
مخالفان توافق از «گندم ری» میخورند؟!

تورم در سایه جنگ و راه عبور
مجید بابایی
آرمان امروز : در دوره جنگ، هدف سیاست اقتصادی نه تثبیت مصنوعی قیمتها بلکه باید جلوگیری از تبدیل شوک جنگی به تورم باشد. برای رسیدن به این هدف نیز یکی از مهمترین اولویتها هماهنگی سیاستهای مالی دولت با سیاستهای پولی بانک مرکزی است؛ زیرا اگر از یک طرف بانک مرکزی بخواهد تورم را مهار کند و از طرف دیگر دولت برای تأمین مخارج خود پول خلق کند، سیاست پولی عملاً خنثی خواهد شد.
بنابراین، باید این واقعیت را قبول کنیم که در دوره جنگ، تورم صرفاً یک مساله پولی نیست و سیاست درست باید یک ترکیب هماهنگ پولی، مالی و ارزی در کنار مهار انتظارات تورمی باشد.
سیاست پولی
در بخش پولی باید اولویت نخست، جلوگیری از تأمین کسری بودجه از منابع بانک مرکزی باشد. در جنگ، دولت با افزایش هزینههای دفاعی، حمایتی و تأمین کالاهای ضروری مواجه میشود. اگر این هزینهها مستقیم یا غیرمستقیم از طریق پایه پولی تأمین شود، فشار تورمی تشدید خواهد شد؛ بنابراین استقراض دولت از بانک مرکزی باید به عنوان خط قرمز باشد.
منابع تأمین مالی جنگ باید تا حد امکان از مسیر کاهش هزینههای غیرضروری، جابهجایی بودجه، انتشار بدهی با برنامه بازپرداخت معتبر و استفاده هدفمند از منابع ارزی تأمین شود، نه خلق پول.
همچنین بانک مرکزی باید رشد ترازنامه بانکها و خلق اعتبار بیپشتوانه را محدود کند ولی نباید برای کنترل تورم، اعتبار بنگاههای تولیدی و زنجیره تأمین کالاهای اساسی را به صورت افراطی کاهش دهد. یعنی باید میان «اعتبار مولد» و «خلق نقدینگی سفتهبازانه» تفاوت گذاشت. این موضوع از آن جهت نیز مهم است که کاهش ارزش پول ملی در اقتصادی مانند ایران، از طریق افزایش قیمت کالاهای وارداتی و مواد اولیه، مستقیماً به تورم منتقل میشود.
سیاست مالی
در بخش مالی هم دولت باید به جای کنترل دستوری همه قیمتها، روی کالاهای حیاتی تمرکز کند. قیمتگذاری دستوری گسترده در شرایط تورمی معمولاً مشکل کمبود را به وجود میآورد و میتواند بازار غیررسمی ایجاد کرده و موجب تشدید تورم شود.
در دوره جنگ، سیاست حمایتی باید هدفمند بوده و تا حد امکان به مصرفکننده هدف برسد، نه اینکه صرفاً قیمت همه کالاها برای همه افراد مصنوعی پایین نگه داشته شود.
همچنین اگر جنگ موجب اختلال در واردات، حملونقل، تولید یا توزیع شود، حتی سیاست پولی بسیار سختگیرانه نیز نمیتواند بهتنهایی تورم را مهار کند؛ بنابراین در کنار بانک مرکزی، دولت باید برای کالاهای ضروری یک نقشه زنجیره تأمین جنگی داشته باشد و تمهیدات لازم را برای موجودی راهبردی، مسیرهای جایگزین واردات، تأمین ارز برای مواد اولیه ضروری و اولویتبندی تخصیص منابع انجام دهد.
سیاست ارزی
در شرایط جنگ، تلاش برای نگه داشتن یک نرخ ارز غیرواقعی با مصرف سریع ذخایر ارزی میتواند در نهایت به یک جهش شدیدتر منجر شود. هدف بانک مرکزی باید کاهش نوسان و جلوگیری از جهشهای بیقاعده باشد، در عین حال، باید بازار ارز تا حد امکان شفاف و قابل پیشبینی باشد.
انتظارات تورمی
در تورمهای بسیار بالا، انتظارات خود به یک عامل تورمزا تبدیل میشوند. اگر خانوار و بنگاه تصور کنند قیمتها ماه آینده بسیار بیشتر خواهد شد، رفتار خود را بر همان اساس تغییر داده و منجر به خرید زودتر، نگهداری داراییهای غیرریالی و افزایش قیمت پیشنهادی کالا و خدمات میگردد؛ بنابراین بانک مرکزی باید یک چارچوب ارتباطی شفاف و منظم داشته باشد و هدف تورمی، مسیر رشد نقدینگی، وضعیت ذخایر و سیاست ارزی باید بهطور منظم اعلام شود.
در پایان اینکه در شرایط جنگ، افزایش شدید نرخ بهره به تنهایی راه حل نیست. اگر منشأ اصلی تورم، کسری بودجه، کاهش درآمد ارزی و اختلال در عرضه باشد، افزایش نرخ بهره بدون اصلاح این عوامل میتواند رکود را تشدید کند، در حالی که تورم همچنان بالا باقی بماند./ تازههای اقتصاد
کنترل تنگههرمز بالاخره دست کیست؟ ایران یا آمریکا؟
کد خبر: 787458 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۸:۴۵:۰۹ اعتمادآنلاین |
تحریمها به ابزار اصلی برای افزایش هزینههای اقتصادی ایران و واداشتن تهران به پذیرش خواستههای امریکا تبدیل شدهاند؛ هرچند وابستگی بازار انرژی به هرمز، هزینههای این سیاست را برای اقتصاد جهانی افزایش خواهد داد. با این حال تشدید فشار اقتصادی در شرایطی دنبال میشود که امنیت مسیرهای انرژی و تداوم تجارت دریایی، به متغیری تعیینکننده در معادلات منطقهای تبدیل شده است. در چنین شرایطی تهران نیز با ترکیب مقاومت اقتصادی و حفظ کانالهای دیپلماتیک، تلاش دارد ضمن مدیریت فشارها، موقعیت چانهزنی خود را در برابر واشنگتن حفظ کند.
به گزارش اعتماد، سید جلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در انگلستان و کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره روایتهای متضاد ایران و امریکا از کنترل تنگه هرمز گفت: برای ارزیابی وضعیت میدانی، نباید صرفا به روایت تهران یا واشنگتن اکتفا کرد؛ «آمار منابع بینالمللی کشتیرانی» معیار دقیقتری برای راستیآزمایی این ادعاهاست.او افزود: اطلاعات مربوط به شمار روزانه کشتیهای عبوری از خلیجفارس، نوع محمولهها، مبدا و مقصد شناورها و همچنین وضعیت نفتکشهایی که احتمالا با هماهنگی ایران یا امریکا اجازه تردد یافتهاند، میتواند تصویر واقعیتری از وضعیت تنگه ارایه کند. به گفته ساداتیان، دادههای نهادهایی مانند «کپلر» و دیگر مراجع رصد حملونقل دریایی نشان میدهد تردد کشتیها چه میزان کاهش یافته یا تا چه حد به روال عادی نزدیک است،از همین رو اگر ترامپ مدعی است کشتیها آزادانه و بهطور گسترده از تنگه هرمز عبور میکنند، این ادعا باید در آمار رسمی و مستقل ثبت شده باشد. او در ادامه خاطرنشان کرد: «مقایسه میزان تردد کنونی با آمار گذشته، مشخص میکند کدام روایت به واقعیت میدانی نزدیکتر است.» بنابراین بررسی جداگانه وضعیت کشتیهای چینی، هندی و دیگر کشورهایی که ممکن است برای عبور از تنگه با یکی از طرفها هماهنگی داشته باشند نیز ضروری است، زیرا چنین توافقهایی میتواند بر آمار کلی تردد اثر بگذارد. هرمز جایگزین ندارد
ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره ادعای ایجاد خطوط جدید برای انتقال انرژی و استفاده امریکا از «کریدور جنوبی»برای تردد کشتیها گفت: روند رایزنیهای ایران و عمان نشان میدهد طرحهایی برای تنظیم تردد کشتیها در تنگه مطرح شده. در ابتدا، استفاده از مسیر شمالی، که بیشتر در محدوده کنترل ایران قرار دارد، مورد بحث بود.سپس ایده ایجاد یک «مسیر میانی» برای عبور محدود و موقت کشتیها، در بازهای مانند یک تا سه ماه، مطرح شد؛ مسیری که با فضای مذاکراتی ایران و امریکا ارتباط داشت. با این حال نشانهای از توافق قطعی بر سر اجرای این طرح وجود ندارد؛ هرچند این گزینه محتملترین راهکار مورد بحث است.این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید کرد: ادعاهای امریکا درباره کنترل تنگه یا ایجاد مسیرهای جایگزین باید با دادههای مستند قابلراستیآزمایی باشد. به گفته ساداتیان: «اگر آمار منابع و نهادهای بینالمللی، تردد پایدار و قابلتوجه کشتیها را در مسیرهای ادعایی تایید کند، میتوان درباره تحقق این طرحها سخن گفت؛ در غیر این صورت، این ادعاها مبنای روشنی ندارد.» بنابراین تا زمانی که سازوکاری عملی و مورد تایید منابع مستقل درباره مسیر شمالی، جنوبی یا میانی ثبت نشده باشد، نمیتوان از شکلگیری «مسیر جایگزین» برای تنگه هرمز سخن گفت. تحریمها اهرم امریکا برای واداشتن ایران به عقبنشینی است
ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره بازگشت امریکا به «فشار حداکثری» و واکنش تهران به کارزار اقتصادی واشنگتن گفت: اگر امریکا مدعی است تنگه هرمز باز است و کشتیها آزادانه از آن عبور میکنند، این پرسش مطرح میشود که چرا همزمان ایران را به تشدید فشارهای اقتصادی تهدید میکند.این تناقض نشان میدهد واشنگتن نیز از پیامدهای وضعیت تنگه و محدودیتهای تردد در آن متأثر است.ساداتیان افزود: آمارهای بینالمللی درباره ذخایر انرژی و میزان مصرف آنها در مناطق مختلف، میتواند نشان دهد فشار اصلی متوجه کدام طرف است. اگر ذخایر انرژی کشورهای آسیایی، اروپایی یا دیگر مصرفکنندگان نفت خلیجفارس کاهش یابد، احتمال جهش قیمت انرژی و شکلگیری بحران در بازارهای جهانی بیشتر میشود. در چنین وضعیتی، امریکا با فشار کشورهای عربی منطقه، دولتهای اروپایی و اقتصادهای آسیایی مواجه خواهد شد تا راهی برای مدیریت بحرانی پیدا کند که به گفته این دیپلمات پیشین، از آن بهره موردانتظار را به دست نیاورده است،بنابراین تشدید تهدیدها ازسوی ترامپ، تلاشی برای واردکردن فشار بیشتر بر ایران است. او میکوشد تهران را به جایی برساند که در برابر خواستههای واشنگتن تسلیم شود؛ به ویژه از این جهت که تداوم محدودیت تردد کشتیها برای دو، سه یا چهار هفته میتواند پیامدهای مهمی برای بازار انرژی و اقتصاد جهانی داشته باشد.
ساداتیان معتقد است: مشاوران ترامپ نیز او را نسبت به هزینههای چنین وضعیتی آگاه کردهاند و بخشی از تهدیدهای اخیر را باید در همین چارچوب دید. ایران گزینه مقاومت را برگزیده است
این دیپلمات پیشین در ادامه خاطرنشان کرد: ایران نیز به واسطه تحریمها زیر فشار است. تحریمها، «محاصره دریایی»، محدودیتهای وارداتی و دشواری در فروش نفت، بر تامین نیازهای کشور و شرایط اقتصادی جامعه اثر میگذارد. پیامد این وضعیت در قالب تورم و گرانی به مردم منتقل میشود و نمیتوان وجود فشار اقتصادی را نادیده گرفت. با این حال، تهران بر این باور است که با تداوم مقاومت، هزینههای طرف مقابل نیز افزایش مییابد و واشنگتن در زمانی کوتاهتر با دشواریهای ناشی از بحران انرژی روبهرو خواهد شد.
ساداتیان افزود: پرسش اصلی در این شرایط آن است که کدام طرف توان و ظرفیت بیشتری برای ادامه این وضعیت دارد. از نگاه او، ایران به همراهی مردم، عملکرد دولت، آمادگی نیروهای مسلح و نیز حفظ «روایت رسانهای» خود تکیه دارد. تهران همچنین تلاش دارد نشان دهد صرفا به دنبال جنگ نیست و در کنار آمادگی برای مقاومت، مسیر «دیپلماسی» و تبادل پیام با میانجیها را باز گذاشته تا در افکار عمومی جهان، به عنوان طرفی که فقط به تشدید تنش میاندیشد معرفی نشود.
به گفته ساداتیان هدف ایران از تبادل پیام، رسیدن به خواستهها و تامین «منافع ملی» است. از منظری دیگر سیاست جاری کشور بر مقاومت استوار است، اما مقاومت به معنای نفی مذاکره نیست. تصمیمهای شورای عالی امنیت ملی و هماهنگیهای میان دولت و دیگر ارکان کشور، به تداوم ایستادگی در برابر فشارها گرایش دارد؛ در عین حال، اگر مسیر پیامرسانی و میانجیگری به نتیجه مشخصی برسد، ایران از آن استقبال میکند.این دیپلمات پیشین در ادامه گفت: ایران خواهان گفتوگو است، اما مذاکره باید از موضع «قدرت و برابری» انجام شود. جهان در مسیر همصدایی با امریکا دچار تردیدهای جدی هستند
ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگری درباره امکان موفقیت ائتلافهای منطقهای و فرامنطقهای علیه ایران به «اعتماد» گفت: تاکنون نه کشورهای اروپایی و نه دولتهای حاشیه خلیجفارس، پاسخ روشن و قاطعی به دعوتهای ترامپ برای پیوستن به ائتلاف علیه ایران ندادهاند. این تردید ناشی از نگرانی آنها نسبت به پیامدهای تقابل مستقیم با ایران است.دیپلمات پیشین کشورمان افزود: ایران بارها اعلام کرده با همسایگان خود، ازجمله عربستانسعودی، امارات و عمان، مسالهای ندارد؛ اما پایگاههای امریکا در خاک این کشورها را، در صورت استفاده برای حمله به ایران، اهداف مشروعی برای پاسخ متقابل میداند. این موضع نشان میدهد «هدف ایران کشورهای منطقه نیستند، بلکه پایگاههای امریکا در داخل این کشورها هستند.»
ساداتیان ادامه داد: از منظری دیگر کشورهای حاشیه خلیجفارس از نظر زیرساختها آسیبپذیرند و خود را در «خانههای شیشهای» میبینند؛ از این رو، نگرانند که هرگونه مشارکت در ائتلافی علیه ایران، آنها را وارد چرخه حملات متقابل کند، بنابراین ریسک چنین مواجههای را نمیپذیرند، از همین رو ممکن است تلاشهایی برای ایجاد سازوکارهای همکاری با امریکا ادامه داشته باشد، اما تا این مرحله نشانهای از شکلگیری یک ائتلاف موثر و آشکار علیه ایران دیده نمیشود. عراق به دنبال برقراری توازن در روابط بغداد با تهران و واشنگتن است
ساداتیان در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره هدف از سفر محمدباقر قالیباف به عراق در میان اخبار ادعایی رسانهای شده درباره شکافهای احتمالی میان دولت بغداد و گروههای مقاومت گفت: عراق همچنان زیر فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی امریکا قرار دارد. هر چند گروههای سیاسی و جریانهای مقاومت عراق، از گذشته با حضور امریکا مخالفت کردهاند و در مقاطع مختلف، ازجمله از طریق مصوبه پارلمان برای خروج نیروهای امریکایی، این مخالفت را پیگیری کردهاند.
ساداتیان در ادامه گفت: امروز نیز فشار واشنگتن برای ادغام «حشدالشعبی» و دیگر گروههای مقاومت در ارتش عراق در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ فشاری که به گفته او، با مقاومت این گروهها روبهرو شده است.این دیپلمات پیشین ادامه داد: امریکا و برخی بازیگران عراقی، نقش و حمایت ایران را یکی از عوامل تداوم فعالیت جریانهای مقاومت میدانند و همین مساله بر دولت عراق فشار وارد میکند. او با اشاره به سفر نخستوزیر عراق به امریکا و سپس تهران گفت که این رفتوآمدها بازتابدهنده تلاش بغداد برای مدیریت فشارهای متعارض و حفظ توازن در روابط خارجی است.
ساداتیان تاکید کرد: در کنار این تنشها، روابط ایران و عراق بر پیوندهای عمیق مردمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی استوار است، از همین رو سفر قالیباف در این مقطع، با توجه به جایگاه او در ساختار سیاسی ایران و سابقه حضورش در گفتوگوهای مرتبط با امریکا، حامل پیام سیاسی است و میتواند نشانه «نفوذ و روابط گسترده ایران در عراق» تلقی شود.
به گفته ساداتیان، تهران میکوشد بغداد را به سمت همکاری بیشتر منطقهای سوق دهد و از ظرفیتهای دو کشور در حوزههای اقتصادی استفاده کند.
ساداتیان در ادامه خاطرنشان کرد: صادرات گاز، برق و کالا از ایران به عراق، فعالیت بخش خصوصی و نیز ضرورت دسترسی ایران به منابع مالی حاصل از این مبادلات، از محورهای مهم روابط دو کشور است.
او در پایان افزود: مجموعه ملاحظات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و مذهبی، رفتوآمدهای دیپلماتیک ایران و عراق را ضروری میسازد و سفر قالیباف نیز باید در چارچوب تلاش برای حفظ و تقویت این روابط گسترده ارزیابی شود.
اخبار مرتبط الجزیره: کشتی تجاری در تنگه هرمز هدف پرتابه ناشناس قرار گرفت نفتکش اماراتی در تنگه هرمز متوقف شد
رهبر دموکراتها: «عملیات شکست حماسی» ترامپ، یک فاجعه برای مردم آمریکا بوده/ دلارهای مالیاتدهندگان آمریکایی نباید صرف ادامه دادن به یک جنگ بیپایان دیگر در خاورمیانه شود
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
ایرنا: حکیم جفریز رهبر اقلیت دموکراتها در مجلس نمایندگان آمریکا جنگ علیه ایران را «عملیات شکست حماسی» نامید و تاکید کرد که پول مالیاتدهندگان نباید صرف یک جنگ بیپایان دیگر در خاورمیانه شود.
این نماینده ایالت نیویورک جمعه شب در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «عملیات شکست حماسی» یک فاجعه برای مردم آمریکا بوده است.
وی افزود: دلارهای مالیاتدهندگان باید صرف مقرون به صرفه کردن زندگی برای مردم آمریکا آسانتر شود، نه برای ادامه دادن به یک جنگ بیپایان دیگر در خاورمیانه.

گفتوگوی تلفنی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان

تقدیر رئیسجمهور از ۱۲ نامآور پزشکی ایران + اسامی

چگونه چین و روسیه مانع برنامههای ترامپ برای منزوی کردن ایران میشوند

سخنگوی ارتش: ادغام قرارگاه الانبیا با ستاد کل به دلیل چابکسازی در مقابل دشمن انجام شده است

اینستاگرام، صفحهٔ «رواق دارالذکر» مزار نورانی رهبر شهید انقلاب را مسدود کرد

