
واکنش سخنگوی سپاه به اظهارات پزشکیان: بعید میدانم نفت از دولت دریافت کرده باشیم

امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران
محدود کردن مبادلات مالی و تجاری با تهران، تشدید کنترل بر شبکههای مستقر در دبی و برخورد با مسیرهای دور زدن تحریمها میتواند یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند ابوظبی همچنان میکوشد این فشار را بهصورت تدریجی اعمال کرده و کانالهای سیاسی با تهران را کاملا نبندد.
برای افزایش فشار بر ایران، آمریکا به همراهی امارات نیاز دارد. امارات در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و با وجود اختلافات مکرر میان دو دولت، پیوندهای عمیق تجاری، تاریخی و فرهنگی با همسایه بزرگتر خود، ایران، دارد.
امارات با فشار دولت ترامپ معاملات اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده، زیرا آمریکاییها گفتهاند این اقدامات تأثیری بیشتر بر تهران دارد تا محاصره دریایی/ قطع این معاملات آسان نیست، چون در بسیاری از موارد حتی نام ایران در تراکنشهای مالی ظاهر نمیشود/ مقامات اماراتی نگران هستند که فشار عمیقتر اقتصادی، به اقتصاد کشورهای خلیج فارس آسیب بزند
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
وال استریت ژورنال نوشت: امارات متحده عربی پس از هفتهها فشار دولت ترامپ، معاملات مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورد.
تلاش رئیسجمهور ترامپ برای تحت فشار قرار دادن ایران، تا حد زیادی به مهار یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی این کشور، یعنی دبی، بستگی خواهد داشت.
امارات متحده عربی شامگاه سهشنبه اعلام کرد که معاملات مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده است؛ اقدامی که میتواند دسترسی تهران به یکی از منابع اصلی واردات و همچنین یک مسیر مالی پشتیبان برای ارتباط با جهان را تهدید کند.
این اقدام پس از هفتهها فشار و رایزنی دولت ترامپ با امارات برای اقدام علیه شبکههای مالی ایران در این کشور صورت گرفت. به گفته افرادی که از این موضوع اطلاع دارند، مقامهای آمریکایی به مقامهای اماراتی گفتهاند که هدف قرار دادن جریانهای مالی مرتبط با ایران میتواند تأثیری بیشتر بر تهران داشته باشد تا محاصره دریایی بنادر ایران.
آمریکا همچنین در جریان جنگ از امارات خواسته است اقدامات سختگیرانهتری علیه نهادهای ایرانیِ تحریمشده انجام دهد.
ترامپ شامگاه چهارشنبه در شبکههای اجتماعی گفت: «امروز همچنین اعلام میکنم که هر کشوری که به مؤسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع شریان حیاتی در اختیار ایران قرار دهند، خود با پیامدهای اقتصادی عظیم مواجه خواهد شد. قاچاق نفت، خطوط مبادله، انتقال نقدینگی، صرافیها، ثبت کشتیها، شرکتهای پوششی—همه اینها باید همین حالا متوقف شوند. خودتان میدانید چه کسانی هستید.»
رئیسجمهور مشخص نکرد منظورش کدام کشورهاست، اما گفت میخواهد همه متحدان آمریکا در کنار او بایستند.
اگر این اقدام بهطور گسترده اجرا شود، میتواند دسترسی تهران به ارز خارجی و شبکههای تجارت جهانی را به میزان قابلتوجهی محدود کند. دولت ترامپ امیدوار است چنین فشاری، ایران را برای رسیدن به یک توافق تحت فشار بیشتری قرار دهد.
اما قطع این ارتباطات آسان نخواهد بود. بخش قابلتوجهی از این فعالیتها عمداً پنهان میشود. دستورهای تحریمی آمریکا در سالهای اخیر نشان میدهند که درآمدهای نفتی، معاملات ارز خارجی و پرداختهای مربوط به نهادهای ایرانی، مدتهاست از طریق شرکتهای صوری و صرافیهای مستقر در دبی جابهجا میشوند؛ در بسیاری از موارد حتی نام ایران در تراکنشها ظاهر نمیشود.
قطع ارتباط ایران همچنین مستلزم آن خواهد بود که مقامهای اماراتی اقدامات بسیار شدیدتری علیه فعالیتهای مالی و تجاری مبهم و غیرشفاف اعمال کنند؛ اقدامی که میتواند به نقش دبی بهعنوان یک مرکز جهانی آزاد و منعطف برای تجارت، سرمایه و صادرات مجدد آسیب بزند.
مکس مِیزلیش، مقام پیشین تحریمهای آمریکا که اکنون پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیهاست، گفت: «وقتی به دور زدن تحریمهای ایران و توانایی این کشور برای کسب درآمد از فروش بدون مجوز نفت نگاه میکنید، دبی یک مرکز عمده برای جریانهای مالی است. اقدام امارات علیه تجارت مستقیم و فعالیتهای مالی مهم است، اما واقعیت این است که بخش بزرگی از فعالیتهای غیرمستقیم از طریق بانکهای دبی جریان پیدا میکند و از بانکداری سایه و عملیات تأمین مالی ایران پشتیبانی میکند.»
اقدام امارات پس از هفتهها افزایش تنش صورت گرفت؛ از جمله آنچه مقامهای اماراتی میگویند حملات ایران به هفت کشتی این کشور تنها در همین ماه بوده است.
روز سهشنبه، ایران دو موشک بالستیک به سمت امارات شلیک کرد که سامانههای پدافند هوایی این کشور را فعال کرد. وزارت دفاع امارات اعلام کرد این موشکها کشتیهای در حال تردد دریایی را هدف گرفته بودند و در دریا سقوط کردند.
مقامهای اماراتی اقدامات اخیر را بخشی از یک روند تشدید تدریجی میدانند، نه قطع کامل روابط با تهران. به گفته افراد مطلع، انتظار میرود امارات مرحلهبهمرحله پیش برود؛ ابتدا با اعمال محدودیتهای جدید بر محمولههای باری و سپس، در صورت ادامه حملات ایران، احتمالاً با گسترش اقدامات علیه نهادهای مرتبط با ایران.
این رویکرد نشاندهنده ترجیح امارات برای آزمودن تدریجی اقداماتی است که مؤثر واقع میشوند، در حالی که امکان تغییر مسیر و تعدیل سیاستها را برای خود حفظ میکند.
به گفته افراد مطلع، سیاستگذاران اماراتی نگراناند که راهبرد واشنگتن برای وارد کردن فشار اقتصادی عمیقتر بر ایران، به آن بخش از اقتصاد کشورهای خلیج فارس که به جای نفت به گردشگری و تجارت متکی است، آسیب بزند و در نهایت موجب واکنش نظامی بیشتر ایران شود.
مقامهای اماراتی همچنین میخواهند برخی کانالهای ارتباطی با تهران را باز نگه دارند تا اگر کارزار فشار دولت ترامپ شکست خورد، همچنان یک گزینه دیپلماتیک در اختیار داشته باشند.
امارات به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد. یک مقام دولت آمریکا مدعی شد که تحریمها و محاصره آمریکا اقتصاد ایران را فلج کردهاند و ترامپ ابزارهای بیشتری برای اعمال فشار در اختیار دارد.
در اوایل جنگ، امارات حملونقل مستقیم محمولههای دریایی با ایران را متوقف کرد و اقدامات گستردهتری را علیه فعالیتهای مرتبط با ایران در داخل کشور آغاز کرد؛ از جمله لغو ویزاها و تعطیل کردن مدارس و باشگاهها.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هفته گذشته اعلام کرد که واشنگتن در روزهای آینده محدودیتهای جدیدی علیه اقتصاد ایران اعمال خواهد کرد؛ اقدامی که به گفته او همراه با محاصره دریایی بنادر ایران یک «ضربه یک-دو» خواهد بود.
برای تحت فشار قرار دادن بیشتر ایران، آمریکا به مشارکت امارات نیاز دارد.
امارات درست در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و با همسایه بزرگتر خود روابط تجاری، تاریخی و فرهنگی عمیقی دارد؛ هرچند دو دولت بارها با یکدیگر اختلاف داشتهاند.
پیش از جنگ، امارات بزرگترین منبع واردات ایران، حتی بالاتر از چین، بود و در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۰ درصد از کل واردات ایران، به ارزش حدود ۲۱ میلیارد دلار، از امارات تأمین شد؛ بر اساس دادههای سازمان تجارت جهانی.
امارات سالهاست بهعنوان یک مرکز مالی مهم برای شرکتها و افراد ایرانی که به دنبال دور زدن تحریمهای غرب هستند، فعالیت کرده است؛ موضوعی که تحلیلگران پیگیر فعالیتهای تهران و وزارت خزانهداری آمریکا نیز بر آن تأکید کردهاند.
به گفته آنها، شبکه دور زدن تحریمهای ایران به تهران کمک کرده است به فروش نفت در خارج از کشور ادامه دهد.
بر اساس اطلاعات وزارت خزانهداری آمریکا و تحلیلگران پیگیر فعالیتهای تهران، ایران در امارات شرکتهای پوششی ایجاد کرده است تا پرداختهای نفتی را دریافت کنند، معاملات را تسویه کنند و منشأ واقعی پول را پنهان سازند.
در سال ۲۰۲۴، حدود ۹ میلیارد دلار که از طریق حسابهای کارگزاری بانکهای آمریکایی عبور کرده، ظاهراً با فعالیتهای مالی مخفیانه ایران مرتبط بوده است. وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد شرکتهای مستقر در امارات—که بیشتر آنها در دبی، یکی از هفت امارت این کشور قرار داشتند—۶۲ درصد از این وجوه را دریافت کردهاند.
ایران همچنین به ناوگان سایهای متشکل از نفتکشهای قدیمی متکی بوده است تا نفت خام تحریمشده را جابهجا کند و همزمان مسیر حرکت و ساختار مالکیت این کشتیها را پنهان نگه دارد.
بر اساس اعلام وزارت خزانهداری آمریکا، بسیاری از نفتکشهای مرتبط با تجارت سایهای ایران متعلق به شرکتهایی هستند که در امارات مستقرند یا توسط شرکتهای مستقر در این کشور مدیریت میشوند.
امارات پیشتر اعلام کرده بود که به تحریمها پایبند است و تعهدی جدی برای حفاظت از سلامت و یکپارچگی نظام مالی جهانی دارد.
با وجود اقدامات جدیدی که امارات اعلام کرده است، تحلیلگران میگویند مقابله با این شبکه موازی تأمین مالی همچنان چالشبرانگیز خواهد بود.
اریک آلتر، رئیس دانشکده دیپلماتیک انور قرقاش در ابوظبی، یکی دیگر از امارتهای این کشور، گفت: «این کار شدنی است، اما محدودیتهایی دارد.»
او افزود که دولت میتواند فعالیت رسمی بانکها و تردد عمده در بنادر را متوقف کند، اما «نمیتواند تکتک شرکای محلی، هر منطقه آزاد تجاری یا حرکت هر شناور کوچک در میان هفت امارت را که هرکدام فرهنگ تجاری متفاوتی دارند، کنترل کند.»
پزشکیان: ناترازیها به دلیل آسیبهای ناشی از جنگ، موجب افزایش فشار بر صنعت برق شده/ سیاست دولت، استمرار تأمین برق صنایع و جلوگیری از توقف خطوط تولید است
کد خبر: 787349 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۲۱:۲۹:۵۸ اعتمادآنلاین |
جلسه بررسی آخرین وضعیت اجرای مصوبات تأمین برق صنایع، عصر امروز پنجشنبه 28 مرداد 1405 با حضور مسعود پزشکیان رئیسجمهور، وزیر صنعت، معدن و تجارت، معاون اجرایی رئیسجمهور و معاونان وزارت نیرو برگزار شد.
به گزارش تسنیم، در این جلسه، آخرین وضعیت اجرای هفت مصوبه جلسه گذشته در حوزه تأمین برق صنایع مورد بررسی قرار گرفت و میزان پیشرفت اقدامات، موانع اجرایی، چالشهای موجود و عوامل مؤثر بر عدم تحقق کامل برخی مصوبات بررسی شد.
رئیسجمهور در این نشست با تأکید بر ضرورت اجرای کامل تصمیمات اتخاذشده، خواستار شناسایی دقیق علل عدم اجرای برخی مصوبات و ارائه راهکارهای عملیاتی برای رفع موانع شد و دستورات لازم را برای تسریع در فرآیند اجرا و جلوگیری از ایجاد وقفه در فعالیت واحدهای صنعتی صادر کرد.
پزشکیان با تأکید بر اینکه تصمیم و سیاست دولت، استمرار تأمین برق صنایع و جلوگیری از توقف خطوط تولید است، اظهار داشت: باید بهطور دقیق بررسی شود که چرا برخی مصوبات بهصورت کامل اجرا نشده و چه سازوکارهایی میتوان برای رفع موانع و تضمین اجرای تصمیمات اتخاذشده به کار گرفت.
رئیسجمهور با اشاره به شرایط ناشی از ناترازی برق در کشور بدلیل آسیب های ناشی از جنگ، این وضعیت را علاوه بر ایجاد محدودیت برای بخشهای مختلف مصرف، موجب افزایش فشار بر صنعت برق دانست و گفت: کارکنان و تلاشگران صنعت برق بهصورت شبانهروزی در تلاش هستند تا ضمن تأمین برق مورد نیاز بخش خانگی و عمومی، امکان تأمین برق صنایع نیز تا حد امکان فراهم شود و چرخه تولید کشور دچار وقفه نشود.
پزشکیان با تأکید بر ضرورت تبیین واقعبینانه شرایط برای افکار عمومی افزود: مردم باید در جریان تلاشها، محدودیتها و اقدامات انجامشده از سوی تلاشگران صنعت برق قرار گیرند و نباید در شرایطی که شبکه برق کشور با ناترازی مواجه است، زحمات و مجاهدتهای شبانهروزی فعالان این حوزه نادیده گرفته شود.
رئیسجمهور در ادامه، با واکاوی دلایل عدم اجرای کامل برخی مصوبات پیشین، بر ضرورت اتخاذ رویکردی متوازن میان حمایت از تولید و صیانت از پایداری صنعت برق تأکید کرد و گفت: باید بهگونهای عمل کنیم که هم چرخ تولید و صنعت کشور در حرکت باشد و هم صنعت برق و سرمایهگذاران این حوزه با زیان مواجه نشوند.
پزشکیان تأکید کرد: اگر این اصل را بپذیریم که استمرار تولید و فعالیت صنعتی یک ضرورت و مسئله حیاتی برای اقتصاد کشور است و نباید متوقف شود، رویکردها و سازوکارهای اجرایی نیز باید متناسب با این ضرورت اصلاح شود و همه دستگاهها به جای تمرکز صرف بر موانع، برای حل مسائل و تأمین برق مورد نیاز صنایع همکاری کنند.
رئیس جمهور با اشاره به اهمیت استمرار فعالیت واحدهای تولیدی و حفظ اشتغال اظهار داشت: تأمین برق صنایع باید در چارچوب یک نگاه ملی و با اولویت حفظ تولید و اشتغال دنبال شود؛ چرا که توقف تولید علاوه بر آسیب به بنگاههای اقتصادی، میتواند آثار مستقیم و غیرمستقیمی بر اشتغال و معیشت نیروی کار داشته باشد.
پزشکیان در بخش دیگری از سخنان خود، مدیریت مصرف، کنترل بار، ارتقای بهرهوری انرژی و اصلاح الگوی مصرف را از الزامات همراهی بخش صنعت با برنامههای مدیریت ناترازی برق دانست و بر ضرورت مشارکت فعال صنایع در این زمینه تأکید کرد.
رئیس جمهور همچنین بر لزوم حمایت از تلاشگران صنعت برق تأکید کرد و گفت: همه بخشها باید ضمن حمایت از تولید و صنعت، از تلاشگران و جهادگران صنعت برق نیز پشتیبانی کنند؛ چرا که آنان در شرایط دشوار و تحت فشار ناشی از ناترازی شبکه، برای تأمین برق مورد نیاز بخشهای مختلف کشور تلاش میکنند.
پزشکیان تصریح کرد: در مواردی که به دلیل محدودیتهای شبکه امکان تأمین کامل برق وجود ندارد، باید شرایط و محدودیتهای واقعی شبکه را در نظر گرفت و از قضاوتهای غیرمنصفانه درباره عملکرد صنعت برق پرهیز کرد.
رئیسجمهور همچنین بر نقش رسانهها در تبیین ضرورت صرفهجویی و مصرف بهینه برق تأکید کرد و خواستار استمرار اطلاعرسانی و فرهنگسازی عمومی در زمینه مدیریت مصرف انرژی شد.
پزشکیان تأکید کرد : رسانهها باید برای مردم تبیین کنند که مدیریت مصرف برق و کاهش مصارف غیرضروری، بهویژه در دورههای اوج بار، چه تأثیری در استمرار فعالیت واحدهای تولیدی و جلوگیری از اختلال در چرخه صنعت کشور دارد و ضرورت همکاری عمومی برای عبور از دورههای اوج مصرف را برای جامعه تشریح کنند. اخبار مرتبط ببینید| تذکر پزشکیان به مصرف غیراستاندارد برق در سازمان استاندارد ببینید| پزشکیان: با قدرت وارد مذاکره میشویم/ باید هزینههای غیرضروری را حذف کنیم
کودتای ۲۸ مرداد، زخمی که ۷۳ سال بعد هنوز بر روابط ایران و آمریکا سایه انداخته است/ این واقعیت است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد/ این امر، خوراک لازم برای روایتی بهشدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «شورای روابط خارجی آمریکا» در گزارشی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش ایالات متحده و بریتانیا در سرنگونی دولت محمد مصدق پرداخت و نوشت: ایران از جنگ جهانی دوم از نظر سیاسی و اقتصادی تضعیفشده بیرون آمد. بریتانیای کبیر و اتحاد جماهیر شوروی در اواخر اوت ۱۹۴۱ به این کشور حمله کرده و حاکم آن، شاه رضا خان، افسر سابق ارتش که شانزده سال پیش از آن در کودتایی تخت طاووس را تصاحب کرده بود، را برکنار کردند. در ژوئن ۱۹۴۱، آلمان به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرده و نیروهای شوروی را به سرعت عقب رانده بود. لندن و مسکو هر دو بیم آن داشتند که شاه، که ستایشگر بیپرده آدولف هیتلر بود، «کریدور پارسی» را ببندد و یکی از مسیرهای اصلی تأمین کمکهای «قانون وام و اجاره» به شوروی را قطع کند.
بریتانیاییها و شورویها به پسر بیست و دو ساله رضا خان، محمدرضا پهلوی، اجازه دادند تا به عنوان شاه جانشین او شود. کنترل او بر ایران در ابتدا متزلزل بود. آشفتگی سیاسی ناشی از اشغال مشترک انگلیس و شوروی، همراه با یک رشته برداشتهای ضعیف محصول، کشور را به فقر کشاند.
همانند سایر نقاط آسیا، آفریقا و خاورمیانه، ملیگرایی پس از پایان جنگ در ایران اوج گرفت. ایرانیان میخواستند کنترل کشورشان را بازپس گیرند. محمد مصدق قهرمان این آرمانها شد. او که از نوادگان خاندان سلطنتی ایران بود و در اروپا تحصیل کرده بود، بیش از بیست سال به عنوان وزیر دارایی ایران خدمت کرده بود. او در شصت و نه سالگی که به نخستوزیری رسید، به دنبال بازپسگیری حاکمیت ایران و گسترش قدرت مجلس، پارلمان ایران بود. اولی به معنای رویارویی با بریتانیا و دومی به معنای رویارویی با شاه بود.
ملی شدن شرکت نفت انگلیس و ایران هدف اصلی ملیگرایی مصدق، شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC) بود. بریتانیا مالکیت اکثریت سهام این شرکت را در اختیار داشت که انحصار تولید نفت ایران را در دست داشت. شرکت نفت انگلیس و ایران از قرارداد ناعادلانهای که بر دولت ایران تحمیل کرده بود و با پرداختهای غیرقانونی به چهرههای برجسته ایرانی تداوم مییافت، سود میبرد. در تئوری، ایران ۱۶ درصد از سود شرکت را دریافت میکرد. درصد واقعی احتمالاً بسیار کمتر بود؛ چرا که شرکت نفت انگلیس و ایران هرگز به مقامات ایرانی اجازه نداد دفاتر حسابداریاش را ببینند.
در مارس ۱۹۵۱، نخستوزیر بسیار نامحبوب، علی رزمآرا، که تلاشهای قانونی برای مطالبه قرارداد بهتری از بریتانیاییها در مورد شرکت نفت انگلیس و ایران را مسدود کرده بود، ترور شد. این امر منجر به یک بحران سیاسی شد. مصدق پذیرفت که به شرط ملی شدن صنعت نفت توسط مجلس، نخستوزیر شود. مجلس نیز به اتفاق آرا این کار را انجام داد. بریتانیا با این تصمیم مخالفت کرد، با وجود اینکه خود صنایع زغالسنگ و فولادش را ملی کرده بود.
تصویر ذهنی و منافع شخصی، هر دو بر امتناع لندن از مذاکره برای رسیدن به یک مصالحه تأثیرگذار بودند. بریتانیا به امپراتوری جهانی خود که در حال افولی شدید بود چنگ زده بود و میترسید که هرگونه امتیازی به ایران، نفوذش را در سایر نقاط خاورمیانه تضعیف کند. در همین حال، سود حاصل از شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) به تأمین مالی دولت بریتانیا کمک میکرد. لندن که حاضر به عقبنشینی نبود، صادرات نفت ایران را محاصره کرد و سایر قدرتهای غربی را متقاعد ساخت که در حاشیه بمانند. صادرات نفت ایران سقوط کرد و ویرانی گستردهای در اقتصاد این کشور به بار آورد.
تهدید کمونیستی
بریتانیا برای تلاش خود جهت تحت فشار قرار دادن ایران، خواهان حمایت ایالات متحده بود. با این حال، پرزیدنت هری اس. ترومن پیشنهادهای بریتانیا برای حمله به ایران و اجبار به برکناری مصدق را رد کرد. ترومن در عوض سعی کرد میانجیگری کند. او فرستادگانی به تهران فرستاد و حتی در تلاشی برای یافتن راهی جهت مصالحه، از مصدق در واشنگتن میزبانی کرد. این تلاشها به نتیجهای نرسید، که بخش بزرگی از آن به این دلیل بود که مصدق با هرگونه دخالت بریتانیا در صنعت نفت ایران مخالف بود. در اکتبر ۱۹۵۲، پس از آنکه مصدق مطلع شد لندن در حال برنامهریزی برای سازماندهی یک کودتا علیه اوست، روابط دیپلماتیک خود را با بریتانیا قطع و تمامی دیپلماتهای بریتانیایی را اخراج کرد.
انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۵۲ ایالات متحده فرصت دیگری به لندن داد تا حمایت آمریکا را برای برکناری مصدق جلب کند. با توجه به تسلط شوروی بر اروپای شرقی، به قدرت رسیدن مائو زدونگ در چین و جنگ نیروهای آمریکایی با نیروهای کمونیست در کره، پرزیدنت دوایت دی. آیزنهاور متعهد شده بود که نه تنها کمونیسم را «مهار» کند، بلکه آن را «به عقب براند». انتخاب او برای وزارت امور خارجه، جان فاستر دالس، قصد داشت این تعهد را عملی کند. دیپلماتهای بریتانیایی با درک فضای حاکم بر واشنگتن، استدلال کردند که کارزار ملیشدن نفت توسط مصدق، فرصتی را برای کمونیستها جهت به دست گرفتن قدرت ایجاد کرده است. نخستوزیر ناخواسته با فشار بر مجلس برای اعطای اختیارات حکومتی اضطراری به خود، گفتن این موضوع به دیپلماتهای آمریکایی که انقلاب قریبالوقوع است، و تهدید به روی آوردن به مسکو در صورت عدم ارائه کمکهای بیشتر از سوی واشنگتن به ایران، به این استدلال دامن زد.
تغییر سیاست ایالات متحده
دالس با آنچه شنیده بود متقاعد شد، اگرچه مصدق کمونیستها را از دولت خود کنار گذاشته بود و این تحریم بریتانیا بود، نه فعالیتهای کمونیستی، که به اقتصاد ایران آسیب زده و سیاست آن را متلاطم کرده بود. آیزنهاور در ابتدا تردید داشت و در مارس ۱۹۵۳ به همتای بریتانیایی خود گفت که مصدق «تنها امید غرب در ایران» است. با این حال، مخالفت آیزنهاور با رد پیشنهادهای مصالحه در مورد شرکت نفت ایران و انگلیس توسط مصدق و حضور ایرانیان در خیابانها برای اعتراض به مشکلات اقتصادی و تلاش مصدق برای کسب اختیارات اضطراری، رنگ باخت. آیزنهاور که نگران بود نفت ایران ممکن است برای همیشه برای غرب از دست برود، در ماه ژوئن با یک تلاش مخفیانه انگلیسی-آمریکایی برای سرنگونی مصدق موافقت کرد.
آلن دالس، رئیس سازمان سیا و برادر کوچکتر جان فاستر دالس، بر برنامهریزی عملیات آژاکس نظارت داشت. کارزار مخفیانه برای سرنگونی مصدق، خواستار دامن زدن به خشم ایرانیان علیه مصدق از طریق پرداخت پول به روزنامهنگاران، روحانیون و سیاستمداران برای حمله به او به عنوان فردی فاسد و تشنه قدرت بود. در همان حال، به باندهای خیابانی پول داده میشد تا به چهرههای عمومی حمله کنند، که این امر بیثباتی را افزایش میداد و سوءظنها را مبنی بر اینکه مصدق در حال حمله به منتقدان خود است، تقویت میکرد. سپس، تظاهرکنندگان اجیرشده به سمت مجلس راهپیمایی میکردند تا خواستار برکناری او شوند. قدرت قرار بود به سرلشکر فضلالله زاهدی منتقل شود که پیش از اختلافنظر متقابل، در دولت مصدق خدمت کرده بود.
عملیات آژاکس
کرمیت روزولت، نوه تئودور روزولت رئیسجمهور آمریکا، عملیات آژاکس را در میدان عمل در ایران هدایت میکرد. او با مشکلی فوری مواجه شد. این طرح بر پایه برکناری مصدق توسط شاه استوار بود. اما وقتی لحظه موعود فرا رسید، شاه تردید کرد. او یک سال پیش از آن بر سر حدود اختیارات سلطنتی با نخستوزیر درگیر شده بود. مصدق در واکنش استعفا داده بود. وقتی جمعیت به خیابانها ریختند و خواستار بازگشت او شدند، شاه عقبنشینی کرد. او میترسید که برکناری دوباره مصدق منجر به سرنگونی خودش شود. در همین حال، مصدق پس از اطلاع در ماه ژوئیه از اینکه به نمایندگان مجلس رشوه داده شده تا علیه او رأی دهند، خواستار برگزاری یک همهپرسی ملی برای تأیید دولتش شد. این رأیگیری که آشکارا دستکاری شده بود، ۹۹.۴ درصد حمایت را برای او به همراه داشت.(جماران: این ادعای نویسندگان گزارش است و به معنی تایید آن نیست)
تحت فشار شدید مقامات آمریکایی، شاه سرانجام موافقت کرد که مصدق را برکنار و زاهدی را به جای او منصوب کند. با این حال، مصدق وقتی در ۱۵ اوت از برکناری خود مطلع شد، از کنارهگیری خودداری کرد؛ او در عوض به کشور اعلام کرد که یک کودتا را خنثی کرده است. به نظر میرسید عملیات آژاکس شکست خورده است: شاه از کشور گریخت، زاهدی مخفی شد و سیا به روزولت دستور داد ایران را ترک کند.
اما در چهار روز بعد، ورق برگشت. چه به این دلیل که سیا به معترضان پول پرداخت کرد، چه دشمنان سیاسی مصدق فرصت را برای پیشبرد برنامههای خود مناسب دیدند، و چه ایرانیان عادی به این نتیجه رسیدند که مصدق به دنبال پایان دادن به سلطنت است، افکار عمومی و حمایت نظامی علیه نخستوزیر تغییر کرد. در ۱۹ اوت، دوران نخستوزیری او به پایان رسید. پیامدها
شاه در پی برکناری مصدق، کنترل خود بر ایران را تثبیت کرد. او مصدق را به اتهام خیانت محکوم و به سه سال زندان و پس از آن حبس خانگی مادامالعمر محکوم کرد. یکی از نزدیکترین مشاوران مصدق اعدام شد، همانطور که بیش از دوازده افسر نظامی و رهبر دانشجویی متحد دولت او اعدام شدند. زاهدی، که با دیدگاه مصدق مبنی بر اینکه ایران باید یک پادشاه مشروطه با اختیارات محدود داشته باشد موافق بود، تنها دو سال به عنوان نخستوزیر دوام آورد و سپس در کشمکش قدرت از شاه شکست خورد. آن حاکمِ زمانی مردد، به حاکمی خودکامه تبدیل شد که در انقلاب ۱۹۷۹ ایران سرنگون گردید.
برکناری مصدق نتیجهای را که مقامات بریتانیایی پیشبینی میکردند به همراه نداشت. دولت آیزنهاور این ایده را که شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC)، که به بریتیش پترولیوم (که اکنون با نام BP شناخته میشود) تغییر نام داده بود، انحصار تولید نفت ایران را از سر بگیرد، رد کرد. در عوض، ایالات متحده بریتانیا را مجبور کرد توافقنامهای را بپذیرد که بر اساس آن کنترل شرکت ملی نفت ایران جدید، میان شرکتهای آمریکایی، بریتانیایی و اروپایی تقسیم شد و سود آن به صورت پنجاه-پنجاه با ایران تقسیم گردید.
میراث سرنگونی مصدق
مورخان مدتهاست که بحث کردهاند که عملیات آژاکس تا چه حد در سقوط مصدق حیاتی بوده است. برخی استدلال میکنند که ایالات متحده تنها به این دلیل موفق شد که بخشهای مهمی از نخبگان و مردم ایران قبلاً علیه او شده بودند. او با تصاحب اختیارات اضطراری و تلاش برای سرکوب انتقادات داخلی مبنی بر اینکه سیاست ملیشدن او نتوانسته مزایای وعده داده شده را به همراه داشته باشد، اصول دموکراتیک خود را زیر پا گذاشته بود. از این دیدگاه، اگر آیزنهاور به جای تأیید عملیات آژاکس، آن را لغو کرده بود، احتمالاً مصدق همچنان از قدرت کنار زده میشد.
صرفنظر از میزان دقیق مشارکت ایالات متحده در برکناری مصدق، این واقعیت باقی است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد. این امر، دستکم، خوراک لازم برای روایتی بهشدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران و ظهور حکومت خودکامه شاه میدانست. این همان روایت ضدآمریکایی است که رهبری جمهوری اسلامی تا به امروز همچنان به آن استناد میکند.
تأثیر برکناری مصدق فراتر از ایران نیز رفت. دولت آیزنهاور و جانشینانش، موفقیت ظاهری «عملیات آژاکس» را تأییدی بر این دانستند که عملیاتهای مخفی میتوانند ایالات متحده را با هزینهای اندک از شر رهبران دردسرسازی که از آنها ناراضی بود، خلاص کنند. طی سه دهه بعد، ایالات متحده تحت لوای مقابله با کمونیسم بهطور مخفیانه در کشورهای متعددی مداخله کرد که شاید مشهورترین آنها گواتمالا در سال ۱۹۵۴ و شیلی در سال ۱۹۷۳ باشد. آن مداخلات اغلب موجب به قدرت رسیدن خودکامگان شد، آسیبهای فراوانی به جمعیتهای غیرنظامی وارد کرد و احساسات ضدآمریکایی قابلتوجه و پایداری را برانگیخت.
قدردانی نماینده آیتالله سیستانی از مدیریت دکتر پزشکیان در جنگ رمضان
نورنیوز-گروه سیاسی : حجتالاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی، روز پنجشنبه در دیدار با سیدمحمد موسوی، معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران کشور، که در آستانه هفته دولت به قم سفر کرده بود، عملکرد دولت و مدیریت استان در جریان جنگ رمضان را مورد بررسی و تقدیر قرار داد.
شهرستانی در این دیدار با تقدیر از مدیریت دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در جریان جنگ رمضان، تأمین و توزیع کالاهای اساسی و استمرار خدمات عمومی در این ایام را از اقدامات قابل توجه دولت عنوان کرد.
وی اظهار کرد: مدیریت دولت و شخص رئیسجمهور موجب شد، مردم در جریان جنگ رمضان با کمبود محسوس کالاهای اساسی و سوخت، از جمله بنزین، مواجه نشوند و روند تأمین نیازهای عمومی جامعه استمرار داشته باشد.
شهرستانی همچنین از مهندس اکبر بهنامجو، استاندار قم، به دلیل حضور مستمر و مدیریت میدانی امور استان در طول جنگ رمضان تقدیر کرد و گفت: حضور استاندار در عرصههای مختلف، پیگیری مسائل استان و مدیریت میدانی امور در این شرایط، قابل تقدیر است.
وی افزود: حضور مسئولان در میدان و پیگیری مستقیم مسائل مردم، بهویژه در شرایط خاص و بحرانی، نقش مهمی در حفظ آرامش و استمرار امور جاری دارد. بررسی اقدامات بنیاد شهید در جریان جنگ رمضان
در ادامه این دیدار، اقدامات و فعالیتهای بنیاد شهید و امور ایثارگران در جریان جنگ رمضان و نحوه حمایت از خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
همچنین درباره روند ارائه خدمات و حمایتهای انجامشده از جامعه ایثارگری استان در این ایام، گزارشی ارائه و موضوعات مرتبط با این حوزه بررسی شد.
سیدمحمد موسوی نیز در این دیدار گزارشی از اقدامات انجامشده، ارائه کرد و پیشنهاد داد، نشستی در تهران با حضور مسئولان دفتر حجتالاسلام والمسلمین شهرستانی برگزار شود تا گزارشی از عملکرد و اقدامات صورتگرفته در شهرهای مختلف استان قم در جریان جنگ رمضان توسط دفتر ایشان ارائه شود.
در پایان، بر استمرار هماهنگی و تعامل میان مجموعههای مرتبط برای پیگیری مسائل و تقویت خدماترسانی به خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران تأکید شد.
رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران صبح روز پنجشنبه با استقبال استاندار، وارد قم شد و در ابتدای سفر خود با حضور در مزار شهدا به مقام شامخ آنها ادای احترام کرد.

مجید انصاری: حل مسائل مردم نیازمند همافزایی دولت و مجلس و اصلاحات گامبهگام است

تأکید پزشکیان بر استمرار تولید و فعالیت صنایع

جنگ ایران و پایان خاورمیانه آمریکایی به روایت «فارن افرز» | این آخرین فرصت تغییر است؟ | نتیجه معکوس تضمینهای امنیتی

قالیباف بهانه است؛ مسئله تفکری است که کارش تخریب است / مجلس قربانی تسویهحساب سیاسی میشود؟!

واکنش تند چین به تصمیم ترامپ علیه ایران/ از مسیر سیاسی حل کنید

