
حقوق کارگران از تورم عقب ماند

پشت پرده افزایش تولید؛ بنزین بی کیفیت در راه است؟/ هشدار؛ سونامی خرابی خودروها در راه است!
اقتصاد۲۴- فشار اقتصادی، تورم ساختاری و کاهش قدرت خرید، بخش بزرگی از جامعه را درگیر محاسبات روزمره معیشت کرده است؛ درست در چنین شرایطی، انتشار گزارشها و اظهارنظرهایی درباره وضعیت کیفی سوخت، نگرانی تازهای را به دغدغههای مردم اضافه کرده است. اگر ادعاهای مطرحشده درباره تغییر در فرمولاسیون بنزین و افت کیفیت آن صحت داشته باشد، بحران انرژی دیگر فقط مسئلهای مربوط به دولت، پالایشگاهها و ترازنامههای نفتی نیست؛ بلکه مستقیماً به هزینههای روزمره میلیونها خانوار ایرانی گره میخورد.
طی روزهای گذشته، برخی فعالان و تحلیلگران حوزه اقتصاد و انرژی درباره تغییر در فرآیند تولید و ترکیب بنزین هشدار دادهاند؛ ادعاهایی که بر اساس آنها، برای جبران بخشی از کسری سوخت، ممکن است از روشهایی برای افزایش حجمی تولید استفاده شده باشد که کیفیت نهایی بنزین را تحت تأثیر قرار میدهد. این ادعا هنوز نیازمند پاسخ فنی و شفاف متولیان صنعت نفت است، اما اهمیت آن از آنجا ناشی میشود که هرگونه افت کیفیت سوخت میتواند هزینههای پنهانی ایجاد کند که در نهایت از جیب مصرفکننده پرداخت خواهد شد. عدد ۱۲۰ میلیون لیتر از کجا آمد؟
برای درک ابعاد این بحث، باید به آمار تولید بنزین در ماههای اخیر نگاه کرد. بر اساس آمارهایی که درباره تولید سوخت منتشر شده، تولید روزانه بنزین در مقاطعی کاهش پیدا کرده و از سطوح بالاتر به حدود ۱۰۰ میلیون لیتر در روز رسیده است. در ادامه، اما ارقام تولید دوباره به محدوده ۱۲۰ میلیون لیتر در روز بازگشت. همین تغییر، پرسش مهمی ایجاد میکند: این افزایش تولید دقیقاً از کجا آمده است؟
افزایش ۲۰ میلیون لیتری تولید روزانه، در شرایطی که خبر مهمی از راهاندازی ظرفیت بزرگ جدید پالایشی یا جهش قابل توجه در ظرفیت فرآوری منتشر نشده، نیازمند توضیح فنی است. آیا این رشد ناشی از افزایش واقعی ظرفیت پالایشگاهها و بهینهسازی فرآیند تولید بوده یا بخشی از آن از طریق تغییر در فرآیند تولید و ترکیب سوخت به دست آمده است؟
پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد، زیرا «افزایش حجم بنزین» با «افزایش تولید بنزین استاندارد» یکسان نیست. آنچه برای مصرفکننده اهمیت دارد، تنها تعداد لیترهای تولیدشده نیست؛ بلکه کیفیت همان سوختی است که در نهایت وارد باک خودرو میشود. بازگشت شبح بنزین پتروشیمی؟
نام «بنزین پتروشیمی» در سالهای گذشته نیز در ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران مطرح شده بود و به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات حوزه سوخت تبدیل شد. مسئله اصلی در چنین بحثهایی، صرفاً منشأ تولید سوخت نیست، بلکه ترکیب شیمیایی، میزان آلایندگی و مطابقت آن با استانداردهای تعیینشده است.
به همین دلیل، اگر امروز بار دیگر بحث استفاده از ترکیبات مختلف برای افزایش حجم سوخت مطرح میشود، مسئله اصلی باید با دادههای آزمایشگاهی پاسخ داده شود، نه با تکذیب یا تأیید کلی.
وزارت نفت میتواند با انتشار نتایج آزمایشهای کیفی، میزان اکتان، ترکیبات اصلی و شاخصهای آلایندگی بنزین توزیعی در مناطق مختلف کشور، بخش مهمی از ابهامات را برطرف کند. در غیر این صورت، فاصله میان آمارهای رسمی و تجربه مصرفکنندگان میتواند زمینهساز شکلگیری روایتهای متناقض و افزایش بیاعتمادی شود. شکاف تولید و مصرف؛ وقتی راهحلهای وارداتی محدود شده است
در سوی دیگر معادله، مصرف بنزین همچنان در سطح بسیار بالایی قرار دارد و در مقاطعی به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر در روز رسیده است. به این ترتیب، حتی با فرض تولید روزانه ۱۲۰ میلیون لیتر، فاصله قابل توجهی میان تولید و مصرف وجود دارد؛ شکافی که باید از طریق واردات، ذخایر یا سایر راهکارهای مدیریت مصرف جبران شود.
در شرایط عادی، واردات بنزین استاندارد یکی از راههای پوشش دادن این کسری است. اما تحریم، محدودیتهای ارزی، دشواری انتقال پول و هزینه بالای واردات، این گزینه را برای سیاستگذار پرهزینه و پیچیده کرده است.
در چنین شرایطی، فشار برای تأمین نیاز داخلی بیش از گذشته بر پالایشگاههای کشور وارد میشود. مسئله اصلی، اما اینجاست که اگر ظرفیت واقعی تولید با میزان مصرف فاصله داشته باشد، نمیتوان صرفاً با دستکاری اعداد یا استفاده از راهکارهای کوتاهمدت، این شکاف ساختاری را برای همیشه پنهان کرد.
ناترازی سوخت در نهایت خود را در جایی نشان خواهد داد؛ یا در صف و محدودیت مصرف، یا در هزینه واردات، یا در فشار بر پالایشگاهها و شبکه توزیع و یا در هزینههایی که مستقیماً به مصرفکننده منتقل میشود. خودروهای فرسوده؛ حلقه فراموششده بحران بنزین
بحران بنزین در ایران تنها به میزان تولید مربوط نیست. ساختار مصرف نیز نقش تعیینکنندهای دارد. بخش قابل توجهی از ناوگان خودرویی کشور فرسوده یا کمبازده است و خودروهای قدیمی معمولاً سوخت بیشتری نسبت به خودروهای جدید مصرف میکنند.
این وضعیت یک چرخه معیوب ایجاد میکند، یعنی خودروهای کمبازده مصرف را بالا میبرند، مصرف بالاتر ناترازی را تشدید میکند و ناترازی نیز فشار بیشتری برای افزایش تولید و تأمین سوخت ایجاد میکند.
از سوی دیگر، اگر کیفیت سوخت نیز کاهش پیدا کند، احتمال افزایش مصرف یا کاهش عملکرد موتور میتواند این چرخه را تشدید کند. بنابراین، حل بحران بنزین بدون توجه همزمان به کیفیت خودروها، استانداردهای مصرف، حملونقل عمومی و سیاستهای مدیریت تقاضا، راهحلی ناقص خواهد بود. استهلاک خاموش زیر کاپوت؛ تاوان ناترازی از جیب مردم
آسیب ناشی از سوخت نامرغوب لزوماً در همان روزهای نخست قابل مشاهده نیست. بخشی از این آسیب میتواند بهصورت تدریجی در سیستم سوخترسانی و احتراق خودرو ظاهر شود.
سوخت نامتناسب با استانداردهای مورد نیاز موتور میتواند در صورت تداوم مصرف، مشکلاتی مانند احتراق نامناسب، افزایش رسوب، اختلال در عملکرد انژکتورها و شمعها و فشار بیشتر بر سامانههای کنترل آلایندگی ایجاد کند. در موارد شدیدتر نیز آسیب به اجزای موتور میتواند هزینههای سنگین تعمیراتی به همراه داشته باشد.
بیشتر بخوانید: رمزگشایی از ادعای جنجالی درباره کسری بنزین/ بزرگنمایی کسریها با ارائه آمارهای غیرواقعی؟
برای خانواری که درآمد آن تحت فشار تورم قرار دارد، چنین هزینهای دیگر یک «هزینه فنی خودرو» نیست؛ بلکه مستقیماً بخشی از بودجه معیشتی خانوار را میبلعد.
به همین دلیل، اگر قرار باشد درباره کیفیت بنزین تصمیمی گرفته شود، باید هزینههای بلندمدت آن نیز در محاسبات سیاستگذاری دیده شود؛ نه اینکه تنها تعداد لیترهای تولیدشده در آمارهای رسمی اهمیت داشته باشد. بنزین بد، فقط موتور را خراب نمیکند؛ مصرف را هم بالا میبرد
موضوع مهمتر این است که افت کیفیت سوخت، در صورت اثبات، میتواند نتیجهای برخلاف هدف اولیه سیاستگذار داشته باشد.
اگر عملکرد موتور در اثر سوخت نامناسب کاهش پیدا کند، راندمان خودرو نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد. در چنین شرایطی، ممکن است خودرو برای طی همان مسافت به سوخت بیشتری نیاز داشته باشد. یعنی راهکاری که قرار است بخشی از ناترازی را مدیریت کند، در بلندمدت به عاملی برای افزایش مصرف تبدیل شود.
در این صورت، یک دور باطل شکل میگیرد و ناترازی باعث فشار برای افزایش حجم سوخت میشود، کیفیت احتمالی سوخت افت میکند، عملکرد بخشی از خودروها تحت تأثیر قرار میگیرد، مصرف افزایش مییابد و در نهایت ناترازی دوباره تشدید میشود.
این همان نقطهای است که نشان میدهد بحران بنزین را نمیتوان صرفاً با محاسبه «تعداد لیتر تولیدشده» مدیریت کرد. وقتی بنزین ارزانتر، برای مردم گرانتر تمام میشود
قیمت رسمی بنزین تنها بخشی از هزینه واقعی سوخت برای خانوار است. هزینه تعمیرات، افزایش مصرف، استهلاک خودرو، آلودگی هوا و حتی کاهش ارزش خودرو نیز میتواند بخشی از هزینه پنهان سیاست سوخت باشد.
اگر یک خانوار مجبور شود به دلیل مشکلات ناشی از کیفیت سوخت، هزینه بیشتری برای تعمیر انژکتور، شمع، کاتالیزور یا سایر اجزای خودرو پرداخت کند، در عمل بخشی از هزینه ناترازی انرژی را از جیب خود پرداخته است.
این مسئله از منظر سیاستگذاری اهمیت ویژهای دارد. ممکن است یک تصمیم در سطح دولت، روی کاغذ هزینه تولید یا واردات سوخت را کاهش دهد، اما همان تصمیم در سطح خانوار هزینه دیگری ایجاد کند که در آمارهای رسمی دیده نمیشود.
به بیان سادهتر، ممکن است دولت در ترازنامه خود صرفهجویی کند، اما این صرفهجویی به قیمت افزایش هزینه خانوارها تمام شود. هزینه واردات بیشتر است یا هزینه سوءمدیریت؟
یکی از پرسشهای اساسی در بحران فعلی همین است. واردات بنزین قطعاً هزینهبر است و در شرایط تحریم نیز با موانع متعدد مواجه میشود، اما باید در کنار هزینه واردات، هزینههای ناشی از تداوم ناترازی نیز محاسبه شود.
هزینه تعمیر خودروها، افزایش مصرف، تشدید آلودگی، فشار بر پالایشگاهها، کاهش بهرهوری صنایع و آسیب به اقتصاد خانوار، همگی بخشی از صورتحساب واقعی بحران انرژی هستند؛ بنابراین سیاستگذار نمیتواند تنها با مقایسه قیمت تمامشده تولید داخلی و قیمت واردات درباره بهترین گزینه تصمیم بگیرد. آنچه باید مقایسه شود، «هزینه واقعی هر سیاست برای اقتصاد کشور و خانوار» است. ناترازی بنزین تنها یک قطعه از پازل بحران انرژی است
بحران بنزین را نمیتوان از سایر ناترازیهای انرژی در کشور جدا کرد. در حوزه گاز نیز فاصله میان تولید و مصرف در سالهای اخیر به یکی از جدیترین چالشهای اقتصاد ایران تبدیل شده است.
در فصلهای اوج مصرف، تأمین گاز خانگی معمولاً در اولویت قرار میگیرد و در نتیجه صنایع با محدودیت مصرف گاز یا برق مواجه میشوند. کاهش تولید صنعتی، افت بهرهوری، افزایش هزینه تولید و فشار بر بازار نیز از پیامدهای همین وضعیت است.
به این ترتیب، ناترازی گاز، برق و سوخت به بحرانهایی جدا از هم تبدیل نمیشوند؛ بلکه یکدیگر را تقویت میکنند. وقتی گاز کافی برای نیروگاهها وجود نداشته باشد، برق تحت فشار قرار میگیرد؛ وقتی برق صنایع محدود شود، تولید کاهش مییابد؛ وقتی سرمایهگذاری در زیرساخت انرژی کاهش پیدا کند، ظرفیت تولید سوخت نیز با محدودیت مواجه میشود و در نهایت فشار این زنجیره به اقتصاد خانوار منتقل خواهد شد. بحران بنزین فقط با پالایشگاه بیشتر حل نمیشود
افزایش ظرفیت پالایشگاهی میتواند بخشی از مشکل را حل کند، اما ناترازی بنزین ریشههای گستردهتری دارد. قیمتگذاری، رشد تعداد خودروها، فرسودگی ناوگان، کیفیت خودروهای داخلی، ضعف حملونقل عمومی، قاچاق سوخت، الگوی مصرف و نبود سرمایهگذاری کافی در زیرساخت انرژی، همگی در شکلگیری وضعیت فعلی نقش دارند.
به همین دلیل، سیاستی که فقط بر افزایش تولید تمرکز کند، بدون اصلاح سمت مصرف، نمیتواند راهحلی پایدار باشد.
ایران ممکن است بتواند برای مدتی چند میلیون لیتر بیشتر تولید کند، اما اگر مصرف همچنان با همان سرعت افزایش پیدا کند، شکاف میان عرضه و تقاضا دوباره بازخواهد گشت. هزینهای که فقط در تعمیرگاه دیده نمیشود
بحث کیفیت بنزین از یک جهت دیگر نیز اهمیت دارد؛ آلودگی هوا. سوخت و عملکرد موتور خودروها مستقیماً با میزان آلایندگی ارتباط دارد و هرگونه کاهش استانداردهای کیفی میتواند پیامدهایی فراتر از خودرو و مالک آن داشته باشد. افزایش آلایندهها در شهرهای بزرگ، فشار بیشتری بر سلامت عمومی و هزینههای اجتماعی وارد میکند.
در نتیجه، اگر واقعاً تغییری در ترکیب یا استاندارد سوخت رخ داده باشد، ارزیابی آن نباید فقط بر اساس میزان تولید و قیمت تمامشده انجام شود. اثرات زیستمحیطی و اجتماعی نیز باید در این محاسبه وارد شود. توپ در زمین وزارت نفت؛ عدد و سند به جای تکذیب و تأیید
در چنین شرایطی، وزارت نفت و شرکتهای تابعه آن بیش از هر چیز باید با دادههای قابل بررسی پاسخ دهند. اگر ادعاهای مطرحشده درباره افت کیفیت یا تغییر ترکیب بنزین نادرست است، انتشار نتایج آزمایشهای کیفی و ارائه جزئیات فنی میتواند ابهامات را برطرف کند. اگر هم تغییراتی در فرآیند تولید یا ترکیب سوخت رخ داده، افکار عمومی باید بداند این تغییرات با چه هدفی، در چه سطحی و با چه نظارتی انجام شده است.
در این میان، چند پرسش مشخص نیازمند پاسخ است؛ میزان واقعی تولید روزانه بنزین استاندارد چقدر است؟ افزایش اعلامشده تولید دقیقاً از چه محل و چه پالایشگاههایی حاصل شده است؟ میزان مصرف روزانه کشور چقدر است؟ چه مقدار بنزین وارد میشود؟ کیفیت سوخت توزیعی در شهرهای مختلف بر اساس چه آزمایشهایی سنجیده میشود؟ و مهمتر از همه، آیا شاخصهای کیفی بنزین در ماههای اخیر نسبت به گذشته تغییری داشته است؟ مردم نباید صورتحساب ناترازی را پرداخت کنند
بحران انرژی سالهاست که از یک مسئله فنی به یک مسئله اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است. اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، نحوه توزیع هزینه این بحران است.
اگر ناترازی نتیجه سالها عقبماندگی سرمایهگذاری، رشد مصرف، قیمتگذاری نامناسب، فرسودگی ناوگان و ضعف سیاستگذاری است، نباید صورتحساب آن بیسر و صدا به خانوارها منتقل شود؛ یک روز با افزایش هزینه سوخت، روز دیگر با قطعی برق و گاز و روزی دیگر با هزینه تعمیر خودرو.
اکنون مسئله فقط این نیست که بنزین کشور چند میلیون لیتر کم دارد. مسئله این است که برای جبران این کسری، چه تصمیمی گرفته میشود و هزینه آن را چه کسی خواهد پرداخت.
اگر کیفیت سوخت کاهش نیافته، وزارت نفت باید با عدد و سند این موضوع را ثابت کند؛ و اگر تغییری در کیفیت یا ترکیب سوخت رخ داده است، باید روشن شود چرا و با چه مجوزی چنین تصمیمی گرفته شده است.
در نهایت، آنچه افکار عمومی انتظار دارد یک پاسخ روشن است؛ آیا دولت برای حل ناترازی بنزین، راهحلی پایدار دارد یا قرار است بار این بحران، یک بار دیگر و اینبار زیر کاپوت خودروهای مردم، پنهان و به آنان منتقل شود؟
اوراق بدهی امریکا به مرز خطر رسید
بازده اوراق ۳۰ ساله خزانهداری امریکا با تشدید فروش در بازار بدهی به ۳۱/۵ درصد رسید و بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۷ را ثبت کرد و از طرفی افزایش هزینه استقراض دولت در شرایطی رخ میدهد که تورم امریکا همچنان بالاتر از هدف فدرال رزرو قرار دارد و کسری بودجه، نیاز دولت به انتشار اوراق جدید را افزایش داده است و همزمان، تقاضای ضعیفتر برای بدهیهای بلندمدت و رشد هزینههای سرمایهگذاری شرکتها، فشار بیشتری بر بازار اوراق وارد کرده و مسیر نرخهای بلندمدت را صعودی کرده است.
بازار اوراق خزانهداری امریکا در هفتههای اخیر با موج فروش روبهرو شده، به طوری که در معاملات روز دوشنبه، بازده اوراق ۳۰ ساله با نزدیک به شش واحد پایه افزایش به ۳۱/۵ درصد رسید و سقف ماه گذشته را پشت سر گذاشت که این سطح، بالاترین نرخ ثبت شده برای این سررسید از سال ۲۰۰۷ تاکنون است. افزایش نرخ بازده فقط به رژیم امریکا محدود نمانده و بازده اوراق ۳۰ ساله کانادا نیز به بالاترین سطح از سال ۲۰۱۰ رسید و نرخهای بلندمدت در آلمان به سطوحی نزدیک شد که از سال ۲۰۱۱ مشاهده نشده بود و همزمانی این حرکت در اقتصادهای بزرگ، فشار موجود بر بازار بدهی را از یک مسئله داخلی امریکا به روندی گستردهتر در بازارهای جهانی تبدیل کرده است. بخش مهمی از فشار فعلی به وضعیت مالی دولت امریکا مربوط میشود، چراکه دولت فدرال با کسری سالانه حدود ۲ تریلیون دلار، برای تأمین هزینههای خود به انتشار مستمر اوراق نیاز دارد و افزایش حجم عرضه، در شرایطی که بخشی از خریداران سنتی اوراق بلندمدت تقاضای کمتری دارند، بازار را برای جذب این حجم از بدهی با نرخهای بالاتری روبهرو کرده است. حراجهای اخیر نیز این فشار را تأیید کردهاند، زیرا وزارت خزانهداری امریکا هفته گذشته ۲۵ میلیارد دلار اوراق ۳۰ ساله را با بازده ۲۱۶/۵ درصد فروخت که بالاترین هزینه تأمین مالی برای چنین حراجی از سال ۲۰۰۱ بود و یک روز پیش از آن، حراج اوراق ۱۰ ساله نیز با بالاترین هزینه تأمین مالی از سال ۲۰۰۷ انجام شد و بازده این اوراق در معاملات دوشنبه به حدود ۷۲/۴ درصد رسید. در کنار کسری بودجه، تورم همچنان مانع مهمی برای کاهش سریع نرخهای بهره است و شاخص قیمت مصرفکننده در ماه گذشته ۴/۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت، در حالی که هدف سالانه فدرال رزرو ۲ درصد است. بنابراین سرمایهگذاران برای نگهداری اوراقی با سررسید چند دهه، بازده بیشتری مطالبه میکنند تا در برابر کاهش ارزش واقعی سرمایه خود در دوره تورم مقاومت داشته باشند.
چرا نرخ بلندمدت از نرخ کوتاهمدت فاصله گرفت؟
این تحولات در شرایطی رخ داده که بخشی از دادههای اقتصادی امریکا نشانههایی از کاهش فشار بر سیاست پولی ارائه کردهاند و گزارش اشتغال ماه جولای از تعدیل نیروی کار توسط کارفرمایان حکایت داشت و خردهفروشی نیز بیشترین افت خود در بیش از یک سال گذشته را ثبت کرد و کاهش فشارهای تورمی در برخی شاخصها نیز انتظار برای پایین آمدن نرخهای کوتاهمدت را تقویت کرده است.
با این حال، بازار میان آینده نرخهای کوتاهمدت و هزینه تأمین مالی بلندمدت امریکا تفاوت قائل شده است و اگر ضعف فعالیت اقتصادی ادامه پیدا کند، فدرال رزرو فضای بیشتری برای کاهش نرخ سیاستی خواهد داشت، اما در سررسیدهای بلندمدت، عواملی مانند حجم بدهی دولت، نیاز مستمر به انتشار اوراق، تورم بالاتر از هدف و تقاضای کمتر سرمایهگذاران اهمیت بیشتری پیدا میکنند و همین تفاوت باعث شده فاصله میان بازده اوراق دو ساله و ۳۰ ساله به ۱۱۳ واحد پایه برسد که بالاترین میزان از آوریل است و افزایش این فاصله به معنای آن است که بازار برای افقهای طولانیتر، ریسک و بازده بیشتری در نظر میگیرد. در همین حال، استقراض شرکتها برای سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی نیز به تقاضای بیشتر برای منابع مالی منجر شده است و وقتی که شرکتها و دولت همزمان به دنبال جذب سرمایه هستند، نرخهای بلندمدت میتوانند تحت فشار قرار گیرند، بهویژه اگر بخشی از سرمایهگذاران سنتی بازار اوراق، مانند صندوقهای بزرگ، با احتیاط بیشتری وارد سررسیدهای بلندمدت شوند.
راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمتهای پایینتر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است
رویداد۲۴| حسین راغفر، عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا و تحلیلگر اقتصادی، با اشاره به شرایط جنگی کشور اظهار کرد که در هیچ جای جهان در زمان جنگ، سیاستهایی از جنس افزایش شدید قیمت حاملهای انرژی به این شکل اجرا نمیشود. به اعتقاد او، سیاستگذار در شرایط جنگی باید بیش از هر زمان دیگری به پیامدهای اجتماعی تصمیمهای اقتصادی توجه داشته باشد.
او با انتقاد از دیدگاههایی که بر واگذاری گسترده امور اقتصادی به بازار تأکید دارند، گفت چنین رویکردهایی بدون توجه به شرایط اجتماعی و حساسیتهای دوره جنگ میتواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.
راغفر افزود در شرایطی که کشور با بحرانهای متعدد مواجه است، هر تصمیم اقتصادی باید با الزامات اجتماعی و معیشتی جامعه هماهنگ باشد و نمیتوان بدون فراهم کردن امکان جایگزینی، یک کالا یا خدمت را از سبد خانوار حذف کرد.
افزایش قیمت بنزین بدون ترمیم دستمزد، فشار بر خانوارها را تشدید میکند
این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت درآمدی خانوارها گفت اگر افزایش قیمت بنزین موجب شود بخش بیشتری از درآمد خانوارها صرف تأمین هزینه سوخت شود، باید همزمان مسئله دستمزد نیز مورد توجه قرار گیرد.
او افزود دستمزدها طی سالهای گذشته با محدودیتهای جدی مواجه بودهاند و در حالی که افزایش دستمزد همواره با نگرانی از آثار تورمی مواجه شده، سیاستهایی که خود میتوانند تورم قابلتوجهی ایجاد کنند، با همان حساسیت مورد توجه قرار نگرفتهاند.
راغفر در ادامه نسبت به پیامدهای اجتماعی سیاست افزایش قیمت هشدار داد و گفت یا سیاستگذاران ابعاد اجتماعی این تصمیمها را بهدرستی درک نمیکنند یا در حال اتخاذ تصمیمهایی هستند که میتواند به افزایش ناامنی و تلاطم اجتماعی منجر شود.
او با اشاره به شرایط منطقهای و فشارهای خارجی تأکید کرد که در شرایطی که دشمنان کشور در تلاش برای تضعیف آرامش و انسجام اجتماعی هستند، تصمیمهایی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند، میتوانند بسیار پرهزینه باشند.
راغفر معتقد است جامعه ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری مستعد تلاطم اجتماعی است. او با اشاره به تشدید شکافهای اجتماعی و اقتصادی گفت جامعه ایران در مقایسه با گذشته با سطح بالاتری از گسست اجتماعی مواجه شده است.
او یکی از گروههایی را که مستقیماً از افزایش قیمت بنزین آسیب خواهند دید، فعالان حملونقل اینترنتی و تاکسیها دانست و گفت حدود ۱۳ میلیون نفر بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به این حوزه وابسته هستند و افزایش هزینه سوخت میتواند فشار سنگینی بر آنها وارد کند.
بازار ثانویه سهمیه بنزین؛ به جای بازار گسترده، هرجومرج ایجاد میکند
این استاد دانشگاه با اشاره به ایده اختصاص سهمیه بنزین به افراد و امکان خرید و فروش سهمیهها گفت تصور ایجاد یک بازار گسترده از طریق خرید و فروش سهمیه بنزین واقعبینانه نیست.
به گفته راغفر، در این مدل ممکن است فردی که خودرو ندارد سهمیه خود را بفروشد و در مقابل مبلغی دریافت کند، اما در نهایت خریدار سهمیه کسی خواهد بود که توان مالی بیشتری دارد.
او افزود چنین سازوکاری نهتنها بازار کارآمدی ایجاد نمیکند، بلکه میتواند به شکلگیری نوعی بینظمی و واسطهگری منجر شود. به اعتقاد او، ممکن است سهمیه ۳۰ لیتری یک فرد با قیمت بالایی فروخته شود، اما منفعت اصلی آن نصیب افراد برخوردار شود و در نهایت سیاستی که با هدف حمایت از اقشار فرودست طراحی شده، به زیان همین گروهها تمام شود.
شرایط امروز با جنگ هشتساله متفاوت است
راغفر با اشاره به تجربه جنگ هشتساله گفت در آن دوره، با وجود دشواریهای اقتصادی، انسجام اجتماعی بسیار بالاتر بود و سیاستهای اقتصادی نیز با توجه به شرایط جنگی طراحی میشدند.
او افزود جامعه امروز بهدلیل تحولات چند دهه گذشته، خصوصیسازی، تعدیل ساختاری و افزایش نابرابریها، با جامعه آن دوران تفاوت زیادی دارد.
به گفته راغفر، در دوره جنگ هشتساله سطح مصرفگرایی به اندازه امروز نبود و اقتصاد نیز تا این حد به خدماتی مانند حملونقل وابسته نشده بود. بنابراین نمیتوان سیاستهای اقتصادی امروز را بدون توجه به تفاوتهای ساختاری جامعه با دوره جنگ گذشته تحلیل کرد.
او اضافه کرد بخش قابلتوجهی از وضعیت فعلی محصول سیاستهای اقتصادی پس از جنگ است که به افزایش نابرابری و قطبیشدن جامعه منجر شده است. به گفته راغفر، امروز جمعیت قابلتوجهی برای کسب درآمد روزانه به شهرها رفتوآمد میکنند و حدود ۱۳ میلیون نفر زندگی خود را به فعالیت در حوزه تاکسی و حملونقل اینترنتی وابسته کردهاند.
افزایش قیمت انرژی به سرعت به سایر کالاها منتقل میشود
راغفر با اشاره به تورم بالای موجود در کشور گفت آثار افزایش قیمت حاملهای انرژی بر تورم بسیار روشن است، زیرا تقریباً همه کالاها برای تولید یا توزیع به حملونقل نیاز دارند.
او افزود افزایش قیمت سوخت بهسرعت هزینه حملونقل را بالا میبرد و در نتیجه قیمت طیف گستردهای از کالاها و خدمات افزایش پیدا میکند.
راغفر با اشاره به افزایش قیمتها در دیماه ۱۴۰۴ و آثار سیاست حذف ارز ترجیحی پرسید آیا مسئولان درباره پیامدهای آن تصمیم پاسخگو بودهاند که اکنون همان سیاستگذاران به دنبال اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین هستند.
او هشدار داد در شرایط فعلی که جامعه از نظر اقتصادی و اجتماعی ملتهب است، افزایش قیمتها میتواند زمینه اعتراضات گسترده را فراهم کند و در چنین شرایطی ممکن است برخوردهای انتظامی و امنیتی با اعتراضات شکل بگیرد؛ روندی که به اعتقاد او میتواند پیامدهای انسانی و اجتماعی سنگینی داشته باشد و حتی بر دستاوردهای کشور در عرصه نظامی و سیاسی اثر بگذارد.
سیاستهای داخلی را نمیتوان تماماً به جنگ نسبت داد
راغفر در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از نسبت دادن بخش عمده تورم موجود به جنگ گفت عوامل اصلی تورم فعلی را باید در سیاستهای اقتصادی داخلی جستوجو کرد.
او حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت حاملهای انرژی را از جمله سیاستهایی دانست که آثار تورمی قابلتوجهی داشتهاند و تأکید کرد سهم جنگ در تورم موجود به اندازهای نیست که بتوان همه مشکلات اقتصادی را به آن نسبت داد.
قیمت تنها ابزار مدیریت مصرف نیست
این تحلیلگر اقتصادی تأکید کرد قیمت تنها ابزار تخصیص منابع نیست و حتی نمیتوان آن را در همه شرایط بهترین ابزار دانست.
او درباره قاچاق بنزین گفت پیش از افزایش قیمت باید مسئله قاچاق را حل کرد. به گفته راغفر، اگر روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین قاچاق میشود، کنترل همین بخش میتواند بخش قابلتوجهی از مشکل ناترازی و کسری مورد اشاره دولت را برطرف کند.
او همچنین نبود حملونقل عمومی کارآمد را یکی دیگر از موانع اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین دانست و گفت زمانی میتوان استفاده از خودرو شخصی را محدود کرد که جایگزین مناسبی مانند حملونقل عمومی ارزان، گسترده و قابل دسترس وجود داشته باشد.
راغفر افزود حتی در تهران نیز در بسیاری از مناطق دسترسی مناسب به حملونقل عمومی وجود ندارد و مردم ناچارند برای رفتوآمد از خودروهای شخصی استفاده کنند.
تنوع سبد انرژی و استفاده از ظرفیت CNG
راغفر با اشاره به ضرورت تنوعبخشی به سبد انرژی گفت کشور در این زمینه نیز با مشکلاتی مواجه شده است.
او استفاده بیشتر از LNG و CNG را یکی از راهکارهایی دانست که میتواند وابستگی به بنزین و فشار تقاضا بر این حامل انرژی را کاهش دهد. به گفته او، استفاده از این ظرفیتها در سالهای گذشته میتوانست بخشی از مشکل مصرف بنزین را مدیریت کند.
مدیریت هوشمند مصرف با استفاده از کارت سوخت
این استاد دانشگاه پیشنهاد کرد از اطلاعات موجود در سامانه کارت سوخت برای مدیریت هوشمند مصرف استفاده شود.
به گفته راغفر، هزینه قابلتوجهی برای ایجاد و توسعه سامانه کارت سوخت صرف شده و میتوان با ثبت اطلاعات خودرو، مالک و میزان مصرف، الگوی مصرف هر فرد را مشخص کرد.
او پیشنهاد کرد مصرف تا یک سطح مشخص با نرخ پایه انجام شود و مصرف بالاتر از آن، مشمول نرخهای افزایشی شود. در عین حال، فعالان حملونقل عمومی میتوانند از تخفیفهای ویژه برخوردار شوند تا افزایش قیمت سوخت به افزایش شدید هزینه حملونقل عمومی منجر نشود.
انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین
راغفر در پایان با انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین در یک استان، این اقدام را نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمتهای پایینتر دانست.
او معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخهایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمیتواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.
راغفر تأکید کرد اقتصاد و جامعه ایران ظرفیت پذیرش بنزین با قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومان را ندارند و به جای ایجاد شوک قیمتی، باید از مجموعهای از سیاستهای هوشمند برای مدیریت مصرف، کنترل قاچاق، توسعه حملونقل عمومی و اصلاح سبد انرژی استفاده کرد.

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاههای تازه در دفتر ناکارآمدی

سردمداران ورود و خروج حقیقیها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱

مچاندازی ارزی در امارات

بالاترین نشان تابآوری و مسئولیتپذیری در روزهای جنگ برای پتروشیمی تبریز

فرصت 29.5 تریلیون دلاری معادن آفریقا

