
پنتاگون برای پوشش هزینههای جنگ ایران به ۸۰ میلیارد دلار نیاز دارد

1

خشم پنتاگون از افشاگری درباره یک بحران نظامی
جوان آنلاین: شبکه سی بی اس گزارش داد، مقامات وزارت جنگ آمریکا در حال بررسی برکناری مکس لدرر، ناشر روزنامه نظامی استارزاند استرایپس، پیش از موعد بازنشستگی وی هستند. این اقدام پس از انتشار گزارشهایی درباره بحران ناو هواپیمابر لینکلن مطرح شده است.
به گزارش مهر، بر اساس این گزارش مقامات آمریکایی گفتهاند، مسئولان پنتاگون درباره برکناری لدرر پیش از بازنشستگی برنامهریزیشده او گفتوگو کردهاند. همزمان دولت دونالد ترامپ در حال تدوین طرحی برای بازسازی گسترده ساختار رسانه نظامی استارزاند استرایپس است که بخشی از بودجه آن از سوی مالیاتدهندگان آمریکایی تأمین میشود.
لدرر که ۱۹ سال ریاست این روزنامه را بر عهده داشته، این هفته به همکارانش اعلام کرد که قصد دارد در ۳۰ سپتامبر بازنشسته شود. او دلیل این تصمیم را اختلافات اساسی با دولت ترامپ عنوان کرده است.
استارزاند استرایپس در سالهای گذشته نیز گزارشهایی درباره مشکلات داخلی ارتش آمریکا منتشر کرده و از برخی سیاستها و عملکرد فرماندهی نظامی این کشور انتقاد کرد.
این روزنامه اخیرا نیز گزارشهایی درباره جنگ در خاورمیانه و تأثیر آن بر نیروهای آمریکایی منتشر کرده است.
این رسانه از نخستین منابعی بود که درباره اعتراض خانوادههای ملوانان ناو آبراهام لینکلن به مقامات نیروی دریایی آمریکا گزارش داد. خانوادهها از طولانیشدن مأموریت این ناو و ماهها حضور مستمر در منطقه ابراز نگرانی کرده بودند.
طبق گزارش استارزاند استرایپس، این ناو حدود ۲۵۰ روز متوالی بدون پهلوگیری در بندر در دریا بوده و گزارشهایی درباره کمبود برخی تجهیزات و تدارکات، وخامت شرایط، فشارهای روانی و تضعیف روحیه خدمه منتشر شده است.

میزبانان جنگ در خانه همسایه؛اتحاد کشورهای خلیج فارس با آمریکا ضد ایران - تسنیم
بین الملل
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، «امل شبیب» خبرنگار سرویس عربی تسنیم، در ویدئوی تحلیلی خود به بررسی نقادانه سیاست های کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس و تاثیر آن بر نبرد رمضان پرداخته است. این گزارش به صورتی مستدل سیاست های دوگانه این کشورها را که همزمان با میزبانی پایگاههای نظامی آمریکا در جنگ، بر سیاست «حسن همجواری» با ایران تأکید دارند را نمایان میسازد .
.
***
معروف است که میگویند «همسایه بر اهل خانه مقدمتر است». اما در سیاست برخی کشورهای خلیج فارس، پایگاه نظامی آمریکا جای همسایگی را گرفته و حملات اسرائیل به ایران به نمادی از این ائتلاف تبدیل شده است. کشورهایی که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند و از طریق آنها به همسایه خود، ایران، حمله میکنند و سکوهایی برای پرتاب پهپاد به سمت ایران در اختیار دارند، در حالی که به طور همزمان شعار «حسن همجواری» سر میدهند.
سوال تحلیل معکوس این نیست که آیا کشورها حق میزبانی از پایگاههای خارجی را دارند؟ بلکه این است که چگونه میتوان استفاده از خاک یک کشور برای هدف قرار دادن همسایه آن را تحت عنوان توافقات دفاعی که حتی در زمان مواجهه با خطر از آنها حمایت نمیکند، بلکه آن را گرفتار میکند توجیه کرد؟
حقوق بینالملل حاکمیت دولت بر قلمرو خود را به رسمیت میشناسد و به آن اجازه میدهد با کشورهای دیگر توافقات دفاعی منعقد کند. اما این حاکمیت مطلق نیست، چون نباید اجازه داد خاک یک کشور به بستری برای ارتکاب اقداماتی تبدیل شود که ناقض قواعد آمره حقوق بینالملل باشد. توافقنامههای استقرار نیروهای آمریکایی، حاکمیت را به دولت خارجی منتقل نمیکنند، اما حقوق مشخصی را به آن اعطا میکنند. مسئولیت بینالمللی ممکن است زمانی مطرح شود که دولت میزبان از نقش میزبان بیطرف فراتر رفته و به تسهیلگر یا شریک در عملیات نظامی از طریق اجازه دادن برای استفاده از پایگاهها در اجرای اقدامات نظامی غیرمشروع تبدیل شود. در این مورد چندین تناقض مطرح میشود:
تناقض اول: کشورهای خلیج فارس که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند، شعار حسن همجواری سر میدهند در حالی که از خاک آنها برای هدف قرار دادن ایران استفاده میشود. برای مثال قطر میزبان پایگاه العدید، بحرین میزبان ناوگان پنجم و کویت نیز یک مرکز لجستیک ارتش تروریست آمریکا است. این پایگاهها دیگر صرفاً یک همکاری و مشارکت دفاعی نیستند، بلکه به نوک پیکان جنگ علیه ایران تبدیل شدهاند.
تحلیلگران نظامی معتقدند کشورهای میزبان اکنون در موقعیت حقوقی حساسی قرار گرفتهاند، زیرا از یک سو از حق حاکمیتی خود برای انعقاد توافقات دفاعی استفاده میکنند؛ اما از سوی دیگر، تعهد بینالمللی دارند که اجازه ندهند از قلمرو آنها به شکلی استفاده شود که به نقض قواعد حقوق بینالملل منجر شود.
اما تناقض دوم از این هم قابلتوجهتر است: واشنگتن از پایگاههای خود در خلیج فارس برای حمله به ایران استفاده میکند، در حالی که کشورهای میزبان نظارهگر هستند و ادعا میکنند بخشی از جنگ نیستند، همزمان ایران پایگاههای آمریکایی در منطقه را هدف قرار میدهد، چون این پایگاهها به سپر انسانی ارتش آمریکا تبدیل شدهاند.
ایران نسبت به این مسئله هشدار داده و تأکید کرده است که آمریکا از سرمایه، ثروت و زیرساختهای راهبردی کشورهای منطقه به عنوان سپر دفاعی برای ارتش ضعیف خود استفاده میکند. یعنی کشورهای میزبان هزینه را میپردازند و عواقب و پیامدهای آن را متحمل میشوند، در حالی که آمریکا به اهداف خود دست پیدا میکند.
تحلیل معکوس میگوید پایگاههای آمریکایی در منطقه نه برای دفاع از کشورهای میزبان، بلکه گروگان هستند. کشورهایی که میزبان این پایگاهها هستند، کنترل خود بر تصمیمگیری حاکمیتی را از دست دادهاند و به بخشی از یک پروژه نظامی تبدیل شدهاند که در خدمت منافع آنها نیست و هنگامی که جنگ گسترش پیدا کند، آنها نخستین طرفی خواهند بود که در آتش این نبرد میسوزند.
حضور نظامی خارجی، صرفنظر از توجیهات آن، امنیت واقعی ایجاد نمیکند، بلکه تهدیدی دائمی ایجاد کرده و سرزمین میزبان را به میدان رویارویی تبدیل میکند و آن را به گروگان اراده ابرقدرتها تبدیل میکند.
حسن همجواری بر پایه پایگاههای نظامی خارجی بنا نمیشود، بلکه بر احترام به حاکمیت و بر عدم تبدیل خاک هیچ کشوری به سکویی برای هدف قرار دادن کشور دیگر، استوار است. بنابراین سؤال واقعی این نیست که آیا یک کشور حق میزبانی از پایگاههای آمریکایی را دارد؛ بلکه سوال این است که چند پایگاه آمریکایی به هدف تبدیل خواهند شد و چند کشور میزبان در آتش جنگهایی که جنگ آنها نیست، خواهند سوخت، پیش از آنکه دریابند حسن همجواری بر پایه پایگاههای نظامی خارجی بنا نمیشود. ببینید|طوفان فکری افسران پنتاگون برای فرار از مخصمه جنگ با ایران شکست پروژه «خاورمیانه جدید» نتانیاهو؛ ایران معمار نظم نوین غرب آسیا
و در نهایت این سؤال همچنان بیجواب میماند که آیا این کشورها به شرطبندی خود روی پایگاههای آمریکایی ادامه خواهند داد؟ یا درک خواهند کرد که همسایه واقعی کسی نیست که پایگاههای نظامی را برای هدف قرار دادن آنها میزبانی کند، بلکه کسی است که به حاکمیت خود احترام میگذارد و اراضیاش را به میدان جنگ مبدل نمیسازد.
انتهای پیام/

کمیسیون اروپا: اتحادیه اروپا در بحبوحه جنگ آمریکا و ایران نگران تامین گاز نیست
به گزارش آفتاب نیوز،
کشورهای اتحادیه اروپا برای پر کردن ذخایر گاز پیش از زمستان با مشکل مواجه هستند، زیرا قیمت بالای گاز از زمان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، شرکتها را از خرید سوخت برای ذخیرهسازی منصرف کرده است.
دادههای «زیرساخت گاز اروپا» نشان میدهد که ذخایر گاز در سراسر اتحادیه اروپا در مدت مشابه سال گذشته تا ۷۴ درصد از ظرفیت خود پُر شده بود.

ناامیدی ترامپ؛ پشت پرده تهدیدهای مکرر علیه ایران - تسنیم
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، روزنامه پاسایر نویه پرسه در مطلبی به دلایل پشت پرده تهدیدهای جدید دونالد ترامپ، رئیس دولت تروریستی آمریکا علیه ایران مبنی بر به راه انداختن جنگ اقتصادی علیه این کشور پرداخته و نوشت: ترامپ، به خاطر سخنان تندش و اغلب عقبنشینی پس از تهدیدهای جنگطلبانهاش شناخته میشود. اما این بار پشت قدرتنمایی او چه چیزی نهفته است؟
ترامپ چند بار ایران را با نیروی ویرانگر و تحریمهای اقتصادی تهدید کرده است و سپس لحن جنگطلبانه خود را ملایمتر کرده است. در عین حال، بارها از طرف وی صحبت از پیشرفت فرضی در مذاکرات برای یک توافق دیپلماتیک بدون هیچ موفقیت قابل مشاهدهای شده است.
در این شرایط این بار ترامپ در Truth Social غر میزند که یک جنگ اقتصادی در ابعاد بیسابقهای علیه ایران رخ خواهد داد. سخنان تند او، بار دیگر، بیش از هر چیز، نشانگر یک مسئله و آن ناامیدی فزاینده است. ترامپ پس از شکست در جنگ نظامی: «علیه ایران جنگ اقتصادی اعلام میکنم»
هیچ پیشرفت قابل توجهی نه در بازگشایی تنگه هرمز، که برای تجارت جهانی نفت، گاز و کود حیاتی است، و نه در دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ تقریباً شش ماهه وجود ندارد.
اکنون، ترامپ هر کشوری را که با ایران تجارت کند، با تحریمهای اقتصادی تهدید میکند. با این حال، رئیس جمهور جمهوریخواه آمریکا گامهای مشخصی را که دولت ایالات متحده قصد دارد فراتر از تحریمهای اعمال شده علیه تهران بردارد، باز گذاشته است. او همچنین از هیچ کشور خاصی نام نبرد.
اندکی پیش از آن، وزارت امور خارجه امارات متحده عربی، متحد واشنگتن، تعلیق تمام روابط تجاری و تراکنشهای مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی اعلام کرده بود. این در حالی است که دو کشور مشارکت تجاری قابل توجهی دارند و تجارت دوجانبه آنها سالانه به دهها میلیارد دلار آمریکا میرسد.
تعلیق معاملات تجاری و مالی به طور قابل توجهی به روابط اقتصادی بین دو کشور آسیب خواهد رساند. وال استریت ژورنال نوشت، قطع این روابط دشوار خواهد بود، زیرا بسیاری از فعالیتها عمداً پنهان میشوند.
گرگوری برو، تحلیلگر ایران در گروه اوراسیا هم در پلتفرم آنلاین X نوشت: همچنین باید دید که آیا سایر کشورها از الگوی امارات پیروی خواهند کرد یا خیر. در این میان بزرگترین شریک تجاری جمهوری اسلامی ایران، چین است.
بنابراین همانند تهدیدهای تعرفهای ترامپ علیه شرکای تجاری و متحدان و اعلام مانورهای نظامی علیه ایران، احتمالاً این احتمال واقعبینانه وجود دارد که ترامپ در نهایت تصمیم به عقبنشینی دوباره بگیرد.
همین اتفاق عصر سهشنبه کمی قبل از پایان مهلتی که ترامپ برای کانادا تعیین کرده بود، قبل از اینکه بخواهد تعرفه اضافی بر واردات از این کشور همسایه وضع کند، رخ داد.
ترامپ چه در داخل و چه در سطح بینالمللی در گوشهای گیر افتاده و منزوی شده است. چه درباره جنگ روسیه علیه اوکراین، چه درگیری اسرائیل با جنبش مقاومت فلسطین حماس در نوار غزه، و چه جنگ تحمیلی ترامپ علیه ایران هیچ پیشرفتی در چشمانداز نیست. دستاوردهای ادعایی مانند توافق برای خلع سلاح حماس یا توافق چارچوبی بین ایالات متحده و ایران که در ماه ژوئن حاصل شد، عمر کوتاهی داشتهاند.
در حال حاضر، تنها چند ماه قبل از انتخابات میاندورهای مهم ایالات متحده در اوایل نوامبر، برای این جمهوریخواه بسیار مهم خواهد بود که بتواند حداقل کورسویی از موفقیت را به پایگاه رأیدهندگان خود منتقل کند. درگیری ریشهدار بین واشنگتن و تهران و افزایش هزینههای زندگی ناشی از آن، به طور فزایندهای بر دوش شهروندان او سنگینی میکند.
در نتیجه بسته بودن تنگه هرمز برای ماهها، قیمت بنزین و کود به شدت افزایش یافته است. از آن زمان تاکنون، مردم در سراسر جهان مجبور شدهاند هزینههای بیشتری را صرف کنند. بحران انرژی همچنین تورم را در ایالات متحده تشدید کرده است، به این معنی که ترامپ دیگر نمیتواند با یکی از مضامین مورد علاقه سابق خود در مبارزات انتخاباتی - یعنی اینکه زندگی باید مقرون به صرفه باشد - امتیاز کسب کند. همه این ها برعکس است.
در ماه مارس، اندکی پس از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران، که او به طور مشترک با اسرائیل آغاز کرد، ترامپ با جسارت اعلام کرده بود: ما پیروز شدیم.
او ادعا کرد که همه چیز در همان ساعت اول تمام شد. و اکنون این جمهوریخواه دوباره ادعا میکند که نیروی دریایی ایران نابود شده، نیروی هوایی آن نابود شده و صنعت تسلیحاتی آن به ویرانه تبدیل شده است. او همچنین ادعا میکند که پول ایران عملاً بیارزش است و این کشور به مویی بند است.
در این میان با وجود تهدیدهای مکرر ترامپ، ایران تاکنون نشانه کمی از تمایل به عقبنشینی از اصرار خود بر کنترل تنگه هرمز نشان داده است. گذشته از همه اینها، این تنگه شاید بزرگترین دارایی در دستان ایران باشد.
تهران آشکارا خود را در برابر تهدید ترامپ مبنی بر یک جنگ اقتصادی بیسابقه علیه ایران هم بیتفاوت نشان می دهد.
نویسنده در ادامه به مطلبی منتشر شده در خبرگزاری تسنیم اشاره کرد که نوشته است: ایالات متحده سالهاست که تلاش میکند تمام روابط مالی و اقتصادی خود را با ایران قطع کند. با این حال، ایران یاد گرفته است که این محدودیتها را دور بزند و در انجام این کار بسیار ماهر شده است.
انتهای پیام/

هشدار پنتاگون به ۳۰ دانشگاه آمریکا!
گاردین گزارش داد، این دستور در شرایطی صادر شده که دولت دونالد ترامپ همکاریهای علمی میان دانشگاههای آمریکایی و موسسات خارجی، بهویژه چین را از منظر امنیت ملی با حساسیت بیشتری دنبال میکند.
به گزارش تابناک به نقل از ایسنا؛ بر اساس دستور پنتاگون، دانشگاههای مشمول این طرح باید همکاریهای خود با نهادهای خارجی مورد نگرانی دولت آمریکا را بررسی کنند، میزان دسترسی آنها به تحقیقات حساس یا مشمول محدودیتهای صادراتی را ارزیابی کرده و در صورت لزوم، روابطی را که تهدیدآمیز تشخیص داده میشوند، متوقف کنند.
در میان ۳۰ دانشگاه موردنظر، نام برخی از معتبرترین مراکز آموزش عالی آمریکا دیده میشود؛ از جمله هاروارد، موسسه فناوری ماساچوست (MIT)، جانز هاپکینز، جورجتاون، کرنل، دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو، UCLA، دانشگاه دوک و دانشگاه نیویورک. وزارت جنگ آمریکا در اطلاعیه رسمی خود نام دانشگاهها را منتشر نکرد، اما یک مقام آمریکایی فهرست کامل آنها را در اختیار رسانهها قرار داده است.
پنتاگون دلیل اصلی این اقدام را حفاظت از تحقیقات علمی تامینشده با پول مالیاتدهندگان عنوان کرده است. مقامهای آمریکایی نگران انتقال غیرمجاز فناوری، سرقت مالکیت فکری و استفاده کشورهای رقیب از دستاوردهای پژوهشی آمریکا هستند.
این اقدام به فهرستی شامل ۱۳۰ دانشگاه و موسسه تحقیقاتی خارجی مرتبط است که پنتاگون پیشتر آن را بهروزرسانی کرده بود. بیشتر موسسات این فهرست در چین قرار دارند، اما نام چندین موسسه روسی و ایرانی نیز در آن دیده میشود. دولت آمریکا مدعی است فعالیت برخی از این مراکز میتواند خطر سوءاستفاده از تحقیقات و فناوریهایی را که با بودجه فدرال آمریکا توسعه یافتهاند، افزایش دهد.
این تصمیم بخشی از فشار گستردهتر دولت ترامپ بر دانشگاههای آمریکایی و روابط علمی آنها با چین محسوب میشود. در مقابل، پکن این رویکرد را سیاسیکردن همکاریهای علمی میداند. سخنگوی سفارت چین در واشنگتن نیز در واکنش به این سیاست، از آمریکا خواسته است «ذهنیت جنگ سرد» را کنار بگذارد و برای همکاریهای علمی و دانشگاهی دو کشور محیطی باز، عادلانه و بدون تبعیض ایجاد کند.
در نتیجه، ۳۰ دانشگاه اکنون تنها حدود دو هفته فرصت دارند تا روابط خارجی خود را بررسی کنند؛ تصمیمی که میتواند بر یکی از مهمترین منابع مالی پژوهش در دانشگاههای آمریکایی اثر بگذارد و تنش میان امنیت ملی، استقلال دانشگاهی و همکاری بینالمللی علمی را وارد مرحله تازهای کند
