
لحظه اعطای دکترای افتخاری جراحی قلب پاکستان به پزشکیان

1

بیانیه وزارت دفاع به مناسبت ۳۱ مردادماه روز صنعت دفاعی
به گزارش مشرق ، ۳۱ مرداد، روز صنعت دفاعی، یادآور مسیر پرافتخاری است که ملت ایران برای دستیابی به استقلال، خودکفایی و ساخت قدرت دفاعی کشور پیموده است؛ مسیری که با هدایت امام خمینی(رض)، راهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه)، و مجاهدت فرماندهان، دانشمندان و متخصصان ایرانی شکل گرفت و امروز با هدایت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای(حفظهالله)، با تکیه بر دانش بومی، مشارکت ملی و تجربه میدانهای اخیر، برای ساخت ایرانی مقتدر و برخوردار از قدرت دفاعی روزآمد ادامه دارد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
۳۱ مرداد، روز گرامیداشت مسیر پرافتخاری است که ملت ایران برای ساختن قدرت دفاعی و صنعتی خود پیموده است؛ مسیری که در سالهای سخت و پرحادثه و از دل تجربه تاریخی مبارزات برای بهدست آوردن استقلال و رهایی از بند استعمار و وابستگی، تحریم و تهدید آغاز شد و با نفس قدسی امام خمینی کبیر(رض) و هدایت قائد شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه)، و مجاهدت فرماندهان، دانشمندان و متخصصان این سرزمین شکل گرفت و امروز با هدایت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای(حفظهالله)، راسخ، عازم و جازم ادامه دارد.
صنعت دفاعی جمهوری اسلامی ایران از دل تهدید متولد شد، اما در تهدید متوقف نماند. هر فشار و هر تحریم، ضرورت و باور به تکیه بر توان داخلی را آشکارتر کرد و هر میدان، فرصت جدیدی پیش روی متخصصان کشور گذاشت. این مسیر با هدایت و راهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه)، طراحی، معماری و مهندسی شد؛ رهبری حکیم و خردمند که صنعت دفاعی را یکی از پایههای اقتدار و استقلال کشور میدید. او راه استقلال و عبور از وابستگی را در اعتماد به مردم، بهویژه جوانان و متخصصان ایرانی، توسعه دانش و فناوری و بومیسازی به همت فرماندهان، دانشمندان، متخصصان و کارکنان صنعت دفاعی میدانست و این نگاه بلند موجب شکلگیری مجموعهای از ظرفیتها و قابلیتهای علمی، فناورانه و صنعتی شد که بخش مهمی از قدرت دفاعی و بازدارندگی ایران اسلامی را تشکیل میدهد.
صنعت دفاعی ایران در این راه و برای این آرمان مقدس، بهترین فرزندان این سرزمین را در لباس مسئولیت و فرماندهی تقدیم کرده است. شهیدان چمران، فکوری، نامجوی، شمخانی و نصیرزاده، در کنار صدها شهید از مجموعه وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، ستارههای درخشان و ارزشمند این مسیر بودند. نام و یاد آنان برای ما مروری بر میراث و بخشی از راهی است که ساختهاند و امروز باید با قدرت بیشتری ادامه یابد.
در کنار آنان، یاد و خاطره شهدای وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، این اسوههای علم و دیانت، در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان را گرامی میداریم؛ شهدایی که در روزهای سخت، میان مسئولیت و خطر فاصلهای ندیدند و در راه دفاع از کشور و ملت ایران، در اولین لحظات جنگ به شهادت رسیدند.
این جنگ نشان داد که هرگاه دشمن اراده ملت ایران را برای دفاع از خود هدف قرار دهد، با ملتی روبهرو خواهد شد که نهتنها در میدان دفاع و مقاومت ایستادگی میکند، بلکه با تکیه بر توان خود، از دل هر تهدید، قدرتی تازه برای ساختن و پیشرفت میآفریند و در لحظات سرنوشتساز، ملتی مبعوثشده برای دفاع از عزت، شرف، استقلال و تمامیت ایران اسلامی خواهد بود.
جنگهای تحمیلی اخیر، میدان واقعی آزمون توانمندیهای دفاعی کشور بود. آنچه طی سالها با دانش و مجاهدت متخصصان ایرانی در صنعت دفاعی ساخته و توسعه یافته بود، در میدان به کار آمد و در کنار ظرفیتهای عملیاتی نیروهای مسلح و ملت ایران، بخش مهمی از محاسبات و اهداف دشمن را با شکست مواجه کرد و آنها را متحیر ساخت. در عین حال، این جنگها تنها میدان مقابله نبود؛ فرصتی بود برای شناخت دقیقتر توانمندیها، آشکار شدن نیازهای جدید و ترسیم مسیر آینده. ما آموختهایم هرگز توقف نکنیم و بر این اساس، جنگ تحمیلی اخیر را جنگ گذشته میدانیم؛ بدون غرور یا نگرانی، صنعت دفاعی را متناسب با این یافتهها و آموزهها، پیوسته نوسازی، بازآفرینی و بهروز کنیم.
از همینجاست که مفهوم «انقلاب صنعت دفاعی» بر مبنای الگوی مشارکت دفاعی -ملی اهمیت پیدا میکند؛ تحولی دائمی و پویا که تنها به ساخت یک محصول جدید محدود نیست، بلکه شیوه تفکر، الگوهای طراحی، تولید، مدیریت فناوری، استفاده از ظرفیتهای دانشبنیان، هوشمندسازی و سرعت تبدیل دانش به توان دفاعی را متحول میکند.
در این مسیر، شعار راهبردی امسال «صنعت دفاعی، مشارکت ملی، ایران مقتدر» بلکه یک انتخاب شعاری نیست؛ یک ضرورت واقعی بر مبنای امنیت ملی ایران بزرگ و صیانت از دستاوردهای دفاع مقدس رمضان است. صنعت دفاعی متعلق به یک سازمان یا یک مجموعه خاص نیست. دانشگاه، دانشمند، مهندس، شرکت دانشبنیان، صنعتگر و نخبه، زن و مرد و پیر و جوان، همه در ساختن قدرت دفاعی کشور سهم و نقش دارند. همان ملتی که در میدان دفاع از اسلام، انقلاب، ولایت و وطن ایستاد، امروز در میدان علم و فناوری و صنایع دفاعی بومی نیز باید پای کار ساختن آینده ایران و دفاع قامت برافراشته است.
از سوی دیگر، شعار سال نیز با مأموریت صنعت دفاعی پیوندی مستقیم دارد. اتحاد مقدس، پشتوانه امنیت ملی است و امنیت ملی، زمینه استمرار اقتدار و پیشرفت کشور. تجربه جنگهای اخیر نشان داد هرچه پیوند میان ملت و نیروهای مسلح مستحکمتر باشد، توان کشور برای مقابله با تهدیدها و عبور از بحرانها نیز بیشتر خواهد بود. صنعت دفاعی در این میان، یکی از مهمترین پشتوانههای امنیت ملی و اقتدار ایران اسلامی است.
امروز وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، در ادامه راهی که رهبر شهید انقلاب ترسیم کرد و شهیدان برای آن جانفشانی کردند، مأموریتی روشن پیش روی خود دارد: تجربه میدان را به دانش، دانش را به فناوری و فناوری را به قدرت دفاعی آینده تبدیل کند.
این راه با اتکال به خداوند متعال، تحت فرماندهی راهبردی حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای(مد ظله العالی)، با تکیه بر ملت ایران و با همت نسل جدید دانشمندان، متخصصان و جوانان این سرزمین ادامه خواهد یافت.
۳۱ مرداد، روز صنعت دفاعی، روز تجلیل از یک صنعت نیست؛ روز تجلیل از جامعه بزرگ و قدرت ساز صنایع دفاعی و نیز اراده ملتی است که تصمیم گرفته است قدرت دفاع از خود را با دست، دانش و اراده خود بسازد.

آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای پاکستانی: اسلامآباد برای ازسرگیری مذاکرات، با ایران و آمریکا در تماس است
کد خبر: 787324 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۱۶:۲۸:۱۵ اعتمادآنلاین |
مقامهای پاکستانی میگویند رهبری سیاسی و نظامی این کشور همچنان با ایران و آمریکا در تماس است تا تلاشها برای کاهش تنش و حرکت به سمت ازسرگیری مذاکرات را بررسی کند.
به گزارش آسوشیتدپرس، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز چهارشنبه اعلام کرده بود که در حال حاضر هیچ مذاکرهای با ایران در جریان نیست؛ در حالی که تهران تأکید کرده است مذاکرات پس از نقض تفاهمنامه متوقف شده است. اخبار مرتبط پاکستان: برای احیای مذاکرات ایران و آمریکا تلاش میکنیم پاکستان: ایران و آمریکا طبق یادداشت تفاهمنامه عمل کنند/ آماده ادامه نقش میانجی میان ایران و…

تشرف رئیس مجلس به زیارت مضجع شریف حضرت عباس (ع) - تسنیم
سیاسی
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و هیئت پارلمانی ایران به زیارت مضجع شریف حضرت عباس (ع) مشرف شد.
.
تشرف رئیس مجلس و هیات پارلمانی ایران به زیارت مضجع شریف حضرت عباس (ع)
.
اهدای هدیه از سوی هیئت پارلمانی جمهوری اسلامی ایران به آستان مقدس عباسی
به گزارش تسنیم، قالیباف روز گذشته به عراق سفر کرد. دیدار با مقامهای ارشد عراق و چهرههای عالیرتبه این کشور و گفتوگو درباره ارتقای روابط دوجانبه، امنیت مرزها، مبارزه با تروریسم، توسعه همکاریهای اقتصادی و اجرای توافقهای مشترک از جمله برنامههای رئیس مجلس در سفر به عراق است.
انتهای پیام/

مصر و مساله پیوستن یا نپیوستن به پیمان مکه - دیپلماسی ایرانی
نویسنده: احمد عبودوه، متخصص امور خارجی، امنیت و ژئوپلیتیک است. او بر افزایش نفوذ چین در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، ژئوپلیتیک خلیج فارس، رقابت آمریکا و چین و پیامدهای آن در سراسر جهان تمرکز می کند. او در حال حاضر سرپرست واحد تحقیقات مطالعات چین در مرکز سیاست گذاری امارات (EPC) است.
دیپلماسی ایرانی: عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت توافقنامه دفاع مشترک مکه، معروف به «پیمان مکه»، را امضا کردند. این پیمان تصریح میکند که هرگونه حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. این پیمان پیامی را برای ایران و اسرائیل میفرستد، در حالی که امنیت منطقهای را از ایالات متحده دور میکند.
با این حال، این پیمان دو پرسش کلیدی را بیپاسخ میگذارد: آیا کشورهای منطقه میتوانند بدون ایالات متحده بازدارندگی ایجاد کنند؟ و چرا مصر، حداقل فعلاً، با توجه به اینکه با هر سه عضو همکاری نزدیکی داشته، به این پیمان نپیوسته است؟
یک ناتوی خاورمیانهای نیست
پیمان مکه بر اساس توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک امضا شده بین عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر گذشته بنا شده است. با این حال، این یک توافق جداگانه است. این توافقنامه جدید شامل ترکیه نیز میشود و فضایی را برای پیوستن سایر کشورها باقی میگذارد.
این پیمان با ناتو مقایسه شده است. در واقع، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، عنصر دفاع متقابل این پیمان را «از نظر فنی مشابه» بند دفاع جمعی ماده ۵ ناتو توصیف کرد.
با این حال، مقایسهها با ناتو اغراقآمیز است. وقتی این موارد کنار گذاشته شوند، این پیمان نسبتاً ناچیز به نظر میرسد.
مقامات سعودی دامنه این توافق را کماهمیت جلوه دادهاند و آن را به عنوان تمرینی برای «تواناییهای پایدار» به جای یک جبهه دفاعی مشترک علیه هر کشوری معرفی کردهاند. ترکیه نیز تأکید کرده است که این پیمان علیه ایران یا هیچ کشور دیگری نیست. پاکستان این توافق را «ماهیت صرفاً دفاعی» توصیف کرده است.
اگرچه پاکستان یک قدرت هستهای است، اما این توافقنامه به ترکیه و عربستان سعودی که تحت چتر هستهای آن قرار میگیرند، اشارهای نمیکند. و اگرچه دفاع متقابل در توافق سپتامبر ۲۰۲۵ بین ریاض و اسلامآباد گنجانده شده بود، اسلامآباد همچنان به عنوان میانجی در بحبوحه حملات ایران به عربستان سعودی با تهران تعامل داشته است.
بنابراین، پیمان مکه را باید به عنوان آزمایشی در خوداتکایی منطقهای درک کرد، نه یک جبهه دفاعی مشترک یا اتحاد جنگی.
تأثیر منطقهای گستردهتر
با این حال، اگرچه این توافقنامه از نظر دامنه محدود است، اما پیامدهای عمیقتری برای نظم منطقهای دارد.
این پیمان ابزار دیگری برای تنوعبخشی و تقویت معماری امنیتی و دفاعی عربستان سعودی فراهم میکند. این پیمان به ریاض در هرگونه تعامل آینده با تهران بر سر امنیت منطقهای، اهرم فشار میدهد و وابستگی آن به ایالات متحده را کاهش میدهد.
برای آنکارا، این توافقنامه میتواند به حمایت مالی و بازار عظیمی برای فناوری صنعتی دفاعی آن منجر شود، در حالی که اسلامآباد میتواند از حمایت اقتصادی عربستان سعودی بهرهمند شود و خود را به عنوان یک بازیگر فعال و مسئول در خاورمیانه قرار دهد.
تهران و نیروهای نیابتیاش احتمالاً در آینده نزدیک، احتمالاً با حمله به عربستان سعودی از طریق حوثیها یا شبهنظامیان عراقی، این توافق را محک خواهند زد. واکنش سه امضاکننده به آن آزمون اولیه، بسیار بیشتر از بیانیههای رسمی، منطقه را در مورد این پیمان آگاه خواهد کرد.
چرا مصر به آن ملحق نشده است
مصر با وجود همکاری نزدیک با هر سه کشور به عنوان بخشی از یک گروه غیررسمی چهار کشوری که از آن به عنوان «STEP» یا «چهار» یاد می شود، پیمان مکه را امضا نکرده است.
بدر عبدالطی، وزیر امور خارجه مصر روز جمعه گفت که قاهره در حال بررسی این پیمان «بسیار جدی» است و تصمیم گیری در مورد پیوستن به آن «نیازمند مطالعات عمیق در پرتو قانون اساسی و تعهدات قانونی مصر است».
فیدان از ترکیه پیشتر گفته بود که معتقد است که مصر «در مرحله بعدی» پس از اجرای «چند موضوع فنی» به این پیمان ملحق خواهد شد.
صرف نظر از پیوستن مصر به این پیمان، غیبت مصر با تردید راهبردی این کشور از زمان ریاست جمهوری عبدالفتاح السیسی در سال ۲۰۲۴ مطابقت دارد.
برای دههها، رهبران مصر رویکرد محتاطانهای اتخاذ کردهاند و عدم تعهد را پذیرفته و از بلوکهای نظامی برای جلوگیری از به دام افتادن آن اجتناب کردهاند. اما پیوستن به پیمان مکه میتواند نشاندهنده این باشد که مصر در حال انتخاب طرفهایی برای رقبای مختلف ژئوپلیتیکی سه عضو است – که در مجموع میتوان آنها را شامل ایران و حوثیها، اسرائیل، امارات، یونان، قبرس و هند دانست. این همسویی درک شده میتواند بر روابط قاهره با این بازیگران تأثیر منفی بگذارد، بدون اینکه بازده قابلتوجهی داشته باشد.
این نشان دهنده این است که این پیمان بیشتر در مورد نشانه های سیاسی است تا ارزش نظامی. این پیمان از نظر جزئیات عمومی کوتاه است، اما می تواند به طور بالقوه شامل همکاری دفاع هوایی و موشکی، اشتراک اطلاعات، گسترش امنیت دریایی و همکاری دفاعی – صنعتی باشد. با این حال، قاهره در حال حاضر از طریق گروه چهارگانه و حمایت از ائتلاف دریایی به رهبری عربستان سعودی در دریای سرخ در بسیاری از این مناطق با سه کشور همکاری می کند.
در دوران سیسی، مصر خود را بیشتر به عنوان یک میانجی می بیند که این امر مستلزم حفظ روابط مثبت و کانال های باز با همه بازیگران است. مصر به دنبال اجتناب از گرفتار شدن در ائتلاف های نظامی است که این نقش را پیچیده یا تنش های منطقه ای را تشدید می کند.
اسرائیل و آمریکا
مصر ممکن است نگرانی های امنیتی ائتلاف را در مورد بازیگران غیردولتی، امنیت دریایی و سودان به اشتراک بگذارد. اما برای بسیاری از سیاستگذاران مصری، با وجود پیمان صلح و هماهنگی امنیتی دو کشور، یک درگیری بالقوه با اسرائیل همچنان بزرگترین تهدید امنیتی آینده خواهد بود.
با توجه به موقعیت اسرائیل به عنوان متحد کلیدی منطقه ای ایالات متحده، هیچ اتحاد امنیتی دیگری وجود ندارد که بتواند از مصر در درگیری احتمالی با اسرائیل محافظت کافی را فراهم کند.
بنابراین، در حالی که پیوستن به پیمان مکه ممکن است به مقابله با نگرانیهای فوری مصر در سودان، لیبی یا شاخ آفریقا کمک کند، اما اولویتهای امنیتی بلندمدت آن را حل نخواهد کرد. در حال حاضر، ایالات متحده مهمترین شریک امنیتی مصر باقی مانده است.
قاهره نیز نگران حاکمیت خود است. ادغام در ترتیبات امنیتی تحت رهبری عربستان سعودی، پیگیری ریاض برای رهبری عرب را تقویت می کند. از دیدگاه قاهره، این خطر ایجاد رابطه حامی – مشتری با ریاض است.
پیوستن، در نهایت امر
برای مصر، خطرات پیوستن به این پیمان احتمالاً در حال حاضر بیشتر از منافع آن است. اما این ارزیابی ممکن است با گذشت زمان تغییر کند.
پیمان مکه کمتر یک اتحاد نظامی است تا بیانیه ای در مورد شکل نظم منطقه ای بعدی. در حالی که واشینگتن مهمترین شریک برای اکثر قدرت های منطقه ای از جمله ترکیه و عربستان سعودی است، آنها به دنبال کاهش اتکای خود به ایالات متحده هستند. این روند احتمالاً شتاب می گیرد.
این پیمان همچنین به اعضای آن اجازه میدهد تا در برابر جاهطلبیهای منطقهای ایران و اسرائیل از خود محافظت کنند و موازنه قدرت جدیدی را که در قدرتهای میانی تثبیت شده است، آزمایش کنند. مصر همچنین علاقه دارد که با مشارکت در این ترتیبات، ابتکار عمل را به دست گیرد.
اگر تعهدات دفاعی متقابل الزام آور توافق در عمل اجرا نشود، مصر انگیزه بیشتری برای پیوستن به این پیمان خواهد داشت. این انعطافپذیری تضمین میکند که قاهره میتواند بدون تسلیم شدن از توانایی خود برای میانجیگری یا تعمیق هماهنگی با رقبای پیمان بپیوندد، حتی اگر در مورد اعتبار ائتلاف سؤالاتی ایجاد کند.
این اتاق برای مانور اهمیت دارد، زیرا مصر به دلیل مشکلات مزمن اقتصادی و رو به افول جایگاهش در جهان عرب، به تنوع و مشارکت در سراسر خطوط گسل منطقه نیاز دارد. در عین حال، پیوستن به این پیمان، توانایی قاهره را برای اعمال نفوذ با محوریت در ترتیبات امنیتی منطقه ای افزایش می دهد.
صبر کنید، تماشا کنید و گزینه ها را باز نگه دارید
مصر باید صبور باشد، اما مردد نباشد. این پیمان در اصل جذاب است اما هنوز یک اولویت مبرم برای مصر نیست. انتظار ضرری ندارد.
توافق جدید پیچیده تر از ناتو است. اما جدی تر از ائتلاف های منطقه ای قبلی است. این پیمان ممکن است به جای یک بلوک الزام آور، به یک مشارکت متمرکزتر و مبتنی بر موضوع همگرا شود. این بهترین سناریو برای مصر خواهد بود.
آزمون واقعی هر اتحاد در اجرای آن نهفته است، به ویژه در زمان جنگ. با ابهام در مورد پایان جنگ ایران و تشدید دوره ای از تنش در دریای سرخ، مصر باید واکنش ائتلاف را در صورت تهدید یک عضو بررسی و ارزیابی کند.
در حال حاضر، قاهره باید وقت خود را برای رعایت ساختار پیمان، تعهدات نظامی و یکپارچگی عملیاتی صرف کند. تا زمانی که همه این جنبهها قطعیتر شوند، باید در مورد عضویت قضاوت کند.
منبع: چتمهاوس / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

نظر سید محمد خاتمی در خصوص مذاکرات
سیدمحمد خاتمی به تازگی در سخنانی مطرح مواضع خود نسبت به مسائلی از جمله جنگ و مذاکرات را بیان کرده است که با سخنان او با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد.
به گزارش روز نو برخی مواضع خاتمی را مبتنی بر عقلانیت سیاسی دانستند و برخی نیز دیدگاه او را با در نظر داشتن شرایطی که ایران، آمریکا و منطقه تجربه میکند، غیرواقعبینانه در نظر گرفتند. اما او چه گفت؟
وحدت سیاسی با ابراز احساسات درباره شهادت رهبری
خاتمی در ویدئویی که از او منتشر شده میگوید وقتی رهبر انقلاب به شهادت رسیدند، من هم احساساتم جریحهدار شد، اما برای مصالح کشور نباید احساسی تصمیم بگیریم. او با ذکر این سخن گفت: «از چشمان آدم خون میبارد؛ اما مسئله مدیریت جامعه نباید بر اساس احساسات باشد».
این سخن خاتمی را واکنشهای مثبتی روبهرو شد و برخی گفتند که خاتمی با ابراز این سخن خط خود و بلکه جریان میانهروی اصلاحات را از اپوزیسیون جدا کرد.
خاتمی به نوعی کوشید نقدهایی که مطرح میکند را جدای از اپوزیسیون برانداز مطرح کند و خط روشنی میان اصلاحطلبی و گفتمان انتقادی با عناد با جمهوری اسلامی برقرار کند.
همین رویکرد باعث شد تا بسیاری در فضای مجازی تصاویر مشترک رهبر شهید انقلاب و سید محمد خاتمی را بازنشر کنند و حتی با انتشار سخنان رهبر شهید انقلاب در دوره دولت هشتم درباره ویژگیهای مثبت خاتمی را منتشر کنند.
به هر روی به نظر میرسد ابراز احساسات خاتمی درباره شهادت رهبر انقلاب فضای سیاسی داخلی را منسجمتر نیز کرده است و باعث کمرنگ شدن اختلافات سیاسی داخلی میشود. این وجه مثبت سخنان اخیر خاتمی بود که بسیاری از کارشناسان و فعالان سیاسی نیز از آن استقبال کردند.
دفاع تمامقد از تفاهمنامه
او در ادامه از مسعود پزشکیان تقدیر میکند و میگوید که دستش را میبوسم که شجاعانه و فداکارانه تفاهمنامه اسلامآباد را امضا کرد. خاتمی از این رهگذر وارد تحلیل تفاهمنامه دو جانبه ایران و آمریکا میشود و این تفاهمنامه را بینظیر میداند. او در سخنان اخیرش میگوید: «بعد از جنگجهانی دوم هیچ سندی که به امضای رئیس جمهور آمریکا رسیده باشد اینقدر امتیاز به طرف مقابل نداده است».
خاتمی میگوید که ایران در موضعی عزتمندانه این تفاهمنامه را امضا کرده است و از شورای عالی امنیت ملی و رهبر انقلاب به دلیل تأیید تفاهمنامه تقدیر کرد. او در ادامه به منتقدان روند مذاکرات انتقاد میکند و میگوید که برخی میگویند حیاتمان در جنگ است و هر گامی که به سوی رفع جنگ و برداشتن محدودیت برای ایران و باز شدن راه به سوی آینده باشد را باید تأیید کرد.
او چند روز قبل نیز در دیدار با اهالی رسانه درباره تفاهمنامه اسلامآباد گفته بود: «به نظر کارشناسان و تحلیلگران، در همه تفاهمها و قراردادهایی که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون داشته است، به اندازه این تفاهمنامه به نفع رقیب در آن ملاحظه نشده و آمریکا این چنین صریح و مکرر تعهد نداده است.
البته در بعضی موارد امکان تفسیر و تعبیر متفاوت هست، ولی همین تفاهمنامه اگر به طور جدی مبنا قرار گیرد و رعایت شود، به نظر من ایران از یکی از پیچهای خطرناک به سوی دنیایی بهتر عبور میکند.
در هر تفاهم و توافقی امتیازاتی داده و امتیازاتی گرفته میشود. باید دید ادعاهای رقیب چه بوده و ما چه میخواستهایم و کدامیک بیشتر به دست آوردهایم. وقتی پایه امتیازها معلوم شد دیگر کار را با دیپلماسی سنجیده و مذاکره باید پیش برد. البته از طرف هیچ یک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یکطرف آشکارتر و بزرگتر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».
تفاهمنامه در میدان عمل
خاتمی در سخنانش بر یک کلیدواژه تأکید میکند؛ آنکه تفاهمنامه نباید نقض شود. ایراد این موضع خاتمی آن است که او در محاسباتش بار مسئولیت را بر دوش مسئولان داخلی میاندازد.
خاتمی مدام میگوید که این تفاهم باید اجرا شود. او از واژه «بینظیر» برای تفاهمنامه استفاده میکند و بعد از این سخن میگوید که برخی نیروهای داخلی حیاتشان در جنگ است.
با کنار هم گذاشتن این دو موضوع میتوان دریافت که خاتمی به نوعی میخواهد چنین القا کند که اگر تفاهمنامه با شکست مواجه شود، مقصر برخی نیروهای داخلیاند.
شاید بخش اول حرف خاتمی مبنی بر مناسب بودن تفاهمنامه را با تبصرههایی بشود پذیرفت، اما اصل مسئله این است که در میدان عمل، تفاهمنامه تا اینجای کار قابلیت اجرا ندارد و غیرقابل اجرا شدن تفاهمنامه به دلیل نقض آمریکا بوده است. خاتمی بدعهدی آمریکا را به کلی نادیده میگیرد.
او نمیگوید که اتفاقا هیچ شخصیت تصمیمسازی در ایران مانع اجرای تفاهمنامه نشدند و اگر مخالفتهایی هم با مذاکرات یا امضای تفاهمنامه رخ داد، تأثیری در روند دیپلماتیک میان ایران و آمریکا نداشت.
نادیده گرفتن مسئولیت آمریکا در نقض تفاهمنامه
از طرفی همین حالا که خاتمی این سخنان را مطرح میکند نشانههایی از احتمال شروع دوباره جنگ به نظر میرسد و آرایش نظامی آمریکا در منطقه به هیچ وجه حکایت از تمایل آمریکا برای رسیدن به توافق با ایران ندارد.
حتما تیم مذاکره و شخص پزشکیان با هدایت و نظر رهبری به عملکرد مناسبی داشتند، اما مسئله این است که مبنای آمریکا تعامل و رسیدن به توافقی واقعی نیست.
دولت حسن روحانی که به شدت مورد حمایت خاتمی بود نیز مسیر مذاکره با گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا طی کرد و برجام نیز با وجود مخالفتهایی در ایران امضا و حدود دو سال نیز اجرا شد، اما در نهایت دونالد ترامپ از برجام خارج شد.
اصلاحطلبان در همه سالهای بعد از خروج ترامپ از برجام مثل همین مواضع اخیر خاتمی، مسئولیت را به جای آنکه بر دوش آمریکا بیندازند، نیروهای داخلی مخالف برجام را مقصر دانستهاند. همین رویکرد در بیانیه اخیر جبهه اصلاحات و حالا در سخنان خاتمی نیز مشاهده میشود. به نظر میرسد نگاه خاتمی به آمریکا بسیار خوشبینانه است و واقعیتهایی که در عرصه عمل وجود دارد را نادیده میگیرد.
حتما نیت هر کسی که میخواهد سایه جنگ از سر کشور برداشته شود خیر است و آن کسی که جنایت آمریکا را محکوم میکند و در عین حال خواهان پایان جنگ و برقراری ثابت در منطقه و ایران است، سعی میکند دلسوزانه سخن بگوید که خاتمی نیز همین رویکرد را دارد، اما در راهبرد دچار اشتباه میشوند، زیرا طبیعی است هیچکس از جنگ استقبال نمیکند، اما وقتی اقتضای سیاست، جنگ است اگر از صرف مذاکره سخن گفته شود، حتما خسارت به وجود میآمد.
بالا بردن انتظار عمومی
سید محمد خاتمی یکی از ظرفیتهای مهم سیاسی کشور است و هنوز هم جبهه اصلاحات او را لیدر خود میداند.
خاتمی نشان داده است در هر انتخابات هم ظرفیت قابل قبولی را میتواند پای صندوقهای رأی بیاورد و به جز یک دوره انتخابات مجلس، هیچگاه هم انتخابات را تحریم نکرده یا حتی خودش از شرکت در انتخابات انصراف نداده است. خاتمی همواره کوشیده که خط خود را از نیروهای تندروی اصلاحات که بعضا شبیه اپوزیسیون موضع میگیرند، جدا کند و توانسته تعادلی در میان اصلاحطلبان برقرار کند، اما به نظر میرسد در حوزه سیاست خارجی دچار خوشبینی زیادی است.
این سخنان اگر صرفا از موضع یک شهروند عادی مطرح میشد میتوانست اشکالی نداشته باشد، اما وقتی خاتمی طرح موضوع میکند، خواسته یا ناخواسته بر بالابردن انتظارات اجتماعی از مذاکرات ایران و آمریکا دامن میزند؛ به بیان دیگر وقتی خاتمی یا هر اصلاحطلب سرشناس دیگری و البته جبهه اصلاحات ایران به دفعات القا میکنند که نیروهای داخلیِ مخالف مذاکرات مانع اجرای تفاهمنامهاند، یک شکاف سیاسی میان مردم و تصمیمسازان ایجاد میشود که گویی آمریکا در نقض تفاهمنامه بیتقصیر بوده است و اگر جنگ هنوز ادامه دارد بر گردن نیروهای داخلی و مسئولان است. این، نتیجه آدرس غلطی است که بعضا اصلاحطلبان به جامعه میدهند.
