جدیدترین لباس فضایی ناسا برای اعزام به ماه رونمایی شد

خیابان؛ میدان انسجام یا اختلاف؟

به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، روز سهشنبه و در بخش مهمی از نطق پیش از دستور جلسه علنی مجلس، با اشاره به شرایط جنگی کشور، بر ضرورت حفظ انسجام ملی، هماهنگی میان میدان نظامی و دیپلماسی و مقابله با فشارهای اقتصادی و جنگ شناختی تأکید و تصریح کرد: «خیابان، محل میتینگهای انتخاباتی نیست، بلکه باید محل بروز اتحاد مقدس و حضور همه مردم باشد».
لذا رئیس قوه مقننه از تریبونداران و صحنهگردانان خواست «از اقداماتی که موجب طرد گروههای اجتماعی و سیاسی دیگر میشود، پرهیز کنند». پیرو تأکیدات قالیباف بر انسجام داخلی، او گفت: «دشمن در طراحی جدید خود به دنبال اعمال فشار اقتصادی و ایجاد شکاف در جامعه ایران است». از اینرو رئیس مجلس هشدار داد: «هر فرد یا دستگاهی که با گفتار، رفتار یا تصمیمات خود موجب نارضایتی مردم یا تضعیف انسجام ملی شود، خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی میکند». در ادامه رئیس تیم مذاکرهکننده ایرانی با اشاره به نقش فعالان سیاسی و رسانهای هم تصریح کرد «امر ملی جنگ نباید به عرصه رقابتهای سیاسی تبدیل شود» و خواستار حفظ وحدت و پرهیز از اختلافات شد.
او بر بازگشت به فضای روزهای جنگ ۴۰روزه و حضور یکپارچه مردم با وجود تفاوتهای سیاسی و اجتماعی تأکید کرد. رئیس مجلس، «جنگ شناختی را یکی از محورهای اصلی توطئه دشمن» دانست و بر نقش رسانه ملی در مقابله با آن تأکید و با انتقاد از عملکرد صداوسیما، «خواستار تبدیل رسانه ملی به کانون انسجامبخشی و امیدآفرینی برای همه ایرانیان، با وجود تفاوتهای سیاسی و اجتماعی» شد. قالیباف با اشاره به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، مقاومت مردم و نیروهای مسلح را عامل ناکامی دشمن دانست و عنوان کرد: «با همافزایی میدان نظامی، دیپلماسی و حمایت مردم، این مقاومت به دستاوردهایی در عرصه سیاسی و حقوقی منجر شده است». رئیس مجلس با اشاره به تفاهمنامه اسلامآباد، مدعی شد: «آمریکا پس از پذیرش پایان جنگ، به تعهدات خود عمل نکرده و از اینرو، میدان نظامی بار دیگر باید در کنار میدان دیپلماسی قرار گیرد». قالیباف همچنین خاطرنشان کرد: «جمهوری اسلامی ایران تا زمان اجرای تعهدات آمریکا ازجمله رفع محاصره، آزادسازی اموال بلوکهشده، رفع تحریم نفت، پایان تهدید و عملیات نظامی و اجرای دیگر تعهدات، تنگه را باز نخواهد کرد». به تعبیر او، «فرصت ایجادشده در پی تفاهمنامه و آتشبس برای افزایش تابآوری اقتصادی و بازسازی توان دفاعی کشور مورد استفاده قرار گرفته و ایران متناسب با اقدامات دشمن آماده پاسخ خواهد بود». او در عین حال بر ضرورت توجه دولت به دیدگاه کارشناسان و منتقدان تأکید کرد و از نمایندگان، کارشناسان و فعالان رسانهای خواست که در فرایند تصمیمسازی و اجرای تصمیمات نهایی، با دولت همراهی و هماهنگی داشته باشند. قالیباف همچنین گلایههای اقتصادی و انتقادهای سیاسی و اجتماعی مردم را بحق دانست، اما تصریح کرد «شرایط جنگی، زمان رقابتهای سیاسی و انتخاباتی نیست».
مصادره خیابان و آینده ایران
هشدار قالیباف درباره اینکه «خیابان» نباید به محل میتینگهای انتخاباتی و رقابتهای سیاسی بدل شود، صرفا یک تذکر سیاسی تکراری نیست؛ این سخن را میتوان از منظر امنیت ملی و تابآوری سیاسی-اجتماعی، نشانهای از یک دغدغه مهمتر دانست، بهخصوص که اکنون پارامترهای داخلی کشور در فضای تعلیق جاری بین جنگ و صلح، عملا به بغرنجترشدن شرایط اقتصادی و معیشتی جامعه منجر شده است. بنابراین، خیابان سرمایهای ملی است که اگر در خدمت انسجام و همبستگی قرار گیرد، میتواند پشتوانهای برای قدرت ملی در عبور از این مقطع بهشدت بحرانی باشد؛ اما اگر به ابزار رقابتهای سیاسی و صفبندیهای جناحی تقلیل یابد، خود به یکی از مجاری فرسایش این قدرت تبدیل خواهد شد. در همین چارچوب، قالیباف در بخش مهمی از سخنان خود درباره احتمال افزایش قیمت بنزین هشدار داده و گفته است دشمن در کمین فرصتهایی برای ایجاد آشوب و پیوندزدن آن با اقداماتی نظیر ترور و تحرکات تجزیهطلبانه است. با توجه به جایگاه و سطح دسترسی رئیس مجلس به اطلاعات و روندهای تصمیمگیری، این اظهارنظر را نمیتوان صرفا یک ارزیابی بدبینانه یا طرح یک سناریوی احتمالی تلقی کرد، بلکه دستکم میتوان آن را هشداری جدی و واجد اهمیت درباره احتمال بهرهبرداری دشمن از شکافهای اجتماعی و اقتصادی دانست؛ هشداری که تا زمان روشنشدن ابعاد موضوع، نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
خیابان در تاریخ سیاسی ایران همواره بیش از یک فضای فیزیکی بوده است؛ عرصهای برای ظهور اراده جمعی، اعلام همبستگی و در مقاطعی، بیان مطالبات اجتماعی. از همین رو، مسئله اصلی نه حذف خیابان از معادلات سیاسی، بلکه چگونگی حفظ شأن و کارکرد ملی آن است. خطر از جایی آغاز میشود که یک جریان سیاسی، خود را مترادف با خیابان بداند و از یک ظرفیت عمومی، ملک سیاسی خصوصی بسازد. این نگرانی در شرایط جنگی اهمیت مضاعف پیدا میکند. جامعهای که تحت فشار اقتصادی، روانی و رسانهای قرار دارد، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه اجتماعی نیازمند است. اگر خیابان به میدان مصادره، صفبندی و حذف دیگری تبدیل شود، آنچه فرسوده میشود صرفا یک فضای سیاسی نیست؛ اعتماد عمومی و ظرفیت همبستگی ملی است. از سوی دیگر، نباید از آسیب معکوس نیز غافل شد. تقلیل خیابان به صرفا «صحنه اتحاد» و نادیدهگرفتن تنوع مطالبات و صداهای موجود در جامعه، خود میتواند به شکاف و بیگانگی اجتماعی دامن بزند. انسجام پایدار با یکدستسازی حاصل نمیشود؛ با به رسمیت شناختن تفاوتها و تبدیل آنها به امکان گفتوگو و مشارکت حاصل میشود. بنابراین، هشدار درباره مصادره خیابان را باید جدی گرفت، اما راهحل آن نیز روشن است؛ اینکه خیابان نباید ملک هیچ جناحی باشد؛ همانگونه که نباید از آن برای حذف هیچ بخش مشروعی از جامعه استفاده شود. در شرایط جنگی، بزرگترین خطای راهبردی آن است که ظرفیت ملی به ابزار منازعه داخلی تبدیل شود؛ زیرا در چنین وضعیتی، جامعه پیش از آنکه در برابر فشار بیرونی آسیب ببیند، ممکن است از درون دچار فرسایش شود.
غلامعلی رجایی: هشدار قالیباف دیرهنگام بود؛ خیابان از همان روزهای اول جنگ رمضان مصادره شده است
هشدار محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، درباره سوءاستفاده سیاسی از «خیابان» و ضرورت جلوگیری از تبدیل آن به عرصه رقابتهای سیاسی و جناحی، در شرایطی مطرح شده که به گفته غلامعلی رجایی، سوءاستفاده یا مصادره خیابان از مدتها قبل آغاز شده است. این فعال سیاسی و پژوهشگر در گفتوگو با «شرق» اذعان دارد: «شاید اگر این هشدار رئیس مجلس زودتر مطرح میشد، میتوانست اثرگذاری بیشتری داشته باشد»؛ با این حال، به باور مشاور مرحوم آیتالله هاشمی، «هنوز هم میتوان از ظرفیت چنین تذکری برای بازگرداندن خیابان به جایگاه ملی آن استفاده کرد».
این استاد دانشگاه با اشاره به روزهای نخست جنگ رمضان خاطرنشان میکند: «در همان روزها و هفتههای ابتدایی مشخص بود که بخشی از جریانهای افراطی تلاش دارند خیابان را از کلیت جامعه جدا کرده و آن را به قلمرو خود تبدیل کنند و کردند». به گفته رجایی، «نشانه آشکار و کتماننشدنی این مسئله را میشود در شعارها و ادبیاتی مشاهده کرد که تلاش داشته و دارد جامعه را به دوگانههای سیاسی و اعتقادی خاص محدود کند و بخشی از مردم را از حضور در عرصه عمومی کنار بزند». این فعال سیاسی معتقد است «در جریان جنگ اخیر، آنچه در خیابان شکل گرفت، بیش از آنکه صرفا یک حضور سیاسی یا مذهبی باشد، تبلور هویت ایرانی بود. یعنی کلیت جامعه ایران، با همه تفاوتهای مذهبی، سیاسی و اجتماعی، در برابر تهدید خارجی حول مفهوم ایران و تمامیت سرزمینی کشور قرار گرفت». بنابراین از نگاه رجایی، «نادیدهگرفتن این واقعیت و تلاش برای قالببندی این حضور در چارچوبهای محدودتر، به معنای از دست دادن بخشی از ظرفیت اجتماعی ایجادشده در جریان جنگ و روزهای پس از آن بود که تاکنون ادامه دارد». مشاور مرحوم آیتالله هاشمی این را هم گوشزد کرد «هرچند مدتهاست خیابان عملا توسط یک جریان مصادره شده، اما باید تلاش کرد و نباید اجازه داد که هویت ایرانی به حاشیه رانده شود». چراکه او معتقد است «هرگونه تلاش برای افراطیکردن فضای عمومی در جهت مصادره و قبضه کامل خیابان توسط یک طیف و جناح خاص سیاسی و افزودن برچسبهای تند به مقامات و مسئولان و مذاکرهکنندگان یا طرح مطالبات و احساسات عمومی تند که با واقعیات جاری داخلی و منطقهای و بینالمللی همخوان نیست، میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و بخشی از جامعه را از عرصه عمومی دور کند». به باور رجایی، «در مقاطعی که سخن از محاکمه، اعدام و تهدیدهای شدید در خیابان مطرح شد، این روند تشدید شد و خیابان بیش از پیش از یک ظرفیت عمومی فاصله گرفت». به همین دلیل این فعال و تحلیلگر سیاسی مجددا به «شرق» میگوید «قالیباف اگر زودتر نسبت به این روند هشدار میداد، احتمالا تأثیر بیشتری داشت». با این حال چون مشاور مرحوم آیتالله هاشمی، سیاست و جامعه را جزء پدیدههای «سیال» و «پویا» میداند، این احتمال را میدهد که «هشدار دیرهنگام نیز بتواند بر مسیر تحولات اثر بگذارد».
بخش دیگری از این گفتوگو به هشدار قالیباف درباره احتمال سوءاستفاده دشمن از نارضایتیهای ناشی از مسائل اقتصادی، بهویژه موضوع بنزین و پیوندزدن آن به مقوله خیابان، اختصاص دارد و رجایی این هشدار را جدی و بجا ارزیابی میکند و متذکر میشود که «دولت در شرایط فعلی نباید به سمت افزایش قیمت بنزین حرکت کند». این مدرس دانشگاه با وجود اعتراف به وضعیت دشوار بودجه دولت میگوید: «افزایش قیمت بنزین ممکن است در کوتاهمدت منابعی برای دولت ایجاد کند، اما در شرایط فعلی میتواند هزینههای اجتماعی و سیاسی سنگینی به دنبال داشته باشد». از نگاه رجایی، «در شرایطی که فشار معیشتی بر مردم افزایش یافته و سایه جنگ همچنان بر کشور سنگینی میکند، هر تصمیم اقتصادی باید با حساسیت مضاعف نسبت به پیامدهای اجتماعی آن اتخاذ شود».
رجایی هشدار میدهد «افزایش فشارهای اقتصادی میتواند زمینه نارضایتی و حتی نافرمانی مدنی را فراهم کند»؛ از همین رو، به اعتقاد مشاور مرحوم آیتالله هاشمی، «جلوگیری از افزایش قیمت بنزین در شرایط کنونی تصمیمی ضروری است». در نهایت، از منظر این تحلیلگر سیاسی، «حفظ خیابان بهعنوان یک سرمایه ملی مستلزم آن است که هیچ جریان سیاسی یا ایدئولوژیک خود را مالک انحصاری آن نداند؛ زیرا در مقطع حساس کنونی، مصادره خیابان میتواند به جای تقویت انسجام، به فرسایش آن منجر شود».
عیسی چمبر: پتانسیل خیابان یک پتانسیل ملی است که نباید در خدمت یک جریان سیاسی خاص قرار نگیرد
عیسی چمبر هم به عنوان دیگر کارشناس در گفتوگو با «شرق»، نگاه بدبینانه رجایی را ندارد و با ارزیابی معتدلتری، هشدار قالیباف را تحلیل میکند. البته وی ابتدا یادآور میشود که «از ابتدای انقلاب، «خیابان» همواره یکی از عناصر مؤثر در تحولات سیاسی ایران بوده، اما در شرایط کنونی، نحوه مواجهه با آن اهمیتی دوچندان پیدا کرده است». عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان با اشاره به سابقه تاریخی نقش خیابان در تحولات سیاسی ایران میگوید «این پدیده، از دوران انقلاب تا امروز، همواره یکی از پارامترهای اثرگذار در معادلات سیاسی بوده است»؛ با این حال، به باور وی، «خیابان در شرایط جدید شکل متفاوتی به خود گرفته و میتوان آن را در کنار میدان، دولت و دیپلماسی، یکی از اضلاع مؤثر در مربع قدرت ملی دانست. از این منظر، خیابان زمانی میتواند به تقویت قدرت ملی کمک کند که در امتداد سایر اضلاع و در جهت افزایش انسجام و همبستگی قرار گیرد». با چنین برداشتی است که این فعال سیاسی اصلاحطلب درباره هشدار قالیباف باور دارد که «مسئله اصلی دقیقا در همین نقطه نهفته است که اگر خیابان بهعنوان یکی از مؤلفههای قدرت ملی در خدمت تقویت سایر اضلاع قرار گیرد، میتواند به افزایش تابآوری کشور کمک کند؛ اما اگر گروهی تلاش کنند آن را در برابر میدان، دولت یا دیپلماسی قرار دهند، کارکرد آن از «انسجام» به «انشقاق» تغییر خواهد کرد». به تعبیر معاون سیاسی پیشین حزب ندای ایرانیان، «هشدار رئیس مجلس را باید از این منظر جدی گرفت، زیرا هیچ ظرفیت ملی نباید به ابزار یک جریان یا جناح خاص تبدیل شود».
علیرغم آنچه گفته شد، این چهره سیاسی درباره دیربودن هشدارهای قالیباف یا نگرانی درباره امکان مصادره کامل خیابان از سوی یک جریان سیاسی را چندان پررنگ نمیداند و دلیل آن را «تکثر» موجود در خیابان عنوان میکند. در همین باره، چمبر معتقد است «آنچه در تجمعات و حضورهای خیابانی مشاهده میشود، از نظر سیاسی و حتی اعتقادی متکثر است و همین تکثر میتواند مانعی در برابر تلاش هر جریان خاص برای ادعای مالکیت بر خیابان باشد». عضو کمیته تشکیلات حزب ندای ایرانیان در عین حال تأکید میکند که «این مسئله نباید موجب نادیدهگرفتن هشدارهایی از جنس هشدار قالیباف شود». چون از دیدگاه چمبر، «پتانسیل خیابان یک پتانسیل ملی است و باید مراقبت کرد که این ظرفیت در خدمت یک جریان سیاسی خاص قرار نگیرد».
این تحلیلگر سیاسی در ادامه، درباره احتمال قرارگرفتن خیابان در برابر سایر اضلاع قدرت نیز میگوید «اگر خیابان در مقابل میدان یا دیپلماسی قرار گیرد، اساسا فلسفه وجودی خود را زیر سؤال برده است». از نگاه او، «هشدار قالیباف دقیقا ناظر بر همین نقطه است؛ زیرا در شرایط جنگی، تقابل میان مؤلفههای قدرت ملی میتواند به جای تقویت تابآوری، به فرسایش آن منجر شود». چمبر در بخش دیگری از گفتوگویش با «شرق» به دشواری نمایندگی خیابان اشاره میکند و تأکید دارد «خیابان برخلاف نهادهایی که از مسیر انتخابات و سازوکارهای رسمی نمایندگی شکل میگیرند، نماینده مشخص و واحدی ندارد؛ بنابراین هر جریان سیاسی میتواند مدعی شود که سخنگوی خیابان است». از این حیث و به اعتقاد او، «همین فقدان نمایندگی روشن، یکی از نقاط آسیبپذیر خیابان در برابر مصادره سیاسی است». در نهایت، چمبر تصریح میکند «مسئله اصلی نه حذف خیابان از معادلات سیاسی، بلکه جلوگیری از تبدیل آن به ابزاری برای تقابل و انشقاق است؛ چراکه در شرایط حساس کنونی، هر ظرفیتی که بتواند به انسجام ملی کمک کند، نباید به میدان رقابتهای جناحی و پروژههای سیاسی تقلیل یابد».
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.
بازار تهران در قبضه تیشرت بنگال/ فیک هم باشد مردم میخرند

به گزارش خبر فوری، نه تنها در بازارهای شناخته شده پوشاک تهران مانند بازار تاریخی، عبدل آباد، نازی آباد، کوچه برلن و بازار پروانه بلکه در تمامی پاساژهای شناخته شده تهران و حتی در دست دستفروشها و غرفههای مترو به صورت انبوه میتوان پوشاک بنگلادشی را مشاهده کرد.
تیشرت، شلوار، لباس خانگی برای زنان و مردان و کودکان بر روی خود برچسب بنگلادشی دارد و همین نام به عنوان یک گزینه معتبر در خرید قلمداد میشود. ماجرا از کجا شروع شد؟
با رکود کارخانههای نساجی و کم فروغ بودن پوشاک داخلی، کیفیت پایین پارچه تولید داخل و از همه مهمتر بیپاسخ ماندن تقاضاها با محدود بودن طرح و رنگ تولیدات، قاچاق پوشاک مدتها است رواج دارد.
سه سال قبل عضو هیئت مدیره اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان پوشاک و نساجی کشور با اشاره به واردات غیرمجاز پوشاک ترک و بنگلادشی به کشور، به یکی از رسانهها گفت: این موضوع تهدیدی برای صنعت پوشاک است و این صنعت را با چالشهای بسیاری مواجه کرده است.
مجید افتخاری با اشاره به ورود پوشاک استوک از بنگلادش گفته بود: این واردات بدون ملاحظات بهداشتی و استاندارد انجام میشود و حتی قیمت تمام شده پوشاک بنگلادشی قاچاق به کشور از قیمتی که این کالا را از کشور بنگلادش خریداری کنید ارزانتر است.
موضوعی که در سالهای اخیر نه تنها کاهش نیافته بلکه با افزایش قابل توجه همراه بوده است. مردم برند اصل را نمیتوانند بخرند
یکی از شهروندان میگوید دلیل خرید اجناس بنگلادشی و ترک به خاطر این است که به برندهای دیگر دسترسی ندارند و وقتی میبینند این اجناس کیفیت بیشتر و قیمت مناسبتری دارند به تبع آن را ترجیح میدهند.
این اظهارات از آن رو مورد تایید است که برندهای خارجی در ایران نه اجازه فعالیت دارند و نه از مبادی قانونی میتوانند پوشاک خود را به ایران وارد کنند. به همین دلیل این خطه سرشار از توانمندی در کمال تأسف میزبان اجناس دست چندم کیفی برندهای خارجی است که در کشورهایی مانند بنگلادش تولید میشوند.
یکی از دلایل تشدید قاچاق پوشاک نیز محدودیتهای واردات بوده و به جای ورود پوشاک از مبادی رسمی، قاچاق به صورت مداوم و انبوه انجام میشود. قیمت تیشرت بنگالی ارزانتر است تا ایرانی
بنگلادش دومین کشور صادرکننده پوشاک جهان بعد از چین است. این کشور توانسته در 50 سال اخیر ورشکستی، فقر و قحطی خود را از طریق همین صنعت درمان کند. امروز بنگلادش به عنوان یک الگوی موفق کسب و کار در عرصه پوشاک شناخته میشود. درست زمانی که این کشور در فقر گرفتار بود، با فراخوان سرمایه گذاری خارجی، توجه برندهای پوشاک را به دلیل نیروی کار زیاد و ارزان خود جلب کرد. در این کشور 137 میلیون نفر زندگی میکنند و زنان سهم عمدهای در نیروی تولید پوشاک محسوب میشوند.
برندها متوجه این موضوع شدند که میتوانند هزینه تمام شده تولید را با نیروی کار ارزان کاهش داده و در نتیجه بازار خود را توسعه دهند. در حال حاضر برندهای مطرحی مثل H&M، Zara، Adidas، Nike بخشی از تولیدات خود را به کارخانههای این کشور سپردهاند. اما آیا خرید پوشاک خارجی با قیمت کمرشکن دلار در ایران و هزینه حمل و نقل صرف میکند؟
بررسی میدانی خبر فوری نشان میدهد قیمت پوشاک بنگلادشی به مراتب کمتر از ایرانی و کیفیت آن در بیشتر مواقع بهتر است. در کمال شگفتی به ندرت می توان برند ایرانی در بازار پوشاک دید. یکی از مغازه دارها میگوید برخی تولیدکنندههای داخلی مارک خارجی روی لباس میزنند تا بفروشد. استوک هم قابل قبول است
اما نکته تکان دهنده و تلخ ماجرا این است که بیشتر اجناس بنگلادشی یا استوک است یا فیک. در واقع به دلیل اینکه واردات رسمی لباس از مبدا بنگلادش در حجم محدود انجام میشود و اجناس استوک طبیعتا نباید در لیست واردات باشد، ایران مقصد اجناس استوک قاچاق است. اجناسی که تک سایز مانده و یا به فروش نرسیده و از فروشگاههای مختلف به ویژه کشورهای اروپایی جمع آوری شدهاند. در واقع لباس بنگلادشی که در دست دارید ممکن است یک دور، دور اروپا سفر کرده و در نهایت به دست شما رسیده باشد.مغازه دارها برخی اجناس با سایز بندی را هم به اسم بنگلادش به فروش میرسانند که چندان معتبر نیست و ممکن است صرفاً مارکی به آن دوخته شده باشد.
ایران در حال حاضر یکی از بازارهای اجناس دست چندمی یک کشور با اقتصادی است که در چند سال اخیر از قحطی و فقر مطلق مردم خود را نجات داد.
تولید ناخالص داخلی سرانه بنگلادش 2هزار و 625 دلار در سال ۲۰۲۴ و در مقابل تولید ناخالص داخلی سرانه ایران 5 هزار و 834 دلار در همین سال است. چطور با این توانمندی ما مصرف کننده استوک یک کشور در جنوب آسیا هستیم؟
ترامپ با توقف مذاکره دنبال خروج آبرومندانه

جوان آنلاین: با پایان مهلت دوماهه تفاهمنامه ایران و امریکا، ترامپ دستور توقف مذاکرات را صادر کرده است؛ اقدامی که هرچند با هدف فلج کردن اقتصاد ایران از طریق تداوم محاصره دریایی توجیه میشود، اما به نظر میرسد امریکا پس از ناکامی در دستیابی به اهداف خود از مسیر نظامی، قصد دارد با خرید زمان، راهی برای خروج از این بحران پیدا کند. با این حال، تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز، تلاش ترامپ را برای یک خروج آبرومندانه یا معرفی خود بهعنوان پیروز جنگ دشوارتر کرده است.
در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، پیش از این تهدید میکرد در صورت نرسیدن به توافق با ایران در مهلت دوماهه، حملات نظامی گستردهای را از سر خواهد گرفت - حملاتی که به ادعای او از زمان جنگ جهانی دوم بیسابقه خواهد بود -، اما با پایان مهلت تفاهمنامه اسلامآباد، اکنون همزمان هم گزینه نظامی را کنار گذاشته و هم مسیر دیپلماسی را.
در همین چارچوب، شبکه «سیانان» شامگاه سهشنبه به نقل از مقامات امریکایی گزارش داد که ترامپ به دستیاران خود دستور داده تمام مذاکرات با ایران متوقف شود. در این گزارش آمده است: «مقامات امریکایی به متحدان این کشور اطلاع دادند که در حال تغییر راهبرد خود از حملات نظامی و حرکت به سمت خفه کردن تدریجی اقتصاد ایران هستند». این منابع که نامشان فاش نشد، به سیانان گفتند: «ترامپ از تسلیم نشدن ایران در برابر خواستههایش ناراضی است و میخواهد منتظر بماند تا سران ایران تمایل مجددی برای رسیدن به توافقی که به دنبال آن است، نشان دهند». سیانان همچنین افزود که انتظار میرود تحریمهای شدیدی بهزودی علیه ایران اعمال شود. پیش از این نیز ترامپ در شبکه اجتماعی «تروثسوشال» نوشته بود: «هیچ گفتوگو یا مذاکرهای با ایران در جریان نیست و برنامهای برای آن وجود ندارد. محاصره دریایی به قوت خود باقی است». او البته عصر دیروز در پاسخ به این سؤال خبرنگار که آیا مذاکرات با ایران را از سر میگیرید، گفت که شاید در یک مقطع زمانی این کار را بکند.
ترامپ و برخی مقامات کاخ سفید بارها ادعا کردهاند که ترجیح میدهند اختلافات با ایران را از مسیر دیپلماسی حل کنند، اما توقف مذاکرات همزمان با عقبنشینی موقت از گزینه نظامی نشان میدهد که واشینگتن برنامه روشنی برای خروج از این بحران ندارد. ازاینرو، این گمانهزنی مطرح است که ترامپ روی فشار اقتصادی و ادامه محاصره برای کشاندن تهران به پای میز مذاکره و گرفتن امتیازات بیشتر حساب باز کرده است.
سیانان هم این مسئله را تأیید کرده و دیروز نوشت: «کاخ سفید با تغییر استراتژی از تلاش برای تحت فشار قرار دادن ایران در بازه کوتاهمدت فاصله گرفته و به سمت تلاش بلندمدتتر برای خفه کردن تهران از طریق فشار اقتصادی و نظامی مداوم حرکت میکند. به نظر میرسد هدف این راهبرد، افزایش فشار به مرور زمان است تا زمانی که ایران تمایل بیشتری به پذیرش شرایط ترامپ داشته باشد».
به نظر میرسد ترامپ با ادامه محاصره تلاش دارد برای خود زمان بخرد و راهی برای خروج آبرومندانه از وضعیتی پیدا کند که به نوشته واشینگتنپست، او را در یک «باتلاق» گرفتار کرده است. با این حال، عزم ایران برای حفظ کنترل بر تنگه هرمز و جلوگیری از عبور و مرور کشتیها میتواند محاسبات ترامپ را پیچیدهتر کند، چراکه ادامه این وضعیت، علاوه بر افزایش فشار بر امریکا، خسارتهای سنگینی به اقتصاد جهانی وارد خواهد کرد.
تنگه در دستان ایران
برخلاف ادعای ترامپ که گفته تنگه هرمز باز است و کنترل آن دست ارتش امریکاست، والاستریتژورنال دیروز در گزارشی با بیان اینکه تهران عملاً مسیر کشتیها در هرمز را تعیین میکند، نوشت: «آنچه امروز در تنگه هرمز دیده میشود، بیش از آنکه نشانه موفقیت محاصره امریکا باشد، محدودیت قدرت واشینگتن را در برابر توان ایران برای مختلکردن یکی از حیاتیترین شریانهای جهان نشان میدهد. ایران عملاً بر مسیر عبور کشتیها اثر گذاشته و امریکا میان پاسخ نظامی و خطر گسترش جنگ گرفتار شده است». رویترز نیز دیروز گزارش داد که حرکت کشتیها در تنگه هرمز همچنان با کاهش شدید روبهرو بوده، به طوری که طی روز سهشنبه تنها شش کشتی از این منطقه عبور کردهاند.
از آنجا که انتخابات کنگره در نوامبر برگزار میشود، هرگونه اشتباه محاسباتی ترامپ میتواند به زیان جمهوریخواهان و به سود دموکراتها تمام شود که برای تصاحب کرسیهای بیشتر در کنگره دندان تیز کردهاند و میتوانند از شکست دولت در برابر ایران علیه جمهوریخواهان استفاده کنند. ازاینرو، به نظر میرسد ترامپ دستکم تا زمان برگزاری انتخابات از تشدید مستقیم درگیری پرهیز کرده و به تنها اهرم فشار خود در این برهه یعنی محاصره دریایی اکتفا کند.
با این وجود، مقامات ارشد جمهوری اسلامی با تعیین شروط ششگانه هشدار دادهاند که تا زمانی که مطالبات ایران، بهویژه داراییهای بلوکهشده، آزاد نشود، تنگه هرمز را باز نخواهند کرد. ازاینرو، امیدواری ترامپ به موفقیت محاصره دریایی برای تحت فشار قرار دادن تهران با موانع و پیچیدگیهای جدی روبهروست، چراکه ایران نشان داده حاضر نیست در برابر فشار اقتصادی و محاصره دریایی از مطالبات خود عقبنشینی کند.
روزنامه فایننشالتایمز هم دیروز در گزارشی با بیان اینکه ایران برای هرگونه سناریویی آماده است، نوشت که اگر واشینگتن فشارها را تشدید کند، ایران ممکن است درگیری را فراتر از خاورمیانه گسترش دهد و احتمالاً داراییهای ایالات متحده را در بلغارستان و قبرس هدف قرار دهد. همچنین، به ادعای این روزنامه، ایران در نظر دارد کابلهای فیبر نوری زیر دریا را در تنگه هرمز مورد بررسی قرار دهد، زیرا مقامات تهران تجدید جنگ را اجتنابناپذیر میدانند و هشدار میدهند که حملات به زیرساختهای ایران میتواند باعث انتقامجویی علیه اهداف خارج از منطقه شود.
اکونومیست: ذخایر پاتریوت آمریکا کاهش یافت؛ اوکراین نگران شد

نشریه اکونومیست در گزارشی با اشاره به کمبود فزاینده موشکهای رهگیر برای سامانههای دفاع هوایی پاتریوت، نوشت: این موضوع باعث ایجاد وحشت در اوکراین و نگرانی سایر کشورهایی شده است که به این سلاح متکی هستند.
در گزارش اکونومیست آمده است که متحدان آمریکا نگران هستند که ذخایر موشکهای پاتریوت ایالات متحده به دلیل حملات تجاوزکارانه این کشور علیه ایران، به میزان قابل توجهی کاهش یافته باشد.
بر اساس این گزارش، تحویل سامانههای پاتریوت به سوئیس هفت سال به تعویق افتاده است و شرکت لاکهید مارتین به مشتریان خارجی خود هشدار داده است که نمیتواند برنامههای تحویل موشکهای رهگیر این سامانهها را تضمین کند.
این گزارش میافزاید: با نزدیک شدن به زمستان، اوکراین حداقل ۳۰۰ موشک رهگیر برای سامانههای پاتریوت خود درخواست کرده است اما برخی از کشورها از جمله آلمان، یونان، لهستان و اسپانیا که هنوز ذخایر قابل توجهی دارند، تمایلی به انتقال این موشکها به اوکراین ندارند.
در ادامه گزارش اکونومیست آمده است: بر اساس گزارش موسسه تحقیقات سیاست خارجی آمریکا، ایالات متحده و (رژیم) اسرائیل در چهار روز اول جنگ علیه ایران به طور متوسط روزانه ۲۲۵ موشک رهگیر پاتریوت استفاده کردهاند در حالی که شرکت لاکهید مارتین در کل سال ۲۰۲۵ فقط حدود ۶۲۰ فروند از این نوع موشک را تولید کرده بود.
به گزارش ایرنا، ولودیمیر زلنسکی رئیس جمهور اوکراین پیشتر از دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درخواست کرده بود تا یک محموله کمکهای پدافندی فوری شامل ۳۰۰ موشک پدافند هوایی پاتریوت برای کییف ارسال کند.
زلنسکی در مصاحبه با آکسیوس اعلام کرد که از ترامپ درخواست کرده است یک «بسته اضطراری زمستانی» شامل موشکهای رهگیر سامانه پدافند هوایی پاتریوت در اختیار اوکراین قرار دهد تا این کشور بتواند از حملات روسیه به زیرساختهای انرژی خود جلوگیری کند.
آکسیوس درباره دلیل این درخواست زلنسکی نوشت: ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت اوکراین تقریبا به پایان رسیده است و بدون این موشکها، این کشور قادر به مقابله با موشکهای بالستیک نیست. همین مساله باعث شد اوکراین نتواند حملات اخیر روسیه به کییف را دفع کند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد

قتل پدر، مادر و برادر همسر با اسلحه

رسانه ملت یا رسانه یک محفل؟ | آخرین خبر

مسجد را برای جوان میخواهیم یا جوان را برای مسجد؟!

انتصابات و تغییرات مدیریتی در قوه قضائیه

اوراق درآمدی؛ ابزار جدید برای شهرداریها

تگزاس؛ ایالت هفت تیرکشان، شمشیر را علیه جامعه مسلمانان از رو بست | آخرین خبر

۷ خوراکی مفید برای سلامت روده و دستگاه گوارش

