قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۴/۰۲

انتشار چهار اثر آندره مالرو 

«ضد خاطرات»، «امید»، «سرنوشت بشر» و «فاتحان» چهار اثر مهم آندره مالرو نویسنده و فعال سیاسی فرانسوی هستند که پس از سال‌ها از سوی انتشارات خوارزمی منتشر شده‌اند.
 انتشار چهار اثر آندره مالرو 



۱۹ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

به گزارش هم‌میهن آنلاین، دکتر بابک زمانی، متولد ۱۳۳۶، نورولوژیست و استاد بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی و از مؤسسین بخش نورولوژی همان دانشگاه است. زمانی بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته است و تعداد کثیری از نورولوژیست‌های امروز ایران به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بوده‌اند. او هم‌چنین رفرنس نوروسونواوژی ایران شناخته می‌شود.

دکتر زمانی در راه‌اندازی و قوام بخشیدن به انجمن نورولوژی و انجمن سکته مغزی نقش پررنگی داشته است. برنامه ملی درمان سکته مغزی حاد در سال ۹۵ با کمک او به عنوان رییس انجمن سکته مغزی آغاز شده و به بیماران بسیاری که دچار این عارضه شده‌اند، در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است. او همه این سال‌ها در کنار طبابت، به‌طور جدی نویسندگی می‌کرده است. به قول خودش، قبل از طبابت، نویسنده بوده است.

در ساحت نویسندگی، دکتر بابک زمانی را با یادداشت‌های مستمرش که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامه‌های شرق، اعتماد و هم‌میهن و مجله‌های بخارا، اندیشه پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده است، می‌شناسند. در واقع، او از طبیبان پیشگامی بوده است که نوشته‌هایش را به حوزه عمومی می‌آورد و به‌صورت روزمره می‌نویسد. زمانی در کنار یادداشت‌هایش که فضایی مابین طب و اجتماع داشت، همه این سال‌ها مشغول داستان‌نویسی بوده است. کتاب «فغان ز جنگ» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و یک داستان نیمه‌بلند اوست که در چندین دهه نوشته شده است و همان‌طور که از نامش پیداست، از مواجهه با جنگ می‌گوید. داستان‌های کوتاه او درباره جنگ تحمیلی هشت‌ساله است و داستان نیمه‌بلند او در بستر جنگ دوازده‌روزه اتفاق افتاده است. خودش معتقد است: «داستان‌های این مجموعه، روایت‌هایی است که چاره‌ای جز نوشتن‌شان نداشته‌ام.»

میدان نیاوران، خیابان پورابتهاج، پلاک ۲۱۰، خانۀ کتاب دبا

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید


۳۷ ساعت قبل / سایت عصرایران

توقف شبکه کتاب؛ ضعف مدیریت یا اهمال‌کاری وزارت ارشاد؟

خبر توقف فعالیت شبکه تلویزیونی کتاب، هرچند در میان انبوه اخبار پرسروصدای این روزها شاید کم‌اهمیت به نظر برسد، اما در واقع نشانه‌ای از یک بحران عمیق‌تر و ریشه‌دارتر دارد. بحرانی که سال‌هاست دامن‌گیر جایگاه کتاب در نظام رسانه‌ای و فرهنگی کشور بوده است. 

وبسایتی که قرار بود بستری تخصصی برای پوشش اخبار نشر، معرفی کتاب، گفت‌وگو با نویسندگان و مترجمان و پیگیری رویدادهای حوزه کتاب باشد، بیش از دو ماه است که سکوت کرده و آخرین ردپای فعالیتش به ایام نمایشگاه کتاب در خرداد بازمی‌گردد. 

در کشوری که آمار مطالعه در آن سال‌هاست نزولی گزارش می‌شود و ناشران و نویسندگان از رکود بازار نشر می‌نالند، وجود پلتفرمی که بتواند اخبار و محتوای این حوزه را به‌صورت مستمر و حرفه‌ای پوشش دهد، نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت زیرساختی است. 

رسانه‌های عمومی و پرمخاطب، به دلایل مختلف، فرصت و انگیزه کافی برای پرداختن عمیق به مسائل نشر و کتاب را ندارند و همین خلأ است که باید با رسانه‌های تخصصی پر شود. تعطیلی چنین پلتفرمی، به معنای از دست رفتن یکی از معدود کانال‌های اطلاع‌رسانی تخصصی در این حوزه است؛ کانالی که شاید مخاطب انبوه نداشت، اما برای جامعه کوچک اما تأثیرگذار اهل کتاب و نشر، منبعی ضروری به شمار می‌رفت.

زاویه دوم، تناقض میان شعارهای مکرر درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی از یک سو، و بی‌مهری مدیریتی به نهادها و پلتفرم‌هایی که دقیقاً برای همین هدف شکل گرفته‌اند. 

تجربه برنامه‌ای مانند کتاب‌باز نیز نشان داد که حتی در دل تلویزیون، آن رسانه‌ای که در رقابت با فضای مجازی بارها به حاشیه رانده شده، هنوز ظرفیت قابل توجهی برای ترویج کتابخوانی وجود دارد. 

اما وقتی از دل همین گفتمان کتاب‌محور، پلتفرمی مثل شبکه کتاب که به‌طور مشخص برای این منظور طراحی شده بود، بی‌سروصدا تعطیل می‌شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا شعارهای مربوط به کتاب و کتابخوانی، پشتوانه عملی و بودجه‌ای پایداری دارند یا صرفاً در حد سخن باقی می‌مانند.

این گزاره که ارزش چیپس و پفک در صدا و سیما همچنان بیش از کتاب است، هرچند تلخ و گزنده است، اما توصیفی دقیق از واقعیت موجود به دست می‌دهد. 

کتاب در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی نه به عنوان محتوایی جدی و اثرگذار، بلکه به عنوان دکوری در پس‌زمینه یا جایزه‌ای تشریفاتی در پایان مسابقات ظاهر می‌شود، چیزی شبیه به یک نماد فرهنگی تزئینی، نه یک اولویت واقعی. 

در چنین فضایی و رقابت نابرابر تلویزیون با سایر رسانه‌ها، شاید وجود یک شبکه تلویزیونی قدرتمند در حوزه کتاب می‌توانست این پیش‌فرض را اصلاح کند اما ظاهرا مدیریت ضعیف و نبود برنامه راهبردی همین کورسوی امید را هم خاموش کرد‌.  

زاویه چهارم و شاید مهم‌ترین جنبه ماجرا، پیامدهای بلندمدت این‌گونه تعطیلی‌هاست. وقتی یک نهاد رسانه‌ای تخصصی، هرچند کوچک، بی‌سروصدا از کار می‌افتد، پیام ضمنی آن به جامعه فرهنگی این است که سرمایه‌گذاری در چنین حوزه‌هایی، سرمایه‌گذاری پایداری نیست. 

علاوه بر این، از دست رفتن آرشیو محتوایی چنین پلتفرم‌هایی، به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه مستند حوزه نشر کشور نیز هست؛ حافظه‌ای که بازسازی آن، در صورت نیاز آینده، هزینه و زمان بسیار بیشتری خواهد طلبید.

در نهایت، تعطیلی شبکه کتاب را نباید صرفاً به عنوان یک رویداد منفرد و اداری نگاه کرد، بلکه باید آن را نشانه‌ای از یک الگوی تکرارشونده در مواجهه با نهادهای فرهنگی کوچک اما تأثیرگذار دانست. 

نهادهایی که به دلیل نداشتن مخاطب انبوه یا حامی قدرتمند، به‌سادگی در معرض حذف قرار می‌گیرند. 

اگر قرار است شعار تقویت فرهنگ کتابخوانی، صرفاً شعار نماند، لازم است نهادهایی از این دست، نه فقط حفظ، بلکه تقویت و توسعه یابند، چرا که در غیاب چنین بسترهایی، گفت‌وگوی جدی درباره کتاب و نشر، هر روز بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر آلمان؛ ۱۴ هزار مرگ و میر ناشی از گرما نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : سیاه‌پوشی حرم رضوی در سوگ شهادت امام حسن عسکری تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۱۵ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر - خبررسانی نشست‌های بخارا و از جمله شب‌های آن یا عصر یکشنبه‌ها در معرفی تولیدات و رخدادهای تازه فرهنگی را کانال تلگرامی خودشان انجام می‌دهد و ما اگر مطلبی یا گزارشی داشته باشیم دربارۀ مراسم است و بعد از برگزاری اما در این فقره زودتر خبر می‌دهیم و 8 نکته هم دربارۀ این نشست:

   ابتدا اصل خبر که چنین است: هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»- مجموعه‌ داستان‌های بابک زمانی- اختصاص دارد؛ کتابی که انتشارات سهامی عام منتشر کرده است. (ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ در خانۀ کتاب "دبا"- میدان نیاوران).

اما چرا فراتر از خبر به این نشست پرداخته‌ام:

   اول. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی ما را ازکتاب بی‌نیاز نمی‌کند. هیچ‌کس به صرف مشاهدۀ چهار تا فیلم وایرال شده در این فضا دانا نشده است. کار به جایی رسیده که تا می‌گویی احمد شاملو بلافاصله تحت تأثیر این فضا می‌گویند: سخنرانی دربارۀ فردوسی در دانشگاه برکلی و بعد متوجه می‌شوی آن بندۀ خدا نه دو بیت شعر فردوسی از بر‌دارد نه از شاملو و فقط از اینستاگرام یاد گرفته دو گانۀ شاملو - فردسی بسازد.

 به آقای غنی‌نژاد هم در حاشیۀ اکران فیلم "مست عشق" گفتم: خیال نکنید چهار تا فحش به شریعتی و مصدق اعتبار افزوده می‌‎آورد. کافی است از اینهایی که از شما امضا می‌گیرند بپرسید: چند تا یادداشت شما را در دنیای اقتصاد و تجارت فردا خوانده‌اند. از واکنش او دریافتم اتفاقا چون آنها را نخوانده و ندیده‌اند به این فضا روی آورده. دوستی هم می‌گفت وقتی در یک برنامه تصویری مدام می‌پرسیده چند تا بازدید داشتیم میزبان به طعنه گفته: آقای دکتر! پولش گیر من می‌آید. شما ذوق می‌کنی؟!

   با این نگاه هر خبری دربارۀ کتاب مغتنم است تا ما را از این سیاه‌چال ابتذال  فرهنگی نجات دهد. همین امروز یکی از بستگان باز ویدیوی غنی‌نژاد را فرستاد و این بار دربارۀ دکتر مصدق و گفتم: به جای مطالعۀ سه جلد "خواب آشفتۀ نفت" به قلم ادیب و حقوق‌دان و شاعر و مورخ و نویسنده‌ای در اندازه و آوازۀ دکتر محمد علی موحد ویدیوی این آقا را فرستاده‌ای؟ بهتر نیست دربارۀ ایده خصوصی‌سازی بانک‌ها هم توضیح دهند و مصدق و شریعتی را به اهل آن بسپارند؟

دوم. عنوان کتاب هم دلیل دیگر است: فغان زِ جنگ. از این منظر هم اهمیت دارد چون تلویزیون جبهۀ پایداری -که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشهور است- رسما جنگ را تبلیغ و تقدیس می‌کند. در حالی که پیش‌تر با توصیف جنگ به دفاع یا مقاومت یا تحمیلی خواندن جنگ‌ها از جنگ هشت‌ساله و جنگ 12 روزه می‌گفتیم ولی تلویزیون پایداری  حتی تعبیر جنگ 40 روزه را هم کمتر به کار می‌برد و بر استمرار آن اصرار دارد و به عدد 172 رسیده است.

فغان ز جنگ، البته مجموعه داستان است و کاری به جنگ 40 روزه ندارد اما دربارۀ جنگ هشت ساله و جنگ 12 روزه است و روزگاری که هنوز آشکارا جنگ را تبلیغ و ترویج و تقدیس نمی‌کردند. واقعا هم فغان زِ جنگ.

سوم. نویسندۀ کتاب، نورولوژیست است. درست است که می‌گویند پزشکان چندان علاقه و نسبتی با ادبیات ندارند ولی وقتی پزشکی سراغ ادبیات رفته موفق بوده و تا صحبت پزشکان اهل ادبیات یا فعالان رشته‌های پزشکی و نویسندگی می‌شود همچنان به یاد بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و آثار جاودانه‌شان ( ملکوت و عزاداران بَیَل) می‌افتیم.

   دکتر بابک زمانی هم که در آستانۀ 70 سالگی قرار دارد  استاد بازنشستۀ دانشگاه علوم پزشکی و از سرآمدان نورولوژی است و در معرفی او: بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته (‌کثیری از نورولوژیست‌های امروز ایران مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بوده‌اند). تا جایی که مرجع  نوروسونولوژی ایران شناخته می‌شود. 

  او در راه‌اندازی انجمن نورولوژی و انجمن سکتۀ مغزی نقش پررنگی داشته و در سال 95 برنامۀ ملی درمان سکتۀ مغزی حاد با کمک او آغاز شد و به بیماران بسیاری در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است.     این هم دلیل دیگر که به دنبال خدمت به مفهوم عام آن بوده و بر گردن خیلی‌ها حق دارد.  

 چهارم. درهمۀ این سال‌ها در کنار طبابت، به‌طور جدی نویسندگی می‌کرده و به قول خودش  قبل از طبابت، نویسنده بوده است.  در حالی که برخی از پزشکان مشغله زیاد را دلیل کتاب نخواندن ذکر می‌کنند او نه تنها می‌خوانده که می‌نوشته. البته اگر برخی از پزشکان اهل مطالعه کتب غیر تخصصی نیستند به عکس، آنها که اهل خواندن‌اند بسیار حرفه‌ای و دقیق دنبال می‌کنند (و حالا که صحبت از نویسندگی یک نورولوژیست شد از کتاب‌خوانی یک اورولوژیست هم بگویم که نشده دیداری داشته باشیم و او- دکتر مجید علی عسگری- از کتاب تازه‌ای نگوید که در دست دارد و اغلب آنها را البته من نخوانده‌ام!)

پنجم. دلیل دیگر این که نویسنده از آن دست متخصصان و نویسندگان است که به نقش رسانه واقف‌اند. نه آن که به دنبال تبلیغ مقابل دوربین تلویزیون باشند بلکه مثل دو وکیل فقید -بهمن کشاورز و نعمت احمدی- که برای روزنامه های مستقل یادداشت حقوقی می‌نوشتند. 

   دکتر بابک زمانی را هم با یادداشت‌های مستمری که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامه‌های شرق، اعتماد و هم‌میهن و مجله‌های بخارا، اندیشۀ پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده می‌شناسیم. از طبیبان پیشگامی که نوشته‌های خود را به حوزۀ عمومی می‌آورد و به‌صورت روزمره می‌نویسد و در فضایی میان طبابت و اجتماع داستان هم نوشته است.

ششم . برخی مشاغل با طیف‌های مختلف مردم ارتباط دارند و چون به تعبیر دکتر مهرآیین زندگی هر فرد یک قصه منحصر به فرد است سوژه‌های متعدد و متنوعی دارند. دربارۀ پزشکان قضیه متنوع‌تر است چون مردم به آنها اعتماد دارند و اسرار خود را نیز با آنان در میان می‌گذارند و از این نظر دست پزشک نویسنده یا نویسنده پزشک باز است. خاصه که با مغز بیمار سر و کار دارد.

هفتم. جز خود علی دهباشی که میزبان و برگزار کننده و طبعا یکی از سخن‌رانان است دو روزنامه نگار شناخته شدۀ حوزه ادبیات ( علی ورامینی و احمد غلامی) به اضافۀ یک کارگردان و تهیه کنندۀ سینما ( محسن امیریوسفی) در زمرۀ سخن‌رانان‌اند و این آخری نوید ساخت یک فیلم با موضوع این کتاب را می‌دهد یا به سویه‌های بصری آن می‌پردازد. کاش احسان محمدی هم بود یا بیاید چون او نیز جدای روزنامه‌نگاری و تحصیل و تدریس رسانه و ارتباطات کتاب موفق "جنگ بود" را نوشته است.

هشتم. سرانجام این که  کتاب «فغان، ز جنگ» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و یک داستان نیمه‌بلند نویسنده است که طی چند دهه نوشته شده است. داستان‌های کوتاه او دربارۀ جنگ هشت‌ساله است و داستان نیمه‌بلند او در بستر جنگ دوازده‌روزه  پارسال اتفاق افتاده است؛ روایت‌هایی که به گفتۀ خود او چاره‌ای جز نوشتن‌شان نداشته‌است. مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده) پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...
۱۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

ماجرای بنزین این روزها حسابی سر زبان‌ها افتاده و مردم را نگران کرده است. امروز در همین راستا سخنگوی دولت تاکید بر شفاف‌سازی داشت.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۹ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 «کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
۲۰ ساعت قبل / سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...

 بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

فروش خیره‌کننده فیلم‌های «اودیسه» و «مرد عنکبوتی: روزی نو» در کنار آثار غافلگیرکننده‌ای چون «اتاق‌های پشتی» و «وسواس» گیشه تابستان امسال را به‌شدت داغ کرد. از این رو درآمد فروش فیلم‌های داخلی آمریکا از مرز ۴‌میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که بعد از دوران همه‌گیری کرونا تنها برای دومین بار به دست آمده است. نخستین تابستانی که پس از تغییرات گسترده ناشی از کرونا فروش ۴‌میلیارد‌دلاری را تجربه کرد سال ۲۰۲۳ بود و حالا یک بار دیگر این اتفاق تکرار شده است.

 قاتل نامرئی قصه عشقی !
۷ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

قاتل نامرئی قصه عشقی !

آرمان امروز : نمایش شنیدنی «چرک‌نویس‌های یک قاتل» به کارگردانی ایوب آقاخانی در ۵ قسمت تولید و پخش شده است. به گزارش خبرنگار مهر، ادوگاوا رامپو نام مستعار تارو هیرای (۱۸۹۴-۱۹۶۵) است که عموماً به عنوان بزرگترین نویسنده‌ ژاپنی ژانر تعلیق و معمایی شناخته می‌شود. او رمان‌نویس و نویسنده‌ داستان کوتاه پرکاری بود. نام مستعار [ ]