
دستگیری متهم پرونده ۵۰ میلیون یورویی در آستارا

جلالی: قرارداد اجرایی راهآهن رشت-آستارا بهزودی امضا میشود
کد خبر: 787438 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۰:۰۳:۰۹ اعتمادآنلاین |
کاظم جلالی در گفتوگو با روزنامه ودوموستی چاپ مسکو افزود: در حال حاضر مذاکرات و اقدامات عملی میان ایران و روسیه درباره چند پروژه مشخص زیرساختی و اقتصادی در جریان است.
به گزارش ایرنا، وی ادامه داد: علاوه بر راهآهن رشت – آستارا، درباره توسعه همکاریهای انرژی، از جمله انتقال گاز روسیه به ایران و زیرساختهای لازم برای آن، مذاکرات مشخصی انجام شده است.
سفیر ایران در روسیه خاطرنشان کرد: هدف تماسها و مذاکرات میان دو کشور این است که پروژههای مشترک - و به عنوان نمونه احداث واحدهای دو و سه نیروگاه اتمی بوشهر - متوقف نشوند و پس از تثبیت شرایط منطقه، با سرعت بیشتری دنبال شوند.
وی ادامه داد: همکاری ایران و روسیه صرفاً در سطح سیاسی باقی نمانده است؛ بلکه پروژههای مشخص حملونقل، انرژی و زیرساختی در دستور کار دو کشور قرار دارند.
این روزنامه در ادامه نوشت: توافقنامه بین دولتی ایجاد کریدور حمل و نقل شمال-جنوب در سال ۲۰۰۰ میلادی توسط روسیه، هند و ایران با هدف انتقال و ترانزیت بار در مسیر اروپا امضا شد و بعداً چندین کشور دیگر نیز به آن پیوستند.
وزارت حمل و نقل روسیه پیش از این به خبرگزاری ریانووستی اعلام کرد که در حال تهیه اسناد مربوط به توسعه حملونقل بار در چارچوب کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب با قطر، عربستان سعودی و چندین کشور دیگر است.
پیش از این، سفیر ایران در روسیه پس از دیدار با سفیر قزاقستان در مسکو در مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: تکمیل راهگذر شمال-جنوب در بخشهای شرقی، میانی و غربی افزون بر ارتقای همکاری کشورهای منطقه،ارتباطات بین قارهای و تجارت بینالمللی را نیز وارد مرحله جدیدی میکند.
جلالی خاطرنشان کرد: علاوه بر زیرساخت فیزیکی،سازوکارهای حقوقی واسنادی مشترک نیز باید تقویت شده تا مراودات را در این مسیر تسهیل و روان کند.
ایران و روسیه ۲۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۲ توافقنامه ساخت مشترک مسیر ریلی ۱۶۲ کیلومتری رشت - آستارا را به عنوان حلقه مفقوده ریلی بخش غربی کریدور شمال – جنوب امضا کردند.
پیش از این، وزیر امور خارجه روسیه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای خود از جمهوری آذربایجان با بیان اینکه همکاران ایرانی ما اطلاع دادهاند که تخصیص زمین برای ساخت خط آهن رشت – آستارا تکمیل شده است، ابراز اطمینان کرد که به زودی پیشرفتهایی در اجرای پروژه کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال - جنوب حاصل خواهد شد.
سفیر ایران در روسیه نیز سوم مرداد ۱۴۰۵ به ایرنا گفت: به گفته رئیس جمهوری و همچنین وزیر راه و شهرسازی، تمام زمینهای مورد نیاز برای احداث خط آهن رشت - آستارا در اختیار طرف روس قرار گرفته است.
جلالی در گفتوگویی در مسکو افزود: اکنون ما باید قرارداد اجرایی ساخت این خط ریلی را امضا کنیم؛ من در ملاقات اخیر از رئیسجمهور خواهش کردم که در کوتاهترین زمان، خانم صادق وزیر راه و شهرسازی به روسیه بیایند یا گروه روس به تهران بروند تا این قرارداد امضا شود و طرف روس بتواند کار خود را آغاز کند.
وی تصریح کرد: طرف روس به ما میگوید که ما کار خودمان را آغاز کردهایم اما به هر حال، موافقتنامه عملیات اجرایی باید هر چه سریعتر امضا شود.
سفیر ایران در روسیه: در حال برنامهریزی امضای قرارداد اجرایی راهآهن رشت-آستارا هستیم
توصیههای سفیر ایران برای توسعه بزرگترین بندر خزری روسیه و جلب رضایت مشتریان
بنا بر گزارش دیگری، رئیس بندر سالیانکا با حضور در سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو، با کاظم جلالی، سفیر کشورمان در روسیه دیدار و گزارشی از آخرین وضعیت این بندر و فعالیت های صورت گرفته ارایه کرد.
جلالی در این دیدار ضمن تشکر از رئیس بندر سالیانکا و همکارانش ضمن توصیههای لازم را برای ارتقای وضعیت این بندر، بر لزوم جلب رضایت مشتری در این بندر تاکید کرد.
فلاحی رئیس بندر سالیانکا نیز در این دیدار ضمن تشکر از حمایتهای سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه از توسعه این بندر، گفت: مدیریت بندر با یک رویکرد مدیریتی جدید و در راستای ارتقای کیفیت خدمات دهی به مشتریان در حال توسعه و پیشرفت است.
به گزارش سفارت کشورمان در مسکو، بندر ایرانی سالیانکا با مساحت ۱۵ هکتار و دارا بودن پنج پست اسکله، در حال حاضر بزرگترین بندر منطقه آستاراخان در دریای خزر به شمار میرود. این بندر در بین ۱۵ بندر واقع در منطقه اقتصادی آستراخان روسیه بیشترین فعالیت و تردد حمل بار را به خود اختصاص داده است، به طوری که از آن به عنوان قطب راهبردی تجارت دریایی بین ایران و روسیه نام برده میشود. اخبار مرتبط راهآهن برای جابهجایی ۱۱۰ هزار مسافر در ایام تشییع رهبر شهید اعلام آمادگی کرد علت بازداشت ۴ کارمند ادراه گمرک بندر آستارا چه بود؟
«لباس شخصی» و بازخوانی یک پرونده خاموش
جوان آنلاین: سینمای سیاسی ایران همواره در مواجهه با تاریخ معاصر، مسیری دشوار و پرچالش را پیموده است، مسیری میان روایت هنری، مسئولیت تاریخی و حساسیتهای سیاسی. «لباس شخصی» نخستین ساخته امیرعباس ربیعی، از جمله آثاری است که با ورود به یکی از پروندههای مهم سیاسی دهه شصت، میکوشد بخشی از حافظه تاریخی کشور را در قالب یک درام سینمایی بازخوانی کند. فیلمی که پس از هفت سال انتظار به پرده رسید و ثابت کرد برخی روایتها، حتی اگر دیر دیده شوند، همچنان قدرت تأثیرگذاری دارند.
نزدیک شدن به دورههای حساس تاریخ معاصر
سینمای ایران برای زنده نگه داشتن حافظه تاریخی خود، بیش از هر چیز به فیلمهایی نیاز دارد که جرئت نزدیک شدن به نقاط حساس تاریخ معاصر را داشته باشند. «لباس شخصی» از همین منظر فیلم مهمی است. اثری که به یکی از مقاطع پرالتهاب سال ۱۳۶۱ و ماجرای برخورد با حزب توده میپردازد و تلاش میکند بخشی از پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی آن دوران را در قالب یک روایت سینمایی بازآفرینی کند.
جایگاه سینمای سیاسی در ایران را باید فراتر از یک گونه محدود سینمایی دید؛ این سینما بخشی از حافظه تاریخی جامعه است و میتواند به سراغ بزنگاههایی برود که شناخت آنها برای فهم امروز ضروری است. سینمای سیاسی زمانی ماندگار میشود که از سطح شعار عبور کند و به جای ارائه پاسخهای آماده، مخاطب را با موقعیتهای پیچیده، انتخابهای دشوار و تضادهای انسانی روبهرو سازد. تجربه نشان داده است هرگاه این نوع سینما به زبان هنر وفادار مانده، توانسته آثاری اثرگذار خلق کند و هرگاه به بیانیهای تصویری تقلیل یافته، بخش مهمی از قدرت هنری و اقناعی خود را از دست داده است.
اگر بخواهیم «لباس شخصی» را در منظومه سینمای سیاسی ایران ارزیابی کنیم، باید آن را فراتر از بسیاری از آثاری دانست که در سالهای اخیر با عنوان «سینمای استراتژیک» معرفی شدهاند. استراتژیک بودن یک فیلم، فقط به انتخاب یک موضوع امنیتی یا تاریخی محدود نمیشود، بلکه در کیفیت روایت، قدرت اقناع، خلق موقعیتهای پیچیده و توانایی تبدیل یک پرونده سیاسی به یک درام سینمایی معنا پیدا میکند. «لباس شخصی» دقیقاً در همین نقطه از بسیاری از آثار مشابه پیشی میگیرد. فیلم نه در دام شعار میافتد و نه مخاطب را با انبوهی از اطلاعات تاریخی تنها میگذارد، بلکه با اتکا به فیلمنامهای منسجم، فضاسازی دقیق و کارگردانی حسابشده، روایتی خلق میکند که هم جذابیت دراماتیک دارد و هم مخاطب را به تأمل درباره یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران دعوت میکند.
انتخاب سوژهای جذاب
یکی از مهمترین ویژگیهای «لباس شخصی»، انتخاب موضوع آن است. سینمای سیاسی در ایران معمولاً با دشواریهای فراوانی همراه بوده است، زیرا فیلمساز باید هم به حساسیت موضوع توجه کند و هم استقلال سینمایی اثر را حفظ کند. ربیعی در این فیلم نشان میدهد که میتوان به سراغ یک موضوع سیاسی رفت، اما از دام شعارزدگی فاصله گرفت. فیلم به جای آنکه فقط موضع اعلام کند، موقعیت میسازد و مخاطب را وارد فضایی میکند که در آن کشف حقیقت، محور اصلی روایت است.
امیرعباس ربیعی نشان میدهد که شناخت دقیقی از زبان سینما و مختصات درام سیاسی دارد. او بهخوبی میداند که در چنین آثاری، تعلیق بیش از آنکه محصول تعقیب و گریز یا حادثهپردازی باشد، از دل اطلاعات، روابط و تصمیمهای شخصیتها شکل میگیرد. ربیعی با پرهیز از هیجانهای کاذب و اغراقهای فرمی، روایت را آرام، اما پیوسته پیش میبرد و اجازه میدهد مخاطب به تدریج وارد لایههای پنهان داستان شود. این میزان از تسلط بر ریتم، برای فیلمسازی که نخستین فیلم بلند خود را ساخته، اتفاقی معمولی نیست و از آیندهای امیدوارکننده در سینمای ایران خبر میدهد.
از مهمترین سرمایههای «لباس شخصی»، کیفیت بالای وجوه فنی آن است. طراحی صحنه، طراحی لباس و گریم، سهمی تعیینکننده در باورپذیری جهان فیلم دارند. بازسازی فضای سالهای ابتدایی دهه شصت، از ساختمانها و دکورها گرفته تا پوشش شخصیتها، خودروها و جزئیات صحنه، با دقت و وسواسی مثالزدنی انجام شده است. این عناصر برای نوستالژی یا بازسازی ظاهری تاریخ به کار نرفتهاند و در خدمت روایت قرار گرفتهاند و به مخاطب کمک میکنند بدون احساس تصنع، وارد جهان فیلم شود.
فیلمبرداری و قاببندیهای «لباس شخصی» نیز هماهنگ با فضای امنیتی و پرتنش فیلم طراحی شدهاند. دوربین کمتر به خودنمایی تمایل دارد و بیشتر در خدمت روایت است. رنگبندی کنترلشده، نورپردازی حسابشده و پرهیز از جلوهگریهای بیدلیل، سبب شده است تا مخاطب به جای آنکه مجذوب تکنیک شود، درگیر داستان و شخصیتها باقی بماند. این همان ویژگیای است که فیلم را از بسیاری آثار متأخر این حوزه متمایز میکند؛ آثاری که گاه تکنیک را جایگزین روایت کردهاند.
فاصله گرفتن از کلیشهها
بازیگران نیز یکی دیگر از نقاط قوت فیلم هستند. بازیها عموماً کنترلشده، درونی و متناسب با جهان اثر است. شخصیتهای «لباس شخصی» کمتر احساسات خود را آشکار میکنند و بخش مهمی از تنش درام، از رفتارهای ظریف آنان شکل میگیرد. این انتخاب هوشمندانه، با فضای امنیتی داستان تناسب دارد و باعث شده شخصیتها از تیپهای کلیشهای فاصله بگیرند و به انسانهایی باورپذیر تبدیل شوند.
البته «لباس شخصی» نیز مانند هر اثر سینمایی، خالی از کاستی نیست. برخی شخصیتهای فرعی میتوانستند پرداخت عمیقتری داشته باشند و در چند مقطع، ریتم فیلم ظرفیت فشردهتر شدن را دارد. با این حال، این نقدها در برابر انسجام کلی اثر، تأثیر تعیینکنندهای بر کیفیت نهایی فیلم نمیگذارند. مهم آن است که ربیعی در نخستین تجربه خود، موفق شده اثری صاحبهویت و قابل دفاع خلق کند. فیلمی که هم استانداردهای فنی قابل قبولی دارد و هم از منظر روایت، جهانبینی و انتخاب سوژه، حرفی تازه برای گفتن دارد.
در دورانی که بسیاری از فیلمهای موسوم به سیاسی، یا در سطح بازسازی وقایع تاریخی متوقف میشوند یا به دام شعار و قضاوتهای شتابزده میافتند، «لباس شخصی» مسیری متفاوت را انتخاب کرده است. میتوان این فیلم را یکی از مهمترین تجربههای سینمای سیاسی در یک دهه گذشته نیز دانست. اثری که نشان میدهد پرداختن به تاریخ معاصر، اگر با پژوهش، شناخت سینما و جسارت در روایت همراه باشد، میتواند به خلق فیلمی بینجامد که هم ارزش هنری داشته باشد، هم حافظه تاریخی یک ملت را تقویت کند و هم افق تازهای پیش روی سینمای سیاسی ایران بگشاید.

قیمت طلا امروز شنبه ۳۱ مرداد 1405/ افزایش قیمت طلا

رشته «بازیسازی» وارد دانشگاهها شد

چین و امارات رزمایش مشترک هوایی برگزار میکنند

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: ایرانیها خیلی مایل هستند به توافق برسند اما هنوز آماده نیستند

