قیمت طلا امروز




 روزنامه شرق / ۱۴۰۵/۰۳/۱۵

نا‌امیدی در هفت اقلیم

داستان کم‌افت‌وخیز سریال که عمدتا حول محور تلاش‌های «دانکن بلندقد» برای حضور در مسابقات شوالیه‌های اشراف‌زاده به پیش می‌رود، آن‌چنان تخت و بی‌رمق روایت می‌شود که با کمترین شباهت به دنیای کاراکترهای جهان وستروس، به‌راحتی می‌تواند در فضای پرتکرار و کلیشه‌ای فیلم‌های موسوم به گلادیاتوری قرار گرفته و از زیر سایه سنگین جرج آر‌آر مارتین خارج شود.
 نا‌امیدی در هفت اقلیم



۶ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

نقش کریتوس «خدای جنگ» به باتیستا رسید

به گزارش تجارت نیوز، این سریال بر اساس مجموعه بازی‌های ویدئویی محبوب «خدای جنگ» ساخته می‌شود و از آمازون پرایم ویدیو پخش خواهد شد.

اوایل ماه جاری گزارش شده بود که باتیستا برای بازی در نقش «کریتوس» در حال مذاکره است چرا که هرست، بازیگر «نجات سرباز رایان» و صدا پیشه نقش ثور در بازی ویدئویی «خدای جنگ: رگناروک»، که در ژانویه ۲۰۲۶ برای این نقش انتخاب شده بود، در جریان تصویربرداری دچار پارگی عضله دوسر بازو شد و به جراحی نیاز پیدا کرد؛ مصدومیتی که می‌توانست ازسرگیری تولید را تا سال ۲۰۲۷ به تعویق بیندازد.

پس از آن، آمازون و سونی که به‌عنوان تهیه‌کنندگان مشترک پروژه فعالیت می‌کنند، تصمیم به تغییر بازیگر این نقش گرفتند. سریال «خدای جنگ» برای دو فصل سفارش گرفته و قرار است فیلمبرداری این دو فصل پشت سر هم انجام شود. تولید از فوریه در ونکوور آغاز شده بود و با قطعی شدن حضور باتیستا، انتظار می‌رود تصویربرداری طی هفته‌های آینده از سر گرفته شود.

تمامی صحنه‌هایی که پیش‌تر با حضور هرست تصویربرداری شده‌اند نیز باید دوباره ضبط شوند. باتیستا از نظر فیزیکی نیز گزینه‌ای مناسب برای این نقش محسوب می‌شود؛ چرا که «کریتوس» در بازی‌های «خدای جنگ» به اندام عضلانی و قدرت بدنی چشمگیرش شناخته می‌شود و باتیستا نیز در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود همواره از آمادگی جسمانی بالایی برخوردار بوده است.

همین موضوع به او اجازه می‌دهد بدون نیاز به ماه‌ها تمرین و آماده‌سازی، در مدت کوتاهی برای نقش آماده شود.

منبع: ایسنا


۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

غزاله اکرمی با کلاه و کت جین در اکران کوری (+عکس)

عصر ایران - غزاله اکرمی، بازیگر ایرانی، در اکران مردمی سریال «کوری» در کنار جمعی از هنرمندان حضور پیدا کرد. این مراسم با حضور حدیث میر امینی، مجید نوروزی، یسنا میرطهماسب، سجاد پهلوان‌زاده، ستایش دهقان، پویا نوروزی، سحر لطفی و وحید منتظری برگزار شد.

غزاله اکرمی در این مراسم با استایلی متفاوت ظاهر شد. او یک بلوز مشکی را زیر کت کوتاه جین سرمه‌ای پوشیده بود؛ کتی که با سرشانه‌هایی با حال‌وهوای نظامی، یقه ایستاده، نوارهای سفید تزئینی و دکمه‌های فلزی بزرگ نقره‌ای طراحی شده بود.

این بازیگر شلوار جین سرمه‌ای بلند و گشاد را نیز با کت خود هماهنگ کرده بود. خط دوخت سفید و جزئیات فلزی روی شلوار، هماهنگی بیشتری با طراحی کت ایجاد کرده بود.

کلاه لبه‌دار تخت سرمه‌ای‌رنگ با نگین‌های کوچک سفید و تور، از دیگر بخش‌های قابل توجه استایل غزاله اکرمی بود. او همچنین یک کیف دستی کوچک و تخت به رنگ نقره‌ای متالیک و صندل پاشنه‌بلند جلوباز نقره‌ای به همراه داشت.

لاک ناخن قرمز روشن نیز از جزئیات ظاهری این بازیگر در این مراسم بود که در کنار رنگ‌های سرمه‌ای، مشکی و نقره‌ای پوشش او قرار گرفته بود.

غزاله اکرمی متولد ۶ شهریور ۱۳۷۵ در تهران است و فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی سینما محسوب می‌شود. او فعالیت حرفه‌ای خود در بازیگری را با سریال «آرام می‌گیریم» آغاز کرد و در ادامه در مجموعه‌هایی مانند «هست و نیست» و «سلام آقای مدیر» حضور داشت.

اکرمی با بازی در سریال‌های «رحیل» و «سوجان» بیشتر شناخته شد. او در «رحیل» نقش ماهی، دختر مظفرالدین‌شاه، را ایفا کرد و در سریال «سوجان» نیز نقش اصلی را برعهده داشت.

این بازیگر علاوه بر بازیگری، در حوزه‌های کارگردانی، برنامه‌ریزی و دستیاری نیز فعالیت داشته است. حضور او در سریال «کوری» نیز بخشی از ادامه فعالیت‌هایش در آثار نمایشی و شبکه نمایش خانگی محسوب می‌شود. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر بزرگانی همچون آقای خاتمی مورد تکریم قرار گیرند / باید تغییرات جدی صورت گیرد/ خدا نیامرزد کسی را که «بگم‌بگم» راه انداخت خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : غزاله اکرمی با کلاه و کت جین در اکران کوری (+عکس) بیشتر بخوانید: استایل روشن و شاداب غزاله اکرمی بازیگر نقش سوجان در برنامه درجام (+عکس) غزاله اکرمی با لباس عروس در تست گریم سریال کوری (+عکس) ساترا همچنان در مسیر توقیف؛ «کوری» جدیدترین قربانی صداوسیما تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۳ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

نقد و بررسی سریال «بدنام» با بازی سینا مهراد

به گزارش شهرآرانیوز، قصه سریال «بدنام» در بنیاد خود پیچیدگی چندانی ندارد و شخصیت‌ها نیز عمدتا بر اساس الگو‌های آشنای ملودرام شکل گرفته‌اند؛ بنابراین آنچه می‌توانست در روایتی فشرده و با تمرکز بر روابط و کشمکش‌های اصلی، به یک درام سرراست و پرکشش تبدیل شود، در این سریال بار‌ها از نو صورت‌بندی می‌شود.

مشکل فقط این نیست که اتفاق‌ها تکرار می‌شوند، بلکه این است که بسیاری از این اتفاق‌ها تغییری اساسی در وضعیت داستان ایجاد نمی‌کنند. بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، روابط متشنج می‌شوند و دوباره به نقطه‌ای نزدیک به وضعیت پیشین بازمی‌گردند و شخصیت‌ها نیز کمتر از آنچه انتظار می‌رود دستخوش تحول می‌شوند.

در نتیجه، حجم روایت به مراتب بزرگ‌تر از خود داستان شده و فاصله میان «آنچه قرار است روایت شود» و «زمانی که صرف روایت آن شده» به یکی از اساسی‌ترین ضعف‌های «بدنام» تبدیل شده است.

به بیان روشن‌تر، سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی ساختار خود را بر اساس یکی از دیرپاترین و فراگیرترین الگو‌های روایی یعنی ژانر «ملودرام» بنا کرده است، گرچه دقیقاً وامدار آن نیست و بهتر است بگوییم «هسته روایی» آن ملودراماتیک است و نویسنده (حامد عنقا) کوشیده آن را با عناصر درام خانوادگی، عاشقانه، رازآلود و حتی گنگستری ترکیب کند، اما نشد آنچه باید می‌شد.

اگر از زوایه ساختار قصه نگاه کنیم می‌‎بینیم مولفه‌های اصلی به شدت ملودرام هستند. روابط عاطفی پرتنش، خانواده، عشق در برابر منفعت و قدرت، راز‌های گذشته، سوء تفاهم، خیانت، رنج و انتخاب‌های عاطفی. اینها همان مصالحی هستند که موتور محرک یک ملودرام را می‌سازند. اما مساله اینجاست که سریال در اجرا و ساخت، مرتب از منطق ملودرام فاصله می‌گیرد و به سمت راز و بحران حرکت می‌کند.

به تعبیر روشن‌‎تر به جای اینکه هر اتفاق بیش از همه پیامد عاطفی و اخلاقی برای شخصیت‌ها داشته باشد، کارکردش به این محدود می‌شود که اطلاعات جدیدی بدهد، راز تازه‌ای بسازد یا مخاطب را به قسمت بعد بکشاند.

اگر خلاصه ۲۰ قسمت پخش شده را بخواهیم مرور کنیم، می‌توان این چند سطر: «یلدا» زنی از جنوب شهر است که ناخواسته درگیر مناسبات پیچیده و مافیایی دو باند قدرت شده و از سر استیصال دست به خودکشی می‌زند. سر بزنگاه «اسماعیل» پسر «حاج ابراهیم، سردسته یکی از باندها» او را از خودکشی منصرف می‌‎کند. در ادامه میان یلدا و اسماعیل عشقی شکل می‌گیرد و پس از مراودات مرسوم و طولانی این نوع آثار، به طور پنهانی با هم ازدواج می‌کنند. از سوی دیگر دوستی دو سرکرده باند (حاج ابراهیم و عماد اعتماد) به هم خورده و در صدد انتقام از هم بر می‌آیند. در این میان راز ازدواج موقت یلدا با عماد و علاقه حاج ابراهیم به او، زندگی مشترک عشاق جوان را با بحران روبه‌رو می‌کند.

در ادامه حتما بخوانید نقد و بررسی سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی پوریا پورسرخ

پس از آشکار شدن حقیقت، اسماعیل یلدا را طرد کرده و درصدد طلاق برمی‌آید. اما یلدا که به بیماری لاعلاجی مبتلاست، با اعلام بارداری، اسماعیل را میان جدایی و ادامه زندگی مشترک و پذیرش مسئولیت پدری مردد می‌کند. هم‌زمان، درگیری باند‌های قدرت شدت می‌گیرد و هرکدام برای حذف دیگری از یلدا به‌عنوان طعمه استفاده می‌کنند.

در ادامه یلدا از بازی قدرت فاصله می‌گیرد و حتی از اسماعیل می‌خواهد که از یکدیگر طلاق بگیرند.

به سادگی می‌توان تکرار این شخصیت ها، مناسبات و داستانک‌ها را در آثار مشابه سینما و سریال‌سازی دید. با این حال ایراد «بدنام» صرفا تکراری بودن این عناصر هم نیست، بلکه مشکل این است که داستانی با استخوان‎بندی ساده و شخصیت‌هایی که تیپ (فاقد عمق و لایه‌های متنوع) هستند، در قالب روایتی بسیار طولانی عرضه شده است.

سریال نه آنقدر شخصیت‌ها را پیچیده می‌‎کند که ظرفیت این زمان روایی را پیدا کنند و نه آنقدر در روابط و تعارضات عمق ایجاد می‌کند که تکرار مکررات به نظر نرسد.

به هر روی کلیشه در ملودرام الزاماً ضعف نیست؛ در اساس کلیشه‌ای که دیگر هیچ امکان تازه‌ای برای احساس، تعارض و شخصیت‌پردازی ایجاد نکند، ضعف است. به طور مشخص در اینجا پیرنگ پیش نمی‌رود، بلکه دور خودش می‌چرخد، انگار که در یک لوپ روایی گرفتار شده باشد.

حاصل، سریالی است که در آن زمان روایت بسیار بیشتر از حجم واقعی داستان است. تا حدی که به نظر می‌رسد پیرنگی با ظرفیت چند قسمت محدود، برای قالبی بسیار طولانی‌تر کش داده شده است.

لازم است اشاره کنم که انتظار تماشای سریالی متفاوت از نظر ساختاری، با داستانی بکر در روایت و پرداخت خلاقانه همین داستان نصفه‌ونیمه، حتی اگر صرفاً با تکیه بر عناصر و موتیف‌های آشنا بخواهد مخاطب را سرگرم کند، از همان قسمت نخست بیهوده به نظر می‌رسد.

این وضعیت در قست‌های بعد بغرنج‌تر می‌شود. چرا که فیلمنامه از شخصیت‌های کامل و دارای عمق برخوردار نیست.

همانگونه که پیش‎تر اشاره شد، درباره گذشته و انگیزه‌های عمده شخصیت‌ها اطلاعات چندانی نداریم و همین فقدان بسیاری از رفتار‌ها و روابط آنها را بی‌پشتوانه و تا حدی تصنعی می‌‎کند. مثلا حاج ابراهیم چرا سال‌هاست که تنها است یا به تجدید فراش فکر نکرده است؟ اسماعیل چرا به «بیتا» که رازدار و متناسب‌تر با سن او است علاقه و کششی ندارد؟ چرا هر سه مرد اصلی داستان به شکلی کم و بیش یکسان دلباخته یلدا هستند و از همه مهم‌تر اگر شخصیت خواهر یلدا (هدیه) را از داستان حذف کنیم چه حفره مهمی در ساختمان قصه پدید خواهد آمد؟

پرسش‌ها و ابهاماتی از این دست در سریال بسیار است. مسئله این پرسش‌ها فقط یافتن پاسخ برای جزئیات فرعی نیست. بلکه آنها نشان می‌دهند که بسیاری از شخصیت‌ها نه از دل نیاز‌های روایی و روان‌شناختی خود، بلکه برای پیش بردن موقعیت‌های داستانی ساخته شده‌اند.

شباهت شخصیت‌ها با تجربه‌های پیشین بازیگران هم خودش بحث مفصلی است که تنها به چند مورد از آنها اشاره می‌کنم. شخصیت حاج ابراهیم گویی بازتعریفی از پدر لاابالی فیلم «پیر پسر» است، به ویژه آنکه گریم و شیوه بازی حسن پورشیرازی در «بدنام» تا حد زیادی همان شمایل و اجرایی را تداعی می‌کند. عماد اعتماد با بازی امیر آقایی نیز از نظر تیپ شخصیتی و گریم و حتی جنس بازی انگار از دل آثاری، چون «آقازاده» بیرون آمده است. شخصیت اسماعیل با بازی سینا مهراد هم شباهت‌های قابل توجهی با تیپ‌هایی دارد که او را پیش‌تر در آثاری، چون «از یاد رفته» دیده‌ایم. در نتیجه، به جای آنکه با شخصیت‌هایی تازه و متمایز روبه‌رو باشیم، با چهره‌هایی مواجه هستیم که گویی پیش‌تر آنها را در نقش‌های دیگری دیده‌ایم و این بار با نام و موقعیتی تازه به این داستان بازگردانده شده‌اند. می‌‎ماند ستایش رجایی‌نیا که در نقش «یلدا افروز» بازی کرده است. او علی‌رغم تلاشی که برای جان بخشیدن به این شخصیت به کار می‌بندد، نه تنها در اندازه‌ای ظاهر نمی‌‎شود که بتواند ضعف‌های فیلمنامه و ساختاری سریال را پوشش دهد، بلکه حتی در بازنمایی وجوه مختلف شخصیت یلدا نیز چندان موفق نیست. دختری رنج‌کشیده، سختکوش و عاشق که قرار است یکی از محور‌های اصلی عاطفی داستان باشد، اما در بازی رجایی‌نیا کمتر به شخصیتی با جهان درونی و عواطف قابل لمس تبدیل می‌شود.

در نتیجه، یلدا نیز بیش از آنکه حضوری مستقل و به‌یادماندنی پیدا کند، در حد همان شمایل آشنای دختر جوانِ رنج‌کشیده و عاشق باقی می‌ماند.

منبع: فیلمزی




 نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم

آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» نوشته بیژن شکرریز که گفت‌وگویی بلند با ایرج راد است برگزار شد. ایرج راد در این مراسم گفت: در این کتاب تلاش کردم همه‌ چیز را با صداقت کامل بیان کنم، هر کار و نقشی را که انتخاب کردم، از روی اجبار نبوده است؛ آن اثر را خوانده‌ام، دوست داشته‌ام و با علاقه پذیرفته‌ام که با آن گروه و آن افراد همکاری کنم. اگر نقشی زمانی ضعیف اجرا شد، تقصیر دیگران نبوده است؛ زیرا این من بوده‌ام که آن انتخاب را با عقل، منطق و درایت خود انجام داده‌ام. بنابراین از همه همکارانم سپاسگزارم.

 یادگاری‌های اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

یادگاری‌های اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل

خانواده زنده‌یاد اکبر عبدی در اقدامی فرهنگی، بخشی از وسایل شخصی و یادگاری‌های این هنرمند فقید را به «موزه عمارت شهرداری اردبیل» اهدا کردند و شهردار این شهر نیز قول داد فرهنگسرایی به نام آن بازیگر بزرگ سینمای ایران نامگذاری شود.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟

حکم چهار سال حبس برای هیوا سیفی‌زاده، خواننده موسیقی ایرانی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» با انتقادهایی همراه شده است؛ او می‌گوید تنها چند بیت از اشعار سع...

 شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...
۴ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

ماجرای بنزین این روزها حسابی سر زبان‌ها افتاده و مردم را نگران کرده است. امروز در همین راستا سخنگوی دولت تاکید بر شفاف‌سازی داشت.

 بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ
۸ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

اختصاص نشست عصر یکشنبۀ بخارا به کتاب «فعان ز جنگ» بهانه ای برای این یادآوری است که وقتی پزشکی می‌نویسد اولا در کار خود هم ذوقی دارد و ثانیا در رشتۀ تخصصی خود...