فارغ التحصیلان قدیمی و پیشکسوت نکاتی را مطرح کردند.
من نیز در این جلسه به چند نکته اشاره کردم:
دانشگاه؛ بخشی از مسیر یادگیری و زندگی
دانشگاه برای بسیاری از ما نه فقط صرفا محلی برای تحصیل، بلکه بخشی از زندگی، تجربه، شکلگیری نگاه و ساختهشدن تواناییهای ماست. بخش مهمی از آنچه امروز در عرصههای علمی، اجتماعی و حرفهای برای عرضه داریم، از سالهایی آمده است که در دانشگاه آموختیم و زیستیم. از همین رو، دانشگاه حقی بر گردن دانشآموختگان دارد؛ حقی که پاسخ به آن، تنها در یادآوری خاطرات دوران تحصیل خلاصه نمیشود، بلکه باید در پیوندی فعال، مستمر و مسئولانه میان دانشآموختگان و دانشگاه بازتاب یابد.
دانشگاه علامه طباطبائی، بهویژه برای کسانی که بخشی از عمر و آموزش خود را در دانشکده علوم اجتماعی آن، در سهراه ضرابخانه، گذراندهاند، تنها یک نام یا یک ساختمان نیست. این دانشگاه در شکلگیری مسیر فکری و حرفهای شمار زیادی از دانشآموختگان نقش داشته است. گردهمآمدن امروز دانشآموختگان و تلاش برای تاسیس انجمن آنان میتواند پاسخی به همین حق باشد؛ تلاشی برای آنکه دانش، تجربه و ظرفیت حرفهای کسانی که سالها در حوزههای گوناگون فعالیت کردهاند، دوباره با دانشگاه پیوند بخورد و در خدمت ارتقای آن قرار گیرد.
انجمن دانشآموختگان؛ پیوند ظرفیتها با دانشگاه
انجمن دانشآموختگان میتواند بستری برای بازگرداندن این سرمایه انسانی به دانشگاه باشد. مسئله فقط حفظ ارتباط عاطفی با محل تحصیل نیست؛ بلکه باید دید دانشآموختگان چگونه میتوانند ظرفیتهای خود را در اختیار دانشگاه قرار دهند و در ارتقای جایگاه علمی، اجتماعی و حرفهای آن نقش ایفا کنند. دانشگاه زمانی پویاتر و موثرتر خواهد بود که تجربههای انباشته دانشآموختگانش، به بخشی از توان زنده و جاری آن تبدیل شود.
پویایی جامعه از مسیر نهادسازی میگذرد
از منظر جامعهشناختی، پویایی جامعه و شکلگیری مشارکت موثر، بیش از هر چیز از مسیر نهادسازی میگذرد. تجربه فعالیت و زندگی اجتماعی به ما میآموزد که جامعه صرفا با ارادههای فردی یا با تقلیل مشارکت به عرصه سیاست، پویا نمیشود. یکی از خطاهای مهم، آن است که مشارکت را تنها در مشارکت سیاسی خلاصه کنیم؛ در حالی که مشارکت پایدار، از دل نهادهای کوچکتر، انجمنها، تشکلها، سندیکاها، اتحادیهها و دیگر نهادهای مدنی شکل میگیرد.
نهادهای میانی، میدان تمرین همکاری، گفتوگو، مسئولیتپذیری و کنش جمعیاند. هر نهادی که در جامعه شکل میگیرد، بهخصوص اگر بر پایه علم و دانش بنا شده باشد، میتواند اثری بزرگ و عمیق بر جای بگذارد. بدون این نهادها و بدون ساختارهای مدنی، رسیدن به جامعهای پویا و توسعهیافته دشوار خواهد بود. از این منظر، انجمن دانشآموختگان دانشگاه علامه طباطبائی فقط یک تشکل صنفی یا اداری نیست؛ میتواند گامی در مسیر تقویت نهادسازی، نزدیککردن رشتههای دانشگاهی به یکدیگر و بهرهگیری از ظرفیتهای میانرشتهای باشد.
راهحل مسائل کشور، صرفا فنی و مهندسی نیست
باید پذیرفت که مسائل امروز ایران، بیش از گذشته، به نگاه علوم انسانی و علوم اجتماعی نیاز دارند. هنوز گاهی چنین تصور میشود که راهحل مسائل کشور صرفا در ابزارهای فنی و مهندسی نهفته است. این رویکرد، حتی در موضوعاتی چون اشتغال، سیاست خارجی، آب و انرژی نیز پاسخگو نیست. مسائل اجتماعی پیچیدهاند و بدون فهم رفتارهای انسانی، فرهنگ، الگوهای مصرف، سازوکارهای اعتماد، نابرابریها و شیوههای شکلگیری رضایت یا مقاومت اجتماعی، نمیتوان برای آنها راهحلهای پایدار یافت.
مسئله آب؛ فراتر از پروژههای مهندسی
برای مثال، مسئله آب را نمیتوان فقط با پروژههای مهندسی، تامین تجهیزات یا انتقال آب حل کرد. هرچند راهکارهای فنی ضروریاند، اما بهتنهایی کفایت نمیکنند. آب با الگوی مصرف، فرهنگ عمومی، سبک زندگی، وضعیت معیشتی، اعتماد اجتماعی و شیوه حکمرانی پیوند خورده است. نادیدهگرفتن این ابعاد، حتی دقیقترین راهحلهای فنی را نیز با محدودیت روبهرو میکند.
بنزین؛ تنها یک مسئله اقتصادی یا فنی نیست
مسئله بنزین نیز تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست. بنزین با زندگی روزمره مردم، نابرابریهای فضایی، الگوی حملونقل، وضعیت اشتغال، هزینههای خانوار و احساس عدالت اجتماعی ارتباط دارد. بنابراین، هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبهرو شود که پیشبینی و مدیریت آنها دشوار باشد. بسیاری از مسائل کشور، پیش از آنکه صرفا به یک راهحل فنی نیاز داشته باشند، به فهمی دقیق از جامعه و به تحلیلهای علوم انسانی و اجتماعی نیازمندند.
دانشگاه علامه و مسئولیت در برابر مسائل اجتماعی
دانشگاه علامه طباطبائی، به عنوان یکی از مهمترین مراکز علمی کشور در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی، از ظرفیت ویژهای برای ایفای نقش در این عرصه برخوردار است. بخش بزرگی از دانش و تخصص مورد نیاز کشور برای فهم مسائل اجتماعی، در چنین دانشگاهی متمرکز است. مسئله اصلی آن است که این ظرفیت علمی، بیش از گذشته با نیازهای واقعی جامعه و فرآیند حل مسائل کشور پیوند بخورد.
امروز توجه جدی به علوم انسانی و علوم اجتماعی، یک انتخاب تشریفاتی یا دانشگاهی نیست؛ ضرورتی برای فهم بحرانها و یافتن راهحلهای پایدار است. انجمن دانشآموختگان نیز میتواند در همین مسیر نقش ایفا کند: پیوندزدن دانشگاه، تجربه حرفهای دانشآموختگان و مسائل واقعی جامعه. این شاید مهمترین سهمی باشد که میتوانیم در برابر دانشگاهی ادا کنیم که بخشی از مسیر یادگیری، زندگی و تجربه ما در آن شکل گرفته است.
انتهای پیام
۲ قاتل به زندگی بازگشتند
جوان آنلاین: دو پرونده قتل که هر کدام سالها در انتظار اجرای حکم قصاص بودند، سرانجام با بخشش اولیای دم به پایان رسید؛ در پرونده نخست، قاتلی که سه بار پای چوبه دار رفته بود، پس از ۱۰ سال با گذشت مادر مقتول از مرگ نجات یافت و در پرونده دوم، آشپز جوانی که در جریان درگیری بر سر تأخیر سفارش غذا مرتکب قتل شده بود، با تلاش واحد صلح و سازش و رضایت خانواده مقتول از قصاص رهایی یافت.
۱۰ سال پیش، مأموران پلیس یکی از شهرهای استان فارس با تماس تلفنی از درگیری خونین در پارکی شلوغ باخبر شدند و وقتی به محل رسیدند، با جسد پسر جوانی به نام آرش مواجه شدند که با ضربه چاقو خونین نقش بر زمین شده بود.
تحقیقات میدانی و اظهارات شاهدان نشان داد که آرش و دوستانش ساعتی پیش برای تفریح به پارک آمده بودند که با گروهی از پسران جوان که در گوشهای بساط جوجهکباب برپا کرده بودند، درگیر میشوند. آرش و دوستانش از آنها خواسته بودند آرامتر صحبت کنند تا آرامش دیگران برهم نخورد، اما این خواسته ساده به مشاجره و سپس درگیری خونین انجامید. در حین درگیری، یکی از طرفین با چاقو به سمت آرش حمله کرد و ضربه مهلکی به او زد. پسر جوان بر زمین افتاد و مهاجمان متواری شدند. دوستان آرش با اورژانس تماس گرفتند، اما پیش از رسیدن تیم پزشکی، آرش بر اثر شدت خونریزی جان باخت.
مأموران به سرعت متهمان را شناسایی و قاتل او را به نام سعید دستگیر کردند. متهم در بازجوییها با ابراز پشیمانی به قتل اعتراف کرد و گفت: «آرش را نمیشناختم و اولین بار بود که او را میدیدم. وقتی او و دوستانش اعتراض کردند، عصبانی شدم و لحظه حادثه کنترل خود را از دست دادم. حالا به شدت پشیمانم.»
اولیای دم درخواست قصاص کردند و متهم پس از تکمیل تحقیقات در دادگاه کیفری یک استان محاکمه و به قصاص محکوم شد. رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور، به شعبه اجرای احکام ارسال شد.
۳ بار چوبه دار و بخت یار قاتل
قاتل در یک قدمی چوبه دار بود که واحد صلح و سازش تلاش کرد رضایت اولیای دم را جلب کند، اما پدر و مادر آرش در تمام جلسات بر قصاص اصرار داشتند. یک سال قبل، سعید برای اولین بار پای چوبه دار رفت و وقتی طناب دار به گردنش آویخته شد، ناگهان از هوش رفت و روی زمین افتاد. اولیای دم با دیدن این صحنه و پادرمیانی تیم صلح و سازش، به او مهلت دادند. وی به بیمارستان منتقل شد و پس از بهبودی به سلولش بازگشت. مدتی بعد، سعید برای دومین بار پای چوبه دار رفت. آن روز نیز بخت یار او بود و اولیای دم در محل اجرای حکم حاضر نشدند. اجرای حکم به موعد دیگری موکول شد. چندی پیش، متهم برای سومین بار پای چوبه دار رفت. اینبار اولیای دم برای اجرای حکم حضور یافتند، اما گریه و التماسهای او و خانوادهاش دل پدر و مادر آرش را به رحم آورد و آنها بار دیگر به قاتل مهلت دادند.
چرخش سرنوشت؛ وقتی مادر مقتول به دنبال بخشش برادرش رفت
قرار بود سعید به زودی برای چهارمین بار پای چوبه دار برود، اما حادثهای تلخ، سرنوشت او را دگرگون کرد. مادر آرش که همواره اصرار بر قصاص داشت، با اتفاق جدیدی در خانوادهاش مواجه شد. برادر این زن که برای تماشای مسابقه فوتبال جام جهانی به خانه دوستش رفته بود، حین تماشای مسابقه با یکی از میهمانان درگیر و او را به قتل رساند. آغاز این درگیری، شوخی و کلکل درباره بازی بود که به قتل انجامید. مادر آرش که تا دیروز برای قصاص قاتل فرزندش مصر بود، اکنون برای نجات جان برادرش به دنبال جلب رضایت اولیای دم است. او تصمیم گرفت قاتل فرزندش را ببخشد تا این بخشش، دل خانواده مقتول برادرش را به رحم آورد.
چندی پیش، اولیای دم آرش، سعید را بخشیدند و او که نفسهایش به شماره افتاده بود، با این اقدام خداپسندانه به زندگی دوباره بازگشت و پس از ۱۰ سال از زندان آزاد شد. متهم وقتی در جریان حادثه برای دایی مقتول قرار گرفت به همراه خانواده دایی مقتول به دیدار خانواده اولیای دم رفت تا برای دایی آرش نیز رضایت بگیرند. او از سختیهای زندان و کابوسهای همیشگیاش گفت و التماسهای خواهر قاتل سرانجام نتیجه داد؛ دایی آرش نیز در یک قدمی بخشش قرار گرفت.
روایت دوم: آشپز خشمگین و قصاصی که با بخشش منتفی شد
دومین قاتل هم که به تازگی در تهران بخشیده شد آشپز جوان یکی از رستورانهای شمال تهران بود که چهار سال قبل یکی از کارگران رستوران را به قتل رسانده بود. او پس از تأیید حکمش در شعبه ۶ دیوان عالی کشور در یک قدمی چوبه دار قرار داشت که با تلاشهای قاضی حسین دورودی، قاضی شعبه دوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران به زندگی دوباره بازگشت.
درگیری بر سر تأخیر سفارشها؛ یک کشته و ۳ زخمی
چهار سال پیش، اواخر مهر ۱۴۰۱، بازپرس ویژه قتل و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی از درگیری خونین در یکی از رستورانهای شمال تهران باخبر و راهی محل شدند. مأموران هنگام ورود دریافتند که در این حادثه چهار نفر زخمی شدهاند که ضارب نیز جزو مصدومان بوده و همگی برای درمان به بیمارستان منتقل شدهاند. مأموران به بیمارستان رفتند و تیم پزشکی اعلام کرد که یکی از مصدومان بر اثر شدت خونریزی جان باخته است. دو مصدوم دیگر و قاتل با تلاش کادر درمان از مرگ نجات یافتند و حال آنها رو به بهبودی است.
قاتل پس از بهبودی نسبی در تحقیقات پلیسی به قتل اعتراف کرد و گفت: «آشپز رستوران بودم و مقتول در سالن کار میکرد. او همیشه سفارش مشتریها را دیر به من میرساند. بارها به او تذکر دادم که سفارش را به محض دریافت به آشپزخانه بیاورد، اما توجه نمیکرد. شب حادثه دوباره بر سر همین موضوع مشاجره کردیم. عصبانی شدم و چاقویی از آشپزخانه برداشتم و به سمتش حمله کردم. حین درگیری، دو نفر از کارگران برای میانجیگری آمدند که آنها هم زخمی شدند.»
متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه و با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. حکم قصاص پس از تأیید در شعبه ششم دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرا روی میز قاضی حسین دورودی قرار گرفت.
قاضی شعبه با برگزاری جلسات صلح و سازش، سرانجام موفق شد اولیای دم را راضی کند و آنها با دریافت وجهالمصالحه، قاتل را بخشیدند. آشپز جوان که با اقدام خداپسندانه اولیای دم به زندگی دوباره بازگشته، به زودی از جنبه عمومی جرم محاکمه خواهد شد.

رشته «بازیسازی» وارد دانشگاهها شد

قاتل نامرئی قصه عشقی !

پولشویی و خانههای لوکس + فایل صوتی

10 محور صحبتهای رئیسکل

افزایش تولید راهحل ناترازی نیست

