قیمت طلا امروز




 سایت دیدارنیوز / ۱۴۰۵/۰۴/۰۷

محمدجواد ظریف: دل‌مان برای این مردم بسوزد

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران گفت: از شهدا درس بگیریم، از شهید کمال خرازی درس بگیریم، دلمان برای این مردم بسوزد.
 محمدجواد ظریف: دل‌مان برای این مردم بسوزد



۶ دقیقه قبل / سایت روزنو

واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحدی خودخواه برای ایران است!

در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا همچنان در سایه تهدید‌های نظامی متقابل تهران و واشنگتن مرتبا افزایش پیدا می‌کند، اظهارت ترامپ و وزیرخزانه داری دولتش درباره اعمال فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های اقتصادی تاریخ علیه ایران بر وخامت ماجرا افزود؛ و در همین حال تلاش‌های دیپلماتیک کشور‌های منطقه همچنان دنبال می‌شود.

به گزارش روز نو هم‌زمان، نقش بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ، از پاکستان و چین گرفته تا روسیه، در معادلات جدید بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ بازیگرانی که هر یک در مواجهه با بحران ایران، بیش از هر چیز منافع و ملاحظات راهبردی خود را دنبال می‌کنند.

در همین زمینه، در گفت‌و‌گو با دکتر نیروانا مهرآیین «تحلیل‌گر روابط بین‌الملل» به بررسی چشم‌انداز مذاکرات ایران و آمریکا، هم‌زمانی دیپلماسی و فشار نظامی واشنگتن، میزان حمایت واقعی چین از تهران و ماهیت روابط ایران و روسیه پرداختم. خانم‌ها و آقایان، به میز «سیاست‌خارجی توسعه ایرانی» خوش آمدید.

با توجه به ادعای مقامات پاکستان در خصوص برقراری تماس با تهران و واشنگتن برای ازسرگیری مذاکرات طی روز‌های گذشته، آیا واقعاً امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد یا مواضع اخیر ترامپ نشان می‌دهد واشنگتن همچنان به دنبال تحمیل شروط خود به ایران است؟

واقعیت این است که پاکستان کانال ارتباطی واقعی با تهران و واشنگتن دارد و پیش‌تر هم پیام‌هایی میان دو طرف منتقل کرده است. پس ادعایش کاملاً بی‌پایه نیست.

روسیه نه ناجی ایران است، نه متحدی که منافع جمهوری اسلامی را بر منافع خودش مقدم بداند. روسیه هرجا ایران برایش بازار، اهرم ژئوپلیتیک یا برگ مذاکره باشد، کنار ایران می‌ایستد؛ اما وقتی هزینه این ایستادن از منفعتش بیشتر شود، اول مسکو را نجات می‌دهد، نه تهران را.

اما میان «پیام‌رسان» بودن و «میانجیِ تعیین‌کننده» بودن فاصله زیادی وجود دارد. حتی اگر پاکستان بتواند دو طرف را دوباره پای میز مذاکره بکشاند، باز هم تصمیم نهایی دست اسلام‌آباد نیست. نه تهران زیر بار خواسته پاکستان می‌رود و نه واشنگتن.

بنابراین، بخش جنجالی ماجرا اینجاست: پاکستان شاید بیشتر از این‌که دنبال حل بحران باشد، دنبال تبدیل بحران به سرمایه سیاسی خودش است. جنگ ایران و آمریکا برای اسلام‌آباد فرصتی ساخته تا از حاشیه به متن معادلات منطقه‌ای بیاید و نقش خود را بزرگ‌تر از ظرفیت واقعی‌اش نشان دهد.

پس فعلاً باید با ادعای پاکستان این‌طور برخورد کرد: اسلام‌آباد شاید بتواند درِ مذاکره را باز کند؛ اما این‌که پشت آن در چه اتفاقی بیافتد، اصلاً در اختیار پاکستان نیست؛ و اگر تهران و واشنگتن حاضر به گفت‌و‌گو نشوند، «میانجی‌گری پاکستان» می‌تواند خیلی زود از یک ابتکار صلح به یک نمایش دیپلماتیک برای افزایش وزن اسلام‌آباد تبدیل شود.

دیپلماسی در کنار ناو‌های آمریکایی

همزمانی تلاش‌های دیپلماتیک پاکستان و کشور‌های منطقه با افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا واشنگتن نیز همزمان دیپلماسی و فشار نظامی را به‌عنوان دو ابزار مکمل دنبال می‌کند؟ به‌ویژه اینکه ترامپ از «فشار حداکثری» و وزیر خزانه‌داری آمریکا از اعمال «بی‌سابقه‌ترین تحریم‌های جهان علیه ایران» سخن گفته‌اند؛ این همزمانی چه پیامی برای تهران دارد؟

بله؛ به نظر من واشنگتن دقیقاً دارد دیپلماسی و فشار نظامی را به‌عنوان دو لبه یک قیچی به کار می‌گیرد. از یک طرف، اجازه می‌دهد پاکستان و دیگر کشور‌های منطقه کانال مذاکره را باز نگه دارند؛ از طرف دیگر، ناو‌های آمریکایی، تهدید نظامی و تحریم‌های سنگین را روی میز نگه داشته است.

اسلام‌آباد شاید بتواند درِ مذاکره را باز کند؛ اما این‌که پشت آن در چه اتفاقی بیافتد، اصلاً در اختیار پاکستان نیست؛ و اگر تهران و واشنگتن حاضر به گفت‌و‌گو نشوند، «میانجی‌گری پاکستان» می‌تواند خیلی زود از یک ابتکار صلح به یک نمایش دیپلماتیک برای افزایش وزن اسلام‌آباد تبدیل شود

وقتی ترامپ از فشار حداکثری صحبت می‌کند و وزیر خزانه‌داری آمریکا از بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها علیه ایران می‌گوید، باید فهمید که مذاکره از نگاه واشنگتن لزوماً به معنای کاهش فشار نیست؛ بلکه ممکن است مذاکره خودش بخشی از استراتژی فشار باشد.

به بیان صریح‌تر، آمریکا فعلاً با یک دست پیام مذاکره می‌فرستد و با دست دیگر ماشه فشار را روی میز نگه می‌دارد. هدف این است که ایران اگر پای میز مذاکره می‌آید، این کار را نه از موضع برابر، بلکه زیر فشار اقتصادی و نظامی انجام دهد؛ بنابراین حضور میانجی‌ها در منطقه را نباید الزاماً نشانه عقب‌نشینی آمریکا دانست. ممکن است برعکس، میانجی‌ها همان دری باشند که واشنگتن می‌خواهد از آن، ایران را به میز مذاکره‌ای بکشاند که ناو‌های آمریکایی پشت درِ آن ایستاده‌اند. این دیگر صرفاً دیپلماسی نیست؛ دیپلماسیِ مسلح است.

چین؛ مخالف تحریم، اما تا کجا؟

چین می‌گوید تحریم‌های بیشتر علیه ایران مشکلی را حل نمی‌کند. با توجه به تشدید فشار‌های اقتصادی آمریکا، آیا پکن حاضر است برای حفظ روابط با تهران هزینه جدی بدهد یا موضع چین نیز نهایتاً تابع محاسبات اقتصادی و منافع خودش خواهد بود؟

بله؛ چین صریحاً می‌گوید تحریم و فشار اقتصادی راه‌حل بحران ایران نیست و خواستار حل‌وفصل دیپلماتیک است. اما در اینجا باید میان «حمایت سیاسی از ایران» و «پرداخت هزینه برای ایران» تفاوت گذاشت.

چین حاضر است تحریم‌ها را دور بزند، نفت ایران را بخرد و در عرصه سیاسی از تهران حمایت کند؛ اما اینکه برای ایران وارد یک رویارویی اقتصادی یا نظامی تمام‌عیار با واشنگتن شود، داستان دیگری است. واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحد ایران است، اما متحدی که اول از همه منافع خودش را حساب می‌کند

پکن تا جایی کنار تهران می‌ایستد که این حمایت با منافع خودش سازگار باشد. چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و همین حالا هم بخش مهمی از صادرات نفت ایران راهی چین می‌شود؛ بنابراین تحریم کامل ایران برای پکن هم هزینه انرژی و اقتصادی دارد. از سوی دیگر، آمریکا اکنون مستقیماً چین را تحت فشار گذاشته تا خرید نفت ایران را متوقف کند و حتی درباره کشور‌هایی که به ایران «راه نجات اقتصادی» بدهند، تهدید به مجازات کرده است؛ بنابراین من بعید می‌دانم چین برای ایران وارد تقابل مستقیم با آمریکا شود. چین حاضر است تحریم‌ها را دور بزند، نفت ایران را بخرد و در عرصه سیاسی از تهران حمایت کند؛ اما اینکه برای ایران وارد یک رویارویی اقتصادی یا نظامی تمام‌عیار با واشنگتن شود، داستان دیگری است.

واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحد ایران است، اما متحدی که اول از همه منافع خودش را حساب می‌کند.

به بیان صریح‌تر: پکن ممکن است تحریم‌های آمریکا را برای ایران سوراخ کند، اما بعید است خودش را به خاطر ایران زیر آوار تحریم‌های آمریکا ببرد. این همان جایی است که سقف حمایت چین مشخص می‌شود؛ و اتفاقاً تهدید‌های جدید واشنگتن این سقف را در بوته آزمایش قرار داده است: اگر آمریکا واقعاً اجرای تحریم‌های ثانویه علیه خریداران نفت ایران، به‌ویژه چین، را تشدید کند، آن وقت مشخص می‌شود «شراکت راهبردی ایران و چین» تا کجا حاضر است هزینه واقعی بدهد.

روسیه شریکِ منافع خود است، نه «شریک راهبردی» ایران

روسیه در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار شدید قرار دارد، همچنان از ادامه ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران سخن می‌گوید. برخی معتقدند مردم ایران طی دو دهه اخیر و خصوصا سه جنگ اخیر با اسرائیل وآمریکا، تاوان «شراکت راهبردی» مسکو با تل‌آویو را می‌دهند که نمونه بارزش در سقوط بشار اسد و خاموش بودن رادار‌های اس ۳۰۰ در شب شروع جنگ ۱۲ روزه، هویداست. در این‌که روسیه خواهان تأمین منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خودش است- به‌ویژه که جنگ اوکراین کمرش را به لحاظ مالی خم کرده- شکی نیست؛ اما مگر ظرفیت اقتصادی ایران چقدر است که اگر ما هم نخواهیم روس‌ها دست‌بردار ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در کشورمان نیستند!

حضور میانجی‌ها در منطقه را نباید الزاماً نشانه عقب‌نشینی آمریکا دانست. ممکن است برعکس، میانجی‌ها همان دری باشند که واشنگتن می‌خواهد از آن، ایران را به میز مذاکره‌ای بکشاند که ناو‌های آمریکایی پشت درِ آن ایستاده‌اند. این دیگر صرفاً دیپلماسی نیست؛ دیپلماسیِ مسلح است

آقای مهدیزاده، اگر بخواهم صریح و بدون تعارف بگویم، من روسیه را «شریک راهبردی» ایران به معنای متعارف کلمه نمی‌دانم؛ روسیه شریکِ منافع خودش است. قرارداد ۲۰ساله تهران و مسکو هم برخلاف تصور رایج، تعهد دفاع متقابل ایجاد نمی‌کند. یعنی در لحظه‌ای که ایران زیر حمله است، مسکو الزام حقوقی برای ورود به جنگ ندارد. کارنامه روسیه در منطقه هم برای من از هر بیانیه‌ای گویاتر است.

همانطور که اشاره کردید مسکو در سوریه ماند تا زمانی که ماندن برایش صرفه داشت و بعد، وقتی معادلات عوض شد، ایران عملاً یکی از مهم‌ترین متحدان منطقه‌ای خود را از دست داد. در جنگ‌های اخیر هم روسیه عمدتاً به محکومیت سیاسی و حمایت لفظی بسنده کرده و وارد رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل نشده است.

اما درباره نیروگاه هسته‌ای، اتفاقاً همین‌جا ماهیت رابطه روشن‌تر می‌شود. روسیه از ساخت نیروگاه در ایران دست نمی‌کشد، چون این پروژه برای مسکو فقط کمک به ایران نیست؛ یک بازار بلندمدت و منبع درآمد، نفوذ فنی و حضور ژئوپلیتیک در ایران است. پروژه‌های روسی بوشهر همچنان ادامه دارند و همکاری هسته‌ای یکی از ستون‌های مهم رابطه دو کشور است؛ بنابراین اگر روسیه برای ایران نیروگاه می‌سازد، نباید از آن نتیجه گرفت که حاضر است برای ایران بجنگد. ممکن است روسیه حاضر باشد در ایران میلیارد‌ها دلار پروژه بسازد، اما حاضر نباشد برای حفظ همان منافع، یک گلوله به سمت آمریکا یا اسرائیل شلیک کند.

به نظرم این همان واقعیت تلخی است که باید درباره مسکو پذیرفت: روسیه نه ناجی ایران است، نه متحدی که منافع جمهوری اسلامی را بر منافع خودش مقدم بداند. روسیه هرجا ایران برایش بازار، اهرم ژئوپلیتیک یا برگ مذاکره باشد، کنار ایران می‌ایستد؛ اما وقتی هزینه این ایستادن از منفعتش بیشتر شود، اول مسکو را نجات می‌دهد، نه تهران را.

پس من حتی تعبیر «شراکت راهبردی» را هم با احتیاط به‌کار می‌برم. شراکت وجود دارد، اما شراکتی کاملاً معامله‌محور و مشروط؛ و تجربه سوریه و جنگ‌های اخیر نشان داده که نباید روی کرملین به‌عنوان بیمه‌نامه امنیتی ایران حساب کرد.

خلاصه اینکه روسیه برای ایران نیروگاه می‌سازد؛ اما تضمین نمی‌کند که برای دفاع از ایران بجنگد. این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.


۲۶ دقیقه قبل / سایت انتخاب

رهبر دموکرات‌ها: «عملیات شکست حماسی» ترامپ، یک فاجعه برای مردم آمریکا بوده/ دلارهای مالیات‌دهندگان آمریکایی نباید صرف ادامه دادن به یک جنگ بی‌پایان دیگر در خاورمیانه شود

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

ایرنا: حکیم جفریز رهبر اقلیت دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان آمریکا جنگ علیه ایران را «عملیات شکست حماسی» نامید و تاکید کرد که پول مالیات‌دهندگان نباید صرف یک جنگ بی‌پایان دیگر در خاورمیانه شود.

این نماینده ایالت نیویورک جمعه شب در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «عملیات شکست حماسی» یک فاجعه برای مردم آمریکا بوده است.

وی افزود: دلارهای مالیات‌دهندگان باید صرف مقرون به صرفه کردن زندگی برای مردم آمریکا آسان‌تر شود، نه برای ادامه دادن به یک جنگ بی‌پایان دیگر در خاورمیانه.


۲۸ دقیقه قبل / سایت اصلاحات نیوز

«تأمین حقوق قانونی مردم» شرط اصلی پیروزی بر جنگ روانی دشمن است

به گزارش اصلاحات نیوز؛

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: توجه به نیاز‌های روحی، تأمین حقوق قانونی مردم و مشارکت دادن اقشار مختلف در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها شرایط اصلی موفقیت در مقابله با جنگ روانی دشمن است.

به گزارش عصر ایران، سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی افزود: دشمن تلاش می‌کند با توسل به انواع ترفند‌های تبلیغاتی، مردم را نسبت به توانائی‌های کشور دچار تردید کند و بر واقعیت‌ها سرپوش بگذارد.

این توطئه کثیف را فقط با رفتار‌ها و گفتار‌های صادقانه و مواجه ساختن مردم با آنچه در بطن جامعه می‌گذرد می‌توان خنثی کرد.

کوتاه کردن دست مفسدان اقتصادی، آسان‌سازی دسترسی عموم مردم به کالا‌ها و خدمات مورد نیاز و ایجاد رونق اقتصادی در کشور از اموری هستند که دولت باید برای تحقق آنها تلاش کند تا بتواند جنگ روانی دشمن را به شکست بکشاند.

متن کامل این یادداشت را می‌توانید در ادامه بخوانید.

برای پیروزی در جبهه‌های دوم و سوم

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور متوهم آمریکا و همفکران او برای پیروز شدن در جنگی که بر ایران تحمیل کرده‌اند، سه طرح را همزمان به پیش بردند که عبارتند از حمله نظامی، فشار اقتصادی و جنگ روانی. در حمله نظامی موفقیتی به دست نیاوردند و به همین جهت تکیه بیش از پیش بر دو طرح دیگر را اکنون در دستور کار دارند.

ما ایرانیان همانطور که حمله نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی را با ناکامی مواجه کردیم قطعاً می‌توانیم آن دو طرح دیگر را هم به شکست بکشانیم و این جنگ ترکیبی را با پیروزی نهائی ملت ایران به پایان برسانیم. برای رسیدن به این نقطه لازم است سه نکته مهم را مورد توجه قرار دهیم.

اول اینکه از سرگرفته شدن حمله نظامی را منتفی ندانیم. اینکه تقریباً تمام رسانه‌ها، مقامات و صاحبنظران آمریکائی از قدرت نظامی ایران می‌گویند و آمریکا را بازنده جنگ معرفی می‌کنند، ممکن است یک تله باشد برای اینکه مسئولین ایرانی را دچار بزرگ‌تر دیدن واقعیت‌های مربوط به قدرت دفاعی خود نمایند و در فرصتی که به دست می‌آورند بار دیگر به ایران حمله کنند.

بنابراین، مسئولان ایرانی اعم از نظامی و غیرنظامی باید با هوشیاری کامل قدرت دفاعی کشور آنطور که هست را درنظر بگیرند، هر لحظه برای افزودن بر آن تلاش کنند و پیوسته آمادگی دفاعی برای هر تهاجمی را داشته باشند. ایران اهل تهاجم نیست، اما برای دفاع باید همیشه آماده باشد.

نکته دوم به مسائل اقتصادی مربوط می‌شود. آمریکا همانطور که ترامپ بار‌ها گفته به چیزی کمتر از تسلیم شدن کامل ایران قانع نمی‌شود و البته ایران هم بهیچوجه تسلیم هیچیک از خواسته‌های آمریکا نخواهد شد.

نتیجه این مقابله اینست که ترامپ با استفاده از راه‌های مختلف ازجمله فشار اقتصادی تلاش کند به خواسته خود برسد. محاصره دریائی ایران که ترامپ روی آن مانور زیادی می‌دهد با همین هدف صورت گرفته است.

بنابراین، ما باید برای خنثی کردن این ترفند ترامپ هم راه‌هائی را پیدا کنیم. حرف زدن با مردم، دادن اطلاعات به جامعه، ارائه برنامه‌هائی که منجر به صرفه‌جوئی در مصرف شوند، بالابردن تولیدات داخلی، احیاء کارخانجات و کارگاه‌های تولیدی، ارائه تسهیلات به کشاورزان برای بالا بردن سطح تولید مواد غذائی، مبارزه قاطع با احتکار و گران‌فروشی و تصویب قوانین و مقررات بازدارنده سوء‌استفاده فرصت‌طلبان و سودجویان، از اقداماتی هستند که می‌توانند توطئه فشار اقتصادی را بی‌اثر کنند.

طبعاً متنوع ساختن راه‌های واردات نیز از اقدامات مؤثر برای مقابله با محاصره اقتصادی خواهد بود ولی مطمئن‌ترین راه، تکیه بر توان داخلی و بی‌نیاز ساختن کشور از واردات در حد مقدور است؛ و سومین نکته که مقابله با جنگ روانی است با اینکه بشدت مورد نظر و اهتمام آمریکا و شخص ترامپ است و از جانب رسانه‌های وابسته به صهیونیسم جهانی نیز حمایت می‌شود، قابل کنترل و خنثی‌سازی است.

ما قطعاً باید در این بخش جنگ که از حساسیت و تأثیر زیادی برخوردار است نیز بر دشمن پیروز شویم.

راه پیروزی بر دشمن در جنگ روانی منحصر به اقدامات متقابل رسانه‌ای نیست. این کار هم لازم است و باید با استفاده از امکانات پیشرفته و نیرو‌های کاردان دنبال شود ولی علاوه بر این، توجه به نیاز‌های روحی، تأمین حقوق قانونی مردم و مشارکت دادن اقشار مختلف در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها شرایط اصلی موفقیت در مقابله با جنگ روانی است.

دشمن تلاش می‌کند با توسل به انواع ترفند‌های تبلیغاتی، مردم را نسبت به توانائی‌های کشور دچار تردید کند و بر واقعیت‌ها سرپوش بگذارد. این توطئه کثیف را فقط با رفتار‌ها و گفتار‌های صادقانه و مواجه ساختن مردم با آنچه در بطن جامعه می‌گذرد می‌توان خنثی کرد. کوتاه کردن دست مفسدان اقتصادی، آسان‌سازی دسترسی عموم مردم به کالا‌ها و خدمات مورد نیاز و ایجاد رونق اقتصادی در کشور از اموری هستند که دولت باید برای تحقق آنها تلاش کند تا بتواند جنگ روانی دشمن را به شکست بکشاند.

این موفقیت‌ها را مسئولین فقط با انسجام و وحدت کلمه می‌توانند محقق نمایند. ایران برای پیروزی در جبهه‌های دوم و سوم به این وحدت و انسجام نیاز مبرم دارد.




 واکنش صادق خرازی به مواضع برادرش علیه دولت/ مسئولان خودشان و فرزندانشان را مهار کنند، مشکلی پیش نمی‌آید/ نفوذ در اندیشه‌های امنیتی به وفور هست
۱ ساعت قبل / سایت خبرآنلاین

واکنش صادق خرازی به مواضع برادرش علیه دولت/ مسئولان خودشان و فرزندانشان را مهار کنند، مشکلی پیش نمی‌آید/ نفوذ در اندیشه‌های امنیتی به وفور هست

صادق خرازی گفت: درباره آقای آیت‌الله محمدباقر خرازی احترام قائل هستم و ایشان برادر بزرگ‌تر من هستند. او یک نظری دارد که تا زمانی که نظرش بحران اجتماعی ایجاد نکند، قابل درک است. زمانی اختلاف ایجاد می‌شود که از دایره نظم اجتماعی خارج شود. ایشان برادر من است و سکوت می‌کنم و راجع به او حرف نمی‌زنم. چرا صبح نهم اسفند چنین اتفاقی افتاد؟ چرا رهبری مکان خود را ترک نکرده بودند؟ کسانی که مسئول هستند، باید رسیدگی کنند و به مردم گزارش دهند

 CNN:واشنگتن به دنبال همراه‌کردن کشورهای جهان با فشارهای اقتصادی علیه تهران است
۱ ساعت قبل / سایت روزنو

CNN:واشنگتن به دنبال همراه‌کردن کشورهای جهان با فشارهای اقتصادی علیه تهران است

یک دریادار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا با دفاع از رویکرد اقتصادی دولت دونالد ترامپ علیه ایران مدعی شد واشنگتن به دنبال همراه‌کردن کشورهای جهان با فشارهای اق...

 مصدّق فکر می‌کرد آمریکا فقط قلقلکش می‌دهد؛ اما کودتا شد! - تسنیم
۱۳ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

مصدّق فکر می‌کرد آمریکا فقط قلقلکش می‌دهد؛ اما کودتا شد! - تسنیم

یک جامعه‌شناس سیاسی به روایت عجیبی از ضعف در تحلیل و اشراف دکتر مصدق در کودتای 18 مرداد 1332 پرداخت.

 حقیقت پور، فرمانده پیشین سپاه: مقصر باخت در سوریه باید محاکمه شود| ترکیه در ماجرای سقوط دمشق به ایران خیانت کرد
۱۳ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

حقیقت پور، فرمانده پیشین سپاه: مقصر باخت در سوریه باید محاکمه شود| ترکیه در ماجرای سقوط دمشق به ایران خیانت کرد

منصور حقیقت‌پور معتقد است مسئولان این تصمیم‌ها باید پاسخگو باشند و حتی از ضرورت محاکمه مقصران در دادگاه نظامی سخن می‌گوید.

 کیهان پشت علی مطهری درآمد؛ وظیفه حکومت اسلامی فقط تامین آب و نان نیست
۳ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

کیهان پشت علی مطهری درآمد؛ وظیفه حکومت اسلامی فقط تامین آب و نان نیست

روزنامه کیهان در واکنش به نامه آیت‌الله احمد عابدینی خطاب به علی مطهری درباره مسئله حجاب، با انتقاد شدید از طرح مسائل اقتصادی و اجتماعی در کنار موضوع حجاب، وی را «روحانی‌نما» خواند و تشبیه او درباره «دزدیدن کشمش» را به باد انتقاد گرفت.

 پایان تشکیلات خودگردان کردهای سوریه / تکمیل ادغام نیروها و نهادهای کرد سوریه در ساختار دولت مرکزی
۱۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

پایان تشکیلات خودگردان کردهای سوریه / تکمیل ادغام نیروها و نهادهای کرد سوریه در ساختار دولت مرکزی

نیروهای دموکراتیک سوریه تحت رهبری کردها برای سال های طولانی با حمایت آمریکا، کنترل شرق و شمال سوریه را در دست داشتند.