قبل از سالهای حدود ۱۸۰۰ میلادی، هنجارها و نگرشهای اجتماعی، اثر بسیار کمی بر اعمال مدیریت داشته است.در دهه آخر قرن نوزدهم میلادی، زمانی که شرکتهای بزرگ در حال شکلگیری بودند و صنایع بزرگ، روزبهروز قویتر میشدند، توجه جامعه به ضرورت مسئولیت اجتماعی سازمانها بیشتر شد. در ابتدای قرن حاضر، بسیاری از صاحبنظران، نیاز به مسئولیت اجتماعی سازمانها را مورد تاکید قرار دادند و بالاخره در سال ۱۹۱۹ میلادی پژوهشگران رشته بازرگانی برای نخستین بار هشدار دادند که اگر بنگاههای اقتصادی در انجام مسئولیت اجتماعی خود اهمالکاری کنند، جامعه باید به هر نحو ممکن اختیارات آنها را درباره فعالیتهای اقتصادیشان سلب کند و کنترل آنها را در دست گیرد. از اوایل دهه ۱۹۲۰ میلادی نیز سایر پژوهشگران مدیریت در نوشتههای خود به مسئولیت اجتماعی بنگاههای اقتصادی تاکید کردند.