
ایران ۱۰۰۰ متر زمین در مریخ دارد! | ببینید

آیتالله مروی: شجاعت مبارزاتی، فکری و علمی، شاخصه بارز رهبر شهید است
به گزارش شهرآرانیوز؛ آیت الله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، در همایش «جایگاه و کارکرد علوم اسلامی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی»، با اشاره به ویژگیهای علمی و شخصیتی رهبر شهید انقلاب اسلامی، اظهارکرد: ایشان حقیقتاً یک استثنا بودند؛ همانگونه که امام راحل نیز، شخصیتی استثنایی داشتند.
وی، افزود: اگر رهبر شهید انقلاب اسلامی مسئولیت رهبری و حتی جایگاه ولایتفقیه را نیز بر عهده نمیگرفتند، قطعاً به عالمی بزرگ و برجسته تبدیل میشدند؛ چراکه از ویژگیهای علمی و شخصیتی ممتازی، برخوردار بودند.
در ادامه حتما ببینید ویدئو | جزء از کل | روایتی کوتاه از ساعات پایانی انتظار برای تشییع پیکر آقای شهید ایران در مشهد مقدس استعدادی که با تلاش علمی شکوفا شد
تولیت آستان قدس رضوی با اشاره به ویژگیهای ذاتی رهبر شهید انقلاب اسلامی، استعداد بسیار بالا، هوش سرشار و حافظه قوی را از جمله برجستگیهای ایشان برشمرد و گفت: این ویژگیها گاهی بهاندازهای بود که انسان از شدت شگفتی در برابر آن، به حیرت میافتاد.
آیتالله مروی در ادامه، بخشی دیگر از ویژگیهای رهبر شهید را اکتسابی دانست و تصریح کرد: این خصوصیات میتواند برای طلاب جوان الگو باشد؛ چراکه بخشی از برجستگیهای علمی و شخصیتی انسان، محصول تلاش، تمرین و مجاهدت است.
وی با تأکید بر اهتمام ویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی به مطالعه، اظهار کرد: ایشان بسیار اهل مطالعه بودند و هیچ فرصتی را برای مطالعه، از دست نمیدادند.
تولیت آستان قدس رضوی، ادامه داد: رهبر شهید انقلاب اسلامی کتابها و مجلات بسیاری مطالعه میکردند و از سرعت مطالعه بالایی نیز برخوردار بودند. کتابهای متعددی نیز از سوی نویسندگان و ناشران، برای ایشان ارسال و اهدا میشد. از درس حوزه تا محافل ادبی
آیتالله مروی، ارتباط گسترده با طیفهای مختلف علمی و فرهنگی را از دیگر ویژگیهای برجسته رهبر شهید انقلاب اسلامی دانست و گفت: ایشان از دوران جوانی ارتباط خود را با جریانهای مختلف علمی، ادبی و فرهنگی، حفظ کرده بودند.
وی، افزود: رهبر شهید انقلاب اسلامی در درس استادانی همچون شیخ هاشم قزوینی، شیخ مجتبی قزوینی و آیتالله میلانی شرکت میکردند، اما ارتباط ایشان به فضای حوزه محدود نبود و در جلسات انجمنهای ادبی و محافل شاعران، نویسندگان و اصحاب قلم نیز، حضور داشتند.
تولیت آستان قدس رضوی با اشاره به حضور رهبر شهید در جلسات ادبی پرویز خرسند و دیگر ادیبان، این ویژگی را نشانهای از گستره ارتباطات علمی و فرهنگی ایشان دانست. شجاعت علمی؛ از ترجمه سید قطب تا مبارزه با آمریکا
آیتالله مروی، شجاعت در بیان مسائل علمی و آنچه را انسان به آن میرسد، از دیگر ویژگیهای رهبر شهید انقلاب اسلامی عنوان کرد و گفت: ایشان در عرصه علمی و تحقیقی بسیار شجاع بودند و هرجا به نتیجهای میرسیدند، با شجاعت، آن را مطرح میکردند.
وی ترجمه آثار سید قطب را نمونهای از این شجاعت علمی و فکری دانست و افزود: ترجمه کتاب سید قطب در آن زمان، کاری بسیار شجاعانه و جسورانه بود.
تولیت آستان قدس رضوی، خاطرنشان کرد: همین روحیه شجاعت در عرصه مبارزه و رهبری نیز در شخصیت ایشان وجود داشت؛ یک روز در عرصه مبارزه با آمریکا و روز دیگر در عرصه علمی و ترجمه یک کتاب، این خصلت خود را، نشان میداد. افق دیدی که به جهان میاندیشید
آیتالله مروی، بلندنگری و برخورداری از افق دید وسیع را از دیگر ویژگیهای رهبر شهید انقلاب اسلامی برشمرد و اظهار کرد: خاطراتی که ایشان در جلسات مختلف نقل میکردند، نشاندهنده نگاه عمیق و بلندایشان به مسائل بود.
وی، ادامه داد: رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره بر این نگاه تأکید داشتند که باید پرچم اسلام را در جهان به اهتزاز درآورد؛ آن هم در شرایطی که دنیای کفر و الحاد گسترده بود. جامعنگری در حوزه علم و دین
تولیت آستان قدس رضوی همچنین جامعنگری را از ویژگیهای برجسته رهبر شهید انقلاب اسلامی دانست و گفت: ایشان گرفتار تعصب و نگاههای غیرمنطقی و ایستا نبودند و مسائل را با نگاهی جامع و عمیق بررسی میکردند.
آیتالله مروی با اشاره به اهتمام رهبر شهید به تدریس فلسفه در حوزههای علمیه افزود: برخی از بزرگان نسبت به تدریس فلسفه در حوزه انتقاد داشتند و این انتقادات را بهصورت شفاهی و کتبی به ایشان منتقل میکردند، اما رهبر شهید با نگاه جامع و عمیقی که داشتند، به این نتیجه رسیده بودند که فلسفه برای حوزههای علمیه، ضرورت دارد.
وی در پایان، تأکید کرد: مجموعه این برجستگیهای ذاتی و اکتسابی بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی را حقیقتاً به مردی بزرگ، عالمی جلیلالقدر و شخصیتی استثنایی تبدیل کرد.
در ادامه حتما ببینید ویدئو | جلسات روضهی خصوصی عزاداری امام حسن عسکری(ع) در بیت رهبر شهید ایران
بازخوانی نظام هنجاری انطباقی در اندیشه ملاعبدالله بهابادی یزدی
به گزارش ایلنا، آیتالله شیخ احمد مبلغی، استاد خارج فقه و اصول، در بیاناتی درباره روششناسی استنباط در حاشیه ملاعبدالله بهابادی یزدی بر کتاب «إرشاد الأذهان»، به تشریح الگویی منسجم از مواجهه با نصوص و تعارضهای ظاهری پرداخت.
مبلغی گفت: «بررسی این اثر نشان میدهد که روش بهابادی صرفاً شرح و توضیح متون فقهی نیست؛ بلکه در آن، نوعی سازماندهی مرحلهمندِ فرایند استنباط و تنظیم روابط میان ادله مشاهده میشود.»
وی در ادامه تأکید کرد: «فرایند استنباط در اثر بهابادی از مسیر مشخصی عبور میکند؛ دریافت اخبار و نصوص، تشخیص تعارض ظاهری، ارائه وجوه جمع و حمل، تفکیک فروض، تعلیل حکم، تطبیق قواعد کلی بر مسائل جزئی و در نهایت ترجیح وجه اقرب.»
مدیریت تعارض میان اخبار
آیتالله مبلغی، یکی از محورهای برجسته این روش را چگونگی مواجهه با اخبار ظاهراً متعارض برشمرد و گفت: «بهابادی در مواردی به جای کنار گذاشتن یکی از اخبار، چند شیوه برای جمع میان آنها پیشنهاد میکند و هر روایت را بر وضعیت یا موضوعی خاص حمل مینماید.»
وی ادامه داد: «در جلد دوم اثر، عبارتهایی مانند «یمکن الجمع بین هذه الأخبار بوجهین» و «ویحمل الأخبار الباقیة» به کار رفته است و پس از طرح چند احتمال، یکی از وجوه با تعبیر «والحمل الأول کأنه أقرب» ترجیح داده میشود.»
مبلغی افزود: «تعارض در این روش، پایان فرایند استنباط نیست؛ بلکه مرحلهای برای بازسازی نسبت میان ادله و دستیابی به قرائتی هماهنگتر است. از این منظر، جمع میان اخبار، صرفاً یک راهحل موردی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تنظیم و ساماندهی ادله به شمار میآید.»
تفکیک فروض و تعیین مرزهای حکم
مبلغی درباره شیوه تفکیک فروض در این اثر گفت: «بررسی جلد نخست نشان میدهد که بهابادی برای رسیدن به حکم، وضعیتهای مختلف مسئله را از یکدیگر تفکیک میکند. حکم بهصورت کلی و بدون توجه به شرایط موضوع صادر نمیشود؛ بلکه سن، زمان، مقدار، وضعیت مکلف و حدود موضوع در تعیین نتیجه دخالت داده میشود.»
وی به نمونههایی از این صورتبندی اشاره کرد و افزود: «عبارتهایی مانند “فإن اشتبه”، “وما قبل التسع”، “وما بعد الیأس” و “إذا تجاوز الدم العشرة” نمونههایی از همین شیوهاند. همچنین در عبارتی آمده است: “ولو رأت العادة والطرفین أو أحدهما ولم یتجاوز العشرة فالجمیع حیض وإلا فالعدة”.»
آیتالله مبلغی در تحلیل این ساختار گفت: «ساختار این عبارت بر تفکیک روشن دو وضعیت استوار است؛ اگر شرط مشخصی تحقق یابد و از حد معین تجاوز نشود، یک حکم جاری است و در صورت تحقق نیافتن شرط، حکم دیگری اعمال میشود. یکی از ویژگیهای روش بهابادی، تعیین دقیق قلمرو هر حکم و جلوگیری از تعمیم شتابزده آن به همه وضعیتهاست.»
تعلیل و پیوند حکم با مبنای آن
مبلغی درباره تعلیل احکام در این اثر اظهار داشت: «در بخشهایی از اثر، حکم فقهی با توضیح علت یا مبنای آن همراه میشود. برای نمونه، تفاوت وضعیت جسمانی مکلف منشأ تفاوت در کیفیت تحقق موضوع دانسته شده است.»
وی افزود: «در این اثر آمده است: “لأن الرجل إذا کان صحیحاً جاء الماء بدفقة قویة؛ وإن کان مریضاً لم یجیء إلا بعد…”. نمونه روشنتر در عبارتی دیگر دیده میشود: “وأما وجوب الوضوء؛ فلأن الحدث المتخلل لابد له من رافع، إما الغسل أو الوضوء، والأول منتف؛ لتقدم بعضه، فتتعین الثانی.
آیتالله مبلغی در تحلیل این استدلال گفت: «در این استدلال، ابتدا اصل نیاز به برطرفکننده برای حدث مطرح میشود؛ سپس دو گزینه یعنی غسل و وضو بررسی میگردند. با منتفی دانستن غسل در فرض مورد بحث، وضو بهعنوان نتیجه متعیّن معرفی میشود. استنباط در این اثر تنها بر نقل حکم متوقف نمیماند، بلکه تلاش میشود رابطه میان موضوع، علت و نتیجه نیز روشن شود.»
قواعد کلی و تطبیق آنها بر مسائل جزئی
مبلغی درباره بهکارگیری قواعد کلی در این اثر گفت: «از دیگر ویژگیهای قابل مشاهده، استفاده از قواعد کلی برای حل مسائل جزئی است. برای نمونه، قاعده “لا تنقض الیقین بالشک” در تحلیل یک مسئله فقهی به کار گرفته شده است. همچنین قاعده “کل دم یمکن أن یکون حیضاً فهو حیض” با قیود و شرایط مختلف همراه میشود و در پرتو عواملی مانند سن، یائسگی، حداقل طهر، حداکثر حیض و نفاس بررسی میگردد.»
وی تأکید کرد: «این شیوه نشان میدهد که قاعده کلی بهصورت منفصل از موضوع به کار نمیرود؛ بلکه در فرایند تطبیق، شرایط و موانع نیز مورد توجه قرار میگیرد. از این جهت، روش بهابادی میان قاعده عام و وضعیت خاص، رابطهای پویا برقرار میکند.»
ترجیح وجه اقرب و مدیریت عدم قطعیت
آیتالله مبلغی در بخش دیگری از بیاناتشان گفتند: «در مواردی که چند احتمال برای تفسیر یا جمع میان اخبار وجود دارد، بهابادی با عرضه وجوه گوناگون به یک احتمال بسنده نمیکند. کاربرد تعابیری مانند “یمکن حملها”، “أو على نفی الوجوب” و “والحمل الأول کأنه أقرب” نشان میدهد که فرایند استنباط در برخی موارد با درجاتی از احتمال و ترجیح همراه است.»
مبلغی افزود: «“اقربیت” در این چارچوب به معنای ترجیح روشمند یک برداشت بر برداشتهای دیگر است، نه لزوماً ادعای قطعیت مطلق. فقیه در شرایطی که با نصوص ظنی یا چند احتمال تفسیری روبهروست، با مقایسه وجوه مختلف، قابلاعتمادترین وجه را انتخاب میکند.»
نسبت عقل و نقل در فرایند استنباط
مبلغی درباره رابطه عقل و نقل گفت: «در صفحات بررسیشده، بحث مستقلی با عنوان “عقل و نقل” مشاهده نشد؛ اما نسبت میان این دو در سطح عملی استنباط قابل پیگیری است. نصوص، اخبار، عمومات و قواعد، مواد اولیه استنباط را فراهم میکنند و عقل استنباطی وظیفه تنظیم و تحلیل آنها را بر عهده میگیرد.»
وی ادامه داد: «این نقش تحلیلی در اقداماتی مانند جمع میان اخبار، تفکیک فروض، تعلیل احکام، تطبیق قواعد کلی و ترجیح وجه اقرب آشکار میشود. روش بهابادی بر حذف یکی از دو عنصر عقل یا نقل استوار نیست؛ بلکه عقل در خدمت فهم، تنظیم و کاربست دقیقتر نقل قرار میگیرد.»
از شرح متن تا سازماندهی استدلال
آیتالله مبلغی در جمعبندی بخش نخست بیانات خویش گفت: «مجموع این شواهد، تصویری فراتر از یک شرح ساده متنی ارائه میدهد. شارح با مجموعهای از عملیات استدلالی روبهروست؛ تشخیص موضوع، تفکیک حالات، تحلیل تعارض، کشف نسبت میان ادله، توضیح علت حکم و انتخاب وجه برتر.»
مبلغی تأکید کرد: «از همین رو میتوان روش مشاهدهشده را نوعی معماری معرفت در فرایند استنباط دانست؛ معماریای که در آن هر دلیل در ارتباط با دلایل دیگر و هر حکم در نسبت با موضوع، شرط و مبنای خود فهم میشود.»
ظرفیتهای علمی
مبلغی در پایان با اشاره به ظرفیتهای این روش برای مطالعات معاصر گفت: «بر پایه شواهد موجود، این روش میتواند بهعنوان الگویی برای فهم پویایی دانش فقهی در مطالعات معاصر بررسی شود. چنین الگویی نشان میدهد که چگونه یک نظام معرفتی، ضمن وفاداری به نصوص، از طریق تحلیل، تفکیک، تعلیل و ترجیح، خود را با پیچیدگیهای موضوعات و وضعیتهای مختلف هماهنگ میکند.»
آیتالله مبلغی تأکید کرد: «بررسی حاشیه ملاعبدالله بهابادی یزدی بر إرشاد الأذهان نشان میدهد که روش او بر عناصری بههمپیوسته استوار است؛ مدیریت تعارض میان اخبار، تفکیک دقیق فروض، تعلیل احکام، تطبیق قواعد کلی و ترجیح وجه اقرب. این عناصر، تصویری از یک نظام هنجاری انطباقی ارائه میکنند؛ نظامی که در آن، استنباط از نقل حکم فراتر میرود و به فرایندی سازمانیافته برای فهم، ارزیابی و تطبیق ادله تبدیل میشود.»
انتهای پیام/
از سامرای محاصرهشده تا عصر غیبت/روایت راهبرد امام عسکری(ع) برای شیعه
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ امروز سالروز شهادت امام عسکری علیه السلام است. دوران امامت امام حسن عسکری(ع) یکی از حساسترین مقاطع تاریخ تشیع به شمار میرود؛ دورهای که آن حضرت در شرایطی تحت نظارت و فشار شدید حکومت عباسی قرار داشتند و همزمان با پاسخگویی به شبهات اعتقادی، حفظ ارتباط با شیعیان، تقویت شبکه وکالت و تبیین جایگاه امامت، جامعه شیعه را برای ورود به دوران غیبت حضرت ولیعصر(عج) آماده کردند؛ در همین زمینه، با حجتالاسلام حسنلو، استاد حوزه، گفتگویی انجام دادهایم.
*با توجه به شرایط سیاسی و امنیتی عصر امام حسن عسکری(ع)، مهمترین ویژگیهای دوران امامت ایشان چه بود؟
دوران امامت امام حسن عسکری(ع) یکی از حساسترین و دشوارترین مقاطع تاریخ تشیع به شمار میآید. ایشان در سال ۲۵۴ هجری قمری، پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام هادی(ع)، عهدهدار مقام امامت شدند و تا سال ۲۶۰ هجری، حدود شش سال، هدایت جامعه شیعه را بر عهده داشتند. کوتاهی این دوره هرگز به معنای کماثری آن نیست؛ بلکه امام(ع) در همین زمان محدود، نقشی سرنوشتساز در تثبیت مبانی اعتقادی شیعه و آمادهسازی پیروان برای دوران غیبت ایفا کردند.
ویژگی برجسته این عصر، حاکمیت فشار و مراقبت دائمی حکومت عباسی بود. امام حسن عسکری(ع) به اجبار در شهر سامرا، که مرکز نظامی و سیاسی خلافت عباسی محسوب میشد، زندگی میکردند. عنوان عسکری نیز از همین اقامت اجباری در منطقه نظامینشین عسکر گرفته شده است. حضور امام در چنین محیطی نشان میدهد که حکومت، فعالیتهای ایشان و ارتباطشان با شیعیان را بهصورت جدی زیر نظر داشت.
از سوی دیگر، دوره امامت ایشان با گسترش جغرافیایی و فکری شیعه همراه بود. پیروان اهلبیت(ع) تنها در مدینه و عراق حضور نداشتند، بلکه در شهرهایی چون قم، ری، نیشابور، کوفه، بغداد، اهواز و مناطق دیگر نیز اجتماعات شیعی شکل گرفته بود. اداره این مجموعه گسترده، در شرایطی که ارتباط مستقیم با امام دشوار بود، نیازمند تدبیر، سازماندهی و بهرهگیری از نمایندگان مورد اعتماد بود.
امام حسن عسکری(ع) در کنار مقابله با فشارهای سیاسی، با مسائل فکری و اعتقادی نیز مواجه بودند. در آن دوره، فرقهها و جریانهای مختلف با طرح شبهات درباره امامت، قرآن، صفات الهی و دیگر مباحث کلامی، فضای فکری جامعه را تحت تأثیر قرار میدادند. امام(ع) با پاسخهای علمی، تربیت شاگردان و هدایت فکری شیعیان، از مرزهای اعتقادی جامعه اسلامی و بهویژه شیعه پاسداری میکردند.
مهمترین ویژگی دوره امام حسن عسکری(ع) را باید در نقش زمینهساز ایشان برای غیبت حضرت مهدی(عج) دانست. شیعیان در طول تاریخ به حضور آشکار امامان خود عادت داشتند، اما شرایط آینده اقتضا میکرد که جامعه برای ارتباط غیرمستقیم با امام آماده شود. امام حسن عسکری(ع) با کاهش ارتباطات علنی، تقویت شبکه وکالت و معرفی فرزند خویش به اصحاب خاص، جامعه شیعه را برای ورود به مرحلهای جدید در تاریخ امامت آماده کردند.
*حکومت عباسی چرا امام حسن عسکری(ع) را تحت نظارت و محدودیت شدید قرار داده بود و این فشارها چه هدفی را دنبال میکرد؟
حکومت عباسی بهخوبی از جایگاه اجتماعی و معنوی امام حسن عسکری(ع) آگاه بود. اگرچه خلفای عباسی در ظاهر قدرت سیاسی و نظامی را در اختیار داشتند، اما مشروعیت دینی و محبوبیت حقیقی در میان گروهی گسترده از مسلمانان، بهویژه شیعیان، متعلق به خاندان پیامبر(ص) بود. امام حسن عسکری(ع) به عنوان فرزند امام هادی(ع) و ادامهدهنده خط امامت، کانون امید و مراجعه مردم به شمار میرفتند.
یکی از مهمترین دلایل حساسیت عباسیان، روایات فراوانی بود که از تولد مهدی موعود(عج) از نسل امام حسن عسکری(ع) خبر میداد. این روایات تنها در میان شیعیان مطرح نبود، بلکه اصل اندیشه ظهور مصلحی از خاندان پیامبر(ص) در جامعه اسلامی شهرت داشت. خلفای عباسی بیم داشتند فرزندی از امام عسکری(ع) پدید آید که مشروعیت حکومتهای ستمگر را به چالش بکشد و محور حرکتهای عدالتخواهانه قرار گیرد.
به همین دلیل، امام حسن عسکری(ع) در سامرا تحت مراقبت شدید قرار داشتند و دستگاه خلافت، رفتوآمد شیعیان و یاران ایشان را کنترل میکرد. گاه امام(ع) را به حضور در دربار یا مراکز حکومتی فرا میخواندند تا از نزدیک بر رفتار و ارتباطات ایشان نظارت داشته باشند. این نظارتها فقط جنبه امنیتی نداشت، بلکه تلاشی برای محدودکردن مرجعیت دینی و نفوذ اجتماعی امام نیز بود.
حکومت عباسی همچنین میکوشید امام را از پایگاه مردمی خود جدا کند. آنان تصور میکردند اگر ارتباط امام با مردم قطع یا بسیار دشوار شود، جریان تشیع تضعیف خواهد شد. اما امام حسن عسکری(ع) با تدابیر دقیق، ارتباط فکری، مالی و سازمانی خود را با شیعیان حفظ کردند و اجازه ندادند محدودیتهای ظاهری، مسیر هدایت جامعه را مسدود کند.
فشارهای عباسیان در نهایت به شهادت امام حسن عسکری(ع) انجامید. منابع تاریخی شیعه بر این باورند که ایشان در سال ۲۶۰ هجری قمری بهدست حکومت عباسی مسموم و به شهادت رسیدند. با این حال، دستگاه خلافت به هدف اصلی خود دست نیافت؛ زیرا نهتنها جریان امامت از میان نرفت، بلکه با آغاز امامت حضرت مهدی(عج)، مرحله تازهای از استمرار ولایت و رهبری الهی در تاریخ شیعه شکل گرفت.
*امام حسن عسکری(ع) چگونه در جو اختناق و زندگی در حصر نظامیان سامرا، ارتباط خود را با شیعیان و پیروان اهلبیت(ع) حفظ میکردند؟
امام حسن عسکری(ع) در شرایطی زندگی میکردند که ارتباط آزادانه مردم با ایشان ممکن نبود. مأموران عباسی، خانه امام، رفتوآمدها و ملاقاتکنندگان را زیر نظر داشتند و هرگونه اجتماع پیرامون ایشان میتوانست حساسیت حکومت را برانگیزد. ازاینرو، امام(ع) برای حفظ جان شیعیان و تداوم هدایت جامعه، شیوهای حکیمانه، محتاطانه و سازمانیافته را در پیش گرفتند.
یکی از مهمترین ابزارهای ارتباطی امام(ع)، نامهنگاری بود. امام حسن عسکری(ع) از طریق نامه، پاسخ مسائل شرعی و اعتقادی شیعیان را ارسال میکردند، نمایندگان خود را راهنمایی میفرمودند و در موارد لازم، مسائل مهم جامعه را تبیین میکردند. این نامهها افزون بر نقش علمی و فقهی، نشانهای از پیوند مستمر امام با جامعه شیعی در شهرهای مختلف بود.
شبکه وکالت نیز در این دوران نقش بسیار مهمی داشت. امام(ع) افرادی امین، آگاه و مورد اعتماد را به عنوان نماینده یا وکیل در مناطق گوناگون تعیین میکردند تا مسائل مردم را پیگیری کنند، وجوهات شرعی را دریافت و منتقل سازند و پاسخ پرسشهای آنان را بر اساس رهنمودهای امام ارائه دهند. این شبکه، ارتباط شیعیان با امام را از حالت فردی و پراکنده خارج و به یک ساختار منسجم تبدیل کرد.
امام حسن عسکری(ع) همچنین برای حفظ امنیت شیعیان، اصل تقیه و پرهیز از رفتارهای تحریکآمیز را مورد توجه قرار میدادند. تقیه در اینجا به معنای کنارگذاشتن عقیده نبود، بلکه روشی عقلانی برای حفظ جان، کرامت و توان فرهنگی جامعه شیعه در برابر حکومتی سرکوبگر به شمار میرفت. امام(ع) میکوشیدند شیعیان در عین وفاداری به اعتقادات خود، بهانهای برای آسیبرساندن دشمن به دیگر مؤمنان فراهم نکنند.
با وجود همه محدودیتها، شخصیت معنوی و علمی امام حسن عسکری(ع) چنان اثرگذار بود که حتی برخی از مخالفان و کارگزاران حکومتی نیز تحت تأثیر اخلاق و جایگاه ایشان قرار میگرفتند. گزارشهای تاریخی نشان میدهد که مردم در فرصتهای محدود، برای حل مشکلات علمی، اخلاقی و اجتماعی خود به امام مراجعه میکردند. بنابراین، حکومت توانست ارتباط ظاهری را محدود کند، اما نتوانست پیوند قلبی و اعتقادی مردم با امام(ع) را از میان ببرد.
*نقش شبکه وکالت در دوران امام حسن عسکری(ع) چه بود و این شبکه چگونه زمینهساز ارتباط شیعیان با امام شد؟
شبکه وکالت، مجموعهای از نمایندگان مورد اعتماد امامان شیعه بود که در شهرها و مناطق مختلف، وظیفه ارتباط میان امام و شیعیان را بر عهده داشتند. این شبکه از دوران امامان پیشین شکل گرفته بود، اما در عصر امام حسن عسکری(ع) به دلیل شدت فشارهای سیاسی و محدودیتهای ارتباطی، اهمیت بیشتری یافت. در واقع، شبکه وکالت راهی برای استمرار رهبری دینی شیعیان در شرایطی بود که دسترسی مستقیم به امام بسیار دشوار شده بود.
وکیلان امام وظایف متعددی داشتند. آنان پرسشهای دینی و اعتقادی مردم را دریافت میکردند و برای پاسخ به امام یا نمایندگان نزدیک ایشان منتقل میساختند. همچنین وجوهات شرعی، نذورات و کمکهای مالی شیعیان را جمعآوری میکردند تا در مسیر درست و مطابق نظر امام مصرف شود. این مسئله موجب میشد نیازهای مالی و اجتماعی جامعه شیعه نیز در حد امکان سامان یابد.
نکته مهم در شبکه وکالت، انتخاب افراد امین و دارای صلاحیت بود. در فضایی که دستگاه عباسی همواره در پی نفوذ، شناسایی یاران امام و ایجاد اختلاف بود، هر کسی نمیتوانست عهدهدار چنین مسئولیتی شود. امام حسن عسکری(ع) با معرفی و تأیید چهرههای مورد اعتماد، از شیعیان میخواستند در امور خود به آنان مراجعه کنند و فریب مدعیان دروغین را نخورند.
این شبکه علاوه بر کارکرد ارتباطی، نقشی اساسی در حفظ انسجام اعتقادی شیعیان داشت. در آن روزگار، برخی افراد سودجو یا جریانهای منحرف تلاش میکردند با ادعاهای نادرست، در میان پیروان اهلبیت(ع) اختلاف ایجاد کنند. وکیلان مورد تأیید امام، مرجع تشخیص و انتقال آموزههای صحیح بودند و به شیعیان کمک میکردند تا در برابر شبههها، اختلافها و ادعاهای انحرافی مصون بمانند.
اهمیت تاریخی شبکه وکالت در آن است که زمینه را برای دوره غیبت صغری فراهم کرد. پس از شهادت امام حسن عسکری(ع)، شیعیان باید بهتدریج شیوه ارتباط با امام غایب را از طریق نائبان خاص میآموختند. تجربه مراجعه به نمایندگان امام در عصر امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع)، جامعه شیعه را برای پذیرش این سازوکار آماده کرد و مانع از گسست ارتباط دینی و سازمانی میان امام و پیروان شد.
*یکی از مهمترین مأموریتهای امام حسن عسکری(ع) آمادهسازی جامعه شیعه برای دوران غیبت بود؛ این آمادهسازی با چه روشهایی انجام گرفت؟
آمادهسازی شیعیان برای دوران غیبت، از مهمترین ابعاد رسالت امام حسن عسکری(ع) بود. جامعه شیعه در طول بیش از دو قرن، امامان خود را در میان مردم میدید و در مسائل گوناگون بهطور مستقیم به آنان مراجعه میکرد. اما با نزدیکشدن زمان غیبت حضرت مهدی(عج)، لازم بود شیعیان بهگونهای تربیت شوند که در نبود دسترسی ظاهری و مستقیم به امام، دچار تردید، سرگردانی یا انحراف نشوند.
یکی از این روشها، محدودشدن تدریجی ارتباطات مستقیم امام با عموم مردم بود. این محدودیت از یک سو نتیجه فشارهای حکومت عباسی بود، اما از سوی دیگر، بهصورت طبیعی جامعه را با شرایط جدید آشنا میکرد. شیعیان میآموختند که برای دریافت معارف و حل مسائل خود، از راههای مطمئن، مانند نامهها و نمایندگان مورد اعتماد امام، اقدام کنند.
تقویت شبکه وکالت، روش مهم دیگر امام حسن عسکری(ع) برای آمادهسازی جامعه بود. امام(ع) با معرفی وکیلان امین و سفارش به مراجعه شیعیان به آنان، سازوکاری را تثبیت کردند که پس از آغاز غیبت صغری نیز اهمیت ویژهای پیدا کرد. این اقدام نشان داد که ارتباط با حجت الهی، اگرچه در ظاهر دشوار شود، اما از مسیرهای تعیینشده و مطمئن قطع نخواهد شد.
امام حسن عسکری(ع) در موارد لازم، فرزند بزرگوار خود، حضرت مهدی(عج)، را به برخی از اصحاب و شیعیان مورد اعتماد معرفی کردند و نشان دادند و آنها امام و جانشین حضرت را می شناختند. این معرفیها با توجه به شرایط امنیتی آن زمان، محدود و حسابشده بود؛ زیرا حکومت عباسی در جستوجوی فرزند امام بود. با این حال، همین اندازه از معرفی برای خواص و افراد مورد اطمینان کافی بود تا پس از شهادت امام عسکری(ع)، در اصل وجود و امامت حضرت حجت(عج) دچار تردید نشوند.
تقویت باورهای اعتقادی، بهویژه اصل امامت و ضرورت پیروی از حجت الهی، بخش دیگری از این آمادهسازی بود. امام حسن عسکری(ع) با پاسخ به شبهات، آموزش شیعیان و تأکید بر شناخت امام، پایههای فکری جامعه را استوار کردند. پیام سیره ایشان این بود که مؤمن در دوران دشوار، باید با معرفت، صبر، مراجعه به منابع معتبر دینی و پرهیز از مدعیان دروغین، مسیر حق را دنبال کند؛ پیامی که همچنان برای جامعه منتظر و شیعیان امروز راهگشاست.

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

محکومیت خواننده زن به 4 سال حبس

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

«کارآگاه علوی» از امشب روی آنتن میرود

وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه

