
معماری جدید هندسه قدرت برپایه تضعیف مقاومت قهرمان شکل نخواهد گرفت

ادعای ترامپ درباره کنترل تنگه هرمز؛ رویارویی روایت سیاسی با دادههای میدانی
رویداد۲۴| در شرایطی که قیمت جهانی نفت خام طی روزهای گذشته با استمرار کارشکنی آمریکا در مسیر پایان جنگ روند افزایشی گرفتهاست و به بیش از ۹۱ دلار در هر بشکه رسید، دولت ایالات متحده آمریکا به خبرسازی و انتشار اخبار و اطلاعات جعلی در مورد کنترل تنگه هرمز روی آوردهاست تا در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا قیمت نفت خام را در بازارهای جهانی کاهش دهد و قیمت بنزین را در آمریکا که به یکی از نقاط ضعف حزب حاکم در انتخابات تبدیل شدهاست، کنترل کند.
بر اساس آمار منتشر شده از سوی نهادهای مستقل ارزیابی ترافیک دریایی در طول هفتههای گذشته، از زمان انسداد کامل تنگه هرمز توسط ایران به دلیل اقدامهای نظامی آمریکا و نقض تعهدات در تفاهمنامه اسلامآباد، تردد در تنگه هرمز بسیار ناچیز باقی ماندهاست و صرفاً از مسیر تحت کنترل ایران انجام میشود، اما همزمان مقامهای دولت آمریکا در اظهارنظرهای علنی خود ادعاهای مختلفی را در مورد میزان عبور نفت از تنگه هرمز مطرح کردهاند که کاملاً با گزارش نهادهای مستقل ارزیابی ترافیک دریایی در تضاد است. روایتسازی ترامپ در برابر واقعیت دریا
روز چهارشنبه دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا در جمع خبرنگاران مدعی شد: «دیشب تعداد زیادی کشتی از تنگه هرمز عبور کردند. ما بر تنگه تسلط کامل داریم. طی چند هفته گذشته، مقدار زیادی نفت از تنگه هرمز عبور کردهاست. خیلی زیاد. در واقع، همه از این موضوع شگفتزده شدهاند.»
این ادعا مکمل اعداد و ارقام عجیبی بود که یک هفته قبل کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا در مورد میزان عبور نفت از تنگه هرمز بیان کردهبود. وزیر انرژی آمریکا «به لطف تلاشهای هماهنگ ارتش ایالات متحده و متحدان ما در خلیج فارس، میانگین هفتروزه خروج نفت از تنگه هرمز در حال حاضر به نزدیک ۹ میلیون بشکه در روز رسیده است. ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز اضافه که از طریق خطوط لوله و تأسیسات صادراتی تازه ارتقایافته از منطقه خارج میشود، مجموع جریان نفت در حال حاضر به طور متوسط حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز است.»
مت اسمیت، تحلیلگر بازار نفت در مؤسسه کپلر به پایگاه خبری اویل پرایس میگوید: «تطبیق دادن فاصله میان آنچه ما در دادههای واقعی ناوبری میبینیم و آماری که مقامات آمریکایی ارائه میدهند غیرممکن است.»
تا پیش از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ میزان عبور نفت خام از تنگه هرمز حدود ۲۱ تا ۲۲ میلیون بشکه نفت خام در روز بود که نزدیک به یک پنجم از کل تجارت جهانی نفت خام جهان را تشکیل میداد. این رقم در شرایط فعلی بر اساس بالاترین تخمینها در روزهایی که عبور و مروری از تنگه هرمز از مسیر ایرانی انجام شود، به حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت خام رسیدهاست.
حتی نهادهای دولتی ایالات متحده آمریکا هم حاضر به پذیرش چنین ادعاهایی نیستند. اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در گزارش دورنمای کوتاه مدت بازار انرژی خود تأکید میکند که تردد در تنگه هرمز در کوتاه مدت، دست کم تا پایان ماه اوت (ماه جاری میلادی) به شدت محدود باقی خواهد ماند.
وبسایت اویل پرایس در گزارشی با بررسی ادعای وزیر انرژی آمریکا مینویسد: «این احتمال وجود دارد که خدمات ردیابی شناورها، به دلیل افزایش فعالیتهای پنهانکارانه نفتکشها، حجم صادرات فعلی خاورمیانه را دستکم گرفته باشند. اما به همان اندازه این احتمال نیز مطرح است که دولت آمریکا در حال دستزدن به رویااندیشی درباره یکی از پیامدهای جنگ در ایران باشد؛ چرا که این هفته نشاندهنده بنبست جدیدی در مذاکرات ایران و آمریک ا و ادعاهای متناقض درباره کنترل بر تنگه هرمز بود. یا اینکه دولت آمریکا صرفاً تلاش میکند دوباره قیمت نفت را پایین جلوه دهد، زیرا در حالی که انتخابات میاندورهای ماه نوامبر نزدیک میشود، آمریکاییها همچنان قیمتهای بالایی برای بنزین میپردازند.»
برت بایر، مجری فاکس نیوز، شبکه خبری حامی ترامپ در واکنش به اظهارات هفته گذشته ترامپ گفتهبود: «برخلاف ادعای رئیسجمهور ترامپ مبنی بر کنترل کامل تنگه، جریان تردد کشتیها در واقعیت به یک قطرهچکان تبدیل شده است. پیش از درگیریها روزانه بیش از ۱۰۰ فروند شناور عبور میکردند؛ اما این آمار روز دوشنبه به ۸ فروند و روز سهشنبه تنها به ۱۴ فروند رسید.» گزارشهای رسانهای سفارشی برای جنگ روانی
در این میان برخی رسانههای آمریکایی نیز به شکل سازمانیافته برای حمایت از موضع دولت، همزمان با ادعاهای دولت آمریکا گزارشهای سفارشی با هدف تقویت این ایده که عبور نفت از تنگه هرمز به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده و ایران کنترل خود را بر تنگه هرمز از دست دادهاست، منتشر کردند.
سیانان در گزارشی گمراهکننده با عنوان «ایران کنترل مؤثر بر تنگه هرمز را از دست دادهاست» مدعی شد که بر اساس دادههای مؤسسه ردیابی کشتی کپلر بیش از ۸۰ درصد از مایعات نفتی عبوری از تنگه هرمز از مسیر تحت کنترل آمریکا در سواحل عمان عبور کردهاند.
بیشتر بخوانید: نیویورکتایمز: تهدیدهای ترامپ علیه ایران نتیجه معکوس داشته است
این گزارش که به هیچ آمار و ارقام دقیقی اشاره نمیکند، در حقیقت با یک تیتر جعلی تلاش میکند با مغالطه اینگونه وانمود کند که بر اساس بررسیهای آماری از دست رفتن کنترل تنگه هرمز را اثبات کردهاست.
سیانان ادعا میکند که این ادعا را بر اساس آمار مؤسسه کپلر استخراج کردهاست. اما در ادامه مینویسد که ۸۰ درصد مذکور منظور تمام کشتیهایی است که از مسیر تحت کنترل آمریکا در سواحل عمان استفاده کردهاند، یا با ردیابهای خاموش از تنگه هرمز از مسیر نامعین عبور کردهاند. نکته عجیب استدلال سیانان اینجاست که بر اساس آمار کپلر، تعداد کشتیهای مشخص که از مسیر عمان عبور کردهباشند در طول هفته اخیر دقیقاً معادل صفر بودهاست، پس آنچه مبنای شمارش سیانان قرار گرفتهاست، کشتیها با ردیابهای خاموش و مسیرهای نامعین است.
بر اساس آمار مؤسسه کپلر در روز ۲۸ مرداد، ۱۰ کشتی از تنگه هرمز عبور کردهاند (۶ کشتی خروجی و ۴ کشتی ورودی). این مؤسسه تأکید میکند که تمامی کشتیهایی که ردیاب روشن داشتند، یعنی ۵ کشتی از مسیر یکجانبه تحت کنترل ایران عبور کردهاند و ۵ کشتی باقیمانده با ردیابهای خاموش از مسیرهای نامعین عبور کردهاند.
سیانان در گزارش خود صرفا به عدد ۸۰ درصد اشاره کردهاست، اما برای بررسی دقیقتر این ادعا باید آمار دقیق منتشر شده توسط کپلر را بررسی کرد. این آمار متعلق به بازه زمانی ۱۰ تا ۲۸ مرداد است.
کل کشتیهای عبوری: ۲۳۶ فروند شناور از تنگه عبور کردهاند.
مسیر ایرانی: ۸۳ فروند به صورت آشکار از مسیر ایرانی استفاده کردند (۳۵ درصد کل تردد).
مسیر عمانی: تنها ۳ فروند به صورت عمومی از مسیر عمانی استفاده کردند.
مسیر پیش از جنگ (وسط تنگه): ۲ فروند از مسیر قدیمی وسط تنگه عبور کردند.
مسیرهای نامشخص یا پنهان: ۱۴۸ فروند شناور (بیش از ۶۰ درصد کل شناورها) سامانه ردیابی خود را خاموش کرده یا از مسیرهای نامشخص عبور کردهاند.
آمار کپلر (که بر اساس برآورد کشتیهای عبور از طریق تصاویر ماهوارهای و پیگیری دادههای ردیاب است) چند نکته را روشن میکند:
تعداد کشتیهای عبوری از تنگه هرمز کمتر از ۱۰ درصد رقم پیش از جنگ است.
آمار کپلر به صورت مستمر نشان میدهد که نزدیک به ۴۰ درصد از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز با ردیاب روشن و تقریبا همگی از مسیر ایران عبور میکنند.
مفروض گرفتن اینکه تمامی کشتیهایی که ردیاب خاموش دارند تحت حمایت آمریکا از تنگه هرمز عبور میکنند، نوعی مغالطه است، چرا که بسیاری از کشتیها و نفتکشهای حامل نفت ایران نیز برای عبور از محاصره دریایی آمریکا و همچنین نگرانی از اقدامهای تهاجمی خارجی به دلیل تحریمهای یکجانبه آمریکا، ردیابهای خود را هنگام تردد در آبهای آزاد خاموش میکنند. مارک ایوب، پژوهشگر و مشاور سیاست انرژی، به الجزیره میگوید: «برخی شناورهای ایرانی نیز برای دور زدن تحریمها و محاصره آمریکا، از مسیر عمانی عبور میکنند که این کار اغلب همراه با انتقال کشتیبهکشتی (Ship-to-Ship) انجام میشود. آنها محموله خود را از طریق مسیر عمانی به عمان میفرستند، اسناد محمولهها را تغییر میدهند تا اینطور به نظر برسد که توسط عمان صادر شده است، و سپس آن را روانه بازار نفت میکنند.» در نتیجه درصد نامشخصی از کشتیهایی که با سامانههای ردیاب خاموش از تنگه هرمز عبور و مرور میکنند به طور قطع متعلق به ایران و احتمالا از ناوگان سایه ایران هستند.
اما نکته عجیبتر در مورد استناد به کشتیها با ردیاب خاموش برای اثبات از دست رفتن کنترل ایران بر تنگه هرمز اینجاست که اگر آمریکا تسلط کامل دارد و مسیر عمانی امن است، چرا نفتکشها مجبورند هفتهها فرستندههای خود را خاموش کنند و با ترس، به صورت مخفیانه حرکت کنند؟ خاموش کردن فرستنده، خود بزرگترین گواه بر ناامنی شدید و اثرگذاری بازدارندگی ایران است، نه تسلط واشنگتن.
درست در همین شرایط است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برای دومین بار در ماههای اخیر، عمان را تهدید به بمباران شدید کرد. همزمان با ادعای باز بودن تنگه هرمز و عبور میلیونها بشکه نفت ادعایی از این آبراه، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا دولت عمان را که در حال مذاکره با ایران برای تعیین مسیر تردد جدید در تنگه هرمز است تهدید کرد که در صورتی که در مسیر توافق ایران و آمریکا قرار گیرد به شدت بمباران خواهد شد.
مارک سیورس، سفیر سابق آمریکا در عمان در گفتوگو با شبکه خبری سیانبیسی میگوید: «این تهدیدها نشاندهنده ناامیدی و سرخوردگی شدید کاخ سفید است... آمریکا میخواهد عمان نقش میانجیگری و ترتیبات مستقل را رها کند تا واشنگتن خود کنترل امور را به دست گیرد.» هزینه سنگین تلاش برای عبور از مسیرهای غیرامن
هر چند ادعای دونالد ترامپ و رسانههایی مانند سیانان مبنی بر از دست رفتن کنترل تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران، هیچ رنگی از واقعیت ندارد، با این حال بعید نیست که در طول هفتههای گذشته برخی از کشتیها توانستهباشند خطر هدف قرار گرفتن را به جان خریدهباشند و از مسیرهای تأیید نشده توسط ایران در تنگه هرمز به سلامت عبور کردهباشند.
در بهترین حالت بر اساس گزارش بلومبرگ، ممکن است که تعدادی از نفتکشهای عظیم اجارهای در تنگه هرمز، تلاش کنند با خاموش کردن ردیابهای خود به صورت رفت و برگشت نفت کشورهایی مانند عربستان، کویت و امارات متحده عربی را به آن سوی تنگه حمل کنند تا به صورت کشتی به کشتی در اختیار نفتکشهایی قرار دهند که منتظر دریافت این نفت هستند.
بیشتر بخوانید: بیانیه مصر و قطر درباره تنگه هرمز و بابالمندب
مارک ایوب، پژوهشگر و مشاور سیاست انرژی، به الجزیره میگوید: «طبق دادهها و منابع طی دو هفته گذشته، برخی کشورهای خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، عراق و کویت برخی محمولههای خود را از طریق مسیر عمانی و با خاموش کردن ردیاب شناورها و انجام انتقال کشتیبهکشتی (Ship-to-Ship) ارسال کردهاند. شناوری که میخواهد از تهدید موشکهای ایران در امان باشد، با ردیاب خاموش از مسیر عمانی حرکت میکند، محموله را بیرون تنگه به شناور دیگری منتقل میسازد و خود ناپدیدانه به بندر مبدأ برمیگردد.»
شمارش تعداد چنین نفتکشهای رفت و برگشتی و میزان نفتی که جابجا کردهاند، ممکن نیست، اما تصاویر ماهوارهای از نزدیکی بنادر فجیره امارات و صحار عمان که نشان دهنده حضور نفتکشهای کوچک برای دریافت نفت از نفتکشهای عظیم است، نشان میدهد که تعداد این ترددها نباید چندان زیاد باشد.
این اقدام نیز هزینههای بسیار کلانی برای کشورهایی که این خطر را پذیرفتهاند در پی دارد و هر کدام از این نفتکشها در مسیر خطرناک عبور از تنگه هرمز ممکن است که هدف حملات قرار گیرند. به نوشته اویل پرایس، کرایه حمل برای یک سوپرتانکر درون خلیج فارس به ۳۱ میلیون دلار برای هر سفر رسیده است. هزینه بیمه ریسک جنگی برای عبور سوپرتانکرها (VLCC) از ۰.۲۵ درصد ارزش کشتی (حدود ۳۴۵ هزار دلار) قبل از جنگ، به ۷.۵ تا ۱۰ درصد (معادل ۱۰.۳ تا ۱۳.۸ میلیون دلار) برای هر سفر جهش یافته است. واکنش ایران: تنگه هرمز با توییت باز نمیشود
اظهارات مکرر رئیس جمهور آمریکا در مورد باز بدون تنگه هرمز، با واکنش مقامهای جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. کاظم غریبآبادی، معاون امور حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تنگه هرمز را نه با توییت میتوان تصاحب کرد و نه با ناو هواپیمابر، نه با صدور فرمان و نه با سخنرانی انتخاباتی. ایران نه از تهدید میهراسد و نه با نمایش قدرت مرعوب میشود. یکبار برای همیشه واقعیت را بپذیرید: تا اینجا، شکستهای راهبردی و سنگینی خوردید؛ تنگه هرمز ایرانی بوده، هست و خواهد بود.»
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز، تأکید کرد تا زمانی که محاصره دریایی بنادر ایران رفع نشود، اموال بلوکهشده آزاد نشود، تحریم نفت پایان نیابد و تهدیدها و عملیات نظامی در همه جبههها متوقف نشود، تنگه هرمز باز نخواهد شد. قیمتها پس از تهدیدهای واشنگتن علیه ایران
همزمان، آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده که ذخایر جهانی نفت خام در ماه ژوئیه روزانه ۲.۲ میلیون بشکه کاهش یافته و پیشبینی کسری عرضه جهانی در سه ماهه سوم را به ۱.۸ میلیون بشکه در روز (بیش از دو برابر تخمین قبلی) افزایش داده است.
در شرایطی که قیمت بنزین در آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای به یکی از چالشهای دولت ترامپ تبدیل شده و بازار جهانی نفت نیز با کاهش عرضه مواجه است، واشنگتن تلاش دارد با برجستهسازی روایتهایی درباره افزایش تردد نفتکشها و کنترل بر تنگه هرمز، تصویری متفاوت از واقعیت موجود در این آبراه ارائه کند.
با این حال، دادههای منتشرشده از سوی مؤسسات ردیابی دریایی و حتی برآوردهای نهادهای آمریکایی نشان میدهد تردد در هرمز همچنان بهشدت محدود است. از این منظر، اختلاف میان روایت سیاسی واشنگتن و دادههای میدانی، نهتنها درباره وضعیت تنگه هرمز بلکه درباره توان آمریکا برای مدیریت پیامدهای اقتصادی جنگ نیز پرسشهای جدی ایجاد میکند.
مبارزه مادرانه ثریا عبداللهی در برابر ستیزهجویی فرقه منافقین - دیپلماسی ایرانی
نویسنده: آرش رضایی
دیپلماسی ایرانی: روایت مقاومت مادرانه مبارزه ثریا عبداللهی با تصمیم قاطع برای نجات پسرش آغاز شد. او در سال ۱۳۸۸ به همراه دیگر خانوادهها به عراق سفر کرد و در شهرک آزادی نزدیک اشرف مستقر شد. ثریا هر روز با بلندگو پسرش را صدا میزد، اما پاسخ او سنگ و فحاشی بود. او در مصاحبه میگوید: «انگیزهام عشق مادری بود، اما وقتی جنایات رجوی را شنیدم، تصمیم گرفتم تا آخرین نفس برای افشاگری بجنگم.» او از شکنجههایی چون عقیمسازی زنان و جدایی کودکان از مادران سخن میگوید که انگیزهاش را برای انتقام از سران فرقه دوچندان کرد.
سرآغاز یک جدایی دردناک و رنج بیپایان
فریب و انتقال به اشرف امیراصلان در سال ۱۳۸۰ با هدف یافتن کار و مهاجرت به آلمان راهی ترکیه شد. اما به جای تحقق رویاهایش، در دام قاچاقچیان و رابطین فرقه مجاهدین خلق افتاد و به قرارگاه اشرف در عراق منتقل شد.
ثریا عبداللهی پس از اطلاع از سرنوشت پسرش، در سال ۱۳۸۸ به عراق سفر کرد و به مدت چهار سال در مقابل این "سیاهچال رجوی" تحصن کرد. او در این مدت نه تنها موفق به دیدار با پسرش نشد، بلکه با سنگپرانی، توهین و خشونت از سوی اعضای فرقه مواجه شد. سران مجاهدین حتی امیراصلان را مجبور کردند در مصاحبههای تلویزیونی علیه مادرش موضعگیری کند و او را "نامادری" یا "مزدور" بخواند. این تجربه دردناک، ثریا را از یک مادر چشمانتظار به یک مبارز خستگیناپذیر تبدیل کرد. او در مصاحبه با سایت نیمنگاه میگوید: «بزرگترین انگیزهام افشای جنایتهای مسعود رجوی و انتقام از ظلمهایی بود که نه تنها به پسرم، بلکه به هزاران جوان و خانواده ایرانی روا داشته شد.»
فوبیای سران مجاهدین از خانوادهها، ترس از عشق خانوادگی
یکی از پرسشهای اساسی که در این ماجرا مطرح میشود این است: چرا سران مجاهدین خلق (منافقین) از تماس یا ملاقات چند دقیقهای اعضای خود با خانوادههایشان اینقدر هراس دارند؟ پاسخ را میتوان در ساختار ایدئولوژیک و تشکیلاتی این فرقه جستوجو کرد.
مجاهدین خلق، تحت رهبری مسعود رجوی و مریم رجوی، خانواده را "امالفساد" میدانند و معتقدند که هرگونه ارتباط عاطفی با دنیای بیرون، کنترل روانی و جسمی اعضا را تضعیف میکند.
ثریا عبداللهی در مصاحبهاش اشاره میکند که یکی از جداشدگان به او گفته بود: «تنها قدرتی که میتواند این فرقه را نابود کند، عشق و محبت خانواده است.»
ریشههای روانشناختی و ایدئولوژیک این ترس، که میتوان آن را "فوبیای خانواده" نامید، ریشه در ذهنیت فاشیستی و خودشیفتگی سران فرقه دارد. آنها خود را در "نوک پیکان تکامل اجتماعی" میبینند و این توهم "مطلقانگاری"، آنان را از درک سادهترین عواطف انسانی محروم کرده است. روانکاوان معتقدند فوبیا یا هراس بیمارگونه از احساس تهدید توسط یک عامل بیرونی ناشی میشود؛ در اینجا، خانوادهها همان عامل تهدیدکننده هستند که پایههای قدرت فرقه رجوی را به لرزه درمیآورند. سران مجاهدین از حضور خانوادهها در پشت دیوارهای اشرف و سپس کمپ لیبرتی دچار آشوب روانی میشدند، زیرا این حضور، پوچی ادعاهایشان مبنی بر "نوک پیکان تکامل اجتماعی" را برملا میکرد. به جای پاسخگویی به خواستههای مشروع خانوادهها، آنها به ابزارهای جنگ روانی چون تهمت، دشنام و تحقیر متوسل میشدند. این رفتار نشاندهنده ناتوانی سران فرقه در درک احساسات انسانی و اصول اخلاقیست؛ ناتوانیای که نتیجه دههها زندگی در مناسبات غیردموکراتیک و بسته قرارگاه اشرف است.
واکنشهای دفاعی مسئولان تشکیلات مجاهدین (منافقین)
سران مجاهدین به جای پاسخ به مطالبات مشروع خانوادهها، به انکار، سکوت یا تهمتزنی و خشونت متوسل میشوند. این واکنشها نه تنها ناتوانی آنها در مواجهه با عواطف انسانی را نشان میدهد، بلکه شکنندگی ساختار تشکیلاتیشان را آشکار میکند.
ثریا عبداللهی: نماد مقاومت مادرانه
ثریا عبداللهی تنها به فکر پسرش نبود؛ او صدای همه مادران و پدرانی شد که عزیزانشان در اسارت فرقه بودند. او چهار سال در شرایط سخت بیابانهای عراق، زیر گرمای ۶۰ درجه و سرمای استخوانسوز، ایستادگی کرد. در این مدت، رنج دیگر خانوادهها را شاهد بود: از شوکت قاسمی که آرزوی دیدار پسرش، پیمان را به گور برد، تا حبیبالله عبدی رئوف، پدری ۸۰ ساله که با سنگ و آهن مورد حمله قرار گرفت. این مادران و پدران با تحمل توهین، سنگپرانی و تهدید، تنها یک خواسته داشتند: دیدار با فرزندانشان.
ایستادگی ثریا و تأثیرات آن، تحصن خانوادهها و آغاز فرارها
تحصن خانوادهها در اشرف بینتیجه نبود. پس از هفت ماه تحصن، در شب عید فطر، اولین فراری از فرقه به نام ایمان یگانه از قرارگاه گریخت. ایمان یگانه با سابقه ۲۲ سال عضویت در فرقه رجوی سرانجام در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ تحت تاثیر برخورد ناخوشایند فرقه رجوی با خانواده ها تصمیم گرفت با خودروی خود از اسارتگاه اشرف بگریزد واز نیروهای عراقی تقاضای پناهندگی کند. آقای یگانه پس از فرار اظهارداشت: آنها مارا از نیروهای عراقی سخت ترسانده بودند ولی من علیرغم این تهدیدات تصمیم به فرار گرفتم و با خود گفتم هرگونه اتفاقی برای من رخ دهد بهتر از ماندن در این قرارگاه جهنمی است. او به ثریا عبداللهی گفت: «سازمان از وجود و صحبتهای شما وحشت کرده است.»
این فرار، سرآغاز موجی از جداییها بود. طی سالهای بعد، صدها نفر از اعضای با سابقه مجاهدین از اشرف و لیبرتی جدا شدند و بسیاری از آنها با افشاگری، ماهیت واقعی فرقه را برملا کردند.
این ریزش نشان داد که عشق خانوادگی و حضور مادرانی چون ثریا، بزرگترین تهدید برای تشکیلات رجوی است.
تلاشهای جهانی
تلاشهای ثریا به عراق محدود نشد. او در سال ۱۳۹۵ به ژنو سفر کرد و با ارائه اسناد، جنایات فرقه را به گوش احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، رساند.
در سال ۱۳۹۷ نیز تشکل "مادران، قربانیان فراموششده" را تأسیس کرد تا صدای خانوادههای آسیبدیده را به نهادهای بینالمللی برساند. او در پیام اخیر خود در مرداد ۱۴۰۳ به مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، بار دیگر فشار بر مجاهدین برای برقراری ارتباط مادران با فرزندانشان را خواستار شد.
تحلیل روانشناختی و تاریخی
رفتار سران مجاهدین خلق را میتوان از منظر روانشناسی و تاریخی تحلیل کرد. از نظر روانشناختی، فوبیای آنها از خانوادهها ریشه در ترس از فروپاشی کنترل مطلق دارد. متخصصان روانکاوی معتقدند که درمان این هراس، "خانوادهدرمانی" است؛ یعنی اجازه دادن به تماس اعضا با عزیزانشان. اما سران فرقه، به جای پذیرش این راهحل منطقی، به سرکوب و خشونت رو آوردند.
از منظر تاریخی، همکاری مجاهدین با صدام حسین در جنگ ایران و عراق، ترور ۱۷هزار ایرانی، و جنایاتشان در کردکشی و سرکوب مردم عراق، آنها را به سازمانی منفور تبدیل کرده است.
این پیشینه، همراه با تفکر فاشیستی و خودشیفتگی رجوی، توضیح میدهد که چرا آنها به جای پاسخگویی، به انزوا و خشونت پناه بردهاند.
مبارزه ادامهدار و اقدامات بینالمللی
تأسیس "مادران، قربانیان فراموششده"، مبارزه ثریا عبداللهی و خانوادههای اسرا، نه تنها یک تلاش شخصی برای نجات فرزندان، بلکه یک جنبش انسانی علیه ستم و فریب است. این مادران با ایستادگی خود نشان دادند که عشق و عاطفه خانوادگی، قدرتی است که هیچ دیوار و سیمخارداری نمیتواند آن را مهار کند. سران مجاهدین خلق در برابر این قدرت، دو راه بیشتر ندارند: یا باید به خواستههای مشروع خانوادهها تن دهند و اجازه ملاقات دهند، یا با ادامه مسیر کنونی، فروپاشی کامل تشکیلات خود را شاهد باشند.
تاریخ نشان داده است که سرکوب عواطف انسانی، هرگز پایانی جز شکست ندارد.
پس از انتقال اعضای مجاهدین به آلبانی در سال ۲۰۱۳، ثریا در سال ۱۳۹۷ تشکل "مادران، قربانیان فراموششده" را تأسیس کرد تا صدای مادران ایرانی را به جهان برساند. این تشکل دیدار خانوادهها با فرزندانشان، حمایت از جداشدگان و همکاری نهادهای بینالمللی را خواستار است.
ثریا عبداللهی، با تأسیس تشکل "مادران، قربانیان فراموششده" و ادامه مبارزهاش در آلبانی، همچنان پرچمدار این راه است. او و مادران دیگر، با هر فریاد و هر قطره اشک، به جهانیان یادآوری میکنند که انسانیت و عشق، همیشه بر تاریکی و ظلم پیروز خواهد شد.
فیلم "سرهنگ ثریا"
فیلم "سرهنگ ثریا" در سال ۱۴۰۱ نیز روایت زندگی ثریا عبداللهی را به تصویر کشید و توجه عمومی را جلب کرد. او نه تنها برای پسرش، بلکه برای همه اسیران مبارزه کرد و به دیگر مادران امید داد.
ثریا از رسانهها گلایه دارد که آنها را "خانوادههای اعضای مجاهدین" مینامند، در حالی که فرزندانشان قربانیان اسارت هستند.
مبارزه ثریا عبداللهی نمادی از مقاومت انسانی در برابر ظلم و فریب است. او و دیگر مادران نشان دادند که عشق خانوادگی قدرتمندتر از هر ایدئولوژی افراطی است.
سران مجاهدین، که در انتخاب بین ادامه سرکوب یا بازنگری در تفکر خود گیر افتادهاند، چارهای جز مواجهه با فروپاشی ندارند.
امید است روزی ثریا و سایر مادران، فرزندانشان را در آغوش بگیرند و این کابوس طولانی به پایان برسد.
نباید اجازه دهیم خطوط لوله جدید نفت ایجاد و از مسیرهایی صادر شود که تنگه هرمز را تضعیف کند/ نباید بگذاریم آمریکا از طریق کشورهایی که این مسیرها را ایجاد می کنند، قیمت نفت را کاهش دهد
حمیدرضا حاجیبابایی در یک گفتوگوی ویدئویی با اشاره به تحولات مرتبط با تنگه هرمز و تلاش برخی کشورها برای ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال نفت، گفت: کسی که امروز خط لولهای ایجاد میکند تا تنگه هرمز را تضعیف کند، در واقع از طریق محاصره اقتصادی به ما ضربه میزند. آیا در کمک این اقدامات به آمریکا تردیدی وجود دارد؟
وی در ادامه گفت: کسی که به هر طریقی فناوری یا اطلاعات در اختیار آمریکا قرار میدهد، در واقع با ما میجنگد، درحالیکه این اقدامات بهصورت آزادانه در حال انجام است. خط لوله فجیره، ینبع و دیگر مسیرهای انتقال نفت باهدف کاهش اهمیت و نقش تنگه هرمز ایجاد میشوند و در نهایت به اروپا، کشورهای دیگر و آمریکا کمک میکنند؛ این نیز بخشی از جنگ علیه ایران است.
نایبرئیس مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: پاسخ ما به چنین اقداماتی نیز باید متناسب باشد؛ نباید اجازه دهیم خطوط لوله جدید ایجاد شود یا نفت از مسیرهایی صادر شود که هدف آنها تضعیف تنگه هرمز است. همچنین نباید اجازه دهیم آمریکا از طریق این کشورها قیمت نفت را کاهش دهد.
وی بیان کرد: وقتی قیمت نفت بالا میرود، یعنی ما برندهایم و وقتی پایین میآید، یعنی آمریکا موفق شده است. هر کاری که هر کسی انجام دهد و موجب کاهش قیمت نفت شود، در واقع با آمریکا همکاری کرده است. در مقابل، هر کسی که مانند یمن اقدامی انجام دهد که باعث افزایش قیمت نفت شود، به ما کمک کرده است. این مسئله کاملاً شفاف و روشن است. مذاکره هم نوعی جنگ است؛ اما مذاکرهای که صرفاً به دنبال پایاندادن به جنگ باشد، کافی نیست. باید کاری کرد که کشورهای حاشیه خلیجفارس شب و روز تلاش کنند تا جنگ تمام شود و به دنبال این باشند که آمریکا شرایط ما را بپذیرد.

ابنالرضا: شگفتانههای ما در جنگ رمضان ارتقایافتهتر از جنگ قبلی بود

زن مرموز کنار ترامپ کیست؟/ این زن مسئول پوشک ترامپ است! + عکس و فیلم

درگیری مرزبانان سراوان با گروهک مسلح

ترامپ: اگر برای جلوگیری از سلاح هستهای ایران لازم بود، ۱۰۰ بار دیگر حمله میکردم| کنترل تنگه هرمز در اختیار ماست

ترامپ دوباره مدعی پیروزی شد

