روزنامه شرق / ۱۴۰۵/۰۳/۱۲
ترانۀ رنج
در کافه نشر ثالث حمید علیدوستی را دیدم، درست روبهروی من نشسته بود. عشق دوران جوانی من. تنها فوتبالیستی که عکس قدیاش را از وسط مجله «دنیای ورزش» کنده و به دیوار چسبانده بودم. چنان ذوقزده به طرفش رفتم که با حالوروز و سنوسال من قرابتی نداشت. تعجب کرده بود، اما با گرمی برخورد کرد و کنارش نشستم. از او خواستم کتابی را که بهتازگی منتشر کرده است، برایم امضا کند و این کار را کرد.














