
یقه جنایتکاران رها نشود

آیا حمله اتمی در راه است؟
مناسبات قدرت در جهان برآشفته کنونی به گونهای دگرگون شده که بازیگران نظام جهانی نهتنها هژمونی، بلکه بیشتر راهبرد بقا را دنبال میکنند. بازیگران بزرگ نظام جهانی مانند ایالات متحده امریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران با روندی از تهدید بقا روبهرو هستند که مؤلفههای آن پنهان و غیرشفاف هستند.
راهبرد بقا در بستر آنارشی دهه سوم قرن ۲۱ بر ادامه کنش بازیگران در بدترین شرایط ممکن و کمترین امکان کنش سازگار با دگرگونی مناسبات قدرت، بنیان شده و چشم انداز کنشگری بازیگران را تعریف میکند. منابع محدود یا کمیاب بازیگران در مناسبات قدرت با وجود جنگ افزارهای نسل ۵ و نسل ۶ جنگندهها، موشکهای بالستیک هوش مصنوعی و...، انقلاب پهپادی در جنگهای چند سال اخیر را برساخته که جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تا تهاجم فراگیر یک سال گذشته اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران با این انقلاب پهپادی شناخته میشوند.
در کنار انقلاب پهپادی در میدان جنگهای جهانی که هنر جنگ قرن 21 را شکل داده، ناتوانی قدرتهای بزرگ یا ابرقدرتهای نظامی جهان برای پیروزی کامل و پایان جنگ با مزایای بیشمار، سیاستگذاران را به سوی جنگ افزارهای هستهای یا بمب اتمی متمایل کرده است. ناتوانی روسیه در شکست اوکراین، ناتوانی اتحاد اسرائیل، امریکا و اعراب در شکست ایران و... سبب بروز انگاره اثرگذاری بمب اتمی برای پایان جنگ شده است.
انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد! این دو انگاره بر الگوی ضربه سخت برای بازگشت به نظم پیشین یا همان نظم دو ابرقدرتی بنیان شده که دارای طرفدارانی در دولت دونالد ترامپ، دولت پوتین و بلکه برخی سیاستمداران تندروی اروپایی است. رویکردی هراسناک از تاکتیکی که میتواند جهان را به آتش کشیده و پایان تاریخ را رقم زند.
در اندیشه سیاستگذاران راهبردی غربی بهویژه ایالات متحده امریکا و برخی دولتهای اروپایی، راه نهایی برای پایان جنگ اوکراین و روسیه، تشویق روسیه برای تهاجم اتمی به اوکراین است که اوکراین، قربانی منافع بازیگران بزرگ میشود. سیاستگذاران تندروی ایالات متحده امریکا به دنبال راهکاری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ یک سال گذشته امریکا و اسرائیل با ایران هستند که گویا تنها با بمب اتم و تهاجم اتمی به ایران امکانپذیر است. پیشینه تاریخی اروپای جنگ افروز و ایالات متحده ابرقدرت نشان میدهد که رهبران آنها، صلح را با کشتار فراگیر و جهان ویران امکانپذیر میدانند.
بنابراین جهان آشفته کنونی میتواند بار دیگر کارزار جنگ اتمی یا تهاجم اتمی بازیگران علیه یکدیگر باشد. روند رویدادهای جهان آشفته و مناسبات جدید قدرت که مورد پسند قدرتهای بزرگ نیست، وحشت از جنگ اتمی را بر افکار عمومی چیره کرده است و سیاستگذاران را سرگردان میسازد. عادیسازی تهاجم اتمی به اوکراین یا ایران در افکار عمومی را میتوان در اخبار و تحلیلهای روزمره رسانههای بینالملل دنبال کرد که در چارچوب هشدارهایی از سوی سیاستمداران یا کارشناسان مطرح میشوند.
منبع: دیپلماسی ایرانی
آیا شیوخ دنبال فکر بهتری بهجای «پایگاههای امریکا» هستند؟!
جوان آنلاین: حملات غافلگیرانه و تلافیجویانه ایران در قالب راهبرد جنگ منطقهای به پایگاهها و مراکز اطلاعاتی امریکا در منطقه، به ویژه جنوب خلیجفارس، نقطه عطفی در راهبرد تهاجمی ایران قلمداد میشود. این حملات با وارد کردن شوک به کاخ سفید، نتیجه جنگ را از دسترس آن خارج کرد و ابتکار عمل را در اختیار ایران قرار داد.
به همین دلیل، ضربات ایران به پایگاههای امریکایی هزینههای گزاف نظامی، سیاسی و امنیتی را به دشمن وارد کرد که پیش از بسته شدن تنگه هرمز، نقش اولیه و مهمی در ایجاد بازدارندگی ایران و تمنای امریکا برای مذاکرات دارد.
وجود عنصر تعیینکننده غافلگیری در کنار بهکارگیری تسلیحات پیشرفته موشکی و پهپادی، حملات کوبنده به پایگاههای امریکایی را رقم زد و ادعای دست برتری و هیمنه بلامنازع توان نظامی ایالات متحده را فرو ریخت. بسیاری از مقامهای نظامی امریکایی دلیل ضربات وارده به پایگاهها را عدم پیشبینی درست کاخ سفید در جنگ میدانند. آنها میگویند: «وضعیت پایگاهها نشاندهنده برآورد نادرست دولت امریکا از نحوه واکنش ایران است، زیرا پیش از آغاز جنگ، اقداماتی مانند کاهش نیروهای غیرضروری در سفارتخانهها یا هشدار به شهروندان امریکایی برای ترک منطقه انجام نشده بود».
به گفته برخی مقامات نظامی امریکا، این خسارتها به حدی است که نمیتوان از این پایگاهها در جنگ احتمالی بهره جست. دیوید پترائوس، فرمانده پیشین سنتکام و رئیس پیشین سازمان سیا، در جدیدترین اظهارات خود اعتراف کرد که پایگاههای سابق ما دیگر قابل استفاده نیستند. این مقام امریکایی در ادامه با تشریح خسارتهای مهم وارده به پایگاههای بحرین در پی حملات اخیر ایران، تصریح کرد که تداوم ظرفیت عملیاتی پهپادی و موشکی ایران، تهدید را بهصورت پایدار حفظ کرده و عملاً بهرهبرداری از این تأسیسات را معلق نگه داشته است.
واشینگتنپست در گزارشی درباره وضعیت پایگاههای امریکایی و خسارات وارده به آنها، به نقل از مقامات امریکایی، از احتمال خارج کردن نیروها از خلیجفارس نوشت و دلیل آن را آسیبدیدگی بر اثر حملات موشکی و پهپادی ایران دانست. به گفته این رسانه، بردلی کوپر، رئیس سنتکام، نیز از بحثهایی درباره انتقال احتمالی نیروهای امریکایی از خلیجفارس به سمت غرب حمایت میکند. این رسانه چند ماه پیش گزارش داده بود که بیش از ۲۰۰ تأسیسات امریکایی در طول این درگیری آسیب دیده یا منهدم شدهاند. بر اساس گزارش نیویورکتایمز در فروردین، بسیاری از ۱۳پایگاه نظامی امریکا در غرب آسیا پس از حملات گسترده ایران عملاً غیرقابل استفاده شدهاند و این موضوع توان عملیاتی نیروهای امریکایی را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، بسیاری از نیروها مجبور به ترک پایگاهها و انتقال به هتلها و ساختمانهای اداری شدهاند و بخش قابل توجهی از نیروهای زمینی عملاً از راه دور فعالیت میکنند، در حالی که هزاران نفر از حدود ۴۰ هزار نیروی اولیه به مناطق دورتر، از جمله اروپا، منتقل شدهاند و این وضعیت اجرای عملیات را با پیچیدگیهای جدی مواجه کرده است.
در دور دوم حملات ایران به پایگاههای امریکا در اردن که ابعاد جغرافیایی گستردهتری داشت، بهرهبرداری کامل و امن از این پایگاههای مهم که نقش مهمی برای عملیات هوایی امریکا ایفا میکرد، دچار اختلال شد، ظرفیت پهپادی و هوایی کاهش یافت و هزینههای حفاظتی و تعمیراتی افزایش پیدا کرد. در نتیجه، امریکا به سمت پراکندهسازی و تغییر آرایش نیروها سوق داده شد. علاوه بر آن، حملات ایران ضرباتی را به ناوهای امریکا به عنوان رکن اصلی قدرت نظامی وارد کرد. منابع امریکایی میگویند مشکلات لجستیک ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن درست پس از آن آغاز شد که ایران بخش عمدهای از ناوگان پنجم دریایی امریکا در بحرین را ویران کرد.
در این بین، اثبات ضعف تعهدات دفاعی امریکا به کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس، جایگاه واشینگتن را در میان این کشورها به شدت تنزل داده است. جنگ اخیر با ایران، ماهیت چتر امنیتی امریکا را به چالش کشیده و نشان داده که حضور نظامی گسترده ایالات متحده نهتنها بازدارندگی ایجاد نمیکند، بلکه خود میزبانان این پایگاهها را به اهداف مشروع مستقیم حملات تبدیل کرده است. برخی تحلیلها، پیمان مکه را رویدادی برآمده از این نگاه جدید حکام عرب میدانند که هدف آن، جایگزین کردن ائتلافهای منطقهای به جای اتکای صرف به امریکا است.
تلاش مزورانه برای تغییر در محاسبات ایران.
اما این اظهارات روی دیگر سکه را نیز دارد. گرچه تردیدی درباره ضربه به توان نظامی امریکا وجود ندارد و دادهها حکایت از تخریب گسترده در پایگاهها دارد، از منظر دیگر، اذعان به ناکارآمدی پایگاهها میتواند برای ایجاد خطا در محاسبات تهران باشد، به این گونه که وانمود کند فعالیتهای پیدا و پنهان امریکا برای بازسازی و تقویت این پایگاهها در حملات آتی، ناچیز است و با انگیزههای مختلفی جز استفاده از آنها در جنگ پیش رو صورت میگیرد. ادبیاتی که با هدف کاهش ضریب و عاملیت این پایگاهها به کار میرود، اما در رصد نیروهای مسلح ایران قرار دارد.
جنگ اقتصادی
امریکا اگر میدانست که جنگ نظامی کارساز خواهد بود، لحظهای تعلل نمیکرد. اقدام ترامپ برای ایجاد تحریم یا فشار اقتصادی حداکثری خفهکننده به این معنا است که امریکا در مورد آغاز جنگی فراگیر دچار تردید راهبردی است و تلاش میکند که با ایجاد زمینههای مختلف، جنگ یا مقدمات جنگ را فراهم آورد یا به دلیل فقدان راهبرد علیه ایران، به روشهای کهنه خود همچون تحریم رجوع کند.
به همین دلیل، جنگ اقتصادی نشاندهنده عدم موفقیت، تردید و آشوب تصمیمگیری برای ایجاد یک نقشه راه هدفمند با چشمانداز روشن در مورد ایران است. تقویت فشار حداکثری در مورد ایران، به نوعی بیانگر نبود گزینه علیه ایران و بازگشت امریکا به سیاستهایی است که بارها تحلیلگران و مقامات کاخ سفید به ناکارآمدی آن اعتراف کرده بودند.
استفاده ترامپ از واژگانی، چون «خفهکننده»، در واقع تلاشی برای ارعاب، بزرگنمایی اثرات تحریمها و القای احتمال فشارهای اقتصادی طاقتفرسا بر مردم ایران است؛ اقدامی که از یک طرف بازنمایی از وضعیت بلاتکلیفی راهبردی در اتاق فکر کاخ سفید و از طرف دیگر، در بطن خود برنامهای برای آشفتگی و کاهش امنیت روانی در ایران دارد.
امریکا و رژیم اسرائیل سعی دارند که با راهاندازی اغتشاشات با انگیزه اقتصادی و ورود مزدوران مسلح به تجمعات، وقایعی هولناکتر و فجیعتر از دیماه گذشته رقم بزنند و آن را به مرحله جنگ داخلی بکشانند. اقدامی که پیش از این نیز به عنوان مکمل اهداف جنگ روی میز کاخ سفید قرار داشت. قبل از آغاز جنگ، رسانه نیویورکتایمز افشا کرده بود که ترامپ با اطمینان خاطر به طرح موساد برای شعلهور شدن مجدد اغتشاشات در ایران در میانه جنگ، نبرد با ایران را کلید زد.
طلاق تجاری تهران و ابوظبی - دیپلماسی ایرانی
دیپلماسی ایرانی: شعلههای آتش جنگ در خلیج فارس دامن دو شریک بزرگ تجاری را گرفته است. امارات پس از جنگ برای فروش نفت خود به دیواره سخت تنگه هرمز برخورد کرده است و رکود صنعت گردشگری را تجربه میکند و از آن سو، ایران روابط تیره و تار را با یکی از بزرگترین شرکای تجاری خود تجربه میکند؛ همسایهای که حدود یکسوم تجارت ایران را در دست داشت و با شبکه بزرگ و خیرهکننده مالی، تحریمهای اقتصادی ایران را دور میزد. حالا جنگ باعث رویگردانی این دو شریک تجاری و همسایه از یکدیگر شده تا آنجا که ایران اجازه تردد نفتکشهای اماراتی از تنگه هرمز را سلب کرده و این کشور بهصراحت اعلام کرده است تمام مراودات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی قطع میکند. خط و نشانهای دوطرفهای که مشخص نیست چه وضعیتی را برای آینده اقتصاد دو کشور رقم میزند.
توقف مبادلات تجاری امارات با ایران
شامگاه سهشنبه 27 مرداد 1405 وزارت دفاع امارات گزارش داد دو موشک بالستیک شلیکشده از ایران را شناسایی کرده که یکی از موشکها به خارج از آبهای سرزمینی این کشور و دیگری در آبهای امارات سقوط کرده است. در توضیحات وزارت دفاع امارات همچنین آمده بود ارزیابیها نشان میدهد هدف این موشکها، کشتیهای عبوری از تنگه هرمز بودهاند. ساعاتی پس از این گزارش، وزارت خارجه امارات متحده عربی اعلام کرد تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف میشود.
عفراء الحاملی، مدیر ارتباطات راهبردی وزارت خارجه امارات گفت: «با توجه به تشدید تنشهای منطقهای که صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی را تضعیف میکند، تمام تجارت، مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف شده است». این مقام اماراتی در عین حال «همه ادعاها درباره وضعیت روابط اقتصادی میان امارات متحده عربی و جمهوری اسلامی ایران» را رد کرد، اما توضیح بیشتری در این باره نداده است. با این حال ایران ادعای امارات مبنی بر شلیک موشک بالستیک به حریم این کشور را رد کرد و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه آن را «ادعایی بیاساس» توصیف کرد. این مقام وزارت خارجه ایران در ادامه تأکید کرده است: «این رفتار امارات خلاف اصل حسن همجواری و مخل تلاشهای جاری برای تقویت اعتماد بین کشورهای منطقه و جلوگیری از تشدید ناامنی در منطقه است».
تصمیم اخیر امارات برای توقف تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران در شرایطی رخ میدهد که در ماههای گذشته اخبار ضدونقیضی از مبادلات تجاری ایران و امارات منتشر میشود. در بحبوحه جنگ و بالاگرفتن تنش در خلیج فارس، امارات در واکنش به حملات ایران به امارات، سفیر خود را فراخواند و بیمارستان و مدارس ایرانی در این کشور را تعطیل کرد. امارات همچنین بهصورت گسترده مجوز اقامت ایرانیان را باطل کرد.
اخبار ضدونقیض از روابط تجاری دو کشور
ایران در مقابل با اشاره به پایگاههای نظامی آمریکا در این کشور، امارات را به رفتاری خلاف حسن همجواری متهم کرده و دلایل حملات به این کشور را هدف قراردادن پایگاههای نظامی آمریکا خوانده بود. با تمام این احوال در زمان امضای تفاهمنامه 60روزه بین ایران و آمریکا، اخباری از رفتارهای آشتیجویانه ایران و امارات شنیده شد. در همین زمینه رویترز نوشت امارات با در دسترس قرارگرفتن میلیاردها دلار برای ایران موافقت کرده است. براساس این گزارش، دو منبع به رویترز گفته بودند امارات 10 میلیارد دلار در اختیار ایران میگذارد و دو منبع دیگر رقم مورد توافق را 20 میلیارد دلار اعلام کردند. ماجرا به همینجا محدود نشد و سایتهای ردیاب هواپیما از نشست و برخاست هواپیماهای تشریفاتی اماراتی در فرودگاه مهرآباد خبر دادند و برخی گمانهزنی کردند این هواپیماها بستههای پول نقد را به ایران منتقل کردهاند، اما این اخبار هرگز تأیید نشد و امارات اعلام کرد هیچکدام از داراییهای مسدودشده ایران را آزاد یا منتقل نکرده یا نقشی در تسهیل انتقال پول به ایران نداشته است. از آن سو برخی از ایرانیان ساکن امارات خبر دادند ابطال مجوز اقامت آنها بازنگری شده است و برخی ایرانیان توانستهاند اجازه سکونت در امارات را دوباره دریافت کنند.
در 26 خرداد امسال هم فارس خبر داد ورود لنجهای ایران به سه بندر امارات آغاز شده است. براساس این خبر، آژانس دریایی شناورهای چوبی دبی، وابسته به مؤسسه بنادر، گمرک و منطقه آزاد امارت (PCFC)، با ارسال بخشنامهای رسمی به نمایندگان کشتیرانی، شرایط و مدارک جدید مورد نیاز برای ورود لنجهای چوبی ایرانی به بنادر دبی را ابلاغ کرد. پیش از این فعالیت و تردد شناورهای ایرانی به امارات متوقف شده بود اما پس از آن فعالیت لنجها به سمت سه پایانه «اسکله دیره»، «بندر حمریه» و «واترفرانت مارکت» مجاز شد. در ششم تیر 1405 هم ایرنا به نقل از محمدصادق قنادزاده، معاون خدمات تجاری سازمان توسعه تجارت ایران، از فعالسازی مجدد مراودات تجاری میان ایران و امارات از مسیر بندر جبلعلی خبر و توضیح داد: «بندر جبلعلی یکی از مهمترین بنادر ترانزیتی جنوبی کشور امارات با ایران است که عمده تجارت با ایران از این طریق انجام میشد اما در جریان جنگ تحمیلی سوم، حمل و ترانزیت کالاها از این بندر متوقف شد و آمارهای مختلفی از رسوب کانتینرهای ایرانی در این بندر وجود دارد زیرا تجار ایرانی در ماههای گذشته به دلیل شرایط جنگ نتوانستهاند کالاهای خود را ترخیص کنند و اکنون پس از بازگشت آرامش نسبی به منطقه، شاهد ترخیص کالاها و کانتینرها از این بندر به ایران هستیم».
ماجرا به همینجا ختم نشد و گاه اخباری از توقیف یا حمله به نفتکشهای اماراتی در تنگه هرمز شنیده میشد. از آن سو برخی گزارشها حاکی از آن بود که برخی کشورهای عربی منطقه از جمله امارات و عربستان به تاکتیکهایی برای دورزدن محدودیتهای تنگه هرمز روی آوردهاند که این تاکتیکها نهتنها شامل خط لولههای انتقال نفت از خشکی به دریا نمیشود، که عبور چراغخاموش از تنگه هرمز را هم شامل میشود. بلومبرگ در این زمینه گزارش داد: «شرکت نفت ابوظبی محمولههای LNG را روی نفتکشهایی بارگیری میکند که برای عبور از تنگه هرمز، سیگنال ردیابی AIS خود را خاموش میکنند تا شناسایی نشوند. این تاکتیک اجازه میدهد صادرات LNG از جزیره داس ادامه پیدا کند. این روش پیشتر توسط عربستان هم استفاده شده است».
امارات؛ بزرگترین شریک تجاری ایران
ابهام در وضعیت تجارت ایران و امارات در شرایطی است که این کشور در سالهای گذشته به یکی از گلوگاههای مهم تجارت ایران تبدیل شده بود و پس از چین، بیشترین مراودات تجاری با ایران را داشت. فاصله اندک چین و امارات در تجارت با ایران به حدی بود که در 9ماهه ابتدای سال گذشته، امارات چین را پشت سر گذاشت و به اولین صادرکننده کالا به ایران تبدیل شد. براساس گزارش گمرک، در 9ماهه ابتدای سال 1404 امارات با 13 میلیاردو 533 میلیون دلار بیش از یکسوم واردات ایران را به خود اختصاص داده است و پس از آن چین با 12 میلیاردو 108 میلیون دلار و سهم 27.4درصدی، در فهرست دوم کشورهای عمده صادرکننده کالا به ایران قرار گرفت.
نگاهی به سهم سایر شرکای تجاری از بازار ایران نشان میدهد بقیه شرکا فاصله قابل توجهی با این دو کشور دارند. وابستگی قابل توجه ایران به برخی شرکای تجاری مانند امارات و چین اما پدیدهای محصول تحریم بود که آسیبهای خاص خود را داشت. بررسی گزارشهای گمرکی نشان میدهد تعداد کشورهایی که حدود ۸۰ درصد صادرات ایران را به خود اختصاص دادهاند، از ۲۱ کشور در سال ۱۳۸۳ به فقط هفت کشور در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است. محدودشدن شرکای تجاری ایران در سالهای تحریم در حالی رخ داد که بسیاری از کشورهای جهان استراتژی تنوع شرکا و پرهیز از وابستگی به یک یا چند کشور را به صورت جدی دنبال میکنند. در ایران اما در بازار نفت، تقریبا تنها مشتری جدی در سالهای پس از تحریم چین بود و این وابستگی قابل توجه به چین سبب شده بود نفت تحریمی با تخفیفهای قابل توجه به چین سرازیر شود و البته در ازای پول نفت، چین گاهی تهاتر کالا به کالا انجام داده یا خط اعتباری برای پروژههایی خاص به ایران اختصاص داده؛ تهاتری که گاهی با شرایط مطلوب ایران فرسنگها فاصله داشته است.
وابستگی تجاری به امارات هم پدیدهای محصول تحریم بوده است و این کشور نهتنها بیش از 30 درصد تجارت ایران را در اختیار داشته، که حدود ۱۳ درصد صادرات ایران به مقصد امارات انجام شده است. همچنین امارات به مرکز مهم تبادلات مالی خارج از چارچوبهای تحریمی برای ایران تبدیل شده بود. در این چارچوب، شرکتهای ایرانیالاصل ثبتشده در امارات، در قالب شبکهای پیچیده از تراستیها و شرکتهای واسطه، نقش مهمی در دورزدن تحریمها از طریق ریاکسپورت ایفا میکردند. بخش قابل توجهی از کالاهایی که مقصد نهایی آنها ایران بود، ابتدا در بندر جبلعلی تخلیه و سپس از طریق ناوگان دریایی و تجاری به بنادر ایران منتقل میشدند. اهمیت امارات برای ایران صرفا به تجارت کالا محدود نبود، بلکه این کشور به مهمترین هاب مالی و ارزی تجارت خارجی ایران نیز تبدیل شده بود. برآوردها نشان میدهد حدود 80 درصد ارز مورد نیاز واردات ایران از طریق بازار درهم امارات تأمین میشد. در بسیاری از معاملات، یوآن چین ابتدا در امارات به درهم و سپس به دلار یا سایر ارزها تبدیل میشد. هزاران شرکت ایرانی یا وابسته به ایرانیان در دبی و مناطق آزاد امارات، در حوزههای حملونقل، تسویه ارزی، خدمات بانکی و تأمین مالی تجارت فعالیت میکردند و شبکهای گسترده از شرکتهای واسطه و صرافیها را شکل داده بودند.
درهمتنیدگی منافع دو همسایه
حالا در این شرایط، امارات ایران را به توقف تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی تهدید کرده است. فرشید فرزانگان، رئیس پیشین اتاق ایران و امارات، به «شرق» میگوید اختلال در روابط اقتصادی ایران و امارات بسیار هزینهبردار است، چراکه امارات در سالهای گذشته یکی از دو گلوگاه مهم ایران برای دورزدن تحریم بوده است و جایگزینی آن در تجارت کشور نهتنها بهسهولت امکانپذیر نیست، که هزینههای بیشتری به اقتصاد کشور تحمیل میکند. او توضیح میدهد اگر بخواهم در یک مثال ساده و عینی بگویم چگونه جایگزینی امارات هزینه قابل توجهی به اقتصاد کشور تحمیل میکند، میتوانم به هزینه حمل یک کانتینر کالا از امارات به ایران اشاره کنم که پیش از جنگ حدود چهار هزار دلار بود اما پس از جنگ و انسداد تنگه هرمز به حدود هشت هزار دلار رسیده است. پس از اختلال در روابط تجاری ایران و امارات، کشور تصمیم گرفت بندر مرسین ترکیه را جایگزین بندر جبلعلی امارات کند. در این بندر هزینه تمامشده حمل یک کانتینر کالا برای ایران حدود 10 هزار دلار تمام میشود. این موضوع به آن معناست که با وجود ریسک جنگ در تنگه هرمز، هنوز هزینه حمل کالا از امارات ارزانتر از حمل کالا از ترکیه تمام میشود.
فرزانگان تأکید میکند این مثال فقط یک قلم از هزینههایی است که جایگزینی امارات در تجارت ایران تحمیل میکند و با وسعت حجم تجاری بین دو کشور، هزینههای جایگزینی این کشور برای اقتصاد ایران قابل توجه میشود. در عین حال باید توجه داشت این هزینهها یکطرفه نیست و امارات هم بابت حذف ایران هزینه سنگینی متحمل میشود، چراکه تنش در روابط دو کشور سبب شده است اقتصاد گردشگری امارات به کلی زمینگیر شود یا حجم سرمایهگذاریهای ایرانیان در این کشور قابل توجه است و امارات بهراحتی نمیتواند از سرمایهگذاری ایرانیان چشمپوشی کند و در واقع منافع اقتصادی دو کشور درهمتنیدگی زیادی دارند.
رئیس پیشین اتاق ایران و امارات همچنین در ادامه توضیح میدهد پس از جنگ و تنش در روابط دو کشور، امارات بهصورت سختگیرانه فقط به تجار و فعالان اقتصادی و همچنین مهاجران ایرانی اجازه سکونت داده که هیچ وابستگی به دولت و حاکمیت ایران نداشته باشند و فعالیت تجاری لنجها هم محدود به تجارت سنتی و بومی منطقه است که سالهاست بین دو کشور ریشهدار است و امارات قادر به حذف آن نیست. فرزانگان در عین حال تأکید میکند منافع سیاسی و اقتصادی همسایگان با یکدیگر درهمتنیدگی گسترده دارد و هیچیک از طرفین نمیتواند بهراحتی آن را انکار کند، بنابراین من فکر میکنم دو کشور باید در روابط خود تجدیدنظر و زمینه را برای صلح و آشتی با یکدیگر فراهم کنند. البته باید تأکید کرد حسن همجواری با همسایگان و شرکای تجاری بهویژه در مراوادات اقتصادی نباید به وابستگی تجاری کشور به یک یا چند شریک بینجامد و ایران باید ضمن رفع تنشهای خارجی و رفع تحریم، به تنوع شرکای تجاری دست پیدا کند./شرق

پیام جدید فرمانده کل سپاه سرلشکر احمد وحیدی صادر شد

فوری/ ادعای ترامپ درباره بمباران ایران

پیشنهاد ایران برای تشکیل صندوق توسعه زیرساختهای گردشگری بریکس

آیین یادبود مرحوم علامه محمدرضا حکیمی

رئیس کمیسیون امنیت ملی: آمریکا با عذرخواهی از مردم ایران، منطقه را ترک خواهند کرد

