
تلآویو در تله معادله جدید ایران

علی تاجرنیا: صلح، ضرورت ملی امروز ایران است | اگر رسانه ملی واقعاً ملی بود، آنی نمیشد که شد | انصاف نیوز
متن کامل سخنرانی علی تاجرنیا در افتتاحیه ۳۱ مجمع انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران در حضور رئیس جمهور در پی میآید:
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام آنکه نامش درمان دردها و یادش شفای قلبهاست.
مقدم میهمانان محترم، فعالان سیاسی اجتماعی، چهرهها و شخصیت های برجسته سیاسی، دبیران کل و اعضای برجسته احزاب، خبرنگاران و اصحاب فرهنگ و رسانه، اعضای محترم شعب انجمن از سراسر کشور، مقامات و مدیران اجرایی کشور و بویژه مقدم رییس جمهور صادق، شجاع، مردمی و محبوب کشور جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان را به آیین گشایش سی و یکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران گرامی میدارم. همچنین مقدم دو همراه و همسنگر گرانقدر جناب آقای دکتر ظفرقندی وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دبیرکل محترم پیشین انجمن و جناب آقای دکتر قائم پناه معاون محترم اجرایی رییس جمهور و رییس پیشین کمیته سیاسی انجمن را گرامی داشته و حضور دوباره آنان را در کنار خواهران و برادران خود در انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران ارج می نهم.
سی و یکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران را در شرایطی آغاز می کنیم که کشور عزیز ما ایران بدون کمترین اغراقی خطیرترین شرایط تاریخی دویست ساله اخیر خود را طی میکند. شاید اگر وضعیت امروز کشور را از وضعیت ایران جنگ دوم جهانی و اشغال کشور توسط قوای روس و انگلیس حساستر بدانیم؛ سخنی به گزاف نگفته باشیم.
بروز دو جنگ تمام عیار و تجاوز نظامی قدرتمندترین کشور دنیا و بزرگترین و قویترین ارتش جهان به اتفاق یک قدرت بزرگ نظامی و هستهای منطقه ای یعنی رژیم نامشروع و جعلی اسراییل به کشور عزیزمان ایران با همراهی پنهان و پیدای برخی دولتهای غربی و کشورهای منطقه ای و تنهایی ایران عزیز و رنجور از تحریم و مشکلات عمیق اقتصادی و بحرانها و شکافهای عمیق اجتماعی جلوه ای از این وضعیت خطیر است.
واما تقدیر اینگونه رقم خورد که ریاست جمهوری اسلامی ایران در این برهه بسیار حساس و بزنگاه تاریخی، به دستان باکفایت یک پزشک و جراح قلب سپرده شود.
دوران مسئولیت طبیب جمهور، از یک سو با تغییرات عظیم در مدارهای قدرت جهانی و معادلات منطقهای مقارن شده و از سوی دیگر، همزمان شد با بحرانهای داخلی ناشی از سیاستگذاری های غلط و سوءمدیریتها و تحریمها، که تن جامعه ایرانی را خسته کرده بود؛ جامعهای که از یک سو با فشارهای سنگین و کمرشکن اقتصادی و معیشتی دست و پنجه نرم میکرد و از سوی دیگر، مواجه بود با شکاف میاننسلی و تعمیق شکاف میان حاکمیت و ملت.
نا امیدی مردم از هرگونه امکان اصلاح و احساس انسداد سیاسی، و یأس فزایندهٔ جامعه از هرگونه تغییر قانون محور، امید به اصلاح را از میان برداشته بود. جامعهای که بخش بزرگی از مردم و بویژه جوانانش، بهرغم دلبستگی به آب و خاک خود، افق روشنی پیش روی خود نمیدیدند و بسیاری نخبگان و متخصصانش، مهاجرت را به عنوان راهی برای ساختن آینده خود انتخاب کرده و طیف وسیعی هم بی تفاوتی نسبت به حاکمیت را در پیش گرفته بودند. کما اینکه در آخرین انتخابات، علیرغم تلاش تمامی جریانات و احزاب سیاسی، برای نخستین بار در تاریخ نظام جمهوری اسلامی تعداد کسانی که حاضر نشدند در انتخابات مشارکت کنند به نیمی از جمعیت واجدان شرایط رسید.
سیاهه مشکلات کشور، خط شوم جنگ را کم داشت که آن هم در بیست و سوم خردادماه سال گذشته رقم خورد؛ جنگی که در ابتدا تصور میشد دوازده روز باشد، اما آتش آن بعد از چهارده ماه هنوز خاموش نشده است.
رهبری فقید نظام و شمار کثیری از فرماندهان نظامی، دانشمندان و مدیران کشور، جان فدای ایران شدند و خونشان در کنار خونهای بهناحق ریخته کودکان و زنان و مردان این سرزمین، شجره طیبه تمدن چند هزارساله ایرانزمین را سیراب نمود.
اما تلختر از جنگ ظالمانهای که بیگانگان بر این سرزمین تحمیل کردند، حوادث شوم دیماه به عنوان مقدمهای برای آغاز و مشروعیت تجاوز نظامی بود؛ روزهایی که جان هزاران تن از هممیهنانمان در آتشی سوخت که قابل پیشبینی و پیشگیری بود.
حادثه تلخی که طی آن، سرزمینی که مردمش دست در دست و پشت به پشت قرنها در برابر هجوم بیگانگان ایستاده بود، برادر در برابر برادر قرار گرفته و با تحریک و تشویق دشمنان و بدخواهان، برادر و برادرکشی تصویری بغایت سیاه از ایران به دنیا مخابره کرد.
اگر هشدارهای مشفقانی که سالها از انباشت خشم و نارضایتی اجتماعی زنهار داده بودند، و امروز هنوز تعدادی از آنان در بند هستند، شنیده میشد؛ اگر به هشدار دلسوزان و صاحبنظران در مورد بروز و تعمیق شکاف میان حاکمیت و ملت توجه میشد، اگر مجاری اعتراض قانونی باز بود و اگر نهادهای واسط – احزاب و تشکلهای سیاسی، مطبوعات و رسانهها – در انعکاس صدای منتقدان آزاد بودند و اگر رسانه ملی به واقع ملی بوده و مانند چتری تمامی طیفها و سلیقه های مختلف را پوشش میداد، بخشی از مردم احساس نمیکردند تنها راه اعلام نارضایتیشان از وضع موجود تسخیر خیابان است و دشمنان و بدخواهان نیز از این فرصت برای تسخیر ذهن ایرانیان بهره برداری نمیکردند و آنی نشد که شد. تصور اینکه زخم سوگ آنچه در پایان سال گذشته اتفاق افتاد، بهبود یافته تصوری غیر واقع بینانه است و قطعاً باید برای آن چاره اندیشی کرد.
کاهش فاصله میان اعتراضات آبان ۹۶، جنبش زن در سال ۱۴۰۱ و اعتراضاتی که با موضوع مشکلات اقتصادی و معیشتی در سال ۱۴۰۴ آغاز (و بعد با سوءاستفاده دشمنان و بدخواهان به خشونت کشیده شد)، نشان از کاهش سرمایه اجتماعی، تجمیع و تعمیق و انباشت انتقادات و اعتراضات بی پاسخ مانده و افزایش شکاف میان حاکمیت با مردم است که هر آن ممکن است دوباره شعله ور شده و یا به صورتی تازه جلوه نماید: هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم!
جنگ با بیگانه، هرچند ویرانگر و جانکاه است، اما تکلیف دشمن و دوست در آن روشن است؛ آنچه بیش از هر چیز ایران را تهدید میکند، روزی است که سرمایه اجتماعی ما چنان فرسوده شود که ایرانیان، یکدیگر را نه هموطن، که دشمن ببینند.
و شاید بزرگترین وظیفه امروز ما، بیش از هر زمان دیگری، جلوگیری از تکرار همین برادرکشی و بازگرداندن گفتوگو، مدارا و اعتماد به عرصه عمومی کشور باشد.
نکته بسیار مهم دیگر، درک این موضوع حیاتی و بنیادین در حکمرانی و سیاست جهانی ست که «قدرت» و به معنای عام آن واجد مؤلفههای متعدد و مهمی است که در کنار یکدیگر و به صورت توأمان یک کشور را قدرتمند کرده و در عرصه داخلی و بین المللی به عنوان کشوری مستقل و نیرومند معرفی و تثبیت میکند. فروکاهیدن «قدرت» صرفاً به عنصر «قدرت نظامی» و تصور اینکه فقط با تقویت قدرت نظامی میتوان کشوری قدرتمند بود، خطایی استراتژیک و مهلک است. حاکمیت و تصمیم گیرندگان آن باید این درک حیاتی را داشته باشند که مؤلفههای دیگری مانند وضعیت اقتصادی، رضایتمندی و مشروعیت مردمی، ساختار سیاسی مبتنی بر خواست و اراده مردم و در واقع اقتدار سیاسی و اجتماعی، سایر پارامترهای تشکیل دهنده قدرت کشورند و فقدان هریک از این مؤلفهها، کشور را در برابر تجاوز و طمع دشمنان آسیبپذیر خواهد کرد.
بر همین اساس هرگونه تلاشی برای افزایش رضایتمندی مردم، بهبود وضعیت اقتصادی، گسترش آزادیهای سیاسی و پرهیز از تنش و تقابل اجتماعی با مردم و جوانان، به اندازه قدرت نظامی و توان موشکی کشور باید مورد پیگیری و هدفگذاری حاکمیت باشد.
حضار محترم،
ملت ایران شاهد تلاش و مجاهدات مردانه رییس جمهور و همکارانشان در دولت، بویژه در یک سال گذشته، بودند. نه فقط ما که پشتیبان رییس جمهور در کارزار انتخاباتی بودیم، که حتی هر منتقد منصفی هم بر این مجاهدت بزرگ گواهی میدهد.
اما ما به عنوان پزشک آموختهایم که اولین گام در درمان یک بیمار، تشخیص درست و دقیق بیماری است. و لذا تمام تلاشهای خالصانه دولت و حاکمیت در حل مشکلات، اگر بدون توجه به ریشه مسائل باشد، لاجرم ناکام میماند.
بنظر ما یکی از عمده ترین علت نارضایتیهای انباشتهشده مردم، عدم اطمینان و ترس از آینده است. کشوری که در شرایط جنگی و، بدتر از آن، در شرایط نه جنگ و نه صلح است، هیچ افق روشنی را انتظار نمیکشد. وفاق با طرز فکری که خود بخشی از صورت مسأله است، مشکلی را حل نمیکند.
ضمن دفاع از تلاشهای بی وقفه دوسال گذشته رییس جمهور برای ایجاد همدلی میان جریانات و جناحهای مختلف سیاسی و تقویت همبستگی ملی، بنظر ما آخرین دغدغه رییس جمهور باید نگرانی دلواپسان و افراطیونی باشد که به واسطه کج فهمی از اصول حکمرانی درست، و یا نگرانی از به خطر افتادن رانتهای حکومتی، خبر از فشارهای شدید اقتصادی و معیشتی وارده به اکثریت مردم ندارند و رنج خانواده بیماری که هزینههای درمان عزیزشان در این ماهها چند برابر شده، برایشان اهمیت چندانی ندارد و لذا بر طبل تشدید تنش و درگیری در منطقه و تداوم جنگ یا بلاتکلیفی در وضعیت جنگ و صلح میکوبند.
ما ملت امام حسینیم؛ ما ملت شهادتیم؛ اما در مکتب حسینی آموختهایم که آغازگر جنگ نباشیم. آنجا که زهیر ابن قین در مواجهه با سپاه حر، پیشنهاد آغاز درگیری داد، امام حسین(ع) فرمود من از جنگ کراهت دارم: «وَالصُّلْحُ خَیْرٌ» صلح، بهتر است.
حضار محترم
هیچ جنگی به خودی خود مذموم یا مقدس نیست و هیچ صلحی الزاماً ذلیلانه یا غیر شرافتمندانه نیست.
امروز سخن ما با رییس جمهور به عنوان دومین مقام رسمی کشور پس از مقام رهبری و با رییس مجلس به عنوان ریاست قوهای که علی القاعده تبلور اراده ملت است و از قضا در شرایط امروز، مسئول هیئت ایران در مذاکرات با آمریکاست، یک مطالبه روشن ملی است.
ما از شما میخواهیم برای پایان دادن به این وضعیت فرساینده، برای کاهش تنشها و برای گشودن مسیر گفتوگو و صلح، از همه ظرفیتهای قانونی و سیاسی دولت استفاده کنید.
ایران امروز بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد؛ به فرصتی برای نفس کشیدن، برای بازسازی، برای ترمیم زخمهای اجتماعی و اقتصادی و برای بازگرداندن امید به آینده.
صلح، به معنای چشمپوشی از منافع ملی نیست. صلح یعنی حفظ ایران، حفظ جان ایرانیان و فراهم کردن فرصت برای ساختن آیندهای که نسلهای بعدی نیز در آن سهم داشته باشند.
ما معتقدیم میتوان با حفظ عزت و استقلال کشور، راه گفتوگو را باز گذاشت؛ میتوان از منافع ملی دفاع کرد و همزمان از گسترش آتش جنگ جلوگیری کرد.
آقای رئیسجمهور،
ما در مکتب علوی نیز برای این راه، یک دستور روشن داریم.
امیرالمؤمنین علی(ع)، در همان نامهای که برای مالک اشتر درباره شیوه حکمرانی و حفظ ملک و ملت نوشته است، میفرماید:
«وَلا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّکَ وَلِلَّهِ فِیهِ رِضاً، فَإِنَّ فِی الصُّلْحِ دَعَهً لِجُنُودِکَ، وَرَاحَهً مِنْ هُمُومِکَ، وَأَمْناً لِبِلَادِکَ.»
صلحی را که دشمنت به آن دعوت میکند و رضای خدا در آن است، رد مکن؛ زیرا در صلح، آرامش سپاهیانت، آسودگی خاطر خودت و امنیت سرزمینت است.
آقای رئیسجمهور،
ما بر این باوریم که برای عبور از جنگ و تحریم نیازمند همبستگی ملی و استفاده از تمام ظرفیت و سرمایه های نمادین کشور هستیم.
دفاع مقتدرانه و صلح عزتمندانه در گرو همبستگی ملی است و آنچه در دفاع و توافق اسلام آباد به دست آمد نیز با پشتیبانی ملت بود.
از همین رو، امروز میخواهیم موضع انجمن اسلامی جامعه پزشکان ایران را صریح و بیپرده اعلام کنیم:
ما از هر تلاش مسئولانه و شجاعانه شما و سایر مسئولان نظام برای برقراری صلح، کاهش تنش و پایان دادن به وضعیت فرساینده نه جنگ و نه صلح حمایت میکنیم.
اگر برای این تصمیم فشار و هزینهای متوجه دولت شما شود، جامعه مدنی و جریانهای سیاسی حامی صلح باید سهم خود را در پرداخت این هزینه بپذیرند و ما در صف اول حامیان شما سینه سپر خواهیم کرد.
ما معتقدیم گاهی یک تصمیم سیاسی، در لحظه اتخاذ خود دشوار و پرهزینه به نظر میرسد، اما سالها بعد تاریخ درباره آن قضاوت میکند.
امروز ممکن است صلح برای برخی دشوار باشد؛ اما فردا، فرزندان ما درباره اینکه در روزهای سخت چه تصمیمی برای ایران گرفتیم، از ما خواهند پرسید.
آقای رئیسجمهور،
شما پزشکید و با معنای نجات جان انسانها بیش از بسیاری از ما آشنایید.
ما از شما میخواهیم این تجربه و نگاه انسانی را در سیاست خارجی کشور نیز به کار بگیرید.
برای پایان جنگ تلاش کنید.
برای گفتوگو پیشقدم شوید.
برای صلح مذاکره کنید.
و بدانید که در این مسیر، انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران از شما حمایت خواهد کرد.
ما معتقدیم امروز صلح، یک انتخاب سیاسی صرف نیست؛ یک ضرورت ملی است. برای ایران باید صلح را انتخاب کرد.
سخنانم را با این بیت شعر به پایان میبرم؛
دوباره میسازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم اگرچه با استخوان خویش
انتهای پیام
«تأمین حقوق قانونی مردم» شرط اصلی پیروزی بر جنگ روانی دشمن است
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: توجه به نیازهای روحی، تأمین حقوق قانونی مردم و مشارکت دادن اقشار مختلف در تصمیمسازیها و تصمیمگیریها شرایط اصلی موفقیت در مقابله با جنگ روانی دشمن است.
به گزارش عصر ایران ، سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی افزود: دشمن تلاش میکند با توسل به انواع ترفندهای تبلیغاتی، مردم را نسبت به توانائیهای کشور دچار تردید کند و بر واقعیتها سرپوش بگذارد.
- این توطئه کثیف را فقط با رفتارها و گفتارهای صادقانه و مواجه ساختن مردم با آنچه در بطن جامعه میگذرد میتوان خنثی کرد.
- کوتاه کردن دست مفسدان اقتصادی، آسانسازی دسترسی عموم مردم به کالاها و خدمات مورد نیاز و ایجاد رونق اقتصادی در کشور از اموری هستند که دولت باید برای تحقق آنها تلاش کند تا بتواند جنگ روانی دشمن را به شکست بکشاند.
متن کامل این یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.
روزنامه جمهوری اسلامی
سرمقاله برای پیروزی در جبهههای دوم و سوم
دونالد ترامپ رئیسجمهور متوهم آمریکا و همفکران او برای پیروز شدن در جنگی که بر ایران تحمیل کردهاند، سه طرح را همزمان به پیش بردند که عبارتند از حمله نظامی، فشار اقتصادی و جنگ روانی. در حمله نظامی موفقیتی به دست نیاوردند و به همین جهت تکیه بیش از پیش بر دو طرح دیگر را اکنون در دستور کار دارند.
ما ایرانیان همانطور که حمله نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی را با ناکامی مواجه کردیم قطعاً میتوانیم آن دو طرح دیگر را هم به شکست بکشانیم و این جنگ ترکیبی را با پیروزی نهائی ملت ایران به پایان برسانیم. برای رسیدن به این نقطه لازم است سه نکته مهم را مورد توجه قرار دهیم.
اول اینکه از سرگرفته شدن حمله نظامی را منتفی ندانیم. اینکه تقریباً تمام رسانهها، مقامات و صاحبنظران آمریکائی از قدرت نظامی ایران میگویند و آمریکا را بازنده جنگ معرفی میکنند، ممکن است یک تله باشد برای اینکه مسئولین ایرانی را دچار بزرگتر دیدن واقعیتهای مربوط به قدرت دفاعی خود نمایند و در فرصتی که به دست میآورند بار دیگر به ایران حمله کنند.
بنابراین، مسئولان ایرانی اعم از نظامی و غیرنظامی باید با هوشیاری کامل قدرت دفاعی کشور آنطور که هست را درنظر بگیرند، هر لحظه برای افزودن بر آن تلاش کنند و پیوسته آمادگی دفاعی برای هر تهاجمی را داشته باشند. ایران اهل تهاجم نیست اما برای دفاع باید همیشه آماده باشد.
نکته دوم به مسائل اقتصادی مربوط میشود. آمریکا همانطور که ترامپ بارها گفته به چیزی کمتر از تسلیم شدن کامل ایران قانع نمیشود و البته ایران هم بهیچوجه تسلیم هیچیک از خواستههای آمریکا نخواهد شد.
نتیجه این مقابله اینست که ترامپ با استفاده از راههای مختلف ازجمله فشار اقتصادی تلاش کند به خواسته خود برسد. محاصره دریائی ایران که ترامپ روی آن مانور زیادی میدهد با همین هدف صورت گرفته است.
بنابراین، ما باید برای خنثی کردن این ترفند ترامپ هم راههائی را پیدا کنیم. حرف زدن با مردم، دادن اطلاعات به جامعه، ارائه برنامههائی که منجر به صرفهجوئی در مصرف شوند، بالابردن تولیدات داخلی، احیاء کارخانجات و کارگاههای تولیدی، ارائه تسهیلات به کشاورزان برای بالا بردن سطح تولید مواد غذائی، مبارزه قاطع با احتکار و گرانفروشی و تصویب قوانین و مقررات بازدارنده سوءاستفاده فرصتطلبان و سودجویان، از اقداماتی هستند که میتوانند توطئه فشار اقتصادی را بیاثر کنند.
طبعاً متنوع ساختن راههای واردات نیز از اقدامات مؤثر برای مقابله با محاصره اقتصادی خواهد بود ولی مطمئنترین راه، تکیه بر توان داخلی و بینیاز ساختن کشور از واردات در حد مقدور است.
و سومین نکته که مقابله با جنگ روانی است با اینکه بشدت مورد نظر و اهتمام آمریکا و شخص ترامپ است و از جانب رسانههای وابسته به صهیونیسم جهانی نیز حمایت میشود، قابل کنترل و خنثیسازی است.
ما قطعاً باید در این بخش جنگ که از حساسیت و تأثیر زیادی برخوردار است نیز بر دشمن پیروز شویم.
راه پیروزی بر دشمن در جنگ روانی منحصر به اقدامات متقابل رسانهای نیست. این کار هم لازم است و باید با استفاده از امکانات پیشرفته و نیروهای کاردان دنبال شود ولی علاوه بر این، توجه به نیازهای روحی، تأمین حقوق قانونی مردم و مشارکت دادن اقشار مختلف در تصمیمسازیها و تصمیمگیریها شرایط اصلی موفقیت در مقابله با جنگ روانی است.
دشمن تلاش میکند با توسل به انواع ترفندهای تبلیغاتی، مردم را نسبت به توانائیهای کشور دچار تردید کند و بر واقعیتها سرپوش بگذارد. این توطئه کثیف را فقط با رفتارها و گفتارهای صادقانه و مواجه ساختن مردم با آنچه در بطن جامعه میگذرد میتوان خنثی کرد. کوتاه کردن دست مفسدان اقتصادی، آسانسازی دسترسی عموم مردم به کالاها و خدمات مورد نیاز و ایجاد رونق اقتصادی در کشور از اموری هستند که دولت باید برای تحقق آنها تلاش کند تا بتواند جنگ روانی دشمن را به شکست بکشاند.
این موفقیتها را مسئولین فقط با انسجام و وحدت کلمه میتوانند محقق نمایند. ایران برای پیروزی در جبهههای دوم و سوم به این وحدت و انسجام نیاز مبرم دارد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تقویم روز نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تقویم روز بیشتر بخوانید: جریانی مرموز در پی فروپاشیدن دولت است تاسف یک روزنامه از صحنه گردانی هیاتهای مذهبی به دست مداحان بی سواد هشدار یک روزنامه به تکرار وقایع تلخ 18 و 19 دیماه 1404 دشمن می خواهد ما را به قدرت نظامی مان مغرور کند هشدار به مسئولان: در تله «مقابله» با اوکراین نیُفتید تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
ربیعی، دستیار پزشکیان: مسئله بنزین تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست/ هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبهرو شود که پیشبینی و مدیریت آنها دشوار باشد
به گزارش جماران، علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس جمهور در یادداشتی با عنوان «دانشگاه، نهادسازی و مسئولیت اجتماعی دانشآموختگان» نوشت:
یکی از آرزوهای دیرین فارغ التحصیلان دانشگاه علامه، تشکیل انجمنی از فارغالتحصیلان دور و نزدیک این دانشگاه بود. به همین منظور و با همت رئیس دانشگاه، جلسهای در این هفته تشکیل شد. هر کدام از فارغ التحصیلان قدیمی و پیشکسوت نکاتی را مطرح کردند.
من نیز در این جلسه به چند نکته اشاره کردم: دانشگاه؛ بخشی از مسیر یادگیری و زندگی
دانشگاه برای بسیاری از ما نه فقط صرفا محلی برای تحصیل، بلکه بخشی از زندگی، تجربه، شکلگیری نگاه و ساختهشدن تواناییهای ماست. بخش مهمی از آنچه امروز در عرصههای علمی، اجتماعی و حرفهای برای عرضه داریم، از سالهایی آمده است که در دانشگاه آموختیم و زیستیم. از همین رو، دانشگاه حقی بر گردن دانشآموختگان دارد؛ حقی که پاسخ به آن، تنها در یادآوری خاطرات دوران تحصیل خلاصه نمیشود، بلکه باید در پیوندی فعال، مستمر و مسئولانه میان دانشآموختگان و دانشگاه بازتاب یابد.
دانشگاه علامه طباطبائی، بهویژه برای کسانی که بخشی از عمر و آموزش خود را در دانشکده علوم اجتماعی آن، در سهراه ضرابخانه، گذراندهاند، تنها یک نام یا یک ساختمان نیست. این دانشگاه در شکلگیری مسیر فکری و حرفهای شمار زیادی از دانشآموختگان نقش داشته است. گردهمآمدن امروز دانشآموختگان و تلاش برای تاسیس انجمن آنان میتواند پاسخی به همین حق باشد؛ تلاشی برای آنکه دانش، تجربه و ظرفیت حرفهای کسانی که سالها در حوزههای گوناگون فعالیت کردهاند، دوباره با دانشگاه پیوند بخورد و در خدمت ارتقای آن قرار گیرد.
انجمن دانشآموختگان؛ پیوند ظرفیتها با دانشگاه
انجمن دانشآموختگان میتواند بستری برای بازگرداندن این سرمایه انسانی به دانشگاه باشد. مسئله فقط حفظ ارتباط عاطفی با محل تحصیل نیست؛ بلکه باید دید دانشآموختگان چگونه میتوانند ظرفیتهای خود را در اختیار دانشگاه قرار دهند و در ارتقای جایگاه علمی، اجتماعی و حرفهای آن نقش ایفا کنند. دانشگاه زمانی پویاتر و موثرتر خواهد بود که تجربههای انباشته دانشآموختگانش، به بخشی از توان زنده و جاری آن تبدیل شود. پویایی جامعه از مسیر نهادسازی میگذرد
از منظر جامعهشناختی، پویایی جامعه و شکلگیری مشارکت موثر، بیش از هر چیز از مسیر نهادسازی میگذرد. تجربه فعالیت و زندگی اجتماعی به ما میآموزد که جامعه صرفا با ارادههای فردی یا با تقلیل مشارکت به عرصه سیاست، پویا نمیشود. یکی از خطاهای مهم، آن است که مشارکت را تنها در مشارکت سیاسی خلاصه کنیم؛ در حالی که مشارکت پایدار، از دل نهادهای کوچکتر، انجمنها، تشکلها، سندیکاها، اتحادیهها و دیگر نهادهای مدنی شکل میگیرد.
نهادهای میانی، میدان تمرین همکاری، گفتوگو، مسئولیتپذیری و کنش جمعیاند. هر نهادی که در جامعه شکل میگیرد، بهخصوص اگر بر پایه علم و دانش بنا شده باشد، میتواند اثری بزرگ و عمیق بر جای بگذارد. بدون این نهادها و بدون ساختارهای مدنی، رسیدن به جامعهای پویا و توسعهیافته دشوار خواهد بود. از این منظر، انجمن دانشآموختگان دانشگاه علامه طباطبائی فقط یک تشکل صنفی یا اداری نیست؛ میتواند گامی در مسیر تقویت نهادسازی، نزدیککردن رشتههای دانشگاهی به یکدیگر و بهرهگیری از ظرفیتهای میانرشتهای باشد.
راهحل مسائل کشور، صرفا فنی و مهندسی نیست
باید پذیرفت که مسائل امروز ایران، بیش از گذشته، به نگاه علوم انسانی و علوم اجتماعی نیاز دارند. هنوز گاهی چنین تصور میشود که راهحل مسائل کشور صرفا در ابزارهای فنی و مهندسی نهفته است. این رویکرد، حتی در موضوعاتی چون اشتغال، سیاست خارجی، آب و انرژی نیز پاسخگو نیست. مسائل اجتماعی پیچیدهاند و بدون فهم رفتارهای انسانی، فرهنگ، الگوهای مصرف، سازوکارهای اعتماد، نابرابریها و شیوههای شکلگیری رضایت یا مقاومت اجتماعی، نمیتوان برای آنها راهحلهای پایدار یافت. مسئله آب؛ فراتر از پروژههای مهندسی
برای مثال، مسئله آب را نمیتوان فقط با پروژههای مهندسی، تامین تجهیزات یا انتقال آب حل کرد. هرچند راهکارهای فنی ضروریاند، اما بهتنهایی کفایت نمیکنند. آب با الگوی مصرف، فرهنگ عمومی، سبک زندگی، وضعیت معیشتی، اعتماد اجتماعی و شیوه حکمرانی پیوند خورده است. نادیدهگرفتن این ابعاد، حتی دقیقترین راهحلهای فنی را نیز با محدودیت روبهرو میکند.
بنزین؛ تنها یک مسئله اقتصادی یا فنی نیست
مسئله بنزین نیز تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست. بنزین با زندگی روزمره مردم، نابرابریهای فضایی، الگوی حملونقل، وضعیت اشتغال، هزینههای خانوار و احساس عدالت اجتماعی ارتباط دارد. بنابراین، هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبهرو شود که پیشبینی و مدیریت آنها دشوار باشد. بسیاری از مسائل کشور، پیش از آنکه صرفا به یک راهحل فنی نیاز داشته باشند، به فهمی دقیق از جامعه و به تحلیلهای علوم انسانی و اجتماعی نیازمندند. دانشگاه علامه و مسئولیت در برابر مسائل اجتماعی
دانشگاه علامه طباطبائی، به عنوان یکی از مهمترین مراکز علمی کشور در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی، از ظرفیت ویژهای برای ایفای نقش در این عرصه برخوردار است. بخش بزرگی از دانش و تخصص مورد نیاز کشور برای فهم مسائل اجتماعی، در چنین دانشگاهی متمرکز است. مسئله اصلی آن است که این ظرفیت علمی، بیش از گذشته با نیازهای واقعی جامعه و فرآیند حل مسائل کشور پیوند بخورد.
امروز توجه جدی به علوم انسانی و علوم اجتماعی، یک انتخاب تشریفاتی یا دانشگاهی نیست؛ ضرورتی برای فهم بحرانها و یافتن راهحلهای پایدار است. انجمن دانشآموختگان نیز میتواند در همین مسیر نقش ایفا کند: پیوندزدن دانشگاه، تجربه حرفهای دانشآموختگان و مسائل واقعی جامعه. این شاید مهمترین سهمی باشد که میتوانیم در برابر دانشگاهی ادا کنیم که بخشی از مسیر یادگیری، زندگی و تجربه ما در آن شکل گرفته است.

تجلیل قالیباف از جانبازان و خانواده شهدای حمله اخیر سعودی_آمریکایی به پایگاه حشدالشعبی

ببینید| نماینده کنگره آمریکا: باید شرایط را برای مردم ایران کاملا طاقت فرسا کنیم

واکنش عراقچی به ادعای کمرشکنترین عملیات اقتصادی تاریخ

آفریقای جنوبی میتواند دروازه ورود ایران به بازار گردشگری آفریقا باشد

قالیباف: ما قدر صلح را بیشتر از مدعیان صلح میدانیم

