
چرخش ۱۸۰ درجهای کارشناس بی بی سی + ویدئو | اعتراف به فروپاشی ابهت آمریکا و دست بالای تهران!

دو مسیر در تنگه هرمز؛ نفتکشها از کدام مسیر عبور میکنند؟
صفحه اقتصاد -
با افزایش تنشها میان ایران و آمریکا، تردد دریایی در تنگه هرمز طی روزهای اخیر با تغییراتی همراه شده و برخی گزارشها از استفاده کشتیها از دو مسیر اصلی در این آبراه راهبردی حکایت دارد.
مسیر نخست، در بخش شمالی تنگه و نزدیک به سواحل ایران قرار دارد و از محدوده جزایر لارک و قشم عبور میکند. این مسیر به بنادر و پایانههای فراساحلی ایران منتهی میشود.
مسیر دوم در بخش جنوبی تنگه و نزدیکتر به سواحل عمان قرار گرفته و فاصله بیشتری از خط ساحلی ایران دارد. بر اساس گزارش منتشرشده، آمریکا بر استفاده کشتیهای تجاری از این مسیر تأکید کرده و برخی شناورها با همراهی نیروی دریایی آمریکا از آن عبور میکنند.
بر اساس دادههای کپلر، از اول تا ۱۹ آگوست، ۱۱۲ کشتی حامل نفت خام، گاز مایع نفتی (LPG) و گاز طبیعی مایعشده (LNG) از تنگه هرمز عبور کردهاند که از این میان، ۲۱ کشتی بهطور آشکار از مسیر نزدیک به ایران و تنها دو کشتی بهطور رسمی از مسیر عمان استفاده کردهاند.
در مجموع نیز از ۲۳۶ کشتی عبوری در این بازه، ۸۳ کشتی از مسیر قدیمی و مرکزی تنگه هرمز عبور کردهاند و مسیر ۱۴۸ کشتی دیگر نامشخص یا به اصطلاح «تاریک» گزارش شده است.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه تغییر در الگوی تردد کشتیها در این آبراه میتواند مورد توجه بازارهای جهانی نفت و انرژی قرار گیرد.
مطالعه بیشتر: ادعای آمریکا درباره شکست مذاکرات ایران و عمان/ هرمز به نقطه اختلاف واشنگتن و تهران تبدیل شد منبع: الجزیره اخبار مرتبط circle توقف دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز circle واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه به آلودگی دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز circle آخرین خبر از جنگ ایران و آمریکا امروز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ circle آخرین وضعیت تردد از مسیر آمریکایی تنگه هرمز پیشنهاد سردبیر circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟ circle سرپرست وزارت دفاع: اجازه تجاوز به کشورمان را نخواهیم داد circle رئیس ستادکل نیروهای مسلح: پاسخ ایران به تهدیدات نوین دشمن ویرانگر خواهد بود
تهدیدهای ترامپ علیه عمان؛ چرا مسقط دیگر واشنگتن را جدی نمیگیرد؟
صفحه سیاست-
سایت «المانیتور» در گزارشی اعلام کرد تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر حمله به عمان، موجب حیرت، تعجب و ناخرسندی در مسقط شده است؛ هرچند مقامهای عمانی تلاش دارند این تهدیدها را بیش از اندازه جدی نگیرند.
بر اساس این گزارش، مقامهای عمانی اعلام کردهاند که نخستین تهدید ترامپ برای بمباران این کشور برای آنها «شوکآور» بوده، اما تکرار چنین تهدیدهایی اکنون بیش از هر چیز با نارضایتی مواجه شده است.
یک منبع عمانی در اینباره گفته است که مقامهای مسقط «در واقع این موضوع را جدی نمیگیرند». یک دیپلمات عمانی نیز تأکید کرده است که این کشور بهتدریج به تکرار تهدیدهای ترامپ عادت کرده و بارها چنین اظهاراتی را شنیده است.
این واکنش نشان میدهد که تهدیدهای واشنگتن، دستکم در نگاه بخشی از محافل سیاسی عمان، دیگر الزاماً بهعنوان یک ابزار مؤثر برای تغییر رفتار مسقط تلقی نمیشود. واشنگتنپست؛ ترامپ از بنبست منطقهای خشمگین است
همزمان، روزنامه «واشنگتنپست» در تحلیلی، لحن اخیر ترامپ علیه عمان و برخی دیگر از شرکای آمریکا را نشانه افزایش خشم و سرخوردگی رئیسجمهور این کشور دانسته است.
بر اساس این تحلیل، ترامپ که در وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای واشنگتن با دشواری مواجه شده، به نظر میرسد بخشی از فشار و نارضایتی خود را متوجه شرکای منطقهای آمریکا کرده است.
تهدید علیه عمان در این چارچوب اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه مسقط طی سالهای گذشته یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی میان ایران و غرب بوده و در مقاطع مختلف برای کاهش تنشها و انتقال پیام میان طرفهای درگیر نقشآفرینی کرده است. تنگه هرمز؛ نقطه اصلی اختلاف
یکی از مهمترین محورهای این تحولات، مسئله تنگه هرمز است. تحلیلگران معتقدند نگرانی واشنگتن تنها به مواضع عمان محدود نمیشود، بلکه احتمال شکلگیری ترتیبات منطقهای برای مدیریت و بازگشایی تردد در تنگه هرمز بدون پذیرش کامل خواستههای آمریکا، یکی از عوامل افزایش فشارهای ترامپ است.
در چنین شرایطی، هرگونه توافق یا تفاهم میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس میتواند بخشی از محاسبات واشنگتن را تغییر دهد؛ زیرا آمریکا تلاش دارد مدیریت امنیت و تردد دریایی در منطقه را در چارچوب ترتیبات مورد نظر خود حفظ کند.
آلن ایر، دیپلمات پیشین آمریکا و عضو تیم مذاکرهکننده این کشور در مذاکرات منتهی به برجام، نیز در همین زمینه گفته است که اظهارات اخیر ترامپ نشاندهنده سرخوردگی او از ناتوانی در دستیابی به حداقل هدف خود، یعنی بازگشت رفتوآمد در تنگه هرمز به وضعیت عادی، است. چرا عمان برای آمریکا اهمیت دارد؟
اهمیت عمان برای واشنگتن تنها به موقعیت جغرافیایی این کشور محدود نیست. مسقط طی دهههای گذشته سیاست خارجی متفاوتی را در پیش گرفته و تلاش کرده است روابط خود را با طیفهای مختلف منطقهای و بینالمللی حفظ کند.
همین رویکرد باعث شده عمان در بسیاری از بحرانهای منطقهای به کانالی برای گفتوگو تبدیل شود. بنابراین فشار مستقیم بر مسقط میتواند با یک تناقض جدی روبهرو شود؛ آمریکا از یک سو به کانالهای ارتباطی عمان نیاز دارد و از سوی دیگر، تهدید این کشور میتواند ظرفیت میانجیگری و اعتماد متقابل را تضعیف کند.
از این منظر، تهدید علیه عمان ممکن است بیش از آنکه یک ابزار فشار مؤثر باشد، به محدود شدن یکی از مسیرهای دیپلماتیک واشنگتن در منطقه منجر شود. تهدید یا نشانه ضعف در برابر بنبست؟
نکته قابل توجه در تحولات اخیر، فاصله میان ادبیات تهدیدآمیز ترامپ و واقعیتهای میدانی و دیپلماتیک منطقه است. اگرچه واشنگتن همچنان از ابزارهای نظامی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است، اما تکرار تهدید علیه متحدان و شرکای منطقهای میتواند نشانه دشوارتر شدن مسیر دستیابی به اهداف آمریکا باشد.
در مقابل، واکنش عمان نیز نشان میدهد که کشورهای منطقه الزاماً حاضر نیستند سیاستهای خود را صرفاً بر اساس تهدیدهای واشنگتن تنظیم کنند. مسقط تلاش دارد ضمن حفظ روابط خود با آمریکا، کانالهای ارتباطی خود با ایران و دیگر بازیگران منطقهای را نیز حفظ کند. معادله جدید در خلیج فارس
مجموع این تحولات را میتوان نشانهای از تغییر در معادلات امنیتی خلیج فارس دانست؛ جایی که کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال مدیریت مستقیم بحرانها و حفظ کانالهای ارتباطی خود هستند.
در چنین شرایطی، تداوم تهدیدهای ترامپ علیه عمان ممکن است نتیجهای متفاوت با هدف اولیه واشنگتن داشته باشد. به جای وادار کردن مسقط به عقبنشینی، این رویکرد میتواند کشورهای منطقه را به سمت افزایش هماهنگی برای کاهش وابستگی به تصمیمات آمریکا سوق دهد.
از این منظر، مسئله اصلی تنها تهدید ترامپ علیه عمان نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که آیا واشنگتن همچنان قادر است با اتکا به فشار و تهدید، معادلات منطقهای را مطابق خواست خود شکل دهد یا آنکه کشورهای خلیج فارس به سمت ترتیبات مستقلتری برای مدیریت بحران، امنیت دریایی و مسئله تنگه هرمز حرکت خواهند کرد.
ترامپ میان جنگ و تحریم؛ چرا واشنگتن از بازگشت به درگیری نظامی با ایران پرهیز میکند؟
صفحه سیاست-
دولت آمریکا در هفتههای اخیر از تشدید فشار اقتصادی علیه ایران سخن گفته است؛ اما همزمان مقامهای آمریکایی بر این نکته تأکید دارند که استفاده گستردهتر از تحریمها میتواند نیاز به اقدام نظامی جدید را کاهش دهد.
از این منظر، انتخاب تحریم به جای حمله نظامی را میتوان بخشی از تلاش واشنگتن برای حفظ فشار بر تهران بدون باز کردن جبههای جدید دانست. جنگی که هزینههای آن برای آمریکا در میدان و داخل این کشور افزایش یافته و دست دولت ترامپ را برای تصمیمگیری محدودتر کرده است. ایران پیام واشنگتن را چگونه دریافت کرده است؟
یکی از نکات مهم تحلیل نیویورکتایمز، برداشت تهران از رفتار دولت ترامپ است. به گفته دنیس راس، ایران اکنون ترامپ را رئیسجمهوری میداند که تمایل چندانی به تشدید دوباره درگیری نظامی ندارد.
این برداشت میتواند یک پیامد مهم داشته باشد؛ اینکه تهران ممکن است سطح تهدیدپذیری خود را پایینتر ارزیابی کرده و در مقابل، آمادگی بیشتری برای اعمال فشار متقابل نشان دهد. در چنین شرایطی، تهدیدهای اقتصادی آمریکا لزوماً به معنای افزایش قدرت بازدارندگی واشنگتن نیست و حتی ممکن است از سوی ایران به عنوان نشانهای از محدود شدن گزینههای آمریکا تفسیر شود. هزینه جنگ برای آمریکا؛ از تلفات نظامی تا فشار بر اقتصاد
یکی از عوامل مهم در محاسبات واشنگتن، هزینههایی است که درگیری با ایران برای آمریکا ایجاد کرده است. افزایش قیمت بنزین، کشته شدن شماری از نظامیان آمریکایی، آسیب دیدن برخی پایگاههای این کشور در منطقه و کاهش ذخایر مهمات، بخشی از هزینههایی است که ادامه درگیری میتواند بر دوش دولت ترامپ بگذارد.
بنابراین، مسئله فقط تصمیمگیری درباره توانایی نظامی آمریکا نیست؛ بلکه بحث اصلی این است که آیا واشنگتن حاضر است هزینههای اقتصادی، نظامی و سیاسی یک جنگ طولانی دیگر را نیز بپردازد یا خیر. تنگه هرمز؛ اهرم فشاری که محاسبات آمریکا را تغییر داد
در این میان، نقش تنگه هرمز در معادلات جدید اهمیت ویژهای دارد. ایران با استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود در منطقه توانسته بخشی از هزینههای درگیری را به طرف مقابل منتقل کند.
اهمیت هرمز فقط به حوزه نظامی محدود نمیشود. هرگونه اختلال در مسیر انتقال انرژی میتواند مستقیماً بر بازار جهانی نفت و در ادامه بر قیمت سوخت در آمریکا اثر بگذارد. افزایش قیمت بنزین نیز برای دولت ترامپ یک مسئله سیاسی جدی محسوب میشود؛ زیرا فشار اقتصادی ناشی از جنگ میتواند به داخل آمریکا منتقل شود. چین؛ بزرگترین محدودیت برای جنگ اقتصادی ترامپ
یکی از دشوارترین بخشهای راهبرد تحریمی آمریکا، مسئله چین است. تشدید واقعی فشار اقتصادی بر ایران بدون هدف قرار دادن خریداران اصلی نفت ایران دشوار خواهد بود و چین در این میان جایگاه ویژهای دارد.
اما واشنگتن همزمان به دنبال مدیریت روابط خود با پکن است. بنابراین، اعمال فشار حداکثری بر صادرات نفت ایران میتواند آمریکا را وارد یک تقابل اقتصادی گستردهتر با چین کند؛ تقابلی که ترامپ در شرایط فعلی لزوماً خواهان آن نیست.
به همین دلیل، چین را میتوان یکی از مهمترین محدودیتهای راهبرد فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران دانست. واشنگتن نمیتواند بدون در نظر گرفتن واکنش پکن، تحریمهای نفتی علیه ایران را تا هر سطحی تشدید کند. دولت ترامپ در جستوجوی «گام بعدی»
مشکل دیگر آمریکا، نبود یک مسیر روشن برای مرحله بعدی بحران است. یکی از مذاکرهکنندگان پیشین آمریکا معتقد است دولت ترامپ در این بحران بیش از آنکه دارای یک راهبرد بلندمدت باشد، درگیر تصمیمگیری درباره گام بعدی است.
توصیف وضعیت به عنوان «بازی چکرز به جای شطرنج» نیز از همین منظر اهمیت دارد؛ واشنگتن ممکن است برای هر مرحله تصمیمی فوری اتخاذ کند، اما هنوز مشخص نیست این اقدامات چگونه باید به یک راهبرد پایدار برای پایان دادن به بحران منتهی شوند. ترامپ میان سه گزینه دشوار گرفتار شده است
در نهایت، دولت ترامپ با سه مسیر اصلی روبهروست؛ بازگشت به جنگ و پذیرش هزینههای سنگین آن، حرکت به سمت توافقی که احتمالاً مستلزم امتیازدهی است، یا ادامه فشار اقتصادی و تحریمها با هدف وادار کردن ایران به عقبنشینی.
مشکل اینجاست که هیچیک از این گزینهها تضمینکننده موفقیت نیست. بازگشت به جنگ میتواند هزینههای نظامی و اقتصادی سنگینی به آمریکا تحمیل کند، توافق نیازمند پذیرش امتیازاتی از سوی واشنگتن است و تحریم نیز در شرایطی که ایران راههای مقابله با فشار اقتصادی را توسعه داده و چین همچنان یک بازیگر کلیدی است، با محدودیتهایی جدی روبهروست. تحریم به جای جنگ؛ نشانه قدرت یا محدودیت آمریکا؟
برآیند تحلیل نیویورکتایمز این است که تهدیدهای اقتصادی اخیر ترامپ را نباید صرفاً نشانه قدرت مطلق واشنگتن دانست. بازگشت به تحریمها میتواند همزمان نشانه تلاش آمریکا برای حفظ اهرم فشار و پرهیز از ورود مجدد به جنگ باشد.
در واقع، واشنگتن اکنون باید میان افزایش فشار و جلوگیری از تبدیل بحران به یک جنگ فراگیر تعادل برقرار کند. همین تناقض، فضای تصمیمگیری دولت ترامپ را پیچیده کرده است؛ زیرا هرچه فشار اقتصادی بیشتر شود، احتمال واکنش متقابل ایران و درگیر شدن آمریکا با پیامدهای منطقهای آن نیز افزایش مییابد.
از این منظر، «جنگ اقتصادی» ممکن است برای ترامپ راهی برای ادامه فشار بر ایران بدون ورود مستقیم به میدان نظامی باشد؛ اما اینکه این راهبرد بتواند تهران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند، همچنان یک پرسش باز است. مهمتر اینکه اگر فشار اقتصادی نتواند نتیجه مورد انتظار آمریکا را ایجاد کند، گزینه بعدی ترامپ چه خواهد بود؛ پرسشی که به نظر میرسد هنوز پاسخ روشنی در واشنگتن ندارد.

روانبخش: طرح خروج از NPT در مجلس ارائه شده و در حال پیگیری است

هشدار جیپیمورگان نسبت به سقوط بازارها در پائیز | هوش مصنوعی یادآور سال ۲۰۰۰ است؟

شاید یک برنز در انتظار ایران؛ خاطری به ردهبندی جوانان جهان رسید

افزایش اجارهبها بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد شد - سرمایه و بورس

هدف از طرح های بنزینی، افزایش درآمد دولت است/ اول جلو قاچاق بنزین را بگیرید/ چرا خودرو کم مصرف تولید یا وارد نمی شود؟!

