
آزادی ۶۱ زندانی مالی با میانجیگری گذشت شکات در خراسان شمالی

ماجرای شاکی پژمان جمشیدی: از حمایت ترانه تا حملهی نورا | انصاف نیوز
پرونده پژمان جمشیدی دوباره داغ شد؛ این بار با یک میزگرد جنجالی و واکنش تند نورا هاشمی.
در میزگردی با حضور شاکی پرونده، ترانه علیدوستی و چند چهرهی دیگر، دربارهی ماجرای جنجالی پژمان جمشیدی صحبت شد. ترانه علیدوستی در این گفتوگو از ضرورت شنیدهشدن صدای زنان و مشکلات موجود در فضای سینما گفت و از آنچه امنیت مطلق مردان خواند انتقاد کرد.
اما چند ساعت بعد، نورا هاشمی با انتشار یک استوری واکنش نشان داد و خطاب به شاکی نوشت: «وقتی ساعت ۲ صبح یا حتی ۸ شب تنها تنها به خونهی یک مرد تنهایی، یعنی که دوست داری با اون مرد تنها باشی.»
او در ادامه نوشت: «اگر به هر دلیلی تمایلات قلبی و روحی و کاریت از طرف اون مرد برآورده نشد، هر اقدام تو مثل شکایت، دادگاهی کردن، مصاحبه کردن و میزگرد تشکیل دادن فقط تو رو احمقتر جلوه میده.»
نورا هاشمی در پایان نیز از همراهی برخی زنان باتجربه با این ماجرا انتقاد کرد و نوشت: «تعجب میکنم از خانمهای باتجربهتر که دانسته با این حماقت همراهی میکنن.»
به این ترتیب، میزگرد شاکی پرونده پژمان جمشیدی خیلی زود با یک واکنش جنجالی وارد فاز تازهای شد؛ واکنشی که حالا خودش به یکی از خبرسازترین حاشیههای این ماجرا تبدیل شده است.
انتهای پیام
پرونده پژمان جمشیدی دوباره خبرساز شد | از تبرئه از تجاوز تا میزگردی با حضور شاکی و ترانه علیدوستی | انصاف نیوز
پرونده پژمان جمشیدی که پاییز سال گذشته و طرح اتهام تجاوز به عنف به یکی از خبرسازترین پروندههای قضایی و اجتماعی تبدیل شد، حالا با انتشار یک میزگرد تازه بار دیگر به صدر توجهها برگشته است.
میزگردی با حضور شاکی پرونده و ترانه علیدوستی که در تیرماه ۱۴۰۵ ضبط شده بود اما انتشار آن پس از تأیید رأی پرونده در دیوان عالی کشور انجام شد.
ماجرا از ۲۹ مهر ۱۴۰۴ آغاز شد؛ زمانی که خبر بازداشت پژمان جمشیدی در پی شکایت یک زن با اتهام تجاوز به عنف منتشر شد و قوه قضاییه نیز اصل بازداشت یک بازیگر مشهور سینما در پی شکایت خصوصی و انجام تحقیقات تخصصی را تأیید کرد.
آقای جمشیدی چند روز بعد، با اعتراض خود و وکلایش، از بازداشت خارج شد و روند رسیدگی قضایی ادامه پیدا کرد.
در ماههای بعد، پرونده از مرحله تحقیقات به دادگاه کیفری یک استان تهران رسید. دو جلسه رسیدگی در شعبه نهم دادگاه کیفری یک، در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ و ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار شد. در نهایت، رأی بدوی صادر شد؛ رأیی که جزئیات آن ابتدا از سوی رسانهها و سپس از سوی وکلای جمشیدی مورد بحث قرار گرفت.
در مرحله نخست، کامبیز برجاس، وکیل پژمان جمشیدی، اعلام کرد رأی صادرشده بدوی است و ظرف ۲۰ روز قابلیت اعتراض دارد و تا قطعیشدن حکم از اعلام جزئیات آن خودداری خواهد کرد. پس از طی مراحل اعتراض و فرجامخواهی، او در نهایت اعلام کرد جمشیدی از اتهام تجاوز به عنف بهطور کامل تبرئه شده و بخش دیگر دادنامه از سوی دیوان عالی کشور تأیید شده است.
حکم نهایی، بر اساس اعلام وکیل جمشیدی و گزارشهای منتشرشده، شامل ۹۹ ضربه شلاق بابت رابطه نامشروع یا آنچه در گزارشهای حقوقی «عمل مادون زنا» عنوان شده، است. بنابراین یک تفکیک مهم در این پرونده وجود دارد: جمشیدی از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شده، اما پرونده با محکومیت او به ۹۹ ضربه شلاق پایان یافته است.
این تفاوت در ماههای اخیر محل بحث حقوقی نیز بوده است. برخی حقوقدانان تأکید کردهاند که حکم شلاق بهخودی خود به معنای اثبات تجاوز نیست و باید عنوان دقیق اتهامی را که حکم بر اساس آن صادر شده در نظر گرفت. در مقابل، برخی تحلیلهای حقوقی بر این نکته تأکید کردهاند که صدور حکم محکومیت به معنای احراز یک رفتار مجرمانه از سوی دادگاه است، هرچند عنوان آن با اتهام اولیه تفاوت داشته باشد.
در سوی دیگر پرونده، وکلای جمشیدی از همان ابتدا بر رد اتهام تجاوز تأکید داشتند. دیگر وکیل او، پس از صدور رأی بدوی گفت ادعاهای مطرحشده درباره تجاوز به عنف و آدمربایی از سوی دادگاه رد شده و حکم ۹۹ ضربه شلاق مربوط به عنوان دیگری است. او همچنین گفت وکلای جمشیدی به رأی اعتراض خواهند کرد و آن را شایسته موکل خود نمیدانند.
پیش از صدور رأی نهایی نیز میان روایت دو طرف اختلاف جدی وجود داشت. وکیل شاکی پرونده گفته بود مستندات کافی برای رسیدگی و صدور رأی در پرونده وجود دارد و حتی صدور قرار بازداشت موقت را ناشی از وجود همین مستندات دانسته بود. در مقابل، وکلای جمشیدی بر کافینبودن ادله برای اثبات اتهام تجاوز تأکید داشتند.
در مقطعی نیز موضوع پزشکی قانونی به یکی از محورهای اصلی بحث تبدیل شد. رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور اعلام کرده بود که این سازمان جزئیات پرونده را به شکل عمومی منتشر نمیکند و گزارش کارشناسی آن در اختیار دستگاه قضایی قرار میگیرد؛ بنابراین ادعاهایی که بهصورت عمومی درباره نظر پزشکی قانونی مطرح میشد، الزاماً موضع رسمی این سازمان محسوب نمیشد.
شاکی پرونده نیز در گفتوگوهای پیشین خود روایت متفاوتی از ماجرا ارائه کرده بود. او اتهام اخاذی را رد کرده و گفته بود مدارکی درباره پیشنهادهای مالی برای عقبنشینی از پرونده در اختیار دارد و آنها را به دادگاه ارائه کرده است. او همچنین مدعی شده بود که مستنداتی از جمله گزارش پزشکی قانونی و آثار جسمی در پرونده وجود داشته است؛ ادعاهایی که باید در چارچوب روایت او از پرونده خوانده شود.
حالا انتشار میزگرد تازه در پادکست رادیو ۸ بخش دیگری از این اختلاف روایتها را دوباره به فضای عمومی آورده است. این میزگرد در تیرماه ۱۴۰۵، یعنی پیش از تأیید نهایی حکم از سوی دیوان عالی کشور، ضبط شده بود و در آن شاکی پرونده در کنار ترانه علیدوستی درباره پرونده و مسائل گستردهتری مانند عدالت، رسانه، آزار جنسی و روند دادرسی صحبت کردهاند.
شاکی در این میزگرد درباره نحوه مراجعه خود به پزشکی قانونی و روند رسیدگی قضایی روایتهایی مطرح کرده است. او مدعی شده پس از حادثه برای معاینه و نمونهبرداری به پزشکی قانونی مراجعه کرده اما در ادامهی کار با دشواریهایی روبهرو شده است. او همچنین درباره جلسه دادگاه گفته است که در حضور سه قاضی مرد، سه وکیل متهم و خود جمشیدی درباره جزئیات خصوصی ماجرا مورد پرسش قرار گرفته و در آن مرحله وکیل نداشته است.
این بخش از سخنان شاکی، میزگرد را از یک گفتوگو درباره یک پرونده مشخص فراتر برده و به بحثی درباره تجربه شاکیان پروندههای آزار جنسی تبدیل کرده است.
ترانه علیدوستی نیز در این میزگرد بحث را به ساختار قدرت در سینما کشاند. بر اساس گزارشهای منتشرشده از این گفتوگو، او دلیل تکرار چنین اتفاقاتی را در سینما تا حدی به «امنیت مطلق مردان صاحبنفوذ» مرتبط دانست و گفت در مواردی، اطرافیان یک چهره مشهور پیشاپیش در کنار او قرار میگیرند و فرصت شنیدهشدن به شاکی داده نمیشود.
اما انتشار میزگرد فقط با حمایت و همدلی مواجه نشد.
یکی از صریحترین واکنشها از سوی نورا هاشمی، بازیگر سینما و تئاتر، مطرح شد. نورا هاشمی دختر مهدی هاشمی و گلاب آدینه است و در واکنش به میزگرد، استوریای منتشر کرد که در آن از طرح دوباره پرونده و همراهی با شاکی انتقاد کرده بود. محتوای استوری او بهطور مشخص این برداشت را مطرح میکرد که رفتن یک زن به خانه مردی تنها، به معنای تمایل به خلوت دونفره است و اگر رابطه یا تمایلات او از سوی مرد پذیرفته نشود، اقداماتی مانند شکایت، دادگاه، مصاحبه و میزگرد را زیر سؤال میبرد.
این موضع، واکنشی کاملاً متفاوت با رویکرد ترانه علیدوستی بود و به همین دلیل توجه زیادی جلب کرد؛ یک طرف بر ضرورت شنیدهشدن روایت شاکی و نقد ساختارهای قدرت در اصناف مختلف تأکید میکرد و طرف دیگر، با تکیه بر برداشت متفاوتی از رابطه دو طرف، اصل طرح دوباره ماجرا در رسانه را به چالش میکشید.
از سوی خانواده جمشیدی نیز واکنش تندی منتشر شد. مامک، خواهر پژمان جمشیدی، در واکنش به میزگرد از الفاظ توهینآمیزی علیه حاضران استفاده کرد. این واکنش در ادامه مواضعی بود که خانواده جمشیدی از ابتدای پرونده درباره اتهامات مطرحشده علیه او اتخاذ کرده بودند.
خود جمشیدی نیز در نخستین واکنشهایش، اتهامات مطرحشده از سوی شاکی و مادر او را ساختگی و دروغ خوانده بود. خانواده او نیز در آغاز پرونده تأکید کرده بودند که اتهامات در آن مرحله صرفاً ادعا هستند و باید در دستگاه قضایی بررسی شوند.
در مقابل، طیف دیگری از واکنشها به حمایت از شاکی و اهمیت طرح عمومی موضوع اختصاص داشته است. انتشار میزگرد با حضور ترانه علیدوستی و دیگر حاضران، برای این گروه فرصتی برای طرح دوباره بحث درباره حمایت از زنان شاکی، تجربه آنان در فرآیند قضایی و نقش رسانه در پروندههای آزار جنسی تلقی شده است.
در نتیجه، پروندهای که ابتدا یک موضوع قضایی میان دو طرف بود، حالا در چند سطح دنبال میشود: در سطح نخست، رأی قطعی دادگاه و دیوان عالی کشور قرار دارد؛ در سطح دوم، دو روایت متفاوت از آنچه در جریان پرونده رخ داده؛ و در سطح سوم، مناقشهای اجتماعی و رسانهای درباره اینکه جامعه چگونه باید با اتهامات آزار جنسی، شاکیان، متهمان مشهور و روایتهای دو طرف برخورد کند.
آنچه رأی قضایی تاکنون روشن کرده این است که اتهام تجاوز به عنف علیه پژمان جمشیدی اثبات نشده و او از این اتهام تبرئه شده است؛ در عین حال، محکومیت ۹۹ ضربه شلاق بابت عنوان دیگری در پرونده، طبق اعلام وکیل او در مرحله نهایی تأیید شده است. آنچه همچنان محل اختلاف و بحث عمومی است، تفسیر دو طرف از اتفاقات، کیفیت ادله و تجربه شاکی از روند رسیدگی است.
به همین دلیل، انتشار میزگرد را نمیتوان صرفاً یک گفتوگوی تازه درباره یک پرونده قدیمی دانست. این میزگرد، پروندهای را که از نظر قضایی به مرحله نهایی رسیده، دوباره وارد میدان افکار عمومی کرده است؛ جایی که یک سو از شنیدهشدن صدای شاکی و اصلاح روندهای حمایتی سخن میگوید، سوی دیگر بر تبرئه از اتهام اصلی و نقد روایت رسانهای تأکید دارد و در میان این دو، چهرههایی مانند نورا هاشمی و اعضای خانواده جمشیدی با انتقادهای تند خود به بحث پیوستهاند.
در نهایت، تفاوت میان «آنچه دادگاه احراز کرده» و «آنچه هر یک از طرفین درباره آنچه رخ داده روایت میکنند» شاید مهمترین نکته برای دنبالکردن این پرونده باشد؛ پروندهای که با یک شکایت آغاز شد، به بازداشت و دادگاه رسید، با تبرئه از اتهام تجاوز و محکومیت ۹۹ ضربه شلاق پایان قضایی یافت و حالا با موج تازهای از واکنشهای اجتماعی، دوباره به موضوع بحث عمومی تبدیل شده است.
انتهای پیام
پیروزی سریع بر ایران محقق نشد؛ نارضایتی متحدان عرب آمریکا از ترامپ افزایش یافته است
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «واشنگتنپست» در گزارشی به نقل از مقامهای عربی و غربی نوشت نارضایتی از واشنگتن در کشورهای حاشیه خلیج فارس رو به افزایش است و متحدان آمریکا نگراناند که دونالد ترامپ نتواند دیپلماسی لازم برای پایان دادن به جنگ و دستیابی به صلح با ایران را مدیریت کند.
بر اساس این گزارش، پس از ماهها درگیری و ادامه حملات موشکی و پهپادی ایران و نیروهای همسو با تهران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین اکنون در نارضایتی از نحوه مدیریت بحران از سوی دولت آمریکا اشتراک نظر بیشتری پیدا کردهاند. حتی در برخی از این کشورها بحثهایی درباره فایده ادامه میزبانی از تأسیسات و پایگاههای بزرگ نظامی آمریکا شکل گرفته است.
یکی از مقامهای کشورهای خلیج فارس در گفتوگو با واشنگتنپست گفت: «ترامپ این جنگ را آغاز کرد و ما بهای آن را میپردازیم.» به گفته این مقام، خشم از آمریکا از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه به بالاترین سطح خود رسیده است.
وابستگی به آمریکا؛ در کنار افزایش بیاعتمادی
با وجود افزایش نارضایتی، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس همچنان به آمریکا بهعنوان یکی از اصلیترین شرکای امنیتی و تأمینکنندگان تسلیحات خود وابستهاند. قطر و بحرین نیز میزبان پایگاههای بزرگ نظامی ایالات متحده هستند.
با این حال، نگرانی از سیاست واشنگتن برخی دولتهای منطقه را به بررسی ترتیبات و شراکتهای امنیتی تازه سوق داده است. تحلیلگران معتقدند این روند دستکم در کوتاهمدت به معنای دگرگونی کامل نظم امنیتی منطقه نیست، اما نشان میدهد کشورهای خلیج فارس در حال بررسی گزینههایی برای کاهش وابستگی مطلق به آمریکا هستند.
یک مقام ارشد اروپایی، توافق دفاعی متقابل اخیر میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را «پیامی به آمریکا» توصیف کرد و گفت این توافق نشان میدهد سه کشور قدرتمند مسلمان سنی در تلاشاند شرکای امنیتی و دفاعی خود را متنوع کنند؛ زیرا از نگاه آنها «آمریکا بهتنهایی کافی نیست».
در مقابل، یک مقام کاخ سفید این ارزیابیها را رد کرد و گفت ترامپ روابط «فوقالعادهای» با شرکای آمریکا در خلیج فارس دارد و واشنگتن از پیش از آغاز عملیات علیه ایران، بهطور مستمر با متحدان منطقهای خود در تماس بوده است.
«آمریکا ما را ناامنتر کرده است»
«فراس مقصد»، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه اوراسیا، به واشنگتنپست گفت نارضایتی در میان متحدان آمریکا از همان ابتدای جنگ وجود داشته و بسیاری از آنها احساس میکنند ناخواسته وارد درگیریای شدهاند که ترامپ اکنون برای پایان دادن به آن با مشکل روبهرو است.
«آنا جیکوبز» از مؤسسه کشورهای عرب خلیج فارس در واشنگتن نیز گفت اعتماد به ایالات متحده از زمان آغاز جنگ کاهش یافته است و متحدان آمریکا احساس میکنند عملکرد واشنگتن در منطقه آنها را «کمتر امن» کرده است.
با این حال، یک دیپلمات غربی مستقر در منطقه تأکید کرد این تحولات الزاماً به معنای چرخشی بنیادین علیه آمریکا نیست. به گفته او، حتی پیش از جنگ نیز حضور نظامی آمریکا در کشورهای منطقه با اشتیاق کامل پذیرفته نمیشد و بیشتر بهعنوان «یک شر ضروری» دیده میشد؛ اما اکنون حتی ضرورت این حضور نیز بیش از گذشته مورد پرسش قرار گرفته است.
عربستان زیر فشار جنگ
عربستان سعودی در هفتههای اخیر با فشارهای امنیتی بیشتری مواجه شده است. این کشور علاوه بر حملات ایران و گروههای عراقی همسو با تهران، هدف حملات حوثیهای یمن نیز قرار گرفته است.
به نوشته واشنگتنپست، حوثیها بارها زیرساختهای انرژی عربستان را هدف قرار داده و تلاش کردهاند عبور و مرور در تنگه بابالمندب در ورودی دریای سرخ را مختل کنند. از سوی دیگر، پس از بستهشدن تنگه هرمز در روزهای ابتدایی جنگ، عربستان برای بخش مهمی از صادرات نفت خود بیش از گذشته به بنادر دریای سرخ وابسته شده است.
رؤیای «پیروزی سریع» رنگ باخت
واشنگتنپست مینویسد نگاه رهبران کشورهای خلیج فارس به جنگ نیز طی ماههای گذشته تغییر کرده است. عمان از آغاز مخالف جنگ بود، اما عربستان سعودی، امارات و بحرین در مقاطعی موضع متفاوتی داشتند.
یک دیپلمات غربی به این روزنامه گفته است نیروهای امارات طی ماههای گذشته حملاتی علیه خاک ایران انجام دادهاند و نیروهای سعودی نیز در واکنش به حملات گروههای همسو با تهران از خاک عراق، دست به حملات متقابل زدهاند.
یک مقام ارشد اروپایی درباره محاسبات اولیه ریاض و ابوظبی گفت این کشورها را نمیتوان کاملاً حامی جنگ دانست، اما در آغاز نیز بهطور کامل با آن مخالف نبودند. از نگاه آنها، اگر جنگ به یک پیروزی سریع و قاطع منجر میشد، نتیجه آن میتوانست برایشان سودمند باشد.
اما این محاسبه در آستانه نخستین دور مذاکرات ایران و آمریکا در ماه آوریل تغییر کرد؛ زمانی که به گفته این مقام، مشخص شد حکومت ایران سقوط نخواهد کرد و تهران نیز حاضر نیست تنگه هرمز را بازگشایی کند.
نگرانی از رفتوبرگشتهای ترامپ
«بدر السیف»، استادیار تاریخ دانشگاه کویت، گفت بیثباتی و تغییر مداوم مواضع ترامپ طی ماههای گذشته نگرانی کشورهای خلیج فارس را تشدید کرده است.
به گفته او، حتی پیش از این تغییر مواضع نیز راهبرد روشنی درباره نحوه پایان دادن به بحران وجود نداشت. السیف با اشاره به تفاهمنامهای که در ماه ژوئن میان ایران و آمریکا شکل گرفت، آن را ناکافی دانست و گفت این تفاهم نتوانست نگرانیهای اصلی کشورهای عرب خلیج فارس، از جمله برنامه موشکهای بالستیک ایران و حمایت تهران از گروههای همسو در منطقه را برطرف کند.
او تأکید کرد شروط مطرحشده در آن توافق با خواستههای کشورهای خلیج فارس همخوانی نداشت و همین مسئله یکی از عوامل از بین رفتن سریع آن بود.
«نمیتوانیم به آمریکا نه بگوییم»
با وجود همه این نارضایتیها، کشورهای خلیج فارس در حال حاضر جایگزین فوری و قابل اتکایی برای شراکت امنیتی چند دههای خود با ایالات متحده ندارند.
یکی از مقامهای منطقه به واشنگتنپست گفت ادامه جنگ عملاً این کشورها را مجبور میکند حتی بیش از گذشته بر همکاری امنیتی با واشنگتن تکیه کنند.
او در توصیف این وضعیت گفت: «هر کاری که انجام دهیم، نمیتوانیم به آمریکا نه بگوییم.»
«داگلاس سیلیمان»، سفیر پیشین آمریکا در کویت و عراق در دولتهای باراک اوباما و دونالد ترامپ، نیز گفت در سفر اخیر خود به منطقه نارضایتی قابلتوجهی از واشنگتن مشاهده کرده است؛ هرچند همزمان طی هفتههای اخیر خشم از تهران نیز به دلیل ادامه حملات به زیرساختهای منطقه و خودداری از بازگشایی تنگه هرمز افزایش یافته است.
سیلیمان وضعیت فعلی را نوعی «تناقض عجیب» توصیف کرد: دولتها و افکار عمومی منطقه از آمریکا به دلیل آغاز جنگ ناراضیاند، اما برای تأمین تجهیزات، مهمات و اطلاعات نظامی همچنان به همان کشور وابسته هستند.
پیامدهای اقتصادی جنگ در راه است
تداوم جنگ تنها یک چالش امنیتی برای کشورهای خلیج فارس نیست و میتواند هزینههای اقتصادی فزایندهای نیز به آنها تحمیل کند.
در شرایط عادی نیز فعالیت اقتصادی، گردشگری و رویدادهای منطقه در ماههای بسیار گرم تابستان کاهش مییابد، اما از پاییز و با خنکتر شدن هوا، کشورهای خلیج فارس وارد یکی از مهمترین دورههای سال برای گردشگری، تجارت و برگزاری رویدادهای بینالمللی میشوند.
امسال اما کنفرانسها، نشستهای سران، جشنوارهها و رقابتهای فرمول یک که از اکتبر تا دسامبر بخش مهمی از تقویم اقتصادی و تبلیغاتی منطقه را تشکیل میدهند، تحت تأثیر ادامه ناامنی با ابهام روبهرو شدهاند.
یک دیپلمات غربی گفت دهمین دوره «ابتکار سرمایهگذاری آینده» عربستان سعودی که اواخر اکتبر برگزار میشود و به «داووس در صحرا» شهرت دارد، میتواند نخستین آزمون جدی برای سنجش میزان آمادگی مقامهای بلندپایه و مدیران شرکتهای بزرگ بینالمللی برای سفر به منطقه در شرایط جنگی باشد.
خشم از واشنگتن، نگرانی از تهران
گزارش واشنگتنپست در نهایت تصویری پیچیده از وضعیت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس ارائه میدهد: دولتهایی که از طولانیشدن جنگ و نحوه مدیریت آن توسط ترامپ ناراضیاند، از ادامه حملات ایران نیز خشمگین هستند و در عین حال، برای مقابله با تهدیدهای امنیتی همچنان به آمریکا وابسته ماندهاند.
در آغاز جنگ، برخی پایتختهای عربی امیدوار بودند درگیری بهسرعت به یک نتیجه قطعی برسد؛ اما با گذشت ماهها، نه ایران فروپاشیده، نه تنگه هرمز به شرایط عادی بازگشته و نه واشنگتن توانسته راهحلی پایدار برای پایان دادن به بحران ارائه کند.
همین وضعیت، شکاف میان انتظارات اولیه کشورهای خلیج فارس و واقعیت یک جنگ فرسایشی را عمیقتر کرده و پرسشهایی تازه درباره قابل اتکا بودن راهبرد امنیتی آمریکا در منطقه به وجود آورده است.

جای زخم ۱۸متری ایلان ماسک بر چهره ماه

خزانهداری آمریکا تحریمهای جدیدی علیه حزب الله لبنان اعمال کرد

در روز چهلم جنگ سوم چه گذشت؟/ ادعای ونس: فشارهای اقتصادی بر ایران، محاسبات آنها را درباره نوع توافق، تغییر میدهد/ اکنون وارد مرحله جدیدی شدهایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است/ ادعای وزیر خزانهداری آمریکا: اگر حداکثر فشار اقتصادی را علیه ایران اعمال کنیم، احتمالا شاهد ازسرگیری گسترده جنگ نخواهیم بود/ عمان: عبور ایمن از تنگه هرمز به امنیت و شکوفایی کل منطقه مرتبط است

زنگ خطر در آموزشوپرورش؛ معنای معدل ناپلئونی دانش آموزان چیست؟

جنگ ایران و پایان خاورمیانه آمریکایی به روایت «فارن افرز» | این آخرین فرصت تغییر است؟ | نتیجه معکوس تضمینهای امنیتی

