ماجرای اشکهای لیون مسی چه بود؟

جایگزینهای کانال سوئز؛ تهدید واقعی یا بزرگنمایی رسانهای؟

روزنامه قطری العربی الجدید در گزارشی نوشت: هر از گاهی برخی کشورها و مؤسسات از راهاندازی پروژهها و کریدورهای بزرگ دریایی، زمینی و لجستیکی سخن میگویند که میتوانند جایگزینی برای کانال سوئز باشند؛ مسیری که یکی از مهمترین آبراههای جهان به شمار میرود و بخش قابل توجهی از تجارت جهانی، بهویژه مبادلات میان آسیا و اروپا، از آن عبور میکند.
یکی از تازهترین طرحهایی که توجهها را به خود جلب کرده، مسیر دریای شمال است که چین بر استفاده از آن برای انتقال کالا میان شرق آسیا و اروپا تأکید دارد. بر اساس برآوردهای مطرحشده، این مسیر در برخی سفرها میتواند نسبت به مسیر کانال سوئز حدود ۵۰ درصد کوتاهتر باشد.
با این حال، استفاده از مسیر دریای شمال موضوع تازهای نیست. پیش از این نیز شرکتهای بزرگ کشتیرانی از جمله شرکت دانمارکی مرسک از این مسیر استفاده کردهاند و روسیه نیز سالها است برای افزایش تردد دریایی در این مسیر که از نزدیکی مورمانسک تا تنگه برینگ امتداد دارد، برنامهریزی میکند.
در کنار این مسیر، کریدور شمال–جنوب نیز یکی دیگر از طرحهایی است که ایران طی سالهای گذشته آن را بهعنوان مسیر جایگزین برای انتقال کالا میان آسیا و اروپا دنبال کرده است. این کریدور، با ترکیبی از حملونقل دریایی و زمینی، هند را از طریق ایران و دریای خزر به روسیه و سپس اروپا متصل میکند.
در منطقه همچنین طرحهای دیگری مطرح شدهاند؛ از جمله پروژههای مرتبط با انتقال کالا از طریق سرزمینهای اشغالی، طرحهای ریلی و جادهای میان بنادر دریای سرخ و مدیترانه و کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا. پروژه «راه توسعه» نیز که بنادر خلیج فارس را از مسیر عراق و ترکیه به بازارهای اروپا متصل میکند، از دیگر طرحهایی است که میتواند بخشی از ظرفیت حملونقل منطقه را به خود اختصاص دهد.
افزایش ناامنی در آبراههای منطقه نیز به بحث درباره این مسیرها دامن زده است. بسته شدن تنگه هرمز و همچنین تهدیدهای مربوط به تردد کشتیها در تنگه بابالمندب، موجب شده است شرکتهای حملونقل و دولتها بیش از گذشته به مسیرهای جایگزین، از جمله دماغه امید نیک، خطوط لوله زمینی و مسیرهای ریلی توجه کنند.
با این وجود، بسیاری از کارشناسان معتقدند بیشتر این مسیرها در شرایط کنونی نمیتوانند جایگاه کانال سوئز را بهطور کامل تهدید کنند. مسیر دریای شمال بهشدت تحت تأثیر شرایط آبوهوایی و یخبندان قرار دارد و بخش قابل توجهی از سال، استفاده از آن با محدودیتهای جدی روبهرو است. تبدیل این مسیر به یک مسیر تجاری دائمی نیز نیازمند سرمایهگذاری گسترده، ناوگان یخشکن و زیرساختهای پرهزینه است.
طرحهای مربوط به مسیرهای جایگزین در سرزمینهای اشغالی نیز با مشکلاتی همچون هزینه بالا، موانع جغرافیایی، نیاز به زیرساختهای گسترده و پرسشهایی درباره توجیه اقتصادی مواجه هستند. برخی از این طرحها نیز در کنار اهداف اقتصادی، کارکرد سیاسی و ژئوپلیتیکی دارند و گاه بهعنوان ابزاری برای فشار بر کشورهای منطقه مطرح میشوند.
العربی الجدید در پایان نوشت: اگرچه تحولات امنیتی اخیر اهمیت مسیرهای جایگزین کانال سوئز را افزایش داده است، اما بیشتر پروژههای مطرحشده هنوز فاصله زیادی با تبدیل شدن به رقیبی جدی برای این آبراه دارند. هزینههای سنگین، محدودیتهای جغرافیایی و اقلیمی و ظرفیت محدود بسیاری از مسیرهای جایگزین باعث شده است کانال سوئز همچنان جایگاه محوری خود را در تجارت جهانی حفظ کند.
پزشکیان: زنان با نوآوری و اراده، پیشگام ارتقای کیفیت زندگی جامعه باشند

به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، مسعود پزشکیان در نشست تخصصی با زنان فعال و صاحبنظر در حوزه های گوناگون با عنوان «زنان امروز، ایران فردا» که عصر امروز _چهارشنبه ۲۸ مرداد_ برگزار شد، با اشاره به ایستادگی تاریخی ملت ایران در برابر دشمنان، مقاومت اخیر را بی نظیر خواند و اظهار کرد: در جهان کنونی که شاهد زورگویی و قلدری برخی قدرت ها هستیم، ملت ایران و نیروهای مسلح با جانفشانی، افتخارآفرینی کردند و دنیا از این پایداری حیرت کرد. رئیس جمهور تأکید کرد که اگر چنین حمله ای به دیگر کشورها صورت می گرفت، به فروپاشی می انجامید، اما با یاری الهی و حضور مردم در صحنه، ایران مقتدر همچنان پابرجا مانده است. وحدت و همراهی با مردم رمز شکست ناپذیری کشور بود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با استناد به آیات قرآن، هرگونه تفاوت جنسیتی در توانمندی های انسانی را نفی کرد و افزود: قرآن بر تلاش و همت انسان – فارغ از زن یا مرد بودن – برای رسیدن به اوج خلاقیت و معرفت تأکید دارد و سجده فرشتگان بر آدم، نشان از برتری علم و آگاهی است که انسان را به مقام خلیفه اللهی می رساند. هرکس در راه دانش و نیکی بکوشد، پاداش الهی خواهد یافت و باید مسیر زندگی بر اساس درستی و خدمت انتخاب شود.
رئیس جمهور با اشاره به تجربه دوران دانشگاه، اختلاف نظرهای فکری را طبیعی خواند و از زنان فعال خواست تا با نوآوری، اراده و گسترش مفاهیم سازنده در جامعه، به ارتقای سطح زندگی همگان کمک کنند و ادامه داد: برخی برای رسیدن به قدرت، انسانیت را فدا می کنند، در حالی که گروهی دیگر با علم و اعتقاد خود، آسایش دیگران را فراهم می آورند.
پزشکیان با نقد فاصله میان گفتار و رفتار در جامعه، تأکید کرد: مردم عملکرد مسئولان را می سنجند و «صدای رفتار» بلندتر از شعارهای حماسی است؛ چراکه رفتار عملی در حافظه جمعی ماندگار می شود. تقوا به معنای عمل بی خطا در امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است . از شما عزیزان می خواهم که فعالیت های خود را بر پایه اصولی و مردمی سازی استوار کنید، نه بر ساختارهای دولتی، و آموزش اقشار مختلف بستری برای اجرای برنامه های عملیاتی باشد.
رئیس جمهور بر هم افزایی، تعامل و هماهنگی میان گروه ها تأکید ورزید و استفاده از تجربه افراد خبره، توجه به ظرفیت های محلی (محله، مدرسه، مسجد) و رعایت اصول مدیریتی را برای موفقیت ضروری شمرد و اظهار داشت: در دیدارهای که با رهبر شهید برگزار می شد بر اهمیت رعایت اصول زیست محیطی و جلوگیری از بارگذاری نادرست جمعیتی در شهرها تأکید داشتیم. طبیعتا برخورد خشن با طبیعت، پاسخ مشابهی در پی خواهد داشت.
پزشکیان تقویت نهادهای مردمی را از اولویت های دولت برشمرد و استفاده از ایده های داوطلبان اجتماعی را راهی برای توسعه و آبادانی کشور دانست و بر فعالیت همگرایانه افراد با هر سلیقه و باور تأکید کرد و گفت: مردم بهترین عمل را می پسندند، به جای کشمکش بر سر پست و مقام، به هرکس که توانایی اصلاح امور دارد، اختیار می دهیم تا مشکلات را در عمل حل کند.
در بخش دیگری از این نشست، رئیس جمهور با تأکید بر دفاع از تمامیت ارضی، جنگ را هدف خود ندانست و اولویت را به رسیدگی به دغدغه های اقشار آسیبرپذیر از جمله زنان سرپرست خانوار و آینده جوانان اختصاص داد و تأکید کرد: در روند مذاکرات ما در اوج قدرت و با رعایت حکمت، عزت و مصلحت گام به گام پیش می رویم و هدف ما پایان جنگ، رفع محاصره، آزادسازی منابع بلوکه شده و سپس گفت وگوی هسته ای بوده است. رهبر شهید و همه مسئولان تا پای جان در صحنه حضور داشتند اما مدعیان دموکراسی و حقوق بشر در پی القای شایعات و فرار مسئولان بودند.
پزشکیان مذاکره را به معنای تسلیم ندانست و با اشاره به تجربه جهانی، گفت: کشورهایی مانند چین با رقابت اقتصادی خود را اثبات می کنند. حفظ میهن، خدمت رسانی و احساس تعلق ملی در برابر بیگانگان ضرورت دارد. باید از همراهی مردم در سختی ها قدردانی کنم.
رئیس جمهور در پایان، علم و رحمت الهی را بی پایان خواند و بر تلاش برای تبدیل شدن به افرادی توانمند، خلاق و خدایی تأکید کرد و در تشریح نهضت مدرسه سازی گفت: هدف ما صرفا ساخت مدرسه نیست، بلکه ایجاد بستری برای شکوفایی استعدادها، آموزش اصولی، کار گروهی و توانایی حل مسئله در نسل جوان است و همگرایی میان بخش ها پیشنیاز این طرح خواهد بود. کد مطلب 997254
بیم گسترش جنگ از تنگه هرمز تا کانال مانش

نهال فرخی
هنوز آتش جنگ قبلی کاملاً خاموش نشده، محاصره دریایی پایان نیافته، مسیر تنگه هرمز به وضعیت عادی بازنگشته و مذاکرات تهران و واشنگتن نیز از بنبست خارج نشده که حالا نشانههای یک تحول خطرناکتر دیگر دیده میشود؛ خطر احتمال گسترش جغرافیای تقابل از خاورمیانه به اروپا اکنون در پیش است.
گزارش تازه فایننشالتایمز درباره بررسی امکان هدف قرار دادن تأسیسات مورد استفاده ارتش آمریکا در اروپا از سوی ایران، واکنش صریح ناتو به این گزارش و همزمان بالا گرفتن تنش دیپلماتیک تهران و پاریس، سه اتفاق جدا از یکدیگر نیستند. کنار هم قرار گرفتن آن ها تصویری از بحرانی میسازد که به جای محدود شدن، هر روز بازیگران و جغرافیای تازهای پیدا میکند. فایننشالتایمز روز چهارشنبه به نقل از دو منبع نزدیک به حاکمیت ایران گزارش داد که در صورت تشدید دوباره جنگ از سوی دونالد ترامپ، گزینه حمله به داراییهای نظامی آمریکا در جنوب و جنوبشرق اروپا مورد بررسی قرار گرفته و بلغارستان و قبرس از جمله نقاطی هستند که در این گزارش نام برده شدهاند. منابع این روزنامه همچنین از بررسی گزینه حمله به کابلهای فیبر نوری زیردریایی در تنگه هرمز سخن گفتهاند.
این گزارش اما به معنای اتخاذ تصمیم رسمی ایران برای حمله به اروپا نیست. فاصله میان بررسی یک سناریوی نظامی و تصمیم به اجرای آن بسیار زیاد است و با این حال، نفس ورود چنین گزینهای به ادبیات بحران نشان میدهد سطح تقابل تا کجا بالا رفته؛ از جنگ در خلیج فارس و حمله به داراییهای آمریکا در منطقه، به سناریویی که میتواند پای خاک اروپا و در نهایت ساختار امنیت جمعی غرب را به بحران باز کند؛ همه روی میز هستند.
از هرمز تا بلغارستان
تکرار نام بلغارستان در این میان اتفاقی نیست. پارلمان این کشور در ماه های اخیر اجازه استقرار موقت حداکثر هشت هواپیمای سوخترسان KC-135 آمریکا و ۲۵۰ نیروی نظامی آمریکایی را در پایگاه بزمِر صادر کرد. مأموریتی که برای پشتیبانی از عملیات آمریکا در خاورمیانه تعریف شده و دو فروند از این هواپیماها نیز ۳۱ ژوئیه وارد این پایگاه شدند.
تهران نیز پیش از آن به صوفیه هشدار داده بود و وزارت خارجه بلغارستان نیز دریافت یادداشت دیپلماتیک ایران را تأیید کرد اما تأکید داشت که از خاک این کشور برای عملیات مستقیم نظامی علیه ایران استفاده نخواهد شد. مقامهای بلغارستان مأموریت هواپیماهای آمریکایی را لجستیکی معرفی کردهاند.
با این همه، در منطق جنگ، فاصله میان «پشتیبانی لجستیکی» و «مشارکت در عملیات» میتواند به موضوعی کاملاً سیاسی تبدیل شود. هواپیمای سوخترسان ممکن است بمبی حمل نکند، اما امکان افزایش برد و استمرار عملیات هواپیماهای رزمی را فراهم میکند و درست در همین نقطه است که تهران و صوفیه میتوانند تعریف کاملاً متفاوتی از نقش یک پایگاه نظامی داشته باشند.
موضوع اما فراتر از بلغارستان است و وقتی گفته میشود هر پایگاهی که در عملیات علیه ایران مشارکت کند میتواند هدف قرار گیرد، عملاً جغرافیای بالقوه جنگ دیگر محدود به پایگاههای آمریکا در خلیج فارس، عراق، اردن یا دیگر نقاط خاورمیانه نیست.
پای ناتو وسط میآید
از سوی دیگر همین تغییر جغرافیا احتمالاً مهمترین بخش ماجراست. ناتو در واکنش به گزارشها اعلام کرده برای مقابله با هرگونه تهدید آمادگی دارد و برای دفاع از اعضای خود اقدامات لازم را انجام خواهد داد. این جمله در ظاهر یک پاسخ استاندارد دفاعی است، اما ورود نام ناتو به مناقشه ایران و آمریکا تحول کوچکی نیست. بلغارستان عضو ناتو است و هرگونه حمله مستقیم به خاک آن، حتی اگر هدف تأسیسات یا نیروهای آمریکایی باشد، بحران را وارد سطح کاملاً متفاوتی خواهد کرد.
البته این به معنای فعال شدن خودکار جنگ جمعی ناتو در هر سناریویی نیست؛ ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل با مجموعهای از تهدیدهای امنیتی و نظامی واقعی روبهرو بوده و حق دفاع از خود محل مناقشه نیست اما دفاع و بازدارندگی زمانی موفق است که هزینه حمله به کشور را افزایش دهد، بدون آن که تعداد دشمنان و جبهههای درگیری را چند برابر کند. کشیده شدن تقابل به اروپا میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و تبدیل یک منازعه با آمریکا به مساله امنیتی تعداد بیشتری از دولتهای اروپایی شود.
یک جبهه تازه، بدون بستن جبهه قبلی
اکنون نیز این احتمال در حالی مطرح میشود که هیچکدام از بحرانهای قبلی حل نشدهاند. تنگه هرمز همچنان در مرکز اختلاف قرار دارد و دونالد ترامپ روز سهشنبه اعلام کرد هیچ مذاکره یا گفتوگویی با تهران در جریان یا برنامهریزیشده نیست؛ هم چنین تهران و واشنگتن حتی درباره وضعیت تردد در هرمز روایت یکسانی ندارند و در حالی که ترامپ از باز بودن تنگه سخن گفته، ایران بر بسته ماندن آن تا تحقق شروط خود تأکید دارد.
مشکل اکنون شاید همین است که بالا بردن سطح بازدارندگی تا نقطهای میتواند مانع جنگ شود؛ اما پس از آن ممکن است خود به موتور تشدید بحران تبدیل شود و هر طرف برای ترساندن طرف مقابل یک پله بالاتر میرود و طرف مقابل نیز برای اثبات این که مرعوب نشده، پله بعدی را طی میکند. اما پایان این نردبان لزوما عقبنشینی یکی از طرفین نیست؛ گاهی جنگی است که هیچکس در ابتدا قصد ورود به ابعاد نهایی آن را نداشته است.
فرانسه؛ جبههای که همزمان باز میشود
در همین وضعیت، مناسبات تهران با یکی از مهمترین کشورهای اروپا نیز نیز بار دیگر وارد بحران شده است. ژاننوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، اعلام کرده دو دیپلمات ایرانی در پاسخ به ماجرای دو کارمند سفارت فرانسه در تهران اخراج خواهند شد. ایران نیز دو عضو سفارت فرانسه را که در جریان یک اختلاف دیپلماتیک بازداشت و بازجویی شده بودند از بازگشت به کشور منع کرده و پاریس نیز اکنون به اقدام متقابل روی آورده است.
فرانسه یکی از قدرتهای اصلی اتحادیه اروپا، عضو دائم شورای امنیت و یکی از بازیگران مؤثر در سیاست اروپایی در قبال ایران است. ورود مناسبات تهران و پاریس به چرخه اخراج متقابل دیپلماتها، آن هم همزمان با مطرح شدن احتمال گسترش جنگ به اروپا، فضای سیاسی را برای هرگونه میانجیگری آینده دشوارتر میکند.
بازدارندگی یا تکثیر دشمنان؟
استدلال طرفداران سیاست سخت ممکن است روشن باشد که اگر آمریکا بداند حمله به ایران دیگر فقط پایگاههایش در خاورمیانه را تهدید نمیکند و هزینه جنگ میتواند به داراییهای آن در نقاط دورتر برسد، برای آغاز دور تازه جنگ محتاطتر خواهد شد.این منطق در نظریه بازدارندگی قابل فهم است. اما یک روی دیگر نیز دارد.
تهدید به گسترش میدان جنگ، کشورهای بیشتری را وادار میکند خود را برای مقابله با ایران آماده کنند. استقرار تجهیزات دفاعی افزایش مییابد، همکاری اطلاعاتی و نظامی علیه تهران گستردهتر میشود و دولتهایی که شاید ترجیح میدادند بیرون از جنگ باقی بمانند، به تدریج بحران ایران را بخشی از امنیت ملی خود تلقی میکنند. واکنش ناتو اولین نشانه همین خطر است.
تهران نیز میخواهد به واشنگتن بگوید جنگ هزینه خواهد داشت؛ اما اگر ابزار انتقال این پیام باعث شود اروپا نیز ایران را تهدید مستقیم امنیتی خود ببیند، بازدارندگی میتواند به ضد خود تبدیل شود.
هزینهای که در نهایت در داخل پرداخت میشود
اما در این میان در بحثهای مربوط به بازدارندگی یک بازیگر معمولاً کمتر دیده میشود و آن نیز جامعهای که باید هزینه استمرار بحران را بپردازد.
جنگ فقط تعداد موشکها، پایگاهها و برد تسلیحات نیست و هر مرحله از تشدید تنش به معنای افزایش ریسک سرمایهگذاری، دشوارتر شدن تجارت، افزایش هزینه حملونقل، فشار بر ارز و بودجه عمومی و عقب افتادن بازسازی خسارتهای جنگ قبلی است. بحران هرمز همین حالا اثر خود را بر بازار جهانی انرژی گذاشته و ایران در سوی دیگر این بحران قرار دارد؛ کشوری که باید همزمان هزینه جنگ، محاصره، محدودیت صادرات و بازسازی را تحمل کند. گسترش بحران به اروپا میتواند فشار اقتصادی و سیاسی علیه ایران را نه کمتر، بلکه گستردهتر کند. کشوری که برای شکستن حلقه فشار نیازمند کاهش تعداد جبهههای منازعه است، نمیتواند بیاعتنا به خطر اضافه شدن جبهههای تازه باشد.
قدرت نظامی زمانی به سرمایه سیاسی تبدیل میشود که بتواند در نهایت کشور را به موقعیتی امنتر برساند.
خطرناکترین جمله؛ جنگ اجتنابناپذیر است
اما شاید نگرانکنندهترین بخش گزارش فایننشالتایمز نه بلغارستان باشد و نه قبرس. این روزنامه نوشته در تهران مقامهایی هستند که ازسرگیری جنگ را بیش از آنکه مسئله «آیا» بدانند، مسئله «چه زمانی» میبینند و همین تصور میتواند خطرناکترین عنصر بحران باشد.
وقتی دو طرف به این نتیجه برسند که جنگ بعدی اجتنابناپذیر است، رفتارشان نیز تغییر میکند. هر تحرک نظامی طرف مقابل مقدمه حمله تلقی میشود؛ هر استقرار نیرو معنای تهاجمی پیدا میکند و انگیزه برای اقدام پیشدستانه افزایش مییابد. در چنین فضایی حتی یک محاسبه اشتباه، حمله محدود یا حادثه دریایی میتواند زنجیرهای ایجاد کند که کنترل آن دیگر در اختیار آغازکنندگانش نباشد و امروز دقیقاً چنین بستری شکل گرفته که مذاکرات متوقف است، هرمز همچنان محل مناقشه است، محاصره و فشار اقتصادی ادامه دارد، آمریکا حضور نظامی خود را حفظ کرده، ایران از افزایش دامنه پاسخ سخن میگوید و حالا نام اروپا نیز وارد سناریوهای جنگ شده است.
از خلیج فارس تا بلغارستان فاصله زیادی است، اما بحرانهای بزرگ گاهی همین فاصلهها را بسیار سریع طی میکنند. امروز سخن از «بررسی یک گزینه» است؛ فردا ممکن است استقرار پدافند بیشتر باشد، و روز بعدتر تهدید متقابل و بعد حادثهای که هیچکدام از طرفین برای آن برنامه نداشتهاند
راه خروج از سراشیبی
در این میان انتخاب پیش روی ایران میان «تسلیم» و «گسترش جنگ» نیست. این دوگانه بیش از اندازه ساده است.
کشورها میتوانند قدرت نظامی و توان بازدارندگی خود را حفظ کنند و همزمان از کانال دیپلماسی برای جلوگیری از تبدیل بحران به جنگی بزرگتر استفاده کنند و ارزش بازدارندگی نیز باید در همین باشد که منجر به فراهم کردن فضایی که در آن طرفین به جای شلیک بیشتر، امکان معامله پیدا کنند.
ماه گذشته میانجیها حتی پیشنهاد یک آتشبس دهروزه برای احیای تفاهم موقت ایران و آمریکا ارائه کرده بودند. تلاشها به نتیجه پایدار نرسید، اما وجود همان ابتکار نشان میداد هنوز گزینهای جز توسعه میدان نبرد وجود دارد.
اکنون اما زمان علیه دیپلماسی حرکت میکند. از خلیج فارس تا بلغارستان فاصله زیادی است، اما بحرانهای بزرگ گاهی همین فاصلهها را بسیار سریع طی میکنند. امروز سخن از «بررسی یک گزینه» است؛ فردا ممکن است استقرار پدافند بیشتر باشد، و روز بعدتر تهدید متقابل و بعد حادثهای که هیچکدام از طرفین برای آن برنامه نداشتهاند.
فرانسه یکی از قدرتهای اصلی اتحادیه اروپا، عضو دائم شورای امنیت و یکی از بازیگران مؤثر در سیاست اروپایی در قبال ایران است. ورود مناسبات تهران و پاریس به چرخه اخراج متقابل دیپلماتها، آن هم همزمان با مطرح شدن احتمال گسترش جنگ به اروپا، فضای سیاسی را برای هرگونه میانجیگری آینده دشوارتر میکند
اما اکنون ایران پیش از آنکه به این فکر کند که برد موشکهایش تا کجا میرسد، نیاز دارد به پرسش مهمتری پاسخ دهد: قرار است این جنگ تا کجا برود؟کشوری که یک جنگ را پشت سر گذاشته، با محاصره دریایی دستوپنجه نرم میکند و هنوز هزینههای اقتصادی و اجتماعی آن را میپردازد، بیش از گسترش جغرافیای نبرد به کوچک کردن میدان بحران نیاز دارد.
تهدید اروپا شاید در محاسبات نظامی ابزاری برای افزایش هزینه آمریکا باشد، اما اگر نتیجه آن ورود ناتو، تشدید خصومت اروپا، بستهتر شدن مسیر دیپلماسی و افزایش فشار اقتصادی باشد، آنچه بزرگتر شده نه قدرت بازدارندگی ایران، بلکه ابعاد بحرانی است که مردم ایران باید هزینهاش را بپردازند. جنگ وقتی آغاز میشود، همیشه میتوان برای آن استدلالی پیدا کرد؛ دشوارترین کار پیدا کردن راه پایان دادن به آن است. و خطر امروز شاید همین باشد که هنوز راه پایان جنگ قبلی پیدا نشده، اما جغرافیای جنگ در حال بزرگتر شدن است.
کپی شد
در یک روز ۱۰۰ مگاوات ماینر غیرمجاز کشف میکنیم

ایران آنلاین:
عباس علیآبادی، وزیر نیرو، در دومین نشست هماندیشی با تشکلهای صنعت آب و برق با محوریت صادرات خدمات فنی و مهندسی، کالا و تجهیزات، درباره وضعیت تأمین برق صنایع دارای نیروگاه خورشیدی و مشارکت بخش خصوصی در احداث نیروگاه، اظهار کرد: صنایعی که اقدام به احداث نیروگاه میکنند، میتوانند برق تولیدشده را برای مصرف خود اختصاص دهند و حتی بدون اتصال به شبکه توزیع، نیاز خود را تأمین کنند؛ با این حال، مزایای اتصال به شبکه موجب شده است بسیاری از صنایع تمایل داشته باشند از این امکان بهرهمند شوند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، وی افزود: امکان تأمین برق صنایع در زمان خاموشی، فروش برق در بورس انرژی و خرید مجدد برق با قیمت متفاوت، از جمله مزایایی است که اتصال صنایع به شبکه برای آنها فراهم میکند.
وزیر نیرو ادامه داد: اگر هدف این باشد که صنایع برق تولیدی نیروگاه خود را وارد شبکه کنند و در زمان نیاز معادل آن را دریافت کنند، با فراهم شدن زیرساختهای لازم برای ذخیرهسازی برق تولیدی نیروگاههای خصوصی، اجرای چنین سازوکاری امکانپذیر خواهد بود.
علیآبادی درباره اعتراض برخی صنایع دارای نیروگاه خورشیدی به خاموشیها نیز گفت: شماری از صنایع پس از احداث نیروگاه خورشیدی، برق تولیدی خود را طبق قرارداد به شبکه فروختهاند و اکنون نسبت به اعمال خاموشی اعتراض دارند؛ در حالی که با فروش برق به دولت، مالکیت آن برق نیز به دولت منتقل شده است. این صنایع میتوانند برق مورد نیاز خود را مستقلاً تأمین کنند و در صورت تمایل، نیروگاه خود را به شبکه متصل نکنند.
وی با اشاره به ظرفیت بورس انرژی برای مبادله برق اظهار کرد: تعهد کردهایم صنایع بتوانند برق مازاد خود را در بورس انرژی عرضه کنند و سایر صنایع نیز نیاز خود را از این بازار تأمین کنند.
نبود اقتصاد واقعی؛ چالش اصلی صنعت برق
وزیر نیرو نبود اقتصاد واقعی در صنعت برق را مهمترین چالش این حوزه دانست و گفت: در حال حاضر برق با قیمت بسیار پایین در اختیار بخشهای مختلف قرار میگیرد، در حالی که محصولات تولیدشده با استفاده از این انرژی با قیمتهای بسیار بالاتری عرضه میشوند. برق ارزان متعلق به همه مردم است و افرادی که قصد کسب درآمد از آن را دارند، باید برق مورد نیاز خود را با قیمت آزاد تهیه کنند.
وی افزود: در یک اقتصاد واقعی، زمانی که یکی از طرفهای قرارداد متحمل زیان شود، ادامه همکاری برای مدت طولانی امکانپذیر نیست. این در حالی است که با وجود سرمایهگذاری حدود ۱۰۰ میلیارد دلار در صندوق ملی، درآمدی از این محل حاصل نشده است.
علیآبادی با تأکید بر اینکه سرمایهگذاری ذاتاً با ریسک همراه است، اظهار کرد: سرمایهگذاران بخش خصوصی در شرایط کنونی خواهان تضمین بازگشت سرمایه هستند، اما نمیتوان سرمایهگذاری را از مفهوم پذیرش ریسک جدا کرد.
از بین رفتن ۶۸ دکل انتقال در شرایط جنگی
وزیر نیرو با اشاره به شرایط جنگی کشور گفت: تاکنون ۶۸ دکل انتقال برق از بین رفته است. در همین شرایط، یکی از کشورهای همسایه نیز تنها در تابستان امسال دو بار خاموشی گسترده و سراسری را تجربه کرده است، اما جمهوری اسلامی ایران حتی در شرایط جنگ نیز به این کشور کمک کرده است.
وی بر ضرورت تطبیق سیاستهای صنعت برق با شرایط موجود تأکید کرد و افزود: باید بپذیریم که در شرایط ویژهای قرار داریم و سیاستها و اقدامات خود را با این وضعیت هماهنگ کنیم. البته قبول دارم که در برخی موارد میتوانستیم اقداماتی را انجام دهیم که انجام نشد.
علیآبادی، مقابله با استخراج غیرمجاز رمزارزها را یکی از اقدامات مهم برای مدیریت مصرف برق عنوان کرد و گفت: گاهی در یک روز ۱۰۰ مگاوات ماینر غیرمجاز شناسایی و کشف میشود.
کاهش ناترازی برق با احداث ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه
وی با بیان اینکه مسائل صنعت برق تنها به حوزه فنی محدود نمیشود و ابعاد اجتماعی نیز دارد، اظهار کرد: زمانی که مسئولیت وزارت نیرو را بر عهده گرفتم، با حدود ۲۰ هزار مگاوات ناترازی مواجه بودیم، اما اکنون این میزان ناترازی را نداریم. باید نقاط قوت و ضعف صنعت برق بهدرستی شناسایی و تبیین شود و مشخص شود دولت و بخش خصوصی چگونه میتوانند ظرفیتهای خود را برای حل مشکلات این صنعت به کار گیرند.
وزیر نیرو ادامه داد: طی دو سال گذشته و در شرایط جنگ و بحران، ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه احداث شده است، بدون اینکه دولت حتی یک ریال برای ساخت این نیروگاهها هزینه کند و این ظرفیت با استفاده از سرمایه مردم ایجاد شده است.
علیآبادی با تأکید بر ضرورت اصلاح ساختار بازار برق گفت: بازار برق ایران باید به سمت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، مدیریت و محدودسازی مصرف در چارچوب الگوی تعیینشده و تأمین برق از بازار آزاد حرکت کند.
وی همچنین با اشاره به نیاز صنعت برق به تجهیزات مدیریت مصرف و تولید، از جمله پنلهای خورشیدی و کنتورهای هوشمند، اظهار کرد: بخشی از این تجهیزات از خارج تأمین میشود. شرکتهای ایرانی در تولید کالا و تجهیزات نیروگاههای خورشیدی عملکرد مناسبی داشتهاند، هرچند برخی شرکتها در ادامه با افت کیفیت مواجه شدند و برخی دیگر همچنان عملکرد مطلوبی در این حوزه دارند.
وزیر نیرو در پایان با اشاره به قانون تأمین مالی زیرساختها گفت: این قانون در خدمت بخش خصوصی است و قرار نیست دولت جای بخش خصوصی را بگیرد. رویکرد دولت چهاردهم حمایت از شرکتهای داخلی است و دولت قصد ندارد جای بخش خصوصی را در اقتصاد و اجرای طرحها پر کند.
انتهای پیام/

مساعدت دولت برای خرید و واردات اتوبوس

عکس معناداری که قالیباف منتشر کرد

معمای خوانندگی «ایرج» در فیلمفارسی

پوردهقان، نماینده مجلس: قیمت اینترنت بسیار گران است/ منتظر گزارش وزیر درباره اپراتور خاطی هستیم

رئیس تحریک امت واحده پاکستان به آیتالله سید حسن خمینی تسلیت گفت

جزئیات مراسم چهلم رهبر شهید در حرم مطهر رضوی

اجرای قانون؛ حلقه مفقوده نهضت ملی مسکن

