
تمسخر هگزث در فضای مجازی

پزشکیان حرف جریانات سیاسی ورشکسته را تکرار میکند
به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ این روزها برخی از سیاسیون ورشکسته در فضای رسانهای، از لزوم «پایان جنگ» سخن میگویند و حالا این ادبیات در اظهارات رئیسجمهور هم تکرار شده است.
پرسش ساده، اما اساسی اینجاست: مگر ما شروعکننده جنگ بودیم که پایان دادن به آن به دست ماست؟
جنگ را دشمن تحمیل کرد. دشمن حمله کرد، دشمن ترور کرد، دشمن تأسیسات ما را زد و دشمن بود که پیمانها را نقض کرد. جمهوری اسلامی ایران در مقام دفاع مشروع و با اقتدار کامل پاسخ داد و دشمن را شکست خورده به عقب راند.
حالا با این واقعیت روشن، «پایان دادن به جنگ» یعنی چه؟ یعنی چه کنیم که جنگ تمام شود؟ یعنی برویم و از دشمن متجاوز خواهش کنیم که آتشبس کند؟ یعنی با پذیرش خواستههای او، سازش کنیم تا او راضی شود دست از تجاوز بردارد؟
این رویکرد، نه تنها هیچ نسبتی با واقعیت میدان ندارد، بلکه دقیقاً همان حرفی است که برخی جریانات سیاسی ورشکسته و بیاعتبار در روزهای اخیر مطرح کردهاند. جالب آنکه همان افراد، پیشتر نیز با ادبیات انفعالی خود، زمینهساز خوشبینیهای بینتیجه به دشمن شده بودند.
نکته مهمتر اینکه چنین مواضع ضعیف و انفعالی، نه تنها جنگی را پایان نمیدهد، بلکه دقیقاً همان عاملی است که دشمن را به حمله و تجاوز مجدد تشویق میکند. تاریخ گواه است که هرگاه ایران از موضع انفعال و عقبنشینی سخن گفته، دشمن جریتر شده و بر طمع خود افزوده است.
نمونه بارز آن، دو جنگ اخیری است که در دورهای صورت گرفت که دولتمردان ما بیشترین تمایل را به مذاکره و انعطاف با دشمن داشتند و هر بار نیز در حین مذاکره مورد حمله قرار گرفتیم.
دشمن همچون گرگی است که بوی ضعف را حس میکند و به جای عقبنشینی، حملهای سختتر را آغاز میکند. ادبیات «پایان جنگ» از موضع خواهش و التماس، به دشمن این پیام را میدهد که ایران از میدان خسته شده و برای خروج شتابزده است؛ این دقیقاً همان نقطهای است که دشمن برای افزایش فشار و طراحی حملهای جدید، از آن بهرهبرداری خواهد کرد.
مردم هوشیار و بصیر ایران، رئیسجمهور را به صداقت میشناسند و از ایشان انتظار دارند که فریفته ادبیات سیاسیون شکستخورده نشوند. تکرار این حرفهای بهظاهر صلحطلبانه و عوامانه، نه تنها به اعتماد مردم نسبت به دولت آسیب میزند، بلکه به دشمن این پیام را میدهد که ایران برای خروج از میدان شتابزده است و او را نسبت به اقدامات خصمانهتر تشویق میکند.
فرمانده سپاه: در این مقطع حساس و سرنوشتساز، تداوم پرشتاب «راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی» ضرورت دارد
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و دوم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۷ روز میگذرد، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا گفته از ابتدای سال جاری تا ۶ اوت، ۷۴ حادثه در مسیر عمانی تنگه هرمز گزارش شده. فرمانده کل سپاه هم از لزوم تداوم پرشتاب راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی سخن گفته است.
تحولات مربوط به جنگ، آتش بس و مذاکره در روز گذشته را از لینک زیر بخوانید:
در روز چهل و یکم جنگ سوم چه گذشت؟(۳۰ مرداد ۱۴۰۵)/ فرمانده کل سپاه: در این مقطع حساس و سرنوشتساز، تداوم پرشتاب "راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی" ضرورت دارد/معاون وزیر دفاع: قبل از جنگ امکانات دفاعی و نظامی خود را جابهجا کرده بودیم؛ دشمن به کاهدان زد/گفتگوی وزیر خارجه عمان و عراقچی درباره شرایط ازسرگیری مذاکرات/المانیتور به نقل از مقامات عمانی: از مواضع ترامپ متحیریم؛ او میخواهد برای شکست در جنگ قربانی پیدا بکند
اخبار مربوط به روز چهل و دوم جنگ سوم و روز صد و سی و هفتم آتش بس (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) به شرح زیر است:
سردار وحیدی: در این مقطع حساس و سرنوشتساز تداوم پرشتاب راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی ضرورت دارد ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ - ۲۳:۵۸ سرلشکر وحیدی، فرمانده کل سپاه با صدور پیامی فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه «روز صنعت دفاعی کشور» را به سرتیپ پاسدار سید مجید ابن الرضا، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت.
در این پیامآمده است: در چنین مقطع حساس و سرنوشتسازی، تداوم پرشتاب راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی به عنوان تنها راهکار هوشمندانه ضرورت دارد.
در بخش دیگری از این پیام آمده است: قدرتافزایی در تولید محصولات صنعت دفاعی و نظامی ادامه خواهد یافت تا ایران اسلامی به جایگاه حقیقی خود به عنوان قدرتی بیبدیل در هندسه نظم نوین جهانی دست یابد.
«دفاع موزاییکی ایران» در جنگ
ابراهیم شهولی
آرمان امروز : عملیات «خشم حماسی» که توسط ائتلافی به رهبری ایالات متحده و با مشارکت اسرائیل آغاز شد، نه تنها یکی از گستردهترین حملات نظامی علیه ایران در چهار دهه اخیر محسوب میشود، بلکه بهمثابه آزمونی سرنوشتساز برای دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران عمل کرده است. دکترین موسوم به «دفاع موزاییکی» که توسط سپاه پاسداران طراحی و پیادهسازی شده، در این رویارویی مستقیم، نقاط قوت و ظرفیتهای ساختاری خود را به روشنی نمایان ساخت.
دکترین دفاع موزاییکی در اصل بر اساس تجربه فروپاشی ارتش متمرکز عراق در جنگ ۲۰۰۳ شکل گرفت؛ تجربهای که نشان داد اتکای صرف به یک زنجیره فرماندهی متمرکز، آسیبپذیریهای جدی ایجاد میکند.
سپاه پاسداران با الهام از این تجربه، ساختار خود را بهگونهای بازطراحی کرد که به جای یک زنجیره فرماندهی متمرکز، هر منطقه جغرافیایی و هر واحد نظامی، مانند یک «تکه موزاییک» مستقل عمل کند. این واحدها در عین اتصال به کل تصویر، برای بقا و تداوم عملیات، وابستگی حیاتی به «رأس هرم» ندارند و از استقلال عملیاتی، تسلیحات و دسترسی به نیروی مردمی بسیج برخوردارند تا در صورت حذف فرماندهی مرکزی، به طور خودگردان به مأموریت خود ادامه دهند. به این الگو، «دفاع یا حمله متقابل افقی و پراکنده» نیز گفته میشود؛ نوعی عملیات که فلج کردن و متوقف ساختن آن دشوار است.
در موج اول عملیات خشم حماسی، اهداف متعددی از جمله مراکز فرماندهی، تأسیسات پدافند هوایی، سایتهای موشکی و هستهای، و نیز محل استقرار رهبر انقلاب و فرماندهان ارشد سپاه مورد اصابت قرار گرفت. با این حال، فروپاشی پیشبینیشده توسط طراحان این عملیات محقق نشد. دقیقاً در این نقطه، دکترین موزاییکی به کار افتاد؛ یگانهای استانی بدون نیاز به انتظار برای دستور از مرکز، به صورت مستقل وارد فاز پاسخگویی شدند.
واکنش نظامی ایران سه وجه مشخص داشت: نخست، استفاده از انبارهای زیرزمینی پراکنده در سراسر کشور برای شلیک انبوه موشکها و پهپادهای ارزانقیمت که با هزینههای نسبتاً پایینی تولید میشوند. دوم، به آب انداختن ناوگانی از قایقهای تندرو که برای جنگ نامتقارن در خلیج فارس طراحی شدهاند. سوم، فعالسازی گروههای مقاومت در عراق، یمن و لبنان برای گشودن جبهههای چندگانه علیه منافع آمریکا و متحدانش. نتیجه فوری آنکه ایران نه تنها فرو نپاشید، بلکه ظرف ساعاتی حملات متقابلی را به پایگاههای آمریکا در بحرین، قطر، کویت و امارات و نیز اهداف اسرائیل ترتیب داد.
کاربست این دکترین در مواجهه با خشم حماسی، از یک سو نشان داد که استراتژی «نباختن» که همان هدف نهایی این الگوی دفاعی است با موفقیت عمل میکرد؛ از سوی دیگر، این شبکه حتی پس از حذف فرماندهان کلیدی نیز به حیات خود ادامه داد و نشان داد که فلجسازی از طریق حذف رأس هرم، بر اساس این دکترین امکانپذیر نیست. این در حالی بود که بسیاری از تحلیلگران غربی با تکیه بر الگوی جنگهای کلاسیک، تصور میکردند حذف فرماندهان میتواند ماشین نظامی ایران را از کار بیندازد.
عملیات خشم حماسی که سرانجام در می ۲۰۲۶ پایان یافت، بیش از هر چیز نشان داد که دکترین دفاع موزاییکی در برابر «ضربه سر بریدن» که هدف نهایی طراحان آن بود کارایی قابل قبولی داشته است. همزمان، این جنگ ابعاد تازهای نیز یافته و امروز به «خشم اقتصادی» یعنی محاصره دریایی و تشدید تحریمها تغییر ماهیت داده است؛ موضوعی که فراتر از توانایی یک دکترین صرفاً نظامی است و ضرورت طراحی راهبردهای مکمل در عرصه اقتصادی را نمایان میسازد. به عبارت روشنتر، موزاییک توانست ایران را در برابر بمب نجات دهد، اما مدیریت ابعاد اقتصادی این رویارویی هماکنون در بوته آزمایش قرار دارد و کارایی آن در گرو عملکرد آینده جمهوری اسلامی در حوزههای اقتصادی و دیپلماتیک خواهد بود.

قالیباف: ما قدر صلح را بیشتر از مدعیان صلح میدانیم

قدردانی نماینده آیت ا... سیستانی از پزشکیان برای مدیریت کشور در جنگ

میزان کسری روزانه بنزین در ایران؛ ۴ میلیون لیتر

چین و امارات رزمایش مشترک برگزار میکنند/ «سپر شاهین ۲۰۲۶» در سینکیانگ به پرواز درمیآید

مصدّق فکر میکرد آمریکا فقط قلقلکش میدهد؛ اما کودتا شد! - تسنیم

