
مصیبت «گرانی نان» برای سفرههای خالی کارگران / مزد ۶۰ درصد افزایش یافت، نان ۱۴۰ درصد گران شد!

وزیر تعاون: کارگران ساختمانی مشمول قانون مشاغل سخت و زیانآور قرار میگیرند
جهان صنعت نیوز ، احمد میدری روز جمعه در جلسه بررسی مسائل و مشکلات شهرستان خواف با اشاره به دغدغه کارگران ساختمانی برای زیر پوشش قرار نگرفتن قانون مشاغل سخت و زیان آور افزود: با تغییر قواعد موجود و اصلاح قانون فوق این قشر از مزایای آن برخوردار میشوند.
وی ادامه داد: بر این اساس با تغییر قواعد مشاغل قانون سخت و زیان آور، کارگران ساختمانی سالانه با پرداخت چهار درصد حق بیمه تحت پوشش این قانون قرار می گیرند.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از برخی رویه های موجود در خصوص استفاده از قانون مشاغل سخت و زیان آور انتقاد کرد و گفت: افرادی که حق اصلی شان این نیست و آن را از تامین اجتماعی می گیرند، به مثابه سوء استفاده از حق همه کارگران کشور عمل کرده اند.
وی از شرکتهای معدنی سنگان خواف خواست که علاوه بر مشارکت در احداث و تکمیل زیرساختها در فعالیتهای فرهنگی و ورزشی، بهداشت و درمان و شهرسازی هم مشارکت بیشتر داشته باشند.
میدری از معادن سنگ آهن سنگان خواف به عنوان فرصت بی نظیر برای توسعه و رونق اقتصادی منطقه ای و جلب سرمایه گذاری و از جمله سرمایه گذاری خارجی یاد کرد و گفت: ظرفیتهای معدنی این شهرستان فرصتهای مغفول سرمایهگذاری و توسعه است.
وی تاکید کرد: فولاد شرق خراسان به عنوان یکی از طرحهای بزرگ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از سال ۱۳۹۱ در مجتمع سنگان خواف آغاز شده و به دلیل برخی مشکلات هنوز تکمیل نشده و با ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی در دست اجرا است.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تصریح کرد: تجهیزات مورد نیاز این طرح خریداری و تا پایان سال جاری تکمیل می شود.
به گفته وی، بهره برداری از این طرح علاوه بر توسعه و رونق اقتصادی خواف نقش مهمی در اشتغال مردم منطقه دارد.
بازدید از طرحهای اصلاح افزایش راندمان منصوبات کشاورزی، افتتاح قطعه دوم جاده دوبانده خواف به رشتخوار، بازدید از واحد تولیدی فولاد شرق و مجتمع دوستی سنگ آهن خواف، شرکت در جلسه مسائل و مشکلات شهرستان خواف از برنامههای سفر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به این شهرستان است.
مجتمع سنگ آهن سنگان خواف با بیش از یک میلیارد تن ذخیره، یکی از ۱۰ معدن بزرگ سنگ آهن در جهان و تامینکننده خوراک اولیه برای تولید ۱۷.۵ میلیون تن کنسانتره، ۱۵ میلیون تن گندله و پنج میلیون تن سنگ آهن در ایران است.
مرکز شهرستان ۱۷۰ هزار نفری خواف با ۱۲۳ کیلومتر مرز مشترک با کشور افغانستان در فاصله ۲۶۷ کیلومتری جنوب شرقی مشهد قرار دارد.
منبع: ایرنا اقتصاد کلان برچسب هااحمد میدری کارگران ساختمانی
شناسه : 606891
لینک کوتاه : لینک کپی شد
جنجال جدید حجت الله عبدالملکی؛ بازی با ریاضی یا فرار از کارنامهای که سفرهها را کوچک کرد؟/ تئوریهای عجیب و نادر وزیر کار دولت رئیسی کی تمام میشود؟
مردی که روزگاری مدعی بود با یک میلیون تومان میتوان کارآفرینی کرد و با کوچک کردن درب پارکینگ منازل میتوان خودروسازی غرب را زمینگیر ساخت، بار دیگر به صحنه برگشته تا یکی از شاذترین گزارههای تاریخ اقتصاد معاصر ایران را صادر کند.
حجتالله عبدالملکی، وزیر ناکارآمد دولت سیزدهم، در تازهترین اظهارنظر جنجالی خود، جنگ، محاصره اقتصادی و شوکهای ارزی ناشی از تنشهای اخیر را از دادگاه گرانیها تبرئه کرده و با قاطعیتی شگفتانگیز مدعی شده که این فاکتورها «حتی یک درصد» هم در تورم و تنگتر شدن دست مردم نقش نداشتهاند. این ادعای حیرتانگیز نه یک تحلیل کارشناسی با سنجههای اقتصادی، بلکه یک مانور سیاسی ناشیانه برای پاک کردن ردپای تفکری است که خود، از معماران اصلی سیاهی این روزگار اقتصادی و سقوط قدرت خرید جامعه بوده است.
وقتی یک مدیر سابق که کارنامهاش لبریز از تصمیمات هزینهساز و شعارهای بیپشتوانه است، چشم بر بدیهیات ملموس بازار میبندد، مسئله دیگر صرفاً یک اختلافنظر علمی نیست؛ بلکه توهین آشکار به شعور عمومی و سفرههایی است که تحت مدیریت همین نگاه، روزبهروز کوچکتر و خالیتر شدند. انکار خط آتش در بازار ارز و کالا
ادعای «صفر درصدی» عبدالملکی درباره بیاثری تنشهای نظامی و محاصره اقتصادی، در واقع سوءاستفاده از آمار و پاک کردن خشنترین واقعیتهای میدانی است. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که مسئولان ارشد اجرایی و سیاستگذاران پولی کشور، خلاف این رویاپردازیهای سیاسی، ابعاد هولناک شوکهای بیرونی را بارها به مردم گزارش دادهاند. شخص رئیسجمهور صراحتاً تاکید کرده که هیچ ناظر منصفی نمیتواند آثار تخریبی جنگ، تحریمهای فلجکننده و محاصره تجاری را از تحلیل تورم جدا کند.
عبدالناصر همتی نیز در مقام مدیریت ارشد بانک مرکزی، پرده از افت شدید مبادلات ارزی، انسداد مسیرهای تجاری، جهش چندبرابری هزینههای ترانزیت کالا و شکلگیری انتظارات سنگین تورمی برداشته است. وقتی مسیرهای بینالمللی توزیع کالا ناامن میشوند، هزینه تامین مواد اولیه جهش یافته و درآمد ارزی کشور تحت شعاع اختلال در صادرات نفت قرار میگیرد، صادر کردن حکم تبرئه برای عوامل خارجی، رسماً چشمبستن بر آتشسوزی در بازار است. چگونه میتوان جهش قیمت کالاهای اساسی و فشار بر بازار ارز را دید و باز هم ادعا کرد که شوکهای جنگی حتی یک درصد هم بر این بازار اثر نداشتهاند؟ این نوع ریاضیات سفارشی، تنها از اتاق فکر جریانهایی بیرون میآید که نان خود را در کتمان واقعیت میجویند. رژه تئوریهای شاذ؛ از رویای شغل یک میلیونی تا ماجرای لامبورگینی!
برای آنکه بفهمیم ادعای جدید عبدالملکی از چه جنس است، باید به عقب بازگشت و پازل فکری این چهره حاشیهساز را دوباره مرور کرد. جامعه ایران پیش از این نیز بارها تاوان تئوریهای آزمایشگاهی و مضحک او را پرداخته است. سالها پیش، زمانی که هزینههای ایجاد یک شغل پایدار در کشور سر به فلک میزد، او با ادبیاتی قاطع مدعی شد که با یک میلیون تومان میتوان شغل ایجاد کرد؛ ادعایی که پایش حتی به رسانه ملی باز شد و تا مدتها سوژه طنز فعالان اقتصادی بود، اما او با سرسختی بر آن پافشاری کرد.
سخن از فردی است که در تحلیلی جنجالی، علت موفقیت صنعت خودروسازی در کره جنوبی را به کوچک بودن درب پارکینگ منازل کرهایها ربط داد تا نشان دهد مردم آن کشور مجبور به خرید خودروی کوچک داخلی شدهاند! تولید «لامبورگینی ایرانی» در کارگاههای خانگی توسط چند جوان و ارائه تعاریف عجیب از فضای کسبوکارهای بینالمللی، بخشهای دیگری از شاهکارهای فکری کسی است که بعدتر کلید یکی از حیاتیترین و اجتماعیترین وزارتخانههای کشور، یعنی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به او سپرده شد.
یکی از سطحیترین خطاهای تئوریسینهای ساختگی، محدود کردن آثار جنگ به نرخ روزانه چند کالای مصرفی است کارنامه زرد در مسند قدرت
تراژدی واقعی، اما زمانی رقم خورد که این ایدههای شاذ از فضای مجازی و برنامههای تلویزیونی به صحنه واقعی مدیریت اجرایی کشور تزریق شد. عبدالملکی بر صندلی وزارتی نشست که با معیشت میلیونها بازنشسته، کارگر و اقشار آسیبپذیر گره خورده بود. خروجی آن نگاه شعاری و بیارتباط با واقعیتهای ساختاری، در زمان تصدی او خیلی زود آشکار شد. اتخاذ تصمیمات هیجانی در حوزه صندوقهای بازنشستگی، اختلال شدید در روابط کارگری و برهم زدن توازن مالی بخش کارگری، به نارضایتیهای گسترده و تجمعات بیسابقه اعتراضی منجر شد.
ناتوانی عبدالملکی در اداره امور واقعی و فروپاشی نسخههای یکمیلیونیاش، در نهایت وی را به نخستین وزیر مستعفی آن دولت تبدیل کرد؛ خروجی تلخی که نشان داد مدیریت اقتصادی یک کشور را نمیتوان با جملات قصار و شعارهای کلیکخور اداره کرد. با این حال، شگفتانگیز است که چنین کارنامه مردود و پرهزینهای، بهجای سکوت و پاسخگویی، بار دیگر در نقش مدعی ظاهر میشود و به دولت و نهادهای رسمی درس اقتصاد میدهد.
پشتپرده یک ادعای سیاسی؛ جابهجایی متهم و شانه خالی کردن از مسئولیت
پشت این انکارهای بیپروا، یک تاکتیک نخنماشده سیاسی نهفته است؛ تسویهحسابهای جناحی به قیمت تحریف رنجهای مردم. اگر پذیرفته شود که تنشهای منطقهای، تحریم و محاصره اقتصادی، شوکهای جبرانناپذیری به بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی وارد کردهاند، آنگاه تفکر حامی عبدالملکی باید بپذیرد که نسخههای عزلتگرایانه و شعارهای ضدتوسعهای آنها چه هزینههای سنگینی بر دوش مردم بار کرده است. اما اگر با یک مانور رسانهای، اثر جنگ و محاصره «صفر» جلوه داده شود، تمام بار مشکلات به تصمیمات جاری دولت منتقل شده و بانیان وضعیت موجود از زیر بار پاسخگویی شانه خالی میکنند.
این یک بازی دوبردی برای جریانهای تندرو است؛ از یکسو ریشه اصلی تحریمها و فشارهای خارجی را نادیده میگیرند و از سوی دیگر، تنگتر شدن دست مردم را بهانهای برای حملات بیشتر سیاسی میسازند. اما سوال اصلی اینجاست که اگر فشارهای بینالمللی هیچ اثری در اقتصاد ندارند، چرا در دوران مدیریت همفکران همین آقایان، تورم به کانالهای بیسابقه رسید و رکورد اختلال در صادرات نفت و عجز در تامین کالاهای اساسی شکسته شد؟ هزینه جنگ فقط روی برچسب قیمتها نیست
یکی از سطحیترین خطاهای تئوریسینهای ساختگی، محدود کردن آثار جنگ به نرخ روزانه چند کالای مصرفی است. آسیبهای اقتصادی ناشی از تنشهای نظامی و محاصره، بسیار عمیقتر از قیمتهای لحظهای در بازار است. بر اساس مطالعات متعددی که بر روی اقتصادهای درگیر جنگ انجام شده، شوکهای نظامی تا سالها ریشههای رشد اقتصادی را میسوزانند، فرار سرمایه را تسریع میکنند، اعتماد فعالان بخش خصوصی را نابود میسازند و فرصتهای تجاری و بینالمللی را به صفر میرسانند. حتی پس از پایان درگیریها، هزینههای پنهان جنگ در قالب رشد ازدسترفته و ناترازیهای تعویقافتاده خود را نشان میدهند.
انکار اثر جنگ، یعنی نادیده گرفتن تعطیلی صنایع، جهش نرخ ریسک سرمایهگذاری و نابودی فرصتهای شغلآفرینی. عبدالملکی و همفکرانش با تقلیل دادن این ابربحرانها به یک گزاره انکاری «یک درصدی»، در واقع عمق خسارتهایی که بر پیکر تولید ملی وارد شده را پنهان میکنند تا معادله سادهانگارانه خود را به افکار عمومی تحمیل کنند. بازی با اعصاب جامعه؛ مردم کدام روایت را باور میکنند؟
امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری از تحلیلهای فضایی، آمارسازیهای سفارشی و فرار از واقعیت خسته و بیزار است. مردم اثرات جنگ و محاصره اقتصادی را نه در لابلای توییتها و سخنرانیهای عبدالملکی، بلکه با تمام وجود در بازارها، در تعمیرگاهها، در داروخانهها و در سفرههای روزمره خود لمس میکنند. آنها خیلی خوب میدانند که اقتصاد، نیازمند عقلانیت، تعامل با جهان و نگاه واقعبینانه است، نه نسخههای خیالی و ادعاهای تند. وقتی روایتهای رسمی کشور از زبان رئیسجمهور و بانک مرکزی، سخن از فشار مضاعف محاصره و جنگ میگوید، ادعای شاذ یک مسئول سابق مستعفی بیش از آنکه یک تحلیل اقتصادی باشد، به یک طنز تلخ و موضعگیری جناحی شبیه است. مردم نیازمند پاسخهای صادقانه هستند؛ پاسخهایی که هم سهم مشکلات ساختاری و سوءمدیریتهای گذشته را شفاف کند و هم تاوان سنگینی که شوکهای خارجی به معیشتشان تحمیل کرده را شجاعانه بپذیرد. وقت حسابرسی است، نه تئوریپردازی دوباره!
در نهایت، سخن گفتن از بیاثری کامل جنگ و محاصره اقتصادی، چیزی جز پاک کردن صورتمسئله و فرار از حقیقت نیست. حجتالله عبدالملکی و همفکران او، بهجای صادر کردن گزارههای شاذ و خطونشان کشیدن برای سیاستگذاران فعلی، باید بابت سالها آزمایش و خطای نسخههای ویرانگر خود به افکار عمومی پاسخ دهند. آنها باید بگویند فرمولهای جادوییشان برای اشتغال و اداره بازار چه گرهی از کار مردم گشود که امروز دوباره در مقام مدعیالعموم اقتصادی ظاهر شدهاند؟
واقعیت روشن است که جنگ و تحریم، اقتصاد ایران را سکته دادهاند و انکار آن از سوی آقای تئوریسین، تنها ثابت میکند که برخی چهرهها چقدر از نبض جامعه و واقعیتهای عینی معیشت مردم فاصله دارند. وقت آن رسیده که بازار تحلیلهای شعاری تعطیل شود و بانیان سیاهی این روزگار، مسئولیت عملکرد و اظهارات خود را بر عهده بگیرند.
زمان تشکیل جلسه شورایعالی کار مشخص شد/ آیا مزد کارگران ترمیم میشود؟
طبق دعوتنامهای که برای فعالان کارگری فرستاده شده است، سیصد و چهل و چهارمین جلسه شورای عالی کار، ساعت ۱۷ روز یکشنبه، یکم شهریور ماه برگزار خواهد شد.
ایلنا نوشت: بر اساس دستور کار این جلسه، بررسی آیین دادرسی کار، طرح مشکلات مربوطه و ضرورت اصلاح برخی از موارد، از جمله مواد ۹۷ تا ۹۹ با توجه به راهاندازی سامانه الکترونیکی روابط کار، در دستور بررسی قرار دارد.
همچنین ادامه بررسی و تبادل نظر درباره تدوین آییننامههای مربوط به ماده ۱۹۰ قانون کار و اتخاذ تصمیم درمورد چگونگی تدوین آییننامههای مزبور از جمله مسائلی است که در دعوتنامه به آن اشاره شده است.
این جلسه با حضور اعضای شورای عالی کار برگزار میشود و هنوز مشخص نیست موضوع ترمیم مزد نیز در این جلسه مورد بررسی قرار بگیرد یا خیر.

کاهش بیسابقه تردد در تنگه هرمز/ تنش در آبراه استراتژیک بالا گرفت؟

افزایش اجارهبها بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد شد - سرمایه و بورس

مس؛ برنده بزرگ موج سرمایهگذاری جهانی در هوش مصنوعی | سود شرکت BHP به ۳۳ میلیارد دلار رسید | اثر جنگ ایران بر بازار فلزات

تکذیب شایعه بنزین ۸۰ هزار تومانی

پزشکیان: چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟ - سرمایه و بورس

