قیمت طلا امروز




 سایت سیاست روز / ۱۴۰۵/۰۳/۲۴

این خدعه آمریکایی‌ها را دریابیم! | سیاست روز

نزدیک بودن حصول یک تفاهم میان ایران و آمریکا نقل همه محافل در این روزهاست. حتی ترامپ رییس جمهور آمریکا ...
 این خدعه آمریکایی‌ها را دریابیم! | سیاست روز



۲ دقیقه قبل / سایت تابناک

واکنش تند کیهان به یک نامه جنجالی!

به گزارش تابناک، به نقل از کیهان؛ این روزنامه در واکنش به نامه آیت‌الله احمد عابدینی خطاب به علی مطهری درباره مسئله حجاب، با انتقاد شدید از طرح مسائل اقتصادی و اجتماعی در کنار موضوع حجاب، احمد عابدینی را «روحانی‌نما» خواند و تشبیه او درباره «دزدیدن کشمش» را به تمسخر گرفت.

 این روزنامه در یادداشتی با عنوان «وقتی «حجاب» با «دزدیدن کشمش» مقایسه می‌شود!» به نامه آیت‌الله احمد عابدینی (بدون نام بردن از وی) خطاب به علی مطهری واکنش نشان داد؛ نامه‌ای که در آن عابدینی با انتقاد از برجسته شدن مسئله حجاب، خواستار توجه بیشتر به مشکلات اقتصادی، اجتماعی و حقوق مردم شده بود.

آیت‌الله احمد عابدینی در نامه خود خطاب به علی مطهری، ضمن اشاره به دغدغه‌های او درباره وضعیت حجاب، پرسیده بود چرا موضوعاتی مانند اختلاس، نابسامانی‌های بودجه‌ای، شفافیت بودجه و برخی هزینه‌های نامشخص برای مردم، به اندازه مسئله مو و لباس زنان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. او همچنین بر اهمیت عدالت، کرامت انسانی، آزادی‌های مشروع و رعایت حقوق مردم تأکید کرده بود.

عابدینی در ادامه استدلال کرده بود که مسائل فرهنگی را نمی‌توان جدا از شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه بررسی کرد و نسبت به تبدیل موضوع حجاب به مسئله‌ای محوری در شرایطی که جامعه با مشکلات معیشتی و اقتصادی روبه‌روست، انتقاد کرده بود.

کیهان، اما در واکنش به این نامه، عابدینی را «روحانی‌نما» خطاب کرده و استدلال او را نوعی حاشیه‌سازی درباره حکم حجاب دانسته است. این روزنامه همچنین به تشبیهی در نامه عابدینی اشاره کرده که در آن، مسئله حجاب با داستان افرادی که «کشمش دزدیده بودند» مقایسه شده است.

وظیفه حاکمیت اسلامی تنها منحصر به تامین «آب و نان» نیست؛ رفاه مادی را حکومت‌های سکولار نیز ادعا می‌کنند. فلسفه وجودی و تمایز اصلی حکومت اسلامی در این است که علاوه‌بر معیشت، بسترساز رشد معنوی و سعادتمندی جامعه باشد و احکام الهی را در سطح اجتماع جاری سازد.

نسخه رهاسازی عرصه فرهنگ به بهانه مشکلات اقتصادی، دقیقا همان سناریویی است که جریان‌های ضد دینی سال‌هاست دنبال می‌کنند.

نمی‌توان به اسم «عدالت» و «معیشت»، چشم را بر تضعیف عفاف و بنیان خانواده بست.

کسانی که با ادعای روشنفکری، احکام قطعی دین را در مقابل کرامت انسانی یا مسائل معیشتی قرار می‌دهند، در حقیقت دچار مغالطه آشکار شده و از درک جامعیت اسلام عاجزند.


۵ دقیقه قبل / سایت روزنو

ترامپ از جنگ به نتیجه نرسید و میز را در خطر دید و به اقتصاد ایران حمله کرد!

ترامپ پس از آنکه در میدان نظامی به پیروزی سریع و قاطع دست نیافت و راه مذاکره با تهران نیز به گشایشی نرسید، اکنون ظاهرا به جبهه‌ای قدیمی، اما با شدتی تازه و در عین حال بی‌سابقه پناه برده است؛ جنگ اقتصادی علیه ایران که رئیس‌جمهور آمریکا از آن به‌عنوان روز «دی» اقتصادی (D-Day) علیه ایران یاد می‌کند.

به گزارش روز نو «D-Day» یا روز «دی» اقتصادی، تعبیر استعاری ترامپ برای بزرگ‌نمایی طرح تشدید فشار‌های اقتصادی علیه ایران است. اصطلاح D-Day ریشه‌ای نظامی دارد و بیش از همه به ششم ژوئن ۱۹۴۴، روز آغاز عملیات بزرگ متفقین در نرماندی، اشاره می‌کند؛ روزی که سرآغاز یک عملیات گسترده و تعیین‌کننده بود. از این‌رو، منظور ترامپ از «Economic D-Day» آغاز کارزاری فراگیر برای افزایش تحریم، فشار و انزوای اقتصادی ایران است که به بیان ساده‌تر می‌توان از تعابیری همچون «روز سرنوشت‌ساز اقتصادی»، «عملیات بزرگ اقتصادی» یا «روز آغاز جنگ تمام‌عیار اقتصادی» استفاده کرد.

با این حال، مسئله اساسی آن است که تحریم علیه ایران ابزار تازه‌ای نیست و در دهه‌های گذشته بخش بزرگی از اقتصاد و تجارت کشور در معرض اشکال گوناگون محدودیت‌های آمریکا قرار داشته است. از همین رو، تشدید تحریم‌ها را نباید صرفا با این پیش‌فرض تحلیل کرد که فشار بیشتر الزاما نتیجه سیاسی بیشتری به همراه می‌آورد. در عین حال، نباید خطرات این سیاست را نیز کوچک شمرد؛ زیرا هر موج تازه فشار می‌تواند بر منابع ارزی، تجارت، بازار انرژی و زندگی مردم آثار درخور توجهی بر جای بگذارد. بنابراین، مواجهه واقع‌بینانه با سیاست جدید واشینگتن، در کنار تأکید بر ناکامی تاریخی فشار برای تحمیل خواست سیاسی، مستلزم شناخت دقیق آسیب‌پذیری‌های اقتصادی و تقویت ظرفیت‌های داخلی برای کاهش هزینه‌هاست.

آغاز مرحله‌ای تازه از فشار یا تکرار یک سیاست قدیمی؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه هفته گذشته به وقت محلی، در پیامی در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال مدعی شد پس از آنچه «فرصت‌های متعدد» برای توافق با جمهوری اسلامی ایران خواند، اکنون زمان آغاز «خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی» علیه ایران فرا رسیده است. او این اقدام را «جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه» توصیف کرد و کوشید آن را به‌عنوان مرحله‌ای تازه و تعیین‌کننده در سیاست واشینگتن علیه تهران معرفی کند.

ترامپ در بخش دیگری از پیام خود، با تکرار ادعا‌های پیشین درباره وضعیت توان نظامی و اقتصادی ایران، مدعی شد «زیرساخت‌های نظامی ایران آسیب دیده و اقتصاد کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد». او همچنین تهدید کرد «هر کشوری به مؤسسات مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها یا نهاد‌های دولتی خود اجازه دهد به هر شکل از ایران حمایت کنند، با پیامد‌های شدید اقتصادی روبه‌رو خواهد شد». ترامپ در ادامه نیز از قاچاق نفت، خطوط اعتباری، انتقال‌های نقدی، صرافی‌ها، ثبت کشتی‌ها و شرکت‌های پوششی نام برد و خواستار توقف این سازوکار‌ها شد.

رئیس‌جمهور ایالات متحده حتی برای برجسته‌سازی طرح خود، از تعبیر «روز دی اقتصادی» (D-Day) استفاده کرد و با ارجاع به ادبیات جنگی، از متحدان آمریکا خواست برای منزوی‌کردن ایران در کنار واشینگتن قرار گیرند. این ادبیات نشان می‌دهد کاخ سفید درصدد است که فشار اقتصادی را نه صرفا مجموعه‌ای از تحریم‌های اداری و حقوقی، بلکه بخشی از یک کارزار فراگیر سیاسی، مالی و بین‌المللی علیه ایران تعریف کند.

در همین چارچوب، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز از ورود واشینگتن به «مرحله جدیدی» در اعمال فشار علیه ایران سخن گفت. او در گفت‌وگویی تلویزیونی با کانال نیوزمکس، فشار اقتصادی را مؤثرترین ابزار آمریکا برای رسیدن به اهدافش دانست، اما در عین حال پذیرفت که این مسیر یک‌طرفه نیست. به گفته ونس، در حالی که آمریکا تلاش می‌کند فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد، تهران نیز ممکن است برای وارد‌کردن هزینه به طرف مقابل، دست به اقدامات تلافی‌جویانه بزند.

ونس در توصیف این وضعیت از «مرز باریک» و «رقصی ظریف» سخن گفت؛ عبارتی که خود نشان‌دهنده دشواری محاسبات واشینگتن است. آمریکا از یک سو می‌خواهد با محدود‌کردن درآمد‌های ایران، به‌ویژه در حوزه انرژی، محاسبات تهران را تغییر دهد و از سوی دیگر نگران آن است که تشدید تنش، هزینه‌هایی برای اقتصاد آمریکا و بازار جهانی انرژی ایجاد کند. معاون ترامپ در همین زمینه افزایش تولید و صادرات نفت و گاز آمریکا را ابزاری برای کاهش قیمت انرژی در داخل و هم‌زمان افزایش فشار بر ایران معرفی کرد. با این همه، اعتراف ونس به اینکه ایران همچنان توان اقدامات تلافی‌جویانه دارد و اهرم مهمی همچون موقعیت راهبردی تنگه هرمز در معادلات منطقه‌ای و انرژی جهانی در اختیار دارد، بخش مهمی از محدودیت‌های سیاست جدید آمریکا را آشکار می‌کند. فشار اقتصادی علیه ایران در خلأ اعمال نمی‌شود و هر تصمیم برای گسترش آن می‌تواند بر بازار نفت، امنیت مسیر‌های دریایی و هزینه‌های انرژی در نقاط مختلف جهان اثر بگذارد.

از این منظر، اعلام «شدیدترین عملیات اقتصادی» بیش از هر چیز باید در بستر بن‌بست موجود در دیگر عرصه‌ها تحلیل شود. واشینگتن می‌کوشد با انتقال مرکز ثقل فشار از میدان نظامی به اقتصاد و تجارت، معادلات را به نفع خود تغییر دهد. اما پرسش مهم همچنان باقی است؛ اینکه آیا افزایش شدت همان ابزار‌هایی که سال‌ها علیه ایران به کار گرفته شده‌اند، می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کند یا آنچه «مرحله جدید» نامیده می‌شود، در عمل نسخه تشدیدشده همان سیاست قدیمی خواهد بود؟

واکنش تهران؛ از محکومیت «تروریسم اقتصادی» تا هشدار درباره پیچیدگی شرایط اقتصادی

واکنش ایران به اعلام سیاست جدید آمریکا، ترکیبی از موضع‌گیری سیاسی و دیپلماتیک و در عین حال طرح واقعیت‌های موجود در اقتصاد کشور بوده است. وزارت امور خارجه ایران در بیانیه‌ای، تحریم‌های تازه آمریکا را در امتداد سیاست خصمانه واشینگتن علیه ملت ایران توصیف و آن را محکوم کرد. در این بیانیه تأکید شده است تحریم‌هایی که زندگی و حقوق بنیادین شهروندان ایرانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، از نگاه تهران مصداق «تروریسم اقتصادی» است و آمریکا مسئول پیامد‌های انسانی و اقتصادی چنین سیاستی خواهد بود. وزارت خارجه همچنین تحریم و فشار اقتصادی را روی دیگر سکه جنگ و تجاوز نظامی دانست و اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران در دفاع از امنیت و منافع ملی خود و مقابله با فشار‌های نظامی، اقتصادی، سیاسی و روانی آمریکا مصمم خواهد بود. در این موضع‌گیری، سیاست تازه واشینگتن نه اقدامی جدا از گذشته، بلکه ادامه زنجیره‌ای از فشار‌های چند‌دهه‌ای علیه ایران ارزیابی شده است؛ سیاستی که به باور دستگاه دیپلماسی ایران، پیش‌تر نیز آزموده شده و نتوانسته به هدف اعلامی آمریکا برای تغییر اراده و رفتار جمهوری اسلامی دست یابد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان نیز در واکنش به تهدید ترامپ برای آغاز «عملیات اقتصادی» علیه ایران، این اقدام را تلاشی برای انحراف افکار عمومی آمریکا از بحران‌های مالی داخلی آن کشور دانست. او با اشاره به بدهی‌های سنگین و افزایش هزینه‌های مالی در آمریکا، تأکید کرد «تروریسم اقتصادی آمریکا» تنها ایران را هدف نمی‌گیرد، بلکه اقتصاد جهانی و حاکمیت ملی کشور‌های مختلف را نیز تهدید می‌کند. عراقچی همچنین با انتشار تصاویری درباره عبور بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار و طرح موسوم به «D-Day»، تلاش کرد میان سیاست فشار خارجی واشینگتن و چالش‌های داخلی اقتصاد آمریکا ارتباط برقرار کند.

‌در سطح اقتصادی، اظهارات عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، تصویری متفاوت، اما مکمل از شرایط موجود ارائه می‌دهد. او پیش‌تر تأکید کرده بود که شرایط کنونی اقتصاد ایران نسبت به سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ پیچیده‌تر شده است. همتی از تأثیر محدودیت‌های آمریکا بر درآمد‌های نفتی، مالیاتی و دیگر منابع دولت سخن گفته و یادآور شده بود که مسدودسازی بخشی از ذخایر ارزی و محدودیت صادرات نفت، فشار‌های قابل توجهی بر اقتصاد کشور وارد کرده است. اهمیت این اظهارات در آن است که مواجهه با تحریم نباید صرفا در سطح شعار‌های سیاسی تحلیل شود. هرچند تهران بر توان مقاومت و اداره کشور تأکید دارد، اما کاهش درآمدها، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و دشوارترشدن تجارت خارجی واقعیت‌هایی هستند که می‌توانند بر همه بخش‌های اقتصاد اثر بگذارند. همتی در عین حال گفته بود دولت و بانک مرکزی برای مدیریت وضعیت تدابیری در نظر گرفته‌اند و با وجود فشارها، اداره امور کشور ادامه دارد.

در واقع، نقطه تلاقی مواضع سیاسی و اقتصادی ایران در اینجاست که «تهران از یک سو سیاست تحریمی آمریکا را غیرقانونی و شکست‌خورده می‌داند و بر عدم تسلیم در برابر فشار تأکید می‌کند و از سوی دیگر، واقعیت هزینه‌های اقتصادی این فشار‌ها را نادیده نمی‌گیرد». این رویکرد می‌تواند مبنای یک آسیب‌شناسی جدی‌تر باشد؛ اینکه مقاومت در برابر فشار خارجی، در کنار ایستادگی سیاسی، نیازمند کاهش گلوگاه‌های اقتصادی، تقویت منابع درآمدی، مدیریت بازار ارز و توسعه مسیر‌های تجاری متنوع است. به بیان دیگر، سیاست واشنگتن هرچند ممکن است به هدف سیاسی مورد ادعای خود دست نیابد، اما این به معنای بی‌هزینه‌بودن آن نیست. از همین رو، مهم‌ترین پاسخ به فشار‌های تازه، علاوه بر اقدامات دیپلماتیک و حقوقی، می‌تواند تمرکز بر کاهش آسیب‌پذیری‌هایی باشد که دشمن می‌کوشد از آنها به‌عنوان اهرم فشار علیه اقتصاد و معیشت مردم استفاده کند.

تردید تحلیلگران؛ فشار بیشتر، بحران بزرگ‌تر؟

واکنش‌ها به سیاست تازه ترامپ تنها به تهران محدود نمانده و شماری از مقامات و تحلیلگران خارجی نیز نسبت به پیامد‌ها و کارآمدی این راهبرد ابراز تردید کرده‌اند. استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل متحد، در واکنش به افزایش فشار اقتصادی آمریکا تأکید کرد که جهان هم‌اکنون نیز آثار درگیری در منطقه را بر اقتصاد جهانی مشاهده می‌کند. او به محدودیت آزادی حمل‌ونقل در تنگه هرمز و گسترش مشکلات دریانوردی در باب‌المندب و خلیج عدن اشاره کرد و خواستار بازگشت جدی طرف‌ها به مسیر مذاکرات شد. از نگاه سازمان ملل، افزایش هم‌زمان فعالیت‌های نظامی و درگیری اقتصادی، چشم‌انداز مثبتی برای اقتصاد جهانی ایجاد نمی‌کند.

رابرت مالی، مذاکره‌کننده پیشین آمریکا در توافق برجام، از جمله چهره‌هایی است که مستقیم منطق افزایش فشار اقتصادی را زیر سؤال برده است. او هشدار داد این تصور که می‌توان شکست فشار اقتصادی را با فشار اقتصادی بیشتر جبران کرد، «مغالطه‌آمیز» است. به باور مالی، تهران ممکن است تلاش کند فشار را تحمل کند یا در برابر آن واکنشی تند نشان دهد و هزینه‌ها را گسترش دهد، اما در هر دو سناریو احتمال رنج بیشتر مردم وجود دارد، بدون آنکه لزوما نتیجه مطلوب واشینگتن، یعنی تسلیم ایران، محقق شود. بنا بر راویت مهر، شبکه چینی CGTN نیز در تحلیل خود بر همین نکته دست گذاشته و سیاست تازه ترامپ را بیش از آنکه یک ابزار کاملا جدید بداند، تشدید استفاده از سازوکار‌های پیشین تحریم ارزیابی کرده است. ایران طی دهه‌های گذشته در شرایط محدودیت، شبکه‌ها و مسیر‌هایی برای مدیریت تجارت و مقابله با انسداد‌های مالی ایجاد کرده و از این رو، صرف صدور تحریم‌های جدید الزاما به معنای دستیابی به یک اهرم کاملا تازه نیست. مسئله اصلی، چگونگی اجرای واقعی این تحریم‌ها و میزان همراهی بازیگران بزرگ اقتصادی جهان با واشینگتن است.

در این میان، مسئله چین یکی از مهم‌ترین آزمون‌های راهبرد ترامپ به شمار می‌رود. برخی تحلیلگران، از جمله آرنولد برنارد، نسبت به توان واقعی آمریکا برای تحمیل کامل سیاست تحریمی خود به پکن تردید کرده‌اند. هدف قراردادن بازیگران کوچک یک چیز است، اما اگر واشینگتن بخواهد برای قطع روابط اقتصادی با ایران، مؤسسات مالی بزرگ چین را نیز به‌طور جدی تحت فشار قرار دهد، موضوع می‌تواند از سطح «تحریم ایران» فراتر رفته و به تنشی گسترده‌تر میان دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شود. لورا روزن نیز این احتمال را مطرح کرده است که بخشی از تشدید تحریم‌ها، تلاشی برای نشان‌دادن فعال‌بودن واشینگتن در شرایطی باشد که آمریکا نمی‌خواهد بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند. اگر چنین تحلیلی درست باشد، «جنگ اقتصادی» را باید تا حدی تلاشی برای مدیریت یک بن‌بست دانست؛ بن‌بستی که در آن دستیابی سریع به اهداف سیاسی و نظامی ممکن نشده و فشار اقتصادی به گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر از جنگ مستقیم تبدیل شده است، هرچند این گزینه نیز بدون هزینه نیست.

برخی دیگر از مقامات آمریکایی نیز نسبت به واکنش ایران و آثار منطقه‌ای فشار بیشتر هشدار داده‌اند. جک رید، سناتور دموکرات، بر نقش ایران در معادلات انرژی تأکید کرده و یادآور شده است که فشار شدید می‌تواند واکنش‌های متقابلی در پی داشته باشد. یک دیپلمات پیشین آمریکایی نیز تهدید‌های ترامپ را تا حدی «جوسازی و توخالی» دانسته و گفته است استفاده واقعی از ابزار‌های موجود می‌تواند مستلزم پذیرش اقدامات تلافی‌جویانه و هزینه‌های جدید برای آمریکا و شرکایش باشد. در نهایت، تحلیل CNN نیز تصویری از یک نبرد فرسایشی ارائه می‌دهد؛ اینکه موفقیت فشار اقتصادی علیه ایران، حتی بر اساس برآورد‌های حامیان این سیاست، نیازمند ماه‌ها یا سال‌ها تداوم فشار و همراهی چین، اروپا و کشور‌های منطقه است. این نکته فاصله میان وعده یک تغییر سریع و واقعیت یک روند طولانی و پیچیده را نشان می‌دهد.

از بین خطوط این واکنش‌ها چنین برمی‌آید که تحریم بیشتر لزوما به معنای نتیجه سیاسی بیشتر نیست. آمریکا می‌تواند هزینه‌های اقتصادی جدیدی بر ایران تحمیل کند و این واقعیتی است که باید با جدیت مورد توجه قرار گیرد؛ اما تبدیل فشار اقتصادی به پیروزی سیاسی، به متغیر‌های بسیار بیشتری وابسته است. اگر سیاست نظامی نتوانسته به نتیجه مورد انتظار واشینگتن برسد، تضمینی وجود ندارد که نسخه شدیدتر تحریم بتواند همان هدف را محقق کند. در مقابل، تشدید این مسیر ممکن است علاوه بر فشار بر اقتصاد ایران، بازار انرژی، تجارت جهانی و روابط میان قدرت‌های بزرگ را نیز وارد مرحله‌ای تازه از بی‌ثباتی کند.


۶ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

کنترل تنگه‌هرمز بالاخره دست کیست؟ ایران یا آمریکا؟

کد خبر: 787458 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۸:۴۵:۰۹ اعتمادآنلاین |

تحریم‌ها به ابزار اصلی برای افزایش هزینه‌های اقتصادی ایران و واداشتن تهران به پذیرش خواسته‌های امریکا تبدیل شده‌اند؛ هرچند وابستگی بازار انرژی به هرمز، هزینه‌های این سیاست را برای اقتصاد جهانی افزایش خواهد داد. با این حال تشدید فشار اقتصادی در شرایطی دنبال می‌شود که امنیت مسیرهای انرژی و تداوم تجارت دریایی، به متغیری تعیین‌کننده در معادلات منطقه‌ای تبدیل شده است. در چنین شرایطی تهران نیز با ترکیب مقاومت اقتصادی و حفظ کانال‌های دیپلماتیک، تلاش دارد ضمن مدیریت فشارها، موقعیت چانه‌زنی خود را در برابر واشنگتن حفظ کند.

به گزارش اعتماد، سید جلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در انگلستان و کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره روایت‌های متضاد ایران و امریکا از کنترل تنگه هرمز گفت: برای ارزیابی وضعیت میدانی، نباید صرفا به روایت تهران یا واشنگتن اکتفا کرد؛ «آمار منابع بین‌المللی کشتیرانی» معیار دقیق‌تری برای راستی‌آزمایی این ادعاهاست.او افزود: اطلاعات مربوط به شمار روزانه کشتی‌های عبوری از خلیج‌فارس، نوع محموله‌ها، مبدا و مقصد شناورها و همچنین وضعیت نفتکش‌هایی که احتمالا با هماهنگی ایران یا امریکا اجازه تردد یافته‌اند، می‌تواند تصویر واقعی‌تری از وضعیت تنگه ارایه کند. به گفته ساداتیان، داده‌های نهادهایی مانند «کپلر» و دیگر مراجع رصد حمل‌ونقل دریایی نشان می‌دهد تردد کشتی‌ها چه میزان کاهش یافته یا تا چه حد به روال عادی نزدیک است،از همین رو اگر ترامپ مدعی است کشتی‌ها آزادانه و به‌طور گسترده از تنگه هرمز عبور می‌کنند، این ادعا باید در آمار رسمی و مستقل ثبت شده باشد. او در ادامه خاطرنشان کرد: «مقایسه میزان تردد کنونی با آمار گذشته، مشخص می‌کند کدام روایت به واقعیت میدانی نزدیک‌تر است.» بنابراین بررسی جداگانه وضعیت کشتی‌های چینی، هندی و دیگر کشورهایی که ممکن است برای عبور از تنگه با یکی از طرف‌ها هماهنگی داشته باشند نیز ضروری است، زیرا چنین توافق‌هایی می‌تواند بر آمار کلی تردد اثر بگذارد. هرمز جایگزین ندارد

ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره ادعای ایجاد خطوط جدید برای انتقال انرژی و استفاده امریکا از «کریدور جنوبی»برای تردد کشتی‌ها گفت: روند رایزنی‌های ایران و عمان نشان می‌دهد طرح‌هایی برای تنظیم تردد کشتی‌ها در تنگه مطرح شده. در ابتدا، استفاده از مسیر شمالی، که بیشتر در محدوده کنترل ایران قرار دارد، مورد بحث بود.سپس ایده ایجاد یک «مسیر میانی» برای عبور محدود و موقت کشتی‌ها، در بازه‌ای مانند یک تا سه ماه، مطرح شد؛ مسیری که با فضای مذاکراتی ایران و امریکا ارتباط داشت. با این حال نشانه‌ای از توافق قطعی بر سر اجرای این طرح وجود ندارد؛ هرچند این گزینه محتمل‌ترین راهکار مورد بحث است.این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید کرد: ادعاهای امریکا درباره کنترل تنگه یا ایجاد مسیرهای جایگزین باید با داده‌های مستند قابل‌راستی‌آزمایی باشد. به گفته ساداتیان: «اگر آمار منابع و نهادهای بین‌المللی، تردد پایدار و قابل‌توجه کشتی‌ها را در مسیرهای ادعایی تایید کند، می‌توان درباره تحقق این طرح‌ها سخن گفت؛ در غیر این صورت، این ادعاها مبنای روشنی ندارد.» بنابراین تا زمانی که سازوکاری عملی و مورد تایید منابع مستقل درباره مسیر شمالی، جنوبی یا میانی ثبت نشده باشد، نمی‌توان از شکل‌گیری «مسیر جایگزین» برای تنگه هرمز سخن گفت. تحریم‌ها اهرم امریکا برای واداشتن ایران به عقب‌نشینی است

ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره بازگشت امریکا به «فشار حداکثری» و واکنش تهران به کارزار اقتصادی واشنگتن گفت: اگر امریکا مدعی است تنگه هرمز باز است و کشتی‌ها آزادانه از آن عبور می‌کنند، این پرسش مطرح می‌شود که چرا همزمان ایران را به تشدید فشارهای اقتصادی تهدید می‌کند.این تناقض نشان می‌دهد واشنگتن نیز از پیامدهای وضعیت تنگه و محدودیت‌های تردد در آن متأثر است.ساداتیان افزود: آمارهای بین‌المللی درباره ذخایر انرژی و میزان مصرف آنها در مناطق مختلف، می‌تواند نشان دهد فشار اصلی متوجه کدام طرف است. اگر ذخایر انرژی کشورهای آسیایی، اروپایی یا دیگر مصرف‌کنندگان نفت خلیج‌فارس کاهش یابد، احتمال جهش قیمت انرژی و شکل‌گیری بحران در بازارهای جهانی بیشتر می‌شود. در چنین وضعیتی، امریکا با فشار کشورهای عربی منطقه، دولت‌های اروپایی و اقتصادهای آسیایی مواجه خواهد شد تا راهی برای مدیریت بحرانی پیدا کند که به گفته این دیپلمات پیشین، از آن بهره موردانتظار را به دست نیاورده است،بنابراین تشدید تهدیدها ازسوی ترامپ، تلاشی برای واردکردن فشار بیشتر بر ایران است. او می‌کوشد تهران را به جایی برساند که در برابر خواسته‌های واشنگتن تسلیم شود؛ به ‌ویژه از این جهت که تداوم محدودیت تردد کشتی‌ها برای دو، سه یا چهار هفته می‌تواند پیامدهای مهمی برای بازار انرژی و اقتصاد جهانی داشته باشد.

 ساداتیان معتقد است: مشاوران ترامپ نیز او را نسبت به هزینه‌های چنین وضعیتی آگاه کرده‌اند و بخشی از تهدیدهای اخیر را باید در همین چارچوب دید. ایران گزینه مقاومت را برگزیده است

این دیپلمات پیشین در ادامه خاطرنشان کرد: ایران نیز به واسطه تحریم‌ها زیر فشار است. تحریم‌ها، «محاصره دریایی»، محدودیت‌های وارداتی و دشواری در فروش نفت، بر تامین نیازهای کشور و شرایط اقتصادی جامعه اثر می‌گذارد. پیامد این وضعیت در قالب تورم و گرانی به مردم منتقل می‌شود و نمی‌توان وجود فشار اقتصادی را نادیده گرفت. با این حال، تهران بر این باور است که با تداوم مقاومت، هزینه‌های طرف مقابل نیز افزایش می‌یابد و واشنگتن در زمانی کوتاه‌تر با دشواری‌های ناشی از بحران انرژی روبه‌رو خواهد شد.

ساداتیان افزود: پرسش اصلی در این شرایط آن است که کدام طرف توان و ظرفیت بیشتری برای ادامه این وضعیت دارد. از نگاه او، ایران به همراهی مردم، عملکرد دولت، آمادگی نیروهای مسلح و نیز حفظ «روایت رسانه‌ای» خود تکیه دارد. تهران همچنین تلاش دارد نشان دهد صرفا به ‌دنبال جنگ نیست و در کنار آمادگی برای مقاومت، مسیر «دیپلماسی» و تبادل پیام با میانجی‌ها را باز گذاشته تا در افکار عمومی جهان، به عنوان طرفی که فقط به تشدید تنش می‌اندیشد معرفی نشود.

به گفته ساداتیان هدف ایران از تبادل پیام، رسیدن به خواسته‌ها و تامین «منافع ملی» است. از منظری دیگر سیاست جاری کشور بر مقاومت استوار است، اما مقاومت به معنای نفی مذاکره نیست. تصمیم‌های شورای عالی امنیت ملی و هماهنگی‌های میان دولت و دیگر ارکان کشور، به تداوم ایستادگی در برابر فشارها گرایش دارد؛ در عین حال، اگر مسیر پیام‌رسانی و میانجیگری به نتیجه مشخصی برسد، ایران از آن استقبال می‌کند.این دیپلمات پیشین در ادامه گفت: ایران خواهان گفت‌وگو است، اما مذاکره باید از موضع «قدرت و برابری» انجام شود. جهان در مسیر هم‌صدایی با امریکا دچار تردیدهای جدی هستند

ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگری درباره امکان موفقیت ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه ایران به «اعتماد» گفت: تاکنون نه کشورهای اروپایی و نه دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس، پاسخ روشن و قاطعی به دعوت‌های ترامپ برای پیوستن به ائتلاف علیه ایران نداده‌اند. این تردید ناشی از نگرانی آنها نسبت به پیامدهای تقابل مستقیم با ایران است.دیپلمات پیشین کشورمان افزود: ایران بارها اعلام کرده با همسایگان خود، ازجمله عربستان‌سعودی، امارات و عمان، مساله‌ای ندارد؛ اما پایگاه‌های امریکا در خاک این کشورها را، در صورت استفاده برای حمله به ایران، اهداف مشروعی برای پاسخ متقابل می‌داند. این موضع نشان می‌دهد «هدف ایران کشورهای منطقه نیستند، بلکه پایگاه‌های امریکا در داخل این کشورها هستند.»

ساداتیان ادامه داد: از منظری دیگر کشورهای حاشیه خلیج‌فارس از نظر زیرساخت‌ها آسیب‌پذیرند و خود را در «خانه‌های شیشه‌ای» می‌بینند؛ از این ‌رو، نگرانند که هرگونه مشارکت در ائتلافی علیه ایران، آنها را وارد چرخه حملات متقابل کند، بنابراین ریسک چنین مواجهه‌ای را نمی‌پذیرند، از همین رو ممکن است تلاش‌هایی برای ایجاد سازوکارهای همکاری با امریکا ادامه داشته باشد، اما تا این مرحله نشانه‌ای از شکل‌گیری یک ائتلاف موثر و آشکار علیه ایران دیده نمی‌شود. عراق به دنبال برقراری توازن در روابط بغداد با تهران و واشنگتن است

ساداتیان در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره هدف از سفر محمدباقر قالیباف به عراق در میان اخبار ادعایی رسانه‌ای شده درباره شکاف‌های احتمالی میان دولت بغداد و گروه‌های مقاومت گفت: عراق همچنان زیر فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی امریکا قرار دارد. هر چند گروه‌های سیاسی و جریان‌های مقاومت عراق، از گذشته با حضور امریکا مخالفت کرده‌اند و در مقاطع مختلف، ازجمله از طریق مصوبه پارلمان برای خروج نیروهای امریکایی، این مخالفت را پیگیری کرده‌اند.

 ساداتیان در ادامه گفت: امروز نیز فشار واشنگتن برای ادغام «حشدالشعبی» و دیگر گروه‌های مقاومت در ارتش عراق در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ فشاری که به گفته او، با مقاومت این گروه‌ها روبه‌رو شده است.این دیپلمات پیشین ادامه داد: امریکا و برخی بازیگران عراقی، نقش و حمایت ایران را یکی از عوامل تداوم فعالیت جریان‌های مقاومت می‌دانند و همین مساله بر دولت عراق فشار وارد می‌کند. او با اشاره به سفر نخست‌وزیر عراق به امریکا و سپس تهران گفت که این رفت‌وآمدها بازتاب‌دهنده تلاش بغداد برای مدیریت فشارهای متعارض و حفظ توازن در روابط خارجی است.

ساداتیان تاکید کرد: در کنار این تنش‌ها، روابط ایران و عراق بر پیوندهای عمیق مردمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی استوار است، از همین رو سفر قالیباف در این مقطع، با توجه به جایگاه او در ساختار سیاسی ایران و سابقه حضورش در گفت‌وگوهای مرتبط با امریکا، حامل پیام سیاسی است و می‌تواند نشانه «نفوذ و روابط گسترده ایران در عراق» تلقی شود.

به گفته ساداتیان، تهران می‌کوشد بغداد را به سمت همکاری بیشتر منطقه‌ای سوق دهد و از ظرفیت‌های دو کشور در حوزه‌های اقتصادی استفاده کند.

ساداتیان در ادامه خاطرنشان کرد: صادرات گاز، برق و کالا از ایران به عراق، فعالیت بخش خصوصی و نیز ضرورت دسترسی ایران به منابع مالی حاصل از این مبادلات، از محورهای مهم روابط دو کشور است.

 او در پایان افزود: مجموعه ملاحظات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و مذهبی، رفت‌وآمدهای دیپلماتیک ایران و عراق را ضروری می‌سازد و سفر قالیباف نیز باید در چارچوب تلاش برای حفظ و تقویت این روابط گسترده ارزیابی شود.

  اخبار مرتبط الجزیره: کشتی تجاری در تنگه هرمز هدف پرتابه ناشناس قرار گرفت نفتکش اماراتی در تنگه هرمز متوقف شد




 آفریقای جنوبی می‌تواند دروازه ورود ایران به بازار گردشگری آفریقا باشد
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

آفریقای جنوبی می‌تواند دروازه ورود ایران به بازار گردشگری آفریقا باشد

وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در دیدار با وزیر گردشگری آفریقای جنوبی با تاکید بر ظرفیت‌های کم‌نظیر دو کشور برای توسعه همکاری‌های گردشگری، بر اتصال بخش‌های خصوصی، اجرای برنامه‌های مشترک بازاریابی و برگزاری تورهای آشناسازی برای فعالان رسانه‌ای و گردشگری تاکید کرد و گفت: آفریقای جنوبی می‌تواند دروازه ورود ایران به بازار گردشگری آفریقا باشد.

 ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است
۱۰ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است

سخنگوی وزارت دفاع با تأکید بر ضرورت تقویت توان کشور گفت: تنها راه سلطه‌ستیزی و مقابله با قدرت‌های بیگانه که استقلال، موجودیت و هویت ایران را هدف قرار می‌دهند، قوی شدن و افزایش قدرت کشور است.

 ببینید| ابلاغ پیام مقام معظم رهبری به مردم عراق در سفر هیات پارلمانی ایران
۱۱ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ببینید| ابلاغ پیام مقام معظم رهبری به مردم عراق در سفر هیات پارلمانی ایران

قالیباف رئیس مجلس پس از سفر سه روزه به عراق گفت: مراسمی در شهر کربلا شب جمعه مصادف با چهلمین روز مراسم تدفین پیکر رهبر شهید برگزار شد، در این جلسه که مسئولان و مردم حضور داشتند هم با مردم صحبت کردیم و پیام ملت ایران و در رأس آن، پیام مقام معظم رهبری و تشکر بیت امام شهید و رهبر عزیزمان را به مردم عزیز عراق و مسئولان این کشور ابلاغ کردیم.

 افتتاح حدود ۳۶ هزار پروژه عمرانی در هفته دولت، با بیش از ۷۳۴ همت اعتبار
۱۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

افتتاح حدود ۳۶ هزار پروژه عمرانی در هفته دولت، با بیش از ۷۳۴ همت اعتبار

در هفته دولت مجموعاً ۳۵ هزار و ۹۸۶ پروژه عمرانی، رفاهی، زیرساختی و توسعه ای در سراسر کشور با هزینه نهایی ۷۳۴ هزار و ۴۶۱ میلیارد تومان (حدود ۷۳۵ همت) به بهره‌برداری خواهد رسید.

 آیین یادبود مرحوم علامه محمدرضا حکیمی
۱۰ ساعت قبل / سایت جماران

آیین یادبود مرحوم علامه محمدرضا حکیمی

به گزارش جماران، آیین‌ یادبود و بزرگداشت مرحوم علامه محمدرضا حکیمی برگزار شد.

 پایداری‌چی‌هایی که نسخه خروج از NPT می‌نویسند، بلدند هزینه‌های این کار را حساب کنند؟
۴۱ دقیقه قبل / سایت اصلاحات نیوز

پایداری‌چی‌هایی که نسخه خروج از NPT می‌نویسند، بلدند هزینه‌های این کار را حساب کنند؟

یک روزنامه اصلاح طلب نوشت: اگر طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، از مرحله طرح و تهدید سیاسی عبور کند و به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود، پ...