در فوتبال همیشه همه چیز روی کاغذ نوشته نمیشود. اگر قرار بود نامها برنده مسابقه باشند، اصلاً نیازی به نود دقیقه بازی و هزار و یک تشریفات نبود. اما سالهاست که تیم ملی ایران یک عادت قدیمی دارد؛ به هم ریختن همان معادلاتی که دیگران از قبل حلشده میدانند. این تیم، از روز اول، آسانترین مسیر را نداشت اما درون اردوی ایران، روایت دیگری جریان گرفت؛ بازیکنانی که کنار هم ایستادند، از هم حمایت کردند و اجازه ندادند هیچ بحرانی، رختکن را از هم جدا کند. در مرکز این اتحاد، یک مربی ایرانی ایستاده بود؛ مربیای که بیش از هر تاکتیکی، توانست یک «تیم» بسازد. تیمی که به هم اعتماد داشت، برای هم میدوید و موفقیت را نه در آمار فردی، بلکه در موفقیت جمع میدید. این کاریزما، فقط کنار خط دیده نمیشد؛ در رفتار بازیکنان، در آرامششان بعد از گل خوردن، در واکنششان به فشار مسابقات و در جنگیدنشان تا آخرین ثانیه پیدا بود. …