
حج امسال نمایهای از عزت حاجیان ایرانی شد

صلوات خاصۀ امام حسن عسکری (ع) + ترجمه
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، همزمان با سالروز شهادت امام حسن عسکری (ع) صلوات خاصه امام یازدهم یکی از اذکار پر فضیلت این روز است.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرِّ التَّقِیِّ الصَّادِقِ الْوَفِیِّ النُّورِ الْمُضِیءِ خَازِنِ عِلْمِکَ
خدایا درود فرست بر حسن فرزند علىّ بن محمّد (علیهم السّلام)، آن بزرگوار نیکوکار و پرهیزکار و صادق و وفادار، نور فروزنده و خزینهدار علم تو
وَ الْمُذَکِّرِ بِتَوْحِیدِکَ وَ وَلِیِّ أَمْرِکَ وَ خَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّینِ الْهُدَاةِ الرَّاشِدِینَ وَ الْحُجَّةِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا
و یاد آورندۀ مقام توحید و یکتایى و صاحب فرمان تو و جانشین پیشوایان دین و هادیان و رهبران خلق و حجّت خدا بر اهل دنیا
فَصَلِّ عَلَیْهِ یَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیَائِکَ وَ حُجَجِکَ وَ أَوْلاَدِ رُسُلِکَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ
پس خدایا بر او درودى فرست برتر از هر درودى که بر احدى از خاصان و بندگان خالص و حجّتهاى خود بر خلق و فرزندان رسولانت فرستادى اى خداى تمام عوالم وجود.
«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
عصر ایران؛ ابوذر حقگو - سیونهمین اجلاس رؤسای آموزشوپرورش استانها با شعار «کیفیت، عدالت، هویت» برگزار شد؛ سه کلیدواژه که اگر بهدرستی فهم، صورتبندی و پیگیری شوند، میتوانند نقشه راه تحول واقعی در آموزشوپرورش باشند.
«کیفیت» ناظر به یادگیری عمیق و پایدار دانشآموزان است؛ «عدالت» به معنای تضمین فرصتهای واقعی و برابر یادگیری برای همه کودکان و نوجوانان؛ و «هویت» نیز مسئله تربیت نسلی است که احساس کرامت، تعلق، امید، مسئولیتپذیری و توانایی مشارکت در جامعه داشته باشد. اما با مرور اخبار، گزارشها و بازتابهای منتشرشده از اجلاس، بهسختی میتوان نشانهای روشن و عملی از پرداختن جدی، دقیق و نتیجهمحور به این سه مفهوم یافت.
گویی شعار اجلاس بر پیشانی برنامه نصب شده، اما هنوز به دستور کار اجرایی، مسئلههای مشخص، شاخصهای قابل سنجش، مسئولان معین و زمانبندی روشن تبدیل نشده است.
نه «کیفیت» بهعنوان مسئله محوری یادگیری دانشآموزان، نه «عدالت» بهعنوان رفع شکافهای واقعی آموزشی و نه «هویت» بهعنوان مسئله تربیت نسل جدید، آنگونه که باید در کانون گفتوگوها و تصمیمها قرار نگرفتهاند.
برگزاری اجلاس با حضور رئیسجمهور و مقامات ارشد کشور، طی سه روز در اردوگاه شهید باهنر تهران، با تنوع کمسابقه مدیران بیرونی و سطح بالای حضور مسئولان، در نوع خود قابل توجه بود.
حضور مقامها و مدیران دستگاههای گوناگون میتواند در اصل فرصتی برای جلب حمایت ملی از آموزشوپرورش باشد؛ اما همین حجم از حضور مدیران خارج از بدنه آموزشوپرورش، یک پرسش جدی ایجاد میکند:
آیا مدیران آموزشوپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامههای فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانیها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئولان، اساساً زمان و تمرکز کافی برای پرداختن به مسائل اصلی خود اجلاس، یعنی «کیفیت، عدالت و هویت»، داشتهاند؟
مسأله، مخالفت با حضور مسئولان یا نادیدهگرفتن اهمیت حمایت میاندستگاهی از آموزشوپرورش نیست. مساله، نسبت میان زمان، اولویت و خروجی است.
هنگامی که بخش قابل توجهی از ظرفیت یک نشست تخصصی صرف برنامههای رسمی، سخنرانیهای تشریفاتی و حضور مدیران بیرونی میشود، این خطر وجود دارد که مدیران آموزشی بهجای گفتوگوی عمیق و حرفهای درباره چالشهای مدرسه، معلم و دانشآموز، در جایگاه میزبان و شنونده قرار بگیرند. در چنین وضعیتی، اجلاس ممکن است بیش از آنکه «اتاق حل مسأله » باشد، به مانوری تبلیغاتی برای مدیران ارشد کشور و مجالی برای بیان واژههای پرطمطراق درباره منزلت معلم و اهمیت آموزشوپرورش تبدیل شود؛ بیآنکه برای کیفیت یادگیری، شکافهای آموزشی و بحران هویت نسل جدید، زمان کافی برای تصمیمگیری و تعیین تکلیف اجرایی باقی بماند.
هیچکس در اهمیت آموزشوپرورش، منزلت معلم، نقش مدرسه در تربیت نسل آینده و ضرورت سرمایهگذاری برای توسعه کشور تردید ندارد؛ اما پرسش این است که چرا فاصله میان سخنان رسمی و واقعیت مدرسه همچنان تا این اندازه زیاد است؟
چرا در اجلاسها بر نقش محوری آموزشوپرورش، عدالت آموزشی و جایگاه معلم تأکید میشود، اما مدیران مدارس و مناطق همچنان با کمبود نیروی انسانی، تراکم کلاسها، فرسودگی فضاهای آموزشی، فشارهای اداری، کسری منابع، تصمیمهای معطلمانده و مطالبات انباشته سالهای گذشته مواجهاند؟
نشستهای ملی، اگر مسئلهمحور و نتیجهگرا باشند، میتوانند فرصتی ارزشمند برای انتقال تجربه، همافزایی مدیریتی، گفتوگوی حرفهای و اتخاذ تصمیمهای مؤثر باشند. اما زمانی که تشریفات، سخنرانیهای طولانی، گزارشهای کلی، تقدیرهای مرسوم و وعدههای بدون ضمانت اجرا بر محتوای عملی غلبه میکند، نشست از یک فضای کارشناسی به مراسمی رسمی و رسانهای تقلیل مییابد.
در چنین فضایی، مدیر منطقه، مدیر مدرسه و معلم ــ که باید روایتگران اصلی واقعیت میدان باشند ــ بیشتر شنوندهاند تا شریک واقعی در تصمیمسازی.
اجلاس سیونهم در شرایطی برگزار شد که آموزشوپرورش کشور، در فاصله میان دو دوره بحرانی موسوم به جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، به اقتضای شرایط، مدارس را نزدیک به چهار ماه به شکل مجازی اداره کرد. فارغ از ضرورتهای آن مقطع، این تجربه باید به یک مسئله مهم برای ارزیابی ملی تبدیل میشد. آموزش مجازی اضطراری، بهویژه در کشوری که دسترسی دانشآموزان به اینترنت پایدار، ابزار هوشمند، محیط مناسب یادگیری و پشتیبانی آموزشی خانوادهها یکسان نیست، نمیتواند معادل آموزش حضوری و یادگیری باکیفیت تلقی شود.
در آموزش حضوری، مدرسه تنها محل انتقال محتوا نیست؛ محیط تعامل انسانی، بازخورد لحظهای معلم، همسالان، نظم آموزشی، مشارکت گروهی، مشاهده دقیق وضعیت دانشآموز و شناسایی بهموقع افت تحصیلی یا آسیب اجتماعی است. تعطیلی طولانیمدت مدرسه، حتی اگر از نظر اداری با برگزاری کلاس برخط جبرانشده تلقی شود، در عمل میتواند پیامدهایی جدی بر یادگیری، انگیزه، سلامت روانی، ارتباطات اجتماعی و احساس تعلق دانشآموزان داشته باشد.
با وجود این، جای بحثی شفاف، مستقل و مبتنی بر داده درباره پیامدهای آن دوره آموزش غیرحضوری در اجلاس خالی است. آیا افت یادگیری دانشآموزان سنجیده شده است؟ کدام پایهها، درسها و مناطق بیشتر آسیب دیدهاند؟ چه تعداد از دانشآموزان در مناطق روستایی، عشایری، مرزی و حاشیه شهرها عملاً از آموزش مؤثر محروم ماندهاند؟ چه میزان از نابرابری آموزشی در این دوره تشدید شده است؟ برای جبران عقبماندگی یادگیری دانشآموزان، بهویژه در مهارتهای پایه، چه برنامهای با زمانبندی، بودجه و مسئول اجرایی مشخص طراحی شده است؟ اگر گزارش روشنی از کیفیت یادگیری پس از این دوره منتشر نشود، چگونه میتوان از «کیفیت» بهعنوان شعار اجلاس سخن گفت؟
مسئله مهم دیگر، وضعیت آموزشوپرورش ایران در آزمونهای بینالمللی «تیمز» و «پرلز» است. این نتایج فقط چند رتبه یا عدد آماری نیستند؛ بلکه میتوانند نشانهای از مسئلهای عمیقتر در خواندن، درک مطلب، ریاضیات، علوم، حل مسئله و توانایی یادگیری دانشآموزان باشند. نتایج چنین آزمونهایی باید زنگ خطری برای برنامه درسی، شیوههای تدریس، تربیت و توانمندسازی معلم، نظام ارزشیابی و کیفیت مدیریت مدرسه باشد.
واقعیت آن است که آموزشوپرورش باید دغدغه نخست خود را در چنین نشستهایی، «کیفیت آموزش و کیفیت یادگیری» قرار دهد؛ اما گاه تنها موضوعی که بهطور جدی، شفاف و همراه با برنامه اجرایی مطرح نمیشود، همین مسئله است. از بودجه، کمبود نیروی انسانی، مدرسهسازی، فناوری، هوشمندسازی، مولدسازی املاک و مشارکت خیرین سخن گفته میشود؛ اما کمتر پرسیده میشود که خروجی همه این اقدامات چیست؟ آیا دانشآموز ایرانی بهتر میخواند؟ آیا دقیقتر مینویسد؟ آیا در ریاضیات و علوم توانمندتر شده است؟ آیا قدرت تحلیل، گفتوگو، حل مسئله و تصمیمگیری او ارتقا یافته است؟
اگر پاسخ به این پرسشها روشن نباشد، سخن گفتن از کیفیت به یک عنوان اداری تقلیل مییابد. کیفیت آموزشی یعنی همه اجزای نظام ــ از بودجه و نیروی انسانی تا فناوری و مدیریت ــ در نهایت به یادگیری عمیقتر، پایدارتر و عادلانهتر دانشآموز منتهی شوند. مدرسهای که صرفاً باز باشد، اما دانشآموز در آن یادگیری مؤثر نداشته باشد، نمیتواند موفق تلقی شود.
همین مسئله درباره «عدالت» نیز صادق است. عدالت آموزشی تنها ساخت مدرسه، توزیع تجهیزات یا ارائه کمکهای موردی نیست. عدالت یعنی دانشآموز یک روستای دورافتاده، منطقه مرزی، حاشیه شهر یا خانواده کمبرخوردار، در عمل از معلم توانمند، کلاس مناسب، محتوای آموزشی باکیفیت، فناوری قابل دسترس و برنامه جبران یادگیری برخوردار باشد. تا زمانی که شکاف یادگیری میان مناطق برخوردار و محروم اندازهگیری نشود و برای کاهش آن برنامهای روشن طراحی نگردد، عدالت آموزشی در حد شعار باقی میماند.
«هویت» نیز نباید به چند عبارت کلی فرهنگی تقلیل پیدا کند. هویت دانشآموز ایرانی در مدرسهای شکل میگیرد که در آن احساس کرامت، تعلق، امید به آینده، گفتوگو، مسئولیتپذیری، احترام به تفاوتها و توانایی مشارکت اجتماعی تقویت شود. دانشآموزی که تجربه مداوم اضطراب، نابرابری، بیانگیزگی، فشار آزمونمحوری و ناکامی آموزشی دارد، صرفاً با توصیههای کلی هویتی تربیت نمیشود. هویت، محصول تجربه زیسته دانشآموز در مدرسه است، نه فقط محتوای سخنرانیها و بخشنامهها.
راهحل، حذف نشستهای ملی نیست؛ بلکه تبدیل آنها از «محفل سخنرانی» به «اتاق تصمیم، اقدام و پیگیری» است. اجلاس باید با گزارش ملی و استانی از وضعیت یادگیری در خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم آغاز شود؛ پیامدهای آموزش مجازی را بهطور مستقل ارزیابی کند؛ برای جبران افت یادگیری برنامهای حضوری، هدفمند و متناسب با نیاز هر پایه تدوین کند؛ و برای هر یک از سه شعار کیفیت، عدالت و هویت، شاخص، مسئول، زمانبندی، اعتبار و سازوکار گزارشدهی تعیین کند.
همچنین لازم است پیش از طرح وعدههای تازه، گزارش عددی، شفاف و قابل راستیآزمایی از میزان تحقق مصوبات اجلاس پیشین منتشر شود. مدیران مناطق، مدیران مدارس و معلمان نیز نباید صرفاً مخاطب بخشنامهها باشند؛ آنان باید در تعیین مسئله، طراحی راهحل و ارزیابی اجرای سیاستها نقش واقعی داشته باشند. اهداف ملی باید مشخص باشد، اما استانها و مناطق نیز باید اختیار متناسب برای طراحی مسیر اجرای آن اهداف، همراه با پاسخگویی روشن، داشته باشند.
اجلاس سیونهم زمانی ارزشمند خواهد بود که شعار «کیفیت، عدالت، هویت» از سطح بنرها و سخنرانیها عبور کند و در کلاس درس، در کاهش شکاف یادگیری، در توانمندشدن معلم، در بهبود مدیریت مدرسه و در امید دانشآموز ایرانی به آینده دیده شود. آموزشوپرورش به احترام لفظی و نشستهای پرزرقوبرق نیاز ندارد؛ به تصمیمهای دقیق، منابع واقعی، اختیار اجرایی، مدیریت حرفهای و پاسخگویی مستمر نیازمند است. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ورود اولین هواپیمای تبدیل شده 777ERSF-300 به خطوط پروازی دبی (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : رئیس ستادکل نیروهای مسلح: به تهدیدات نوین دشمن، پاسخ ویرانگر و پشیمان کننده خواهیم داد بیشتر بخوانید: شهریه «ممنوع» روی کاغذ؛ مطالبه «پول» در مدارس هیات امنایی تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
حسامالدین سراج قطعه «بهار دلشکسته» را به رهبر شهید تقدیم کرد
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ پاسداشت چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید با عنوان «خون دلی که لعل شد» پنجشنبه شب ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با حضور مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران، سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد، حسامالدین سراج خواننده، احمد صدری مدیر خانه موسیقی تهران، محمد رسولی شاعر، حجتالاسلام زائری فعال رسانهای و علی صدرینیا مستندساز در کوشک باغ هنر برگزار شد.
اهالی فرهنگ و هنر در این برنامه از سیره هنری رهبر شهید گفتند و خاطراتی که از ایشان در محافل فرهنگی و هنری داشتند را روایت کردند.
همچنین در این آیین از نخستین تولید خانه موسیقی تهران با عنوان «بهار دلشکسته» با صدای حسامالدین سراج رونمایی شد.
توضیحات سراج درباره شکلگیری قطعه «بهار دلشکسته»
حسامالدین سراج خواننده پیشکسوت موسیقی سنتی در این آیین درباره چگونگی شکلگیری قطعه موسیقایی «بهار دلشکسته» اظهار کرد: زمستان سال گذشته با عبدالجبار کاکایی صحبت میکردیم چون عدهای از مردم داغدار بودند و جوانانشان را از دست داده بودند و فضا بسیار سنگین بود. به عبدالجبار گفتم شعری در این زمینه بگو در عین اینکه به مردم تسلیت میگویی به اینکه بهار در راه است هم اشاره کنی و بگویی که باید غمهایمان را برای ساختن کشور و رسیدن به یک بهار دیگر فراموش کنیم.
وی افزود: عبدالجبار گفت که شعری دارم که آن را فردا برایت ارسال میکنم و وقتی که فرستاد و آن را خواندم دیدم چقدر زیباست: «اگر چه خنده هدیه بهار است/دلم به سوی لاله داغدار است /صدای نی، صدای نی میآید/بهار دلشکسته کی میآید …»
سراج گفت: چون تعبیر بهار دلشکسته بسیار جذاب بود همین اسم را برای قطعه انتخاب کردیم. زمانی که خبر شهادت رهبری را اعلام کردند من مجدد با عبدالجبار تماس گرفتم و گفتم شعری که برایم فرستادی خوب است اما اکنون یک حماسه میخواهیم و بعد این قطعه را برایم فرستاد؛ « بهار سرود عاشقانهام باش/بمان، ستون و سقف خانهام باش/ به رغم این زبانههای سرکش/پرندهام، پرندهام که پر کشد از آتش» و بعد این سوگ به آن بخش حماسی وصل شد.
این خواننده موسیقی سنتی ضمن قدردانی از عبدالجبار کاکایی شاعر قطعه «بهار دلشکسته» بیان کرد: هر بار که مناسبت خاصی پیش آمده یا اتفاق خاصی پیش آمده که به ما شوکی وارد کرده است وقتی با این شاعر تماس گرفتم یک روزه شعرش را سروده است و این کار هرکسی نیست. این اثر را به شهدای ایران و به بزرگ و آقای شهدا، آقای خامنهای عزیز تقدیم کردیم.
وی گفت: وقتی ملودی این قطعه را کار میکردم حال خوشی نداشتم چون همه متوجهیم که فضا، فضای عادی نیست. بعد با دوستم داوود برزیده نوازنده نی، تنظیمکننده و ناظر ضبط تماس گرفتم و او گفت ملودیهایم را برایش بفرستم و تقریبا سه یا چهار روز طول کشید تا این کار ضبط شد.
سراج ضمن قدردانی از مدیر عامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد افزود: در شرایطی که کسی، کسی را نمیدید و فضای اداری هم باز نبود من با بشیر بیآزار (فعال فرهنگی) تماس گرفتم و زمینه ضبط این کار فراهم شد.
اراضی عباسآباد یادگار حضرت آقاست
سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد نیز در این آیین اظهار کرد: برایم سخت است و باور ندارم که آقا از بین ما رفتند اما باید بگویم که اراضی عباسآباد یادگار حضرت آقاست. ایشان با مطالعه اسناد بالادستی دستور دادند که این منطقه به فضایی فرهنگی تبدیل شود و ما اینجا را یادگاری آقا میبینیم.
خاطرات چمران از رهبر شهید
مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز در این مراسم خاطرهای از رهبر شهید بیان کرد: من در اولین جلسهای که شعرا با حضرت آقا داشتند حضور داشتم، آن زمان بنده در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس بودم. هنوز نوشتن رُمانِ جنگ زیاد باب نشده بود. کتابهای اندکی نوشته میشد. به خاطر میآورم حضرت آقا درباره رابطه هنر با دفاع مقدس بحث طولانی در آن جلسه مطرح کردند که خوشبختانه جزوه کوچکی از صحبتهای ایشان را چاپ کردیم که هنوز هم وجود دارد و باید دوباره آن را احیا کنیم.
وی افزود: آبان سال ۱۳۵۹ وقتی شهید چمران در سوسنگرد زخمی شده بود، حضرت آقا برنامههای هر روز جنگ را هر شب با او مرور میکردند. یک شب دست آقا کتاب تاریخ هنر را دیدم و تعجب کردم چرا که اعتقادات نویسنده آن کتاب با حضرت آقا غریبه بود. از آقا پرسیدم شما هم از این کتابها میخوانید و آقا فرمودند بله من هم میخوانم که شهید چمران هم توضیحاتی درباره هنر داد و گفت من هم به هنر و عکاسی علاقه دارم. آقا به من توصیه کردند که برای حفظ و زنده نگهداشتن آثار دفاع مقدس باید از راه هنر وارد شد. ساخت فیلم «چ» هم در راستای صحبتهای ایشان و جلساتی که من با آقای حاتمیکیا داشتم، پیش رفت.
چمران در بخش دیگری از سخنانش گفت: آنچه برای من دردناک است نبود رهبرمان است و امیدوارم راه ایشان ادامه داشته باشد.
حجتالاسلام زائری نیز درباره علاقه رهبر شهید به شعر سخن گفت و خاطرهاش از اولین باری که مقابل رهبر شهید شعر خواند را تعریف کرد.
زائری، قطعه شعری را که برای رهبر شهید سروده بود برای نخستین بار در این مراسم خواند.
همچنین بخشی از «مستند غیر رسمی» ساخته علی صدرنیا مستندساز از حضور رهبر شهید در مراسم غیر رسمی با اهالی فرهنگ و هنر برای حاضران پخش شد.
مهدی قزلی نیز نویسنده کتاب «گاه گمشدگان؛ روایتهایی از مواجه با امام رضا(ع)» بخشی از روایت فصل «مسافر و زنبورهای بیکندو » را برای حاضران در این مراسم خواند.
محمد رسولی شاعر و محمد حمزهزاده نویسنده و کارگردان نیز در وصف رهبر شهید در این مراسم سخن گفتند.

انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

