
دستور نخست هیأت مذاکره در سوئیس پایان تجاوز در لبنان است


توافق ایران و عمان میتواند به تنهایی منجر به بازگشایی تنگههرمز شود؟
کد خبر: 787317 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۱۵:۳۰:۰۱ اعتمادآنلاین |
خروج از بحران کنونی تنها از مسیر احیای تفاهم ۱۴ مادهای اسلامآباد و شکلگیری مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن امکانپذیر است، زیرا مذاکرات غیرمستقیم در مرحله اجرا با ابهام و اختلاف روبهرو میشوند. این درحالی است که امریکا تلاش دارد با استفاده از تحریمها و فشار اقتصادی در میز مذاکره امتیاز بیشتری کسب کند، اما ادامه این روند بدون راهحل سیاسی، هزینههای بیشتری برای همه طرفها چالشهای جدی ایجاد خواهد کرد.
به گزارش اعتماد، ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و کارشناس مسائل بینالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره مواضع امریکا در برابر توافق احتمالی ایران و عمان بر سر «نقشه جدید تردد» در تنگه هرمز و همچنین شروط تهران برای بازگشایی این شاهراه گفت: توافق ایران و عمان به تنهایی به معنای بازگشایی تنگه هرمز نخواهد بود، زیرا این توافق تنها بخشی از یکی از بندهای «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» میان ایران و امریکا است، از همین رو اگر قرار باشد عبور و مرور در تنگه هرمز برای همه کشورها به وضعیت عادی بازگردد، امریکا باید به دیگر شروط و مطالبات اعلامی ایران که سهشنبه توسط محمدباقر قالیباف، رییس مجلس کشورمان رسانهای شد نیز پاسخ دهد. بنابراین، مساله اصلی پذیرش یا عدم پذیرش توافق ایران و عمان ازسوی واشنگتن نیست، بلکه باید دید آیا زمینه برای یک «مذاکره جامع و مستقیم» میان ایران و امریکا فراهم خواهد شد یا نه. احیای تفاهم اسلامآباد تنها راه خروج از بحران است
دلفی با اشاره به محدودیتهای میانجیگران باتوجه به خطوط قرمز ایران گفت: در شرایط فعلی، اگر گفتوگویی میان تهران و واشنگتن جریان داشته باشد، از طریق واسطههاست؛ اما تجربه نشان داده مذاکرات غیرمستقیم، حتی وقتی به توافق میرسد، در مرحله اجرا و تفسیر مفاد با مشکل روبهرو خواهد شد. او به مذاکرات پیشین در عمان و پاکستان اشاره و خاطرنشان کرد: این تجربهها نتوانستند مانع بازگشت بحران و درگیری شوند. این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید داشت: «مذاکرهای میتواند به نتیجه برسد که مذاکره مستقیم است؛ دوطرف باید بر سر میز گفتوگو بنشینند، مواضع خود را بیواسطه مطرح کنند و به جمعبندی مشترک برسند.» دلفی ادامه داد: هر چند در شرایط فعلی از فضای جنگی و تبادل حملات فاصله گرفتهایم، «فشار و محاصره اقتصادی» همچنان میتواند کشور را با مشکلات جدی مواجه کند. ایران ممکن است بتواند بخشی از نیازهای خود را از راههای جایگزین تامین کند، اما هزینه این مسیر درنهایت به مصرفکننده ایرانی تحمیل میشود،از همین رو برای کاهش فشار، باید از موضعی روشن با امریکا و دیگر طرفهای اعمالکننده تحریم مذاکره کرد تا «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» به مرحله اجرا برسد، چراکه این یادداشت بخش قابلتوجهی از مطالبات ایران را دربرمیگیرد و میتواند «فصلالخطاب روابط ایران و امریکا» باشد؛ بالاخص آنکه پس از انقلاب، سندی با این سطح از گستردگی و فراگیری میان دو طرف مورد توافق قرار نگرفته است. دلفی در پایان افزود: امریکا بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تاکید دارد و ایران نیز اعلام کرده که به دنبال ساخت چنین سلاحی نیست. از این رو، دوطرف باید این موضوع و دیگر مطالبات متقابل را در مذاکره مستقیم حل و فصل کنند تا اجرای یادداشت تفاهم، به کاهش مشکلات ایران و تنشهای منطقهای کمک کند. ترامپ با بازی رسانهای به دنبال انحراف افکار عمومی است
دلفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره انتشار اخبار ضد و نقیض از پیشرفت رایزنیهای ایران و امریکا و ادعاهای ترامپ درباره مذاکره با ایران و سپس عقبنشینی رییسجمهوری این کشور از موضع خود گفت: آنچه میتواند مبنای گفتوگو و رسیدن به نتیجه میان تهران و واشنگتن باشد، «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» است؛ سندی که باید در قالب «مذاکره مستقیم» درباره بندهای مختلف آن بررسی و نهایی شود. از منظر دلفی توافقی پایدار خواهد بود که هیچیک از دوطرف خود را بازنده تلقی نکنند و هر دو بتوانند از آن برداشت پیروزی و تامین منافع داشته باشند. به گفته این دیپلمات پیشین، «بازیهای رسانهای» ترامپ و تلاش او برای جهتدهی روزانه به افکار عمومی، نباید ایران را از پیگیری موضوع اصلی دور کند. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه تاکید کرد: وقتی ایران بر مذاکره مستقیم تاکید ندارد و مسیر گفتوگو از کانال واسطهها دنبال میشود، زمینه برای طرح ادعاهای متفاوت درباره وجود یا نبود مذاکره فراهم میشود. او گفت: «در مذاکرات غیرمستقیم، طرفهای واسطه ازجمله عمان با امریکا در تماس هستند و طبیعی است که واشنگتن بتواند از محتوای گفتوگوها مطلع شود؛ در چنین فضایی، تفکیک کامل مذاکره با واسطه از مذاکره با امریکا دشوار میشود.» دلفی همچنین با اشاره به مواضع غیرقابل پیشبینی ترامپ این راهبرد را نوعی بازی تبلیغاتی قلمداد کرد و افزود: رسانههای اصلی جهان عمدتا دراختیار غرب و امریکا هستند و توان رسانهای ایران برای اثرگذاری متقابل بر این فضا محدودتر است. از این رو، ایران نباید به اندازهای درگیر فضاسازیهای رسانهای شود که از هدف اصلی، یعنی «تامین منافع ملی»، فاصله بگیرد. او در پایان این بخش خاطرنشان کرد: «مذاکره مستقیم راهحل بسیاری از این ابهامها و مشکلات است.» به بیانی دیگر مذاکره مستقیم به معنای عقبنشینی نیست؛ همانگونه که دفاع در میدان نظامی شکل خاص خود را دارد، پیگیری منافع کشور در عرصه سیاسی نیز شکل دیگری از مبارزه است. ترامپ از تحریمها برای تحتفشار قرار دادن تهران استفاده میکند
ابوالقاسم دلفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره راهبرد تازه امریکا یعنی تشدید تحریمها، ادعای اعمال «محاصره زمینی و دریایی» و احتمال شکلگیری ائتلاف پهپادی امریکا (ادعایی که توسط برخی رسانهها چون سیانان مطرح شده) علیه کشورمان، گفت: واشنگتن از همه ابزارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی خود استفاده میکند تا جنگ و تنشهای ایجاد شده در خلیجفارس را به شکلی پایان دهد تا بتواند آن را «پیروزی» خود معرفی کند. او افزود: هدف اصلی ترامپ را نباید صرفا در نگرانی از کاهش محبوبیت داخلی یا نتایج انتخابات جستوجو کرد؛ زیرا او در پایان دوره ریاستجمهوری خود قرار دارد و امکان نامزدی مجدد ندارد.از نگاه دلفی، مساله اصلی این است که امریکا با تشدید تحریمها، محدودکردن فروش نفت و کاهش درآمدهای ارزی ایران، میکوشد تهران را در مذاکرات سیاسی تحت فشار بگذارد و امتیاز بگیرد. منطقه برای عصر پساامریکایی آماده میشود
این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید کرد: «نباید اجازه داد کشور به مرحلهای برسد که راههای صادرات و واردات آن مسدود شود و مذاکره به یک انتخاب اجباری تبدیل شود.» او گفت که ایران باید پیش از رسیدن به چنین شرایطی، در چارچوب منافع ملی، «مذاکره مستقیم» را انتخاب کند تا بتواند با قدرت و امکان انتخاب بیشتر از مطالبات خود دفاع کند. دلفی درباره احتمال همراهی کشورهای منطقه با ائتلافهای ادعایی جدید امریکا نیز گفت: کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که حضور نظامی واشنگتن الزاما برای آنها امنیت ایجاد نکرده، زیرا درگیریهای منطقهای به آنها نیز آسیب رسانده است. آنها همچنین میدانند که اولویت راهبردی امریکا دیگر خاورمیانه نیست و واشنگتن تمرکز اصلی خود را بر «آسیا-پاسیفیک» و مهار قدرت فزاینده چین قرار داده است. در چنین فضایی، کشورهای منطقه در حال برنامهریزی برای دوران پس از کاهش حضور امریکا و شکل دادن به ائتلافهای منطقهای هستند. به گفته دلفی، عربستانسعودی به عنوان بازیگر مهم اقتصادی و انرژی منطقه، در پی تعریف ترتیبات تازهای برای حفاظت از منافع و امنیت خود است. ایران باید زمینه را برای همگرایی با همسایگان هموار کند
با این حال دلفی هشدار داد: «اگر ایران در ساز و کارهای منطقهای و گفتوگوهای امنیتی حضور نداشته باشد، این ترتیبات میتواند
به تدریج علیه ایران شکل بگیرد.» او تصریح کرد که هیچ ابتکار مهمی در خلیجفارس بدون حضور ایران عملی نخواهد بود، اما تهران باید راهی برای کاهش تنشها و توسعه همکاری با کشورهای منطقه پیدا کند. او در ادامه گفت: روابط همسایگی ایران با عربستانسعودی، اعضای شورای همکاری خلیجفارس، ترکیه، پاکستان و دیگر همسایگان، روابطی دایمی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. بنابراین ایران باید در کنار پیگیری مطالبات خود در برابر امریکا، برای ایجاد «اعتماد»، «دوستی» و «آرامش» با همسایگان تلاش کند تا واشنگتن نتواند با کاهش حضور خود، کشورهای منطقه را در یک اجماع علیه ایران بسیج کند. دلفی در پایان تاکید کرد: ایران باید هرچه سریعتر، در چارچوب منافع ملی و توافقهای موجود با امریکا، مناسبات منطقهای خود را تنظیم کند؛ زیرا مدیریت روابط با همسایگان برای آینده کشور، اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. سفر به عراق با هدف هماهنگی ترتیبات امنیتی انجام شد
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به پرسش پایانی درباره چرایی سفر محمدباقر قالیباف به عراق در این بازه زمانی خاطرنشان کرد: عراق به دلیل پیوندهای سیاسی، فرهنگی و دینی و نیز سابقه همکاریهای امنیتی، جایگاه ویژهای در روابط منطقهای ایران دارد. او افزود: باتوجه به حضور فعلی امریکا در عراق و اعلام برنامه واشنگتن برای خروج از این کشور، ایران باید روابط خود را با بغداد تقویت کند. به گفته دلفی، اگر امریکا از عراق خارج شود، تداوم و توجیه حضور این بازیگر در دیگر کشورهای منطقه نیز دشوارتر خواهد شد؛ بنابراین، سفر قالیباف میتواند در راستای تقویت «روابط گستردهتر و پایدارتر» میان تهران و بغداد و هماهنگی درباره ترتیبات امنیتی منطقه باشد. این دیپلمات پیشین تاکید کرد: ایران نباید در سیاست منطقهای خود تنها بر یک کشور تمرکز کند. در کنار عراق، کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه، لبنان و سوریه نیز هر یک متناسب با ظرفیتها و شرایط خود میتوانند در تنظیم روابط منطقهای ایران نقش داشته باشند. از همین رو «توجه یکسویه به یک کشور یا یک نوع رابطه، همه منافع ایران را تامین نمیکند.» اخبار مرتبط توافق ایران و عمان درباره تنگههرمز میتواند بحران در خاورمیانه را مهار کند؟ سخنگوی وزارت خارجه قطر: گفتوگوهای بین عمان و ایران به مرحله پیشرفته رسیده است

از ایران تا ونزوئلا جرم یکی است؛ استقلال
به گزارش مشرق، مهرداد بذرپاش، وزیر راه دولت شهید رئیسی در توئیتر نوشت:
تقویم ۲۸ مرداد، یادآور پاسخ تاریخ است به این سوال:
چرا آمریکا با ایران مشکل دارد؟
سال ۱۳۳۲ نه جمهوری اسلامی بود، نه هسته ای، نه موشکی، نه جبهه مقاومت.
از ایران تا ونزوئلا جرم یکی است:
استقلال؛ وقتی منافع استعمارگران را محدود کند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.

مصر و مساله پیوستن یا نپیوستن به پیمان مکه - دیپلماسی ایرانی
نویسنده: احمد عبودوه، متخصص امور خارجی، امنیت و ژئوپلیتیک است. او بر افزایش نفوذ چین در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، ژئوپلیتیک خلیج فارس، رقابت آمریکا و چین و پیامدهای آن در سراسر جهان تمرکز می کند. او در حال حاضر سرپرست واحد تحقیقات مطالعات چین در مرکز سیاست گذاری امارات (EPC) است.
دیپلماسی ایرانی: عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت توافقنامه دفاع مشترک مکه، معروف به «پیمان مکه»، را امضا کردند. این پیمان تصریح میکند که هرگونه حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. این پیمان پیامی را برای ایران و اسرائیل میفرستد، در حالی که امنیت منطقهای را از ایالات متحده دور میکند.
با این حال، این پیمان دو پرسش کلیدی را بیپاسخ میگذارد: آیا کشورهای منطقه میتوانند بدون ایالات متحده بازدارندگی ایجاد کنند؟ و چرا مصر، حداقل فعلاً، با توجه به اینکه با هر سه عضو همکاری نزدیکی داشته، به این پیمان نپیوسته است؟
یک ناتوی خاورمیانهای نیست
پیمان مکه بر اساس توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک امضا شده بین عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر گذشته بنا شده است. با این حال، این یک توافق جداگانه است. این توافقنامه جدید شامل ترکیه نیز میشود و فضایی را برای پیوستن سایر کشورها باقی میگذارد.
این پیمان با ناتو مقایسه شده است. در واقع، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، عنصر دفاع متقابل این پیمان را «از نظر فنی مشابه» بند دفاع جمعی ماده ۵ ناتو توصیف کرد.
با این حال، مقایسهها با ناتو اغراقآمیز است. وقتی این موارد کنار گذاشته شوند، این پیمان نسبتاً ناچیز به نظر میرسد.
مقامات سعودی دامنه این توافق را کماهمیت جلوه دادهاند و آن را به عنوان تمرینی برای «تواناییهای پایدار» به جای یک جبهه دفاعی مشترک علیه هر کشوری معرفی کردهاند. ترکیه نیز تأکید کرده است که این پیمان علیه ایران یا هیچ کشور دیگری نیست. پاکستان این توافق را «ماهیت صرفاً دفاعی» توصیف کرده است.
اگرچه پاکستان یک قدرت هستهای است، اما این توافقنامه به ترکیه و عربستان سعودی که تحت چتر هستهای آن قرار میگیرند، اشارهای نمیکند. و اگرچه دفاع متقابل در توافق سپتامبر ۲۰۲۵ بین ریاض و اسلامآباد گنجانده شده بود، اسلامآباد همچنان به عنوان میانجی در بحبوحه حملات ایران به عربستان سعودی با تهران تعامل داشته است.
بنابراین، پیمان مکه را باید به عنوان آزمایشی در خوداتکایی منطقهای درک کرد، نه یک جبهه دفاعی مشترک یا اتحاد جنگی.
تأثیر منطقهای گستردهتر
با این حال، اگرچه این توافقنامه از نظر دامنه محدود است، اما پیامدهای عمیقتری برای نظم منطقهای دارد.
این پیمان ابزار دیگری برای تنوعبخشی و تقویت معماری امنیتی و دفاعی عربستان سعودی فراهم میکند. این پیمان به ریاض در هرگونه تعامل آینده با تهران بر سر امنیت منطقهای، اهرم فشار میدهد و وابستگی آن به ایالات متحده را کاهش میدهد.
برای آنکارا، این توافقنامه میتواند به حمایت مالی و بازار عظیمی برای فناوری صنعتی دفاعی آن منجر شود، در حالی که اسلامآباد میتواند از حمایت اقتصادی عربستان سعودی بهرهمند شود و خود را به عنوان یک بازیگر فعال و مسئول در خاورمیانه قرار دهد.
تهران و نیروهای نیابتیاش احتمالاً در آینده نزدیک، احتمالاً با حمله به عربستان سعودی از طریق حوثیها یا شبهنظامیان عراقی، این توافق را محک خواهند زد. واکنش سه امضاکننده به آن آزمون اولیه، بسیار بیشتر از بیانیههای رسمی، منطقه را در مورد این پیمان آگاه خواهد کرد.
چرا مصر به آن ملحق نشده است
مصر با وجود همکاری نزدیک با هر سه کشور به عنوان بخشی از یک گروه غیررسمی چهار کشوری که از آن به عنوان «STEP» یا «چهار» یاد می شود، پیمان مکه را امضا نکرده است.
بدر عبدالطی، وزیر امور خارجه مصر روز جمعه گفت که قاهره در حال بررسی این پیمان «بسیار جدی» است و تصمیم گیری در مورد پیوستن به آن «نیازمند مطالعات عمیق در پرتو قانون اساسی و تعهدات قانونی مصر است».
فیدان از ترکیه پیشتر گفته بود که معتقد است که مصر «در مرحله بعدی» پس از اجرای «چند موضوع فنی» به این پیمان ملحق خواهد شد.
صرف نظر از پیوستن مصر به این پیمان، غیبت مصر با تردید راهبردی این کشور از زمان ریاست جمهوری عبدالفتاح السیسی در سال ۲۰۲۴ مطابقت دارد.
برای دههها، رهبران مصر رویکرد محتاطانهای اتخاذ کردهاند و عدم تعهد را پذیرفته و از بلوکهای نظامی برای جلوگیری از به دام افتادن آن اجتناب کردهاند. اما پیوستن به پیمان مکه میتواند نشاندهنده این باشد که مصر در حال انتخاب طرفهایی برای رقبای مختلف ژئوپلیتیکی سه عضو است – که در مجموع میتوان آنها را شامل ایران و حوثیها، اسرائیل، امارات، یونان، قبرس و هند دانست. این همسویی درک شده میتواند بر روابط قاهره با این بازیگران تأثیر منفی بگذارد، بدون اینکه بازده قابلتوجهی داشته باشد.
این نشان دهنده این است که این پیمان بیشتر در مورد نشانه های سیاسی است تا ارزش نظامی. این پیمان از نظر جزئیات عمومی کوتاه است، اما می تواند به طور بالقوه شامل همکاری دفاع هوایی و موشکی، اشتراک اطلاعات، گسترش امنیت دریایی و همکاری دفاعی – صنعتی باشد. با این حال، قاهره در حال حاضر از طریق گروه چهارگانه و حمایت از ائتلاف دریایی به رهبری عربستان سعودی در دریای سرخ در بسیاری از این مناطق با سه کشور همکاری می کند.
در دوران سیسی، مصر خود را بیشتر به عنوان یک میانجی می بیند که این امر مستلزم حفظ روابط مثبت و کانال های باز با همه بازیگران است. مصر به دنبال اجتناب از گرفتار شدن در ائتلاف های نظامی است که این نقش را پیچیده یا تنش های منطقه ای را تشدید می کند.
اسرائیل و آمریکا
مصر ممکن است نگرانی های امنیتی ائتلاف را در مورد بازیگران غیردولتی، امنیت دریایی و سودان به اشتراک بگذارد. اما برای بسیاری از سیاستگذاران مصری، با وجود پیمان صلح و هماهنگی امنیتی دو کشور، یک درگیری بالقوه با اسرائیل همچنان بزرگترین تهدید امنیتی آینده خواهد بود.
با توجه به موقعیت اسرائیل به عنوان متحد کلیدی منطقه ای ایالات متحده، هیچ اتحاد امنیتی دیگری وجود ندارد که بتواند از مصر در درگیری احتمالی با اسرائیل محافظت کافی را فراهم کند.
بنابراین، در حالی که پیوستن به پیمان مکه ممکن است به مقابله با نگرانیهای فوری مصر در سودان، لیبی یا شاخ آفریقا کمک کند، اما اولویتهای امنیتی بلندمدت آن را حل نخواهد کرد. در حال حاضر، ایالات متحده مهمترین شریک امنیتی مصر باقی مانده است.
قاهره نیز نگران حاکمیت خود است. ادغام در ترتیبات امنیتی تحت رهبری عربستان سعودی، پیگیری ریاض برای رهبری عرب را تقویت می کند. از دیدگاه قاهره، این خطر ایجاد رابطه حامی – مشتری با ریاض است.
پیوستن، در نهایت امر
برای مصر، خطرات پیوستن به این پیمان احتمالاً در حال حاضر بیشتر از منافع آن است. اما این ارزیابی ممکن است با گذشت زمان تغییر کند.
پیمان مکه کمتر یک اتحاد نظامی است تا بیانیه ای در مورد شکل نظم منطقه ای بعدی. در حالی که واشینگتن مهمترین شریک برای اکثر قدرت های منطقه ای از جمله ترکیه و عربستان سعودی است، آنها به دنبال کاهش اتکای خود به ایالات متحده هستند. این روند احتمالاً شتاب می گیرد.
این پیمان همچنین به اعضای آن اجازه میدهد تا در برابر جاهطلبیهای منطقهای ایران و اسرائیل از خود محافظت کنند و موازنه قدرت جدیدی را که در قدرتهای میانی تثبیت شده است، آزمایش کنند. مصر همچنین علاقه دارد که با مشارکت در این ترتیبات، ابتکار عمل را به دست گیرد.
اگر تعهدات دفاعی متقابل الزام آور توافق در عمل اجرا نشود، مصر انگیزه بیشتری برای پیوستن به این پیمان خواهد داشت. این انعطافپذیری تضمین میکند که قاهره میتواند بدون تسلیم شدن از توانایی خود برای میانجیگری یا تعمیق هماهنگی با رقبای پیمان بپیوندد، حتی اگر در مورد اعتبار ائتلاف سؤالاتی ایجاد کند.
این اتاق برای مانور اهمیت دارد، زیرا مصر به دلیل مشکلات مزمن اقتصادی و رو به افول جایگاهش در جهان عرب، به تنوع و مشارکت در سراسر خطوط گسل منطقه نیاز دارد. در عین حال، پیوستن به این پیمان، توانایی قاهره را برای اعمال نفوذ با محوریت در ترتیبات امنیتی منطقه ای افزایش می دهد.
صبر کنید، تماشا کنید و گزینه ها را باز نگه دارید
مصر باید صبور باشد، اما مردد نباشد. این پیمان در اصل جذاب است اما هنوز یک اولویت مبرم برای مصر نیست. انتظار ضرری ندارد.
توافق جدید پیچیده تر از ناتو است. اما جدی تر از ائتلاف های منطقه ای قبلی است. این پیمان ممکن است به جای یک بلوک الزام آور، به یک مشارکت متمرکزتر و مبتنی بر موضوع همگرا شود. این بهترین سناریو برای مصر خواهد بود.
آزمون واقعی هر اتحاد در اجرای آن نهفته است، به ویژه در زمان جنگ. با ابهام در مورد پایان جنگ ایران و تشدید دوره ای از تنش در دریای سرخ، مصر باید واکنش ائتلاف را در صورت تهدید یک عضو بررسی و ارزیابی کند.
در حال حاضر، قاهره باید وقت خود را برای رعایت ساختار پیمان، تعهدات نظامی و یکپارچگی عملیاتی صرف کند. تا زمانی که همه این جنبهها قطعیتر شوند، باید در مورد عضویت قضاوت کند.
منبع: چتمهاوس / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی
