
فیلم کامل گفتوگو با علی نیکزاد

نیویورکر: ترامپ همچنان در برابر ایران بازنده است
کد خبر: 787439 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۰:۱۲:۰۰ اعتمادآنلاین |
روزنامه «نیویورکر» در تحلیلی با انتقاد از سیاستهای دولت ترامپ در قبال ایران نوشت: اهداف اولیه دولت ترامپ محقق نشده، حکومت ایران همچنان منسجم است و بسته ماندن تنگه هرمز، هزینههای نظامی و سیاسی آمریکا را افزایش داده است.
فکری هم به حال ملوانان ناو «یواساِس آبراهام لینکلن» کنید چرا که گزارشهای متعددی درباره وخامت شرایط و تلاش نیروهای آن برای خودکشی منتشر شده است.
اخبار مرتبط سناتور دموکرات: ترامپ بهدلیل بیکفایتی در جنگ ایران، ۵۰۰۰ ملوان را گرفتار کرده است ترامپ: کرهجنوبی حاضر نشد در عملیات نظامی علیه ایران به آمریکا کمک کند
«لباس شخصی» و بازخوانی یک پرونده خاموش
جوان آنلاین: سینمای سیاسی ایران همواره در مواجهه با تاریخ معاصر، مسیری دشوار و پرچالش را پیموده است، مسیری میان روایت هنری، مسئولیت تاریخی و حساسیتهای سیاسی. «لباس شخصی» نخستین ساخته امیرعباس ربیعی، از جمله آثاری است که با ورود به یکی از پروندههای مهم سیاسی دهه شصت، میکوشد بخشی از حافظه تاریخی کشور را در قالب یک درام سینمایی بازخوانی کند. فیلمی که پس از هفت سال انتظار به پرده رسید و ثابت کرد برخی روایتها، حتی اگر دیر دیده شوند، همچنان قدرت تأثیرگذاری دارند.
نزدیک شدن به دورههای حساس تاریخ معاصر
سینمای ایران برای زنده نگه داشتن حافظه تاریخی خود، بیش از هر چیز به فیلمهایی نیاز دارد که جرئت نزدیک شدن به نقاط حساس تاریخ معاصر را داشته باشند. «لباس شخصی» از همین منظر فیلم مهمی است. اثری که به یکی از مقاطع پرالتهاب سال ۱۳۶۱ و ماجرای برخورد با حزب توده میپردازد و تلاش میکند بخشی از پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی آن دوران را در قالب یک روایت سینمایی بازآفرینی کند.
جایگاه سینمای سیاسی در ایران را باید فراتر از یک گونه محدود سینمایی دید؛ این سینما بخشی از حافظه تاریخی جامعه است و میتواند به سراغ بزنگاههایی برود که شناخت آنها برای فهم امروز ضروری است. سینمای سیاسی زمانی ماندگار میشود که از سطح شعار عبور کند و به جای ارائه پاسخهای آماده، مخاطب را با موقعیتهای پیچیده، انتخابهای دشوار و تضادهای انسانی روبهرو سازد. تجربه نشان داده است هرگاه این نوع سینما به زبان هنر وفادار مانده، توانسته آثاری اثرگذار خلق کند و هرگاه به بیانیهای تصویری تقلیل یافته، بخش مهمی از قدرت هنری و اقناعی خود را از دست داده است.
اگر بخواهیم «لباس شخصی» را در منظومه سینمای سیاسی ایران ارزیابی کنیم، باید آن را فراتر از بسیاری از آثاری دانست که در سالهای اخیر با عنوان «سینمای استراتژیک» معرفی شدهاند. استراتژیک بودن یک فیلم، فقط به انتخاب یک موضوع امنیتی یا تاریخی محدود نمیشود، بلکه در کیفیت روایت، قدرت اقناع، خلق موقعیتهای پیچیده و توانایی تبدیل یک پرونده سیاسی به یک درام سینمایی معنا پیدا میکند. «لباس شخصی» دقیقاً در همین نقطه از بسیاری از آثار مشابه پیشی میگیرد. فیلم نه در دام شعار میافتد و نه مخاطب را با انبوهی از اطلاعات تاریخی تنها میگذارد، بلکه با اتکا به فیلمنامهای منسجم، فضاسازی دقیق و کارگردانی حسابشده، روایتی خلق میکند که هم جذابیت دراماتیک دارد و هم مخاطب را به تأمل درباره یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران دعوت میکند.
انتخاب سوژهای جذاب
یکی از مهمترین ویژگیهای «لباس شخصی»، انتخاب موضوع آن است. سینمای سیاسی در ایران معمولاً با دشواریهای فراوانی همراه بوده است، زیرا فیلمساز باید هم به حساسیت موضوع توجه کند و هم استقلال سینمایی اثر را حفظ کند. ربیعی در این فیلم نشان میدهد که میتوان به سراغ یک موضوع سیاسی رفت، اما از دام شعارزدگی فاصله گرفت. فیلم به جای آنکه فقط موضع اعلام کند، موقعیت میسازد و مخاطب را وارد فضایی میکند که در آن کشف حقیقت، محور اصلی روایت است.
امیرعباس ربیعی نشان میدهد که شناخت دقیقی از زبان سینما و مختصات درام سیاسی دارد. او بهخوبی میداند که در چنین آثاری، تعلیق بیش از آنکه محصول تعقیب و گریز یا حادثهپردازی باشد، از دل اطلاعات، روابط و تصمیمهای شخصیتها شکل میگیرد. ربیعی با پرهیز از هیجانهای کاذب و اغراقهای فرمی، روایت را آرام، اما پیوسته پیش میبرد و اجازه میدهد مخاطب به تدریج وارد لایههای پنهان داستان شود. این میزان از تسلط بر ریتم، برای فیلمسازی که نخستین فیلم بلند خود را ساخته، اتفاقی معمولی نیست و از آیندهای امیدوارکننده در سینمای ایران خبر میدهد.
از مهمترین سرمایههای «لباس شخصی»، کیفیت بالای وجوه فنی آن است. طراحی صحنه، طراحی لباس و گریم، سهمی تعیینکننده در باورپذیری جهان فیلم دارند. بازسازی فضای سالهای ابتدایی دهه شصت، از ساختمانها و دکورها گرفته تا پوشش شخصیتها، خودروها و جزئیات صحنه، با دقت و وسواسی مثالزدنی انجام شده است. این عناصر برای نوستالژی یا بازسازی ظاهری تاریخ به کار نرفتهاند و در خدمت روایت قرار گرفتهاند و به مخاطب کمک میکنند بدون احساس تصنع، وارد جهان فیلم شود.
فیلمبرداری و قاببندیهای «لباس شخصی» نیز هماهنگ با فضای امنیتی و پرتنش فیلم طراحی شدهاند. دوربین کمتر به خودنمایی تمایل دارد و بیشتر در خدمت روایت است. رنگبندی کنترلشده، نورپردازی حسابشده و پرهیز از جلوهگریهای بیدلیل، سبب شده است تا مخاطب به جای آنکه مجذوب تکنیک شود، درگیر داستان و شخصیتها باقی بماند. این همان ویژگیای است که فیلم را از بسیاری آثار متأخر این حوزه متمایز میکند؛ آثاری که گاه تکنیک را جایگزین روایت کردهاند.
فاصله گرفتن از کلیشهها
بازیگران نیز یکی دیگر از نقاط قوت فیلم هستند. بازیها عموماً کنترلشده، درونی و متناسب با جهان اثر است. شخصیتهای «لباس شخصی» کمتر احساسات خود را آشکار میکنند و بخش مهمی از تنش درام، از رفتارهای ظریف آنان شکل میگیرد. این انتخاب هوشمندانه، با فضای امنیتی داستان تناسب دارد و باعث شده شخصیتها از تیپهای کلیشهای فاصله بگیرند و به انسانهایی باورپذیر تبدیل شوند.
البته «لباس شخصی» نیز مانند هر اثر سینمایی، خالی از کاستی نیست. برخی شخصیتهای فرعی میتوانستند پرداخت عمیقتری داشته باشند و در چند مقطع، ریتم فیلم ظرفیت فشردهتر شدن را دارد. با این حال، این نقدها در برابر انسجام کلی اثر، تأثیر تعیینکنندهای بر کیفیت نهایی فیلم نمیگذارند. مهم آن است که ربیعی در نخستین تجربه خود، موفق شده اثری صاحبهویت و قابل دفاع خلق کند. فیلمی که هم استانداردهای فنی قابل قبولی دارد و هم از منظر روایت، جهانبینی و انتخاب سوژه، حرفی تازه برای گفتن دارد.
در دورانی که بسیاری از فیلمهای موسوم به سیاسی، یا در سطح بازسازی وقایع تاریخی متوقف میشوند یا به دام شعار و قضاوتهای شتابزده میافتند، «لباس شخصی» مسیری متفاوت را انتخاب کرده است. میتوان این فیلم را یکی از مهمترین تجربههای سینمای سیاسی در یک دهه گذشته نیز دانست. اثری که نشان میدهد پرداختن به تاریخ معاصر، اگر با پژوهش، شناخت سینما و جسارت در روایت همراه باشد، میتواند به خلق فیلمی بینجامد که هم ارزش هنری داشته باشد، هم حافظه تاریخی یک ملت را تقویت کند و هم افق تازهای پیش روی سینمای سیاسی ایران بگشاید.
دانشگاه، نهادسازی و مسئولیت اجتماعی دانشآموختگان
علی ربیعی دستیار امور اجتماعی رئیسجمهور در این باره می نویسد: یکی از آرزوهای دیرین فارغ التحصیلان دانشگاه علامه، تشکیل انجمنی از فارغالتحصیلان دور و نزدیک این دانشگاه بود. به همین منظور و با همت رئیس دانشگاه، جلسهای در این هفته تشکیل شد. هر کدام از فارغ التحصیلان قدیمی و پیشکسوت نکاتی را مطرح کردند.
من نیز در این جلسه به چند نکته اشاره کردم:
دانشگاه؛ بخشی از مسیر یادگیری و زندگی
دانشگاه برای بسیاری از ما نه فقط صرفا محلی برای تحصیل، بلکه بخشی از زندگی، تجربه، شکلگیری نگاه و ساختهشدن تواناییهای ماست. بخش مهمی از آنچه امروز در عرصههای علمی، اجتماعی و حرفهای برای عرضه داریم، از سالهایی آمده است که در دانشگاه آموختیم و زیستیم. از همین رو، دانشگاه حقی بر گردن دانشآموختگان دارد؛ حقی که پاسخ به آن، تنها در یادآوری خاطرات دوران تحصیل خلاصه نمیشود، بلکه باید در پیوندی فعال، مستمر و مسئولانه میان دانشآموختگان و دانشگاه بازتاب یابد.
دانشگاه علامه طباطبائی، بهویژه برای کسانی که بخشی از عمر و آموزش خود را در دانشکده علوم اجتماعی آن، در سهراه ضرابخانه، گذراندهاند، تنها یک نام یا یک ساختمان نیست. این دانشگاه در شکلگیری مسیر فکری و حرفهای شمار زیادی از دانشآموختگان نقش داشته است. گردهمآمدن امروز دانشآموختگان و تلاش برای تاسیس انجمن آنان میتواند پاسخی به همین حق باشد؛ تلاشی برای آنکه دانش، تجربه و ظرفیت حرفهای کسانی که سالها در حوزههای گوناگون فعالیت کردهاند، دوباره با دانشگاه پیوند بخورد و در خدمت ارتقای آن قرار گیرد.
انجمن دانشآموختگان؛ پیوند ظرفیتها با دانشگاه
انجمن دانشآموختگان میتواند بستری برای بازگرداندن این سرمایه انسانی به دانشگاه باشد. مسئله فقط حفظ ارتباط عاطفی با محل تحصیل نیست؛ بلکه باید دید دانشآموختگان چگونه میتوانند ظرفیتهای خود را در اختیار دانشگاه قرار دهند و در ارتقای جایگاه علمی، اجتماعی و حرفهای آن نقش ایفا کنند. دانشگاه زمانی پویاتر و موثرتر خواهد بود که تجربههای انباشته دانشآموختگانش، به بخشی از توان زنده و جاری آن تبدیل شود.
پویایی جامعه از مسیر نهادسازی میگذرد
از منظر جامعهشناختی، پویایی جامعه و شکلگیری مشارکت موثر، بیش از هر چیز از مسیر نهادسازی میگذرد. تجربه فعالیت و زندگی اجتماعی به ما میآموزد که جامعه صرفا با ارادههای فردی یا با تقلیل مشارکت به عرصه سیاست، پویا نمیشود. یکی از خطاهای مهم، آن است که مشارکت را تنها در مشارکت سیاسی خلاصه کنیم؛ در حالی که مشارکت پایدار، از دل نهادهای کوچکتر، انجمنها، تشکلها، سندیکاها، اتحادیهها و دیگر نهادهای مدنی شکل میگیرد.
نهادهای میانی، میدان تمرین همکاری، گفتوگو، مسئولیتپذیری و کنش جمعیاند. هر نهادی که در جامعه شکل میگیرد، بهخصوص اگر بر پایه علم و دانش بنا شده باشد، میتواند اثری بزرگ و عمیق بر جای بگذارد. بدون این نهادها و بدون ساختارهای مدنی، رسیدن به جامعهای پویا و توسعهیافته دشوار خواهد بود. از این منظر، انجمن دانشآموختگان دانشگاه علامه طباطبائی فقط یک تشکل صنفی یا اداری نیست؛ میتواند گامی در مسیر تقویت نهادسازی، نزدیککردن رشتههای دانشگاهی به یکدیگر و بهرهگیری از ظرفیتهای میانرشتهای باشد.
راهحل مسائل کشور، صرفا فنی و مهندسی نیست
باید پذیرفت که مسائل امروز ایران، بیش از گذشته، به نگاه علوم انسانی و علوم اجتماعی نیاز دارند. هنوز گاهی چنین تصور میشود که راهحل مسائل کشور صرفا در ابزارهای فنی و مهندسی نهفته است. این رویکرد، حتی در موضوعاتی چون اشتغال، سیاست خارجی، آب و انرژی نیز پاسخگو نیست. مسائل اجتماعی پیچیدهاند و بدون فهم رفتارهای انسانی، فرهنگ، الگوهای مصرف، سازوکارهای اعتماد، نابرابریها و شیوههای شکلگیری رضایت یا مقاومت اجتماعی، نمیتوان برای آنها راهحلهای پایدار یافت.
مسئله آب؛ فراتر از پروژههای مهندسی
برای مثال، مسئله آب را نمیتوان فقط با پروژههای مهندسی، تامین تجهیزات یا انتقال آب حل کرد. هرچند راهکارهای فنی ضروریاند، اما بهتنهایی کفایت نمیکنند. آب با الگوی مصرف، فرهنگ عمومی، سبک زندگی، وضعیت معیشتی، اعتماد اجتماعی و شیوه حکمرانی پیوند خورده است. نادیدهگرفتن این ابعاد، حتی دقیقترین راهحلهای فنی را نیز با محدودیت روبهرو میکند.
بنزین؛ تنها یک مسئله اقتصادی یا فنی نیست
مسئله بنزین نیز تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست. بنزین با زندگی روزمره مردم، نابرابریهای فضایی، الگوی حملونقل، وضعیت اشتغال، هزینههای خانوار و احساس عدالت اجتماعی ارتباط دارد. بنابراین، هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبهرو شود که پیشبینی و مدیریت آنها دشوار باشد. بسیاری از مسائل کشور، پیش از آنکه صرفا به یک راهحل فنی نیاز داشته باشند، به فهمی دقیق از جامعه و به تحلیلهای علوم انسانی و اجتماعی نیازمندند.
دانشگاه علامه و مسئولیت در برابر مسائل اجتماعی
دانشگاه علامه طباطبائی، به عنوان یکی از مهمترین مراکز علمی کشور در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی، از ظرفیت ویژهای برای ایفای نقش در این عرصه برخوردار است. بخش بزرگی از دانش و تخصص مورد نیاز کشور برای فهم مسائل اجتماعی، در چنین دانشگاهی متمرکز است. مسئله اصلی آن است که این ظرفیت علمی، بیش از گذشته با نیازهای واقعی جامعه و فرآیند حل مسائل کشور پیوند بخورد.
امروز توجه جدی به علوم انسانی و علوم اجتماعی، یک انتخاب تشریفاتی یا دانشگاهی نیست؛ ضرورتی برای فهم بحرانها و یافتن راهحلهای پایدار است. انجمن دانشآموختگان نیز میتواند در همین مسیر نقش ایفا کند: پیوندزدن دانشگاه، تجربه حرفهای دانشآموختگان و مسائل واقعی جامعه. این شاید مهمترین سهمی باشد که میتوانیم در برابر دانشگاهی ادا کنیم که بخشی از مسیر یادگیری، زندگی و تجربه ما در آن شکل گرفته است.
انتهای پیام

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

چگونه چین و روسیه مانع برنامههای ترامپ برای منزوی کردن ایران میشوند

10 محور صحبتهای رئیسکل

23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!

افزایش تولید راهحل ناترازی نیست

