قیمت طلا امروز




 سایت مشرق / ۱۴۰۵/۰۳/۲۵

دوره جدید جمهوری اسلامی ایران آغاز شده

k: آمریکا | پیروزی | ابر قدرت | جمهوری اسلامی ایران | مذاکرات هسته‌ای | مذاکرات هسته‌ای ایران | حمله ایران به آمریکا
 دوره جدید جمهوری اسلامی ایران آغاز شده



۹ ساعت قبل / سایت آوش

طعنه عراقچی به ترامپ: این فیلم را قبلا دیده‌ایم

 سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، به ادعای دولتمردان آمریکایی در خصوص وضع کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه مردم ایران، واکنش نشان داد.

عراقچی با انتشار تصویری از پیام ۱۴ سال پیش باراک اوباما، رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا نوشت:

۱۴سال پیش: «فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ.» شکست خورد.

۸ سال پیش: «فشار حداکثری.» شکست خورد.

۵ماه پیش: «تسلیم بی‌قیدوشرط.» شکست خورد.

امروز: «کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ.» این هم محکوم به شکست است.

این فیلم را قبلاً دیده‌ایم؛ همان داستان همیشگی، فقط با قلدرهای متفاوت.


۷ دقیقه قبل / سایت مشرق

ایران ایستاد، آمریکا فرسوده شد

به گزارش مشرق، در این یادداشت با عنوان «پس از شش ماه جنگ، ترامپ همچنان در برابر ایران بازنده است» آمده است:

فکری هم به حال ملوانان ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» بکنید. در حالی که عملیات نظامی آمریکا علیه ایران ادامه پیدا کرده، مأموریت این ملوانان در ناو هواپیمابر مذکور اکنون ماه‌ها بیشتر از مدت برنامه‌ریزی‌شده طول کشیده و گزارش‌های متعددی درباره وخامت شرایط، از جمله کاهش ذخایر مواد غذایی و آب آشامیدنی و همچنین تضعیف روحیه نیروها منتشر شده است. هفته گذشته، روزنامه «میلیتاری تایمز» با استناد به گزارش اعضای خانواده نظامیان گزارش داد که دست‌کم دو نفر از نیروهای مستقر در لینکلن تلاش کرده‌اند خود را به دریا بیندازند.

دریاسالار «برد کوپر»، فرمانده سنتکام، که آخر هفته از این ناو بازدید کرد، شرایط موجود را «به‌طور منحصربه‌فردی دشوار و سخت» توصیف کرد، اما در عین حال گفت «بخش‌های زیادی» از این وضعیت نامطلوب، «خبر قدیمی» است و پیش‌تر مورد رسیدگی قرار گرفته است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نیز کل این بحث را «اخبار جعلی» خواند. «پیت هگست»، وزیر دفاع آمریکا، هم گفت شرایط «کاملاً وارونه جلوه داده شده» و به خبرنگاران گفت که آمریکا می‌تواند محاصره دریایی بنادر ایران را «برای مدت نامحدود» ادامه دهد.

فکری هم به حال مردم ایران بکنید؛ مردمی که از اواخر فوریه، زمانی که ترامپ در کنار اسرائیل جنگی را با هدف اعلامی سقوط نظام سیاسی مستقر در ایران آغاز کرد، هدف حدود ۱.۵ میلیون پوند مهمات قرار گرفته‌اند که در حدود ۱۰ هزار سورتی پرواز از سوی نیروهای مستقر در ناو لینکلن بر ایران فرود آمده است.

شش ماه بعد از این تاریخ، دشوار است که نتیجه این جنگ را چیزی جز یک شکست عمیق راهبردی برای آمریکا بدانیم. ایران در واکنش به این حملات به لاک دفاعی فرو رفت و با استفاده از توانمندی‌های نامتقارن خود، تنگه حیاتی هرمز را بست و از موقعیت جغرافیایی کشور به شیوه‌ای استفاده کرد که پیش از آن سابقه نداشت؛ اقدامی که با هدف تحمیل هزینه به اقتصاد جهانی و افزایش فشار بر واشنگتن انجام شد.

اکنون هیچ‌یک از اهداف اولیه‌ای که ترامپ مطرح کرده بود از جمله تعطیلی برنامه هسته‌ای ایران و برچیدن توانمندی‌های موشک‌های بالستیک این کشور، محقق نشده است. در عوض، آمریکا اکنون در تلاش است راهی برای محروم کردن ایران از ابزاری پیدا کند که اساساً تنها به دلیل مداخله ترامپ در اختیار تهران قرار گرفته است: تنگه هرمز.

با وجود ابتکارهای اخیر ترامپ و متحدانش، نفت و دیگر کالاهای حیاتی همچنان آزادانه از این آبراه عبور نمی‌کنند و قیمت سوخت نیز همچنان بالاست. ایران همچنان به نفتکش‌ها حمله می‌کند و انتظار دارد حتی پس از دستیابی به یک توافق دیپلماتیک نیز نوعی کنترل بر تنگه هرمز را حفظ کند.

ایران همچنان سرسختانه ایستاده است. روز سه‌شنبه، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، گفت تنگه هرمز تا زمانی که دارایی‌های ایران در خارج آزاد نشود، تحریم‌های نفتی علیه ایران لغو نشود و عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل به‌طور کامل متوقف نشود، بسته خواهد ماند.

انتصاب‌های جدید در پست‌های ارشد امنیتی از سوی رهبر جدید ایران، ممکن است نشانه‌ای از آمادگی تهران برای منتظر ماندن و فرسوده کردن توانایی‌های ترامپ باشد.

«ولی نصر» استاد مطالعات خاورمیانه و امور بین‌الملل در دانشگاه جانز هاپکینز، می‌گوید: «ایران از این جنگ بسیار قدرتمندتر بیرون آمده است؛ نه فقط از نظر ثبات نظام، بلکه به‌طور کلی از نظر اعتمادبه‌نفسی که به دست آورده است.»

او افزود: «بنابراین، لیوان برای ایران قطعاً نیمه‌پر است و حتی اگر از صفات قطعی مانند "پیروز شدن" و "باختن" استفاده نکنیم، کاملاً روشن است که برای آمریکایی‌ها لیوان نیمه‌خالی است.»

ترامپ جنگ را در اوج اعتمادبه‌نفس آغاز کرد. سهولت نسبی عملیات او برای برکناری «نیکلاس مادورو»، رئیس‌جمهور ونزوئلا، احتمالاً او را به این باور رسانده بود که قدرت آمریکا بر همه چیز برتری دارد. اما ترامپ بیش از حد اعتمادبه‌نفس داشت و اکنون خود را در وضعیتی می‌بیند که قادر به پایان دادن به جنگی نیست که هیچ‌یک از همسایگان ایران نمی‌خواستند او آغازش کند.

قدرت آمریکا نیز به‌وضوح تضعیف شده است. آمریکا بخش قابل‌توجهی از ذخایر مهمات هدایت‌شونده دقیق و تجهیزات پدافند هوایی خود را مصرف کرده و شاهد حملات قابل‌توجه ایران به مجموعه پایگاه‌های نظامی‌اش در منطقه بوده است؛ حملاتی که به زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی در سراسر منطقه نیز آسیب زده است.

برخی کشورها، مانند امارات متحده عربی، علاقه‌ای به تهران ندارند، اما می‌دانند که رویکرد جنگ‌طلبانه کنونی ترامپ لزوماً به نفع آنها نیست.

تشکیل یک ائتلاف دفاعی سه‌جانبه جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ــ که ترامپ نیز به‌صورت علنی از آن استقبال کرده ــ نمادی از منطقه‌ای است که در حال اندیشیدن به فراتر از آمریکا و ایجاد موازنه در برابر عدم‌قطعیت ناشی از یک ایران مقاوم و اسرائیلی تهاجمی است.

«الکس واتانکا» مدیر برنامه ایران در مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، به من گفت: «تغییر بزرگ‌تر این است که پایتخت‌های کشورهای خلیج فارس دیگر صرفاً از همسویی با سیاست فشار حداکثری احساس راحتی نمی‌کنند. آنها به‌طور فزاینده‌ای خواهان استقلال از هر دو طرف، یعنی واشنگتن و تهران، هستند.»

به گفته ولی نصر، «اکنون همه آمریکا را ضعیف‌تر از گذشته می‌بینند.» او مشکلات ترامپ را بخشی از «فروپاشی شتابان قدرت و اعتبار آمریکا» می‌داند و می‌گوید: «وقتی این جنگ تمام شود، آمریکا با جهانی مواجه خواهد شد که بسیار دشوارتر می‌توان آن را حول یک سیاست منسجم هدایت کرد.»

این جنگ در داخل آمریکا نیز عمیقاً نامحبوب است و به عاملی سنگین بر چشم‌انداز انتخاباتی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش رو تبدیل شده است.

«الی گران‌مایه» پژوهشگر ارشد سیاست‌گذاری در شورای روابط خارجی اروپا، می‌گوید: «ترامپ خود را در جنگی گرفتار کرده که برای آمریکا قابل پیروزی نیست.»

او افزود: «به نظر می‌رسد او اکنون در دام خطای هزینه‌های ازدست‌رفته گرفتار شده است؛ این تصور که چون آمریکا منابع، مهمات و اعتبار زیادی را در این جنگ هزینه کرده، نمی‌تواند پیش از رسیدن به یک پیروزی تعیین‌کننده عقب‌نشینی کند.»

اما به نظر می‌رسد تهران معتقد است می‌تواند هم ترامپ را فریب دهد و هم در برابر او دوام بیاورد.

«گرگوری برو» کارشناس ایران و انرژی در گروه اوراسیا، یک شرکت مشاوره ریسک سیاسی، به من گفت: «ایران اکنون اطمینان دارد که می‌تواند بمباران‌های آمریکا را تحمل کند و این موضوع هرگونه تهدید نظامی احتمالی آمریکا در آینده را به‌شدت تضعیف می‌کند.»

او افزود: «علاوه بر این، اکنون آمریکا تا حد زیادی از اقدام تهاجمی‌تر علیه ایران بازداشته شده است، زیرا از خطر واکنش گسترده ایران هراس دارد.»

این هفته، مهلت ۶۰ روزه‌ای که در ماه ژوئن، به‌عنوان بخشی از یک تفاهم‌نامه پیشین میان آمریکا و ایران برای حل اختلافات گسترده‌تر دو کشور تعیین شده بود، بدون سر و صدای چندانی به پایان رسید. این اتفاق نشانه‌ای از شکنندگی و غیرجدی بودن دور جدید دیپلماسی میان دو طرف بود.

روز سه‌شنبه، ترامپ در دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید با خشم خواستار آن شد که ایران «پرچم سفید تسلیم را بالا ببرد» و همزمان عمان ــ که یکی از واسطه‌های مهم دیپلماتیک است ــ را به دلیل مذاکرات موازی با ایران درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز به حملات نظامی تهدید کرد.

او همچنین به کره جنوبی حمله لفظی کرد و تصمیم شگفت‌انگیز خود برای کاهش رزمایش‌های نظامی با این کشور را با آنچه عدم همکاری سئول در حمایت از جنگ ترامپ در خاورمیانه خواند، توجیه کرد.

سپس، شاید در آشکارترین نشانه از سرخوردگی او، رئیس‌جمهور آمریکا نقشه‌ای عجیب را در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» منتشر کرد که در آن تنگه هرمز با عنوان «قلمرو آمریکا» مشخص شده بود. اما ترامپ نمی‌تواند با تغییر نام‌ها یا مصادره لفظی جغرافیا از این فاجعه خارج شود. برخی تحلیلگران این شکست را از همین حالا با فجایع جنگ‌های ویتنام و عراق مقایسه کرده‌اند.

محمدباقر قالیباف در واکنش به تهدیدهای جدید مقام‌های دولت ترامپ برای اعمال فشار حداکثری علیه ایران، در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «منتظر نباشید گروه دلقک‌ها از کلاه خود خرگوشی بیرون بیاورند و گندی را که خودتان زده‌اید پاک کنند.»


۱۵ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

خروج از NPT ؛ ابزار فشار یا تصمیم واقعی؟

قاسم روانبخش، نماینده قم در مجلس، عضو جبهه پایداری و سخنگوی پیشین این تشکل با خبری روز گذشته موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، را به فضای سیاسی کشور بازگرداند.

او در یک اجتماع مردمی در قم با اشاره به وضعیت جنگی کشور گفت: «موضوع خروج از NPT مطرح شده و دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در این زمینه موضع‌گیری کرده است. در مجلس نیز طرح مربوط به این موضوع ارایه شده و در حال پیگیری است.» روانبخش البته از تصویب طرح یا ورود آن به مرحله نهایی سخن نگفت و آنچه بر آن تاکید کرد، مطرح بودن و پیگیری طرح در مجلس بود.

او همچنین مشخص نکرده است که کدام موضع‌گیری محسن رضایی درباره خروج از ان‌پی‌تی قابل تفسیر است. داستان طرح‌های مجلس برای خروج از NPT البته داستان جدیدی نیست. این موضوع همواره در یک دهه اخیر یکی از گزینه‌هایی بوده که شماری از نمایندگان مجلس درباره آن سخن گفته‌اند. در شهریور ۱۴۰۴، علیرضا سلیمی، عضو هیات‌رییسه مجلس گفته بود کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در حال جمع‌بندی گزارش طرح سه‌فوریتی خروج از NPT است و پس از نهایی شدن گزارش، موضوع برای پیگیری‌های بعدی به صحن مجلس ارایه خواهد شد.

از زمان دولت حسن روحانی، طیفی از اصولگرایان بارها در مجلس چنین طرحی را مطرح کرده‌اند؛ اگرچه این موضوع هیچ‌گاه به مرحله تصویب نهایی نرسیده است.

در سال ۱۳۹۸ نیز گروهی از نمایندگان طرحی را تدوین کردند که در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت، دولت را به خروج از NPT و توقف همکاری‌های نظارتی با آژانس ملزم می‌کرد. آن طرح با امضای ۱۹ نماینده اعلام وصول و برای بررسی به کمیسیون امنیت ملی ارجاع شد اما هرگز برای بررسی نهایی به صحن نیامد. با این وجود طرح این موضوع در شرایط فعلی کشور از جایگاهی متفاوت از دفعات و ادوار قبل برخوردار است به این معنی که تکرار این ادبیات در شرایط جنگی، پرسش مهم‌تری را پیش روی سیاستگذاری کشور قرار می‌دهد؛ «طرح خروج از NPT امروز چه دستاورد عملی برای ایران دارد؟» آیا چنین مواضعی بخشی از ابزار فشار و بازدارندگی در برابر طرف مقابل است یا می‌تواند به افزایش تنش، دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی و ایجاد هزینه‌های جدید برای ایران منجر شود؟ مساله فقط خود خروج از یک پیمان بین‌المللی نیست؛ مساله این است که چنین ایده‌ای در چه زمانی، با چه ادبیاتی و برای ارسال چه پیامی مطرح می‌شود.

هزینه خروج

اگر طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، از مرحله طرح و تهدید سیاسی عبور کند و به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود، پیامدهای آن بسیار فراتر از یک تغییر در سیاست هسته‌ای خواهد بود.

مساله اصلی این است که ایران در شرایطی چنین تصمیمی را اتخاذ خواهد کرد که پرونده هسته‌ای همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای مناقشه میان تهران و کشورهای غربی است و هرگونه تغییر در سطح همکاری‌های هسته‌ای می‌تواند مستقیما بر مناسبات ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اروپا و شورای امنیت سازمان ملل اثر بگذارد. نخستین پیامد، از دست رفتن بخشی از چارچوب حقوقی و نظارتی موجود خواهد بود. NPT اگرچه برای ایران در سال‌های گذشته محدودیت‌هایی ایجاد کرده، اما همزمان عضویت در آن امکان بهره‌مندی از حقوق کشورهای عضو برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را نیز فراهم کرده است.

خروج از این پیمان به معنای آن است که ایران یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های حقوقی مرتبط با فعالیت هسته‌ای خود را ترک کرده و طبیعتا طرف‌های مقابل نیز این تصمیم را نه یک اقدام معمول دیپلماتیک، بلکه یک تحول راهبردی تلقی خواهند کرد.

پیامد دوم، تشدید فشار سیاسی و دیپلماتیک است. حتی اگر خروج از NPT به‌ تنهایی به معنای اثبات حرکت ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای نباشد، در فضای سیاسی کنونی می‌تواند چنین برداشتی را تقویت کند. این مساله به ‌ویژه برای کشورهای اروپایی و امریکا اهمیت دارد، چراکه مخالفان سیاست هسته‌ای ایران می‌توانند از تصمیم خروج برای استدلال درباره افزایش نگرانی‌های اشاعه‌ای استفاده کنند.

در چنین شرایطی، ایران ممکن است به جای آنکه از تهدید خروج برای کاهش فشار استفاده کند، با موج تازه‌ای از فشارهای سیاسی و دیپلماتیک مواجه شود. ازسوی دیگر، خروج از NPT می‌تواند فضای مذاکره را نیز دشوارتر کند. یکی از ابزارهای مهم ایران در سال‌های گذشته، ترکیب ظرفیت هسته‌ای با دیپلماسی بوده است؛ یعنی تهران تلاش کرده ضمن تاکید بر حقوق هسته‌ای خود، از مسیر مذاکره نیز برای کاهش فشارها استفاده کند. خروج رسمی از پیمان می‌تواند این معادله را تغییر دهد و طرف مقابل را به این جمع‌بندی برساند که ایران در حال عبور از یکی از خطوط مهم موجود در نظام عدم اشاعه است. درنتیجه، حتی اگر هدف اولیه چنین تصمیمی افزایش قدرت چانه‌زنی باشد، ممکن است در عمل فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدودتر کند. البته نباید میان «تهدید به خروج» و «خروج واقعی» یکسان‌سازی کرد.

تهدید به خروج می‌تواند برای افزایش هزینه تصمیم‌های طرف مقابل و ایجاد بازدارندگی مطرح شود. اما هر چه این تهدید بیشتر تکرار شود، اهمیت «اعتبار تهدید» نیز بیشتر می‌شود. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که این طرح‌ها صرفا در سطح اظهارنظر سیاسی باقی می‌مانند، اثر بازدارندگی آنها کاهش خواهد یافت. ازسوی دیگر، اگر ایران تهدید را عملی کند، باید برای هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک آن نیز آماده باشد، بنابراین پرسش اصلی درباره چنین طرحی فقط این نیست که «آیا ایران می‌تواند از NPT خارج شود یا نه»؛ بلکه این است که در شرایط فعلی، این خروج چه چیزی به قدرت ایران اضافه می‌کند و در مقابل چه هزینه‌هایی به کشور تحمیل خواهد کرد. اگر دستاورد آن صرفا ارسال یک پیام سیاسی باشد، ممکن است تکرار تهدید خروج بیش از آنکه ابزار قدرت باشد، به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود.

چرا پایداری؟

طرح خروج از NPT برای بخشی از جریان اصولگرا موضوع تازه‌ای نیست. در سال‌های مختلف، به‌خصوص هر زمان که تنش میان ایران و غرب درباره پرونده هسته‌ای افزایش پیدا کرده، گروهی از نمایندگان نزدیک به جریان پایداری یا طیف‌های همسو با آن، خروج از این پیمان را به عنوان یکی از گزینه‌های پاسخ به فشارهای خارجی مطرح کرده‌اند، بنابراین اظهارنظر تازه قاسم روانبخش را نمی‌توان صرفا یک موضع‌گیری مقطعی دانست؛ این سخنان را باید در امتداد یک الگوی سیاسی چندساله دید که در آن خروج از NPT به یکی از نمادهای «پاسخ سخت» به فشار غرب تبدیل شده است.

در دولت حسن روحانی، به ‌ویژه همزمان با افزایش اختلافات بر سر برجام، طرح چنین ایده‌هایی در مجلس بارها تکرار شد. در سال ۱۳۹۸ نیز جمعی از نمایندگان طرحی را برای خروج ایران از NPT در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت مطرح کردند.

در سال‌های بعد نیز با افزایش فشارهای غرب بر برنامه هسته‌ای ایران، ایده خروج دوباره به ادبیات برخی نمایندگان بازگشت. سال گذشته نیز موضوع طرح سه‌فوریتی خروج از NPT ازسوی شماری از نمایندگان مطرح شد. این تداوم نشان می‌دهد که برای این جریان، خروج از NPT تنها یک واکنش موردی نیست، بلکه بخشی از یک نگاه مشخص به سیاست خارجی است. اما چرا چنین طرح‌هایی مرتب تکرار می‌شوند، درحالی‌که در هیچ‌یک از این مقاطع به تصمیم نهایی و اجرایی منجر نشده‌اند؟ بخشی از پاسخ را باید در کارکرد سیاسی این طرح‌ها جست‌وجو کرد.

برای جریان پایداری، سیاست خارجی مطلوب سیاستی است که در برابر فشار خارجی کمترین امتیاز را بدهد و در مقابل، هزینه اقدامات طرف مقابل را افزایش دهد. از این منظر، خروج از NPT می‌تواند نماد ایستادگی و نشان‌دهنده این پیام باشد که فشار بیشتر علیه ایران الزاما به عقب‌نشینی تهران منجر نخواهد شد. این طرح‌ها همچنین کارکردی در رقابت‌های داخلی سیاست دارند. نماینده‌ای که از خروج از NPT سخن می‌گوید، عملا خود را در جایگاه مخالف «انفعال در برابر غرب» قرار می‌دهد.

در مقابل، هر جریان یا دولتی که بر مذاکره، تعامل یا کاهش تنش تاکید کند، می‌تواند ازسوی این طیف با این پرسش مواجه شود که آیا چنین رویکردی به معنای دادن امتیاز به طرف مقابل نیست؟ بنابراین خروج از NPT صرفا یک گزینه فنی در سیاست هسته‌ای نیست؛ می‌تواند به ابزاری برای مرزبندی سیاسی با دولت و جریان‌های میانه‌روتر نیز تبدیل شود. با این حال، تکرار چنین طرح‌هایی یک تناقض مهم را هم آشکار می‌کند.

اگر خروج از NPT واقعا یک تصمیم راهبردی و فوری است، چرا در ادوار مختلف مجلس مطرح شده اما به مرحله اجرا نرسیده است؟ و اگر تصمیم‌گیران کشور درنهایت به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه‌های خروج بیش از منافع آن است، تکرار مداوم این ادبیات چه دستاوردی دارد؟ پاسخ احتمالی این است که «هدف اصلی، لزوما اجرای تصمیم نیست، بلکه حفظ گزینه خروج روی میز است.» در این نگاه، طرح پارلمانی می‌تواند بخشی از فشار سیاسی و جنگ روانی باشد؛ پیامی برای امریکا و اروپا که فشار بیشتر می‌تواند ایران را به سمت تصمیم‌های رادیکال‌تر سوق دهد.

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این ابزار پیام‌رسانی بیش از حد تکرار شود. در آن صورت، مرز میان «بازدارندگی» و «تنش‌زایی» باریک‌تر می‌شود و ممکن است طرف مقابل به جای دریافت پیام انعطاف‌ناپذیری ایران، از این اظهارات برای تشدید نگرانی‌های هسته‌ای استفاده کند. به همین دلیل، مساله امروز فقط این نیست که چرا نمایندگان نزدیک به پایداری بار دیگر سراغ خروج از NPT رفته‌اند؛ مساله مهم‌تر این است که «آیا این ادبیات هنوز یک ابزار موثر برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران است یا به تدریج به یک موضع تکراری با هزینه‌های فزاینده تبدیل شده است؟»

 تهدید یا بازدارندگی؟

طرح دوباره موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، در شرایط جنگی بیش از آنکه صرفا یک بحث حقوقی درباره یک پیمان بین‌المللی باشد، باید از منظر «پیام» بررسی شود. هر اظهارنظر سیاسی در حوزه هسته‌ای، به‌ خصوص وقتی ازسوی نمایندگان مجلس مطرح می‌شود، برای طرف‌های خارجی نیز حامل معناست.

بنابراین پرسش اصلی این است که طرح چنین موضوعی در شرایط فعلی می‌تواند برای ایران نقش ابزار بازدارنده داشته باشد یا برعکس، به افزایش تنش و دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی منجر شود.  منطق بازدارندگی بر این اساس استوار است که یک کشور باید بتواند به طرف مقابل نشان دهد ادامه فشار یا حمله، هزینه‌هایی خواهد داشت.

در این چارچوب، حتی مطرح کردن گزینه خروج از NPT می‌تواند به عنوان یک پیام سیاسی قابل استفاده باشد؛ یعنی اگر فشارها علیه ایران ادامه پیدا کند، تهران ممکن است به سمت کاهش محدودیت‌های پذیرفته ‌شده خود حرکت کند. از این منظر، طرح خروج می‌تواند بخشی از «جعبه‌ابزار فشار متقابل» ایران باشد، بدون آنکه الزاما به معنای تصمیم قطعی برای خروج باشد. اما بازدارندگی زمانی موثر است که پیام ارسالی، روشن، منسجم و قابل باور باشد. اگر یک گزینه بارها ازسوی نمایندگان مختلف مطرح شود اما هیچ‌گاه به تصمیم رسمی تبدیل نشود، ممکن است اثر آن به تدریج کاهش پیدا کند.

طرف مقابل ممکن است به این جمع‌بندی برسد که چنین اظهارنظرهایی بیشتر مصرف داخلی دارد و قرار نیست در سیاست رسمی کشور تغییری ایجاد کند. در چنین شرایطی، تهدیدی که قرار بوده هزینه فشار بر ایران را افزایش دهد، ممکن است به یک موضع تکراری تبدیل شود که اثر بازدارنده محدودی دارد. مساله مهم‌تر اما احتمال ایجاد اثر معکوس است. طرف‌های غربی ممکن است خروج ایران از NPT را نه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از افزایش ریسک هسته‌ای تفسیر کنند. در چنین حالتی، کشورهایی که پیش از این درباره برنامه هسته‌ای ایران نگرانی‌هایی داشته‌اند، می‌توانند خروج را مستمسکی برای افزایش فشارهای سیاسی، تحریم‌ها و تلاش برای ایجاد اجماع علیه تهران قرار دهند. بنابراین همان اقدامی که از نگاه طراحانش قرار است هزینه طرف مقابل را بالا ببرد، ممکن است در سطح بین‌المللی هزینه‌های جدیدی برای ایران ایجاد کند.

این موضوع در شرایط جنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در دوره جنگ، فضای تصمیم‌گیری و برداشت طرفین از یکدیگر بسیار حساس‌تر است. اظهاراتی که در شرایط عادی ممکن است صرفا یک موضع سیاسی تلقی شود، در شرایط جنگی می‌تواند به عنوان بخشی از راهبرد رسمی یک کشور تفسیر شود. به همین دلیل، تعدد مواضع درباره موضوعاتی مانند خروج از NPT می‌تواند خطر سوءبرداشت را افزایش دهد.

ازسوی دیگر، جنگ روانی نیز بخشی از میدان تقابل است. طبیعی است که ایران بخواهد نشان دهد در برابر فشار خارجی گزینه‌های مختلفی روی میز دارد. اما جنگ روانی زمانی موفق است که کنترل پیام در دست فرستنده باقی بماند. اگر هر نماینده یا جریان سیاسی بتواند بدون هماهنگی درباره گزینه‌های حساس سیاست خارجی موضع‌گیری کند، ممکن است پیام‌های متفاوتی به خارج مخابره شود؛ یک مقام از مذاکره سخن بگوید، نماینده‌ای از خروج از NPT و دیگری از اقدامات شدیدتر. در این شرایط، طرف مقابل ممکن است به جای تمرکز بر محتوای هر پیام، از مجموعه این اظهارات برای ترسیم تصویری از بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری استفاده کند.

 مجلس و سیاست خارجی

بازگشت دوباره موضوع خروج از NPT به ادبیات برخی نمایندگان، یک سوال مهم دیگر را هم مطرح می‌کند: مجلس در پرونده‌ای با این سطح از حساسیت، دقیقا چه نقشی دارد و طرح‌های نمایندگان تا چه اندازه می‌توانند مسیر سیاست خارجی کشور را تغییر دهند؟ پاسخ به این سوال اهمیت زیادی دارد، زیرا میان «مطرح کردن یک طرح در مجلس»، «تصویب قانون» و «اجرای یک تصمیم راهبردی» فاصله قابل‌توجهی وجود دارد. مجلس براساس قانون اساسی در حوزه قانون‌گذاری و نظارت بر عملکرد دولت اختیارات مهمی دارد و سیاست خارجی نیز نمی‌تواند کاملا جدا از این نهاد باشد.

با این حال، پرونده هسته‌ای ایران صرفا یک موضوع داخلی یا قانون‌گذاری معمول نیست. این پرونده به امنیت ملی، روابط خارجی، تعهدات بین‌المللی و مناسبات ایران با نهادهایی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای امنیت ارتباط مستقیم دارد، به همین دلیل، تصمیم درباره تغییرات بنیادین در این حوزه عملا نیازمند هماهنگی میان مجموعه نهادهای تصمیم‌گیر در سیاست خارجی و امنیت ملی است. از این زاویه، باید میان «قدرت قانون‌گذاری» و «قدرت سیگنال‌دهی سیاسی» نمایندگان تفاوت گذاشت. ممکن است نمایندگان طرحی را برای خروج از NPT مطرح کنند و حتی آن را به عنوان پاسخ به فشارهای خارجی در دستور کار قرار دهند، اما همین اقدام پیش از آنکه به قانون تبدیل شود، یک پیام سیاسی نیز ارسال می‌کند.

پیام می‌تواند این باشد که در داخل ساختار سیاسی ایران، گزینه‌های سخت‌تر همچنان روی میز است و افزایش فشار علیه تهران ممکن است واکنش‌های شدیدتری به دنبال داشته باشد. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که پیام مجلس با پیام سایر بخش‌های سیاست خارجی کشور هماهنگ نباشد. در سیاست خارجی، طرف مقابل معمولا فقط یک سخنرانی یا یک طرح را بررسی نمی‌کند؛ بلکه مجموعه مواضع مسوولان و نهادهای مختلف را کنار هم می‌گذارد تا بفهمد سیاست واقعی کشور چیست.

اگر یک‌طرف از ادامه مذاکره سخن بگوید و همزمان نمایندگانی از خروج از NPT به عنوان یک گزینه جدی صحبت کنند، این تفاوت لزوما به معنای اختلاف نیست، اما می‌تواند فضای بیشتری برای برداشت‌های متفاوت ایجاد کند. در عین حال، نمی‌توان نقش مجلس را صرفا به «صدور پیام» تقلیل داد. اگر نمایندگان به این نتیجه رسیده‌اند که خروج از NPT برای تامین منافع ملی ضروری است، باید استدلال روشن و قابل ارزیابی درباره دستاوردهای آن ارایه کنند. اینکه خروج چگونه قرار است امنیت ایران را افزایش دهد، چه جایگزینی برای چارچوب نظارتی موجود ایجاد خواهد شد، واکنش آژانس و کشورهای اروپایی چه خواهد بود و اقتصاد ایران چگونه باید با فشارهای احتمالی جدید مواجه شود، پرسش‌هایی هستند که یک طرح جدی باید برای آنها پاسخ داشته باشد.

از این منظر، یکی از نقاط ضعف طرح‌های تکرارشونده درباره خروج از NPT این است که گاهی «اصل تهدید پررنگ‌تر از توضیح درباره مرحله بعدی آن» می‌شود. یعنی گفته می‌شود اگر فشار ادامه پیدا کند، ایران از NPT خارج خواهد شد، اما کمتر درباره این موضوع صحبت می‌شود که روز بعد از خروج چه اتفاقی خواهد افتاد و ایران چگونه باید هزینه‌های احتمالی این تصمیم را مدیریت کند.

این مساله به ‌خصوص در شرایط جنگی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی نیازمند پیام‌های دقیق و حساب ‌شده است. مجلس می‌تواند با طرح موضوعات حساس، دامنه گزینه‌های موجود را به طرف مقابل یادآوری کند، اما اگر این اقدام بدون توضیح درباره هدف و پیامدهای آن انجام شود، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.

بنابراین مساله اصلی، مخالفت یا موافقت با نقش مجلس در سیاست خارجی نیست. پرسش این است که «آیا مجلس می‌تواند میان ایفای نقش نظارتی و قانون‌گذاری خود از یک‌سو و حفظ انسجام پیام سیاست خارجی کشور ازسوی دیگر تعادل ایجاد کند؟» در موضوعی مانند خروج از NPT، پاسخ به این پرسش اهمیت زیادی دارد، زیرا هر طرحی که در صحن مجلس مطرح می‌شود، ممکن است همزمان برای مخاطب داخلی و خارجی پیام داشته باشد و هر دو پیام باید با دقت مدیریت شوند.

درنهایت، سوال این نیست که آیا ایران باید در برابر فشارها سکوت کند یا نه؛ سوال این است که «کدام تهدید می‌تواند واقعا هزینه طرف مقابل را بالا ببرد و کدام تهدید فقط هزینه‌های ایران را افزایش می‌دهد.» در پرونده‌ای به حساسیت NPT، تفاوت میان این دو می‌تواند برای سیاست خارجی کشور تعیین‌کننده باشد.

 




 اینستاگرام، صفحهٔ «رواق دارالذکر» مزار نورانی رهبر شهید انقلاب را مسدود کرد
۸ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

اینستاگرام، صفحهٔ «رواق دارالذکر» مزار نورانی رهبر شهید انقلاب را مسدود کرد

صفحهٔ اینستاگرام «رواق دارالذکر» ساعتی پیش از سوی این پلتفرم، از دسترس خارج شد.

 فعال اصولگرا: هرگونه تضعیف دولت و تیم دیپلماسی بدون تردید برخلاف منافع ملی است
۶ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

فعال اصولگرا: هرگونه تضعیف دولت و تیم دیپلماسی بدون تردید برخلاف منافع ملی است

آرمان امروز : فعال رسانه‌ای اصولگرا با اذعان به خطای گفتمانی برخی افراد و جریانات در شرایط فعلی کشور، بر ضرورت بها ندادن به مطالب بی‌اساس و بی‌اهمیت تاکید کرد و گفت: هرگونه تضعیف دولت و تیم دیپلماسی بدون تردید برخلاف منافع ملی است. ناصر ایمانی» روز جمعه در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا درباره [ ]

 تقدیر رئیس‌جمهور از ۱۲ نام‌آور پزشکی ایران + اسامی
۱۰ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

تقدیر رئیس‌جمهور از ۱۲ نام‌آور پزشکی ایران + اسامی

رئیس‌جمهور در آستانه روز پزشک، با اهدای لوح‌های جداگانه به ۱۲ تن از نام‌آوران پزشکی ایران، از خدمات، فداکاری‌ها و دستاورد‌های علمی و پژوهشی آنان در مسیر اعت...

 روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: ایرانی‌ها خیلی مایل هستند به توافق برسند اما هنوز آماده نیستند
۳ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: ایرانی‌ها خیلی مایل هستند به توافق برسند اما هنوز آماده نیستند

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا گفت: من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.

 پاسخ تند عضو هیات‌رئیسه مجلس به حلبوسی
۹ ساعت قبل / سایت تابناک

پاسخ تند عضو هیات‌رئیسه مجلس به حلبوسی

عضو هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی، در واکنش به مواضع حلبوسی درباره نام خلیج فارس، با اشاره به سابقه فعالیت‌های حاج قاسم سلیمانی در مبارزه با داعش در الانبار،...

 سوریه عضویت در «پیمان مکه» را بررسی می‌کند/ الشیبانی: هنوز تصمیم نهایی نگرفته‌ایم
۱۳ ساعت قبل / سایت اکوایران

سوریه عضویت در «پیمان مکه» را بررسی می‌کند/ الشیبانی: هنوز تصمیم نهایی نگرفته‌ایم

تسنیم : وزیر خارجه دولت موقت سوریه گفت: دمشق در حال بررسی پیوستن به «پیمان مکه» است.