قیمت طلا امروز




 سایت شفقنا / ۱۴۰۵/۰۴/۰۹

گوگل قابلیت شخصی‌سازی تولید تصویر در جمینای را برای کاربران بیشتری منتشر کرد

شفقنا رسانه- اگر کاربری بخواهد با اپ جمینای عکس بسازد، گوگل این امکان را فراهم کرده که راحت‌تر از جزئیات زندگی دیجیتال اش در درخواست‌هایش استفاده کند. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از انگجت، قابلیت «هوش شخصی‌سازی‌شده» برای «نانو بنانا» و «گوگل فوتوز» در حال انتشار برای همه کاربران واجد شرایط در آمریکا است. [ ]
 گوگل قابلیت شخصی‌سازی تولید تصویر در جمینای را برای کاربران بیشتری منتشر کرد




Warning: Undefined variable $icone in /var/www/vista/v5/news/blk/nd.php on line 203

Warning: Trying to access array offset on null in /var/www/vista/v5/news/blk/nd.php on line 203
 چالش حقوقی حریم خصوصی و الزامات سیاست‌گذاری
۹ ساعت قبل / سایت آوش

چالش حقوقی حریم خصوصی و الزامات سیاست‌گذاری

شرق

علیرضا دقیقی-وکیل پایه یک دادگستری در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت:

 تا همین چند سال پیش، وقتی از نظارت و نقض حریم خصوصی صحبت می‌کردیم، ذهنمان معمولاً به سمت دوربین، میکروفون، GPS یا حتی ردیابی گوشی می‌رفت. اما حالا فناوری‌ای در حال شکل‌گیری است که می‌تواند معادله را تغییر دهد: استفاده از امواج وای‌فای برای تشخیص و شناسایی انسان‌ها، بدون دوربین و حتی بدون اینکه فرد دستگاه شخصی همراه خود داشته باشد. موضوع از فناوری‌های مرتبط با IEEE 802.11bf و روش‌هایی مانند BFI و CSI ناشی می‌شود؛ فناوری‌هایی که در اصل با هدف توسعه قابلیت «حسگری» شبکه‌های وای‌فای طراحی شده‌اند، اما در کنار کاربردهای مفیدشان، یک پرسش جدی ایجاد می‌کنند: اگر یک روتر بتواند از تغییرات امواج بفهمد چه کسی در اتاق است، چگونه راه می‌رود یا حتی چه زمانی وارد یا خارج شده است، آیا دیگر وای‌فای صرفا یک ابزار ارتباطی است؟ پژوهش‌هایی که از جمله در مؤسسه فناوری «کارلسروهه» انجام شده‌اند، نشان می‌دهند که مرز میان «حسگری مفید» و «نظارت پنهان» می‌تواند بسیار باریک باشد.

1- مسئله اصلی کجاست؟

نخستین نگرانی، این است که برای شناسایی یک انسان لزوما دیگر به دوربین یا حتی تلفن همراه او احتیاج نداریم. امواج وای‌فای در محیط حرکت می‌کنند و حضور و حرکت انسان می‌تواند مسیر و ویژگی‌های این امواج را تغییر دهد. اگر این تغییرات با الگوریتم‌های مناسب و یادگیری ماشین تحلیل شوند، می‌توان از آنها اطلاعاتی درباره افراد استخراج کرد. در برخی پژوهش‌ها حتی دقت بسیار بالایی برای تشخیص هویت افراد گزارش شده است؛ به‌گونه‌ای که تشخیص می‌تواند تا حد زیادی مستقل از زاویه دید یا شیوه راه‌رفتن فرد باشد. نکته مهم‌تر این است که این نوع نظارت برخلاف دوربین، معمولا دیده نمی‌شود. وقتی دوربین در یک مکان نصب شده باشد، دست‌کم امکان دیدن آن و اطلاع از وجودش وجود دارد. اما کسی که وارد یک اتاق، فروشگاه، اداره یا فضای عمومی می‌شود، معمولا نمی‌داند روتر یا تجهیزات وای‌فای آن محیط ممکن است از امواج موجود در فضا برای حسگری استفاده کنند. اینجاست که مسئله از یک قابلیت فنی به یک مسئله جدی حقوقی و اجتماعی تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، استانداردسازی 802.11bf در سپتامبر ۲۰۲۵ به این معناست که قابلیت‌های حسگری وای‌فای دیگر صرفا یک موضوع آزمایشگاهی نیستند و می‌توانند به‌تدریج وارد نسل جدید روترها و تجهیزات بی‌سیم شوند. بنابراین نگرانی فقط درباره یک دستگاه یا یک آزمایشگاه نیست؛ بلکه درباره این احتمال است که زیرساختی که همین امروز در میلیون‌ها خانه و محل کار وجود دارد، در آینده بتواند علاوه بر انتقال داده، به یک زیرساخت حسگری گسترده تبدیل شود. تفاوت اصلی همین‌جاست: ما با فناوری‌ای مواجهیم که می‌تواند از یک زیرساخت ارتباطی موجود، یک ابزار بالقوه نظارتی بسازد.

2- از منظر حقوقی چه اتفاقی می‌افتد؟

الف- اتحادیه اروپا و GDPR: اتحادیه اروپا احتمالا یکی از مهم‌ترین میدان‌های حقوقی برای این فناوری خواهد بود؛ به‌ویژه به دلیل سابقه سخت‌گیرانه GDPR در زمینه حفاظت از داده‌های شخصی. سؤال نخست این است: آیا اطلاعاتی که از CSI یا BFI به دست می‌آید، «داده شخصی» محسوب می‌شود؟ پاسخ لزوما به خود داده خام بستگی ندارد؛ بلکه به این بستگی دارد که آیا این اطلاعات، به‌تنهایی یا با کمک داده‌های دیگر، امکان شناسایی یک فرد را فراهم می‌کنند یا خیر. اگر پاسخ مثبت باشد، موضوع وارد قلمرو GDPR می‌شود. در چنین شرایطی، پردازش اطلاعات باید یک مبنای قانونی داشته باشد؛ برای مثال رضایت، منافع مشروع، یا انجام یک تکلیف قانونی. اگر اطلاعات استخراج‌شده در نهایت ماهیتی بیومتریک پیدا کنند، الزامات سخت‌گیرانه‌تری نیز ممکن است مطرح شود. در کنار مبنای قانونی، اصولی مانند حداقل‌سازی داده، شفافیت، اطلاع‌رسانی، حق اعتراض و در موارد مربوط، حق حذف اطلاعات اهمیت پیدا می‌کنند. اما یک خلأ مهم وجود دارد. بخش قابل توجهی از قواعد و رویه‌های موجود، در زمانی شکل گرفته‌اند که مسئله اصلی، شناسه‌هایی مانند نام، شماره شناسایی، IP یا MAC Address بود. در فناوری حسگری وای‌فای، ممکن است ابتدا چیزی شبیه «شناسه» جمع‌آوری نشود؛ بلکه اعوجاج فیزیکی امواج ثبت شود و سپس الگوریتم‌ها از دل این داده فیزیکی، ویژگی‌های مربوط به یک انسان را استخراج کنند. اینجاست که حقوق باید با یک سؤال جدید روبه‌رو شود: اگر فناوری ابتدا فرد را شناسایی نکند، اما از داده‌های فیزیکی محیط بتواند او را شناسایی کند، آیا واقعا می‌توان گفت حریم خصوصی درگیر نشده است؟ احتمالا پاسخ آینده حقوق به این سؤال، بسیار مهم خواهد بود و ممکن است این داده‌ها در آینده در قالب مفاهیمی مانند «داده بیومتریک استنباطی» یا «داده رفتاری» با سخت‌گیری بیشتری مورد بررسی قرار گیرند.

ب- ایالات متحده: در آمریکا وضعیت متفاوت و تا حدی پراکنده‌تر است. در ایالت‌هایی مانند کالیفرنیا، قوانینی نظیر CCPA/CPRA در صورتی که اطلاعات حسگری در تعریف «اطلاعات شخصی» یا «اطلاعات بیومتریک» قرار بگیرند، می‌توانند الزاماتی مانند اطلاع‌رسانی، امکان مخالفت با برخی پردازش‌ها و محدودیت‌هایی درباره فروش اطلاعات ایجاد کنند. در ایالت‌هایی مانند ایلینوی نیز قوانین ویژه بیومتریک، از جمله BIPA اهمیت پیدا می‌کنند؛ به‌خصوص اگر الگوی حرکتی یا هویت استخراج‌شده از آن در نهایت بیومتریک تلقی شود. اما در سطح فدرال هنوز یک چارچوب جامع و اختصاصی برای حسگری وای‌فای وجود ندارد. اصلاحیه چهارم قانون اساسی آمریکا نیز عمدتا ناظر بر اقدامات دولت است و لزوما تمام اشکال نظارت خصوصی را پوشش نمی‌دهد. در نتیجه، بخش مهمی از این فناوری فعلا در یک منطقه خاکستری حقوقی قرار می‌گیرد.

ج- فراتر از اروپا و آمریکا: در بسیاری از نظام‌های حقوقی، نظارت مخفیانه، به‌ویژه از سوی دولت، بدون حکم قضائی یا مبنای قانونی معتبر می‌تواند با محدودیت‌های جدی مواجه شود. در بخش خصوصی نیز قوانین حمایت از مصرف‌کننده، قوانین کار و مقررات مربوط به امنیت و اطلاعات می‌توانند محدودیت ایجاد کنند. اما مشکل مشترک همچنان پابرجاست: قانون معمولا به دنبال «داده» می‌گردد، در حالی که این فناوری ممکن است ابتدا «فیزیک» را ثبت کند و بعد از آن داده شخصی بسازد. این تفاوت کوچک در ظاهر، می‌تواند یک شکاف بزرگ در تنظیم‌گری ایجاد کند.

3- آیا این فناوری فقط خطر است؟

قطعا نه. اگر تمام بحث را به «جاسوسی» تقلیل دهیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست می‌دهیم. همین فناوری می‌تواند کاربردهای بسیار مفیدی داشته باشد. در خانه‌های هوشمند، می‌توان از آن برای تشخیص حضور افراد و کاهش مصرف انرژی استفاده کرد. در حوزه سلامت، می‌تواند برای تشخیص افتادن سالمندان یا حتی پایش غیرتهاجمی تنفس به کار رود. در حوزه امنیت نیز می‌توان از آن برای تشخیص ورود افراد به یک محیط، بدون استفاده از دوربین، استفاده کرد. حتی از یک منظر، ممکن است این فناوری در برخی موارد حریم خصوصی را بهتر از دوربین حفظ کند؛ زیرا می‌توان به جای تصویربرداری مستقیم از چهره و بدن انسان، از اطلاعات غیرتصویری برای تشخیص یک وضعیت استفاده کرد. بنابراین مسئله اصلی، خود فناوری نیست. مسئله این است که چه کسی از آن استفاده می‌کند، برای چه هدفی، چه داده‌ای جمع می‌کند و فرد تا چه اندازه از این موضوع اطلاع دارد و می‌تواند با آن مخالفت کند.

4- خطر واقعی کجاست؟

بزرگ‌ترین خطر این است که شبکه وای‌فای موجود، آرام‌آرام از یک زیرساخت ارتباطی به یک شبکه نظارتی نامرئی تبدیل شود. در یک حکومت اقتدارگرا، چنین فناوری‌ای می‌تواند برای رصد افراد، اجتماعات یا معترضان مورد سوءاستفاده قرار گیرد. در بخش تجاری، یک فروشگاه یا مرکز خرید می‌تواند وسوسه شود که رفتار مشتریان را بدون اطلاع آنها تحلیل کند؛ اینکه چه کسی وارد شد، چقدر در یک نقطه ماند، چگونه حرکت کرد و آیا همان فرد در دفعات بعد نیز به فروشگاه بازگشته است یا خیر. مشکل دیگری هم وجود دارد: حق اعتراض زمانی معنا دارد که فرد بداند در حال پردازش‌شدن است. اگر انسان اصلا نداند که یک سیستم حسگری در محیط فعال است، چگونه باید اعتراض کند؟ چگونه باید رضایت ندهد؟ و چگونه باید از حق خود برای حذف اطلاعات استفاده کند؟ اینجا فناوری یک ویژگی بسیار مهم دارد: نامرئی‌بودن.

5- سیاست‌گذار چه باید بکند؟

راه‌حل منطقی، ممنوع‌کردن کامل فناوری نیست؛ بلکه باید میان کاربرد مفید و کاربرد نظارتی خطرناک تفکیک ایجاد کرد. نخست؛ خود استانداردهای فنی باید حریم خصوصی را جدی بگیرند. برای سیگنال‌های حسگری باید سازوکارهای امنیتی مناسب، از جمله رمزنگاری در نظر گرفته شود. همچنین باید امکان opt-out در سطح دستگاه وجود داشته باشد؛ یعنی کاربر بتواند در صورت تمایل قابلیت حسگری را غیرفعال کند. وجود قابلیت حسگری نیز نباید یک ویژگی پنهان باشد. دوم؛ حسگری هویتی باید یک فعالیت پرریسک تلقی شود. اگر یک سیستم صرفا تشخیص دهد که «کسی در اتاق است»، با سیستمی که بتواند بگوید «این شخص مشخصا چه کسی است» نباید یکسان برخورد شود. در حالت دوم، ارزیابی تأثیر بر حریم خصوصی یا DPIA، رضایت آگاهانه یا یک مبنای قانونی قدرتمند باید جدی‌تر مطرح شود. سوم؛ اطلاع‌رسانی باید واقعی باشد. در فضاهای عمومی و تجاری، مردم باید بدانند که آیا یک سیستم حسگری وای‌فای فعال است یا خیر. یک علامت ساده و روشن می‌تواند بسیار مهم‌تر از ده‌ها صفحه شرایط استفاده باشد که تقریباً هیچ‌کس آنها را نمی‌خواند. چهارم؛ داده باید تا حد امکان همان‌جا پردازش شود. اگر می‌توان یک قابلیت را روی خود دستگاه اجرا کرد، بهتر است اطلاعات خام به سرور مرکزی ارسال نشود. به بیان ساده‌تر: هرچه داده کمتری از محیط خارج شود، خطر سوءاستفاده نیز کمتر می‌شود. پس پردازش محلی، استخراج ویژگی‌های غیرشناسایی‌کننده و حذف سریع داده‌های خام باید به یک اصل طراحی تبدیل شود. پنجم؛ این مسئله نیازمند همکاری بین‌المللی است. استانداردهای فنی، قانون‌گذاران و نهادهای تنظیم‌گر نمی‌توانند جدا از یکدیگر حرکت کنند. همکاری میان نهادهایی مانند IEEE، اتحادیه اروپا، FCC و سایر مراجع ذی‌ربط ضروری است؛ زیرا اگر یک کشور سخت‌گیری کند و کشور دیگر به پناهگاه استفاده بی‌ضابطه از این فناوری تبدیل شود، مشکل در عمل حل نخواهد شد. ششم؛ مردم باید بدانند وای‌فای امروز چه توانایی‌هایی دارد. آگاهی عمومی و حمایت از پژوهش‌هایی که روش‌های مقابله با این نوع رصد را بررسی می‌کنند، به اندازه قانون‌گذاری اهمیت دارد. جامعه‌ای که نمی‌داند یک فناوری چه توانایی‌ای دارد، عملا نمی‌تواند درباره حدود استفاده از آن تصمیم بگیرد.

مسئله فقط وای‌فای نیست

حسگری وای‌فای اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که می‌توان آن را یک «شکاف تنظیم‌گری» دانست. از یک طرف، استانداردهای فنی مانند 802.11bf مسیر توسعه قابلیت‌های حسگری را رسمی‌تر کرده‌اند؛ از طرف دیگر، بخش مهمی از حفاظت از حریم خصوصی همچنان بر قوانین عمومی و تصمیم سازندگان دستگاه‌ها تکیه دارد. پژوهش‌های انجام‌شده، از جمله مطالعات کارلسروهه، یک هشدار مهم را پیش‌روی ما می‌گذارند: ممکن است در آینده برای رصد انسان‌ها دیگر نیازی به دوربین، میکروفون یا حتی دستگاه شخصی آنها نباشد؛ محیط خودش می‌تواند به حسگر تبدیل شود. اما این به معنای آن نیست که باید فناوری را کنار گذاشت. تشخیص سقوط یک سالمند، کاهش مصرف انرژی یا افزایش ایمنی، ارزشمند است. آنچه باید محدود شود، تبدیل همین قابلیت‌ها به ابزار شناسایی هویتی، ردیابی مستمر و نظارت پنهان است.

بنابراین سیاست درست نه «ممنوعیت فناوری» است و نه «آزادی کامل فناوری». راه میانه این است: کاربرد مفید آزاد باشد، اما هرجا فناوری از تشخیص یک وضعیت به شناسایی و ردیابی یک انسان عبور می‌کند، دیوارهای حقوقی محکم‌تری ساخته شود؛ دیوارهایی بر پایه رضایت، شفافیت، حداقل‌سازی داده و امکان واقعی اعتراض. چون مسئله نهایی فقط این نیست که «وای‌فای چه چیزی می‌تواند ببیند؟» مسئله مهم‌تر این است که انسان‌ها در آینده تا چه اندازه حق دارند در محیط‌های روزمره، بدون اینکه بدانند، دیده شوند.

 



Warning: Undefined variable $icone in /var/www/vista/v5/news/blk/nd.php on line 203

Warning: Trying to access array offset on null in /var/www/vista/v5/news/blk/nd.php on line 203
 دفترچه سوالات کنکور تجربی ۱۴۰۵ منتشر شد + لینک دانلود دفترچه کنکور
۳ ساعت قبل / روزنامه ستاره صبح

دفترچه سوالات کنکور تجربی ۱۴۰۵ منتشر شد + لینک دانلود دفترچه کنکور

دفترچه سؤالات به همراه کلید اولیه آزمون علوم تجربی منتشر شد.

سازمان سنجش اعلام کرد: به اطلاع داوطلبان گرامی می‌رساند کلید اولیه آزمون های سراسری و پذیرش دانشجو معلم سال 1405 عصرروز یکشنبه مورخ 1405/06/01 بر روی سایت سازمان سنجش آموزش کشور قرار میگیرد و داوطلبان میتوانند از تاریخ مذکور هرگونه مطلبی در خصوص سؤالات و کلید آزمون دارند، منحصرا از طریق سیستم پاسخ‌گویی الکترونیکی به این سازمان اعلام نمایند.

گروه آزمایشی روز و تاریخ

برگزاری آزمون

عناوین درس

دفترچه

کلید گروه آزمایشی علوم تجربی

صبح پنجشنبه

(1405/05/29)

زیست شناسی

دانلود



فیزیک وشیمی

دانلود

ریاضی وزمین شناسی

دانلود تعلیم و تربیت اسلامی

و

هوش و استعداد معلمی



بهیاری

دانلود گروه آزمایشی هنر

بعد از ظهر پنجشنبه

(1405/05/29)

درک عمومی هنر، درک عمومی ریاضی – فیزیک و خلاقیت تصویری تجسمی



تعلیم و تربیت اسلامی

و

هوش و استعداد معلمی

گروه آزمایشی زبان‌های خارجی

بعد از ظهر پنجشنبه

(1405/05/29) زبان تخصصی (انگلیسی)







زبان تخصصی(فرانسه، ایتالیایی، روسی وآلمانی

تعلیم و تربیت اسلامی

و

هوش و استعداد معلمی

گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی

صبح جمعه

(1405/05/30)

ریاضیات





فیزیک وشیمی

تعلیم و تربیت اسلامی

و

هوش و استعداد معلمی

گروه آزمایشی علوم انسانی

صبح جمعه

(1405/05/30)

ریاضی، زبان و ادبیات فارسی، علوم اجتماعی و روان شناسی





زبان عربی، تاریخ، جغرافیا، فلسفه ومنطق واقتصاد

تعلیم و تربیت اسلامی

و

هوش و استعداد معلمی



Warning: Undefined variable $icone in /var/www/vista/v5/news/blk/nd.php on line 203

Warning: Trying to access array offset on null in /var/www/vista/v5/news/blk/nd.php on line 203
 نفت داریم، برق نداریم؛ عصر هوش مصنوعی هم رسید
۸ ساعت قبل / سایت آوش

نفت داریم، برق نداریم؛ عصر هوش مصنوعی هم رسید

اعتماد

رحمت‌الله دریجانی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: سال‌ها تصور می‌کردیم مهم‌ترین دارایی انرژی ایران، چاه‌های نفت و میدان‌های گاز است. هنوز هم هر گاه از قدرت انرژی کشور سخن گفته می‌شود، حجم ذخایر زیرزمینی، ظرفیت صادرات یا موقعیت ایران در بازار جهانی نفت و گاز در مرکز بحث قرار می‌گیرد. اما جهان بی‌سروصدا وارد دوره‌ای شده که در آن، قدرت کشورها فقط با مقدار انرژی نهفته در زیر خاک سنجیده نمی‌شود؛ معیار مهم‌تر، توان تبدیل مطمئن و پیوسته آن انرژی به برق است. این تغییر شاید در نگاه نخست فنی به نظر برسد، اما پیامد آن کاملا سیاسی و اقتصادی است. کارخانه، بیمارستان، شبکه حمل‌ونقل، بانک، دانشگاه، سامانه ارتباطی و حتی امنیت شهری بدون برق پایدار از کار می‌افتد. اکنون باید مرکز داده، پردازش ابری، رباتیک و هوش مصنوعی را نیز به این فهرست اضافه کرد. جهان به سرعت در حال ورود به «عصر برق» است؛ عصری که در آن، برق نه یکی از نهاده‌های توسعه، بلکه زیرساخت مشترک تقریبا تمام اشکال قدرت خواهد بود. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده است مصرف برق مراکز داده در جهان تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۹۴۵ تراوات‌ساعت برسد؛ یعنی بیش از دو برابر میزان سال ۲۰۲۴. رشد مصرف برق این مراکز نیز چند برابر سریع‌تر از رشد سایر بخش‌ها خواهد بود. بخش مهمی از این جهش به گسترش هوش مصنوعی مربوط است؛ فناوری‌ای که برای آموزش و اجرای مدل‌های بزرگ، به تراشه‌های پیشرفته، سامانه‌های خنک‌کننده و برق شبانه‌روزی نیاز دارد.

مسابقه‌ای که پیش از الگوریتم‌ها آغاز می‌شود

بحث درباره هوش مصنوعی معمولا از دانشگاه، نیروی انسانی، داده، تراشه و سرمایه‌گذاری آغاز می‌شود. همه این عوامل ضروری‌اند، اما پیش از آنها مساله ساده‌تری قرار دارد: آیا شبکه برق می‌تواند بار سنگین و متمرکز مراکز داده را تحمل کند؟ کشورهایی که امروز برای جذب شرکت‌های هوش مصنوعی رقابت می‌کنند، فقط بسته‌های حمایتی یا زمین ارزان پیشنهاد نمی‌دهند. آنها نیروگاه، پست برق، خطوط انتقال، باتری‌های ذخیره‌ساز و حتی منابع اختصاصی انرژی برای مراکز داده طراحی می‌کنند. در برخی مناطق پیشرفته نیز رشد سریع این مراکز به افزایش قیمت برق و فشار بر شبکه منجر شده است. این تجربه نشان می‌دهد حتی اقتصادهایی که از شبکه‌های نیرومند برخوردارند، نمی‌توانند زیرساخت هوش مصنوعی را بدون برنامه‌ریزی انرژی توسعه دهند. برای ایران، مساله پیچیده‌تر است. کشور هنوز در تامین پایدار برق مصرف‌کنندگان فعلی با مشکل روبه‌رو است. در تابستان، رشد مصرف خانگی و وسایل سرمایشی، صنایع را با محدودیت روبه‌رو می‌کند؛ در زمستان، کمبود گاز بر نیروگاه‌ها فشار می‌آورد. خاموشی دیگر یک حادثه استثنایی نیست؛ به بخشی از محاسبات روزمره خانوار، تولیدکننده و صاحب کسب‌وکار تبدیل شده است. در چنین شرایطی، صحبت از تبدیل ‌شدن ایران به قطب هوش مصنوعی، بدون حل مساله برق، بیشتر شبیه ساختن طبقه آخر ساختمانی است که پی آن هنوز کامل نشده است. می‌توان متخصص تربیت کرد، شرکت دانش‌بنیان ساخت و درباره مدل بومی سخن گفت، اما زیرساخت محاسباتی بزرگ با برق ناپایدار سازگار نیست. مرکز داده را نمی‌توان هر روز در ساعت اوج مصرف خاموش کرد و از صنعتی که به دسترسی پیوسته وابسته است، انتظار رقابت جهانی داشت.

نفرین تازه منابع

تناقض ایران فقط کمبود برق نیست؛ کشوری با ذخایر بزرگ نفت و گاز، گرفتار کمبود انرژی قابل استفاده شده است. این تناقض نشان می‌دهد داشتن منبع با برخورداری از قدرت انرژی یکسان نیست. قدرت زمانی شکل می‌گیرد که منبع خام، با کمترین اتلاف و بیشترین اطمینان به برق، سوخت، محصول صنعتی یا درآمد پایدار تبدیل شود.

شبکه برق ایران همزمان با چند مشکل روبه‌رو است: نیروگاه‌های قدیمی و کم‌بازده، سرمایه‌گذاری ناکافی، تلفات انتقال و توزیع، مصرف بالا، قیمت‌گذاری غیرواقعی، محدودیت مالی و وابستگی شدید تولید برق به گاز. داده‌های بانک جهانی نشان می‌دهد تلفات انتقال و توزیع برق ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۰ درصد بوده است؛ رقمی که در مقیاس شبکه ملی، معادل از دست رفتن بخش قابل ‌توجهی از تولید است. از سوی دیگر، سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در ترکیب برق ایران همچنان پایین است. در آخرین داده‌های قابل مقایسه بانک جهانی، انرژی‌های تجدیدپذیر تنها بخش کوچکی از برق کشور را تشکیل می‌دادند. این در حالی است که جهان با شتابی کم‌سابقه ظرفیت خورشیدی خود را افزایش می‌دهد و آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده منابع تجدیدپذیر از سال ۲۰۲۶ به بزرگ‌ترین منبع تولید برق جهان تبدیل شوند. ایران از نظر تابش خورشید، وسعت سرزمین و تنوع اقلیمی کمبود ظرفیت طبیعی ندارد. مشکل، تبدیل ‌نشدن این ظرفیت به پروژه‌های پایدار، قابل تامین مالی و متصل به شبکه است. آنچه کمبود داریم آفتاب نیست؛ ثبات تصمیم، سرمایه، فناوری و محیطی است که سرمایه‌گذار بتواند بازگشت سرمایه خود را پیش‌بینی کند.

خاموشی فقط خاموشی نیست

وقتی برق یک کارخانه قطع می‌شود، زیان فقط به محصولی که در آن ساعت تولید نشده، محدود نمی‌ماند. مواد اولیه ممکن است آسیب ببیند، دستگاه‌ها متوقف شوند، هزینه تعمیر افزایش یابد، سفارش مشتری به تاخیر بیفتد و اعتبار تولیدکننده از بین برود. در واحدهای کوچک‌تر، هر ساعت بدون برق می‌تواند مستقیما به معنای یک ساعت بدون درآمد باشد. گزارش‌های منتشر شده از ایران نیز نشان می‌دهد خاموشی‌ها بر کارگاه‌ها، خدمات، صنایع و زندگی روزمره فشار جدی وارد کرده‌اند. اما خسارت پنهان‌تر، از دست‌ رفتن فرصت‌های آینده است. سرمایه‌گذار فناوری پیش از انتخاب محل مرکز داده یا کارخانه پیشرفته، درباره زمین و نیروی کار سوال نمی‌کند؛ ابتدا پایداری برق، کیفیت اینترنت و امکان اتصال به شبکه را می‌سنجد. کشوری که نتواند این سه زیرساخت را تضمین کند، حتی اگر متخصص ارزان و بازار بزرگ داشته باشد، از فهرست گزینه‌ها کنار گذاشته می‌شود. به همین دلیل، ناترازی برق را نباید فقط مشکل وزارت نیرو دانست. این مساله به سیاست صنعتی، امنیت ملی، اشتغال، مهاجرت نخبگان و جایگاه آینده ایران مربوط است. اگر کارخانه‌های امروز با محدودیت برق تولید کنند، صنایع فردا اصلا متولد نخواهند شد.

هوش مصنوعی در صف خاموشی

ممکن است گفته شود ایران در شرایط تحریم و محدودیت دسترسی به تراشه‌های پیشرفته، فعلا امکان رقابت با مراکز بزرگ هوش مصنوعی جهان را ندارد؛ بنابراین نگرانی درباره برق مراکز داده زودهنگام است. این استدلال فقط بخشی از واقعیت را می‌بیند. هوش مصنوعی الزاما به معنای ساخت مدلی هم‌اندازه بزرگ‌ترین مدل‌های امریکایی یا چینی نیست. کشاورزی هوشمند، پزشکی، پیش‌بینی آب‌وهوا، مدیریت ترافیک، اکتشاف معدن، بهینه‌سازی مصرف انرژی، بانکداری و خدمات عمومی همگی به زیرساخت محاسباتی نیاز دارند. کشوری که نتواند ظرفیت پردازش داخلی، امن و پایدار ایجاد کند، در آینده برای استفاده از فناوری نیز به دیگران وابسته خواهد شد.

تناقض تلخ آن است که هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از بحران انرژی ایران را حل کند: پیش‌بینی مصرف، تشخیص اتلاف، مدیریت بار، تعمیر پیشگیرانه نیروگاه‌ها و تنظیم شبکه از کاربردهای شناخته‌ شده آن هستند. اما برای استفاده از همین ابزار، ابتدا به برق و زیرساخت دیجیتال نیاز داریم. ایران در معرض یک دور باطل قرار گرفته است: ضعف شبکه برق، توسعه فناوری را محدود می‌کند و عقب‌ماندگی فناوری نیز اصلاح شبکه را دشوارتر می‌سازد.

راهبرد برق، نه مجموعه‌ای از پروژه‌ها

خروج از این وضعیت با افتتاح چند نیروگاه پراکنده یا توصیه مکرر به مردم برای کاهش مصرف ممکن نیست. ایران به یک «راهبرد ملی برق» نیاز دارد که سیاست انرژی، صنعت و فناوری را در یک مسیر قرار دهد.

نخست، باید اتلاف را به عنوان یک منبع انرژی دیده‌ نشده کاهش داد. برقی که در شبکه تلف می‌شود، تفاوتی با برقی که تولید نشده، ندارد. نوسازی خطوط، کنتورهای هوشمند و مدیریت دقیق بار، گاهی سریع‌تر و ارزان‌تر از ساخت نیروگاه جدید نتیجه می‌دهد.

دوم، توسعه خورشیدی باید از شعار و هدف‌گذاری عددی خارج شود. نیروگاه‌های بزرگ، تولید پراکنده روی سقف کارخانه‌ها و ساختمان‌ها، خرید تضمینی قابل اعتماد و استفاده از باتری‌های ذخیره‌ساز باید اجزای یک برنامه واحد باشند. نیروگاه‌خورشیدی به ‌تنهایی تمام مشکل را حل نمی‌کند، اما می‌تواند در ساعت‌های اوج تابستان، بخشی از فشار شبکه را کاهش دهد.

سوم، صنایع بزرگ و مراکز داده آینده باید در تولید برق مورد نیاز خود مشارکت کنند، نه اینکه بار تازه‌ای بر شبکه فرسوده بیفزایند. نیروگاه اختصاصی، قرارداد بلندمدت خرید برق و اتصال به منابع تجدیدپذیر می‌تواند بخشی از مدل توسعه این صنایع باشد.

چهارم، قیمت‌گذاری باید به ‌تدریج از الگویی که مصرف بیشتر را تشویق می‌کند فاصله بگیرد، اما اصلاح قیمت بدون حمایت از خانوارهای کم‌درآمد و بدون افزایش کیفیت خدمات، فقط هزینه بحران را به مردم منتقل می‌کند. اصلاح باید همزمان با کاهش اتلاف، افزایش شفافیت و تضمین دسترسی پایه انجام شود.

قدرت آینده از پریز برق می‌آید

ایران ممکن است همچنان یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان باقی بماند، اما این عنوان به‌ تنهایی جایگاهی در اقتصاد آینده تضمین نمی‌کند. جهان در حال عبور از دوره‌ای است که قدرت انرژی با تعداد بشکه‌ها سنجیده می‌شد. در نظم تازه، کیفیت شبکه برق، ظرفیت پردازش و توان تامین انرژی پاک و پایدار به همان اندازه اهمیت خواهد داشت. رقابت هوش مصنوعی شاید روی صفحه نمایش دیده شود، اما در پشت آن نیروگاه، شبکه انتقال، سیستم خنک‌کننده و هزاران مگاوات برق قرار دارد. کشوری که نتواند برق امروز کارخانه‌هایش را تامین کند، فردا نمی‌تواند میزبان صنعت محاسباتی باشد که شبانه‌روز خاموش نمی‌شود. ایران برای عقب ‌نماندن از عصر هوش مصنوعی، پیش از خرید تراشه و طراحی الگوریتم، باید مساله‌ای قدیمی‌تر را حل کند: تولید و توزیع مطمئن برق. در قرن گذشته، کشورها برای دسترسی به نفت رقابت می‌کردند؛ در قرن جدید، بخشی از رقابت قدرت بر سر دسترسی به برق پایدار و توان محاسباتی خواهد بود.

شاید روزی ناچار شویم بپذیریم بزرگ‌ترین فرصت از دست‌ رفته ایران نه فروش‌ نرفتن یک بشکه نفت، بلکه برقی بوده است که تولید نشد، صنعتی که متوقف ماند و آینده‌ای که پیش از روشن ‌شدن، در صف خاموشی قرار گرفت.

 



Warning: Undefined variable $icone in /var/www/vista/v5/news/blk/nd.php on line 203

Warning: Trying to access array offset on null in /var/www/vista/v5/news/blk/nd.php on line 203
 طلای هوش مصنوعی بعد از سه دوره انتظار به ایران رسید - مجله اینترنتی کولاک
۱۲ ساعت قبل / سایت کولاک

طلای هوش مصنوعی بعد از سه دوره انتظار به ایران رسید - مجله اینترنتی کولاک

رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان با تشریح تازه‌ترین دستاوردهای المپیادهای علمی کشور، از کسب نخستین مدال طلای المپیاد جهانی هوش مصنوعی و افزایش تعداد مدال‌های طلای بین‌المللی ایران خبر داد.

سید رضا حسینی، رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان در گفتگو با خبرنگار مهر در رابطه با نتایج المپیاد هوش مصنوعی توضیحاتی داد و گفت: در مورد هوش مصنوعی، امسال تیم ملی المپیاد هوش مصنوعی کشور برای سومین بار در المپیاد جهانی شرکت کرد. ما در دو دوره قبلی توانسته بودیم در مجموع دو مدال نقره و شش مدال برنز کسب کنیم و کسب مدال طلای المپیاد جهانی به یک تابو و سد برای دانش‌آموزان ما تبدیل شده بود.

وی افزود: متأسفانه تنش‌هایی که کشور ما در سال گذشته با آن مواجه شد، آسیب جدی به بچه‌های ما زد. این تنش‌ها باعث شد نتوانیم بسیاری از کلاس‌هایی را که بچه‌ها به آن نیاز داشتند، به صورت عملی و حضوری برگزار کنیم. همچنین در باشگاه، بسیاری از آزمون‌هایی که باید در شرایط آزمونی شبیه‌ساز المپیاد جهانی برگزار می‌شد، به دلیل اینکه عملاً امکان جمع کردن بچه‌ها وجود نداشت، برگزار نشد.

حسینی ادامه داد: در کنار این موضوع، مسئله قطعی اینترنت نیز بچه‌های ما را با چالش جدی مواجه کرد؛ چراکه منابع قالب آزمون و بسیاری از منابع مورد نیاز آنها در دسترس جهانی است و بچه‌ها نیاز دارند به منابع روز و به‌لحظه دنیا دسترسی داشته باشند.

وی اظهار کرد: حمله دشمن به زیرساخت هوش مصنوعی دانشگاه شریف که یکی از زیرساخت‌های ملی کشور نیز بود، باعث شد دسترسی بچه‌های ما به بسیاری از داده‌هایی که در آنجا داشتند و بسیاری از کارهایشان، به‌ویژه امور مربوط به پردازش در حوزه هوش مصنوعی، از بین برود و همین مسئله ضربه جدی به تیم ما زد.

حسینی گفت: با وجود همه این چالش‌ها، اتفاقاتی که افتاد و حتی دلسردی‌ها و ناامیدی‌هایی که در مقاطعی شکل گرفت، بچه‌ها عزم خود را جزم کردند و مصمم‌تر شدند که به هر شکل ممکن امسال تلاش کنند و اجازه ندهند دشمن به هدفی که دنبال می‌کند، برسد.

وی افزود: ممکن است برای رسیدن به این هدف لازم باشد چندین برابر تلاش کنیم و چندین برابر کار کنیم. به عقیده من، این جنگ از این جهت باعث شد بچه‌های ما مصمم‌تر شوند و این خوبی را داشت که به هر شکل ممکن به آن چیزی که تاکنون به آن نرسیده بودیم، در شرایطی بهتر دست پیدا کنیم.

حسینی تصریح کرد: خدا را شکر توانستیم برای نخستین بار مدال طلای المپیاد جهانی هوش مصنوعی را کسب کنیم و بهترین نتیجه المپیاد هوش مصنوعی خود را در این سال‌ها به دست آوریم. خود این موفقیت می‌تواند شروعی برای فعالیت‌های آینده کشور در حوزه هوش مصنوعی باشد و اثباتی برای این موضوع است که حداقل از حیث استعداد، در کشور چیزی کم نداریم و اگر زمینه‌های لازم و زیرساخت‌ها فراهم شود، حتماً می‌توانیم به نقطه اثرگذاری در سطح کشور و حتی عرصه بین‌المللی برسیم.

عملکرد ایران در المپیادهای علمی امسال چگونه بوده است؟

حسینی درباره وضعیت کلی المپیادهای علمی کشور گفت: به لطف خدا، از حیث نتایج المپیادهای علمی، با اینکه در دو مسابقه نتوانستیم اعزام داشته باشیم، عملکرد خوبی داشتیم. ما هر سال در مسابقات بین‌المللی مندلیف شیمی و مسابقات آسیایی فیزیک شرکت می‌کردیم که این مسابقات در اردیبهشت‌ماه برگزار شد، اما به دلیل تقارن آن با جنگ، در آنها شرکت نکردیم.

وی افزود: سه المپیاد ما نیز هنوز برگزار نشده یا نتیجه آنها به صورت رسمی اعلام نشده است. المپیاد نجوم در مهرماه برگزار می‌شود، نتیجه المپیاد جغرافیا احتمالاً امروز اعلام می‌شود و المپیاد علوم زمین نیز هفته آینده برگزار خواهد شد.

حسینی تصریح کرد: با این حال، ما از حیث تعداد مدال طلا از سال‌های گذشته عبور کرده‌ایم و توانسته‌ایم ۱۳ مدال طلای المپیادهای جهانی و بین‌المللی را کسب کنیم؛ در حالی که سال گذشته با شرکت در همه این آزمون‌ها، در مجموع توانسته بودیم ۱۱ مدال طلا کسب کنیم.

وی ادامه داد: همین موضوع در این شرایط یک دستاورد ویژه بوده و هدیه‌ای است که بچه‌های ما تلاش کردند به مردم لایق ایران بدهند و در میان مردم خوشحالی ایجاد کنند. خدا را شکر چنین اتفاقی نیز افتاد.

برای جلوگیری از مهاجرت نخبگان چه باید کرد؟

حسینی درباره مسئله مهاجرت دانش‌آموزان نخبه المپیادی گفت: مسئله مهاجرت یکی از چالش‌هایی است که در حوزه نخبگان با آن مواجه هستیم. حقیقتاً مهاجرت یک مسئله یک‌بعدی یا مربوط به یک سازمان نیست.

وی افزود: سازمان‌های مختلفی در این حوزه نقش‌آفرینی جدی دارند؛ از جمله سمپاد، باشگاه دانش‌پژوهان جوان، حوزه وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، وزارت بهداشت در فضای دانشجویی، معاونت علمی و وزارت صمت در فضای پس از دانشجویی و بنیاد ملی نخبگان نیز به عنوان یک رگولاتور در این میان قرار دارد.

حسینی ادامه داد: برای نگه داشتن این بچه‌ها لازم است همه این مجموعه‌ها مانند چرخ‌دنده‌های یک سیستم واحد به درستی کار کنند. تلاش زیادی نیز در حال انجام است تا چنین اتفاقی بیفتد، اما اگر یکی از این چرخ‌دنده‌ها بلغزد، بشکند یا درست عمل نکند، کل سیستم نمی‌تواند به هدفی که دارد، برسد.

وی اظهار کرد: ما در باشگاه دانش‌پژوهان جوان، اولین وظیفه‌مان افتخارآفرینی برای کشور است و تلاش می‌کنیم این وظیفه را تا جای ممکن به نحو احسن انجام دهیم. خدا نیز کمک کرده و به نظر می‌رسد در جهت خوبی حرکت می‌کنیم؛ از جمله در جهت نگهداشت این بچه‌ها، اما طبیعتاً بضاعت ما در مقایسه با بسیاری از نهادهایی که به آنها اشاره شد، محدود است.

باشگاه دانش‌پژوهان جوان چگونه از نخبگان برای ادامه فعالیت در کشور استفاده می‌کند؟

حسینی گفت: ما تقریباً در باشگاه تلاش می‌کنیم قالب نقش‌ها را به خود المپیادی‌های سال قبل بدهیم و از آنها برای همکاری دعوت کنیم؛ چه همکاری در فضای علمی به عنوان مدرس نسل‌های بعدی، طراح سؤال، مصحح، عضو کمیته علمی یا هم‌سرپرست تیم‌های ملی و چه در فضای اجرایی.

وی افزود: در بخش اجرایی نیز نیازهایی را که باشگاه دارد، به جای اینکه برون‌سپاری کنیم و به مجموعه‌های بیرونی بسپاریم، تلاش می‌کنیم تیم‌هایی را از خود دانش‌پژوهان شکل دهیم.

حسینی ادامه داد: در کنار مسئولان نیز تلاش می‌کنیم گروه‌های اندیشکده المپیادی تشکیل دهیم. خدا را شکر در حال حاضر که با شما صحبت می‌کنم، بیش از ۵۰۰ نفر از مدال‌آوران با ما همکاری می‌کنند که این عدد بسیار قابل توجه و بی‌نظیری است.

وی تصریح کرد: هدف‌گذاری ما این است که این عدد را به ۷۰۰ نفر برسانیم و امیدواریم خیلی زود به چنین عددی دست پیدا کنیم.

حسینی گفت: البته طبیعتاً ابعاد باشگاه دانش‌پژوهان جوان و مساحتی که باشگاه پوشش می‌دهد، محدود است و دوستان ما به‌ویژه در بنیاد ملی نخبگان باید جدی‌تر وارد این حوزه شوند؛ چراکه مأموریت اصلی و ویژه‌ای در این زمینه برای آنها تعریف شده است. پیوند کوتاه کپی شد!