قیمت طلا امروز




 سایت ایران آنلاین / ۱۴۰۵/۰۴/۰۵

برندگان جایزه جورج اورول معرفی شدند

برندگان جایزه ادبی اورول ۲۰۲۶ با معرفی «رونویسی» و «فرار از کابل» به عنوان آثار برگزیده داستاتی و غیرداستانی معرفی شدند.
 برندگان جایزه جورج اورول معرفی شدند



۵ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

کارآگاه علوی بعد از ۲۰ سال برگشت | احمد نجفی هم هست! | انصاف نیوز

بازگشت «کارآگاه علوی» پس از سال‌ها به تلویزیون، یکی از اتفاق‌های تازه‌ی شبکه یک در روزهای اخیر است. مجموعه‌ای که بعد از نزدیک به دو دهه دوباره به سراغ فضای پرونده‌های جنایی و معمایی در دهه ۱۳۲۰ رفته و این‌بار با ترکیبی متفاوت از بازیگران، داستان کارآگاه علوی را ادامه می‌دهد.

فصل سوم «کارآگاه علوی» از جمعه ۳۰ مرداد روی آنتن شبکه یک رفته است. این مجموعه به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی و تهیه‌کنندگی پرویز امیری ساخته شده و در ۲۶ قسمت تولید شده است.

یکی از مهم‌ترین نکات فصل جدید، حضور دوباره‌ی احمد نجفی است؛ بازیگری که نام «کارآگاه علوی» بیش از هر چیز با نقش‌آفرینی او در دو فصل قبلی گره خورده است. با این حال، نجفی در فصل سوم بار دیگر همان کارآگاه علوی گذشته نیست و در قالب شخصیتی متفاوت مقابل دوربین رفته است.

در داستان جدید، بهنام تشکر نقش کارآگاه علوی جوان را بازی می‌کند. احمد نجفی نیز نقش عموی او را برعهده دارد؛ شخصیتی که سال‌هاست بازنشسته شده و در کنار اداره‌ی یک کتاب‌فروشی، همچنان تجربه و دانش خود را برای حل پرونده‌ها در اختیار برادرزاده‌اش قرار می‌دهد.

داستان سریال در فضای تاریخی دهه ۱۳۲۰ و در دوره‌ای روایت می‌شود که تهران با اتفاقات سیاسی و اجتماعی مختلفی روبه‌رو بوده است. پرونده‌های جنایی و معمایی نیز محور اصلی روایت هستند و کارآگاه علوی جوان در جریان این پرونده‌ها با ماجراهای مختلفی مواجه می‌شود.

در کنار بهنام تشکر و احمد نجفی، بازیگرانی مانند رامین ناصرنصیر، وحید رهبانی، رسول نقوی، مرتضی اسماعیل‌کاشی و کیوان ساکت‌اف نیز در این مجموعه حضور دارند.

«کارآگاه علوی» از جمله مجموعه‌های قدیمی تلویزیون است که دو فصل نخست آن در دهه‌های گذشته با استقبال مخاطبان همراه شد و احمد نجفی را به چهره‌ای شناخته‌شده در نقش کارآگاه علوی تبدیل کرد. حالا پس از سال‌ها، سازندگان تلاش کرده‌اند همان فضای تاریخی و جنایی را با داستانی تازه و نسل جدیدی از بازیگران ادامه دهند.

پخش فصل سوم «کارآگاه علوی» جمعه‌ها ساعت ۲۲:۱۵ از شبکه یک انجام می‌شود و تکرار آن نیز روز بعد روی آنتن می‌رود. حضور احمد نجفی در کنار بهنام تشکر، مهم‌ترین تفاوت این فصل با دو فصل قبلی است؛ تغییری که حالا باید دید در ادامه‌ی پخش سریال چه واکنشی از سوی مخاطبان قدیمی «کارآگاه علوی» به همراه خواهد داشت.

انتهای پیام


۵ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

نقد و بررسی سریال «بدنام» با بازی سینا مهراد

به گزارش شهرآرانیوز، قصه سریال «بدنام» در بنیاد خود پیچیدگی چندانی ندارد و شخصیت‌ها نیز عمدتا بر اساس الگو‌های آشنای ملودرام شکل گرفته‌اند؛ بنابراین آنچه می‌توانست در روایتی فشرده و با تمرکز بر روابط و کشمکش‌های اصلی، به یک درام سرراست و پرکشش تبدیل شود، در این سریال بار‌ها از نو صورت‌بندی می‌شود.

مشکل فقط این نیست که اتفاق‌ها تکرار می‌شوند، بلکه این است که بسیاری از این اتفاق‌ها تغییری اساسی در وضعیت داستان ایجاد نمی‌کنند. بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، روابط متشنج می‌شوند و دوباره به نقطه‌ای نزدیک به وضعیت پیشین بازمی‌گردند و شخصیت‌ها نیز کمتر از آنچه انتظار می‌رود دستخوش تحول می‌شوند.

در نتیجه، حجم روایت به مراتب بزرگ‌تر از خود داستان شده و فاصله میان «آنچه قرار است روایت شود» و «زمانی که صرف روایت آن شده» به یکی از اساسی‌ترین ضعف‌های «بدنام» تبدیل شده است.

به بیان روشن‌تر، سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی ساختار خود را بر اساس یکی از دیرپاترین و فراگیرترین الگو‌های روایی یعنی ژانر «ملودرام» بنا کرده است، گرچه دقیقاً وامدار آن نیست و بهتر است بگوییم «هسته روایی» آن ملودراماتیک است و نویسنده (حامد عنقا) کوشیده آن را با عناصر درام خانوادگی، عاشقانه، رازآلود و حتی گنگستری ترکیب کند، اما نشد آنچه باید می‌شد.

اگر از زوایه ساختار قصه نگاه کنیم می‌‎بینیم مولفه‌های اصلی به شدت ملودرام هستند. روابط عاطفی پرتنش، خانواده، عشق در برابر منفعت و قدرت، راز‌های گذشته، سوء تفاهم، خیانت، رنج و انتخاب‌های عاطفی. اینها همان مصالحی هستند که موتور محرک یک ملودرام را می‌سازند. اما مساله اینجاست که سریال در اجرا و ساخت، مرتب از منطق ملودرام فاصله می‌گیرد و به سمت راز و بحران حرکت می‌کند.

به تعبیر روشن‌‎تر به جای اینکه هر اتفاق بیش از همه پیامد عاطفی و اخلاقی برای شخصیت‌ها داشته باشد، کارکردش به این محدود می‌شود که اطلاعات جدیدی بدهد، راز تازه‌ای بسازد یا مخاطب را به قسمت بعد بکشاند.

اگر خلاصه ۲۰ قسمت پخش شده را بخواهیم مرور کنیم، می‌توان این چند سطر: «یلدا» زنی از جنوب شهر است که ناخواسته درگیر مناسبات پیچیده و مافیایی دو باند قدرت شده و از سر استیصال دست به خودکشی می‌زند. سر بزنگاه «اسماعیل» پسر «حاج ابراهیم، سردسته یکی از باندها» او را از خودکشی منصرف می‌‎کند. در ادامه میان یلدا و اسماعیل عشقی شکل می‌گیرد و پس از مراودات مرسوم و طولانی این نوع آثار، به طور پنهانی با هم ازدواج می‌کنند. از سوی دیگر دوستی دو سرکرده باند (حاج ابراهیم و عماد اعتماد) به هم خورده و در صدد انتقام از هم بر می‌آیند. در این میان راز ازدواج موقت یلدا با عماد و علاقه حاج ابراهیم به او، زندگی مشترک عشاق جوان را با بحران روبه‌رو می‌کند.

در ادامه حتما بخوانید نقد و بررسی سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی پوریا پورسرخ

پس از آشکار شدن حقیقت، اسماعیل یلدا را طرد کرده و درصدد طلاق برمی‌آید. اما یلدا که به بیماری لاعلاجی مبتلاست، با اعلام بارداری، اسماعیل را میان جدایی و ادامه زندگی مشترک و پذیرش مسئولیت پدری مردد می‌کند. هم‌زمان، درگیری باند‌های قدرت شدت می‌گیرد و هرکدام برای حذف دیگری از یلدا به‌عنوان طعمه استفاده می‌کنند.

در ادامه یلدا از بازی قدرت فاصله می‌گیرد و حتی از اسماعیل می‌خواهد که از یکدیگر طلاق بگیرند.

به سادگی می‌توان تکرار این شخصیت ها، مناسبات و داستانک‌ها را در آثار مشابه سینما و سریال‌سازی دید. با این حال ایراد «بدنام» صرفا تکراری بودن این عناصر هم نیست، بلکه مشکل این است که داستانی با استخوان‎بندی ساده و شخصیت‌هایی که تیپ (فاقد عمق و لایه‌های متنوع) هستند، در قالب روایتی بسیار طولانی عرضه شده است.

سریال نه آنقدر شخصیت‌ها را پیچیده می‌‎کند که ظرفیت این زمان روایی را پیدا کنند و نه آنقدر در روابط و تعارضات عمق ایجاد می‌کند که تکرار مکررات به نظر نرسد.

به هر روی کلیشه در ملودرام الزاماً ضعف نیست؛ در اساس کلیشه‌ای که دیگر هیچ امکان تازه‌ای برای احساس، تعارض و شخصیت‌پردازی ایجاد نکند، ضعف است. به طور مشخص در اینجا پیرنگ پیش نمی‌رود، بلکه دور خودش می‌چرخد، انگار که در یک لوپ روایی گرفتار شده باشد.

حاصل، سریالی است که در آن زمان روایت بسیار بیشتر از حجم واقعی داستان است. تا حدی که به نظر می‌رسد پیرنگی با ظرفیت چند قسمت محدود، برای قالبی بسیار طولانی‌تر کش داده شده است.

لازم است اشاره کنم که انتظار تماشای سریالی متفاوت از نظر ساختاری، با داستانی بکر در روایت و پرداخت خلاقانه همین داستان نصفه‌ونیمه، حتی اگر صرفاً با تکیه بر عناصر و موتیف‌های آشنا بخواهد مخاطب را سرگرم کند، از همان قسمت نخست بیهوده به نظر می‌رسد.

این وضعیت در قست‌های بعد بغرنج‌تر می‌شود. چرا که فیلمنامه از شخصیت‌های کامل و دارای عمق برخوردار نیست.

همانگونه که پیش‎تر اشاره شد، درباره گذشته و انگیزه‌های عمده شخصیت‌ها اطلاعات چندانی نداریم و همین فقدان بسیاری از رفتار‌ها و روابط آنها را بی‌پشتوانه و تا حدی تصنعی می‌‎کند. مثلا حاج ابراهیم چرا سال‌هاست که تنها است یا به تجدید فراش فکر نکرده است؟ اسماعیل چرا به «بیتا» که رازدار و متناسب‌تر با سن او است علاقه و کششی ندارد؟ چرا هر سه مرد اصلی داستان به شکلی کم و بیش یکسان دلباخته یلدا هستند و از همه مهم‌تر اگر شخصیت خواهر یلدا (هدیه) را از داستان حذف کنیم چه حفره مهمی در ساختمان قصه پدید خواهد آمد؟

پرسش‌ها و ابهاماتی از این دست در سریال بسیار است. مسئله این پرسش‌ها فقط یافتن پاسخ برای جزئیات فرعی نیست. بلکه آنها نشان می‌دهند که بسیاری از شخصیت‌ها نه از دل نیاز‌های روایی و روان‌شناختی خود، بلکه برای پیش بردن موقعیت‌های داستانی ساخته شده‌اند.

شباهت شخصیت‌ها با تجربه‌های پیشین بازیگران هم خودش بحث مفصلی است که تنها به چند مورد از آنها اشاره می‌کنم. شخصیت حاج ابراهیم گویی بازتعریفی از پدر لاابالی فیلم «پیر پسر» است، به ویژه آنکه گریم و شیوه بازی حسن پورشیرازی در «بدنام» تا حد زیادی همان شمایل و اجرایی را تداعی می‌کند. عماد اعتماد با بازی امیر آقایی نیز از نظر تیپ شخصیتی و گریم و حتی جنس بازی انگار از دل آثاری، چون «آقازاده» بیرون آمده است. شخصیت اسماعیل با بازی سینا مهراد هم شباهت‌های قابل توجهی با تیپ‌هایی دارد که او را پیش‌تر در آثاری، چون «از یاد رفته» دیده‌ایم. در نتیجه، به جای آنکه با شخصیت‌هایی تازه و متمایز روبه‌رو باشیم، با چهره‌هایی مواجه هستیم که گویی پیش‌تر آنها را در نقش‌های دیگری دیده‌ایم و این بار با نام و موقعیتی تازه به این داستان بازگردانده شده‌اند. می‌‎ماند ستایش رجایی‌نیا که در نقش «یلدا افروز» بازی کرده است. او علی‌رغم تلاشی که برای جان بخشیدن به این شخصیت به کار می‌بندد، نه تنها در اندازه‌ای ظاهر نمی‌‎شود که بتواند ضعف‌های فیلمنامه و ساختاری سریال را پوشش دهد، بلکه حتی در بازنمایی وجوه مختلف شخصیت یلدا نیز چندان موفق نیست. دختری رنج‌کشیده، سختکوش و عاشق که قرار است یکی از محور‌های اصلی عاطفی داستان باشد، اما در بازی رجایی‌نیا کمتر به شخصیتی با جهان درونی و عواطف قابل لمس تبدیل می‌شود.

در نتیجه، یلدا نیز بیش از آنکه حضوری مستقل و به‌یادماندنی پیدا کند، در حد همان شمایل آشنای دختر جوانِ رنج‌کشیده و عاشق باقی می‌ماند.

منبع: فیلمزی


۱۰ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر - خبررسانی نشست‌های بخارا و از جمله شب‌های آن یا عصر یکشنبه‌ها در معرفی تولیدات و رخدادهای تازه فرهنگی را کانال تلگرامی خودشان انجام می‌دهد و ما اگر مطلبی یا گزارشی داشته باشیم دربارۀ مراسم است و بعد از برگزاری اما در این فقره زودتر خبر می‌دهیم و 8 نکته هم دربارۀ این نشست:

   ابتدا اصل خبر که چنین است: هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»- مجموعه‌ داستان‌های بابک زمانی- اختصاص دارد؛ کتابی که انتشارات سهامی عام منتشر کرده است. (ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ در خانۀ کتاب "دبا"- میدان نیاوران).

اما چرا فراتر از خبر به این نشست پرداخته‌ام:

   اول. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی ما را ازکتاب بی‌نیاز نمی‌کند. هیچ‌کس به صرف مشاهدۀ چهار تا فیلم وایرال شده در این فضا دانا نشده است. کار به جایی رسیده که تا می‌گویی احمد شاملو بلافاصله تحت تأثیر این فضا می‌گویند: سخنرانی دربارۀ فردوسی در دانشگاه برکلی و بعد متوجه می‌شوی آن بندۀ خدا نه دو بیت شعر فردوسی از بر‌دارد نه از شاملو و فقط از اینستاگرام یاد گرفته دو گانۀ شاملو - فردسی بسازد.

 به آقای غنی‌نژاد هم در حاشیۀ اکران فیلم "مست عشق" گفتم: خیال نکنید چهار تا فحش به شریعتی و مصدق اعتبار افزوده می‌‎آورد. کافی است از اینهایی که از شما امضا می‌گیرند بپرسید: چند تا یادداشت شما را در دنیای اقتصاد و تجارت فردا خوانده‌اند. از واکنش او دریافتم اتفاقا چون آنها را نخوانده و ندیده‌اند به این فضا روی آورده. دوستی هم می‌گفت وقتی در یک برنامه تصویری مدام می‌پرسیده چند تا بازدید داشتیم میزبان به طعنه گفته: آقای دکتر! پولش گیر من می‌آید. شما ذوق می‌کنی؟!

   با این نگاه هر خبری دربارۀ کتاب مغتنم است تا ما را از این سیاه‌چال ابتذال  فرهنگی نجات دهد. همین امروز یکی از بستگان باز ویدیوی غنی‌نژاد را فرستاد و این بار دربارۀ دکتر مصدق و گفتم: به جای مطالعۀ سه جلد "خواب آشفتۀ نفت" به قلم ادیب و حقوق‌دان و شاعر و مورخ و نویسنده‌ای در اندازه و آوازۀ دکتر محمد علی موحد ویدیوی این آقا را فرستاده‌ای؟ بهتر نیست دربارۀ ایده خصوصی‌سازی بانک‌ها هم توضیح دهند و مصدق و شریعتی را به اهل آن بسپارند؟

دوم. عنوان کتاب هم دلیل دیگر است: فغان زِ جنگ. از این منظر هم اهمیت دارد چون تلویزیون جبهۀ پایداری -که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشهور است- رسما جنگ را تبلیغ و تقدیس می‌کند. در حالی که پیش‌تر با توصیف جنگ به دفاع یا مقاومت یا تحمیلی خواندن جنگ‌ها از جنگ هشت‌ساله و جنگ 12 روزه می‌گفتیم ولی تلویزیون پایداری  حتی تعبیر جنگ 40 روزه را هم کمتر به کار می‌برد و بر استمرار آن اصرار دارد و به عدد 172 رسیده است.

فغان ز جنگ، البته مجموعه داستان است و کاری به جنگ 40 روزه ندارد اما دربارۀ جنگ هشت ساله و جنگ 12 روزه است و روزگاری که هنوز آشکارا جنگ را تبلیغ و ترویج و تقدیس نمی‌کردند. واقعا هم فغان زِ جنگ.

سوم. نویسندۀ کتاب، نورولوژیست است. درست است که می‌گویند پزشکان چندان علاقه و نسبتی با ادبیات ندارند ولی وقتی پزشکی سراغ ادبیات رفته موفق بوده و تا صحبت پزشکان اهل ادبیات یا فعالان رشته‌های پزشکی و نویسندگی می‌شود همچنان به یاد بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و آثار جاودانه‌شان ( ملکوت و عزاداران بَیَل) می‌افتیم.

   دکتر بابک زمانی هم که در آستانۀ 70 سالگی قرار دارد  استاد بازنشستۀ دانشگاه علوم پزشکی و از سرآمدان نورولوژی است و در معرفی او: بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته (‌کثیری از نورولوژیست‌های امروز ایران مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بوده‌اند). تا جایی که مرجع  نوروسونولوژی ایران شناخته می‌شود. 

  او در راه‌اندازی انجمن نورولوژی و انجمن سکتۀ مغزی نقش پررنگی داشته و در سال 95 برنامۀ ملی درمان سکتۀ مغزی حاد با کمک او آغاز شد و به بیماران بسیاری در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است.     این هم دلیل دیگر که به دنبال خدمت به مفهوم عام آن بوده و بر گردن خیلی‌ها حق دارد.  

 چهارم. درهمۀ این سال‌ها در کنار طبابت، به‌طور جدی نویسندگی می‌کرده و به قول خودش  قبل از طبابت، نویسنده بوده است.  در حالی که برخی از پزشکان مشغله زیاد را دلیل کتاب نخواندن ذکر می‌کنند او نه تنها می‌خوانده که می‌نوشته. البته اگر برخی از پزشکان اهل مطالعه کتب غیر تخصصی نیستند به عکس، آنها که اهل خواندن‌اند بسیار حرفه‌ای و دقیق دنبال می‌کنند (و حالا که صحبت از نویسندگی یک نورولوژیست شد از کتاب‌خوانی یک اورولوژیست هم بگویم که نشده دیداری داشته باشیم و او- دکتر مجید علی عسگری- از کتاب تازه‌ای نگوید که در دست دارد و اغلب آنها را البته من نخوانده‌ام!)

پنجم. دلیل دیگر این که نویسنده از آن دست متخصصان و نویسندگان است که به نقش رسانه واقف‌اند. نه آن که به دنبال تبلیغ مقابل دوربین تلویزیون باشند بلکه مثل دو وکیل فقید -بهمن کشاورز و نعمت احمدی- که برای روزنامه های مستقل یادداشت حقوقی می‌نوشتند. 

   دکتر بابک زمانی را هم با یادداشت‌های مستمری که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامه‌های شرق، اعتماد و هم‌میهن و مجله‌های بخارا، اندیشۀ پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده می‌شناسیم. از طبیبان پیشگامی که نوشته‌های خود را به حوزۀ عمومی می‌آورد و به‌صورت روزمره می‌نویسد و در فضایی میان طبابت و اجتماع داستان هم نوشته است.

ششم . برخی مشاغل با طیف‌های مختلف مردم ارتباط دارند و چون به تعبیر دکتر مهرآیین زندگی هر فرد یک قصه منحصر به فرد است سوژه‌های متعدد و متنوعی دارند. دربارۀ پزشکان قضیه متنوع‌تر است چون مردم به آنها اعتماد دارند و اسرار خود را نیز با آنان در میان می‌گذارند و از این نظر دست پزشک نویسنده یا نویسنده پزشک باز است. خاصه که با مغز بیمار سر و کار دارد.

هفتم. جز خود علی دهباشی که میزبان و برگزار کننده و طبعا یکی از سخن‌رانان است دو روزنامه نگار شناخته شدۀ حوزه ادبیات ( علی ورامینی و احمد غلامی) به اضافۀ یک کارگردان و تهیه کنندۀ سینما ( محسن امیریوسفی) در زمرۀ سخن‌رانان‌اند و این آخری نوید ساخت یک فیلم با موضوع این کتاب را می‌دهد یا به سویه‌های بصری آن می‌پردازد. کاش احسان محمدی هم بود یا بیاید چون او نیز جدای روزنامه‌نگاری و تحصیل و تدریس رسانه و ارتباطات کتاب موفق "جنگ بود" را نوشته است.

هشتم. سرانجام این که  کتاب «فغان، ز جنگ» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و یک داستان نیمه‌بلند نویسنده است که طی چند دهه نوشته شده است. داستان‌های کوتاه او دربارۀ جنگ هشت‌ساله است و داستان نیمه‌بلند او در بستر جنگ دوازده‌روزه  پارسال اتفاق افتاده است؛ روایت‌هایی که به گفتۀ خود او چاره‌ای جز نوشتن‌شان نداشته‌است. مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده) پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان
۲۳ ساعت قبل / سایت تابناک

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

استوری نورا هاشمی فرزند مهدی هاشمی و گلاب آدینه، در نکوهش ملیکا پارسادوست، شاکی پرونده پژمان جمشیدی در ساعات اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...
۶ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

ماجرای بنزین این روزها حسابی سر زبان‌ها افتاده و مردم را نگران کرده است. امروز در همین راستا سخنگوی دولت تاکید بر شفاف‌سازی داشت.

 ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟
۹ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟

بخشی از وسایل شخصی زنده‌یاد اکبر عبدی برای نگه‌داری به یک موزه‌ در اردبیل سپرده شده است.

 آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»

سریال «کارآگاه علوی» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی روی آنتن رفت. فصل اول این مجموعه در سال ۱۳۷۵ و فصل دومش در سال ۱۳۸۷ روی آنتن رفت و توانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه حالا پس از نزدیک به دو دهه به ایستگاه فصل سوم رسیده است.