
گردنکشی و گستاخی بیحدوحصر کویت علیه ایران

کودتای ۲۸ مرداد، زخمی که ۷۳ سال بعد هنوز بر روابط ایران و آمریکا سایه انداخته است/ این واقعیت است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد/ این امر، خوراک لازم برای روایتی بهشدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «شورای روابط خارجی آمریکا» در گزارشی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش ایالات متحده و بریتانیا در سرنگونی دولت محمد مصدق پرداخت و نوشت: ایران از جنگ جهانی دوم از نظر سیاسی و اقتصادی تضعیفشده بیرون آمد. بریتانیای کبیر و اتحاد جماهیر شوروی در اواخر اوت ۱۹۴۱ به این کشور حمله کرده و حاکم آن، شاه رضا خان، افسر سابق ارتش که شانزده سال پیش از آن در کودتایی تخت طاووس را تصاحب کرده بود، را برکنار کردند. در ژوئن ۱۹۴۱، آلمان به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرده و نیروهای شوروی را به سرعت عقب رانده بود. لندن و مسکو هر دو بیم آن داشتند که شاه، که ستایشگر بیپرده آدولف هیتلر بود، «کریدور پارسی» را ببندد و یکی از مسیرهای اصلی تأمین کمکهای «قانون وام و اجاره» به شوروی را قطع کند.
بریتانیاییها و شورویها به پسر بیست و دو ساله رضا خان، محمدرضا پهلوی، اجازه دادند تا به عنوان شاه جانشین او شود. کنترل او بر ایران در ابتدا متزلزل بود. آشفتگی سیاسی ناشی از اشغال مشترک انگلیس و شوروی، همراه با یک رشته برداشتهای ضعیف محصول، کشور را به فقر کشاند.
همانند سایر نقاط آسیا، آفریقا و خاورمیانه، ملیگرایی پس از پایان جنگ در ایران اوج گرفت. ایرانیان میخواستند کنترل کشورشان را بازپس گیرند. محمد مصدق قهرمان این آرمانها شد. او که از نوادگان خاندان سلطنتی ایران بود و در اروپا تحصیل کرده بود، بیش از بیست سال به عنوان وزیر دارایی ایران خدمت کرده بود. او در شصت و نه سالگی که به نخستوزیری رسید، به دنبال بازپسگیری حاکمیت ایران و گسترش قدرت مجلس، پارلمان ایران بود. اولی به معنای رویارویی با بریتانیا و دومی به معنای رویارویی با شاه بود.
ملی شدن شرکت نفت انگلیس و ایران هدف اصلی ملیگرایی مصدق، شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC) بود. بریتانیا مالکیت اکثریت سهام این شرکت را در اختیار داشت که انحصار تولید نفت ایران را در دست داشت. شرکت نفت انگلیس و ایران از قرارداد ناعادلانهای که بر دولت ایران تحمیل کرده بود و با پرداختهای غیرقانونی به چهرههای برجسته ایرانی تداوم مییافت، سود میبرد. در تئوری، ایران ۱۶ درصد از سود شرکت را دریافت میکرد. درصد واقعی احتمالاً بسیار کمتر بود؛ چرا که شرکت نفت انگلیس و ایران هرگز به مقامات ایرانی اجازه نداد دفاتر حسابداریاش را ببینند.
در مارس ۱۹۵۱، نخستوزیر بسیار نامحبوب، علی رزمآرا، که تلاشهای قانونی برای مطالبه قرارداد بهتری از بریتانیاییها در مورد شرکت نفت انگلیس و ایران را مسدود کرده بود، ترور شد. این امر منجر به یک بحران سیاسی شد. مصدق پذیرفت که به شرط ملی شدن صنعت نفت توسط مجلس، نخستوزیر شود. مجلس نیز به اتفاق آرا این کار را انجام داد. بریتانیا با این تصمیم مخالفت کرد، با وجود اینکه خود صنایع زغالسنگ و فولادش را ملی کرده بود.
تصویر ذهنی و منافع شخصی، هر دو بر امتناع لندن از مذاکره برای رسیدن به یک مصالحه تأثیرگذار بودند. بریتانیا به امپراتوری جهانی خود که در حال افولی شدید بود چنگ زده بود و میترسید که هرگونه امتیازی به ایران، نفوذش را در سایر نقاط خاورمیانه تضعیف کند. در همین حال، سود حاصل از شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) به تأمین مالی دولت بریتانیا کمک میکرد. لندن که حاضر به عقبنشینی نبود، صادرات نفت ایران را محاصره کرد و سایر قدرتهای غربی را متقاعد ساخت که در حاشیه بمانند. صادرات نفت ایران سقوط کرد و ویرانی گستردهای در اقتصاد این کشور به بار آورد.
تهدید کمونیستی
بریتانیا برای تلاش خود جهت تحت فشار قرار دادن ایران، خواهان حمایت ایالات متحده بود. با این حال، پرزیدنت هری اس. ترومن پیشنهادهای بریتانیا برای حمله به ایران و اجبار به برکناری مصدق را رد کرد. ترومن در عوض سعی کرد میانجیگری کند. او فرستادگانی به تهران فرستاد و حتی در تلاشی برای یافتن راهی جهت مصالحه، از مصدق در واشنگتن میزبانی کرد. این تلاشها به نتیجهای نرسید، که بخش بزرگی از آن به این دلیل بود که مصدق با هرگونه دخالت بریتانیا در صنعت نفت ایران مخالف بود. در اکتبر ۱۹۵۲، پس از آنکه مصدق مطلع شد لندن در حال برنامهریزی برای سازماندهی یک کودتا علیه اوست، روابط دیپلماتیک خود را با بریتانیا قطع و تمامی دیپلماتهای بریتانیایی را اخراج کرد.
انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۵۲ ایالات متحده فرصت دیگری به لندن داد تا حمایت آمریکا را برای برکناری مصدق جلب کند. با توجه به تسلط شوروی بر اروپای شرقی، به قدرت رسیدن مائو زدونگ در چین و جنگ نیروهای آمریکایی با نیروهای کمونیست در کره، پرزیدنت دوایت دی. آیزنهاور متعهد شده بود که نه تنها کمونیسم را «مهار» کند، بلکه آن را «به عقب براند». انتخاب او برای وزارت امور خارجه، جان فاستر دالس، قصد داشت این تعهد را عملی کند. دیپلماتهای بریتانیایی با درک فضای حاکم بر واشنگتن، استدلال کردند که کارزار ملیشدن نفت توسط مصدق، فرصتی را برای کمونیستها جهت به دست گرفتن قدرت ایجاد کرده است. نخستوزیر ناخواسته با فشار بر مجلس برای اعطای اختیارات حکومتی اضطراری به خود، گفتن این موضوع به دیپلماتهای آمریکایی که انقلاب قریبالوقوع است، و تهدید به روی آوردن به مسکو در صورت عدم ارائه کمکهای بیشتر از سوی واشنگتن به ایران، به این استدلال دامن زد.
تغییر سیاست ایالات متحده
دالس با آنچه شنیده بود متقاعد شد، اگرچه مصدق کمونیستها را از دولت خود کنار گذاشته بود و این تحریم بریتانیا بود، نه فعالیتهای کمونیستی، که به اقتصاد ایران آسیب زده و سیاست آن را متلاطم کرده بود. آیزنهاور در ابتدا تردید داشت و در مارس ۱۹۵۳ به همتای بریتانیایی خود گفت که مصدق «تنها امید غرب در ایران» است. با این حال، مخالفت آیزنهاور با رد پیشنهادهای مصالحه در مورد شرکت نفت ایران و انگلیس توسط مصدق و حضور ایرانیان در خیابانها برای اعتراض به مشکلات اقتصادی و تلاش مصدق برای کسب اختیارات اضطراری، رنگ باخت. آیزنهاور که نگران بود نفت ایران ممکن است برای همیشه برای غرب از دست برود، در ماه ژوئن با یک تلاش مخفیانه انگلیسی-آمریکایی برای سرنگونی مصدق موافقت کرد.
آلن دالس، رئیس سازمان سیا و برادر کوچکتر جان فاستر دالس، بر برنامهریزی عملیات آژاکس نظارت داشت. کارزار مخفیانه برای سرنگونی مصدق، خواستار دامن زدن به خشم ایرانیان علیه مصدق از طریق پرداخت پول به روزنامهنگاران، روحانیون و سیاستمداران برای حمله به او به عنوان فردی فاسد و تشنه قدرت بود. در همان حال، به باندهای خیابانی پول داده میشد تا به چهرههای عمومی حمله کنند، که این امر بیثباتی را افزایش میداد و سوءظنها را مبنی بر اینکه مصدق در حال حمله به منتقدان خود است، تقویت میکرد. سپس، تظاهرکنندگان اجیرشده به سمت مجلس راهپیمایی میکردند تا خواستار برکناری او شوند. قدرت قرار بود به سرلشکر فضلالله زاهدی منتقل شود که پیش از اختلافنظر متقابل، در دولت مصدق خدمت کرده بود.
عملیات آژاکس
کرمیت روزولت، نوه تئودور روزولت رئیسجمهور آمریکا، عملیات آژاکس را در میدان عمل در ایران هدایت میکرد. او با مشکلی فوری مواجه شد. این طرح بر پایه برکناری مصدق توسط شاه استوار بود. اما وقتی لحظه موعود فرا رسید، شاه تردید کرد. او یک سال پیش از آن بر سر حدود اختیارات سلطنتی با نخستوزیر درگیر شده بود. مصدق در واکنش استعفا داده بود. وقتی جمعیت به خیابانها ریختند و خواستار بازگشت او شدند، شاه عقبنشینی کرد. او میترسید که برکناری دوباره مصدق منجر به سرنگونی خودش شود. در همین حال، مصدق پس از اطلاع در ماه ژوئیه از اینکه به نمایندگان مجلس رشوه داده شده تا علیه او رأی دهند، خواستار برگزاری یک همهپرسی ملی برای تأیید دولتش شد. این رأیگیری که آشکارا دستکاری شده بود، ۹۹.۴ درصد حمایت را برای او به همراه داشت.(جماران: این ادعای نویسندگان گزارش است و به معنی تایید آن نیست)
تحت فشار شدید مقامات آمریکایی، شاه سرانجام موافقت کرد که مصدق را برکنار و زاهدی را به جای او منصوب کند. با این حال، مصدق وقتی در ۱۵ اوت از برکناری خود مطلع شد، از کنارهگیری خودداری کرد؛ او در عوض به کشور اعلام کرد که یک کودتا را خنثی کرده است. به نظر میرسید عملیات آژاکس شکست خورده است: شاه از کشور گریخت، زاهدی مخفی شد و سیا به روزولت دستور داد ایران را ترک کند.
اما در چهار روز بعد، ورق برگشت. چه به این دلیل که سیا به معترضان پول پرداخت کرد، چه دشمنان سیاسی مصدق فرصت را برای پیشبرد برنامههای خود مناسب دیدند، و چه ایرانیان عادی به این نتیجه رسیدند که مصدق به دنبال پایان دادن به سلطنت است، افکار عمومی و حمایت نظامی علیه نخستوزیر تغییر کرد. در ۱۹ اوت، دوران نخستوزیری او به پایان رسید. پیامدها
شاه در پی برکناری مصدق، کنترل خود بر ایران را تثبیت کرد. او مصدق را به اتهام خیانت محکوم و به سه سال زندان و پس از آن حبس خانگی مادامالعمر محکوم کرد. یکی از نزدیکترین مشاوران مصدق اعدام شد، همانطور که بیش از دوازده افسر نظامی و رهبر دانشجویی متحد دولت او اعدام شدند. زاهدی، که با دیدگاه مصدق مبنی بر اینکه ایران باید یک پادشاه مشروطه با اختیارات محدود داشته باشد موافق بود، تنها دو سال به عنوان نخستوزیر دوام آورد و سپس در کشمکش قدرت از شاه شکست خورد. آن حاکمِ زمانی مردد، به حاکمی خودکامه تبدیل شد که در انقلاب ۱۹۷۹ ایران سرنگون گردید.
برکناری مصدق نتیجهای را که مقامات بریتانیایی پیشبینی میکردند به همراه نداشت. دولت آیزنهاور این ایده را که شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC)، که به بریتیش پترولیوم (که اکنون با نام BP شناخته میشود) تغییر نام داده بود، انحصار تولید نفت ایران را از سر بگیرد، رد کرد. در عوض، ایالات متحده بریتانیا را مجبور کرد توافقنامهای را بپذیرد که بر اساس آن کنترل شرکت ملی نفت ایران جدید، میان شرکتهای آمریکایی، بریتانیایی و اروپایی تقسیم شد و سود آن به صورت پنجاه-پنجاه با ایران تقسیم گردید.
میراث سرنگونی مصدق
مورخان مدتهاست که بحث کردهاند که عملیات آژاکس تا چه حد در سقوط مصدق حیاتی بوده است. برخی استدلال میکنند که ایالات متحده تنها به این دلیل موفق شد که بخشهای مهمی از نخبگان و مردم ایران قبلاً علیه او شده بودند. او با تصاحب اختیارات اضطراری و تلاش برای سرکوب انتقادات داخلی مبنی بر اینکه سیاست ملیشدن او نتوانسته مزایای وعده داده شده را به همراه داشته باشد، اصول دموکراتیک خود را زیر پا گذاشته بود. از این دیدگاه، اگر آیزنهاور به جای تأیید عملیات آژاکس، آن را لغو کرده بود، احتمالاً مصدق همچنان از قدرت کنار زده میشد.
صرفنظر از میزان دقیق مشارکت ایالات متحده در برکناری مصدق، این واقعیت باقی است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد. این امر، دستکم، خوراک لازم برای روایتی بهشدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران و ظهور حکومت خودکامه شاه میدانست. این همان روایت ضدآمریکایی است که رهبری جمهوری اسلامی تا به امروز همچنان به آن استناد میکند.
تأثیر برکناری مصدق فراتر از ایران نیز رفت. دولت آیزنهاور و جانشینانش، موفقیت ظاهری «عملیات آژاکس» را تأییدی بر این دانستند که عملیاتهای مخفی میتوانند ایالات متحده را با هزینهای اندک از شر رهبران دردسرسازی که از آنها ناراضی بود، خلاص کنند. طی سه دهه بعد، ایالات متحده تحت لوای مقابله با کمونیسم بهطور مخفیانه در کشورهای متعددی مداخله کرد که شاید مشهورترین آنها گواتمالا در سال ۱۹۵۴ و شیلی در سال ۱۹۷۳ باشد. آن مداخلات اغلب موجب به قدرت رسیدن خودکامگان شد، آسیبهای فراوانی به جمعیتهای غیرنظامی وارد کرد و احساسات ضدآمریکایی قابلتوجه و پایداری را برانگیخت.
3 فرمانده شهید سپاه در یک قاب (عکس)
تصویری دیدهنشده از سرداران شهید حسین سلامی، محمدرضا زاهدی و غلامرضا سلیمانی برای اولینبار منتشر میشود.
به گزارش فارس، این تصویر، قاب متفاوتی از حضور سه فرمانده ارشد سپاه را به نمایش میگذارد؛ تصویری که شهیدان حسین سلامی، محمدرضا زاهدی و غلامرضا سلیمانی را در کنار یکدیگر نشان میدهد و یادآور سالهایی است که این فرماندهان در مسئولیتهای مختلف نظامی در کنار یکدیگر حضور داشتند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر چرا بعضی خودروها دستگیره عقب مخفی دارند؟ نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : 3 فرمانده شهید سپاه در یک قاب (عکس) بیشتر بخوانید: پیکر سردار شهید سلامی در معراج الشهدا (عکس) 4 فرمانده سپاه در یک قاب تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
بیانیه وزارت دفاع درباره صنعت دفاعی ایران؛ جزئیات پیام جدید وزارت دفاع و مهمترین محورهای بیانیه / متن و جزئیات بیانیه وزارت دفاع؛ آخرین مواضع درباره توان دفاعی و دستاوردهای صنعت دفاعی ایران
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر ؛ ۳۱ مرداد، روز صنعت دفاعی، یادآور مسیر پرافتخاری است که ملت ایران برای دستیابی به استقلال، خودکفایی و ساخت قدرت دفاعی کشور پیموده است؛ مسیری که با هدایت امام خمینی(رض)، راهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه)، و مجاهدت فرماندهان، دانشمندان و متخصصان ایرانی شکل گرفت و امروز با هدایت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای(حفظهالله)، با تکیه بر دانش بومی، مشارکت ملی و تجربه میدانهای اخیر، برای ساخت ایرانی مقتدر و برخوردار از قدرت دفاعی روزآمد ادامه دارد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
۳۱ مرداد، روز گرامیداشت مسیر پرافتخاری است که ملت ایران برای ساختن قدرت دفاعی و صنعتی خود پیموده است؛ مسیری که در سالهای سخت و پرحادثه و از دل تجربه تاریخی مبارزات برای بهدست آوردن استقلال و رهایی از بند استعمار و وابستگی، تحریم و تهدید آغاز شد و با نفس قدسی امام خمینی کبیر(رض) و هدایت قائد شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه)، و مجاهدت فرماندهان، دانشمندان و متخصصان این سرزمین شکل گرفت و امروز با هدایت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای(حفظهالله)، راسخ، عازم و جازم ادامه دارد.
صنعت دفاعی جمهوری اسلامی ایران از دل تهدید متولد شد، اما در تهدید متوقف نماند. هر فشار و هر تحریم، ضرورت و باور به تکیه بر توان داخلی را آشکارتر کرد و هر میدان، فرصت جدیدی پیش روی متخصصان کشور گذاشت. این مسیر با هدایت و راهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه)، طراحی، معماری و مهندسی شد؛ رهبری حکیم و خردمند که صنعت دفاعی را یکی از پایههای اقتدار و استقلال کشور میدید. او راه استقلال و عبور از وابستگی را در اعتماد به مردم، بهویژه جوانان و متخصصان ایرانی، توسعه دانش و فناوری و بومیسازی به همت فرماندهان، دانشمندان، متخصصان و کارکنان صنعت دفاعی میدانست و این نگاه بلند موجب شکلگیری مجموعهای از ظرفیتها و قابلیتهای علمی، فناورانه و صنعتی شد که بخش مهمی از قدرت دفاعی و بازدارندگی ایران اسلامی را تشکیل میدهد.
صنعت دفاعی ایران در این راه و برای این آرمان مقدس، بهترین فرزندان این سرزمین را در لباس مسئولیت و فرماندهی تقدیم کرده است. شهیدان چمران، فکوری، نامجوی، شمخانی و نصیرزاده، در کنار صدها شهید از مجموعه وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، ستارههای درخشان و ارزشمند این مسیر بودند. نام و یاد آنان برای ما مروری بر میراث و بخشی از راهی است که ساختهاند و امروز باید با قدرت بیشتری ادامه یابد.
در کنار آنان، یاد و خاطره شهدای وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، این اسوههای علم و دیانت، در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان را گرامی میداریم؛ شهدایی که در روزهای سخت، میان مسئولیت و خطر فاصلهای ندیدند و در راه دفاع از کشور و ملت ایران، در اولین لحظات جنگ به شهادت رسیدند.
این جنگ نشان داد که هرگاه دشمن اراده ملت ایران را برای دفاع از خود هدف قرار دهد، با ملتی روبهرو خواهد شد که نهتنها در میدان دفاع و مقاومت ایستادگی میکند، بلکه با تکیه بر توان خود، از دل هر تهدید، قدرتی تازه برای ساختن و پیشرفت میآفریند و در لحظات سرنوشتساز، ملتی مبعوثشده برای دفاع از عزت، شرف، استقلال و تمامیت ایران اسلامی خواهد بود.
جنگهای تحمیلی اخیر، میدان واقعی آزمون توانمندیهای دفاعی کشور بود. آنچه طی سالها با دانش و مجاهدت متخصصان ایرانی در صنعت دفاعی ساخته و توسعه یافته بود، در میدان به کار آمد و در کنار ظرفیتهای عملیاتی نیروهای مسلح و ملت ایران، بخش مهمی از محاسبات و اهداف دشمن را با شکست مواجه کرد و آنها را متحیر ساخت. در عین حال، این جنگها تنها میدان مقابله نبود؛ فرصتی بود برای شناخت دقیقتر توانمندیها، آشکار شدن نیازهای جدید و ترسیم مسیر آینده. ما آموختهایم هرگز توقف نکنیم و بر این اساس، جنگ تحمیلی اخیر را جنگ گذشته میدانیم؛ بدون غرور یا نگرانی، صنعت دفاعی را متناسب با این یافتهها و آموزهها، پیوسته نوسازی، بازآفرینی و بهروز کنیم.
از همینجاست که مفهوم «انقلاب صنعت دفاعی» بر مبنای الگوی مشارکت دفاعی -ملی اهمیت پیدا میکند؛ تحولی دائمی و پویا که تنها به ساخت یک محصول جدید محدود نیست، بلکه شیوه تفکر، الگوهای طراحی، تولید، مدیریت فناوری، استفاده از ظرفیتهای دانشبنیان، هوشمندسازی و سرعت تبدیل دانش به توان دفاعی را متحول میکند.
در این مسیر، شعار راهبردی امسال «صنعت دفاعی، مشارکت ملی، ایران مقتدر» بلکه یک انتخاب شعاری نیست؛ یک ضرورت واقعی بر مبنای امنیت ملی ایران بزرگ و صیانت از دستاوردهای دفاع مقدس رمضان است. صنعت دفاعی متعلق به یک سازمان یا یک مجموعه خاص نیست. دانشگاه، دانشمند، مهندس، شرکت دانشبنیان، صنعتگر و نخبه، زن و مرد و پیر و جوان، همه در ساختن قدرت دفاعی کشور سهم و نقش دارند. همان ملتی که در میدان دفاع از اسلام، انقلاب، ولایت و وطن ایستاد، امروز در میدان علم و فناوری و صنایع دفاعی بومی نیز باید پای کار ساختن آینده ایران و دفاع قامت برافراشته است.
از سوی دیگر، شعار سال نیز با مأموریت صنعت دفاعی پیوندی مستقیم دارد. اتحاد مقدس، پشتوانه امنیت ملی است و امنیت ملی، زمینه استمرار اقتدار و پیشرفت کشور. تجربه جنگهای اخیر نشان داد هرچه پیوند میان ملت و نیروهای مسلح مستحکمتر باشد، توان کشور برای مقابله با تهدیدها و عبور از بحرانها نیز بیشتر خواهد بود. صنعت دفاعی در این میان، یکی از مهمترین پشتوانههای امنیت ملی و اقتدار ایران اسلامی است.
امروز وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، در ادامه راهی که رهبر شهید انقلاب ترسیم کرد و شهیدان برای آن جانفشانی کردند، مأموریتی روشن پیش روی خود دارد: تجربه میدان را به دانش، دانش را به فناوری و فناوری را به قدرت دفاعی آینده تبدیل کند.
این راه با اتکال به خداوند متعال، تحت فرماندهی راهبردی حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای(مد ظله العالی)، با تکیه بر ملت ایران و با همت نسل جدید دانشمندان، متخصصان و جوانان این سرزمین ادامه خواهد یافت.
۳۱ مرداد، روز صنعت دفاعی، روز تجلیل از یک صنعت نیست؛ روز تجلیل از جامعه بزرگ و قدرت ساز صنایع دفاعی و نیز اراده ملتی است که تصمیم گرفته است قدرت دفاع از خود را با دست، دانش و اراده خود بسازد.

وزارت دفاع: صنعت دفاعی ایران از دل تهدید متولد شد اما در تهدید متوقف نماند

مجید انصاری: حل مسائل مردم نیازمند همافزایی دولت و مجلس و اصلاحات گامبهگام است

وزارت دفاع: جنگهای تحمیلی دوم و سوم، میدان واقعی آزمون توانمندیهای دفاعی کشور بود/ صنعت دفاعی را متناسب با آموزهها، پیوسته نوسازی، بازآفرینی و بهروز کردهایم

واکنش قالیباف به نام جعلی خلیج فارس در نقشه عراق

گلایه همسر معاون اول پزشکیان از حجم کار او / عارف کمتر از ۳ ساعت در روز میخوابد

